کارگاه دیالکتیک
1.31K subscribers
837 photos
140 videos
77 files
800 links
در این کانال عمدتا مطالب انتشار یافته در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» باز نشر می شود.

درباره ی ما:
https://kaargaah.net/?page_id=2

نشانی تماس کارگاه:
info@kaargaah.net

ارتباط با ادمین:
@Nimmous
Download Telegram
تاملی درباره‌ی «همبستگی انقلابی» با عاملان کشتار جمعی

نگاهی به تجلی‌های کمپیسم در پهنه‌ی ایران

(تا اعتراضات توده‌ای دی ۱۴۰۴)



نویسنده: نیما صبوری

کارگاه دیالکتیک | بهمن ۱۴۰۴


به یاد رضا و رسول کدیوریان، دو برادر و دو کارگر کرمانشاهی، و هزاران تن از همتایان‌شان که در طلب زندگی کشته شدند!


مقدمه: بهانه‌ی تالیف و انتشار این متنْ موضع‌گیری یک سازمان سیاسیِ چپ و کمونیست آلمانی نسبت به خیزش اعتراضی توده‌ای دی ۱۴۰۴ در ایران است، که به‌موجبِ آن – در قالب انتشار یک مقاله/بیانیه– همبستگی خود را با رژیم ایران اعلام کرده است. این «اعلام همبستگی با رژیم ایران»، در شرایطی که هزاران نفر در جریان این اعتراضات توده‌ای به‌طرز هولناکی به قتل رسیده‌اند و هنور هم دامنه‌ی کشتارها در بازداشت‌گاه‌ها و زندان‌های مخوف ایران ادامه دارد، دست‌کم برای کسانی که – به‌دلیل خاستگاه فردی و حوزه‌ی فعالیت‌های‌ سیاسی‌شان – با فضای رویدادهای ایران آشناترند، بسیار دردناک است؛ خصوصا که از سوی سازمانی صادر شده باشد که از داعیه‌های کمونیستی‌ و انقلابی‌اش اعتبار می‌گیرد. اما فارغ از خشم و ناراحتیِ اولیه، آیا در شرایط پرتلاطم فعلی اساسا باید (و می‌توان) به هر انکار و تحریفی واکنش نشان داد؟ پاسخ به‌وضوح منفی است. در این مورد مشخص هم، با توجه به اینکه سازمان یادشده یکی از شاخه‌های منشعب از سازمان «بازسازی حزب کمونیست آلمان» است و به‌لحاظ شمار اعضاء و نفوذ اجتماعی–سیاسی جایگاهی حاشیه‌ای دارد، مواجهه با موضع‌گیری سیاسی‌اش قاعدتا فاقد هرگونه اولویت سیاسی‌ست؛‌ دست‌کم در مقایسه با انبوه وظایف و دغدغه‌های دیگر. با این همه، موضعی که این سازمان درباره‌ی رویدادهای اخیر ایران اتخاذ کرده بر شالوده‌ای استوار است («کمپیسم»/اردوگاه‌گرایی) که نه‌فقط در سپهر جهانی چپْ مهجور و حاشیه‌ای نیست، بلکه یکی از گسل‌های دردناک آن است؛ گسلی که از بهار عربی بار دیگر – برپایه‌ی صورت‌بندی تازه‌ای از همان شالوده – فعال شده است و آسیب‌های ناشی از آن تا امروز رو به افرایش‌ بوده‌اند. با این اوصاف، اگرچه اعلام همبستگی «کمونیستی/انقلابی» با رژیمی که - با پیشی‌گرفتن از قساوت‌های سابق‌اش - کشتار جمعی هولناکی را رقم زده است به‌تنهایی دلیلی کافی برای مواجهه‌ی انتقادی با این بیانیه است، اما کانون توجه این نوشتار نه‌ عملکرد این سازمانِ مشخص، بلکه آن شالوده‌ی عام‌تری‌ست که این‌ قبیل سازمان‌ها را به این سطح از تباهی‌ کشانده است. در همین راستا، توجه ویژه‌ی متن همچنین معطوف به پیدایش و کارکردهای کمپیسم در فضای سیاسی ایران است.


لینک مقاله در کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1599

-------------------
#اعتراضات_سراسری
#کشتار_جمعی_دیماه
#کمپیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#چپ_محور_مقاومت
-------------------
@kdialectic
کارگاه دیالکتیک
Photo
192a_Campists_vs_Uprising_Iran_2026_Farsi.pdf
233.4 KB
فایل پی‌دی‌اف: ☝️🏿


تاملی درباره‌ی «همبستگی انقلابی» با عاملان کشتار جمعی

با نگاهی به زمینه‌ها و تجلی‌های کمپیسم در پهنه‌ی ایران

(تا اعتراضات توده‌ای دی ۱۴۰۴)


نویسنده: نیما صبوری

کارگاه دیالکتیک

۸ بهمن ۱۴۰۴


لینک مقاله در کارگاه دیالکتیک:

https://kaargaah.net/?p=1599

-------------------
#اعتراضات_سراسری
#کشتار_جمعی_دیماه
#کمپیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#چپ_محور_مقاومت
-------------------
@kdialectic
🔴 بیانیه زاپاتیستای مکزیک

برای زندگی و کرامت مردم ایران

ما در دل یک طوفان زندگی می‌کنیم. طوفانی که نه تازه است و نه گذرا. طوفانِ سرمایه‌داری، امپریالیسم، پدرسالاری و دولت‌هایی که مرگ را مدیریت می‌کنند.

امروز در ایران، این طوفان با خشونتی ویژه فرود آمده است. مردم ایران بار دیگر علیه رژیم جمهوری اسلامی به جنبش درآمده‌اند؛ رژیمی که در به‌کارگیری سرکوبی خشن علیه کسانی که به خیابان می‌آیند، تردیدی به خود راه نمی‌دهد. این خیزش‌ها نه رویدادی منفردند و نه واکنشی لحظه‌ای؛ مبارزاتی‌اند که از پایین زاده می‌شوند؛ از دل زندگی روزمره خفه‌شده، از سوی کسانی که دیگر نه می‌توانند و نه می‌خواهند در سکوت فقط زنده بمانند.

دست خود را به سوی مردم ایران دراز می‌کنیم.
نه به عنوان قیم.
نه برای سخن گفتن به جای آنان.
بلکه برای گفتن این جمله: شما تنها نیستید.

چرا که مبارزه در ایران، همان مبارزه برای زندگی در همه‌جای دیگر است. و چون تنها از پایین، با هم و در کنار هم، می‌توانیم با این طوفان روبه‌رو شویم و روزِ پس از آن را تصور کنیم.

#زنده_باد_همبستگی_بین_المللی

🟣 متن کامل بیانیه در تلگراف و نام گروه‌های امضا کننده در سایت زاپاتیستا
کارگاه دیالکتیک
Video
درباره‌ی‌
تصویر واحدی از اعتراضات دی ۱۴۰۴ که از سه‌ منظر متفاوت مخابره شد


کارگاه دیالکتیک
۱۰ بهمن ۱۴۰۴

طی یک‌ماه اخیر شاهد شکل ویژه‌ای از بازنماییِ (تصویرپردازی) اعتراضات توده‌ای دی‌ماه ۱۴۰۴ بوده‌ایم، که از سوی سه مرجع سیاسی متفاوت برساخته و تکثیر شده‌‌اند. تفاوت‌ها و‌ تعارضات سیاسی میانِ مراجع این نوع تصویرپردازی نه‌تنها مانع خویشاوندی در نحوه‌ی بازنمایی و روایت‌هاشان از این اعتراضات نشد، بلکه زمینه‌ی گسترش و باورپذیری وسیع‌تر آن تصویرپردازی مشترک را فراهم کرد. چرا که بنا به بافتار تاریخی-انضمامیِ وقوع این خیزش، این‌ کانون‌های سه‌گانه‌ی تصویرپردازی نهایتا خروجی‌های یکدیگر را متقابلا تقویت کرده‌اند.

هر یک از این مراجع سه‌گانه‌، بسته به جایگاه سیاسی‌شان، آن تصویر یگانه‌ را این‌‌‌ گونه مخابره کرده‌اند:

۱) حاکمان جمهوری اسلامی و اصحاب دستگاه پروپاگاندای عظیم‌اش دائما این داعیه را تکثیر کرده‌اند که این خیزشِ توده‌ای محصول توطئه‌ی اسراییل-آمریکا برای سوءاستفاده از «اعتراضات بازاریان و کسبه»، و مشخصا «ادامه‌ی جنگ ۱۲ روزه» بوده است و معترضان، یا مزدوران عوامل خارجی (و‌ تروریست) بوده‌اند یا فریب‌خوردگان آنها به‌میانجی گفتار و‌ جریان پهلوی‌گرایی. حاکمان جمهوری اسلامی ضمن اینکه ابعاد کشتار را به‌شدت تقلیل می‌دهند و اغلب کشتگان را متعلق به مدافعان حکومت (مثل نیروهای بسیج و غیره) قلمداد می‌کنند، خشونت‌ورزی و تیراندازی «تروریست‌ها» و‌ مزدوران‌ دشمن را عامل اصلی کشتار معرفی می‌کنند. سایر کشتگان تا جایی که متعلق به دایره‌ی «تروریست‌ها» بوده‌اند مستحق مرگ شمرده می‌شوند؛ و شمار اندک باقیمانده نیز فریب‌خوردگان یا بی‌خبران و بداقبال‌هایی معرفی می‌شوند که مرگ آنها در خور تاسف است.

۲) رسانه‌هایی مثل ایران اینترنشنال و بی‌بی‌سی فارسی، هم‌صدا با اردوگاه پهلوی‌گرایان، این تصویر را القاء کرده‌اند که این اعتراضاتْ خیزش مردم‌ ناراضیِ ایران برای بازیابی نظام سلطنتی به رهبری رضا پهلوی بوده است. همه می‌دانند که در نخستین روزهای پس از کشتار جمعیِ پنج‌شنبه و جمعه، پهلوی‌گرایان (با همراهی تلویزیون ایران اینترنشنال) ابعاد وسیع کشتار را به‌شدت انکار (و پنهان) می‌کردند؛ ویدئوی اولیه‌ی درزکرده از سردخانه‌ی کهریزک را ساختگی (از سوی رژیم) معرفی می‌کردند، و فراخوان رضا پهلوی برای بازگشت به خیابان‌ها را تکثیر می‌کردند. ولی پس از آنکه مستندات کشتار جمعی فراگیر شد، آنها بر طبل بالابردن دلبخواه شمار کشته‌شدگان کوفته‌اند (که در عمل به تبلیغات و تحریفات متقابل رژیم کمک می‌کند). چرا که با انتساب ماهیت خیزش به پهلوی‌گرایی، آنان قادرند انبوه کشتگان خیزش را هچون «شهدای راه احیای سلطنت» جلوه دهند تا در داخل و خارج کشور داعیه‌ی مالکیت انحصاری خود بر خیزش را توجیه و تحکیم کنند. تو‌ گویی، در نظر آنان کشتگان‌ خیزش اعدادی روی کاغذند تا ارزش «سهام» پهلوی‌گرایی بالا برود. رضا پهلوی در پاسخ به سوال مجری تلویزیون آلمان - درباره‌ی مسئولیت‌ شخصی‌اش در قبال آمار بالای کشته‌شدگانِ خیزش - تصریح کرده است که «تغییر سیاسی هزینه می‌طلبد.»

۳) چپ‌های محورمقاومتی‌ و کمپیست‌های «مستقل» (ایرانی و غیرایرانی)، هم‌صدا با محورمقاومتی‌ها و‌ کمپیست‌های وابسته به حکومت، ادعا کرده‌اند که این خیزش محصول دخالت قوای امپریالیستی برای فروپاشی تمامیت ارضی ایران یا دست‌کم تضعیف نظام سیاسی ایران بوده است تا جبهه‌ی ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی در خاورمیانه تضعیف/نابود شود. در همین راستا، بسیاری از آنها هم‌صدا با پروپاگاندای رژیم ایران این‌ خیزش را «ادامه‌ی تهاجم قبلی اسراییل-آمریکا به ایران» قلمداد کرده‌اند. آنان ادعای محوری پهلوی‌گرایان و رسانه‌های سلطه‌، مبنی بر هژمونی‌داشتن سلطنت‌طلبی بر این‌ خیزش، را واقعیتی مسلم فرض کرده‌اند تا برداشت/تصویر نهایی‌شان را درست و‌‌ موجه جلوه دهند. برخی از آنان در دفاع از مدعای اصلی خود به نزدیکی آشکار پهلوی‌گرایان به اسراییل و تمنای مستمر آنان از ترامپ برای تهاجم نظامی به ایران استناد می‌کنند. برخی دیگر، با تکیه بر همان پیش‌فرض اصلی یا «واقعیت مسلم» (هژمونی‌ سلطنت‌طلبی بر خیزش) و با ارجاع به سویه‌های فاشیستی جریان سلطنت‌طلبی، از ماهیت فاشیستی این خیزش و بی‌ربطی آن به مبارزات طبقاتیِ فرودستان سخن می‌گویند. معترضان به توده‌هایی با خاستگاه‌ها و مطالبات طبقاتی مبهم تبدیل می‌شوند که بخش بزرگی از آنان - خواسته یا ناخواسته - همچون «پیاده‌نظام فاشیسم» عمل کرده‌اند. منصف‌ترین بخش این طیف، حتی وقتی که دامنه‌ی کشتار و دلایل و عوامل کشتار جمعی را تحریف نکنند، کشتگان را تلویحا یا تصریحا فریب‌خوردگانی قلمداد می‌کنند که مرگ‌شان مایه‌ی تاسف است؛ همچون سربازانی پیاده‌نظام در جنگی که متعلق به آنان نبود.

ادامه‌ی مطلب در پست بعدی 👇🏾👇🏾
----
#اعتراضات_سراسری

------------
@kdialectic
کارگاه دیالکتیک
Video
ادامه‌ی پست قبل 👇🏾👇🏾

درباره‌ی‌
تصویر واحدی از اعتراضات دی ۱۴۰۴ که از سه‌ منظر متفاوت مخابره شد


کارگاه دیالکتیک
۱۰ بهمن ۱۴۰۴

در این ویدئو (مصاحبه‌ی مهدی فلاحتی با مزدک آذر در کانال تلویزیونی «برگ آخر»)، مزدک آذر، کارشناس رسانه، نتایج پژوهش رسانه‌ای خود و تیم همکارانش را درباره‌ی نحوه‌ی بازنمایی اعتراضات اخیر در تلویزیون‌های اصلی فارسی‌زبان ارائه می‌دهد. در فرآیند این پژوهش، در ابتدا محتواهای بیش از ۴۵۰۰ ویدئو و مستندات پخش‌شده در شبکه‌های اجتماعی (مستقل از خروجی‌های بی‌بی‌سی و ایران اینترنشنال) طی ۲۰ روز اعتراضات توده‌ای دی‌ماه مورد بررسی قرار گرفته‌اند؛ و سپس شیوه‌های بازنماییِ شعارها و درون‌مایه‌های اعتراضی از سوی ایران اینترنشنال و بی‌بی‌سی فارسی - به‌طور جداگانه - مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

چکیده‌ی یافته‌های این پژوهش بدین قرار است:

الف) تنها ۱۷ درصد شعارهای خیابانی در حمایت از پادشاهی‌خواهی و/یا رضا پهلوی بوده‌اند.

ب) خروجی‌های تلویزیون ایران اینترنشنال وزن این‌دست شعارها را ۸۱ درصد نشان داده‌اند. (۳۷۵ درصد بزرگ‌نمایی)

ج) خروجی‌های تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی وزن این‌دست شعارها و درون‌مایه‌های را ۳۵ درصد نشان داده‌اند. (۱۰۵ درصد بزرگ‌نمایی)

دست‌کم به‌اعتبار این پژوهشِ مستند معلوم‌ می‌شود که تصویر کمابیش مشترکی که آن مراجع سه‌گانه از خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ ترسیم و‌ تکثیر کرده‌اند به‌شدت مساله‌دار است. نکته اینجاست که دو‌ دسته‌ی نخست، یعنی جمهوری اسلامی و پهلوی‌گرایان (و رسانه‌های پشتیبان‌شان) از ابتدا به نادرستی این تصویر کاملا واقف بودند: چون هر یک در راستای منافع‌شان خود چنین تصویری را جعل کرده بودند. عملکرد آنها ورای کنش نقد‌ قرار می‌گیرد، چون نادرستیِ تصویرپردازی آنان نه ناشی از خطای سهوی (غفلت)، بلکه پیامد یک‌ جعل عامدانه در راستای کسب قدرت یا‌ حفظ قدرت (با هر اهرم و‌ بهایی) بوده است. و‌انگهی، چون هر دوی آن مراجع سیاسیْ محوریت قدرت‌ - به‌عنوان امری ضروری یا مقدس - را رسما‌ و به‌شیوه‌های مختلف بیان کرده‌اند، زبان و مبنای مشترکی برای نقد وجود ندارد. اما رویکرد و تصویرپردازی دسته سوم (کمپیست‌ها و‌ محورمقاومتی‌های مستقل) قابل نقد است؛ چون اینان مدعی عدالت و‌‌ رهایی‌‌اند. طبعا داوری درباره‌ی خاستگاه مادی و فاعلان واقعی خیزش توده‌ای دی‌ماه نمی‌توانست تا زمان اعلام نتایج این‌دست کارهای پژوهشی به تعویق بیافتد. اما حتی بدون این نتایج نیز - با تکیه بر آموزه‌های دانش انتقادی، تفکر منطقی و شواهد پراکنده‌ی موجود - ایستادگی انتقادی‌ در برابر بازنمایی‌های قدرت‌مدار و همگن‌ساز رسانه‌های سلطه امکان‌پذیر بود.

------------------
#اعتراضات_سراسری
------------------
@kdialectic
Forwarded from رهایی مشترک
Manifeste Moraghebat.pdf
1.3 MB
مانیفست مراقبت، سیاست وابستگی متقابل، آندریاس چاتزایداکیس، جیمی حکیم، جو لیتلر، کاترین راتنبرگ، لین سیگال، ترجمه امیرحسین پی‌براه
.
Forwarded from رهایی مشترک
کتاب «مانیفست مراقبت» نوشته‌ی «کلکتیو مراقبت»، گروهی از پژوهش‌گران و فعالان اجتماعی از حوزه‌های گوناگون، پاسخی است به آن‌چه نویسندگان کتاب از آن با عنوان «بحران مراقبت» یاد می‌کنند. بحرانی که به‌زعم آنان، در پی دهه‌ها سیاست‌گذاری نئولیبرال، خصوصی‌سازی گسترده، و تضعیف پیوندهای اجتماعی شکل گرفته و به حاشیه‌راندن نیازهای بنیادین انسانی منجر شده است. نویسندگان این مانیفست بر این باورند که مراقبت نه امری صرفا شخصی یا خانوادگی، بلکه مفهومی عمیقا سیاسی و جمعی است که باید در قلب سازمان‌دهی اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی ما جای گیرد. آن‌ها پیشنهاد می‌دهند که سیاست و ساختارهای اجتماعی باید بر پایه‌ی وابستگی متقابل، مسئولیت‌پذیری جمعی، و برابری مراقبتی بازسازی شوند. «مانیفست مراقبت» این دیدگاه را در پنج سطح به بحث می‌گذارد: (۱) در سطح «خویشاوندی»، ما را به بازاندیشی مفهوم سنتی خانواده فرا می‌خواند و بر به‌رسمیت‌شناختن اشکال متنوع‌تر و انتخابی‌تری از پیوندهای انسانی تاکید دارد، (۲) در سطح «اجتماع»، به ظرفیت کنش‌های جمعی، شبکه‌های کمک متقابل، و مشارکت‌های محلی برای پاسخ به نیازهای مراقبتی می‌پردازد، (۳) در سطح «دولت»، خواستار بازگشت به نقش فعال دولت در تضمین دسترسی همگانی به خدمات عمومی و ایجاد زیرساخت‌هایی مبتنی بر مراقبت است، (۴) در سطح «اقتصاد»، کتاب از ضرورت ارزش‌گذاری مجدد کار مراقبتی (اعم از مزدی و غیرمزدی)، کاهش نابرابری، و فاصله‌گرفتن از منطق سودمحور سرمایه‌داری سخن می‌گوید، و در نهایت، (۵) در سطح «جهانی»، بر اهمیت عدالت اقلیمی، مسئولیت‌پذیری فراملی، و ساختن جهانی متکی بر همبستگی و مراقبت میان‌گونه‌ای تأکید دارد. «مانیفست مراقبت» کتابی است کوتاه و روشن‌گر که نه‌تنها نقدی بر نظم موجود ارائه می‌دهد، بلکه چشم‌اندازی اخلاقی و سیاسی برای جهانی عادلانه‌تر و انسانی‌تر ترسیم می‌کند؛ جهانی که در آن «مراقبت» به عنوان اصل سازمان‌دهنده‌ی زندگی جمعی شناخته می‌شود.
.