کارگاه دیالکتیک
1.33K subscribers
943 photos
152 videos
89 files
850 links
در این کانال عمدتا مطالب انتشار یافته در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» باز نشر می شود.

درباره ی ما:
https://kaargaah.net/?page_id=2

نشانی تماس کارگاه:
info@kaargaah.net

ارتباط با ادمین:
@Nimmous
Download Telegram
https://tinyurl.com/dkcfubhj

درباره‌ی رژه‌ی عظیم و انفعالیِ دیاسپورای ایرانی در غرب و‌ شرق عالم‌: از تورنتو و لس‌آنجلس و مونیخ ... تا پایتخت‌ سرزمین آفتاب تابان


تحریریه‌ی کارگاه دیالکتیک

۲۷ بهمن ۱۴۰۴


مقدمه

پس از برگزاری چندین تجمع/تظاهرات بزرگ ایرانیانِ دیاسپورا در پیوند با فراخوان رضا پهلوی و به‌اصطلاح «روز جهانی اقدام‌ ملی»، گمانه‌زنی‌های زیادی درباره‌ی ابعاد واقعی مشارکت در این تجمعات درگرفته است. نقطه‌ی ثقل این بحث‌ها، سنجش برآوردهای اعلام‌شده از سوی نهاد پلیس (در سه کشور آلمان کانادا و آمریکا) از جمعیت شرکت‌کنندگان در تجمعات مونیخ، تورنتو و لس آنجلس بوده است. اگر صرفا بر مورد تظاهرات مونیخ تمرکز کنیم (۱)، بسیاری از افراد در شبکه‌های اجتماعی داعیه‌ی پلیس آلمان را اغراق‌آمیز می‌دانند و زیر سوال می‌برند.

 برخی ارزیابی‌ها و داعیه‌های راست‌آزمایی، در تقابل با داعیه‌ی پلیس آلمان، رقم‌های بسیار پایینی را پیش می‌گذارند. مثلا این اکانت توئیتری - که در محتویات پیشین‌اش سابقه‌ی حمایت از دولت‌ روسیه و حزب راست افراطیِ «آلترناتیو برای آلمان» را دارد - ظاهرا با استناد به یک راست‌آزماییِ مبتنی بر مدل‌سازی کامپیوتریْ رقم ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر را مطرح می‌کند. قطعا دلایلی وجود دارد که نشان‌ می‌دهند در گزارش دولت‌ آلمان درباره‌ی شمار مشارکت‌کنندگانْ اغراق/ بزرگ‌نمایی انجام گرفته است؛ و اینکه چنین اغراقی عامدانه بوده است. اما روبرو شدن با واقعیتِ ناخوشایند از سر لجاجت ایدئولوژیک، خود مستلزم تحریف و انکار واقعیت است. به‌همین سان، کوچک‌نماییِ شمار حاضرین در این تجمعات شیوه‌ی مخربی برای مقابله با بزرگنمایی پلیس است.


۱) چرا چنین بحثی اهمیت دارد
؟ 

برخی در واکنش به درگرفتن این بحثْ چیزی شبیه به‌ این می‌گویند: «چه اهمیتی دارد چند ده‌هزارتا بیشتر یا کمتر؟! صورت‌مساله را نمی‌توان پاک کرد. باید اذعان کرد سلطنت‌طلبان فضای سیاسی خارج‌کشور را در دست گرفته‌اند.» درست است، موج بزرگ سلطنت‌طلبی در فضای دیاسپورا، سویه‌های فاشیستیِ آن، و انفعال عمومی (در یک‌ برآورد کلی) در برابر آن غیرقابل انکارند. ولی ازطرف دیگر می‌دانیم که عددسازیِ دولت‌ها و بازنماییِ تحریف‌شده‌ی واقعیتْ بخشی از سازوکارهای سلطه برای شکل‌دادن به افکار عمومی‌ست که درنهایت معطوف به انقیاد توده‌هاست. بنابراین، پرسش این است که اگر این موج سلطنت‌خواهی همان‌قدر گسترده و مقاومت‌ناپذیر است که به‌نظر می‌رسد، یا بازنمایی می‌شود، پس - در حال حاضر - دولت‌ها و‌ رسانه‌های مربوطه چه‌ نیازی به عددسازی برای بزرگنماییِ آن دارند. پاسخ این است که دقیقا برای گسترش هرچه بیشتر آن انفعال عمومی و تکثیر انگاره‌ی مقاومت‌ناپذیریِ آن. بر این اساس، پیکار ضدهژمونیک علیه گفتارسازیِ نهادهای قدرت/سلطه بخشا نیازمند مقابله با این این‌دست سازوکارهاست. برای مثال، خیلی از رفقای دور و نزدیک ما و بسیاری از مخالفان سلطنت‌طلبی در اثر نحوه‌ی بازنماییِ رسانه‌ای از مضمون/ماهیتِ خیزش اعتراضی دی‌ماه، مبنی بر سلطنت‌خواه بودنِ توده‌ی معترضانِ داخل کشور، مرعوب و منفعل شدند. 

به‌همین سان، پس از نمایش/رژه‌ی «با شکوه» دو روز پیش و‌ نحوه‌ی بازنمایی رسمی و رسانه‌ایِ آن، چنانکه دیدیم (و قابل تصور است) بخشی از رفقا و فعالانی که تا کنون مرعوب و منفعل نشده بودند نیز کمابیش سپر انداخته‌اند؛ با این استدلال که «دیگر کاری نمی‌شود کرد. چون کار از کار گذشته است.» و اینکه: «در چنین شرایطی تنها می‌توانیم نظاره‌گر روند تحولات تباهی‌آور باشیم». 


۲) شواهد‌ی درباره‌ی بزرگنمایی پلیس/دولت آلمان


برخی از این دلایل را مختصرا برمی‌شماریم: 

الف) نسبت جمعیت دیاسپورا با رقم کلان اعلام‌شده (۲۵۰ هزار نفر) هم‌خوانی ندارد. خصوصا اگر عواملی مثل پراکندگی جغرافیایی و بُعد مسافت، دشواری سفر در سرمای کنونی اروپا، هزینه‌ی سفر، و عدم همراهی بخش قابل‌توجهی از ایرانیان با جریان سلطنت‌طلبی را در نظر بگیریم‌.  

ب) برآوردهای اولیه‌ی بصری (بر پایه‌ی محاسبات ساده‌ی ریاضی) از ویدئوهای منتشرشده از این تجمع/تظاهرات، رقم اعلام‌شده درباره‌ی شمار شرکت‌کنندگان را به چالش می‌کشند.

ج) پلیس آلمان ید طولایی در دستکاری ارقام‌ تظاهرکنندگان دارد. مشخصا درخصوص تظاهرات نیروهای چپ رادیکال معمولا شمار شرکت‌کنندگان با ضریب یک‌دوم‌ و یک‌سوم اعلام‌ می‌شوند. از آنجا که پلیس آلمان مجری مَنویات دولت آلمان است، و‌ بنا به این سابقه‌ی مشخص، کاملا محتمل است که رقم اعلام‌شده با بزرگنمایی همراه باشد. 

د) مشاهدات و برآوردهای برخی از کسانی که‌ در این تجمع شرکت داشتند (بر پایه‌ی روایت‌های آنان در شبکه‌های اجتماعی) چنین ابعادی را زیر سوال برده‌اند. 

ادامه‌ی مطلب 👇🏾

------------------
@kdialectic
Forwarded from ادبیات دیگر
فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران


«برای نیمکت‌های خالی، برای رویاهای ناتمام»

موضوع: اعلام عزای عمومی و تعطیلی مدارس (اعتصاب) در روز چهارشنبه ۲۹ بهمن


بیش از دویست و سی کودک و نوجوان؛ بیش از دویست و سی رویای ناتمام؛ بیش از دویست و سی نیمکت خالی. هر نیمکت خالی، زخمی عمیق است بر وجدان جامعه. جای دستی که باید بالا می‌رفت برای پاسخ دادن، جای خنده‌ای که باید زنگ تفریح را پر می‌کرد، و جای دفتری که باید پر از تمرین و آرزو می‌شد، اکنون سرد و خالی است. در کنار این نیمکت‌ها، جای خالی معلمانی است که تنها جرمشان «فریاد زدنِ دردِ دانش‌آموز» بود.

کلاس‌هایی که اکنون نه دانش‌آموز دارد و نه معلم؛ تنها سکوتی مرگبار که فریاد می‌زند: «عدالت کجاست؟» این‌ها عدد نبودند.
نام داشتند، خانواده داشتند، آینده داشتند…

وقتی کودکی کشته می‌شود، جامعه فقط سوگوار نمی‌شود؛ آینده‌اش تیرباران می‌شود.
ما سال‌هاست شاهد تعطیلی مدارس به بهانه‌های گوناگون هستیم: برای آلودگی هوا، برای کمبود گاز، برای بحران‌های مختلف. اما سوال ما از وجدان‌های بیدار این است:

آیا «جانِ کودکان»، کم‌اهمیت‌تر از آلودگی هواست؟ آیا دفاع از امنیت و کرامت دانش‌آموزان، فوری‌ترین ضرورتِ امروز ما نیست؟ مدرسه باید امن‌ترین پناهگاه این سرزمین باشد. اگر دانش‌آموز در خیابان امنیت ندارد و اگر مدرسه به جای محلِ درس، به محلِ بازداشت تبدیل شده است، سکوت ما تنها بر عمق این فاجعه می‌افزاید.

ما، معلمان ایران، نمی‌توانیم عادی‌سازی کنیم. نباید اجازه دهیم نام‌ها به عدد تبدیل شوند و عددها به فراموشی سپرده شوند. دفاع از مدرسه، دفاع از آینده است. حق زندگی، مقدم بر هر مصلحتی است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، ضمن پاسداشت یاد جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه، ازجمله صدها دانش‌آموز و معلمی که خون‌شان مظلومانه بر زمین ریخت، اعلام می‌دارد:

۱. از تمامی همکاران فرهنگی دعوت می‌شود روز چهارشنبه ۲۹ بهمن‌ماه، به نشانه سوگ و اعتراض، با اعتصاب، از حضور در کلاس‌های درس (مدرسه و اداره) خودداری کنند.

۲. از والدین محترم و آگاه دانش‌آموزان درخواست داریم تا برای حفظ امنیت فرزندان‌شان و به نشانه همبستگی با خانواده‌های داغدار، در این روز از فرستادن فرزندان خود به مدرسه خودداری نمایند.

۳. همچنین از عموم فرهنگیان و مردم شریف دعوت می‌شود تا در صورت امکان، در مراسم چهلم این عزیزان و کودکان جان‌باخته شرکت کرده و مرهمی بر داغ خانواده‌ها باشند.


نیمکت‌های خالی را عادی نمی‌کنیم و فراموشی را نمی‌پذیریم. مدرسه را به میدان مطالبه‌گری برای حق زندگی تبدیل می‌کنیم.



شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

۲۷بهمن ماه ۱۴۰۴


© @kashowra
کارگاه دیالکتیک
https://tinyurl.com/dkcfubhj درباره‌ی رژه‌ی عظیم و انفعالیِ دیاسپورای ایرانی در غرب و‌ شرق عالم‌: از تورنتو و لس‌آنجلس و مونیخ ... تا پایتخت‌ سرزمین آفتاب تابان تحریریه‌ی کارگاه دیالکتیک ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ مقدمه:  پس از برگزاری چندین تجمع/تظاهرات بزرگ ایرانیانِ…
پی‌نوشتی بر مطلب 👇🏾

درباره‌ی رژه‌ی عظیم و انفعالیِ دیاسپورای ایرانی در غرب و‌ شرق عالم‌: از تورنتو و لس‌آنجلس و مونیخ ... تا پایتخت‌ سرزمین آفتاب تابان

برخی روزنامه‌‌های جریان اصلی آلمان هم برآورد پلیسِ مونیخ درباره‌ی شمار شرکت‌کنندگان در تجمع ایرانیان در مونیخ را به چالش کشیدند. برای مثال روزنامه‌ی «تزود دویچه تسایتونگ» در گزارشی (مورخ ۱۷ فوریه) استدلال می‌کند که برآورد اعلام‌شده‌ی پلیس سه تا چهار برابر بیشتر از شمار واقعی شرکت‌کنندگان بوده است. یعنی، بر طبق این گزارش انتقادی، رقم واقعی چیزی بین ۶۰ تا ۸۰ هزار نفر بوده است.

------------------
@kdialectic
کارگاه دیالکتیک
Photo
https://tinyurl.com/ywk9ycsj


سوگواری-مقاومتِ ستمدیدگان و «حیدرحیدر» جلادان 


تحریریه‌ی کارگاه‌ دیالکتیک

۱ اسفند ۱۴۰۴


یک.

همه می‌دانند که نظام جمهوری اسلامی دیرزمانی‌ست که به جسد متحرکی تبدیل شده است که فقط شرایط لازم برای به گور سپردنش فراهم نشده است. پس از کشتار جمعیِ دی ۱۴۰۴ امکان تحرک اتوماتیک و ماشین‌وار این جسد متحرک تنها به گسترش سرکوب‌های عریان‌ و تداوم کشتارها وابسته شده است. به‌همین‌خاطر است که پس از کشتارهای خیابانی موج تازه‌ای از بازداشت، ناپدیدسازی قهری، شکنجه‌، اعتراف‌گیریِ اجباری، قتل‌های پنهانی و صدور حکم اعدام آغاز شده است که‌ همچنان بی‌وقفه پیش می‌رود‌. در کنار آنها، تازه‌ترین نمودهای سرکوب در قالب گسیل نیروهای امنیتی به مدارس (عمدتا در پوشش مشاور) و گسیل نیروهای سرکوب به مراسم سوگواری و گورستان‌ها پدیدار شده است. این رویه‌ی هولناک گویای آن است که مرگ جمهوری اسلامی چون در فرآیندی انقلابی رخ نداد و به سرانجام نرسید، مُرده‌ی متحرکی به‌جا مانده است که خطرات آن کمتر از پیکربندیِ مخوف زنده‌‌ی نظام نیست: تو‌ گویی کالبد بی‌جان ولی در گور نشده‌ی جمهوری اسلامی به هیات یک زامبیِ زنده‌خوار دگردیسی یافته است.


دو.

پس از کشتارهای هولناک دی‌ماه و همه‌ی صحنه‌ها و دقایق آخرالزمانی‌اش، قاعدتا ارتکاب هیچ شکل و درجه‌ای از سرکوب و کشتار از جانب جمهوری اسلامیْ دیگر نباید غافل‌گیرکننده باشد. اما - در عمل - تا جایی که به شیوه‌های بی‌مرز دستگاه سرکوب مربوط است، جمهوری اسلامی مدام همگان را غافل‌گیر می‌کند. برای مثال، اکنون تهاجم قوای سرکوب به گورستان‌ها و جماعت‌های سوگوار با نعره‌های «حیدرحیدر» (اعلام آمادگی نمادین برای ریختن خون‌‌های بیشتر) و تهدید و ضرب‌وشتم و بازداشت سوگواران به صحنه‌ای از یک فیلم سورئال درباره‌ی ماهیت شر شباهت دارد؛ حال آنکه رویدادی واقعی‌ و عینی‌ست که در صدها مورد مستندسازی شده است. قاتلانِ جوانان و کودکان با تشدید فشار تهاجمی و بسط سرکوب به‌ همه‌ی حوزه‌هایی که مخالفت و مقاومتْ بیانی جمعی می‌یابند، در صدد آن‌اند که نشان دهند قدرت‌شان فراگیر و چالش‌ناپذیر است؛ و این روال تازه‌ای نیست. ولی حاکمان در همان حال که با همه‌ی سازوکارهای ارعاب‌گری می‌خواهند نفس‌ها در سینه حبس بماند، می‌کوشند با دروغ و تحریف و انکار و وارونه‌گویی کشتار را عادی‌سازی کنند، مردم را تحقیر کنند و رنج و سوژگی آنها را به سُخره بگیرند: شاید اوج این تحقیر و تمسخر را بتوان در داعیه‌ی اخیر رهبر جمهوری اسلامی‌ بازشناخت که وقیحانه‌ اعلام کرد حاکمیت سوگوار کشته‌شدگان دی‌ماه است؛ گزاره‌ای که نه‌تنها فاعلیت و عاملیت حاکمان (و خصوصا شخص خامنه‌ای) در کشتار دی‌ماه را انکار می‌کند، بلکه می‌کوشد قلمرو سوگواری و‌ دادخواهی را نیز به انحصار حاکمیت درآورد.


سه.

جمهوری اسلامی در سالیان اخیر چنان بر تداوم و بسط جنایت اصرار ورزیده است (و کماکان می‌ورزد) و چنان زخم‌خوردگان را تحقیر و انکار کرده است (و کماکان می‌کند) که‌ تنها خشم و نفرتی فزآینده را نزد ستمدیدگان پرورش داده است: کسانی که در برابر همجه‌ی ستم و سرکوب و کشتار به‌تمامی بی‌دفاع‌‌ بوده‌اند. راهبرد مدیریتیِ جمهوری اسلامی در برابر انباشت خشم و نفرت عمومیْ بسط بی‌مرز دستگاه سرکوب و شیوه‌های قساوت‌گری بوده است تا بتواند عصیان توده‌ها را در خیابان‌ها مهار کند. حال آنکه لاجرم به‌طور چرخه‌وار روند انباشت خشم و نفرتِ عمومی را تقویت کرده است: هراسی که از مشاهده/تجربه‌ی قساوت‌های دستگاه سرکوب و ارعاب دولت برمی‌خیزد رفتار بیرونی مخالفان را تا حد زیادی مهار و سرکوب می‌کند؛ ولی همزمان، انگیزه‌‌ها و سوژگی‌های سرکوب‌شده، مولد خشم و نفرتِ بیشتر می‌شوند. 

بدین اعتبار، این‌ گزاره‌ی مکرر و ظاهرا عالمانه که «مردم از فرط نفرت از جمهوری اسلامی به نفرت از خود و ایران رسیده‌اند»، چرا که تسلیم فاشیسم و/یا خواهان تهاجم نظامی خارجی شده‌اند، گزاره‌ای به‌غایت گمراه‌کننده و فریبکارانه است. چون جدا از اینکه عامدانه تصویری یک‌دست و‌ مخدوش از خواست و چشم‌انداز سیاسی ستمدیدگان ارائه می‌دهد، منزه‌طلبانه بر وجه ضدهنجاری فاشیسم و تهاجم‌ خارجی مانور می‌دهد تا اعتراضاتِ توده‌ایِ برآمده از خشم و نفرت عمومی را به‌سان نفرت‌ورزی کور جلوه دهد؛ خصلتی که گویا معترضان را از تشخیص مصالح ابتداییِ خود (و ایران؟) بازداشته است. اما مُنادیِ این تخطئه و محکوم‌سازیِ اخلاقیِ «نفرتِ کور» فراموش می‌کند خاطرنشان کند که فاعلیتِ ایجاد و‌ بازتولید چرخه‌ی نفرت همواره در دستان جمهوری اسلامی بوده است. این فراموشیِ عامدانه لازمه‌ی طرح روایتی‌ست که در آن فاعلیت اصلی حکومت در کشتار جمعی دی‌ماه به‌ قرینه‌ی ارتجاعی‌خواندنِ خیزش حذف می‌شود. ...

ادامه‌ی مطلب 👇🏾
---

#اعتراضات_سراسری
#کشتار_جمعی_دیماه
#حکومت_مرگ_بنیاد
#نه_می‌بخشیم_نه_فراموش_می‌کنیم

@kdialectic
Forwarded from Roud Media Collective
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرازی از مراسم چهلمین روز قتل حکومتی رها بهلولی‌پور (فیروزآباد استان فارس).

رها بهلولی‌پور، دانشجوی ۲۳ ساله دانشگاه تهران بود که در جریان اعتراضات دی‌ماه در تهران در اثر شلیک گلوله‌های جنگی توسط نیروهای سرکوب کشته شد.

رها همان شهیدی‌ست که در آخرین توییتش پیش از کشته‌شدن در توییتر نوشته بود: «یک لحظه وصل شده‌ام و فقط می‌خوام بنویسم زن، زندگی، آزادی. برای همیشه»

پدربزرگ رها در بخشی از این مراسم، که با ساز و دهل و رقص قشقایی همراه بود، گفت: «رها همان ماهی کوچولوی صمد بهرنگی‌ست که از حوضچه و جویبار کوچک فیروزآباد، مسیر سخت و سنگلاخی را طی کرد و به دریای بیکران تهران و دانشگاه تهران رسید.»

#اعتراضات_سراسری_دیماه
#کشتار_جمعی_دیماه
#چهلم_تکثیر_مقاومت
#نه_می‌بخشیم_نه_فراموش_می‌کنیم
Forwarded from Roud Media Collective
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی خواهر مانی صفرپور در مراسم چهلمین روز قتل حکومتی او (لاهیجان).

مانی صفرپور ۱۸ سال داشت و اهل لاهیجان بود. او در اعتراضات ۱۸ دی در تهران، منطقه سلسبیل، در اثر شلیک گلوله‌های جنگی توسط نیروهای سرکوب کشته شد.

#اعتراضات_سراسری_دیماه
#کشتار_جمعی_دیماه
#چهلم_تکثیر_مقاومت
#نه_می‌بخشیم_نه_فراموش_می‌کنیم
Forwarded from Radio Zamaneh
چگونه تمامی طیف‌های سیاسی فراموش کردند که روی زمین ایستاده‌ایم؟

رها راوی ـ اینکه در آینده جمهوری‌، بازگشت به سلطنت، یا اصلاح ساختار موجود خواهیم داشت، پرسش‌‌های اصلی نیستند. اکنون پرسش‌های بنیادین روی زمین این‌ها هستند: سرنوشت زندانیان چه می‌شود؟ چگونه می‌توان اعدام‌ها را متوقف یا دست‌کم کاهش داد؟ افرادی که جراحت جدی دارند، چگونه می‌توانند به اتاق‌های عمل امن در آن سوی مرزها منتقل شوند؟ بازماندگان فاجعه چگونه با تنش‌های روحی آن کنار خواهند آمد و چه تدابیر مراقبتی و درمانی باید اندیشید؟ در شرایط تورم روزافزون و بیکاری گسترده، چگونه می‌توان زنده ماند؟ در صورت وقوع جنگ و بی‌ثباتی زیرساخت‌های آب، برق و گاز، چه سازوکاری برای دوام وجود دارد؟ در وضعیت سرکوب، برای ارائه و دریافت خدمات عمومی و اجتماعی، چگونه می‌توان شبکه‌ی اینترنت و گردش اطلاعات و اعتماد متقابل را بازسازی کرد؟
https://www.radiozamaneh.com/879449/


@RadioZamaneh | رادیو زمانه
Forwarded from نقد
▫️ رسانه و درس‌های اعتراضات ۱۴۰۴

22 فوریه 2026

همایون ایوانی

🔸 در نبرد رسانه‌ای امروزْ تقابلی بنیادین میان «قدرت مالی- تکنولوژیک» و «اراده‌ی انسان آزاد» رخ نموده است. هرچند زخم‌ها هنوز خون‌چکان‌اند و اندوهْ سراسر وجود جامعه را در بر گرفته، اعتراضات ۱۴۰۴ درس‌هایی سخت و پرهزینه برای کنش‌گران جدی این جنبش به هم‌راه داشت؛ درس‌هایی درباره‌ی اهمیت نبرد رسانه‌ای و نقش حیاتی زیرساخت‌های ارتباطی در روزهای پرتلاطم مبارزه و سرکوب.

🔸 در نوشته‌ی جداگانه‌ای به تجربه‌ی قیام بهمن ۵۷ در زمینه نبرد رسانه‌ای پرداخته‌ام. ناگفته پیداست که پیچیدگی این آوردگاه، با گذشت پنج دهه، اینک به مراتب ژرف‌تر و چندلایه‌تر شده است. برای ایجاد امکان مقایسه‌ی تطبیقی بهتر میان این دو متن، در این‌جا تا حد امکان از همان ساختار تحلیلی پیشین پیروی کرده‌ام. در جریان بررسی، دو نکته بیش از دیگر موارد خود را نمایان ساخت: نخست آن که در طی نیم قرن فاصله میان دو لحظه‌ی تاریخی قیام ۵۷ و اعتراضات ۱۴۰۴، ارتباطات شفاهی و رسانه‌های چاپی در مقایسه با رسانه‌های اینترنتی و ماهواره سهم ناچیزی در شکل‌دهی افکار و آگاهی عمومی یافته‌اند. دوم آن که کاربرد و اثرگذاری رسانه‌ها به صورت چشم‌گیری و بیش از گذشته، در شکل‌گیری عامل ذهنی و روان‌شناسی اجتماعی نقش بازی می‌کنند؛ به برخی از ویژگی‌های این دگرگونی در یکی از سرفصل‌های بعدی پرداخته‌ام. در بخش پایانی، به دو نیاز راه‌بردی و فوری زمانه‌ی کنونی از نگاه نیروهای چپ و پیشرو اشاره می‌شود: هم‌کاری راه‌بردی رسانه‌های بدیل و پیشرو و نیز ژورنالیسم سرخ به‌مثابه‌ی روزنامه‌نگاری آگاهانه و متعهد!

🔸 برای سنجش قوای رسانه‌ای جنا‌ح‌های اصلی سیاست در اعتراضات ۱۴۰۴، آن‌ها در دو سطح کلیِ فرهنگ شفاهی و ارتباطات جمعی طبقه‌بندی شده‌اند. ارتباطات دیجیتالی و ماهواره‌ای در دوره‌ی کنونی، برخلاف نیم‌قرن پیش، نقش تعیین‌کننده در تولید محتوای درست یا دروغین داشته‌اند و در واقع در شرایط سانسور و سرکوب درازمدت حکومت، شانس سایر رسانه‌ها در داخل کشور بسیار پایین‌تر از آن است که در کوتاه مدتْ نقش مثبت و معنابخشی در صحنه سیاسی و فرهنگی غالب در جامعه ایفا کنند. قطب‌های اصلی سیاست و قدرت در این دوره‌ی تاریخی نیز دگرگون شده‌اند؛ اگر در قیام بهمن چهار قطب حکومت شاه، ملی‌گرایان، مذهبیون و هم‌چنین نیروهای پیشرو و چپ قابل رویت بودند، اینک از سویی پراکنش و چندپارگی سیاسی و از سوی دیگر کشش به تمرکز انحصاری «رهبری» خواست‌های جنبش، هم زمان دیده می‌شود.
در این نوشته، سه برش زمانی برای اعتراضات کنونی در نظر گرفته شده‌اند:
▫️ الف – ۷ دی تا ۱۸ دی؛
▫️ ب – ۱۸ و ۱۹ دی و دوره تاریکی دیجیتال؛
▫️ ج – جنگ روایت‌ها پس از سرکوب اعتراضات...

🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:



https://wp.me/p9vUft-5pz


#همایون_ایوانی #عتراضات_۱۴۰۴
#رسانه #رسانه‌_بدیل
#انحصار_رسانه‌‌ای
#پروپاگاندا

👇🏽

🖋@naghd_com
Forwarded from کلکتیو ۹۸
تجمع امروز در یادبود #رها_بهلولی_پور، دانشکده زبان‌های خارجه دانشگاه تهران

رها (زهرا بهلولی‌پور)، دانشجوی ترم سوم کارشناسی زبان ایتالیایی در دانشکده زبان‌های خارجی دانشگاه تهران بود. او ۲۳ سال داشت و اهل فیروزآباد استان فارس بود و در «جمعه خونین» ۱۹ دی ۱۴۰۴ کشته شد.
رها پیش‌تر در تجمعات دانشجویان دانشگاه تهران برای دادخواهی و پیگیری مسئولیت نهادهای مرتبط در پرونده امیرمحمد خالقی حضور فعالی داشت. او همچنین در تجمع‌های دانشجویی در اعتراض به وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور شرکت کرده بود. نزدیکانش می‌گویند او آن‌قدر در آرزوی آزادی و رهایی برای خود و دیگران بود که ترجیح می‌داد با نام «رها» شناخته شود و دوستانش نیز او را با همین نام صدا می‌کردند.

یکی از آخرین پیام‌های او در شبکه‌های اجتماعی چنین بود: «زن زندگی آزادی، برای همیشه».
Forwarded from کلکتیو ۹۸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 #زن_زندگی_آزادی
امروز ۴ اسفند
در مراسم زنده‌یاد رها بهلولی
امروز ۴ اسفند، دانشکده زبان‌های دانشگاه تهران

#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴

@collective98