Forwarded from Roud Media Collective
Statement_against_War_RoudTexts9_Farsi.pdf
88 KB
چرا با جنگ مخالفیم ؟
مداخلهی نظامی خارجی، تهاجم به زندگی و سرنوشت مردم است.
کلکتیو رود
۹ اسفند ۱۴۰۴
متن پیوست طی دو هفتهی گذشته بهعنوان بیانیهی جمعی کلکتیو رود در رابطه با عینیترشدن خطر تهاجم نظامی خارجی در دست تهیه بود. این متن در حالی منتشر میشود که خطری که متن در واکنش به آن تهیه شده بود متأسفانه به وقوع پیوسته و زنجیرهی شومی از رخدادها در انتظار ماست. از آنجا که مضمون بیانیه بر پایهی وقوع محتمل این فاجعه تنظیم شده بود، و بهدلیل شتاب سرسامآور رویدادها، تصمیم گرفتیم این بیانیه را بدون هیچ تغییری منتشر کنیم. اکنون که خطر جنگ به واقعیت عینیِ مصیبتباری که در سرشت آن است تبدیل شده است، روشن است که تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران را - فارغ از هر داعیه و زمینهای - باید قویاً محکوم کرد (مضمون بیانیه چرایی آن را توضیح میدهد). اما این بیانیه میکوشد از کنشِ صوری محکومکردن بهسمت ملزومات بنیادیِ آن فراتر برود و دلالتهای ژرفتر و وسیعتر وضعیت حاضر را بکاود، تا بهسهم خود چشمانداز مقاومت جمعیِ ستمدیدگان در تلاطمات تاریخیِ پیشِ رو را برجسته کند.
#نه_به_جنگ
#به_نام_زندگی
@roudcollective
مداخلهی نظامی خارجی، تهاجم به زندگی و سرنوشت مردم است.
کلکتیو رود
۹ اسفند ۱۴۰۴
متن پیوست طی دو هفتهی گذشته بهعنوان بیانیهی جمعی کلکتیو رود در رابطه با عینیترشدن خطر تهاجم نظامی خارجی در دست تهیه بود. این متن در حالی منتشر میشود که خطری که متن در واکنش به آن تهیه شده بود متأسفانه به وقوع پیوسته و زنجیرهی شومی از رخدادها در انتظار ماست. از آنجا که مضمون بیانیه بر پایهی وقوع محتمل این فاجعه تنظیم شده بود، و بهدلیل شتاب سرسامآور رویدادها، تصمیم گرفتیم این بیانیه را بدون هیچ تغییری منتشر کنیم. اکنون که خطر جنگ به واقعیت عینیِ مصیبتباری که در سرشت آن است تبدیل شده است، روشن است که تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران را - فارغ از هر داعیه و زمینهای - باید قویاً محکوم کرد (مضمون بیانیه چرایی آن را توضیح میدهد). اما این بیانیه میکوشد از کنشِ صوری محکومکردن بهسمت ملزومات بنیادیِ آن فراتر برود و دلالتهای ژرفتر و وسیعتر وضعیت حاضر را بکاود، تا بهسهم خود چشمانداز مقاومت جمعیِ ستمدیدگان در تلاطمات تاریخیِ پیشِ رو را برجسته کند.
#نه_به_جنگ
#به_نام_زندگی
@roudcollective
Forwarded from Roud Media Collective
Statement_against_War_in_Iran_Roud_Deutsch.pdf
242 KB
Warum wir gegen den Krieg sind?
Der Angriff auf den Iran ist ein Übergriff auf das Leben und das Schicksal der Menschen
Roud Collective
28. Feb. 2026
Der Angriff auf den Iran ist ein Übergriff auf das Leben und das Schicksal der Menschen
Roud Collective
28. Feb. 2026
Forwarded from Roud Media Collective
Statement_against_War_in_Iran_Roud_English.pdf
258.8 KB
Why are we against the war?
The attack on Iran is an assault on the life and the fate of the people
Roud Collective, Feb. 28, 2026
The attack on Iran is an assault on the life and the fate of the people
Roud Collective, Feb. 28, 2026
Forwarded from دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
نه به جنگ، نه به عادیسازی مرگ کودکان
جنگ اکنون نه فقط ایران، که سراسر منطقه را در برگرفته است. هرچه بر شمار کشتهها و ویرانیها افزوده میشود، پرسشهایی عریانتر پیش روی ما میایستد: این جنگ به سود چه کسی است؟ آیا واقعاً برای رهایی مردم ایران آغاز شده است؟ چگونه باور میکنیم قرنها سیاستِ مهار و موازنه قدرت میتواند یکشبه و ناگهان به نفع یک ملت تغییر جهت دهد؟
با کشته شدن بیش از صد نفر در مدرسهای در میناب، هرمزگان، بحث بالا گرفت که چه کسی این مدرسه ابتدایی را بمباران کرده است؛ گویی مسئله اصلی تنها تعیین مقصر در میدان روایتهاست، نه سوگواری برای جانهای کوچکی که پرپر شدند و افق آینده خود و خانوادههایشان تیره گشت. بهجای مکثی جمعی در برابر رنج، نام بردن از کودکان و محکوم کردن این جنایت، جدال بر سر روایت آغاز شد. چگونه مرگ کودکان ایرانی برای بخشی از جامعه عادی یا حتی قابل توجیه میشود؟ چگونه خبر کشتهشدنشان تحریف یا کمرنگ میگردد، آن هم در آسودگیِ خارجنشینان؟
برخی «تشنگان آزادی» نشسته در خانههای امن خود در خارج حکم دادند: «این جانها هزینه جنگی است که ما را به آزادی خواهد رساند.» اما از چه زمانی جان کودک ایرانی به «هزینه» آزادی برای دیگران تقلیل یافت؟ از چه زمانی آزادی به معادلهای بدل شد که میتوان مرگ بیگناهان را در ستون مخارج آن نوشت؟ حتی در همان کشورهایی که بمبها را فرو میریزند، برخی تحلیلگران نظامی با صدایی لرزان میپرسند: «چرا مدرسه را زدیم؟ چرا کودکان را کشتیم؟»
این پرسش پیش از آنکه سیاسی باشد، اخلاقی است: چه بر سر وجدان ما آمده است؟ از چه زمانی رنجِ کودک به حاشیه رانده شد و به ابزاری در کشاکش قدرت بدل گشت؟
وجدان بیدار مرز اخلاقی آزادی است. آزادی واقعی تنها رهایی از یک قدرت سیاسی نیست؛ رهایی از بیحسی، از عادیسازی خشونت و از تبدیل جان انسان به «هزینه» نیز هست. بیوجدانِ بیدار، آزادی به واژهای در معادلات قدرتها فروکاسته میشود؛ با وجدان بیدار، آزادی به مسئولیت در قبال جانِ دیگری معنا مییابد.
جنگی که با نامهایی چون «نجات» یا «بشردوستانه» آراسته میشود، در عمل به زیان جنبش رهاییبخش مردم ایران است. آنان که از دور فرمان «یکسره کردن کار رژیم» میدهند، چه پشتیبانی واقعی در اختیار مردم میگذارند؟ همانها که نه در کشتار دیماه کنار مردم ایستادند و نه امروز حتی برای دسترسی آزاد به اینترنت اقدامی مؤثر میکنند.
تجربه نشان داده است که بمباران آزادی نمیآورد؛ برعکس، فضا را امنیتیتر میکند، سرکوب را مشروعتر جلوه میدهد و امکان سازمانیابی مردمان را محدودتر میسازد. دیماه، وقتی مردم در خیابانها با گلوله پاسخ گرفتند، جهان خاموش ماند. چرا؟ این پرسشی است که باید صادقانه و بیتسکین از خود بپرسیم.
رهایی از دل همبستگی و عاملیت جمعی میروید، نه از آسمانِ بمباران.
نه به جنگ، نه به عادیسازی مرگ کودکان، آری به کنش جمعی و آگاهانه
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
جنگ اکنون نه فقط ایران، که سراسر منطقه را در برگرفته است. هرچه بر شمار کشتهها و ویرانیها افزوده میشود، پرسشهایی عریانتر پیش روی ما میایستد: این جنگ به سود چه کسی است؟ آیا واقعاً برای رهایی مردم ایران آغاز شده است؟ چگونه باور میکنیم قرنها سیاستِ مهار و موازنه قدرت میتواند یکشبه و ناگهان به نفع یک ملت تغییر جهت دهد؟
با کشته شدن بیش از صد نفر در مدرسهای در میناب، هرمزگان، بحث بالا گرفت که چه کسی این مدرسه ابتدایی را بمباران کرده است؛ گویی مسئله اصلی تنها تعیین مقصر در میدان روایتهاست، نه سوگواری برای جانهای کوچکی که پرپر شدند و افق آینده خود و خانوادههایشان تیره گشت. بهجای مکثی جمعی در برابر رنج، نام بردن از کودکان و محکوم کردن این جنایت، جدال بر سر روایت آغاز شد. چگونه مرگ کودکان ایرانی برای بخشی از جامعه عادی یا حتی قابل توجیه میشود؟ چگونه خبر کشتهشدنشان تحریف یا کمرنگ میگردد، آن هم در آسودگیِ خارجنشینان؟
برخی «تشنگان آزادی» نشسته در خانههای امن خود در خارج حکم دادند: «این جانها هزینه جنگی است که ما را به آزادی خواهد رساند.» اما از چه زمانی جان کودک ایرانی به «هزینه» آزادی برای دیگران تقلیل یافت؟ از چه زمانی آزادی به معادلهای بدل شد که میتوان مرگ بیگناهان را در ستون مخارج آن نوشت؟ حتی در همان کشورهایی که بمبها را فرو میریزند، برخی تحلیلگران نظامی با صدایی لرزان میپرسند: «چرا مدرسه را زدیم؟ چرا کودکان را کشتیم؟»
این پرسش پیش از آنکه سیاسی باشد، اخلاقی است: چه بر سر وجدان ما آمده است؟ از چه زمانی رنجِ کودک به حاشیه رانده شد و به ابزاری در کشاکش قدرت بدل گشت؟
وجدان بیدار مرز اخلاقی آزادی است. آزادی واقعی تنها رهایی از یک قدرت سیاسی نیست؛ رهایی از بیحسی، از عادیسازی خشونت و از تبدیل جان انسان به «هزینه» نیز هست. بیوجدانِ بیدار، آزادی به واژهای در معادلات قدرتها فروکاسته میشود؛ با وجدان بیدار، آزادی به مسئولیت در قبال جانِ دیگری معنا مییابد.
جنگی که با نامهایی چون «نجات» یا «بشردوستانه» آراسته میشود، در عمل به زیان جنبش رهاییبخش مردم ایران است. آنان که از دور فرمان «یکسره کردن کار رژیم» میدهند، چه پشتیبانی واقعی در اختیار مردم میگذارند؟ همانها که نه در کشتار دیماه کنار مردم ایستادند و نه امروز حتی برای دسترسی آزاد به اینترنت اقدامی مؤثر میکنند.
تجربه نشان داده است که بمباران آزادی نمیآورد؛ برعکس، فضا را امنیتیتر میکند، سرکوب را مشروعتر جلوه میدهد و امکان سازمانیابی مردمان را محدودتر میسازد. دیماه، وقتی مردم در خیابانها با گلوله پاسخ گرفتند، جهان خاموش ماند. چرا؟ این پرسشی است که باید صادقانه و بیتسکین از خود بپرسیم.
رهایی از دل همبستگی و عاملیت جمعی میروید، نه از آسمانِ بمباران.
نه به جنگ، نه به عادیسازی مرگ کودکان، آری به کنش جمعی و آگاهانه
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
Telegram
دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
روانشناسي فرد و جامعه
راه ارتباط با من:
@golkomyayad
راه ارتباط با من:
@golkomyayad
Forwarded from Radio Zamaneh
تجمع اعتراضی در پاریس علیه جنگ و جمهوری اسلامی: «جنگ نقطهزن یک افسانه توخالی است»
گزارش تصویری از تجمعی اعتراضی در همبستگی با مردم ایران در میدان جمهوری پاریس با شعار محوری «زن، زندگی، آزادی علیه مداخله خارجی و علیه جمهوری اسلامی».
این گردهمایی به ابتکار کلکتیو «روژا» سازماندهی شده بود.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/881053/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
گزارش تصویری از تجمعی اعتراضی در همبستگی با مردم ایران در میدان جمهوری پاریس با شعار محوری «زن، زندگی، آزادی علیه مداخله خارجی و علیه جمهوری اسلامی».
این گردهمایی به ابتکار کلکتیو «روژا» سازماندهی شده بود.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/881053/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
تجمع اعتراضی در پاریس علیه جنگ و جمهوری اسلامی: «جنگ نقطهزن یک افسانه توخالی است»
گزارش تصویری از تجمعی اعتراضی در همبستگی با مردم ایران در میدان جمهوری پاریس با شعار محوری «زن، زندگی، آزادی علیه مداخله خارجی و علیه جمهوری اسلامی». این گردهمایی به ابتکار کلکتیو «روژا» سازماندهی شده بود.
Forwarded from Shabnameh شبنامه
نجات جان زندانیان ضروری است!
آرام فرج الهی
تجمع خانوادهها در برابر زندان قزلحصار همچنان ادامه دارد. گزارشها حاکی از آن است که رئیس زندان، عزیزی، برای مهار اعتراض زندانیان از گاز اشکآور استفاده کرده است. خانوادهها میگویند با انتشار خبر برنامهریزی برای اعدامهای دستهجمعی، دامنه اعتراض درون زندان گسترش یافته است. این رخدادها؛ نشانه خطری است جدی که جان زندانیان را تهدید میکند.
در میانه جنگ، بمباران و بیثباتی سیاسی، وضعیت زندانیان ـ بهویژه زندانیان سیاسی و محکومان به اعدام ـ بهشدت نگرانکننده است. تاریخ نشان داده است که حکومتها در لحظات بحران و تزلزل، برای بازسازی هیبت ازدسترفته خود، به خشونت عریان و انتقامگیری متوسل میشوند. زندانها در چنین شرایطی میتوانند به صحنه تسویهحسابهای خونین بدل شوند؛ جایی که بیدفاعترین انسانها هزینه بحران قدرت را میپردازند.
محکومان به اعدام امروز در معرض اجرای شتابزده احکام و حتی ناپدیدسازی قهری قرار دارند. هر ساعت تأخیر در واکنش اجتماعی میتواند بهای سنگینی داشته باشد. در فضای جنگی و امنیتی، خطر آن وجود دارد که اعدامها به ابزاری برای ایجاد رعب عمومی و خاموشکردن هر صدای معترض تبدیل شود.
زندان یکی از ابزارهای اصلی سلطه طبقاتی است؛ ابزاری که در بزنگاههای تاریخی بیپردهتر و خشنتر عمل میکند. دفاع از جان زندانیان سیاسی تنها یک مطالبه نیست؛ دفاع از حق جامعه برای مقاومت، اعتراض و سازمانیابی است. هر اعدام، تلاشی است برای درهمشکستن امید و اراده جمعی. هر سکوت، به معنای میداندادن به تکرار فاجعه است.
امروز وظیفهای فوری پیش روی جامعه قرار دارد؛حمایت فعال از خانوادههای زندانیان، حضور در برابر زندانها، گسترش اطلاعرسانی و تبدیل مطالبه لغو اعدام به یک خواست همگانی. همبستگی اجتماعی میتواند مانعی واقعی در برابر ماشین سرکوب باشد. تجربه نشان داده است که فشار افکار عمومی و حضور سازمانیافته مردم، توان عقبنشاندن قدرت سرکوب را دارد.
دیوارهای زندان بلندند، اما اراده جمعی بلندتر است. زمان آن است که در کنار خانوادهها ایستاد و اجازه نداد زندانها به گورستان خاموش بدل شوند. دفاع از جان زندانیان، دفاع از کرامت انسانی و از امکان آیندهای آزادتر برای همگان است.
آرام فرج الهی
تجمع خانوادهها در برابر زندان قزلحصار همچنان ادامه دارد. گزارشها حاکی از آن است که رئیس زندان، عزیزی، برای مهار اعتراض زندانیان از گاز اشکآور استفاده کرده است. خانوادهها میگویند با انتشار خبر برنامهریزی برای اعدامهای دستهجمعی، دامنه اعتراض درون زندان گسترش یافته است. این رخدادها؛ نشانه خطری است جدی که جان زندانیان را تهدید میکند.
در میانه جنگ، بمباران و بیثباتی سیاسی، وضعیت زندانیان ـ بهویژه زندانیان سیاسی و محکومان به اعدام ـ بهشدت نگرانکننده است. تاریخ نشان داده است که حکومتها در لحظات بحران و تزلزل، برای بازسازی هیبت ازدسترفته خود، به خشونت عریان و انتقامگیری متوسل میشوند. زندانها در چنین شرایطی میتوانند به صحنه تسویهحسابهای خونین بدل شوند؛ جایی که بیدفاعترین انسانها هزینه بحران قدرت را میپردازند.
محکومان به اعدام امروز در معرض اجرای شتابزده احکام و حتی ناپدیدسازی قهری قرار دارند. هر ساعت تأخیر در واکنش اجتماعی میتواند بهای سنگینی داشته باشد. در فضای جنگی و امنیتی، خطر آن وجود دارد که اعدامها به ابزاری برای ایجاد رعب عمومی و خاموشکردن هر صدای معترض تبدیل شود.
زندان یکی از ابزارهای اصلی سلطه طبقاتی است؛ ابزاری که در بزنگاههای تاریخی بیپردهتر و خشنتر عمل میکند. دفاع از جان زندانیان سیاسی تنها یک مطالبه نیست؛ دفاع از حق جامعه برای مقاومت، اعتراض و سازمانیابی است. هر اعدام، تلاشی است برای درهمشکستن امید و اراده جمعی. هر سکوت، به معنای میداندادن به تکرار فاجعه است.
امروز وظیفهای فوری پیش روی جامعه قرار دارد؛حمایت فعال از خانوادههای زندانیان، حضور در برابر زندانها، گسترش اطلاعرسانی و تبدیل مطالبه لغو اعدام به یک خواست همگانی. همبستگی اجتماعی میتواند مانعی واقعی در برابر ماشین سرکوب باشد. تجربه نشان داده است که فشار افکار عمومی و حضور سازمانیافته مردم، توان عقبنشاندن قدرت سرکوب را دارد.
دیوارهای زندان بلندند، اما اراده جمعی بلندتر است. زمان آن است که در کنار خانوادهها ایستاد و اجازه نداد زندانها به گورستان خاموش بدل شوند. دفاع از جان زندانیان، دفاع از کرامت انسانی و از امکان آیندهای آزادتر برای همگان است.
Forwarded from Radio Zamaneh
رضا خندان از زندان: هزاران زندانی در معرض خطر بمباراناند
رضا خندان در نامهای از زندان اوین هشدار داده است که مسئولیت مستقیم هرگونه فاجعه برای زندانیان در شرایط جنگی متوجه قوه قضائیه و سازمان زندانها خواهد بود.
https://www.radiozamaneh.com/881192/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
رضا خندان در نامهای از زندان اوین هشدار داده است که مسئولیت مستقیم هرگونه فاجعه برای زندانیان در شرایط جنگی متوجه قوه قضائیه و سازمان زندانها خواهد بود.
https://www.radiozamaneh.com/881192/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
Radiozamaneh
رضا خندان از زندان: هزاران زندانی در معرض خطر بمباراناند
رضا خندان در نامهای از زندان اوین هشدار داده است که مسئولیت مستقیم هرگونه فاجعه برای زندانیان در شرایط جنگی متوجه قوه قضائیه و سازمان زندانها خواهد بود.
Forwarded from ️️Komalamedia️
🚩 پیام رفیق ابراهیم علیزاده، دبیر اول کومهله، به مردم کردستان
این پیام
به زبان کردی امروز از تلویزیون کومهله پخش شد،
اینک ترجمه آن را تقدیمتان میکنیم:
مردم شریف و مبارز کردستان،
امروز ششمین روزی است که منطقهی ما در آتش جنگی میسوزد که نه ما آن را برپا کردهایم، نه به خواست ما شعلهور شده است و نه ذرهای با منافع واقعی مردم ایران و مردم کردستان پیوند دارد. جنگی که امروز جریان دارد، جنگ قدرتهای منطقهای و جهانی است؛ قدرتهایی که هر یک برای بقا، سلطه و منافع طبقاتیِ خود میجنگند. مردم ما اما نه در این میدان جایی دارند و نه کسی از آنها اجازهای خواسته است. آنچه در این جنگ برای مردم برجای میماند، نگرانی، ناامنی، گرانی و آوارگی است؛ و آنچه برای آنها میماند، سهمخواهی از قدرت و معامله پشت درهای بسته است.
اما کار ما دست روی دست گذاشتن نیست. کار ما نشستن و گلایه کردن از روزگار نیست. ما در هر شرایطی، حتی شرایطی که مطلوبمان نیست، باید این توان را داشته باشیم که امر بد را تا جایی که ممکن است به امر خوب تبدیل کنیم و از بدترین موقعیتها با کمترین زیان و بیشترین دستاورد بیرون بیاییم. رفقای ما، فعالین کومهله، در هیچ شرایطی بیوظیفه نخواهند بود؛ حتی وقتی که آن شرایط را خود برنگزیدهاند. ما در دل همین وضعیت دشوار باید راهی باز کنیم؛ نه با شعارهای توخالی، بلکه با عمل، با سازماندهی، با همبستگی، با تکیه به مردم.
ما حال و روز مردم کردستان را میبینیم. فقر، گرانی، بیکاری و کمبود ابتداییترین مایحتاج زندگی بیداد میکند. خانوادههایی هستند که نان شبشان به خطر افتاده است. کارگرانی هستند که دستمزدشان را نگرفتهاند و شرمندهی خانوادههایشان هستند. کولبری هست که دیگر نانآور خانه نیست و زیر فشار مرز و بیکاری و ناامنی، زندگیاش خرد شده است. معلمی هست که فریاد حقخواهیاش به جایی نرسیده و با تهدید و پروندهسازی روبهرو شده است. ما این درد را درک میکنیم. این رنج را میشناسیم. و میدانیم در روزهای جنگ و بحران، همین رنجها چند برابر میشود: قیمتها بالا میرود، کار میخوابد، دارو کم میشود، راهها ناامن میشود و همیشه این مردم هستند که تاوان میدهند.
اما مردم عزیز؛
گذر از این موقعیت دشوار، بدون همبستگی، بدون به فکر هم بودن، بدون یکدیگر را نگه داشتن، ممکن نیست. ما باید در همین روزهای سخت، دست هم را محکمتر بگیریم. فعالین کومهله و همهی کسانی که دل در گرو خطمشی کومهله دارند، وظیفه دارند این همبستگی را سازمان بدهند: در محله، در بازار، در میان خانوادهها، در میان همسایهها، در میان کارگران یک کارگاه، در میان معلمان یک مدرسه، در میان جوانان یک کوچه و یک روستا. کسی نباید در این روزهای سخت تنها بماند. اگر خانوادهای نان ندارد، اگر بیماری دارو ندارد، اگر سالمندی بیپناه است، اگر کودکی در ترس شب را صبح میکند، از کنار اینها نباید بیتفاوت گذشت. ما از این وظایف شانه خالی نمیکنیم: ایجاد شبکههای یاریرسانی، تقسیم کار، خبررسانی درست و مراقبت از هم وظیفهی فعالین کومهله در این شرایط است.
در عین حال باید یک چیز را با صدای بلند بگوییم: ما نه برای نیروهای رژیم جمهوری اسلامی دل میسوزانیم که زیر فشار بمباران مقرها و مواضعشان قرار گرفتهاند و نه به بخشی از پروژههای آمریکا و اسرائیل تبدیل خواهیم شد که از طریق این جنگِ ضد مردمی دنبال میکنند. دهها تجربه در گوشه و کنار جهان نشان داده که هر بار منافع آمریکا اقتضا کرده، متحدین دیروزش را رها کرده و قربانی معاملات پشتپرده نموده است. امروز هم اگر کسانی خیال کنند با تکیه به قدرتهای بزرگ میشود آزادی و برابری آورد، خودشان را فریب میدهند و مردم را قربانی میکنند. این جنگ، جنگ ما نیست. اما سرنوشت ما را میتواند زیر و رو کند. پس باید سیاستِ خودمان را داشته باشیم؛ مستقل، مردمی و متکی به نیروی خودمان.
مردم کردستان؛
در این میان راه سومی وجود دارد. این راه سوم، راه تودههای مردم است. راه سوم یعنی نه کوچکترین غفلت از مبارزه با جمهوری اسلامی و نه تبدیل شدن به پیادهنظام پروژههای آمریکا و اسرائیل و دیگران. مختصات این راه سوم چیست؟
اول: تلاش برای سازماندهی مردم در محل کار و زیست. در کارخانه، در کارگاه، در مدرسه، در دانشگاه، در روستا، در محله، در میان کسبهی بازار. هر جایی که مردم هستند، باید سازماندهی باشد. سازماندهی یعنی جمع شدن، انتخاب نمایندهی قابل پاسخگویی، تقسیم مسئولیت، داشتن برنامه برای کمکرسانی و دفاع از حقوق مردم و داشتن ارتباط منظم با دیگر محلات و دیگر مراکز کار و زندگی.
دوم: پر کردن هر خلأیی از قدرت که در نتیجهی عقبنشینی یا هزیمت نیروهای جمهوری اسلامی فراهم میشود. وقتی رژیم عقب مینشیند، نباید این فضا را خالی بگذاریم.
این پیام
به زبان کردی امروز از تلویزیون کومهله پخش شد،
اینک ترجمه آن را تقدیمتان میکنیم:
مردم شریف و مبارز کردستان،
امروز ششمین روزی است که منطقهی ما در آتش جنگی میسوزد که نه ما آن را برپا کردهایم، نه به خواست ما شعلهور شده است و نه ذرهای با منافع واقعی مردم ایران و مردم کردستان پیوند دارد. جنگی که امروز جریان دارد، جنگ قدرتهای منطقهای و جهانی است؛ قدرتهایی که هر یک برای بقا، سلطه و منافع طبقاتیِ خود میجنگند. مردم ما اما نه در این میدان جایی دارند و نه کسی از آنها اجازهای خواسته است. آنچه در این جنگ برای مردم برجای میماند، نگرانی، ناامنی، گرانی و آوارگی است؛ و آنچه برای آنها میماند، سهمخواهی از قدرت و معامله پشت درهای بسته است.
اما کار ما دست روی دست گذاشتن نیست. کار ما نشستن و گلایه کردن از روزگار نیست. ما در هر شرایطی، حتی شرایطی که مطلوبمان نیست، باید این توان را داشته باشیم که امر بد را تا جایی که ممکن است به امر خوب تبدیل کنیم و از بدترین موقعیتها با کمترین زیان و بیشترین دستاورد بیرون بیاییم. رفقای ما، فعالین کومهله، در هیچ شرایطی بیوظیفه نخواهند بود؛ حتی وقتی که آن شرایط را خود برنگزیدهاند. ما در دل همین وضعیت دشوار باید راهی باز کنیم؛ نه با شعارهای توخالی، بلکه با عمل، با سازماندهی، با همبستگی، با تکیه به مردم.
ما حال و روز مردم کردستان را میبینیم. فقر، گرانی، بیکاری و کمبود ابتداییترین مایحتاج زندگی بیداد میکند. خانوادههایی هستند که نان شبشان به خطر افتاده است. کارگرانی هستند که دستمزدشان را نگرفتهاند و شرمندهی خانوادههایشان هستند. کولبری هست که دیگر نانآور خانه نیست و زیر فشار مرز و بیکاری و ناامنی، زندگیاش خرد شده است. معلمی هست که فریاد حقخواهیاش به جایی نرسیده و با تهدید و پروندهسازی روبهرو شده است. ما این درد را درک میکنیم. این رنج را میشناسیم. و میدانیم در روزهای جنگ و بحران، همین رنجها چند برابر میشود: قیمتها بالا میرود، کار میخوابد، دارو کم میشود، راهها ناامن میشود و همیشه این مردم هستند که تاوان میدهند.
اما مردم عزیز؛
گذر از این موقعیت دشوار، بدون همبستگی، بدون به فکر هم بودن، بدون یکدیگر را نگه داشتن، ممکن نیست. ما باید در همین روزهای سخت، دست هم را محکمتر بگیریم. فعالین کومهله و همهی کسانی که دل در گرو خطمشی کومهله دارند، وظیفه دارند این همبستگی را سازمان بدهند: در محله، در بازار، در میان خانوادهها، در میان همسایهها، در میان کارگران یک کارگاه، در میان معلمان یک مدرسه، در میان جوانان یک کوچه و یک روستا. کسی نباید در این روزهای سخت تنها بماند. اگر خانوادهای نان ندارد، اگر بیماری دارو ندارد، اگر سالمندی بیپناه است، اگر کودکی در ترس شب را صبح میکند، از کنار اینها نباید بیتفاوت گذشت. ما از این وظایف شانه خالی نمیکنیم: ایجاد شبکههای یاریرسانی، تقسیم کار، خبررسانی درست و مراقبت از هم وظیفهی فعالین کومهله در این شرایط است.
در عین حال باید یک چیز را با صدای بلند بگوییم: ما نه برای نیروهای رژیم جمهوری اسلامی دل میسوزانیم که زیر فشار بمباران مقرها و مواضعشان قرار گرفتهاند و نه به بخشی از پروژههای آمریکا و اسرائیل تبدیل خواهیم شد که از طریق این جنگِ ضد مردمی دنبال میکنند. دهها تجربه در گوشه و کنار جهان نشان داده که هر بار منافع آمریکا اقتضا کرده، متحدین دیروزش را رها کرده و قربانی معاملات پشتپرده نموده است. امروز هم اگر کسانی خیال کنند با تکیه به قدرتهای بزرگ میشود آزادی و برابری آورد، خودشان را فریب میدهند و مردم را قربانی میکنند. این جنگ، جنگ ما نیست. اما سرنوشت ما را میتواند زیر و رو کند. پس باید سیاستِ خودمان را داشته باشیم؛ مستقل، مردمی و متکی به نیروی خودمان.
مردم کردستان؛
در این میان راه سومی وجود دارد. این راه سوم، راه تودههای مردم است. راه سوم یعنی نه کوچکترین غفلت از مبارزه با جمهوری اسلامی و نه تبدیل شدن به پیادهنظام پروژههای آمریکا و اسرائیل و دیگران. مختصات این راه سوم چیست؟
اول: تلاش برای سازماندهی مردم در محل کار و زیست. در کارخانه، در کارگاه، در مدرسه، در دانشگاه، در روستا، در محله، در میان کسبهی بازار. هر جایی که مردم هستند، باید سازماندهی باشد. سازماندهی یعنی جمع شدن، انتخاب نمایندهی قابل پاسخگویی، تقسیم مسئولیت، داشتن برنامه برای کمکرسانی و دفاع از حقوق مردم و داشتن ارتباط منظم با دیگر محلات و دیگر مراکز کار و زندگی.
دوم: پر کردن هر خلأیی از قدرت که در نتیجهی عقبنشینی یا هزیمت نیروهای جمهوری اسلامی فراهم میشود. وقتی رژیم عقب مینشیند، نباید این فضا را خالی بگذاریم.
Forwarded from ️️Komalamedia️
اگر خلأ قدرت ایجاد شود و مردم سازمانیافته نباشند، یا هرجومرج ایجاد میشود یا نیروهای فرصتطلب و زورگو جای مردم مینشینند. روال زندگی، نظم اجتماعی و امنیت محله و شهر نباید مختل شود. اینها وظایفی هستند که مردم سازمانیافته میتوانند بر دوش بگیرند: نگهبانی از محله، حفاظت از مراکز عمومی، جلوگیری از غارت و زورگیری، کمک به رسیدگی به مجروحان و آوارگان و مراقبت از اینکه اختلافات اجتماعی به خشونت کور تبدیل نشود.
سوم: این سازماندهی را باید از همین امروز شروع کرد. نه فردا. نه وقتی که جنگ تمام شد. امروز. امروز که هنوز فرصت هست، امروز که هنوز میشود آمادگی ایجاد کرد، امروز که میشود شبکه ساخت و اعتماد ایجاد کرد. فردا ممکن است دیر باشد.
چهارم: آن دسته از جوانان کردستان را که این توانایی را در خود میبینند که سلاح بردارند، حال که دشواری عبور از مرزها کمتر شده است، دعوت میکنیم که به صفوف تشکیلات علنی کۆمەڵە بپیوندند و از این راه نیز کومهله را تقویت کنند. ما تا زمانی که اسلحه به دست صاحبان واقعی آن، یعنی نهادهای منتخب مردم برسد، حزب سیاسی با بازوی مسلح باقی خواهیم ماند و با فراهم شدن شرایط لازم سلاحهای خود را با امانت تمام به این نهادها تحویل خواهیم داد.
اجازه بدهید دربارهی یک مسئلهی مهمتر هم حرف بزنم: مسئلهی مسلح بودن. در شرایطی که انحصار داشتن اسلحه از دست رژیم خارج میشود، در شرایطی که هنوز احزاب اپوزیسیون در کردستان مسلح هستند، نهادهای مردمی هم ضروری است که بتوانند از امنیت خود، از امنیت مردمِ محل کار و زیست و از دستاوردهایشان دفاع کنند. ما میگوییم امنیت را باید مردمِ سازمانیافته تأمین کنند؛ نه نیروهای سرکوبگر رژیم، نه گروهها و احزاب و نه قدرتهای دیگر.
اما سؤال این است: اسلحه از کجا به دست بیاورند؟ رفقا، کردستان در این روزها به انبار اسلحهی رژیم تبدیل شده است: پادگانها، مقرها، پاسگاهها. وقتی نیروهای رژیم به هزیمت میافتند، سلاحهایشان را با خود نمیبرند. این سلاحها جا میمانند. باید با استفاده از فرصتهای مناسب این سلاحها را تحویل گرفت — اما نه برای اینکه هر کس برای خودش قدرت درست کند؛ برای اینکه نهادهای مردمیِ منتخب بتوانند امنیت جمعی را تضمین کنند.
بگذارید از تجربهی شخصی بگویم. در اسفند سال ۱۳۵۷، در شهر مهاباد، با تسلیم شدن پادگان در مقابل فشار مردم، سلاحها به کنترل شورای شهر مهاباد درآمد. کلید اسلحهخانهی پادگان در دست یکی از اعضای شورای شهر بود که اتفاقاً عضو کومهله هم بود. متأسفانه در روزهای بعد، نیرویی که حزب دموکرات از روستاهای منطقهی سردشت جمعآوری کرده بود، این سلاحها را از کنترل شورا خارج کرد و به کنترل آن حزب درآورد. در همان روزها، در سنندج نیز سلاحهای پادگان ژاندارمری به دست مردم افتاد.
منظور از ذکر این خاطره این است: اگر درست و به موقع عمل کنیم، به دست آوردن ملزومات مادیِ مبارزهای که در پیش داریم کار مشکلی نخواهد بود. مشکل، آمادگی سازمانی است. مشکل، قدرت سازماندهی است. مشکل، وجود نهادهای مردمی محلی است که بتوانند در لحظهی مناسب، مسئولانه و جمعی عمل کنند؛ با حساب و کتاب، با شفافیت و با پاسخگویی به مردم.
مردم عزیز کردستان؛
در مبارزه با جمهوری اسلامی، متحدین ما مردم همسرنوشت ما در سراسر ایران هستند: کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان و ملیتهای تحت ستم. آنها متحدین واقعی ما هستند، نه قدرتهای بزرگ که هر روز دوست و دشمن عوض میکنند. پیوند ما با مردم ایران، پیوند درد مشترک و آرزوی مشترک است: آزادی، برابری، رفاه و کرامت انسانی. ما باید صدای هم را تقویت کنیم، تجربهها را منتقل کنیم و اجازه ندهیم رژیم یا نیروهای بیرونی ما را از هم جدا کنند.
یک نکتهی دیگر هم هست که میخواهم روشن بگویم. احزاب مسلح کردستانی در اقلیم کردستان عراق، به نام همپیمانی احزاب کردستانی، ائتلافی تشکیل دادهاند. ما به دلایلی که پیش از این توضیح دادهایم، به این ائتلاف نپیوستهایم. ما فکر میکنیم که این مرکز سیاستهای روشنی در مورد حیاتیترین مسائل کنونی ندارد و استراتژی روشنی در قبال شعار سرنگونی جمهوری اسلامی ندارد. اما بیرون ماندن ما از این همپیمانی به هیچ وجه به معنای نادیده گرفتن آن نیست. همکاری و هماهنگی با آنها، هر جا که ضروری باشد و به نفع مردم باشد، ممکن است و خواهیم داشت. معیار ما روشن است: منافع مردم، امنیت مردم، هزینه کمتر برای دستاورد بیشتر.
و در پایان، مردم کردستان؛ ما مردمی هستیم که تاریخمان پر از سختی است. اما از هر سختی هم برخاستهایم. نه به خاطر اینکه کمکی از بیرون رسیده، بلکه به خاطر اینکه به هم تکیه دادهایم، به هم اعتماد کردهایم و با هم سازماندهی کردهایم. امروز هم همان درس را باید به یاد داشت.
همبستگی را زنده نگه دارید.
هر خلأ قدرتی را که رژیم جا میگذارد، با حضور سازمانیافتهی مردم پر کنید.
سوم: این سازماندهی را باید از همین امروز شروع کرد. نه فردا. نه وقتی که جنگ تمام شد. امروز. امروز که هنوز فرصت هست، امروز که هنوز میشود آمادگی ایجاد کرد، امروز که میشود شبکه ساخت و اعتماد ایجاد کرد. فردا ممکن است دیر باشد.
چهارم: آن دسته از جوانان کردستان را که این توانایی را در خود میبینند که سلاح بردارند، حال که دشواری عبور از مرزها کمتر شده است، دعوت میکنیم که به صفوف تشکیلات علنی کۆمەڵە بپیوندند و از این راه نیز کومهله را تقویت کنند. ما تا زمانی که اسلحه به دست صاحبان واقعی آن، یعنی نهادهای منتخب مردم برسد، حزب سیاسی با بازوی مسلح باقی خواهیم ماند و با فراهم شدن شرایط لازم سلاحهای خود را با امانت تمام به این نهادها تحویل خواهیم داد.
اجازه بدهید دربارهی یک مسئلهی مهمتر هم حرف بزنم: مسئلهی مسلح بودن. در شرایطی که انحصار داشتن اسلحه از دست رژیم خارج میشود، در شرایطی که هنوز احزاب اپوزیسیون در کردستان مسلح هستند، نهادهای مردمی هم ضروری است که بتوانند از امنیت خود، از امنیت مردمِ محل کار و زیست و از دستاوردهایشان دفاع کنند. ما میگوییم امنیت را باید مردمِ سازمانیافته تأمین کنند؛ نه نیروهای سرکوبگر رژیم، نه گروهها و احزاب و نه قدرتهای دیگر.
اما سؤال این است: اسلحه از کجا به دست بیاورند؟ رفقا، کردستان در این روزها به انبار اسلحهی رژیم تبدیل شده است: پادگانها، مقرها، پاسگاهها. وقتی نیروهای رژیم به هزیمت میافتند، سلاحهایشان را با خود نمیبرند. این سلاحها جا میمانند. باید با استفاده از فرصتهای مناسب این سلاحها را تحویل گرفت — اما نه برای اینکه هر کس برای خودش قدرت درست کند؛ برای اینکه نهادهای مردمیِ منتخب بتوانند امنیت جمعی را تضمین کنند.
بگذارید از تجربهی شخصی بگویم. در اسفند سال ۱۳۵۷، در شهر مهاباد، با تسلیم شدن پادگان در مقابل فشار مردم، سلاحها به کنترل شورای شهر مهاباد درآمد. کلید اسلحهخانهی پادگان در دست یکی از اعضای شورای شهر بود که اتفاقاً عضو کومهله هم بود. متأسفانه در روزهای بعد، نیرویی که حزب دموکرات از روستاهای منطقهی سردشت جمعآوری کرده بود، این سلاحها را از کنترل شورا خارج کرد و به کنترل آن حزب درآورد. در همان روزها، در سنندج نیز سلاحهای پادگان ژاندارمری به دست مردم افتاد.
منظور از ذکر این خاطره این است: اگر درست و به موقع عمل کنیم، به دست آوردن ملزومات مادیِ مبارزهای که در پیش داریم کار مشکلی نخواهد بود. مشکل، آمادگی سازمانی است. مشکل، قدرت سازماندهی است. مشکل، وجود نهادهای مردمی محلی است که بتوانند در لحظهی مناسب، مسئولانه و جمعی عمل کنند؛ با حساب و کتاب، با شفافیت و با پاسخگویی به مردم.
مردم عزیز کردستان؛
در مبارزه با جمهوری اسلامی، متحدین ما مردم همسرنوشت ما در سراسر ایران هستند: کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان و ملیتهای تحت ستم. آنها متحدین واقعی ما هستند، نه قدرتهای بزرگ که هر روز دوست و دشمن عوض میکنند. پیوند ما با مردم ایران، پیوند درد مشترک و آرزوی مشترک است: آزادی، برابری، رفاه و کرامت انسانی. ما باید صدای هم را تقویت کنیم، تجربهها را منتقل کنیم و اجازه ندهیم رژیم یا نیروهای بیرونی ما را از هم جدا کنند.
یک نکتهی دیگر هم هست که میخواهم روشن بگویم. احزاب مسلح کردستانی در اقلیم کردستان عراق، به نام همپیمانی احزاب کردستانی، ائتلافی تشکیل دادهاند. ما به دلایلی که پیش از این توضیح دادهایم، به این ائتلاف نپیوستهایم. ما فکر میکنیم که این مرکز سیاستهای روشنی در مورد حیاتیترین مسائل کنونی ندارد و استراتژی روشنی در قبال شعار سرنگونی جمهوری اسلامی ندارد. اما بیرون ماندن ما از این همپیمانی به هیچ وجه به معنای نادیده گرفتن آن نیست. همکاری و هماهنگی با آنها، هر جا که ضروری باشد و به نفع مردم باشد، ممکن است و خواهیم داشت. معیار ما روشن است: منافع مردم، امنیت مردم، هزینه کمتر برای دستاورد بیشتر.
و در پایان، مردم کردستان؛ ما مردمی هستیم که تاریخمان پر از سختی است. اما از هر سختی هم برخاستهایم. نه به خاطر اینکه کمکی از بیرون رسیده، بلکه به خاطر اینکه به هم تکیه دادهایم، به هم اعتماد کردهایم و با هم سازماندهی کردهایم. امروز هم همان درس را باید به یاد داشت.
همبستگی را زنده نگه دارید.
هر خلأ قدرتی را که رژیم جا میگذارد، با حضور سازمانیافتهی مردم پر کنید.
کارگاه دیالکتیک
Video
پردهای دیگر از:
نمایش کمدی-تراژیک رضا پهلوی
در حاشیهی سُرخوردن «شاهزادهی عجول» در یک دام رسانهای
کارگاه دیالکتیک
۱۴ اسفند ۱۴۰۴
تاریخمصرف سیاسی رضا پهلوی برای نقشآفرینی در مناسبات قدرت یحتمل به سر آمده است. اما نه بهگونهای که از شر رضا پهلوی راحت شده باشیم؛ چون او و تیم منحط و قدرتمدارش (تحت حمایت قدرتهای بالادست) زخمهای عمیق و ماندگاری بر پیکر تاریخ فعلی و آتی ما وارد کردهاند. درست همانطور که مرگ فیزیکی خامنهای، در مسیری که بدون فاعلیت مردمان تحتستم رقم خورد، ما را از گزند پیامدهای شر حیات سیاسی خامنهای نجات نداد. بهعکس، میراث شوم خامنهای همچنان جان میستاند و مرگ و ویرانی به جا میگذارد، چون مسیر تحولات را بهگونهای ریلگذاری کرد که نیروهای شر خارجی و داخلیْ بر حیات مادی- زیستی و سرنوشت سیاسی مردمان ایران مسلط شدهاند: همهی «سگهای جنگ» و همهی نیروهایی که برای بسط شرارتهایشان دیگر به حضور فیزیکی علی خامنهای (و «رهنمودهای سیاسی»اش) نیازی ندارند.
با این اوصاف، نوشتن دربارهی رضا پهلوی در میانهی این جنگ مصیبتبار نهتنها عجیب نیست، بلکه در جای خود ضروریست. چون او جزو دلالان و مبلغان این جنگ کثیف بود؛ و نیز در روندهای عاملیتزُدایی از ستمدیدگان، و عادیسازی مرگ و کشتار مشارکتی فعال داشت. پس، اگر مواجهه با تباهیهای این جنگ مصیبتبار نیارمند بازپسگیری فاعلیت مردم باشد، باید در کنار سایر وظایف عاجل، از هم اکنون یک «خانهتکانیِ» همهجانبه برای زدودن سموم پهلویگرایی را نیز آغاز کنیم: پهلویزُدایی از فضای فکری و سیاسیِ جامعه.
این ویدئو که در آن رضا پهلوی نقشی بهشدت مضحک و رقتانگیز ایفا کرده ظاهرا خندهآور است؛ خصوصا برای مخالفان سیاسیاش. اما با نظر به امیدهایی که رضا پهلوی - بهعنوان رهبر سیاسیِ «نجاتبخش» - نزد بخشی از مردمان مستاصل ایران برانگیخت، و پیامدهای شوم آن، دیدن این ویدئو تکاندهنده است (یا قاعدتا باید باشد). چون در این ویدئو رضا پهلوی علنا نشان میدهد که نهفقط در مقام یک بازیگر سیاسیِ «عالیمقام» فاقد حداقلهای شعور سیاسی است، بلکه اساسا از حداقل شعور متعارف یک «آدم عادی» (و بیادعا) نیز برخوردار نیست. وجه دردناک و تراژیک ماجرا زمانی عیانتر میشود که بهیاد بیاوریم که هم کشتار هولناک ۱۸ و ۱۹ دیماه و هم جنگ فاجعهباری که اینک بر مردمان ایران تحمیل شده است بهواسطهی راهبرد سیاسی رضا پهلوی (و همکارانش) تسهیل و عادیسازی شدهاند.
رضا پهلوی پشتیبانی چندینسالهی دستگاههای امنیتی (ازجمله دستگاه امنیتی ایران) و دولتها و رسانههای دولتی را دستکم با «خدمات تاربخی» زیر پاسخ داده است:
- ایجاد شکافی بازدارنده در فضای جامعهی ایران؛
- تسریع فروپاشی اپوزیسیون با بیاعتبارکردن آن؛
- القای فراگیر این انگاره که بدیلی مترقی برای آیندهی پساجمهوری اسلامی ناممکن است؛
- تشدید مُنجیگراییِ سیاسی و تسریع روند فاعلیتزُدایی از جامعه؛
- عادیسازی مداخلهی نظامی خارجی و جنگطلبی و جنگ؛
- عادیسازی اقتدارگرایی سیاسی؛
- عادیسازیِ گفتار شووینیستی و فاشیستی؛
- گسترش چپستیزی در فضای عمومی جامعه؛
فارغ از این واقعیت که رضا پهلوی هیچ شانسی برای تصدی قدرت سیاسی در ایران ندارد (و هیچگاه نداشت)، باید اذعان کرد که او پیشاپیش بهواسطهی خدمات فوق به چهرهای ماندگار در تاریخ ایران بدل شده است؛ گیریم بهسان چهرهای بدنام و شُهره به خیانت به آمال و امکانات ستمدیدگان.
---------------------
@kdialectic
نمایش کمدی-تراژیک رضا پهلوی
در حاشیهی سُرخوردن «شاهزادهی عجول» در یک دام رسانهای
کارگاه دیالکتیک
۱۴ اسفند ۱۴۰۴
تاریخمصرف سیاسی رضا پهلوی برای نقشآفرینی در مناسبات قدرت یحتمل به سر آمده است. اما نه بهگونهای که از شر رضا پهلوی راحت شده باشیم؛ چون او و تیم منحط و قدرتمدارش (تحت حمایت قدرتهای بالادست) زخمهای عمیق و ماندگاری بر پیکر تاریخ فعلی و آتی ما وارد کردهاند. درست همانطور که مرگ فیزیکی خامنهای، در مسیری که بدون فاعلیت مردمان تحتستم رقم خورد، ما را از گزند پیامدهای شر حیات سیاسی خامنهای نجات نداد. بهعکس، میراث شوم خامنهای همچنان جان میستاند و مرگ و ویرانی به جا میگذارد، چون مسیر تحولات را بهگونهای ریلگذاری کرد که نیروهای شر خارجی و داخلیْ بر حیات مادی- زیستی و سرنوشت سیاسی مردمان ایران مسلط شدهاند: همهی «سگهای جنگ» و همهی نیروهایی که برای بسط شرارتهایشان دیگر به حضور فیزیکی علی خامنهای (و «رهنمودهای سیاسی»اش) نیازی ندارند.
با این اوصاف، نوشتن دربارهی رضا پهلوی در میانهی این جنگ مصیبتبار نهتنها عجیب نیست، بلکه در جای خود ضروریست. چون او جزو دلالان و مبلغان این جنگ کثیف بود؛ و نیز در روندهای عاملیتزُدایی از ستمدیدگان، و عادیسازی مرگ و کشتار مشارکتی فعال داشت. پس، اگر مواجهه با تباهیهای این جنگ مصیبتبار نیارمند بازپسگیری فاعلیت مردم باشد، باید در کنار سایر وظایف عاجل، از هم اکنون یک «خانهتکانیِ» همهجانبه برای زدودن سموم پهلویگرایی را نیز آغاز کنیم: پهلویزُدایی از فضای فکری و سیاسیِ جامعه.
این ویدئو که در آن رضا پهلوی نقشی بهشدت مضحک و رقتانگیز ایفا کرده ظاهرا خندهآور است؛ خصوصا برای مخالفان سیاسیاش. اما با نظر به امیدهایی که رضا پهلوی - بهعنوان رهبر سیاسیِ «نجاتبخش» - نزد بخشی از مردمان مستاصل ایران برانگیخت، و پیامدهای شوم آن، دیدن این ویدئو تکاندهنده است (یا قاعدتا باید باشد). چون در این ویدئو رضا پهلوی علنا نشان میدهد که نهفقط در مقام یک بازیگر سیاسیِ «عالیمقام» فاقد حداقلهای شعور سیاسی است، بلکه اساسا از حداقل شعور متعارف یک «آدم عادی» (و بیادعا) نیز برخوردار نیست. وجه دردناک و تراژیک ماجرا زمانی عیانتر میشود که بهیاد بیاوریم که هم کشتار هولناک ۱۸ و ۱۹ دیماه و هم جنگ فاجعهباری که اینک بر مردمان ایران تحمیل شده است بهواسطهی راهبرد سیاسی رضا پهلوی (و همکارانش) تسهیل و عادیسازی شدهاند.
رضا پهلوی پشتیبانی چندینسالهی دستگاههای امنیتی (ازجمله دستگاه امنیتی ایران) و دولتها و رسانههای دولتی را دستکم با «خدمات تاربخی» زیر پاسخ داده است:
- ایجاد شکافی بازدارنده در فضای جامعهی ایران؛
- تسریع فروپاشی اپوزیسیون با بیاعتبارکردن آن؛
- القای فراگیر این انگاره که بدیلی مترقی برای آیندهی پساجمهوری اسلامی ناممکن است؛
- تشدید مُنجیگراییِ سیاسی و تسریع روند فاعلیتزُدایی از جامعه؛
- عادیسازی مداخلهی نظامی خارجی و جنگطلبی و جنگ؛
- عادیسازی اقتدارگرایی سیاسی؛
- عادیسازیِ گفتار شووینیستی و فاشیستی؛
- گسترش چپستیزی در فضای عمومی جامعه؛
فارغ از این واقعیت که رضا پهلوی هیچ شانسی برای تصدی قدرت سیاسی در ایران ندارد (و هیچگاه نداشت)، باید اذعان کرد که او پیشاپیش بهواسطهی خدمات فوق به چهرهای ماندگار در تاریخ ایران بدل شده است؛ گیریم بهسان چهرهای بدنام و شُهره به خیانت به آمال و امکانات ستمدیدگان.
---------------------
@kdialectic
Telegram
کارگاه دیالکتیک
Forwarded from Radio Zamaneh
هشدار سازمان ملل درباره «وضعیت اضطراری بزرگ انسانی» در ایران و لبنان
با گسترش درگیریها در خاورمیانه، دهها هزار نفر در ایران و لبنان آواره شدهاند. حملات هوایی و موشکی میان ایران و اسرائیل ادامه دارد و سازمان ملل درباره پیامدهای انسانی این بحران هشدار داده است.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/881448/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
با گسترش درگیریها در خاورمیانه، دهها هزار نفر در ایران و لبنان آواره شدهاند. حملات هوایی و موشکی میان ایران و اسرائیل ادامه دارد و سازمان ملل درباره پیامدهای انسانی این بحران هشدار داده است.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/881448/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
هشدار سازمان ملل درباره «وضعیت اضطراری بزرگ انسانی» در ایران و لبنان
با گسترش درگیریها در خاورمیانه، دهها هزار نفر در ایران و لبنان آواره شدهاند. حملات هوایی و موشکی میان ایران و اسرائیل ادامه دارد و سازمان ملل درباره پیامدهای انسانی این بحران هشدار داده است.
کارگاه دیالکتیک
https://m.youtube.com/watch?v=M8PKY1tph2s
♦️ هشدار به ائتلاف نیروهای سیاسی در کردستان
komala cpi
🎙 فایل صوتی👇🏾
🔴 هشدار به ائتلاف نیروهای سیاسی در کردستان
برشی از برنامه حزب و فعالین
🎙 گفتگوی شمسی خُرمی با صلاح مازوجی
https://m.youtube.com/watch?v=M8PKY1tph2s
🔴 هشدار به ائتلاف نیروهای سیاسی در کردستان
برشی از برنامه حزب و فعالین
🎙 گفتگوی شمسی خُرمی با صلاح مازوجی
https://m.youtube.com/watch?v=M8PKY1tph2s
Forwarded from Radio Zamaneh
نقطهزنی یا سفیدشویی جنگ؟
سیاوش شهابی ـ نه جمهوری اسلامی نماینده مردم ایران است، نه بمبهای آمریکا و اسرائیل، و نه اپوزیسیونی که زبان جنگ را به زبان «نجات» بدل میکند. آنچه زیر نام «نقطهزنی» فروخته میشود، در عمل چیزی جز اداره فنی کشتار نیست. و آنچه بخشی از اپوزیسیون جنگطلب به نام آزادی تبلیغ میکند، چیزی جز بومیسازی همان ماشین تطهیر جنگ نیست. مردم ایران نه به قیم مذهبی نیاز دارند، نه به قیم امپراتوری، نه به مترجمان فارسیزبان موشک.
https://www.radiozamaneh.com/881553/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
سیاوش شهابی ـ نه جمهوری اسلامی نماینده مردم ایران است، نه بمبهای آمریکا و اسرائیل، و نه اپوزیسیونی که زبان جنگ را به زبان «نجات» بدل میکند. آنچه زیر نام «نقطهزنی» فروخته میشود، در عمل چیزی جز اداره فنی کشتار نیست. و آنچه بخشی از اپوزیسیون جنگطلب به نام آزادی تبلیغ میکند، چیزی جز بومیسازی همان ماشین تطهیر جنگ نیست. مردم ایران نه به قیم مذهبی نیاز دارند، نه به قیم امپراتوری، نه به مترجمان فارسیزبان موشک.
https://www.radiozamaneh.com/881553/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
Radiozamaneh
نقطهزنی یا سفیدشویی جنگ؟
سیاوش شهابی ـ نه جمهوری اسلامی نماینده مردم ایران است، نه بمبهای آمریکا و اسرائیل، و نه اپوزیسیونی که زبان جنگ را به زبان «نجات» بدل میکند. آنچه زیر نام «نقطهزنی» فروخته میشود، در عمل چیزی جز اداره فنی کشتار نیست. و آنچه بخشی از اپوزیسیون جنگطلب به…
Forwarded from دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویرانی زیرساختها و جنگی که آزادی نمیآورد
گاهی حقیقت را با چشم میبینیم، اما ذهنِ ما برای حفظ باورها، احساسات یا آرامش درونیمان آن را تغییر میدهد یا توجیه میکند.
حالتی که در روانشناسی به آن “ناهمخوانی شناختی” میگوییم؛ یعنی وقتی حقیقت با باورهای ما سازگار نیست، ذهن تلاش میکند آن را به شکلی قابلقبولتر برای خود تفسیر کند.
ویدیوها: ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ بمباران دیواندره؛ ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ بمباران تهران؛ آسمان تهران پس بمباران انبار نفت
ایران خودرو
در ادامه بخوانید
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
گاهی حقیقت را با چشم میبینیم، اما ذهنِ ما برای حفظ باورها، احساسات یا آرامش درونیمان آن را تغییر میدهد یا توجیه میکند.
حالتی که در روانشناسی به آن “ناهمخوانی شناختی” میگوییم؛ یعنی وقتی حقیقت با باورهای ما سازگار نیست، ذهن تلاش میکند آن را به شکلی قابلقبولتر برای خود تفسیر کند.
ویدیوها: ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ بمباران دیواندره؛ ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ بمباران تهران؛ آسمان تهران پس بمباران انبار نفت
ایران خودرو
در ادامه بخوانید
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
Forwarded from کلکتیو ۹۸
On March 8, International Women’s Day, we stand together.
No to dictatorship, No to War, No to violence against women.
We refuse to choose between our murderers.
End the war and bombing.
Free all prisoners immediately.
Restore internet access.
Woman, Life, Freedom
⸻
در ۸ مارس، روز جهانی زنان، در کنار هم ایستادهایم.
نه به دیکتاتوری، نه به جنگ، نه به خشونت علیه زنان.
ما نمیپذیریم میان قاتلان خود انتخاب کنیم.
پایان جنگ و بمباران.
آزادی فوری همه زندانیان.
دسترسی آزاد به اینترنت.
زن، زندگی، آزادی
No to dictatorship, No to War, No to violence against women.
We refuse to choose between our murderers.
End the war and bombing.
Free all prisoners immediately.
Restore internet access.
Woman, Life, Freedom
⸻
در ۸ مارس، روز جهانی زنان، در کنار هم ایستادهایم.
نه به دیکتاتوری، نه به جنگ، نه به خشونت علیه زنان.
ما نمیپذیریم میان قاتلان خود انتخاب کنیم.
پایان جنگ و بمباران.
آزادی فوری همه زندانیان.
دسترسی آزاد به اینترنت.
زن، زندگی، آزادی