Forwarded from Shabnameh شبنامه
نجات جان زندانیان ضروری است!
آرام فرج الهی
تجمع خانوادهها در برابر زندان قزلحصار همچنان ادامه دارد. گزارشها حاکی از آن است که رئیس زندان، عزیزی، برای مهار اعتراض زندانیان از گاز اشکآور استفاده کرده است. خانوادهها میگویند با انتشار خبر برنامهریزی برای اعدامهای دستهجمعی، دامنه اعتراض درون زندان گسترش یافته است. این رخدادها؛ نشانه خطری است جدی که جان زندانیان را تهدید میکند.
در میانه جنگ، بمباران و بیثباتی سیاسی، وضعیت زندانیان ـ بهویژه زندانیان سیاسی و محکومان به اعدام ـ بهشدت نگرانکننده است. تاریخ نشان داده است که حکومتها در لحظات بحران و تزلزل، برای بازسازی هیبت ازدسترفته خود، به خشونت عریان و انتقامگیری متوسل میشوند. زندانها در چنین شرایطی میتوانند به صحنه تسویهحسابهای خونین بدل شوند؛ جایی که بیدفاعترین انسانها هزینه بحران قدرت را میپردازند.
محکومان به اعدام امروز در معرض اجرای شتابزده احکام و حتی ناپدیدسازی قهری قرار دارند. هر ساعت تأخیر در واکنش اجتماعی میتواند بهای سنگینی داشته باشد. در فضای جنگی و امنیتی، خطر آن وجود دارد که اعدامها به ابزاری برای ایجاد رعب عمومی و خاموشکردن هر صدای معترض تبدیل شود.
زندان یکی از ابزارهای اصلی سلطه طبقاتی است؛ ابزاری که در بزنگاههای تاریخی بیپردهتر و خشنتر عمل میکند. دفاع از جان زندانیان سیاسی تنها یک مطالبه نیست؛ دفاع از حق جامعه برای مقاومت، اعتراض و سازمانیابی است. هر اعدام، تلاشی است برای درهمشکستن امید و اراده جمعی. هر سکوت، به معنای میداندادن به تکرار فاجعه است.
امروز وظیفهای فوری پیش روی جامعه قرار دارد؛حمایت فعال از خانوادههای زندانیان، حضور در برابر زندانها، گسترش اطلاعرسانی و تبدیل مطالبه لغو اعدام به یک خواست همگانی. همبستگی اجتماعی میتواند مانعی واقعی در برابر ماشین سرکوب باشد. تجربه نشان داده است که فشار افکار عمومی و حضور سازمانیافته مردم، توان عقبنشاندن قدرت سرکوب را دارد.
دیوارهای زندان بلندند، اما اراده جمعی بلندتر است. زمان آن است که در کنار خانوادهها ایستاد و اجازه نداد زندانها به گورستان خاموش بدل شوند. دفاع از جان زندانیان، دفاع از کرامت انسانی و از امکان آیندهای آزادتر برای همگان است.
آرام فرج الهی
تجمع خانوادهها در برابر زندان قزلحصار همچنان ادامه دارد. گزارشها حاکی از آن است که رئیس زندان، عزیزی، برای مهار اعتراض زندانیان از گاز اشکآور استفاده کرده است. خانوادهها میگویند با انتشار خبر برنامهریزی برای اعدامهای دستهجمعی، دامنه اعتراض درون زندان گسترش یافته است. این رخدادها؛ نشانه خطری است جدی که جان زندانیان را تهدید میکند.
در میانه جنگ، بمباران و بیثباتی سیاسی، وضعیت زندانیان ـ بهویژه زندانیان سیاسی و محکومان به اعدام ـ بهشدت نگرانکننده است. تاریخ نشان داده است که حکومتها در لحظات بحران و تزلزل، برای بازسازی هیبت ازدسترفته خود، به خشونت عریان و انتقامگیری متوسل میشوند. زندانها در چنین شرایطی میتوانند به صحنه تسویهحسابهای خونین بدل شوند؛ جایی که بیدفاعترین انسانها هزینه بحران قدرت را میپردازند.
محکومان به اعدام امروز در معرض اجرای شتابزده احکام و حتی ناپدیدسازی قهری قرار دارند. هر ساعت تأخیر در واکنش اجتماعی میتواند بهای سنگینی داشته باشد. در فضای جنگی و امنیتی، خطر آن وجود دارد که اعدامها به ابزاری برای ایجاد رعب عمومی و خاموشکردن هر صدای معترض تبدیل شود.
زندان یکی از ابزارهای اصلی سلطه طبقاتی است؛ ابزاری که در بزنگاههای تاریخی بیپردهتر و خشنتر عمل میکند. دفاع از جان زندانیان سیاسی تنها یک مطالبه نیست؛ دفاع از حق جامعه برای مقاومت، اعتراض و سازمانیابی است. هر اعدام، تلاشی است برای درهمشکستن امید و اراده جمعی. هر سکوت، به معنای میداندادن به تکرار فاجعه است.
امروز وظیفهای فوری پیش روی جامعه قرار دارد؛حمایت فعال از خانوادههای زندانیان، حضور در برابر زندانها، گسترش اطلاعرسانی و تبدیل مطالبه لغو اعدام به یک خواست همگانی. همبستگی اجتماعی میتواند مانعی واقعی در برابر ماشین سرکوب باشد. تجربه نشان داده است که فشار افکار عمومی و حضور سازمانیافته مردم، توان عقبنشاندن قدرت سرکوب را دارد.
دیوارهای زندان بلندند، اما اراده جمعی بلندتر است. زمان آن است که در کنار خانوادهها ایستاد و اجازه نداد زندانها به گورستان خاموش بدل شوند. دفاع از جان زندانیان، دفاع از کرامت انسانی و از امکان آیندهای آزادتر برای همگان است.
Forwarded from Radio Zamaneh
رضا خندان از زندان: هزاران زندانی در معرض خطر بمباراناند
رضا خندان در نامهای از زندان اوین هشدار داده است که مسئولیت مستقیم هرگونه فاجعه برای زندانیان در شرایط جنگی متوجه قوه قضائیه و سازمان زندانها خواهد بود.
https://www.radiozamaneh.com/881192/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
رضا خندان در نامهای از زندان اوین هشدار داده است که مسئولیت مستقیم هرگونه فاجعه برای زندانیان در شرایط جنگی متوجه قوه قضائیه و سازمان زندانها خواهد بود.
https://www.radiozamaneh.com/881192/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
Radiozamaneh
رضا خندان از زندان: هزاران زندانی در معرض خطر بمباراناند
رضا خندان در نامهای از زندان اوین هشدار داده است که مسئولیت مستقیم هرگونه فاجعه برای زندانیان در شرایط جنگی متوجه قوه قضائیه و سازمان زندانها خواهد بود.
Forwarded from ️️Komalamedia️
🚩 پیام رفیق ابراهیم علیزاده، دبیر اول کومهله، به مردم کردستان
این پیام
به زبان کردی امروز از تلویزیون کومهله پخش شد،
اینک ترجمه آن را تقدیمتان میکنیم:
مردم شریف و مبارز کردستان،
امروز ششمین روزی است که منطقهی ما در آتش جنگی میسوزد که نه ما آن را برپا کردهایم، نه به خواست ما شعلهور شده است و نه ذرهای با منافع واقعی مردم ایران و مردم کردستان پیوند دارد. جنگی که امروز جریان دارد، جنگ قدرتهای منطقهای و جهانی است؛ قدرتهایی که هر یک برای بقا، سلطه و منافع طبقاتیِ خود میجنگند. مردم ما اما نه در این میدان جایی دارند و نه کسی از آنها اجازهای خواسته است. آنچه در این جنگ برای مردم برجای میماند، نگرانی، ناامنی، گرانی و آوارگی است؛ و آنچه برای آنها میماند، سهمخواهی از قدرت و معامله پشت درهای بسته است.
اما کار ما دست روی دست گذاشتن نیست. کار ما نشستن و گلایه کردن از روزگار نیست. ما در هر شرایطی، حتی شرایطی که مطلوبمان نیست، باید این توان را داشته باشیم که امر بد را تا جایی که ممکن است به امر خوب تبدیل کنیم و از بدترین موقعیتها با کمترین زیان و بیشترین دستاورد بیرون بیاییم. رفقای ما، فعالین کومهله، در هیچ شرایطی بیوظیفه نخواهند بود؛ حتی وقتی که آن شرایط را خود برنگزیدهاند. ما در دل همین وضعیت دشوار باید راهی باز کنیم؛ نه با شعارهای توخالی، بلکه با عمل، با سازماندهی، با همبستگی، با تکیه به مردم.
ما حال و روز مردم کردستان را میبینیم. فقر، گرانی، بیکاری و کمبود ابتداییترین مایحتاج زندگی بیداد میکند. خانوادههایی هستند که نان شبشان به خطر افتاده است. کارگرانی هستند که دستمزدشان را نگرفتهاند و شرمندهی خانوادههایشان هستند. کولبری هست که دیگر نانآور خانه نیست و زیر فشار مرز و بیکاری و ناامنی، زندگیاش خرد شده است. معلمی هست که فریاد حقخواهیاش به جایی نرسیده و با تهدید و پروندهسازی روبهرو شده است. ما این درد را درک میکنیم. این رنج را میشناسیم. و میدانیم در روزهای جنگ و بحران، همین رنجها چند برابر میشود: قیمتها بالا میرود، کار میخوابد، دارو کم میشود، راهها ناامن میشود و همیشه این مردم هستند که تاوان میدهند.
اما مردم عزیز؛
گذر از این موقعیت دشوار، بدون همبستگی، بدون به فکر هم بودن، بدون یکدیگر را نگه داشتن، ممکن نیست. ما باید در همین روزهای سخت، دست هم را محکمتر بگیریم. فعالین کومهله و همهی کسانی که دل در گرو خطمشی کومهله دارند، وظیفه دارند این همبستگی را سازمان بدهند: در محله، در بازار، در میان خانوادهها، در میان همسایهها، در میان کارگران یک کارگاه، در میان معلمان یک مدرسه، در میان جوانان یک کوچه و یک روستا. کسی نباید در این روزهای سخت تنها بماند. اگر خانوادهای نان ندارد، اگر بیماری دارو ندارد، اگر سالمندی بیپناه است، اگر کودکی در ترس شب را صبح میکند، از کنار اینها نباید بیتفاوت گذشت. ما از این وظایف شانه خالی نمیکنیم: ایجاد شبکههای یاریرسانی، تقسیم کار، خبررسانی درست و مراقبت از هم وظیفهی فعالین کومهله در این شرایط است.
در عین حال باید یک چیز را با صدای بلند بگوییم: ما نه برای نیروهای رژیم جمهوری اسلامی دل میسوزانیم که زیر فشار بمباران مقرها و مواضعشان قرار گرفتهاند و نه به بخشی از پروژههای آمریکا و اسرائیل تبدیل خواهیم شد که از طریق این جنگِ ضد مردمی دنبال میکنند. دهها تجربه در گوشه و کنار جهان نشان داده که هر بار منافع آمریکا اقتضا کرده، متحدین دیروزش را رها کرده و قربانی معاملات پشتپرده نموده است. امروز هم اگر کسانی خیال کنند با تکیه به قدرتهای بزرگ میشود آزادی و برابری آورد، خودشان را فریب میدهند و مردم را قربانی میکنند. این جنگ، جنگ ما نیست. اما سرنوشت ما را میتواند زیر و رو کند. پس باید سیاستِ خودمان را داشته باشیم؛ مستقل، مردمی و متکی به نیروی خودمان.
مردم کردستان؛
در این میان راه سومی وجود دارد. این راه سوم، راه تودههای مردم است. راه سوم یعنی نه کوچکترین غفلت از مبارزه با جمهوری اسلامی و نه تبدیل شدن به پیادهنظام پروژههای آمریکا و اسرائیل و دیگران. مختصات این راه سوم چیست؟
اول: تلاش برای سازماندهی مردم در محل کار و زیست. در کارخانه، در کارگاه، در مدرسه، در دانشگاه، در روستا، در محله، در میان کسبهی بازار. هر جایی که مردم هستند، باید سازماندهی باشد. سازماندهی یعنی جمع شدن، انتخاب نمایندهی قابل پاسخگویی، تقسیم مسئولیت، داشتن برنامه برای کمکرسانی و دفاع از حقوق مردم و داشتن ارتباط منظم با دیگر محلات و دیگر مراکز کار و زندگی.
دوم: پر کردن هر خلأیی از قدرت که در نتیجهی عقبنشینی یا هزیمت نیروهای جمهوری اسلامی فراهم میشود. وقتی رژیم عقب مینشیند، نباید این فضا را خالی بگذاریم.
این پیام
به زبان کردی امروز از تلویزیون کومهله پخش شد،
اینک ترجمه آن را تقدیمتان میکنیم:
مردم شریف و مبارز کردستان،
امروز ششمین روزی است که منطقهی ما در آتش جنگی میسوزد که نه ما آن را برپا کردهایم، نه به خواست ما شعلهور شده است و نه ذرهای با منافع واقعی مردم ایران و مردم کردستان پیوند دارد. جنگی که امروز جریان دارد، جنگ قدرتهای منطقهای و جهانی است؛ قدرتهایی که هر یک برای بقا، سلطه و منافع طبقاتیِ خود میجنگند. مردم ما اما نه در این میدان جایی دارند و نه کسی از آنها اجازهای خواسته است. آنچه در این جنگ برای مردم برجای میماند، نگرانی، ناامنی، گرانی و آوارگی است؛ و آنچه برای آنها میماند، سهمخواهی از قدرت و معامله پشت درهای بسته است.
اما کار ما دست روی دست گذاشتن نیست. کار ما نشستن و گلایه کردن از روزگار نیست. ما در هر شرایطی، حتی شرایطی که مطلوبمان نیست، باید این توان را داشته باشیم که امر بد را تا جایی که ممکن است به امر خوب تبدیل کنیم و از بدترین موقعیتها با کمترین زیان و بیشترین دستاورد بیرون بیاییم. رفقای ما، فعالین کومهله، در هیچ شرایطی بیوظیفه نخواهند بود؛ حتی وقتی که آن شرایط را خود برنگزیدهاند. ما در دل همین وضعیت دشوار باید راهی باز کنیم؛ نه با شعارهای توخالی، بلکه با عمل، با سازماندهی، با همبستگی، با تکیه به مردم.
ما حال و روز مردم کردستان را میبینیم. فقر، گرانی، بیکاری و کمبود ابتداییترین مایحتاج زندگی بیداد میکند. خانوادههایی هستند که نان شبشان به خطر افتاده است. کارگرانی هستند که دستمزدشان را نگرفتهاند و شرمندهی خانوادههایشان هستند. کولبری هست که دیگر نانآور خانه نیست و زیر فشار مرز و بیکاری و ناامنی، زندگیاش خرد شده است. معلمی هست که فریاد حقخواهیاش به جایی نرسیده و با تهدید و پروندهسازی روبهرو شده است. ما این درد را درک میکنیم. این رنج را میشناسیم. و میدانیم در روزهای جنگ و بحران، همین رنجها چند برابر میشود: قیمتها بالا میرود، کار میخوابد، دارو کم میشود، راهها ناامن میشود و همیشه این مردم هستند که تاوان میدهند.
اما مردم عزیز؛
گذر از این موقعیت دشوار، بدون همبستگی، بدون به فکر هم بودن، بدون یکدیگر را نگه داشتن، ممکن نیست. ما باید در همین روزهای سخت، دست هم را محکمتر بگیریم. فعالین کومهله و همهی کسانی که دل در گرو خطمشی کومهله دارند، وظیفه دارند این همبستگی را سازمان بدهند: در محله، در بازار، در میان خانوادهها، در میان همسایهها، در میان کارگران یک کارگاه، در میان معلمان یک مدرسه، در میان جوانان یک کوچه و یک روستا. کسی نباید در این روزهای سخت تنها بماند. اگر خانوادهای نان ندارد، اگر بیماری دارو ندارد، اگر سالمندی بیپناه است، اگر کودکی در ترس شب را صبح میکند، از کنار اینها نباید بیتفاوت گذشت. ما از این وظایف شانه خالی نمیکنیم: ایجاد شبکههای یاریرسانی، تقسیم کار، خبررسانی درست و مراقبت از هم وظیفهی فعالین کومهله در این شرایط است.
در عین حال باید یک چیز را با صدای بلند بگوییم: ما نه برای نیروهای رژیم جمهوری اسلامی دل میسوزانیم که زیر فشار بمباران مقرها و مواضعشان قرار گرفتهاند و نه به بخشی از پروژههای آمریکا و اسرائیل تبدیل خواهیم شد که از طریق این جنگِ ضد مردمی دنبال میکنند. دهها تجربه در گوشه و کنار جهان نشان داده که هر بار منافع آمریکا اقتضا کرده، متحدین دیروزش را رها کرده و قربانی معاملات پشتپرده نموده است. امروز هم اگر کسانی خیال کنند با تکیه به قدرتهای بزرگ میشود آزادی و برابری آورد، خودشان را فریب میدهند و مردم را قربانی میکنند. این جنگ، جنگ ما نیست. اما سرنوشت ما را میتواند زیر و رو کند. پس باید سیاستِ خودمان را داشته باشیم؛ مستقل، مردمی و متکی به نیروی خودمان.
مردم کردستان؛
در این میان راه سومی وجود دارد. این راه سوم، راه تودههای مردم است. راه سوم یعنی نه کوچکترین غفلت از مبارزه با جمهوری اسلامی و نه تبدیل شدن به پیادهنظام پروژههای آمریکا و اسرائیل و دیگران. مختصات این راه سوم چیست؟
اول: تلاش برای سازماندهی مردم در محل کار و زیست. در کارخانه، در کارگاه، در مدرسه، در دانشگاه، در روستا، در محله، در میان کسبهی بازار. هر جایی که مردم هستند، باید سازماندهی باشد. سازماندهی یعنی جمع شدن، انتخاب نمایندهی قابل پاسخگویی، تقسیم مسئولیت، داشتن برنامه برای کمکرسانی و دفاع از حقوق مردم و داشتن ارتباط منظم با دیگر محلات و دیگر مراکز کار و زندگی.
دوم: پر کردن هر خلأیی از قدرت که در نتیجهی عقبنشینی یا هزیمت نیروهای جمهوری اسلامی فراهم میشود. وقتی رژیم عقب مینشیند، نباید این فضا را خالی بگذاریم.
Forwarded from ️️Komalamedia️
اگر خلأ قدرت ایجاد شود و مردم سازمانیافته نباشند، یا هرجومرج ایجاد میشود یا نیروهای فرصتطلب و زورگو جای مردم مینشینند. روال زندگی، نظم اجتماعی و امنیت محله و شهر نباید مختل شود. اینها وظایفی هستند که مردم سازمانیافته میتوانند بر دوش بگیرند: نگهبانی از محله، حفاظت از مراکز عمومی، جلوگیری از غارت و زورگیری، کمک به رسیدگی به مجروحان و آوارگان و مراقبت از اینکه اختلافات اجتماعی به خشونت کور تبدیل نشود.
سوم: این سازماندهی را باید از همین امروز شروع کرد. نه فردا. نه وقتی که جنگ تمام شد. امروز. امروز که هنوز فرصت هست، امروز که هنوز میشود آمادگی ایجاد کرد، امروز که میشود شبکه ساخت و اعتماد ایجاد کرد. فردا ممکن است دیر باشد.
چهارم: آن دسته از جوانان کردستان را که این توانایی را در خود میبینند که سلاح بردارند، حال که دشواری عبور از مرزها کمتر شده است، دعوت میکنیم که به صفوف تشکیلات علنی کۆمەڵە بپیوندند و از این راه نیز کومهله را تقویت کنند. ما تا زمانی که اسلحه به دست صاحبان واقعی آن، یعنی نهادهای منتخب مردم برسد، حزب سیاسی با بازوی مسلح باقی خواهیم ماند و با فراهم شدن شرایط لازم سلاحهای خود را با امانت تمام به این نهادها تحویل خواهیم داد.
اجازه بدهید دربارهی یک مسئلهی مهمتر هم حرف بزنم: مسئلهی مسلح بودن. در شرایطی که انحصار داشتن اسلحه از دست رژیم خارج میشود، در شرایطی که هنوز احزاب اپوزیسیون در کردستان مسلح هستند، نهادهای مردمی هم ضروری است که بتوانند از امنیت خود، از امنیت مردمِ محل کار و زیست و از دستاوردهایشان دفاع کنند. ما میگوییم امنیت را باید مردمِ سازمانیافته تأمین کنند؛ نه نیروهای سرکوبگر رژیم، نه گروهها و احزاب و نه قدرتهای دیگر.
اما سؤال این است: اسلحه از کجا به دست بیاورند؟ رفقا، کردستان در این روزها به انبار اسلحهی رژیم تبدیل شده است: پادگانها، مقرها، پاسگاهها. وقتی نیروهای رژیم به هزیمت میافتند، سلاحهایشان را با خود نمیبرند. این سلاحها جا میمانند. باید با استفاده از فرصتهای مناسب این سلاحها را تحویل گرفت — اما نه برای اینکه هر کس برای خودش قدرت درست کند؛ برای اینکه نهادهای مردمیِ منتخب بتوانند امنیت جمعی را تضمین کنند.
بگذارید از تجربهی شخصی بگویم. در اسفند سال ۱۳۵۷، در شهر مهاباد، با تسلیم شدن پادگان در مقابل فشار مردم، سلاحها به کنترل شورای شهر مهاباد درآمد. کلید اسلحهخانهی پادگان در دست یکی از اعضای شورای شهر بود که اتفاقاً عضو کومهله هم بود. متأسفانه در روزهای بعد، نیرویی که حزب دموکرات از روستاهای منطقهی سردشت جمعآوری کرده بود، این سلاحها را از کنترل شورا خارج کرد و به کنترل آن حزب درآورد. در همان روزها، در سنندج نیز سلاحهای پادگان ژاندارمری به دست مردم افتاد.
منظور از ذکر این خاطره این است: اگر درست و به موقع عمل کنیم، به دست آوردن ملزومات مادیِ مبارزهای که در پیش داریم کار مشکلی نخواهد بود. مشکل، آمادگی سازمانی است. مشکل، قدرت سازماندهی است. مشکل، وجود نهادهای مردمی محلی است که بتوانند در لحظهی مناسب، مسئولانه و جمعی عمل کنند؛ با حساب و کتاب، با شفافیت و با پاسخگویی به مردم.
مردم عزیز کردستان؛
در مبارزه با جمهوری اسلامی، متحدین ما مردم همسرنوشت ما در سراسر ایران هستند: کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان و ملیتهای تحت ستم. آنها متحدین واقعی ما هستند، نه قدرتهای بزرگ که هر روز دوست و دشمن عوض میکنند. پیوند ما با مردم ایران، پیوند درد مشترک و آرزوی مشترک است: آزادی، برابری، رفاه و کرامت انسانی. ما باید صدای هم را تقویت کنیم، تجربهها را منتقل کنیم و اجازه ندهیم رژیم یا نیروهای بیرونی ما را از هم جدا کنند.
یک نکتهی دیگر هم هست که میخواهم روشن بگویم. احزاب مسلح کردستانی در اقلیم کردستان عراق، به نام همپیمانی احزاب کردستانی، ائتلافی تشکیل دادهاند. ما به دلایلی که پیش از این توضیح دادهایم، به این ائتلاف نپیوستهایم. ما فکر میکنیم که این مرکز سیاستهای روشنی در مورد حیاتیترین مسائل کنونی ندارد و استراتژی روشنی در قبال شعار سرنگونی جمهوری اسلامی ندارد. اما بیرون ماندن ما از این همپیمانی به هیچ وجه به معنای نادیده گرفتن آن نیست. همکاری و هماهنگی با آنها، هر جا که ضروری باشد و به نفع مردم باشد، ممکن است و خواهیم داشت. معیار ما روشن است: منافع مردم، امنیت مردم، هزینه کمتر برای دستاورد بیشتر.
و در پایان، مردم کردستان؛ ما مردمی هستیم که تاریخمان پر از سختی است. اما از هر سختی هم برخاستهایم. نه به خاطر اینکه کمکی از بیرون رسیده، بلکه به خاطر اینکه به هم تکیه دادهایم، به هم اعتماد کردهایم و با هم سازماندهی کردهایم. امروز هم همان درس را باید به یاد داشت.
همبستگی را زنده نگه دارید.
هر خلأ قدرتی را که رژیم جا میگذارد، با حضور سازمانیافتهی مردم پر کنید.
سوم: این سازماندهی را باید از همین امروز شروع کرد. نه فردا. نه وقتی که جنگ تمام شد. امروز. امروز که هنوز فرصت هست، امروز که هنوز میشود آمادگی ایجاد کرد، امروز که میشود شبکه ساخت و اعتماد ایجاد کرد. فردا ممکن است دیر باشد.
چهارم: آن دسته از جوانان کردستان را که این توانایی را در خود میبینند که سلاح بردارند، حال که دشواری عبور از مرزها کمتر شده است، دعوت میکنیم که به صفوف تشکیلات علنی کۆمەڵە بپیوندند و از این راه نیز کومهله را تقویت کنند. ما تا زمانی که اسلحه به دست صاحبان واقعی آن، یعنی نهادهای منتخب مردم برسد، حزب سیاسی با بازوی مسلح باقی خواهیم ماند و با فراهم شدن شرایط لازم سلاحهای خود را با امانت تمام به این نهادها تحویل خواهیم داد.
اجازه بدهید دربارهی یک مسئلهی مهمتر هم حرف بزنم: مسئلهی مسلح بودن. در شرایطی که انحصار داشتن اسلحه از دست رژیم خارج میشود، در شرایطی که هنوز احزاب اپوزیسیون در کردستان مسلح هستند، نهادهای مردمی هم ضروری است که بتوانند از امنیت خود، از امنیت مردمِ محل کار و زیست و از دستاوردهایشان دفاع کنند. ما میگوییم امنیت را باید مردمِ سازمانیافته تأمین کنند؛ نه نیروهای سرکوبگر رژیم، نه گروهها و احزاب و نه قدرتهای دیگر.
اما سؤال این است: اسلحه از کجا به دست بیاورند؟ رفقا، کردستان در این روزها به انبار اسلحهی رژیم تبدیل شده است: پادگانها، مقرها، پاسگاهها. وقتی نیروهای رژیم به هزیمت میافتند، سلاحهایشان را با خود نمیبرند. این سلاحها جا میمانند. باید با استفاده از فرصتهای مناسب این سلاحها را تحویل گرفت — اما نه برای اینکه هر کس برای خودش قدرت درست کند؛ برای اینکه نهادهای مردمیِ منتخب بتوانند امنیت جمعی را تضمین کنند.
بگذارید از تجربهی شخصی بگویم. در اسفند سال ۱۳۵۷، در شهر مهاباد، با تسلیم شدن پادگان در مقابل فشار مردم، سلاحها به کنترل شورای شهر مهاباد درآمد. کلید اسلحهخانهی پادگان در دست یکی از اعضای شورای شهر بود که اتفاقاً عضو کومهله هم بود. متأسفانه در روزهای بعد، نیرویی که حزب دموکرات از روستاهای منطقهی سردشت جمعآوری کرده بود، این سلاحها را از کنترل شورا خارج کرد و به کنترل آن حزب درآورد. در همان روزها، در سنندج نیز سلاحهای پادگان ژاندارمری به دست مردم افتاد.
منظور از ذکر این خاطره این است: اگر درست و به موقع عمل کنیم، به دست آوردن ملزومات مادیِ مبارزهای که در پیش داریم کار مشکلی نخواهد بود. مشکل، آمادگی سازمانی است. مشکل، قدرت سازماندهی است. مشکل، وجود نهادهای مردمی محلی است که بتوانند در لحظهی مناسب، مسئولانه و جمعی عمل کنند؛ با حساب و کتاب، با شفافیت و با پاسخگویی به مردم.
مردم عزیز کردستان؛
در مبارزه با جمهوری اسلامی، متحدین ما مردم همسرنوشت ما در سراسر ایران هستند: کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان و ملیتهای تحت ستم. آنها متحدین واقعی ما هستند، نه قدرتهای بزرگ که هر روز دوست و دشمن عوض میکنند. پیوند ما با مردم ایران، پیوند درد مشترک و آرزوی مشترک است: آزادی، برابری، رفاه و کرامت انسانی. ما باید صدای هم را تقویت کنیم، تجربهها را منتقل کنیم و اجازه ندهیم رژیم یا نیروهای بیرونی ما را از هم جدا کنند.
یک نکتهی دیگر هم هست که میخواهم روشن بگویم. احزاب مسلح کردستانی در اقلیم کردستان عراق، به نام همپیمانی احزاب کردستانی، ائتلافی تشکیل دادهاند. ما به دلایلی که پیش از این توضیح دادهایم، به این ائتلاف نپیوستهایم. ما فکر میکنیم که این مرکز سیاستهای روشنی در مورد حیاتیترین مسائل کنونی ندارد و استراتژی روشنی در قبال شعار سرنگونی جمهوری اسلامی ندارد. اما بیرون ماندن ما از این همپیمانی به هیچ وجه به معنای نادیده گرفتن آن نیست. همکاری و هماهنگی با آنها، هر جا که ضروری باشد و به نفع مردم باشد، ممکن است و خواهیم داشت. معیار ما روشن است: منافع مردم، امنیت مردم، هزینه کمتر برای دستاورد بیشتر.
و در پایان، مردم کردستان؛ ما مردمی هستیم که تاریخمان پر از سختی است. اما از هر سختی هم برخاستهایم. نه به خاطر اینکه کمکی از بیرون رسیده، بلکه به خاطر اینکه به هم تکیه دادهایم، به هم اعتماد کردهایم و با هم سازماندهی کردهایم. امروز هم همان درس را باید به یاد داشت.
همبستگی را زنده نگه دارید.
هر خلأ قدرتی را که رژیم جا میگذارد، با حضور سازمانیافتهی مردم پر کنید.
کارگاه دیالکتیک
Video
پردهای دیگر از:
نمایش کمدی-تراژیک رضا پهلوی
در حاشیهی سُرخوردن «شاهزادهی عجول» در یک دام رسانهای
کارگاه دیالکتیک
۱۴ اسفند ۱۴۰۴
تاریخمصرف سیاسی رضا پهلوی برای نقشآفرینی در مناسبات قدرت یحتمل به سر آمده است. اما نه بهگونهای که از شر رضا پهلوی راحت شده باشیم؛ چون او و تیم منحط و قدرتمدارش (تحت حمایت قدرتهای بالادست) زخمهای عمیق و ماندگاری بر پیکر تاریخ فعلی و آتی ما وارد کردهاند. درست همانطور که مرگ فیزیکی خامنهای، در مسیری که بدون فاعلیت مردمان تحتستم رقم خورد، ما را از گزند پیامدهای شر حیات سیاسی خامنهای نجات نداد. بهعکس، میراث شوم خامنهای همچنان جان میستاند و مرگ و ویرانی به جا میگذارد، چون مسیر تحولات را بهگونهای ریلگذاری کرد که نیروهای شر خارجی و داخلیْ بر حیات مادی- زیستی و سرنوشت سیاسی مردمان ایران مسلط شدهاند: همهی «سگهای جنگ» و همهی نیروهایی که برای بسط شرارتهایشان دیگر به حضور فیزیکی علی خامنهای (و «رهنمودهای سیاسی»اش) نیازی ندارند.
با این اوصاف، نوشتن دربارهی رضا پهلوی در میانهی این جنگ مصیبتبار نهتنها عجیب نیست، بلکه در جای خود ضروریست. چون او جزو دلالان و مبلغان این جنگ کثیف بود؛ و نیز در روندهای عاملیتزُدایی از ستمدیدگان، و عادیسازی مرگ و کشتار مشارکتی فعال داشت. پس، اگر مواجهه با تباهیهای این جنگ مصیبتبار نیارمند بازپسگیری فاعلیت مردم باشد، باید در کنار سایر وظایف عاجل، از هم اکنون یک «خانهتکانیِ» همهجانبه برای زدودن سموم پهلویگرایی را نیز آغاز کنیم: پهلویزُدایی از فضای فکری و سیاسیِ جامعه.
این ویدئو که در آن رضا پهلوی نقشی بهشدت مضحک و رقتانگیز ایفا کرده ظاهرا خندهآور است؛ خصوصا برای مخالفان سیاسیاش. اما با نظر به امیدهایی که رضا پهلوی - بهعنوان رهبر سیاسیِ «نجاتبخش» - نزد بخشی از مردمان مستاصل ایران برانگیخت، و پیامدهای شوم آن، دیدن این ویدئو تکاندهنده است (یا قاعدتا باید باشد). چون در این ویدئو رضا پهلوی علنا نشان میدهد که نهفقط در مقام یک بازیگر سیاسیِ «عالیمقام» فاقد حداقلهای شعور سیاسی است، بلکه اساسا از حداقل شعور متعارف یک «آدم عادی» (و بیادعا) نیز برخوردار نیست. وجه دردناک و تراژیک ماجرا زمانی عیانتر میشود که بهیاد بیاوریم که هم کشتار هولناک ۱۸ و ۱۹ دیماه و هم جنگ فاجعهباری که اینک بر مردمان ایران تحمیل شده است بهواسطهی راهبرد سیاسی رضا پهلوی (و همکارانش) تسهیل و عادیسازی شدهاند.
رضا پهلوی پشتیبانی چندینسالهی دستگاههای امنیتی (ازجمله دستگاه امنیتی ایران) و دولتها و رسانههای دولتی را دستکم با «خدمات تاربخی» زیر پاسخ داده است:
- ایجاد شکافی بازدارنده در فضای جامعهی ایران؛
- تسریع فروپاشی اپوزیسیون با بیاعتبارکردن آن؛
- القای فراگیر این انگاره که بدیلی مترقی برای آیندهی پساجمهوری اسلامی ناممکن است؛
- تشدید مُنجیگراییِ سیاسی و تسریع روند فاعلیتزُدایی از جامعه؛
- عادیسازی مداخلهی نظامی خارجی و جنگطلبی و جنگ؛
- عادیسازی اقتدارگرایی سیاسی؛
- عادیسازیِ گفتار شووینیستی و فاشیستی؛
- گسترش چپستیزی در فضای عمومی جامعه؛
فارغ از این واقعیت که رضا پهلوی هیچ شانسی برای تصدی قدرت سیاسی در ایران ندارد (و هیچگاه نداشت)، باید اذعان کرد که او پیشاپیش بهواسطهی خدمات فوق به چهرهای ماندگار در تاریخ ایران بدل شده است؛ گیریم بهسان چهرهای بدنام و شُهره به خیانت به آمال و امکانات ستمدیدگان.
---------------------
@kdialectic
نمایش کمدی-تراژیک رضا پهلوی
در حاشیهی سُرخوردن «شاهزادهی عجول» در یک دام رسانهای
کارگاه دیالکتیک
۱۴ اسفند ۱۴۰۴
تاریخمصرف سیاسی رضا پهلوی برای نقشآفرینی در مناسبات قدرت یحتمل به سر آمده است. اما نه بهگونهای که از شر رضا پهلوی راحت شده باشیم؛ چون او و تیم منحط و قدرتمدارش (تحت حمایت قدرتهای بالادست) زخمهای عمیق و ماندگاری بر پیکر تاریخ فعلی و آتی ما وارد کردهاند. درست همانطور که مرگ فیزیکی خامنهای، در مسیری که بدون فاعلیت مردمان تحتستم رقم خورد، ما را از گزند پیامدهای شر حیات سیاسی خامنهای نجات نداد. بهعکس، میراث شوم خامنهای همچنان جان میستاند و مرگ و ویرانی به جا میگذارد، چون مسیر تحولات را بهگونهای ریلگذاری کرد که نیروهای شر خارجی و داخلیْ بر حیات مادی- زیستی و سرنوشت سیاسی مردمان ایران مسلط شدهاند: همهی «سگهای جنگ» و همهی نیروهایی که برای بسط شرارتهایشان دیگر به حضور فیزیکی علی خامنهای (و «رهنمودهای سیاسی»اش) نیازی ندارند.
با این اوصاف، نوشتن دربارهی رضا پهلوی در میانهی این جنگ مصیبتبار نهتنها عجیب نیست، بلکه در جای خود ضروریست. چون او جزو دلالان و مبلغان این جنگ کثیف بود؛ و نیز در روندهای عاملیتزُدایی از ستمدیدگان، و عادیسازی مرگ و کشتار مشارکتی فعال داشت. پس، اگر مواجهه با تباهیهای این جنگ مصیبتبار نیارمند بازپسگیری فاعلیت مردم باشد، باید در کنار سایر وظایف عاجل، از هم اکنون یک «خانهتکانیِ» همهجانبه برای زدودن سموم پهلویگرایی را نیز آغاز کنیم: پهلویزُدایی از فضای فکری و سیاسیِ جامعه.
این ویدئو که در آن رضا پهلوی نقشی بهشدت مضحک و رقتانگیز ایفا کرده ظاهرا خندهآور است؛ خصوصا برای مخالفان سیاسیاش. اما با نظر به امیدهایی که رضا پهلوی - بهعنوان رهبر سیاسیِ «نجاتبخش» - نزد بخشی از مردمان مستاصل ایران برانگیخت، و پیامدهای شوم آن، دیدن این ویدئو تکاندهنده است (یا قاعدتا باید باشد). چون در این ویدئو رضا پهلوی علنا نشان میدهد که نهفقط در مقام یک بازیگر سیاسیِ «عالیمقام» فاقد حداقلهای شعور سیاسی است، بلکه اساسا از حداقل شعور متعارف یک «آدم عادی» (و بیادعا) نیز برخوردار نیست. وجه دردناک و تراژیک ماجرا زمانی عیانتر میشود که بهیاد بیاوریم که هم کشتار هولناک ۱۸ و ۱۹ دیماه و هم جنگ فاجعهباری که اینک بر مردمان ایران تحمیل شده است بهواسطهی راهبرد سیاسی رضا پهلوی (و همکارانش) تسهیل و عادیسازی شدهاند.
رضا پهلوی پشتیبانی چندینسالهی دستگاههای امنیتی (ازجمله دستگاه امنیتی ایران) و دولتها و رسانههای دولتی را دستکم با «خدمات تاربخی» زیر پاسخ داده است:
- ایجاد شکافی بازدارنده در فضای جامعهی ایران؛
- تسریع فروپاشی اپوزیسیون با بیاعتبارکردن آن؛
- القای فراگیر این انگاره که بدیلی مترقی برای آیندهی پساجمهوری اسلامی ناممکن است؛
- تشدید مُنجیگراییِ سیاسی و تسریع روند فاعلیتزُدایی از جامعه؛
- عادیسازی مداخلهی نظامی خارجی و جنگطلبی و جنگ؛
- عادیسازی اقتدارگرایی سیاسی؛
- عادیسازیِ گفتار شووینیستی و فاشیستی؛
- گسترش چپستیزی در فضای عمومی جامعه؛
فارغ از این واقعیت که رضا پهلوی هیچ شانسی برای تصدی قدرت سیاسی در ایران ندارد (و هیچگاه نداشت)، باید اذعان کرد که او پیشاپیش بهواسطهی خدمات فوق به چهرهای ماندگار در تاریخ ایران بدل شده است؛ گیریم بهسان چهرهای بدنام و شُهره به خیانت به آمال و امکانات ستمدیدگان.
---------------------
@kdialectic
Telegram
کارگاه دیالکتیک
Forwarded from Radio Zamaneh
هشدار سازمان ملل درباره «وضعیت اضطراری بزرگ انسانی» در ایران و لبنان
با گسترش درگیریها در خاورمیانه، دهها هزار نفر در ایران و لبنان آواره شدهاند. حملات هوایی و موشکی میان ایران و اسرائیل ادامه دارد و سازمان ملل درباره پیامدهای انسانی این بحران هشدار داده است.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/881448/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
با گسترش درگیریها در خاورمیانه، دهها هزار نفر در ایران و لبنان آواره شدهاند. حملات هوایی و موشکی میان ایران و اسرائیل ادامه دارد و سازمان ملل درباره پیامدهای انسانی این بحران هشدار داده است.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/881448/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
هشدار سازمان ملل درباره «وضعیت اضطراری بزرگ انسانی» در ایران و لبنان
با گسترش درگیریها در خاورمیانه، دهها هزار نفر در ایران و لبنان آواره شدهاند. حملات هوایی و موشکی میان ایران و اسرائیل ادامه دارد و سازمان ملل درباره پیامدهای انسانی این بحران هشدار داده است.
کارگاه دیالکتیک
https://m.youtube.com/watch?v=M8PKY1tph2s
♦️ هشدار به ائتلاف نیروهای سیاسی در کردستان
komala cpi
🎙 فایل صوتی👇🏾
🔴 هشدار به ائتلاف نیروهای سیاسی در کردستان
برشی از برنامه حزب و فعالین
🎙 گفتگوی شمسی خُرمی با صلاح مازوجی
https://m.youtube.com/watch?v=M8PKY1tph2s
🔴 هشدار به ائتلاف نیروهای سیاسی در کردستان
برشی از برنامه حزب و فعالین
🎙 گفتگوی شمسی خُرمی با صلاح مازوجی
https://m.youtube.com/watch?v=M8PKY1tph2s
Forwarded from Radio Zamaneh
نقطهزنی یا سفیدشویی جنگ؟
سیاوش شهابی ـ نه جمهوری اسلامی نماینده مردم ایران است، نه بمبهای آمریکا و اسرائیل، و نه اپوزیسیونی که زبان جنگ را به زبان «نجات» بدل میکند. آنچه زیر نام «نقطهزنی» فروخته میشود، در عمل چیزی جز اداره فنی کشتار نیست. و آنچه بخشی از اپوزیسیون جنگطلب به نام آزادی تبلیغ میکند، چیزی جز بومیسازی همان ماشین تطهیر جنگ نیست. مردم ایران نه به قیم مذهبی نیاز دارند، نه به قیم امپراتوری، نه به مترجمان فارسیزبان موشک.
https://www.radiozamaneh.com/881553/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
سیاوش شهابی ـ نه جمهوری اسلامی نماینده مردم ایران است، نه بمبهای آمریکا و اسرائیل، و نه اپوزیسیونی که زبان جنگ را به زبان «نجات» بدل میکند. آنچه زیر نام «نقطهزنی» فروخته میشود، در عمل چیزی جز اداره فنی کشتار نیست. و آنچه بخشی از اپوزیسیون جنگطلب به نام آزادی تبلیغ میکند، چیزی جز بومیسازی همان ماشین تطهیر جنگ نیست. مردم ایران نه به قیم مذهبی نیاز دارند، نه به قیم امپراتوری، نه به مترجمان فارسیزبان موشک.
https://www.radiozamaneh.com/881553/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
Radiozamaneh
نقطهزنی یا سفیدشویی جنگ؟
سیاوش شهابی ـ نه جمهوری اسلامی نماینده مردم ایران است، نه بمبهای آمریکا و اسرائیل، و نه اپوزیسیونی که زبان جنگ را به زبان «نجات» بدل میکند. آنچه زیر نام «نقطهزنی» فروخته میشود، در عمل چیزی جز اداره فنی کشتار نیست. و آنچه بخشی از اپوزیسیون جنگطلب به…
Forwarded from دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویرانی زیرساختها و جنگی که آزادی نمیآورد
گاهی حقیقت را با چشم میبینیم، اما ذهنِ ما برای حفظ باورها، احساسات یا آرامش درونیمان آن را تغییر میدهد یا توجیه میکند.
حالتی که در روانشناسی به آن “ناهمخوانی شناختی” میگوییم؛ یعنی وقتی حقیقت با باورهای ما سازگار نیست، ذهن تلاش میکند آن را به شکلی قابلقبولتر برای خود تفسیر کند.
ویدیوها: ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ بمباران دیواندره؛ ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ بمباران تهران؛ آسمان تهران پس بمباران انبار نفت
ایران خودرو
در ادامه بخوانید
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
گاهی حقیقت را با چشم میبینیم، اما ذهنِ ما برای حفظ باورها، احساسات یا آرامش درونیمان آن را تغییر میدهد یا توجیه میکند.
حالتی که در روانشناسی به آن “ناهمخوانی شناختی” میگوییم؛ یعنی وقتی حقیقت با باورهای ما سازگار نیست، ذهن تلاش میکند آن را به شکلی قابلقبولتر برای خود تفسیر کند.
ویدیوها: ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ بمباران دیواندره؛ ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ بمباران تهران؛ آسمان تهران پس بمباران انبار نفت
ایران خودرو
در ادامه بخوانید
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
Forwarded from کلکتیو ۹۸
On March 8, International Women’s Day, we stand together.
No to dictatorship, No to War, No to violence against women.
We refuse to choose between our murderers.
End the war and bombing.
Free all prisoners immediately.
Restore internet access.
Woman, Life, Freedom
⸻
در ۸ مارس، روز جهانی زنان، در کنار هم ایستادهایم.
نه به دیکتاتوری، نه به جنگ، نه به خشونت علیه زنان.
ما نمیپذیریم میان قاتلان خود انتخاب کنیم.
پایان جنگ و بمباران.
آزادی فوری همه زندانیان.
دسترسی آزاد به اینترنت.
زن، زندگی، آزادی
No to dictatorship, No to War, No to violence against women.
We refuse to choose between our murderers.
End the war and bombing.
Free all prisoners immediately.
Restore internet access.
Woman, Life, Freedom
⸻
در ۸ مارس، روز جهانی زنان، در کنار هم ایستادهایم.
نه به دیکتاتوری، نه به جنگ، نه به خشونت علیه زنان.
ما نمیپذیریم میان قاتلان خود انتخاب کنیم.
پایان جنگ و بمباران.
آزادی فوری همه زندانیان.
دسترسی آزاد به اینترنت.
زن، زندگی، آزادی
کارگاه دیالکتیک
Photo
https://tinyurl.com/2bppxwam
دربارهی سایهروشنهای همزیستیِ استبداد و امپریالیسم
نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک | ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
مقدمه:
امروز، در میانهی جنگی مصیبتبار، بیش از هر زمانی باید از امپریالیسم سخن گفت؛ بهرغم اینکه این واژه سالهاست که بهطرز موهنی مینگذاری شده است؛ چه از سوی گفتارهای مسلط بورژوایی و جریانات راستگرا و چپستیز (که عجیب نیست)؛ چه از جانب دولتی که یکی از پایههای بازتولید نظام سلطه و استثمارش را بر رهیافت و گفتار «محور مقاومت» بنا کرده و - مُزورانه - بر رویکرد غربستیزیاش (در گفتار رسمی: استکبارستیزی) جامهی ضدیت با امپریالیسم پوشانده است؛ و چه از جانب گفتارها و جریانهای «چپِ شبهآنتیامپریالیست» که برای تزئین و توجیه رویکرد نظری و سیاسیِ متناقضشان (و بعضا انگیزههای ناسیونالیستیشان) پشت مفهوم آنتیامپریالیسم سنگر گرفتند و همراه با طیکردنِ «پرافتخار» روند تباهیشانْ مفهوم امپریالیسم و آرمان امپریالیسمستیزی را به لجن کشیدند. از قضا، درست بهدلیل ضرورت تاریخیِ فهم عمیقتر تحولات جاری در ایران و جهان، که بدون فهم مناسبات سلطهی امپریالیستی ناممکن است، باید این زمینِ مینگذاریشده حول مفهوم امپریالیسم (و ضدامپریالیسم) را پاکسازی کرد تا با بازپسگیری مفهوم امپریالیسم، ضدیت با امپریالیسم بهنحوی ژرف (و نه شعارزده و پرتناقض) به سلاحی نظری و سیاسی برای پیکارهای تاریخی ستمدیدگان بدل شود و یکی از مولفههای استراتژیکِ ارتقای این پیکارها باشد.
یک.
نقطهی عزیمت برای بازپسگیری مفهوم امپریالیسم نمیتواند مجزاکردن امپریالیسم از مناسبات انضمامیِ قدرت (و سازوکارهای استثمار و ستم) در جوامعِ پیرامونی باشد. چون انتخاب این عزیمتگاه خود یکی از خطاهای روششناسی شبهآنتیامپریالیستهاست؛ جایی که آنها با جداسازی دولتهای خودکامه و ظاهرا طاغی از بافتار نظم جهانی و برشمردن جنایتهای مبرهنِ دولتهایی که پیکریابی تاریخی قدرت امپریالیستیاند، رهیافتی انتزاعی از امپریالیسمستیزی بنا میکنند که خواهناخواه - و به درجات مختلف - به دوگانهسازی/قطبیسازی از مناسبات سلطهی جهانی و چرخش بهسمت استراتژیهای ژئوپولتیکمحور راه میبرد (۱)؛ رهیافتهایی، که بهرغم رتوریک فریبندهی طبقاتی و ضدسرمایهدارانه و ضداستعماریشان، نهایتا سرنوشت پرولتاریا و ستمدیدگان (تلویحا ملتها) را به سرنوشت دولتهای سرمایهداریِ ظاهرا ضدامپریالیست گره میزنند. در مقابل، نقطهی عزیمت باید این باشد که مناسبات عام امپریالیستی چگونه در جهان انضمامی-تاریخیِ امروز تجلی مییابند و محقق میشوند. در نتیجه، باید بتوان نشان داد در نظام جهانیِ سرمایهدارانهای که با سازوکارهای امپریالیستی بازتولید میشود، دولتهای استبدادی چگونه تولید میشوند و دوام مییابند؛ چه کارکردهایی برای بازتولید کلیتِ آن نظم دارند؛ و ماهیتا چه پیوندی با مناسبات امپریالیستی دارند.
دو.
استبداد و امپریالیسم ماهیتا خویشاوندند، چون معطوف به بازتولید مناسبات واحدی هستند: انقیاد انسانها در راستای بازتولید نظام اقتصادی-سیاسیِ مسلط. در عین حال، در کنار این خویشاوندی ماهوی، استبداد و امپریالیسم بر پایهی سازوکارهای ساختاری و تعاملات و تحولاتِ انضمامی-تاریخیای بازتولید میشوند که بر وابستگی متقابل آنها دلالت دارند. در نتیجه، این دو سازهی سلطهی ملی/محلی و جهانی، برخلاف دوگانهسازیهای رایج، هم در کارکردها و هم در شیوهی حیاتشان درهمتنیدهاند. اما این درهمتنیدگیها نهتنها در سطح پدیداری عیان و مبرهن نیستند، بلکه معمولا بسیاری از رویدادها یا شواهد بیرونی برخلاف آن گواهی میدهند. خصوصا وقتی یک دولت استبدادی داعیهی ضدیت با امپریالیسم دارد، و طرف امپریالیستی هم بر «تادیب و تمکین» قهرآمیز آن دولت شرور/یاغی اصرار میورزد. نظیر رابطهی خصومتبار دولتهای ایران و آمریکا.
با این حال، وجود چنین خصومتهایی نه فینفسه با آن خویشاوندیهای ساختاری مغایرت دارد، و نه مانع از آن است که دولت استبدادیِ طاغیْ خود در سطح منطقهایْ یک دولت خُردهامپریالیست یا مُحللِ (جادهصافکن) مناسبات امپریالیستی باشد.
....
ادامهی متن در وبسایت کارگاه دیالکتیک👇🏾
https://kaargaah.net/?p=1616
-----------------------
#نه_به_جنگ
#به_نام_زندگی
#پیوند_استبداد_امپریالیسم
#امپریالیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#پیکار_ضدامپریالیستی
#همبستگی_ستمدیدگان
#همبستگی_ضدجنگ
#ژن_ژیان_ئازادی
-----------------------
@kdialectic
دربارهی سایهروشنهای همزیستیِ استبداد و امپریالیسم
نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک | ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
مقدمه:
امروز، در میانهی جنگی مصیبتبار، بیش از هر زمانی باید از امپریالیسم سخن گفت؛ بهرغم اینکه این واژه سالهاست که بهطرز موهنی مینگذاری شده است؛ چه از سوی گفتارهای مسلط بورژوایی و جریانات راستگرا و چپستیز (که عجیب نیست)؛ چه از جانب دولتی که یکی از پایههای بازتولید نظام سلطه و استثمارش را بر رهیافت و گفتار «محور مقاومت» بنا کرده و - مُزورانه - بر رویکرد غربستیزیاش (در گفتار رسمی: استکبارستیزی) جامهی ضدیت با امپریالیسم پوشانده است؛ و چه از جانب گفتارها و جریانهای «چپِ شبهآنتیامپریالیست» که برای تزئین و توجیه رویکرد نظری و سیاسیِ متناقضشان (و بعضا انگیزههای ناسیونالیستیشان) پشت مفهوم آنتیامپریالیسم سنگر گرفتند و همراه با طیکردنِ «پرافتخار» روند تباهیشانْ مفهوم امپریالیسم و آرمان امپریالیسمستیزی را به لجن کشیدند. از قضا، درست بهدلیل ضرورت تاریخیِ فهم عمیقتر تحولات جاری در ایران و جهان، که بدون فهم مناسبات سلطهی امپریالیستی ناممکن است، باید این زمینِ مینگذاریشده حول مفهوم امپریالیسم (و ضدامپریالیسم) را پاکسازی کرد تا با بازپسگیری مفهوم امپریالیسم، ضدیت با امپریالیسم بهنحوی ژرف (و نه شعارزده و پرتناقض) به سلاحی نظری و سیاسی برای پیکارهای تاریخی ستمدیدگان بدل شود و یکی از مولفههای استراتژیکِ ارتقای این پیکارها باشد.
یک.
نقطهی عزیمت برای بازپسگیری مفهوم امپریالیسم نمیتواند مجزاکردن امپریالیسم از مناسبات انضمامیِ قدرت (و سازوکارهای استثمار و ستم) در جوامعِ پیرامونی باشد. چون انتخاب این عزیمتگاه خود یکی از خطاهای روششناسی شبهآنتیامپریالیستهاست؛ جایی که آنها با جداسازی دولتهای خودکامه و ظاهرا طاغی از بافتار نظم جهانی و برشمردن جنایتهای مبرهنِ دولتهایی که پیکریابی تاریخی قدرت امپریالیستیاند، رهیافتی انتزاعی از امپریالیسمستیزی بنا میکنند که خواهناخواه - و به درجات مختلف - به دوگانهسازی/قطبیسازی از مناسبات سلطهی جهانی و چرخش بهسمت استراتژیهای ژئوپولتیکمحور راه میبرد (۱)؛ رهیافتهایی، که بهرغم رتوریک فریبندهی طبقاتی و ضدسرمایهدارانه و ضداستعماریشان، نهایتا سرنوشت پرولتاریا و ستمدیدگان (تلویحا ملتها) را به سرنوشت دولتهای سرمایهداریِ ظاهرا ضدامپریالیست گره میزنند. در مقابل، نقطهی عزیمت باید این باشد که مناسبات عام امپریالیستی چگونه در جهان انضمامی-تاریخیِ امروز تجلی مییابند و محقق میشوند. در نتیجه، باید بتوان نشان داد در نظام جهانیِ سرمایهدارانهای که با سازوکارهای امپریالیستی بازتولید میشود، دولتهای استبدادی چگونه تولید میشوند و دوام مییابند؛ چه کارکردهایی برای بازتولید کلیتِ آن نظم دارند؛ و ماهیتا چه پیوندی با مناسبات امپریالیستی دارند.
دو.
استبداد و امپریالیسم ماهیتا خویشاوندند، چون معطوف به بازتولید مناسبات واحدی هستند: انقیاد انسانها در راستای بازتولید نظام اقتصادی-سیاسیِ مسلط. در عین حال، در کنار این خویشاوندی ماهوی، استبداد و امپریالیسم بر پایهی سازوکارهای ساختاری و تعاملات و تحولاتِ انضمامی-تاریخیای بازتولید میشوند که بر وابستگی متقابل آنها دلالت دارند. در نتیجه، این دو سازهی سلطهی ملی/محلی و جهانی، برخلاف دوگانهسازیهای رایج، هم در کارکردها و هم در شیوهی حیاتشان درهمتنیدهاند. اما این درهمتنیدگیها نهتنها در سطح پدیداری عیان و مبرهن نیستند، بلکه معمولا بسیاری از رویدادها یا شواهد بیرونی برخلاف آن گواهی میدهند. خصوصا وقتی یک دولت استبدادی داعیهی ضدیت با امپریالیسم دارد، و طرف امپریالیستی هم بر «تادیب و تمکین» قهرآمیز آن دولت شرور/یاغی اصرار میورزد. نظیر رابطهی خصومتبار دولتهای ایران و آمریکا.
با این حال، وجود چنین خصومتهایی نه فینفسه با آن خویشاوندیهای ساختاری مغایرت دارد، و نه مانع از آن است که دولت استبدادیِ طاغیْ خود در سطح منطقهایْ یک دولت خُردهامپریالیست یا مُحللِ (جادهصافکن) مناسبات امپریالیستی باشد.
....
ادامهی متن در وبسایت کارگاه دیالکتیک👇🏾
https://kaargaah.net/?p=1616
-----------------------
#نه_به_جنگ
#به_نام_زندگی
#پیوند_استبداد_امپریالیسم
#امپریالیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#پیکار_ضدامپریالیستی
#همبستگی_ستمدیدگان
#همبستگی_ضدجنگ
#ژن_ژیان_ئازادی
-----------------------
@kdialectic
Telegraph
دربارهی سایهروشنهای رابطهی پیچیدهی استبداد و امپریالیسم
دربارهی سایهروشنهای رابطهی پیچیدهی استبداد و امپریالیسم نیما صبوری کارگاه دیالکتیک | ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ مقدمه: امروز، در میانهی جنگی مصیبتبار، بیش از هر زمانی باید از امپریالیسم سخن گفت؛ بهرغم اینکه این واژه سالهاست که بهطرز موهنی مینگذاری شده است؛…
کارگاه دیالکتیک
Photo
194_On_Entanglement_of_Despotism_and_Imperialism_Farsi (1).pdf
207.5 KB
نسخهی پیدیاف ☝️🏿
دربارهی سایهروشنهای همزیستیِ استبداد و امپریالیسم
نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک
۱۸ اسفند ۱۴۰۴
لینک مطلب در وبسایت کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1616
-----------------------
#نه_به_جنگ
#به_نام_زندگی
#پیوند_استبداد_امپریالیسم
#امپریالیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#پیکار_ضدامپریالیستی
#همبستگی_ستمدیدگان
#همبستگی_ضدجنگ
#ژن_ژیان_ئازادی
-----------------------
@kdialectic
دربارهی سایهروشنهای همزیستیِ استبداد و امپریالیسم
نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک
۱۸ اسفند ۱۴۰۴
لینک مطلب در وبسایت کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1616
-----------------------
#نه_به_جنگ
#به_نام_زندگی
#پیوند_استبداد_امپریالیسم
#امپریالیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#پیکار_ضدامپریالیستی
#همبستگی_ستمدیدگان
#همبستگی_ضدجنگ
#ژن_ژیان_ئازادی
-----------------------
@kdialectic
کارگاه دیالکتیک
Photo
رژیمی در تقلای بقا:
گزارشی از یک پژوهش افشاگرانه دربارهی گسترش پایشِ دیجیتالیِ شهروندان توسط دولت ایران
نویسندگان:
د. کُلیگ، ه. مونتسینگر، ف. اوبرمایر، ه. تانریوردی
نشریهی استاندارد (اتریش) | ۳ مارس ۲۰۲۶
ترجمه: متین شریفی
کارگاه دیالکتیک | ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
روزنامهی استاندارد در یک تحقیق مشترک، که به ابتکار گروه تحریریهی غیرانتفاعی «داستانهای ممنوعه» سازماندهی شد و با حمایت سازمان افشاگرانِ «شبکهی سیگنالها» انجام گرفت، توانسته است با اتکاء به اسناد درزکرده و بازسازی کدهای برنامهنویسی دریابد که جمهوری اسلامی چگونه از نرمافزارهای تشخیص چهره علیه شهروندان خود استفاده میکند. یک منبع داخلی میگوید: «همهی نهادهای نظامی و اطلاعاتی به این نرمافزار دسترسی دارند»: از وزارت اطلاعات گرفته تا نیروهای بسیج وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. نام این منبع داخلی و اینکه دقیقاً در کجا کار میکند نباید فاش شود؛ زیرا او جان خود را به خطر انداخته است. این مرد میگوید: «رژیم دستگاه عظیمی از پایش/نظارت بنا کرده است که دیگر هیچکس نمیتواند از آن بگریزد.» خود او با همین سازوکار نظارتی آشنایی نزدیک دارد و در راهاندازیِ آن نیز نقش داشته است. [....]
به گفتهی این منبع داخلی، «یکی از اهداف اصلی این نرمافزار تنها شناسایی افراد بهصورت منفرد نیست، بلکه همچنین این است که مشخص کند آنان با چه کسانی ارتباط دارند، با چه کسانی رفتوآمد میکنند و در چه محافل و شبکههایی حضور دارند». گفته میشود برنامهریزی و هماهنگی بهکارگیری این فناوری از پایگاه نظامی ثارالله در شمال تهران انجام میشود. [....]
بهنظر میرسد رژیم از نرمافزار FindFace متعلق به شرکت روسیNTechLab استفاده میکند؛ فناوریِ خاصی که طبق تبلیغاتِ خودِ این شرکت، قادر است حتی افرادِ با چهرهی پوشانده (نقابدار) را نیز شناسایی کند. قراردادی با NTechLab که بهطور اختصاصی در اختیار روزنامهی استاندارد قرار گرفته است، تاریخ اوت ۲۰۱۹ را نشان میدهد و ظاهرا مدت اعتبار قرارداد – در متن آن – «نامحدود» (بدون تاریخ انقضا) قید شده است. [....]
شرکتهای غربی نیز در «ماشین نظارت فراگیرِ» رژیم ملاها نقش دارند. در ویدئوی دیگری که در اختیار روزنامه استاندارد قرار گرفته و از داخل دفاتر اداریِ یکی از شرکای تجاری (توزیعکننده) نرمافزار «FindFace» در ایران تهیه شده است، شمار زیادی دوربین نظارتی دیده میشود. بر روی آنها لوگوهای شرکتهای آلمانی بوش (Bosch) و دالمایر (Dallmeier) بهچشم میخورد. همچنین، بر اساس یک بروشور تبلیغاتی، شرکت آلمانی زیمنس (Siemens) نیز عرضهکنندهی دیگر این دوربین است و گفته میشود که نرمافزار فوق با دوربینهای ساخت زیمنس سازگاری دارد. [....]
بهکارگیری دوربینهای شرکت آلمانیِ بوش در ایران، موضوعی است که از مدتی پیش آشکار شده بود. طبق دادههای خودِ این شرکت، بوش بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ حدود ۸۰۰۰ دوربین امنیتی به ایران صادر کرده است؛ از جمله تجهیزاتی که ظاهراً در تقاطعها و بزرگراهها نصب شدهاند.
......
دسترسی به مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1625
--------------------------------
پینوشت: عکسی که در معرفی این مطلب استفاده شده، برگرفته از وبسایت منتشرکنندهی گزارش است. در زیر این عکس، که مجموعهای از اسکرینشاتهای درزکرده است، این توضیح مختصر آمده است:
«قراردادهای لو رفته و کدهای برنامهنویسی، حاکی از آناند که نرمافزار تشخیص چهرهای که در ایران بهکار گرفته میشود، منشأ روسی دارد.»
لینک ویدئوی قابلمشاهده در متن اصلی:
https://shorturl.at/tMaqV
------------------
#پیوند_استبداد_امپریالیسم
#جنگ_مشترک_ضد_ستمدیدگان
#امپریالیسم
#پیکار_ضدامپریالیستی
#همبستگی_ستمدیدگان
------------------
@kdialectic
گزارشی از یک پژوهش افشاگرانه دربارهی گسترش پایشِ دیجیتالیِ شهروندان توسط دولت ایران
نویسندگان:
د. کُلیگ، ه. مونتسینگر، ف. اوبرمایر، ه. تانریوردی
نشریهی استاندارد (اتریش) | ۳ مارس ۲۰۲۶
ترجمه: متین شریفی
کارگاه دیالکتیک | ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
روزنامهی استاندارد در یک تحقیق مشترک، که به ابتکار گروه تحریریهی غیرانتفاعی «داستانهای ممنوعه» سازماندهی شد و با حمایت سازمان افشاگرانِ «شبکهی سیگنالها» انجام گرفت، توانسته است با اتکاء به اسناد درزکرده و بازسازی کدهای برنامهنویسی دریابد که جمهوری اسلامی چگونه از نرمافزارهای تشخیص چهره علیه شهروندان خود استفاده میکند. یک منبع داخلی میگوید: «همهی نهادهای نظامی و اطلاعاتی به این نرمافزار دسترسی دارند»: از وزارت اطلاعات گرفته تا نیروهای بسیج وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. نام این منبع داخلی و اینکه دقیقاً در کجا کار میکند نباید فاش شود؛ زیرا او جان خود را به خطر انداخته است. این مرد میگوید: «رژیم دستگاه عظیمی از پایش/نظارت بنا کرده است که دیگر هیچکس نمیتواند از آن بگریزد.» خود او با همین سازوکار نظارتی آشنایی نزدیک دارد و در راهاندازیِ آن نیز نقش داشته است. [....]
به گفتهی این منبع داخلی، «یکی از اهداف اصلی این نرمافزار تنها شناسایی افراد بهصورت منفرد نیست، بلکه همچنین این است که مشخص کند آنان با چه کسانی ارتباط دارند، با چه کسانی رفتوآمد میکنند و در چه محافل و شبکههایی حضور دارند». گفته میشود برنامهریزی و هماهنگی بهکارگیری این فناوری از پایگاه نظامی ثارالله در شمال تهران انجام میشود. [....]
بهنظر میرسد رژیم از نرمافزار FindFace متعلق به شرکت روسیNTechLab استفاده میکند؛ فناوریِ خاصی که طبق تبلیغاتِ خودِ این شرکت، قادر است حتی افرادِ با چهرهی پوشانده (نقابدار) را نیز شناسایی کند. قراردادی با NTechLab که بهطور اختصاصی در اختیار روزنامهی استاندارد قرار گرفته است، تاریخ اوت ۲۰۱۹ را نشان میدهد و ظاهرا مدت اعتبار قرارداد – در متن آن – «نامحدود» (بدون تاریخ انقضا) قید شده است. [....]
شرکتهای غربی نیز در «ماشین نظارت فراگیرِ» رژیم ملاها نقش دارند. در ویدئوی دیگری که در اختیار روزنامه استاندارد قرار گرفته و از داخل دفاتر اداریِ یکی از شرکای تجاری (توزیعکننده) نرمافزار «FindFace» در ایران تهیه شده است، شمار زیادی دوربین نظارتی دیده میشود. بر روی آنها لوگوهای شرکتهای آلمانی بوش (Bosch) و دالمایر (Dallmeier) بهچشم میخورد. همچنین، بر اساس یک بروشور تبلیغاتی، شرکت آلمانی زیمنس (Siemens) نیز عرضهکنندهی دیگر این دوربین است و گفته میشود که نرمافزار فوق با دوربینهای ساخت زیمنس سازگاری دارد. [....]
بهکارگیری دوربینهای شرکت آلمانیِ بوش در ایران، موضوعی است که از مدتی پیش آشکار شده بود. طبق دادههای خودِ این شرکت، بوش بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ حدود ۸۰۰۰ دوربین امنیتی به ایران صادر کرده است؛ از جمله تجهیزاتی که ظاهراً در تقاطعها و بزرگراهها نصب شدهاند.
......
دسترسی به مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1625
--------------------------------
پینوشت: عکسی که در معرفی این مطلب استفاده شده، برگرفته از وبسایت منتشرکنندهی گزارش است. در زیر این عکس، که مجموعهای از اسکرینشاتهای درزکرده است، این توضیح مختصر آمده است:
«قراردادهای لو رفته و کدهای برنامهنویسی، حاکی از آناند که نرمافزار تشخیص چهرهای که در ایران بهکار گرفته میشود، منشأ روسی دارد.»
لینک ویدئوی قابلمشاهده در متن اصلی:
https://shorturl.at/tMaqV
------------------
#پیوند_استبداد_امپریالیسم
#جنگ_مشترک_ضد_ستمدیدگان
#امپریالیسم
#پیکار_ضدامپریالیستی
#همبستگی_ستمدیدگان
------------------
@kdialectic
DER STANDARD
Ein Regime im Überlebensmodus: Leak zeigt Irans massive Überwachung im Land
Das Regime in Teheran wackelt. Jene, die unter ihm gelitten haben, jubeln. Ein Insider enthüllt, wie die Revolutionswächter ihre Gegner per Gesichtserkennung jagen
کارگاه دیالکتیک
رژیمی در تقلای بقا: گزارشی از یک پژوهش افشاگرانه دربارهی گسترش پایشِ دیجیتالیِ شهروندان توسط دولت ایران نویسندگان: د. کُلیگ، ه. مونتسینگر، ف. اوبرمایر، ه. تانریوردی نشریهی استاندارد (اتریش) | ۳ مارس ۲۰۲۶ ترجمه: متین شریفی کارگاه دیالکتیک | ۲۱ اسفند…
195_Ein_Regime_im_Ueberlebensmodus_Standard_Farsi.pdf
485.4 KB
نسخهی پیدیاف ☝️🏿
رژیمی در تقلای بقا:
گزارشی از یک پژوهش افشاگرانه دربارهی گسترشِ
پایش دیجیتالیِ شهروندان توسط دولت ایران
نویسندگان: د. کُلیگ، ه. مونتسینگر، ف. اوبرمایر، ه. تانریوردی
نشریهی استاندارد | ۳ مارس ۲۰۲۶
ترجمه: متین شریفی
کارگاه دیالکتیک | ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
------------------
#پیوند_استبداد_امپریالیسم
#جنگ_مشترک_ضد_ستمدیدگان
#امپریالیسم
#پیکار_ضدامپریالیستی
#همبستگی_ستمدیدگان
------------------
@kdialectic
رژیمی در تقلای بقا:
گزارشی از یک پژوهش افشاگرانه دربارهی گسترشِ
پایش دیجیتالیِ شهروندان توسط دولت ایران
نویسندگان: د. کُلیگ، ه. مونتسینگر، ف. اوبرمایر، ه. تانریوردی
نشریهی استاندارد | ۳ مارس ۲۰۲۶
ترجمه: متین شریفی
کارگاه دیالکتیک | ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
------------------
#پیوند_استبداد_امپریالیسم
#جنگ_مشترک_ضد_ستمدیدگان
#امپریالیسم
#پیکار_ضدامپریالیستی
#همبستگی_ستمدیدگان
------------------
@kdialectic