Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
امروز موفق شدیم با تعدادی از ساکنین یکی از شهرکهای کارگرنشین تماس برقرار کنیم. از آنجاییکه این شهرک پیشتر محل زندگیِ ما بوده، از ذکر نام بابت حفاظت از امنیت دوستانمان معذوریم:
این شهرک کمی بیش از ۲۰هزار جمعیت دارد و تمامی طرفهای گفتگو متفقا تأکید داشتند که دستکم ۲۰۰ جوان و نوجوان در شبِ ۱۸ دیماه قتلعام شدهاند. یکی از کسانیکه با او گفتگو کردیم، پیکرِ فرزند ۱۷سالهاش را در قبالِ پرداختِ یکمیلیارد تومان پول تحویل گرفته است؛ این نوجوان ابتدا با ضربات باتوم مصدوم شده و سپس در همان محل، از فاصلهی نزدیک از ناحیهی پشتِ سر با شلیکِ گلولهی جنگی به قتل رسیده است.
یکی دیگر از اهالی، بهما گفت؛ صرفا روز گذشته با ۱۹ خانواده دیدار کرده که فرزندانشان با گلولههای جنگی کشته و تعداد پرشماری از جوانان دچار نقص عضو شدهاند.
بر اساس این گفتگوها، در جایجای شهرک اعلامیهها و بنرهای جوانان نصب شده و جو سنگینِ اختناق بر تمام کوچهها حکمفرماست.
یکی دیگر از خانوادهها بهما گفت؛ همزمان که برای تحویل پیکر مراجعه کردهاند، بیست پیکر از سردخانه خارج شده و به خانوادهها تحویل داده شده است. به گفتهی او بر هر یک از گورهای محل خاکسپاری بچهها، دستکم پنج نیروی امنیتی مسلح، حاضر بودهاند ولی نتوانستهاند مانع از شعاردهی علیه علی خامنهای شوند.
تمامی افرادی که با آنها گفتگو کردهایم، خانوادهای کارگری و تهیدست هستند و متفقا تأکید داشتند که بچهها بابت بيکاری، فقر و فقدان چشمانداز آینده، از روز ۱۳ دیماه در خیابان بودند و هیچ نشانهای از خشونتورزی از سوی آنها مشاهده نشده است.
سوال یکی از والدین، سوالِ ما هم هست:
《میگویند: داعش بچههایتان را کشته. پس چرا از ما بابت تحویل پیکرها پول دریافت میکنند》.
@Blackfishvoice1
این شهرک کمی بیش از ۲۰هزار جمعیت دارد و تمامی طرفهای گفتگو متفقا تأکید داشتند که دستکم ۲۰۰ جوان و نوجوان در شبِ ۱۸ دیماه قتلعام شدهاند. یکی از کسانیکه با او گفتگو کردیم، پیکرِ فرزند ۱۷سالهاش را در قبالِ پرداختِ یکمیلیارد تومان پول تحویل گرفته است؛ این نوجوان ابتدا با ضربات باتوم مصدوم شده و سپس در همان محل، از فاصلهی نزدیک از ناحیهی پشتِ سر با شلیکِ گلولهی جنگی به قتل رسیده است.
یکی دیگر از اهالی، بهما گفت؛ صرفا روز گذشته با ۱۹ خانواده دیدار کرده که فرزندانشان با گلولههای جنگی کشته و تعداد پرشماری از جوانان دچار نقص عضو شدهاند.
بر اساس این گفتگوها، در جایجای شهرک اعلامیهها و بنرهای جوانان نصب شده و جو سنگینِ اختناق بر تمام کوچهها حکمفرماست.
یکی دیگر از خانوادهها بهما گفت؛ همزمان که برای تحویل پیکر مراجعه کردهاند، بیست پیکر از سردخانه خارج شده و به خانوادهها تحویل داده شده است. به گفتهی او بر هر یک از گورهای محل خاکسپاری بچهها، دستکم پنج نیروی امنیتی مسلح، حاضر بودهاند ولی نتوانستهاند مانع از شعاردهی علیه علی خامنهای شوند.
تمامی افرادی که با آنها گفتگو کردهایم، خانوادهای کارگری و تهیدست هستند و متفقا تأکید داشتند که بچهها بابت بيکاری، فقر و فقدان چشمانداز آینده، از روز ۱۳ دیماه در خیابان بودند و هیچ نشانهای از خشونتورزی از سوی آنها مشاهده نشده است.
سوال یکی از والدین، سوالِ ما هم هست:
《میگویند: داعش بچههایتان را کشته. پس چرا از ما بابت تحویل پیکرها پول دریافت میکنند》.
@Blackfishvoice1
Forwarded from بيدارزنى
🟣 #بیدارزنی: نکات امنیتی برای عبور از وضعیت فعلی و بالا بردن تابآوری جمعی
پس از کشتار هولناک دیماه جاری و آمار جانکاه بیش از ۳۶ هزار جانباخته، ۴۱۸۸۰ بازداشتی و احضار ۱۱۰۲۴ نفر به نهادهای امنیتی در ۳۱ استان کشور، حکومت حالا در مرحلهی رصد، پروندهسازی و بازداشت سایر فعالان سیاسی و اجتماعی و افراد حاضر در کانونهای اعتراضی شهرهاست.
دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی، مجهز و متکی بر صدها میلیارد بودجهی نظامی و امنیتی نهادهایی است که تنها و تنها به مدد سرمایه و سلاحهای کشتارجمعی، جولان میدهند و حکومت میکنند. در شرایط فعلی که هنوز خانوادهها در پی یافتن عزیزان کشتهی شدهی خود هستند، احضار میشوند، پول واریز گلوله جهت تحویل پیکر ندارند و همچنین معترضان مجروح بیشماری در نبود فضای بیمارستانی امن، در پی جراحات و عفونت، کشته میشوند، سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات، در حال رصد و بازداشت دیگر مردم است. از این رو رعایت برخی نکات امنیتی، بسیار واجب و حیاتی است:
♦️اعتراضات، ظاهرا خاموش شده، اما برای نیروهای امنیتی با رصد دوربینهای مداربستهی شهری، بانکها، مغازههای کنار خیابان و فیلمهای ضبط شده توسط ماموران لباسشخصی جهت تشخیص هویت و شناسایی حاضران، رهگذران و معترضان در خیابان، کار تازه آغاز شده است. از این رو لازم است:
۱) گوشی، لپتاپ و سایر دیوایسهای خود را پاک کنید. اگر فیلمی از روزهای اعتراضی در گوشی دارید، از طریق ایمیل و راههای امن، به رسانههای مورد قبول خود بفرستید و حافظهی گوشی را از عکس، تصویر، ویس و چتهای حاوی اطلاعات روزهای اعتراضی، کاملا پاک کنید.
۲) از پیامرسانهای امن نظیر تلگرام و سیگنال استفاده کنید، رمز دومرحلهای را فعال کنید، اگر اختلال شبکهای اینترنت هنوز امکان استفاده از فیلترشکن و … را در طول شبانهروز نمیدهد، به پیامرسانهای داخلی نظیر بله و… اطمینانی نکنید و گفتگوهای حاوی کدهای امنیتی را در این فضاها انجام ندهید.
۳) اگر در تجمعات اخیر شرکت داشتید، از خانواده و نزدیکان خود بخواهید که متوجه غیبت غیرطبیعی و یا چندین ساعتهی شما باشند. این امر کمک میکند که آنها سریعتر پیگیری قضایی را انجام دهند.
۴) از خانوادهی خود بخواهید که در صورت بازداشت، حتما نام شما را رسانهای کنند. هرگز فریب ماموران امنیتی و وکلای تسخیری را نخورید. اعلام هویت شما و حتی اعلام بیخبری از محل نگهداری فرد بازداشتی، دست نهادهای امنیتی در اقدامات خودسرانه و غیرقانونی را تنگتر میکند.
۵) جزوهی «حقوق متهم به زبان ساده» از وکیل حقوق بشر، عبدالفتاح سلطانی را جهت مطالعهی جامعتر در پست بعدی ضمیمه کردهایم. این جزوه کمک میکند که چگونه بازجویی پس دهیم.
♦️ ۶) شرایط فعلی، وضعیتی هولناک از فروپاشی روانی جمعی، استیصال و خشمهای فروخورده است. فراموش نکنید که شما تنها نیستید. اگر مبارزهای هست برای تحقق آزادی و برابری است و همهی اینها مستلزم بالا بردن «تابآوری» و «زنده ماندن» است. از شما خواهش میکنیم که تنها نمانید. اگر امکان حضور فیزیکی با عزیزانتان نیست، راه گفتگو با آنها و افراد امن را فراموش نکنید. صحبت از احساسات، ترسها، خشمها و آنچه که در خلال هفتههای گذشته بر ما رفته، بسیار واجب و حیاتی است.
۷) بحرانیترین شرایط حاضر، مختص خانوادههای جانباختگان است. کمتر کوچهای و خانهای است که پرچم سیاه نداشته باشد و عزادار عزیز جانباختهای نباشد. خانوادههای دادخواه تمامی دهههای گذشته، راه ارتباط و اتحاد خود را بازیافتند، نکتهی مهم، پاره نشدن پیوندهای انسانی و احساسی جمعی در زمان هولناک فعلی است. از خاطر نبریم که ساخت پیکرهایی فریز شده در موقعیت وحشت، سرخورده، ناتوان از ارتباطگیری و منزوی، کارویژهی این حکومت طاعونی است. نگذاریم که این «نکبت»، بیش از این فراگیر شود.
@bidarzani
پس از کشتار هولناک دیماه جاری و آمار جانکاه بیش از ۳۶ هزار جانباخته، ۴۱۸۸۰ بازداشتی و احضار ۱۱۰۲۴ نفر به نهادهای امنیتی در ۳۱ استان کشور، حکومت حالا در مرحلهی رصد، پروندهسازی و بازداشت سایر فعالان سیاسی و اجتماعی و افراد حاضر در کانونهای اعتراضی شهرهاست.
دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی، مجهز و متکی بر صدها میلیارد بودجهی نظامی و امنیتی نهادهایی است که تنها و تنها به مدد سرمایه و سلاحهای کشتارجمعی، جولان میدهند و حکومت میکنند. در شرایط فعلی که هنوز خانوادهها در پی یافتن عزیزان کشتهی شدهی خود هستند، احضار میشوند، پول واریز گلوله جهت تحویل پیکر ندارند و همچنین معترضان مجروح بیشماری در نبود فضای بیمارستانی امن، در پی جراحات و عفونت، کشته میشوند، سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات، در حال رصد و بازداشت دیگر مردم است. از این رو رعایت برخی نکات امنیتی، بسیار واجب و حیاتی است:
♦️اعتراضات، ظاهرا خاموش شده، اما برای نیروهای امنیتی با رصد دوربینهای مداربستهی شهری، بانکها، مغازههای کنار خیابان و فیلمهای ضبط شده توسط ماموران لباسشخصی جهت تشخیص هویت و شناسایی حاضران، رهگذران و معترضان در خیابان، کار تازه آغاز شده است. از این رو لازم است:
۱) گوشی، لپتاپ و سایر دیوایسهای خود را پاک کنید. اگر فیلمی از روزهای اعتراضی در گوشی دارید، از طریق ایمیل و راههای امن، به رسانههای مورد قبول خود بفرستید و حافظهی گوشی را از عکس، تصویر، ویس و چتهای حاوی اطلاعات روزهای اعتراضی، کاملا پاک کنید.
۲) از پیامرسانهای امن نظیر تلگرام و سیگنال استفاده کنید، رمز دومرحلهای را فعال کنید، اگر اختلال شبکهای اینترنت هنوز امکان استفاده از فیلترشکن و … را در طول شبانهروز نمیدهد، به پیامرسانهای داخلی نظیر بله و… اطمینانی نکنید و گفتگوهای حاوی کدهای امنیتی را در این فضاها انجام ندهید.
۳) اگر در تجمعات اخیر شرکت داشتید، از خانواده و نزدیکان خود بخواهید که متوجه غیبت غیرطبیعی و یا چندین ساعتهی شما باشند. این امر کمک میکند که آنها سریعتر پیگیری قضایی را انجام دهند.
۴) از خانوادهی خود بخواهید که در صورت بازداشت، حتما نام شما را رسانهای کنند. هرگز فریب ماموران امنیتی و وکلای تسخیری را نخورید. اعلام هویت شما و حتی اعلام بیخبری از محل نگهداری فرد بازداشتی، دست نهادهای امنیتی در اقدامات خودسرانه و غیرقانونی را تنگتر میکند.
۵) جزوهی «حقوق متهم به زبان ساده» از وکیل حقوق بشر، عبدالفتاح سلطانی را جهت مطالعهی جامعتر در پست بعدی ضمیمه کردهایم. این جزوه کمک میکند که چگونه بازجویی پس دهیم.
♦️ ۶) شرایط فعلی، وضعیتی هولناک از فروپاشی روانی جمعی، استیصال و خشمهای فروخورده است. فراموش نکنید که شما تنها نیستید. اگر مبارزهای هست برای تحقق آزادی و برابری است و همهی اینها مستلزم بالا بردن «تابآوری» و «زنده ماندن» است. از شما خواهش میکنیم که تنها نمانید. اگر امکان حضور فیزیکی با عزیزانتان نیست، راه گفتگو با آنها و افراد امن را فراموش نکنید. صحبت از احساسات، ترسها، خشمها و آنچه که در خلال هفتههای گذشته بر ما رفته، بسیار واجب و حیاتی است.
۷) بحرانیترین شرایط حاضر، مختص خانوادههای جانباختگان است. کمتر کوچهای و خانهای است که پرچم سیاه نداشته باشد و عزادار عزیز جانباختهای نباشد. خانوادههای دادخواه تمامی دهههای گذشته، راه ارتباط و اتحاد خود را بازیافتند، نکتهی مهم، پاره نشدن پیوندهای انسانی و احساسی جمعی در زمان هولناک فعلی است. از خاطر نبریم که ساخت پیکرهایی فریز شده در موقعیت وحشت، سرخورده، ناتوان از ارتباطگیری و منزوی، کارویژهی این حکومت طاعونی است. نگذاریم که این «نکبت»، بیش از این فراگیر شود.
@bidarzani
کارگاه دیالکتیک
Photo
yaghin va moghavemat.pdf
14.5 MB
#بازنشر_کتاب
فایل پیدیاف: ☝️🏿
یقین و مقاومت
نویسندگان:
کارلوس مارکوس بریستاین
فرانچسک ریهرا
ترجمهی شکوفه محمدی
برگرفته از وبسایت اندیشه و پیکار
مترجم انتشار اولیهی کتاب را به آیدا رستمی (پزشک جانباخته در خیزش ژینا) تقدیم کرده است. بازنشر دوبارهی آن در اندیشه و پیکار در پیوند با دورهی جانکاه پس از کشتار جمعی هولناک جمهوری اسلامی انجام شده و به معترضان خیزش دی ۱۴۰۴ تقدیم شده است.
https://www.peykarandeesh.org/index.php
------------------------
@kdialektic
فایل پیدیاف: ☝️🏿
یقین و مقاومت
نویسندگان:
کارلوس مارکوس بریستاین
فرانچسک ریهرا
ترجمهی شکوفه محمدی
برگرفته از وبسایت اندیشه و پیکار
مترجم انتشار اولیهی کتاب را به آیدا رستمی (پزشک جانباخته در خیزش ژینا) تقدیم کرده است. بازنشر دوبارهی آن در اندیشه و پیکار در پیوند با دورهی جانکاه پس از کشتار جمعی هولناک جمهوری اسلامی انجام شده و به معترضان خیزش دی ۱۴۰۴ تقدیم شده است.
https://www.peykarandeesh.org/index.php
------------------------
@kdialektic
Forwarded from کلکتیو ۹۸
🚩 گواهیها از پزشکان، کارکنان سردخانهها و قبرستانها نشاندهنده تلاش گسترده دولت برای پنهان کردن کشتار سیستماتیک معترضان است
پنجشنبه ۸ ژانویه، در یک شهر کوچک ایرانی، تلفن دکتر احمدی* شروع به زنگ زدن کرد. همکاران او در بخشهای اورژانس محلی نگران شده بودند.
تمام هفته، مردم به خیابانها آمده بودند و با باتوم و تفنگهای ساچمهای از سوی پلیس مواجه شده بودند. با درمان، آسیبهای آنها نباید خیلی جدی میبود. اما کارکنان بخش اورژانس معتقد بودند بسیاری از جوانان زخمی از بیمارستانها اجتناب میکردند، زیرا از ترس شناسایی و دستگیری، نگران ثبتنام به عنوان بیماران تروما بودند.
دکتر احمدی [که به دلیل ترس از انتقامها ناشناس مانده، اما هویت، مدارک و حضور او در ایران در طول ناآرامیها تأیید شده است] و همسرش به طور آرام بیماران را در مکانی خارج از سیستم بیمارستانی دولتی ایران درمان میکردند. با خبر شدن از شبکه شایعات محلی، جوانان زخمی به سمت آنها میآمدند. عمدتاً، آنها آسیبهای سطحی داشتند – زخمهای بریدگی که نیاز به بخیه و آنتیبیوتیک داشتند. هر چه پنجشنبه شب میگذشت، تعداد بیشتری برای درمان به آنها میرسیدند.
روز بعد، همه چیز ناگهان تغییر کرد. معترضان همچنان میآمدند، اما آسیبهای آنها شلیکهای گلوله از فاصله نزدیک و زخمهای شدید چاقو بودند، معمولاً به قفسه سینه، چشمها و اندام تناسلی. بسیاری از آنها مرگبار بودند.
دکتر احمدی از تعداد کشتهشدگان شوکه شده بود (بیش از ۴۰ نفر فقط در شهر کوچک خود) اما با قطع اینترنت، هیچ کس نمیدانست که تصویر ملی چگونه است. برای کنار هم گذاشتن آن، دکتر احمدی شبکهای از بیش از ۸۰ پزشک در ۱۲ استان ایران تشکیل داد تا مشاهدات و دادهها را به اشتراک بگذارند و تصویر واضحتری از خشونت بسازند.
مشاهدات آنها که با سایر منابع به اشتراک گذاشته شده و همراه با گزارشها از سردخانهها و قبرستانها در سراسر کشور ترکیب شده است، مقیاس وسیع خشونتی که در طول سرکوب دولتی بر ایرانیها وارد شده را فاش میکند. دکتر احمدی و همکارانش از دادن یک عدد دقیق برای تعداد کشتهشدگان خودداری میکنند، اما همگی موافقند که "تمام آمارهای مرگ و میر اعلامشده به شدت کمتر از واقعیت است". با مقایسه تعداد کشتهشدگانی که شاهد آن بودند با معیارهای بیمارستانها، آنها تخمین میزنند که ممکن است این عدد از ۳۰,۰۰۰ نفر فراتر برود، که بسیار بیشتر از ارقام رسمی است. این بر اساس نتیجهگیری است که "مرگهای ثبتشده رسمی مرتبط با سرکوب احتمالاً کمتر از ۱۰ درصد از تعداد واقعی کشتهشدگان را نمایان میکنند".
برآوردهای مختلفی از تعداد کشتهشدگان وجود دارد که به شدت تحت تأثیر قطع اینترنت قرار گرفتهاند. دولت ایران بیش از ۳,۰۰۰ کشته را تأیید کرده است، و سازمان مستقر در ایالات متحده HRANA (آژانس خبری فعالان حقوق بشر) میگوید بیش از ۶,۰۰۰ کشته را تأیید کرده و بیش از ۱۷,۰۰۰ مرگ ثبتشده دیگر در حال تحقیق است، که احتمالاً تعداد کل کشتهشدگان حدود ۲۲,۰۰۰ نفر باشد. سایر برآوردها از پزشکان مستقر در خارج از ایران تا ۳۳,۰۰۰ نفر یا بیشتر میرسد.
گواهیها از سردخانهها، قبرستانها و بیمارستانها در سراسر کشور نشاندهنده تلاشهای هماهنگ مقامات برای پنهان کردن ابعاد واقعی آمار کشتهشدگان است: انتقال اجساد در کامیونهای بستنی و کامیونهای حمل گوشت؛ دفن سریع انبوه اجساد؛ و ناپدید شدن صدها جسد از شبکه تأسیسات پزشکی قانونی ایران.
زبان دکتر احمدی سنجیده و بالینی است، اما او در توصیف خشونتی که پزشکان مستند کردهاند به گریه میافتد. "از منظر پزشکی، جراحاتی که مشاهده کردیم نشاندهنده بیرحمی بیحد و حصر است – هم از نظر مقیاس و هم از نظر روش"، او میگوید. یک پزشک دیگر که در تهران مستقر است، میگوید: "من در آستانه فروپاشی روانی هستم. آنها مردم را به صورت جمعی قتلعام کردهاند. هیچکس نمیتواند تصور کند … فقط خون، خون و خون دیدم."
در سراسر ایران در سردخانهها و قبرستانها، اجساد انباشت شدند – بسیاری از بیمارستانها و واحدهای پزشکی قانونی را تحت فشار قرار دادند، که مجبور به رد کردن کامیونهای پر از اجساد شدند. کارکنان قبرستانها و پزشکی قانونی از هرج و مرج سخن میگویند و گزارشهایی از فشار مقامات برای دفنهای سریع و انبوه برای پنهان کردن تعداد کشتهشدگان ارائه میدهند.
پنجشنبه ۸ ژانویه، در یک شهر کوچک ایرانی، تلفن دکتر احمدی* شروع به زنگ زدن کرد. همکاران او در بخشهای اورژانس محلی نگران شده بودند.
تمام هفته، مردم به خیابانها آمده بودند و با باتوم و تفنگهای ساچمهای از سوی پلیس مواجه شده بودند. با درمان، آسیبهای آنها نباید خیلی جدی میبود. اما کارکنان بخش اورژانس معتقد بودند بسیاری از جوانان زخمی از بیمارستانها اجتناب میکردند، زیرا از ترس شناسایی و دستگیری، نگران ثبتنام به عنوان بیماران تروما بودند.
دکتر احمدی [که به دلیل ترس از انتقامها ناشناس مانده، اما هویت، مدارک و حضور او در ایران در طول ناآرامیها تأیید شده است] و همسرش به طور آرام بیماران را در مکانی خارج از سیستم بیمارستانی دولتی ایران درمان میکردند. با خبر شدن از شبکه شایعات محلی، جوانان زخمی به سمت آنها میآمدند. عمدتاً، آنها آسیبهای سطحی داشتند – زخمهای بریدگی که نیاز به بخیه و آنتیبیوتیک داشتند. هر چه پنجشنبه شب میگذشت، تعداد بیشتری برای درمان به آنها میرسیدند.
روز بعد، همه چیز ناگهان تغییر کرد. معترضان همچنان میآمدند، اما آسیبهای آنها شلیکهای گلوله از فاصله نزدیک و زخمهای شدید چاقو بودند، معمولاً به قفسه سینه، چشمها و اندام تناسلی. بسیاری از آنها مرگبار بودند.
دکتر احمدی از تعداد کشتهشدگان شوکه شده بود (بیش از ۴۰ نفر فقط در شهر کوچک خود) اما با قطع اینترنت، هیچ کس نمیدانست که تصویر ملی چگونه است. برای کنار هم گذاشتن آن، دکتر احمدی شبکهای از بیش از ۸۰ پزشک در ۱۲ استان ایران تشکیل داد تا مشاهدات و دادهها را به اشتراک بگذارند و تصویر واضحتری از خشونت بسازند.
مشاهدات آنها که با سایر منابع به اشتراک گذاشته شده و همراه با گزارشها از سردخانهها و قبرستانها در سراسر کشور ترکیب شده است، مقیاس وسیع خشونتی که در طول سرکوب دولتی بر ایرانیها وارد شده را فاش میکند. دکتر احمدی و همکارانش از دادن یک عدد دقیق برای تعداد کشتهشدگان خودداری میکنند، اما همگی موافقند که "تمام آمارهای مرگ و میر اعلامشده به شدت کمتر از واقعیت است". با مقایسه تعداد کشتهشدگانی که شاهد آن بودند با معیارهای بیمارستانها، آنها تخمین میزنند که ممکن است این عدد از ۳۰,۰۰۰ نفر فراتر برود، که بسیار بیشتر از ارقام رسمی است. این بر اساس نتیجهگیری است که "مرگهای ثبتشده رسمی مرتبط با سرکوب احتمالاً کمتر از ۱۰ درصد از تعداد واقعی کشتهشدگان را نمایان میکنند".
برآوردهای مختلفی از تعداد کشتهشدگان وجود دارد که به شدت تحت تأثیر قطع اینترنت قرار گرفتهاند. دولت ایران بیش از ۳,۰۰۰ کشته را تأیید کرده است، و سازمان مستقر در ایالات متحده HRANA (آژانس خبری فعالان حقوق بشر) میگوید بیش از ۶,۰۰۰ کشته را تأیید کرده و بیش از ۱۷,۰۰۰ مرگ ثبتشده دیگر در حال تحقیق است، که احتمالاً تعداد کل کشتهشدگان حدود ۲۲,۰۰۰ نفر باشد. سایر برآوردها از پزشکان مستقر در خارج از ایران تا ۳۳,۰۰۰ نفر یا بیشتر میرسد.
گواهیها از سردخانهها، قبرستانها و بیمارستانها در سراسر کشور نشاندهنده تلاشهای هماهنگ مقامات برای پنهان کردن ابعاد واقعی آمار کشتهشدگان است: انتقال اجساد در کامیونهای بستنی و کامیونهای حمل گوشت؛ دفن سریع انبوه اجساد؛ و ناپدید شدن صدها جسد از شبکه تأسیسات پزشکی قانونی ایران.
زبان دکتر احمدی سنجیده و بالینی است، اما او در توصیف خشونتی که پزشکان مستند کردهاند به گریه میافتد. "از منظر پزشکی، جراحاتی که مشاهده کردیم نشاندهنده بیرحمی بیحد و حصر است – هم از نظر مقیاس و هم از نظر روش"، او میگوید. یک پزشک دیگر که در تهران مستقر است، میگوید: "من در آستانه فروپاشی روانی هستم. آنها مردم را به صورت جمعی قتلعام کردهاند. هیچکس نمیتواند تصور کند … فقط خون، خون و خون دیدم."
در سراسر ایران در سردخانهها و قبرستانها، اجساد انباشت شدند – بسیاری از بیمارستانها و واحدهای پزشکی قانونی را تحت فشار قرار دادند، که مجبور به رد کردن کامیونهای پر از اجساد شدند. کارکنان قبرستانها و پزشکی قانونی از هرج و مرج سخن میگویند و گزارشهایی از فشار مقامات برای دفنهای سریع و انبوه برای پنهان کردن تعداد کشتهشدگان ارائه میدهند.
Forwarded from کلکتیو ۹۸
در یک سردخانه، کارکنان میگویند با چندین کامیون پر از اجساد مواجه شدند که ظرفیت یخچال و ذخیرهسازی تأسیسات را بسیار فراتر از آن میبرد. وقتی کارکنان اعتراض کردند که نمیتوانند حجم این اجساد را پردازش کنند، دو کامیون پر از اجساد به مکان دیگری منتقل شدند – اما وقتی کارکنان سردخانه تلاش کردند بفهمند این اجساد به کجا منتقل شدهاند، متوجه شدند که هیچکدام از تأسیسات بزرگ پزشکی قانونی در منطقه آنها را دریافت نکردهاند. پزشکان "مشکوک بودند که این موضوع به دفن دستهجمعی مربوط میشود".
شباهت این توصیفها با ویدیوهای تأییدشده از سردخانه کهریزک در تهران دیده میشود که صحنههایی مشابه را نشان میدهند، از جمله اجساد بسیاری که در خیابان خارج از تأسیسات چیده شدهاند.
همچنین با سه شاهد صحبت شده که به طور مستقل از فشار برای دفنهای دستهجمعی و انبوه اجساد در یک قبرستان بزرگ (بهشت سکینه) در شهر کرج، ۳۰ مایل (۵۰ کیلومتر) غرب تهران صحبت کردهاند.
این گواهیها از بهشت سکینه فقط یکی از نمونهها از آنچه به نظر میرسد یک الگوی ملی باشد، است. کارکنان پزشکی قانونی در سراسر کشور صحنههای مشابهی را گزارش کردهاند. پزشکان و کارکنان سردخانه تأکید میکنند که نوع جراحات مشاهده شده بر روی بیماران و اجساد نشاندهنده کشتار و جراحت عمدی معترضان است نه شلیکهای تصادفی و بیهدف.
در برخی موارد، کشتهشدگان آثار اعدامها را داشتند. کارکنان پزشکی در تأسیسات پزشکی قانونی دو شهر مختلف ایران از دریافت اجساد با گلولههای شلیکشده از فاصله نزدیک به سر خبر دادهاند که هنوز از بیمارستانها منتقل شدهاند و در حالی که هنوز به لولههای نازوگاستریک یا لولههای تراکئال متصل بودند.
"این موضوع بسیار مشکوک است"، دکتر احمدی میگوید. "به طور معمول، وسایل پزشکی خارجی پس از مرگ برداشته میشوند. حضور آنها نشان میدهد که این افراد در حالی که هنوز تحت مراقبت پزشکی فعال بودند، جان خود را از دست دادهاند."
این گواهیها با تصاویری که توسط سازمان حقیقتسنجی ایرانی تأیید شدهاند مطابقت دارد، که نشان میدهند بیماران مرده در کیسههای بدن با گانهای بیمارستانی و لولههایی که هنوز به آنها متصل است، به همراه گلولههایی که به پیشانی شلیک شدهاند. این تصاویر به طور مستقل تأیید نشدهاند، اما یک پزشک ایرانی مستقر در بریتانیا که این تصاویر را تحلیل کرده، گفت: "از دیدگاه پزشکی، به نظر میرسد اجساد مشاهده شده که لولهها و وسایل پزشکی به آنها متصل بودند، در حین درمان مستقیماً به سر شلیک شدهاند."
حتی زمانی که کارکنان پزشکی تلاش میکنند شهادتها و دادههای خود را به اشتراک بگذارند، بسیاری از آنها میترسند که تعداد واقعی کشتهشدگان هرگز مشخص نشود، زیرا با تلاش هماهنگ ملی مقامات برای پنهان کردن آمار کشتهشدگان، این اطلاعات مخفی میماند.
"این مکانیزمها شامل جلوگیری از حضور در بیمارستانها، برداشتن اجساد از مسیرهای معمول پزشکی قانونی، انتقال تعداد زیادی جسد به مکانهایی فراتر از تأسیسات مستند شده، و محدود کردن توانایی کارکنان پزشکی برای ثبت علل مرگ میشود"، مشاهدات پزشکان نتیجهگیری میکند.
دکتر احمدی میگوید: "اینها سیستمی را تشکیل میدهند که نه تنها برای سرکوب اعتراضات است، بلکه برای سرکوب یادآوری نیز طراحی شده است".
گزارش از گاردین که توسط این رسانه، راستیآزمایی شده است
شباهت این توصیفها با ویدیوهای تأییدشده از سردخانه کهریزک در تهران دیده میشود که صحنههایی مشابه را نشان میدهند، از جمله اجساد بسیاری که در خیابان خارج از تأسیسات چیده شدهاند.
همچنین با سه شاهد صحبت شده که به طور مستقل از فشار برای دفنهای دستهجمعی و انبوه اجساد در یک قبرستان بزرگ (بهشت سکینه) در شهر کرج، ۳۰ مایل (۵۰ کیلومتر) غرب تهران صحبت کردهاند.
این گواهیها از بهشت سکینه فقط یکی از نمونهها از آنچه به نظر میرسد یک الگوی ملی باشد، است. کارکنان پزشکی قانونی در سراسر کشور صحنههای مشابهی را گزارش کردهاند. پزشکان و کارکنان سردخانه تأکید میکنند که نوع جراحات مشاهده شده بر روی بیماران و اجساد نشاندهنده کشتار و جراحت عمدی معترضان است نه شلیکهای تصادفی و بیهدف.
در برخی موارد، کشتهشدگان آثار اعدامها را داشتند. کارکنان پزشکی در تأسیسات پزشکی قانونی دو شهر مختلف ایران از دریافت اجساد با گلولههای شلیکشده از فاصله نزدیک به سر خبر دادهاند که هنوز از بیمارستانها منتقل شدهاند و در حالی که هنوز به لولههای نازوگاستریک یا لولههای تراکئال متصل بودند.
"این موضوع بسیار مشکوک است"، دکتر احمدی میگوید. "به طور معمول، وسایل پزشکی خارجی پس از مرگ برداشته میشوند. حضور آنها نشان میدهد که این افراد در حالی که هنوز تحت مراقبت پزشکی فعال بودند، جان خود را از دست دادهاند."
این گواهیها با تصاویری که توسط سازمان حقیقتسنجی ایرانی تأیید شدهاند مطابقت دارد، که نشان میدهند بیماران مرده در کیسههای بدن با گانهای بیمارستانی و لولههایی که هنوز به آنها متصل است، به همراه گلولههایی که به پیشانی شلیک شدهاند. این تصاویر به طور مستقل تأیید نشدهاند، اما یک پزشک ایرانی مستقر در بریتانیا که این تصاویر را تحلیل کرده، گفت: "از دیدگاه پزشکی، به نظر میرسد اجساد مشاهده شده که لولهها و وسایل پزشکی به آنها متصل بودند، در حین درمان مستقیماً به سر شلیک شدهاند."
حتی زمانی که کارکنان پزشکی تلاش میکنند شهادتها و دادههای خود را به اشتراک بگذارند، بسیاری از آنها میترسند که تعداد واقعی کشتهشدگان هرگز مشخص نشود، زیرا با تلاش هماهنگ ملی مقامات برای پنهان کردن آمار کشتهشدگان، این اطلاعات مخفی میماند.
"این مکانیزمها شامل جلوگیری از حضور در بیمارستانها، برداشتن اجساد از مسیرهای معمول پزشکی قانونی، انتقال تعداد زیادی جسد به مکانهایی فراتر از تأسیسات مستند شده، و محدود کردن توانایی کارکنان پزشکی برای ثبت علل مرگ میشود"، مشاهدات پزشکان نتیجهگیری میکند.
دکتر احمدی میگوید: "اینها سیستمی را تشکیل میدهند که نه تنها برای سرکوب اعتراضات است، بلکه برای سرکوب یادآوری نیز طراحی شده است".
گزارش از گاردین که توسط این رسانه، راستیآزمایی شده است
تاملی دربارهی «همبستگی انقلابی» با عاملان کشتار جمعی
نگاهی به تجلیهای کمپیسم در پهنهی ایران
(تا اعتراضات تودهای دی ۱۴۰۴)
نویسنده: نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک | بهمن ۱۴۰۴
به یاد رضا و رسول کدیوریان، دو برادر و دو کارگر کرمانشاهی، و هزاران تن از همتایانشان که در طلب زندگی کشته شدند!
مقدمه: بهانهی تالیف و انتشار این متنْ موضعگیری یک سازمان سیاسیِ چپ و کمونیست آلمانی نسبت به خیزش اعتراضی تودهای دی ۱۴۰۴ در ایران است، که بهموجبِ آن – در قالب انتشار یک مقاله/بیانیه– همبستگی خود را با رژیم ایران اعلام کرده است. این «اعلام همبستگی با رژیم ایران»، در شرایطی که هزاران نفر در جریان این اعتراضات تودهای بهطرز هولناکی به قتل رسیدهاند و هنور هم دامنهی کشتارها در بازداشتگاهها و زندانهای مخوف ایران ادامه دارد، دستکم برای کسانی که – بهدلیل خاستگاه فردی و حوزهی فعالیتهای سیاسیشان – با فضای رویدادهای ایران آشناترند، بسیار دردناک است؛ خصوصا که از سوی سازمانی صادر شده باشد که از داعیههای کمونیستی و انقلابیاش اعتبار میگیرد. اما فارغ از خشم و ناراحتیِ اولیه، آیا در شرایط پرتلاطم فعلی اساسا باید (و میتوان) به هر انکار و تحریفی واکنش نشان داد؟ پاسخ بهوضوح منفی است. در این مورد مشخص هم، با توجه به اینکه سازمان یادشده یکی از شاخههای منشعب از سازمان «بازسازی حزب کمونیست آلمان» است و بهلحاظ شمار اعضاء و نفوذ اجتماعی–سیاسی جایگاهی حاشیهای دارد، مواجهه با موضعگیری سیاسیاش قاعدتا فاقد هرگونه اولویت سیاسیست؛ دستکم در مقایسه با انبوه وظایف و دغدغههای دیگر. با این همه، موضعی که این سازمان دربارهی رویدادهای اخیر ایران اتخاذ کرده بر شالودهای استوار است («کمپیسم»/اردوگاهگرایی) که نهفقط در سپهر جهانی چپْ مهجور و حاشیهای نیست، بلکه یکی از گسلهای دردناک آن است؛ گسلی که از بهار عربی بار دیگر – برپایهی صورتبندی تازهای از همان شالوده – فعال شده است و آسیبهای ناشی از آن تا امروز رو به افرایش بودهاند. با این اوصاف، اگرچه اعلام همبستگی «کمونیستی/انقلابی» با رژیمی که - با پیشیگرفتن از قساوتهای سابقاش - کشتار جمعی هولناکی را رقم زده است بهتنهایی دلیلی کافی برای مواجههی انتقادی با این بیانیه است، اما کانون توجه این نوشتار نه عملکرد این سازمانِ مشخص، بلکه آن شالودهی عامتریست که این قبیل سازمانها را به این سطح از تباهی کشانده است. در همین راستا، توجه ویژهی متن همچنین معطوف به پیدایش و کارکردهای کمپیسم در فضای سیاسی ایران است.
لینک مقاله در کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1599
-------------------
#اعتراضات_سراسری
#کشتار_جمعی_دیماه
#کمپیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#چپ_محور_مقاومت
-------------------
@kdialectic
نگاهی به تجلیهای کمپیسم در پهنهی ایران
(تا اعتراضات تودهای دی ۱۴۰۴)
نویسنده: نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک | بهمن ۱۴۰۴
به یاد رضا و رسول کدیوریان، دو برادر و دو کارگر کرمانشاهی، و هزاران تن از همتایانشان که در طلب زندگی کشته شدند!
مقدمه: بهانهی تالیف و انتشار این متنْ موضعگیری یک سازمان سیاسیِ چپ و کمونیست آلمانی نسبت به خیزش اعتراضی تودهای دی ۱۴۰۴ در ایران است، که بهموجبِ آن – در قالب انتشار یک مقاله/بیانیه– همبستگی خود را با رژیم ایران اعلام کرده است. این «اعلام همبستگی با رژیم ایران»، در شرایطی که هزاران نفر در جریان این اعتراضات تودهای بهطرز هولناکی به قتل رسیدهاند و هنور هم دامنهی کشتارها در بازداشتگاهها و زندانهای مخوف ایران ادامه دارد، دستکم برای کسانی که – بهدلیل خاستگاه فردی و حوزهی فعالیتهای سیاسیشان – با فضای رویدادهای ایران آشناترند، بسیار دردناک است؛ خصوصا که از سوی سازمانی صادر شده باشد که از داعیههای کمونیستی و انقلابیاش اعتبار میگیرد. اما فارغ از خشم و ناراحتیِ اولیه، آیا در شرایط پرتلاطم فعلی اساسا باید (و میتوان) به هر انکار و تحریفی واکنش نشان داد؟ پاسخ بهوضوح منفی است. در این مورد مشخص هم، با توجه به اینکه سازمان یادشده یکی از شاخههای منشعب از سازمان «بازسازی حزب کمونیست آلمان» است و بهلحاظ شمار اعضاء و نفوذ اجتماعی–سیاسی جایگاهی حاشیهای دارد، مواجهه با موضعگیری سیاسیاش قاعدتا فاقد هرگونه اولویت سیاسیست؛ دستکم در مقایسه با انبوه وظایف و دغدغههای دیگر. با این همه، موضعی که این سازمان دربارهی رویدادهای اخیر ایران اتخاذ کرده بر شالودهای استوار است («کمپیسم»/اردوگاهگرایی) که نهفقط در سپهر جهانی چپْ مهجور و حاشیهای نیست، بلکه یکی از گسلهای دردناک آن است؛ گسلی که از بهار عربی بار دیگر – برپایهی صورتبندی تازهای از همان شالوده – فعال شده است و آسیبهای ناشی از آن تا امروز رو به افرایش بودهاند. با این اوصاف، اگرچه اعلام همبستگی «کمونیستی/انقلابی» با رژیمی که - با پیشیگرفتن از قساوتهای سابقاش - کشتار جمعی هولناکی را رقم زده است بهتنهایی دلیلی کافی برای مواجههی انتقادی با این بیانیه است، اما کانون توجه این نوشتار نه عملکرد این سازمانِ مشخص، بلکه آن شالودهی عامتریست که این قبیل سازمانها را به این سطح از تباهی کشانده است. در همین راستا، توجه ویژهی متن همچنین معطوف به پیدایش و کارکردهای کمپیسم در فضای سیاسی ایران است.
لینک مقاله در کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1599
-------------------
#اعتراضات_سراسری
#کشتار_جمعی_دیماه
#کمپیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#چپ_محور_مقاومت
-------------------
@kdialectic
Kommunistische Organisation
Solidarität mit der Islamischen Republik Iran! – Kommunistische Organisation
Die letzten Wochen waren im Iran durch Proteste und bürgerkriegsähnliche Zustände geprägt. Die meisten Linken und Kommunisten in Deutschland haben sich undifferenziert hinter die Proteste gestellt und deren Verlauf in Richtung Bürgerkrieg angefeuert. Dabei…
کارگاه دیالکتیک
Photo
192a_Campists_vs_Uprising_Iran_2026_Farsi.pdf
233.4 KB
فایل پیدیاف: ☝️🏿
تاملی دربارهی «همبستگی انقلابی» با عاملان کشتار جمعی
با نگاهی به زمینهها و تجلیهای کمپیسم در پهنهی ایران
(تا اعتراضات تودهای دی ۱۴۰۴)
نویسنده: نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک
۸ بهمن ۱۴۰۴
لینک مقاله در کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1599
-------------------
#اعتراضات_سراسری
#کشتار_جمعی_دیماه
#کمپیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#چپ_محور_مقاومت
-------------------
@kdialectic
تاملی دربارهی «همبستگی انقلابی» با عاملان کشتار جمعی
با نگاهی به زمینهها و تجلیهای کمپیسم در پهنهی ایران
(تا اعتراضات تودهای دی ۱۴۰۴)
نویسنده: نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک
۸ بهمن ۱۴۰۴
لینک مقاله در کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1599
-------------------
#اعتراضات_سراسری
#کشتار_جمعی_دیماه
#کمپیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#چپ_محور_مقاومت
-------------------
@kdialectic
Forwarded from شبکه فمینیستها برای ژینا Feminists for Jina
🔴 بیانیه زاپاتیستای مکزیک
برای زندگی و کرامت مردم ایران
ما در دل یک طوفان زندگی میکنیم. طوفانی که نه تازه است و نه گذرا. طوفانِ سرمایهداری، امپریالیسم، پدرسالاری و دولتهایی که مرگ را مدیریت میکنند.
امروز در ایران، این طوفان با خشونتی ویژه فرود آمده است. مردم ایران بار دیگر علیه رژیم جمهوری اسلامی به جنبش درآمدهاند؛ رژیمی که در بهکارگیری سرکوبی خشن علیه کسانی که به خیابان میآیند، تردیدی به خود راه نمیدهد. این خیزشها نه رویدادی منفردند و نه واکنشی لحظهای؛ مبارزاتیاند که از پایین زاده میشوند؛ از دل زندگی روزمره خفهشده، از سوی کسانی که دیگر نه میتوانند و نه میخواهند در سکوت فقط زنده بمانند.
دست خود را به سوی مردم ایران دراز میکنیم.
نه به عنوان قیم.
نه برای سخن گفتن به جای آنان.
بلکه برای گفتن این جمله: شما تنها نیستید.
چرا که مبارزه در ایران، همان مبارزه برای زندگی در همهجای دیگر است. و چون تنها از پایین، با هم و در کنار هم، میتوانیم با این طوفان روبهرو شویم و روزِ پس از آن را تصور کنیم.
#زنده_باد_همبستگی_بین_المللی
🟣 متن کامل بیانیه در تلگراف و نام گروههای امضا کننده در سایت زاپاتیستا
برای زندگی و کرامت مردم ایران
ما در دل یک طوفان زندگی میکنیم. طوفانی که نه تازه است و نه گذرا. طوفانِ سرمایهداری، امپریالیسم، پدرسالاری و دولتهایی که مرگ را مدیریت میکنند.
امروز در ایران، این طوفان با خشونتی ویژه فرود آمده است. مردم ایران بار دیگر علیه رژیم جمهوری اسلامی به جنبش درآمدهاند؛ رژیمی که در بهکارگیری سرکوبی خشن علیه کسانی که به خیابان میآیند، تردیدی به خود راه نمیدهد. این خیزشها نه رویدادی منفردند و نه واکنشی لحظهای؛ مبارزاتیاند که از پایین زاده میشوند؛ از دل زندگی روزمره خفهشده، از سوی کسانی که دیگر نه میتوانند و نه میخواهند در سکوت فقط زنده بمانند.
دست خود را به سوی مردم ایران دراز میکنیم.
نه به عنوان قیم.
نه برای سخن گفتن به جای آنان.
بلکه برای گفتن این جمله: شما تنها نیستید.
چرا که مبارزه در ایران، همان مبارزه برای زندگی در همهجای دیگر است. و چون تنها از پایین، با هم و در کنار هم، میتوانیم با این طوفان روبهرو شویم و روزِ پس از آن را تصور کنیم.
#زنده_باد_همبستگی_بین_المللی
🟣 متن کامل بیانیه در تلگراف و نام گروههای امضا کننده در سایت زاپاتیستا