کارگاه دیالکتیک
1.31K subscribers
848 photos
140 videos
78 files
803 links
در این کانال عمدتا مطالب انتشار یافته در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» باز نشر می شود.

درباره ی ما:
https://kaargaah.net/?page_id=2

نشانی تماس کارگاه:
info@kaargaah.net

ارتباط با ادمین:
@Nimmous
Download Telegram
https://tinyurl.com/dkcfubhj

درباره‌ی رژه‌ی عظیم و انفعالیِ دیاسپورای ایرانی در غرب و‌ شرق عالم‌: از تورنتو و لس‌آنجلس و مونیخ ... تا پایتخت‌ سرزمین آفتاب تابان


تحریریه‌ی کارگاه دیالکتیک

۲۷ بهمن ۱۴۰۴


مقدمه

پس از برگزاری چندین تجمع/تظاهرات بزرگ ایرانیانِ دیاسپورا در پیوند با فراخوان رضا پهلوی و به‌اصطلاح «روز جهانی اقدام‌ ملی»، گمانه‌زنی‌های زیادی درباره‌ی ابعاد واقعی مشارکت در این تجمعات درگرفته است. نقطه‌ی ثقل این بحث‌ها، سنجش برآوردهای اعلام‌شده از سوی نهاد پلیس (در سه کشور آلمان کانادا و آمریکا) از جمعیت شرکت‌کنندگان در تجمعات مونیخ، تورنتو و لس آنجلس بوده است. اگر صرفا بر مورد تظاهرات مونیخ تمرکز کنیم (۱)، بسیاری از افراد در شبکه‌های اجتماعی داعیه‌ی پلیس آلمان را اغراق‌آمیز می‌دانند و زیر سوال می‌برند.

 برخی ارزیابی‌ها و داعیه‌های راست‌آزمایی، در تقابل با داعیه‌ی پلیس آلمان، رقم‌های بسیار پایینی را پیش می‌گذارند. مثلا این اکانت توئیتری - که در محتویات پیشین‌اش سابقه‌ی حمایت از دولت‌ روسیه و حزب راست افراطیِ «آلترناتیو برای آلمان» را دارد - ظاهرا با استناد به یک راست‌آزماییِ مبتنی بر مدل‌سازی کامپیوتریْ رقم ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر را مطرح می‌کند. قطعا دلایلی وجود دارد که نشان‌ می‌دهند در گزارش دولت‌ آلمان درباره‌ی شمار مشارکت‌کنندگانْ اغراق/ بزرگ‌نمایی انجام گرفته است؛ و اینکه چنین اغراقی عامدانه بوده است. اما روبرو شدن با واقعیتِ ناخوشایند از سر لجاجت ایدئولوژیک، خود مستلزم تحریف و انکار واقعیت است. به‌همین سان، کوچک‌نماییِ شمار حاضرین در این تجمعات شیوه‌ی مخربی برای مقابله با بزرگنمایی پلیس است.


۱) چرا چنین بحثی اهمیت دارد
؟ 

برخی در واکنش به درگرفتن این بحثْ چیزی شبیه به‌ این می‌گویند: «چه اهمیتی دارد چند ده‌هزارتا بیشتر یا کمتر؟! صورت‌مساله را نمی‌توان پاک کرد. باید اذعان کرد سلطنت‌طلبان فضای سیاسی خارج‌کشور را در دست گرفته‌اند.» درست است، موج بزرگ سلطنت‌طلبی در فضای دیاسپورا، سویه‌های فاشیستیِ آن، و انفعال عمومی (در یک‌ برآورد کلی) در برابر آن غیرقابل انکارند. ولی ازطرف دیگر می‌دانیم که عددسازیِ دولت‌ها و بازنماییِ تحریف‌شده‌ی واقعیتْ بخشی از سازوکارهای سلطه برای شکل‌دادن به افکار عمومی‌ست که درنهایت معطوف به انقیاد توده‌هاست. بنابراین، پرسش این است که اگر این موج سلطنت‌خواهی همان‌قدر گسترده و مقاومت‌ناپذیر است که به‌نظر می‌رسد، یا بازنمایی می‌شود، پس - در حال حاضر - دولت‌ها و‌ رسانه‌های مربوطه چه‌ نیازی به عددسازی برای بزرگنماییِ آن دارند. پاسخ این است که دقیقا برای گسترش هرچه بیشتر آن انفعال عمومی و تکثیر انگاره‌ی مقاومت‌ناپذیریِ آن. بر این اساس، پیکار ضدهژمونیک علیه گفتارسازیِ نهادهای قدرت/سلطه بخشا نیازمند مقابله با این این‌دست سازوکارهاست. برای مثال، خیلی از رفقای دور و نزدیک ما و بسیاری از مخالفان سلطنت‌طلبی در اثر نحوه‌ی بازنماییِ رسانه‌ای از مضمون/ماهیتِ خیزش اعتراضی دی‌ماه، مبنی بر سلطنت‌خواه بودنِ توده‌ی معترضانِ داخل کشور، مرعوب و منفعل شدند. 

به‌همین سان، پس از نمایش/رژه‌ی «با شکوه» دو روز پیش و‌ نحوه‌ی بازنمایی رسمی و رسانه‌ایِ آن، چنانکه دیدیم (و قابل تصور است) بخشی از رفقا و فعالانی که تا کنون مرعوب و منفعل نشده بودند نیز کمابیش سپر انداخته‌اند؛ با این استدلال که «دیگر کاری نمی‌شود کرد. چون کار از کار گذشته است.» و اینکه: «در چنین شرایطی تنها می‌توانیم نظاره‌گر روند تحولات تباهی‌آور باشیم». 


۲) شواهد‌ی درباره‌ی بزرگنمایی پلیس/دولت آلمان


برخی از این دلایل را مختصرا برمی‌شماریم: 

الف) نسبت جمعیت دیاسپورا با رقم کلان اعلام‌شده (۲۵۰ هزار نفر) هم‌خوانی ندارد. خصوصا اگر عواملی مثل پراکندگی جغرافیایی و بُعد مسافت، دشواری سفر در سرمای کنونی اروپا، هزینه‌ی سفر، و عدم همراهی بخش قابل‌توجهی از ایرانیان با جریان سلطنت‌طلبی را در نظر بگیریم‌.  

ب) برآوردهای اولیه‌ی بصری (بر پایه‌ی محاسبات ساده‌ی ریاضی) از ویدئوهای منتشرشده از این تجمع/تظاهرات، رقم اعلام‌شده درباره‌ی شمار شرکت‌کنندگان را به چالش می‌کشند.

ج) پلیس آلمان ید طولایی در دستکاری ارقام‌ تظاهرکنندگان دارد. مشخصا درخصوص تظاهرات نیروهای چپ رادیکال معمولا شمار شرکت‌کنندگان با ضریب یک‌دوم‌ و یک‌سوم اعلام‌ می‌شوند. از آنجا که پلیس آلمان مجری مَنویات دولت آلمان است، و‌ بنا به این سابقه‌ی مشخص، کاملا محتمل است که رقم اعلام‌شده با بزرگنمایی همراه باشد. 

د) مشاهدات و برآوردهای برخی از کسانی که‌ در این تجمع شرکت داشتند (بر پایه‌ی روایت‌های آنان در شبکه‌های اجتماعی) چنین ابعادی را زیر سوال برده‌اند. 

ادامه‌ی مطلب 👇🏾

------------------
@kdialectic
Forwarded from ادبیات دیگر
فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران


«برای نیمکت‌های خالی، برای رویاهای ناتمام»

موضوع: اعلام عزای عمومی و تعطیلی مدارس (اعتصاب) در روز چهارشنبه ۲۹ بهمن


بیش از دویست و سی کودک و نوجوان؛ بیش از دویست و سی رویای ناتمام؛ بیش از دویست و سی نیمکت خالی. هر نیمکت خالی، زخمی عمیق است بر وجدان جامعه. جای دستی که باید بالا می‌رفت برای پاسخ دادن، جای خنده‌ای که باید زنگ تفریح را پر می‌کرد، و جای دفتری که باید پر از تمرین و آرزو می‌شد، اکنون سرد و خالی است. در کنار این نیمکت‌ها، جای خالی معلمانی است که تنها جرمشان «فریاد زدنِ دردِ دانش‌آموز» بود.

کلاس‌هایی که اکنون نه دانش‌آموز دارد و نه معلم؛ تنها سکوتی مرگبار که فریاد می‌زند: «عدالت کجاست؟» این‌ها عدد نبودند.
نام داشتند، خانواده داشتند، آینده داشتند…

وقتی کودکی کشته می‌شود، جامعه فقط سوگوار نمی‌شود؛ آینده‌اش تیرباران می‌شود.
ما سال‌هاست شاهد تعطیلی مدارس به بهانه‌های گوناگون هستیم: برای آلودگی هوا، برای کمبود گاز، برای بحران‌های مختلف. اما سوال ما از وجدان‌های بیدار این است:

آیا «جانِ کودکان»، کم‌اهمیت‌تر از آلودگی هواست؟ آیا دفاع از امنیت و کرامت دانش‌آموزان، فوری‌ترین ضرورتِ امروز ما نیست؟ مدرسه باید امن‌ترین پناهگاه این سرزمین باشد. اگر دانش‌آموز در خیابان امنیت ندارد و اگر مدرسه به جای محلِ درس، به محلِ بازداشت تبدیل شده است، سکوت ما تنها بر عمق این فاجعه می‌افزاید.

ما، معلمان ایران، نمی‌توانیم عادی‌سازی کنیم. نباید اجازه دهیم نام‌ها به عدد تبدیل شوند و عددها به فراموشی سپرده شوند. دفاع از مدرسه، دفاع از آینده است. حق زندگی، مقدم بر هر مصلحتی است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، ضمن پاسداشت یاد جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه، ازجمله صدها دانش‌آموز و معلمی که خون‌شان مظلومانه بر زمین ریخت، اعلام می‌دارد:

۱. از تمامی همکاران فرهنگی دعوت می‌شود روز چهارشنبه ۲۹ بهمن‌ماه، به نشانه سوگ و اعتراض، با اعتصاب، از حضور در کلاس‌های درس (مدرسه و اداره) خودداری کنند.

۲. از والدین محترم و آگاه دانش‌آموزان درخواست داریم تا برای حفظ امنیت فرزندان‌شان و به نشانه همبستگی با خانواده‌های داغدار، در این روز از فرستادن فرزندان خود به مدرسه خودداری نمایند.

۳. همچنین از عموم فرهنگیان و مردم شریف دعوت می‌شود تا در صورت امکان، در مراسم چهلم این عزیزان و کودکان جان‌باخته شرکت کرده و مرهمی بر داغ خانواده‌ها باشند.


نیمکت‌های خالی را عادی نمی‌کنیم و فراموشی را نمی‌پذیریم. مدرسه را به میدان مطالبه‌گری برای حق زندگی تبدیل می‌کنیم.



شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

۲۷بهمن ماه ۱۴۰۴


© @kashowra