کارگاه دیالکتیک
1.31K subscribers
848 photos
140 videos
78 files
803 links
در این کانال عمدتا مطالب انتشار یافته در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» باز نشر می شود.

درباره ی ما:
https://kaargaah.net/?page_id=2

نشانی تماس کارگاه:
info@kaargaah.net

ارتباط با ادمین:
@Nimmous
Download Telegram
Forwarded from Radio Zamaneh
چپ جهانی در آزمون ایران و خاورمیانه؛ از کمپیسم تا دولت‌محوری و مرکزگرایی

شیوا رها ـ چپ جهانی، اگر قرار است همچنان داعیه‌ی رهایی داشته باشد، ناگزیر است از وفاداری به نقشه‌های ذهنی منجمد فاصله بگیرد و به تجربه‌های زیسته‌ی جامعه‌ها گوش بسپارد. ایران و خاورمیانه نشان می‌دهند که رهایی نه محصول پیروزی یک بلوک بر بلوک دیگر، بلکه نتیجه‌ی کنش جمعی، خودسازمان‌یافته و چندلایه‌ی جامعه‌هاست.

https://www.radiozamaneh.com/877368/

@RadioZamaneh | رادیو زمانه
Forwarded from کلکتیو ۹۸
*
چند دقیقه با سلطنت طلب‌ها: توحش به روایت تصویر


🔻جریان سلطنت‌طلب نه فقط دموکراسی‌خواهان و آزادی‌خواهان را در شبکه‌های اجتماعی هدف فحاشی و افترا قرار می‌دهد و با ادبیات تهدید، از مرگ و اعدام حرف می‌زند؛ بلکه در تظاهرات خارج از کشور نیز، با در دست داشتن پرچم اسرائیل و با زبانی جنسیت‌زده، به هر شعاری جز «جاوید شاه» حمله می‌کند. اقتدارطلبی این جریان تا جایی پیش رفته که حتی شعار «مرگ بر دیکتاتور» برایش غیرقابل تحمل شده، چه برسد به «زن، زندگی، آزادی».

🔻در این فضا، نمونه‌ها کم نیست. یکی از چهره‌های نزدیک به رضا پهلوی، شهرام ماکویی، پیش‌تر آشکارا خواستار اعدام نرگس محمدی شده بود. امیرحسین اعتمادی و علیرضا کیانی هم جملاتی از جنس «با تک‌تک شما تسویه حساب می‌کنیم» نوشته‌اند. علی کریمی با انتشار تصویری از چهره‌های اپوزیسیون به آن‌ها فحاشی کرده بود؛ او همچنین گلشیفته فراهانی را به دلیل مخالفت ضمنی با جنگ و حمله خارجی «پورن‌استار» خواند. در همین منطق، هر کس از حق تعیین سرنوشت و رفع تبعیض‌های اجتماعی میان مرکز و حاشیه سخن بگوید، خیلی سریع با برچسب «تجزیه‌طلبی» حذف می‌شود.

🔻حذف و بی‌اعتبار ساختن رقیبان سیاسی و پس زدن تکثر، وجه مشخصه این جریان است؛ همان‌طور که محمدرضا پهلوی، شاه مخلوع، می‌کوشید «سرخ» را با «سیاه» یکی بگیرد، امروز نیز در بخش‌هایی از این گفتمان، همان منطقِ هم‌ردیف‌سازی و دشمن‌سازی تکرار می‌شود.

🔻برخی می‌گویند نقد این جریان را باید به «بعد از جمهوری اسلامی» موکول کرد و فعلاً همه توان را روی انقلاب پیش‌رو گذاشت. پاسخ ما روشن است:

یک) فاشیسم با «عادی‌سازی» پیش می‌رود؛ با طبیعی کردن چیزهایی که پیش‌تر خط قرمز اخلاقی و سیاسی و تابوی اجتماعی بودند. وقتی تهدید به اعدام، احیای ساواک، یا حمله به مخالفان به یک زبان روزمره بدل می‌شود، مرزبندی روشن با این ادبیات و حاملانش ضروری است.

دو) تعلیق تضادها با یک جریان انحصارگرا، اقتدارگرا و مردسالار، یک‌بار در انقلاب ۵۷ تجربه شده است؛ زمانی که بخش‌هایی از نیروهای سیاسی نقد اسلام‌گرایان و خمینیست‌ها را «به بعد» حواله دادند. اگر تنها یک درس از ۵۷ باقی مانده باشد، همین است: سکوت امروز، هزینه فرداست.

سه) مبارزه برای آزادی فقط رهایی از سلطه و ستم نیست؛ آزادی یعنی امکان ساختن جامعه‌ای برابرتر و بهتر. مسئله صرفاً از جا کندن غده‌ای به نام جمهوری اسلامی نیست، بلکه مسئله «نظم بعد از آن» است. همان‌طور که سرنگونی شاه به‌تنهایی برای ساختن جامعه‌ای برابر کافی نبود، امروز هم آلترناتیو جمهوری اسلامی موضوع آینده نیست؛ مسئله همین‌جا و همین اکنون است.

@collective98
Forwarded from هم‌اندیشی چپ
کتاب ‎#هم‌اندیشی‌ـچپ
ویژه‌ی انقلاب ۵۷‏

پیش‌گفتار
از‌‌‏ #انقلاب۵۷ نزدیک به نیم قرن گذشت؛ از انقلابی، یا قیامی، که امید بود آزادی بیاورد و نیاورد. و امید بود رفاه و ‏عدالت بیاورد و نیاورد. ‏
نزدیک به نیم قرن از انقلابی، یا قیامی، گذشت که به وعده‌ی سفره‌ای نان و سقفی بر سر، از دست‌های خالی پل ‏ساخت و بر شانه‌های خسته سوار شد و گرسنه را به حراج کلیه واداشت و گود نشین را به گورخوابی. ‏
این‌گونه بود که فضای ذهنی همه‌ی این نیم قرن تا امروز اشباع شد از بی‌‌شمار پرسش: ‏
چرا انقلاب شد؟ و چرا و چگونه به سرنوشتیِ چنین دچار شد؟ راز شکستی چنین سنگین در چه بود؟
آیا انقلاب ۵۷ گریزناپذیر بود؟
چگونه بود که در ماه‌های مشرف به بهمن ۵۷، در سراسر سپهر سیاسی کشور، گروه و گرایشی یافت نمی‌شد که در ‏خیزش عمومی حضوری نداشته باشد و نقشی نپذیرفته باشد؟ ‏
و چرا منهای بخشی از دهقانان، طبقه‌ی اجتماعی دیگری نبود که در آن ماه‌ها به قطار انقلاب سوار نشده باشد؟ ‏
در کندوکاو تاریخ، به‌عنوان مسئول تیره‌روزی و فلاکت کنونی، انگشت اتهام را می‌توان به سمت کدام جریان سیاسی ‏یا اجتماعی گرفت؟
جایگاه و نقش چپ در انقلاب و شکست آن کجاست؟ ‏
امروز، سوژه‌ی رهایی‌بخش چطور تعریف می‌شود؟ و راه نجات از کدام سمت؟
زمینه‌های رشد راست افراطی وشبه‌فاشیست به چه اندازه است؟ ‏
این گرایش‌ها تحت کدام شرایط ممکن است موفق شوند توده‌ی اتمیزه و بی‌شکل را به خدمت «ناجی» و «پیشوا»ی ‏دیگری در آورند؟
از بهمن ۵۷ هر چه بیشتر دور شدیم و غبار فراموشی بر حافظه‌ها بیشتر نشست، بار ذهنی پاسخ‌هایی که به چنین ‏پرسش‌هایی داده شده سنگین تر شد و راه بر جعل و فریب و وارونه‌سازی هموارتر. و نیز هر چه توده‌ی محروم و ‏فرودست خسته‌تر، خشمگین‌تر و مایوس‌تر شده، و خود رهانی را دشوارتر یافته، قلب واقعیت‌ها آسان‌تر شده و ‏هزینه‌اش کم‌تر. در چنین بزنگاهی است که بازمانده‌های فرقه‌ی #پهلوی فضای روانی موجود را مناسب یافته‌اند و به ‏سودای بازگشت به قدرت و تحمیل دور باطلی دیگر به تاریخ، از تاریک‌خانه‌های لاس‌ وگاس بیرون امده‌اند. به کنار از ‏مساعدت فضای ذهنی، این فرقه برای ریل‌گذاری افکار عمومی به داشتن پشتوانه‌های مادی بسیاری دلگرم است. ‏می‌کوشد ازمنابع مالی هنگفت و هژمونی رسانه‌ای تا اطاق‌های فکر و حمایت شماری از دولت‌ها و برخی دستگاه‌های ‏اطلاعاتی همه را به خدمت انحراف ذهنیت افکار عمومی و انقیاد آن در آورد. ‏
رو در رو با چنین تهدید‌هایی، پاسخ‌دادن به پرسش‌هایی که فضای عمومی را اشباع کرده ضرورتی است حیاتی؛ ‏به‌ویژه از سوی کسانی که هم‌چنان بر حقانیت قیام مردم علیه حکومت پهلوی باور دارند. #هم‌اندیشی‌ـچپ در ‏عمل به این تکلیف می‌کوشد گامی بردارد و انتشار ویژه‌نامه‌ای که پیش رو دارید بخشی از این کوشش است. ‏مجموعه‌ای که گرد آمده؛ مقاله‌ها، یادداشت‌ها، گفت‌وگوها و اسناد، حاصل یاری و مشارکت بسیاری از نویسندگان، ‏هنرمندان، کنش‌گران سیاسی و اجتماعی، پژوهش‌گران و تحلیل‌گران داخل و خارج کشور است که به دعوت ما ‏پاسخ مثبت داده‌اند. ضمن قدردانی از یکایک انان، لازم است تأکید شود آن‌چه تا کنون انجام شده، تنها مقدمه‌ای ‏است بر آن‌چه بسیار گسترده‌تر و فراگیرتر باید دنبال شود. با این امید که در گام‌های بعد از یاری و هم‌اندیشی طیف ‏هر چه وسیع‌تری از افراد و گرایش‌های #چپ برخوردار گردیم. ‏
⬅️ جلد نخست
⬅️
جلد دوم
Forwarded from هم‌اندیشی چپ
ویژه‌ی انقلاب ـ جلد دوم.pdf
4.6 MB
جلد ۱ ☝🏾

کتاب ‎#هم‌اندیشی‌ـچپ
ویژه‌ی انقلاب ۵۷‏
جلد دوم

بخش‌هایی از پیش‌گفتار
... فرقه‌ی #پهلوی برای ریل‌گذاری افکار عمومی به پشتوانه‌های مادی بسیاری ‏دلگرم است. می‌کوشد ... همه را به خدمت انحراف ذهنیت افکار عمومی و انقیاد آن در آورد. ‏
رو در رو با چنین تهدید‌هایی، پاسخ‌دادن به پرسش‌هایی که فضای عمومی را اشباع کرده ضرورتی است حیاتی؛ ‏به‌ویژه از سوی کسانی که هم‌چنان بر حقانیت قیام مردم علیه حکومت پهلوی باور دارند. ‎#‎هم‌اندیشی‌ـ‌چپ در عمل ‏به این تکلیف می‌کوشد گامی بردارد و انتشار ویژه‌نامه‌ای که پیش رو دارید بخشی از این کوشش است. مجموعه‌ای ‏که گرد آمده؛ مقاله‌ها، یادداشت‌ها، گفت‌وگوها و اسناد، حاصل یاری و مشارکت بسیاری از نویسندگان، هنرمندان، ‏کنش‌گران سیاسی و اجتماعی، پژوهش‌گران و تحلیل‌گران داخل و خارج کشور است که به دعوت ما پاسخ مثبت ‏داده‌اند. ضمن قدردانی از یکایک انان، لازم است تأکید شود آن‌چه تا کنون انجام شده، تنها مقدمه‌ای است بر آن‌چه ‏بسیار گسترده‌تر و فراگیرتر باید دنبال شود. با این امید که در گام‌های بعد از یاری و هم‌اندیشی طیف هر چه ‏وسیع‌تری از افراد و گرایش‌های #چپ برخوردار گردیم.
https://tinyurl.com/dkcfubhj

درباره‌ی رژه‌ی عظیم و انفعالیِ دیاسپورای ایرانی در غرب و‌ شرق عالم‌: از تورنتو و لس‌آنجلس و مونیخ ... تا پایتخت‌ سرزمین آفتاب تابان


تحریریه‌ی کارگاه دیالکتیک

۲۷ بهمن ۱۴۰۴


مقدمه

پس از برگزاری چندین تجمع/تظاهرات بزرگ ایرانیانِ دیاسپورا در پیوند با فراخوان رضا پهلوی و به‌اصطلاح «روز جهانی اقدام‌ ملی»، گمانه‌زنی‌های زیادی درباره‌ی ابعاد واقعی مشارکت در این تجمعات درگرفته است. نقطه‌ی ثقل این بحث‌ها، سنجش برآوردهای اعلام‌شده از سوی نهاد پلیس (در سه کشور آلمان کانادا و آمریکا) از جمعیت شرکت‌کنندگان در تجمعات مونیخ، تورنتو و لس آنجلس بوده است. اگر صرفا بر مورد تظاهرات مونیخ تمرکز کنیم (۱)، بسیاری از افراد در شبکه‌های اجتماعی داعیه‌ی پلیس آلمان را اغراق‌آمیز می‌دانند و زیر سوال می‌برند.

 برخی ارزیابی‌ها و داعیه‌های راست‌آزمایی، در تقابل با داعیه‌ی پلیس آلمان، رقم‌های بسیار پایینی را پیش می‌گذارند. مثلا این اکانت توئیتری - که در محتویات پیشین‌اش سابقه‌ی حمایت از دولت‌ روسیه و حزب راست افراطیِ «آلترناتیو برای آلمان» را دارد - ظاهرا با استناد به یک راست‌آزماییِ مبتنی بر مدل‌سازی کامپیوتریْ رقم ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر را مطرح می‌کند. قطعا دلایلی وجود دارد که نشان‌ می‌دهند در گزارش دولت‌ آلمان درباره‌ی شمار مشارکت‌کنندگانْ اغراق/ بزرگ‌نمایی انجام گرفته است؛ و اینکه چنین اغراقی عامدانه بوده است. اما روبرو شدن با واقعیتِ ناخوشایند از سر لجاجت ایدئولوژیک، خود مستلزم تحریف و انکار واقعیت است. به‌همین سان، کوچک‌نماییِ شمار حاضرین در این تجمعات شیوه‌ی مخربی برای مقابله با بزرگنمایی پلیس است.


۱) چرا چنین بحثی اهمیت دارد
؟ 

برخی در واکنش به درگرفتن این بحثْ چیزی شبیه به‌ این می‌گویند: «چه اهمیتی دارد چند ده‌هزارتا بیشتر یا کمتر؟! صورت‌مساله را نمی‌توان پاک کرد. باید اذعان کرد سلطنت‌طلبان فضای سیاسی خارج‌کشور را در دست گرفته‌اند.» درست است، موج بزرگ سلطنت‌طلبی در فضای دیاسپورا، سویه‌های فاشیستیِ آن، و انفعال عمومی (در یک‌ برآورد کلی) در برابر آن غیرقابل انکارند. ولی ازطرف دیگر می‌دانیم که عددسازیِ دولت‌ها و بازنماییِ تحریف‌شده‌ی واقعیتْ بخشی از سازوکارهای سلطه برای شکل‌دادن به افکار عمومی‌ست که درنهایت معطوف به انقیاد توده‌هاست. بنابراین، پرسش این است که اگر این موج سلطنت‌خواهی همان‌قدر گسترده و مقاومت‌ناپذیر است که به‌نظر می‌رسد، یا بازنمایی می‌شود، پس - در حال حاضر - دولت‌ها و‌ رسانه‌های مربوطه چه‌ نیازی به عددسازی برای بزرگنماییِ آن دارند. پاسخ این است که دقیقا برای گسترش هرچه بیشتر آن انفعال عمومی و تکثیر انگاره‌ی مقاومت‌ناپذیریِ آن. بر این اساس، پیکار ضدهژمونیک علیه گفتارسازیِ نهادهای قدرت/سلطه بخشا نیازمند مقابله با این این‌دست سازوکارهاست. برای مثال، خیلی از رفقای دور و نزدیک ما و بسیاری از مخالفان سلطنت‌طلبی در اثر نحوه‌ی بازنماییِ رسانه‌ای از مضمون/ماهیتِ خیزش اعتراضی دی‌ماه، مبنی بر سلطنت‌خواه بودنِ توده‌ی معترضانِ داخل کشور، مرعوب و منفعل شدند. 

به‌همین سان، پس از نمایش/رژه‌ی «با شکوه» دو روز پیش و‌ نحوه‌ی بازنمایی رسمی و رسانه‌ایِ آن، چنانکه دیدیم (و قابل تصور است) بخشی از رفقا و فعالانی که تا کنون مرعوب و منفعل نشده بودند نیز کمابیش سپر انداخته‌اند؛ با این استدلال که «دیگر کاری نمی‌شود کرد. چون کار از کار گذشته است.» و اینکه: «در چنین شرایطی تنها می‌توانیم نظاره‌گر روند تحولات تباهی‌آور باشیم». 


۲) شواهد‌ی درباره‌ی بزرگنمایی پلیس/دولت آلمان


برخی از این دلایل را مختصرا برمی‌شماریم: 

الف) نسبت جمعیت دیاسپورا با رقم کلان اعلام‌شده (۲۵۰ هزار نفر) هم‌خوانی ندارد. خصوصا اگر عواملی مثل پراکندگی جغرافیایی و بُعد مسافت، دشواری سفر در سرمای کنونی اروپا، هزینه‌ی سفر، و عدم همراهی بخش قابل‌توجهی از ایرانیان با جریان سلطنت‌طلبی را در نظر بگیریم‌.  

ب) برآوردهای اولیه‌ی بصری (بر پایه‌ی محاسبات ساده‌ی ریاضی) از ویدئوهای منتشرشده از این تجمع/تظاهرات، رقم اعلام‌شده درباره‌ی شمار شرکت‌کنندگان را به چالش می‌کشند.

ج) پلیس آلمان ید طولایی در دستکاری ارقام‌ تظاهرکنندگان دارد. مشخصا درخصوص تظاهرات نیروهای چپ رادیکال معمولا شمار شرکت‌کنندگان با ضریب یک‌دوم‌ و یک‌سوم اعلام‌ می‌شوند. از آنجا که پلیس آلمان مجری مَنویات دولت آلمان است، و‌ بنا به این سابقه‌ی مشخص، کاملا محتمل است که رقم اعلام‌شده با بزرگنمایی همراه باشد. 

د) مشاهدات و برآوردهای برخی از کسانی که‌ در این تجمع شرکت داشتند (بر پایه‌ی روایت‌های آنان در شبکه‌های اجتماعی) چنین ابعادی را زیر سوال برده‌اند. 

ادامه‌ی مطلب 👇🏾

------------------
@kdialectic