تاملی دربارهی «همبستگی انقلابی» با عاملان کشتار جمعی
نگاهی به تجلیهای کمپیسم در پهنهی ایران
(تا اعتراضات تودهای دی ۱۴۰۴)
نویسنده: نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک | بهمن ۱۴۰۴
به یاد رضا و رسول کدیوریان، دو برادر و دو کارگر کرمانشاهی، و هزاران تن از همتایانشان که در طلب زندگی کشته شدند!
مقدمه: بهانهی تالیف و انتشار این متنْ موضعگیری یک سازمان سیاسیِ چپ و کمونیست آلمانی نسبت به خیزش اعتراضی تودهای دی ۱۴۰۴ در ایران است، که بهموجبِ آن – در قالب انتشار یک مقاله/بیانیه– همبستگی خود را با رژیم ایران اعلام کرده است. این «اعلام همبستگی با رژیم ایران»، در شرایطی که هزاران نفر در جریان این اعتراضات تودهای بهطرز هولناکی به قتل رسیدهاند و هنور هم دامنهی کشتارها در بازداشتگاهها و زندانهای مخوف ایران ادامه دارد، دستکم برای کسانی که – بهدلیل خاستگاه فردی و حوزهی فعالیتهای سیاسیشان – با فضای رویدادهای ایران آشناترند، بسیار دردناک است؛ خصوصا که از سوی سازمانی صادر شده باشد که از داعیههای کمونیستی و انقلابیاش اعتبار میگیرد. اما فارغ از خشم و ناراحتیِ اولیه، آیا در شرایط پرتلاطم فعلی اساسا باید (و میتوان) به هر انکار و تحریفی واکنش نشان داد؟ پاسخ بهوضوح منفی است. در این مورد مشخص هم، با توجه به اینکه سازمان یادشده یکی از شاخههای منشعب از سازمان «بازسازی حزب کمونیست آلمان» است و بهلحاظ شمار اعضاء و نفوذ اجتماعی–سیاسی جایگاهی حاشیهای دارد، مواجهه با موضعگیری سیاسیاش قاعدتا فاقد هرگونه اولویت سیاسیست؛ دستکم در مقایسه با انبوه وظایف و دغدغههای دیگر. با این همه، موضعی که این سازمان دربارهی رویدادهای اخیر ایران اتخاذ کرده بر شالودهای استوار است («کمپیسم»/اردوگاهگرایی) که نهفقط در سپهر جهانی چپْ مهجور و حاشیهای نیست، بلکه یکی از گسلهای دردناک آن است؛ گسلی که از بهار عربی بار دیگر – برپایهی صورتبندی تازهای از همان شالوده – فعال شده است و آسیبهای ناشی از آن تا امروز رو به افرایش بودهاند. با این اوصاف، اگرچه اعلام همبستگی «کمونیستی/انقلابی» با رژیمی که - با پیشیگرفتن از قساوتهای سابقاش - کشتار جمعی هولناکی را رقم زده است بهتنهایی دلیلی کافی برای مواجههی انتقادی با این بیانیه است، اما کانون توجه این نوشتار نه عملکرد این سازمانِ مشخص، بلکه آن شالودهی عامتریست که این قبیل سازمانها را به این سطح از تباهی کشانده است. در همین راستا، توجه ویژهی متن همچنین معطوف به پیدایش و کارکردهای کمپیسم در فضای سیاسی ایران است.
لینک مقاله در کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1599
-------------------
#اعتراضات_سراسری
#کشتار_جمعی_دیماه
#کمپیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#چپ_محور_مقاومت
-------------------
@kdialectic
نگاهی به تجلیهای کمپیسم در پهنهی ایران
(تا اعتراضات تودهای دی ۱۴۰۴)
نویسنده: نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک | بهمن ۱۴۰۴
به یاد رضا و رسول کدیوریان، دو برادر و دو کارگر کرمانشاهی، و هزاران تن از همتایانشان که در طلب زندگی کشته شدند!
مقدمه: بهانهی تالیف و انتشار این متنْ موضعگیری یک سازمان سیاسیِ چپ و کمونیست آلمانی نسبت به خیزش اعتراضی تودهای دی ۱۴۰۴ در ایران است، که بهموجبِ آن – در قالب انتشار یک مقاله/بیانیه– همبستگی خود را با رژیم ایران اعلام کرده است. این «اعلام همبستگی با رژیم ایران»، در شرایطی که هزاران نفر در جریان این اعتراضات تودهای بهطرز هولناکی به قتل رسیدهاند و هنور هم دامنهی کشتارها در بازداشتگاهها و زندانهای مخوف ایران ادامه دارد، دستکم برای کسانی که – بهدلیل خاستگاه فردی و حوزهی فعالیتهای سیاسیشان – با فضای رویدادهای ایران آشناترند، بسیار دردناک است؛ خصوصا که از سوی سازمانی صادر شده باشد که از داعیههای کمونیستی و انقلابیاش اعتبار میگیرد. اما فارغ از خشم و ناراحتیِ اولیه، آیا در شرایط پرتلاطم فعلی اساسا باید (و میتوان) به هر انکار و تحریفی واکنش نشان داد؟ پاسخ بهوضوح منفی است. در این مورد مشخص هم، با توجه به اینکه سازمان یادشده یکی از شاخههای منشعب از سازمان «بازسازی حزب کمونیست آلمان» است و بهلحاظ شمار اعضاء و نفوذ اجتماعی–سیاسی جایگاهی حاشیهای دارد، مواجهه با موضعگیری سیاسیاش قاعدتا فاقد هرگونه اولویت سیاسیست؛ دستکم در مقایسه با انبوه وظایف و دغدغههای دیگر. با این همه، موضعی که این سازمان دربارهی رویدادهای اخیر ایران اتخاذ کرده بر شالودهای استوار است («کمپیسم»/اردوگاهگرایی) که نهفقط در سپهر جهانی چپْ مهجور و حاشیهای نیست، بلکه یکی از گسلهای دردناک آن است؛ گسلی که از بهار عربی بار دیگر – برپایهی صورتبندی تازهای از همان شالوده – فعال شده است و آسیبهای ناشی از آن تا امروز رو به افرایش بودهاند. با این اوصاف، اگرچه اعلام همبستگی «کمونیستی/انقلابی» با رژیمی که - با پیشیگرفتن از قساوتهای سابقاش - کشتار جمعی هولناکی را رقم زده است بهتنهایی دلیلی کافی برای مواجههی انتقادی با این بیانیه است، اما کانون توجه این نوشتار نه عملکرد این سازمانِ مشخص، بلکه آن شالودهی عامتریست که این قبیل سازمانها را به این سطح از تباهی کشانده است. در همین راستا، توجه ویژهی متن همچنین معطوف به پیدایش و کارکردهای کمپیسم در فضای سیاسی ایران است.
لینک مقاله در کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1599
-------------------
#اعتراضات_سراسری
#کشتار_جمعی_دیماه
#کمپیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#چپ_محور_مقاومت
-------------------
@kdialectic
Kommunistische Organisation
Solidarität mit der Islamischen Republik Iran! – Kommunistische Organisation
Die letzten Wochen waren im Iran durch Proteste und bürgerkriegsähnliche Zustände geprägt. Die meisten Linken und Kommunisten in Deutschland haben sich undifferenziert hinter die Proteste gestellt und deren Verlauf in Richtung Bürgerkrieg angefeuert. Dabei…
کارگاه دیالکتیک
Photo
192a_Campists_vs_Uprising_Iran_2026_Farsi.pdf
233.4 KB
فایل پیدیاف: ☝️🏿
تاملی دربارهی «همبستگی انقلابی» با عاملان کشتار جمعی
با نگاهی به زمینهها و تجلیهای کمپیسم در پهنهی ایران
(تا اعتراضات تودهای دی ۱۴۰۴)
نویسنده: نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک
۸ بهمن ۱۴۰۴
لینک مقاله در کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1599
-------------------
#اعتراضات_سراسری
#کشتار_جمعی_دیماه
#کمپیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#چپ_محور_مقاومت
-------------------
@kdialectic
تاملی دربارهی «همبستگی انقلابی» با عاملان کشتار جمعی
با نگاهی به زمینهها و تجلیهای کمپیسم در پهنهی ایران
(تا اعتراضات تودهای دی ۱۴۰۴)
نویسنده: نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک
۸ بهمن ۱۴۰۴
لینک مقاله در کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1599
-------------------
#اعتراضات_سراسری
#کشتار_جمعی_دیماه
#کمپیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#چپ_محور_مقاومت
-------------------
@kdialectic
Forwarded from شبکه فمینیستها برای ژینا Feminists for Jina
🔴 بیانیه زاپاتیستای مکزیک
برای زندگی و کرامت مردم ایران
ما در دل یک طوفان زندگی میکنیم. طوفانی که نه تازه است و نه گذرا. طوفانِ سرمایهداری، امپریالیسم، پدرسالاری و دولتهایی که مرگ را مدیریت میکنند.
امروز در ایران، این طوفان با خشونتی ویژه فرود آمده است. مردم ایران بار دیگر علیه رژیم جمهوری اسلامی به جنبش درآمدهاند؛ رژیمی که در بهکارگیری سرکوبی خشن علیه کسانی که به خیابان میآیند، تردیدی به خود راه نمیدهد. این خیزشها نه رویدادی منفردند و نه واکنشی لحظهای؛ مبارزاتیاند که از پایین زاده میشوند؛ از دل زندگی روزمره خفهشده، از سوی کسانی که دیگر نه میتوانند و نه میخواهند در سکوت فقط زنده بمانند.
دست خود را به سوی مردم ایران دراز میکنیم.
نه به عنوان قیم.
نه برای سخن گفتن به جای آنان.
بلکه برای گفتن این جمله: شما تنها نیستید.
چرا که مبارزه در ایران، همان مبارزه برای زندگی در همهجای دیگر است. و چون تنها از پایین، با هم و در کنار هم، میتوانیم با این طوفان روبهرو شویم و روزِ پس از آن را تصور کنیم.
#زنده_باد_همبستگی_بین_المللی
🟣 متن کامل بیانیه در تلگراف و نام گروههای امضا کننده در سایت زاپاتیستا
برای زندگی و کرامت مردم ایران
ما در دل یک طوفان زندگی میکنیم. طوفانی که نه تازه است و نه گذرا. طوفانِ سرمایهداری، امپریالیسم، پدرسالاری و دولتهایی که مرگ را مدیریت میکنند.
امروز در ایران، این طوفان با خشونتی ویژه فرود آمده است. مردم ایران بار دیگر علیه رژیم جمهوری اسلامی به جنبش درآمدهاند؛ رژیمی که در بهکارگیری سرکوبی خشن علیه کسانی که به خیابان میآیند، تردیدی به خود راه نمیدهد. این خیزشها نه رویدادی منفردند و نه واکنشی لحظهای؛ مبارزاتیاند که از پایین زاده میشوند؛ از دل زندگی روزمره خفهشده، از سوی کسانی که دیگر نه میتوانند و نه میخواهند در سکوت فقط زنده بمانند.
دست خود را به سوی مردم ایران دراز میکنیم.
نه به عنوان قیم.
نه برای سخن گفتن به جای آنان.
بلکه برای گفتن این جمله: شما تنها نیستید.
چرا که مبارزه در ایران، همان مبارزه برای زندگی در همهجای دیگر است. و چون تنها از پایین، با هم و در کنار هم، میتوانیم با این طوفان روبهرو شویم و روزِ پس از آن را تصور کنیم.
#زنده_باد_همبستگی_بین_المللی
🟣 متن کامل بیانیه در تلگراف و نام گروههای امضا کننده در سایت زاپاتیستا
کارگاه دیالکتیک
Video
دربارهی
تصویر واحدی از اعتراضات دی ۱۴۰۴ که از سه منظر متفاوت مخابره شد
کارگاه دیالکتیک
۱۰ بهمن ۱۴۰۴
طی یکماه اخیر شاهد شکل ویژهای از بازنماییِ (تصویرپردازی) اعتراضات تودهای دیماه ۱۴۰۴ بودهایم، که از سوی سه مرجع سیاسی متفاوت برساخته و تکثیر شدهاند. تفاوتها و تعارضات سیاسی میانِ مراجع این نوع تصویرپردازی نهتنها مانع خویشاوندی در نحوهی بازنمایی و روایتهاشان از این اعتراضات نشد، بلکه زمینهی گسترش و باورپذیری وسیعتر آن تصویرپردازی مشترک را فراهم کرد. چرا که بنا به بافتار تاریخی-انضمامیِ وقوع این خیزش، این کانونهای سهگانهی تصویرپردازی نهایتا خروجیهای یکدیگر را متقابلا تقویت کردهاند.
هر یک از این مراجع سهگانه، بسته به جایگاه سیاسیشان، آن تصویر یگانه را این گونه مخابره کردهاند:
۱) حاکمان جمهوری اسلامی و اصحاب دستگاه پروپاگاندای عظیماش دائما این داعیه را تکثیر کردهاند که این خیزشِ تودهای محصول توطئهی اسراییل-آمریکا برای سوءاستفاده از «اعتراضات بازاریان و کسبه»، و مشخصا «ادامهی جنگ ۱۲ روزه» بوده است و معترضان، یا مزدوران عوامل خارجی (و تروریست) بودهاند یا فریبخوردگان آنها بهمیانجی گفتار و جریان پهلویگرایی. حاکمان جمهوری اسلامی ضمن اینکه ابعاد کشتار را بهشدت تقلیل میدهند و اغلب کشتگان را متعلق به مدافعان حکومت (مثل نیروهای بسیج و غیره) قلمداد میکنند، خشونتورزی و تیراندازی «تروریستها» و مزدوران دشمن را عامل اصلی کشتار معرفی میکنند. سایر کشتگان تا جایی که متعلق به دایرهی «تروریستها» بودهاند مستحق مرگ شمرده میشوند؛ و شمار اندک باقیمانده نیز فریبخوردگان یا بیخبران و بداقبالهایی معرفی میشوند که مرگ آنها در خور تاسف است.
۲) رسانههایی مثل ایران اینترنشنال و بیبیسی فارسی، همصدا با اردوگاه پهلویگرایان، این تصویر را القاء کردهاند که این اعتراضاتْ خیزش مردم ناراضیِ ایران برای بازیابی نظام سلطنتی به رهبری رضا پهلوی بوده است. همه میدانند که در نخستین روزهای پس از کشتار جمعیِ پنجشنبه و جمعه، پهلویگرایان (با همراهی تلویزیون ایران اینترنشنال) ابعاد وسیع کشتار را بهشدت انکار (و پنهان) میکردند؛ ویدئوی اولیهی درزکرده از سردخانهی کهریزک را ساختگی (از سوی رژیم) معرفی میکردند، و فراخوان رضا پهلوی برای بازگشت به خیابانها را تکثیر میکردند. ولی پس از آنکه مستندات کشتار جمعی فراگیر شد، آنها بر طبل بالابردن دلبخواه شمار کشتهشدگان کوفتهاند (که در عمل به تبلیغات و تحریفات متقابل رژیم کمک میکند). چرا که با انتساب ماهیت خیزش به پهلویگرایی، آنان قادرند انبوه کشتگان خیزش را هچون «شهدای راه احیای سلطنت» جلوه دهند تا در داخل و خارج کشور داعیهی مالکیت انحصاری خود بر خیزش را توجیه و تحکیم کنند. تو گویی، در نظر آنان کشتگان خیزش اعدادی روی کاغذند تا ارزش «سهام» پهلویگرایی بالا برود. رضا پهلوی در پاسخ به سوال مجری تلویزیون آلمان - دربارهی مسئولیت شخصیاش در قبال آمار بالای کشتهشدگانِ خیزش - تصریح کرده است که «تغییر سیاسی هزینه میطلبد.»
۳) چپهای محورمقاومتی و کمپیستهای «مستقل» (ایرانی و غیرایرانی)، همصدا با محورمقاومتیها و کمپیستهای وابسته به حکومت، ادعا کردهاند که این خیزش محصول دخالت قوای امپریالیستی برای فروپاشی تمامیت ارضی ایران یا دستکم تضعیف نظام سیاسی ایران بوده است تا جبههی ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی در خاورمیانه تضعیف/نابود شود. در همین راستا، بسیاری از آنها همصدا با پروپاگاندای رژیم ایران این خیزش را «ادامهی تهاجم قبلی اسراییل-آمریکا به ایران» قلمداد کردهاند. آنان ادعای محوری پهلویگرایان و رسانههای سلطه، مبنی بر هژمونیداشتن سلطنتطلبی بر این خیزش، را واقعیتی مسلم فرض کردهاند تا برداشت/تصویر نهاییشان را درست و موجه جلوه دهند. برخی از آنان در دفاع از مدعای اصلی خود به نزدیکی آشکار پهلویگرایان به اسراییل و تمنای مستمر آنان از ترامپ برای تهاجم نظامی به ایران استناد میکنند. برخی دیگر، با تکیه بر همان پیشفرض اصلی یا «واقعیت مسلم» (هژمونی سلطنتطلبی بر خیزش) و با ارجاع به سویههای فاشیستی جریان سلطنتطلبی، از ماهیت فاشیستی این خیزش و بیربطی آن به مبارزات طبقاتیِ فرودستان سخن میگویند. معترضان به تودههایی با خاستگاهها و مطالبات طبقاتی مبهم تبدیل میشوند که بخش بزرگی از آنان - خواسته یا ناخواسته - همچون «پیادهنظام فاشیسم» عمل کردهاند. منصفترین بخش این طیف، حتی وقتی که دامنهی کشتار و دلایل و عوامل کشتار جمعی را تحریف نکنند، کشتگان را تلویحا یا تصریحا فریبخوردگانی قلمداد میکنند که مرگشان مایهی تاسف است؛ همچون سربازانی پیادهنظام در جنگی که متعلق به آنان نبود.
ادامهی مطلب در پست بعدی 👇🏾👇🏾
----
#اعتراضات_سراسری
------------
@kdialectic
تصویر واحدی از اعتراضات دی ۱۴۰۴ که از سه منظر متفاوت مخابره شد
کارگاه دیالکتیک
۱۰ بهمن ۱۴۰۴
طی یکماه اخیر شاهد شکل ویژهای از بازنماییِ (تصویرپردازی) اعتراضات تودهای دیماه ۱۴۰۴ بودهایم، که از سوی سه مرجع سیاسی متفاوت برساخته و تکثیر شدهاند. تفاوتها و تعارضات سیاسی میانِ مراجع این نوع تصویرپردازی نهتنها مانع خویشاوندی در نحوهی بازنمایی و روایتهاشان از این اعتراضات نشد، بلکه زمینهی گسترش و باورپذیری وسیعتر آن تصویرپردازی مشترک را فراهم کرد. چرا که بنا به بافتار تاریخی-انضمامیِ وقوع این خیزش، این کانونهای سهگانهی تصویرپردازی نهایتا خروجیهای یکدیگر را متقابلا تقویت کردهاند.
هر یک از این مراجع سهگانه، بسته به جایگاه سیاسیشان، آن تصویر یگانه را این گونه مخابره کردهاند:
۱) حاکمان جمهوری اسلامی و اصحاب دستگاه پروپاگاندای عظیماش دائما این داعیه را تکثیر کردهاند که این خیزشِ تودهای محصول توطئهی اسراییل-آمریکا برای سوءاستفاده از «اعتراضات بازاریان و کسبه»، و مشخصا «ادامهی جنگ ۱۲ روزه» بوده است و معترضان، یا مزدوران عوامل خارجی (و تروریست) بودهاند یا فریبخوردگان آنها بهمیانجی گفتار و جریان پهلویگرایی. حاکمان جمهوری اسلامی ضمن اینکه ابعاد کشتار را بهشدت تقلیل میدهند و اغلب کشتگان را متعلق به مدافعان حکومت (مثل نیروهای بسیج و غیره) قلمداد میکنند، خشونتورزی و تیراندازی «تروریستها» و مزدوران دشمن را عامل اصلی کشتار معرفی میکنند. سایر کشتگان تا جایی که متعلق به دایرهی «تروریستها» بودهاند مستحق مرگ شمرده میشوند؛ و شمار اندک باقیمانده نیز فریبخوردگان یا بیخبران و بداقبالهایی معرفی میشوند که مرگ آنها در خور تاسف است.
۲) رسانههایی مثل ایران اینترنشنال و بیبیسی فارسی، همصدا با اردوگاه پهلویگرایان، این تصویر را القاء کردهاند که این اعتراضاتْ خیزش مردم ناراضیِ ایران برای بازیابی نظام سلطنتی به رهبری رضا پهلوی بوده است. همه میدانند که در نخستین روزهای پس از کشتار جمعیِ پنجشنبه و جمعه، پهلویگرایان (با همراهی تلویزیون ایران اینترنشنال) ابعاد وسیع کشتار را بهشدت انکار (و پنهان) میکردند؛ ویدئوی اولیهی درزکرده از سردخانهی کهریزک را ساختگی (از سوی رژیم) معرفی میکردند، و فراخوان رضا پهلوی برای بازگشت به خیابانها را تکثیر میکردند. ولی پس از آنکه مستندات کشتار جمعی فراگیر شد، آنها بر طبل بالابردن دلبخواه شمار کشتهشدگان کوفتهاند (که در عمل به تبلیغات و تحریفات متقابل رژیم کمک میکند). چرا که با انتساب ماهیت خیزش به پهلویگرایی، آنان قادرند انبوه کشتگان خیزش را هچون «شهدای راه احیای سلطنت» جلوه دهند تا در داخل و خارج کشور داعیهی مالکیت انحصاری خود بر خیزش را توجیه و تحکیم کنند. تو گویی، در نظر آنان کشتگان خیزش اعدادی روی کاغذند تا ارزش «سهام» پهلویگرایی بالا برود. رضا پهلوی در پاسخ به سوال مجری تلویزیون آلمان - دربارهی مسئولیت شخصیاش در قبال آمار بالای کشتهشدگانِ خیزش - تصریح کرده است که «تغییر سیاسی هزینه میطلبد.»
۳) چپهای محورمقاومتی و کمپیستهای «مستقل» (ایرانی و غیرایرانی)، همصدا با محورمقاومتیها و کمپیستهای وابسته به حکومت، ادعا کردهاند که این خیزش محصول دخالت قوای امپریالیستی برای فروپاشی تمامیت ارضی ایران یا دستکم تضعیف نظام سیاسی ایران بوده است تا جبههی ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی در خاورمیانه تضعیف/نابود شود. در همین راستا، بسیاری از آنها همصدا با پروپاگاندای رژیم ایران این خیزش را «ادامهی تهاجم قبلی اسراییل-آمریکا به ایران» قلمداد کردهاند. آنان ادعای محوری پهلویگرایان و رسانههای سلطه، مبنی بر هژمونیداشتن سلطنتطلبی بر این خیزش، را واقعیتی مسلم فرض کردهاند تا برداشت/تصویر نهاییشان را درست و موجه جلوه دهند. برخی از آنان در دفاع از مدعای اصلی خود به نزدیکی آشکار پهلویگرایان به اسراییل و تمنای مستمر آنان از ترامپ برای تهاجم نظامی به ایران استناد میکنند. برخی دیگر، با تکیه بر همان پیشفرض اصلی یا «واقعیت مسلم» (هژمونی سلطنتطلبی بر خیزش) و با ارجاع به سویههای فاشیستی جریان سلطنتطلبی، از ماهیت فاشیستی این خیزش و بیربطی آن به مبارزات طبقاتیِ فرودستان سخن میگویند. معترضان به تودههایی با خاستگاهها و مطالبات طبقاتی مبهم تبدیل میشوند که بخش بزرگی از آنان - خواسته یا ناخواسته - همچون «پیادهنظام فاشیسم» عمل کردهاند. منصفترین بخش این طیف، حتی وقتی که دامنهی کشتار و دلایل و عوامل کشتار جمعی را تحریف نکنند، کشتگان را تلویحا یا تصریحا فریبخوردگانی قلمداد میکنند که مرگشان مایهی تاسف است؛ همچون سربازانی پیادهنظام در جنگی که متعلق به آنان نبود.
ادامهی مطلب در پست بعدی 👇🏾👇🏾
----
#اعتراضات_سراسری
------------
@kdialectic