Forwarded from بيدارزنى
🟣 حاکمیت جمهوری اسلامی، بزرگترین کشتار دستهجمعی و جنایت علیه بشریت در تاریخ ۴۷ سال حکومتش را رقم زد. هزاران معترض ظرف ۶ روز با شلیک مستقیم گلولهی جنگی، ضربات قمه، باتوم و ضربوشتم ماموران یگان ویژه، سپاه، بسیج، لباس شخصی، ناجا و … کشته شدند. تنهای بیجان بیشماری به شیوهی #خاوران در گورهای دستهجمعی دفن شدند. پیکرهای بیجان عزیزانمان را با وانت و خاور به سردخانهها منتقل کردند. در ازای تحویل پیکرها، ارقامی (از ۴۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان) دریافت کردند. تحویل پیکر را به شرط امضا و پذیرش نام «شهید بسیجی» به خانوادهها تحویل دادند. به تن نیمهجان و بازداشتی معترضان، تیر خلاص زدند. مردم رشت را در #بازار_رشت در آتشسوزی عامدانه، سوزاندند و مابقی را به رگبار بستند. ۳۱ شهر ایران را به خون کشیدند و وقیحانه، چونان #کشتار _۶۷ به کشتهشدگان، منافق و معاند میگویند، با این تفاوت که امروز جوانان و مردم به گلولهی بسته ما را، تروریست نیز نام نهادند.
⚪️ این ویدیوی ۱۲ دقیقهای، ذرهای ناچیز از جنایت علیه بشریت این حکومت طاعونی است. سرگردانی مردمی جان به لب رسیده در پی پیدا کردن کالبدهایی کشته شده که با کامیون و وانت در فضای باز سردخانه پزشکی قانونی کهریزک تهران، رها شدهاند.
♦️هشدار:
میدانیم که دیدن ویدیوهای کشته و سلاخی شدهی عزیزانمان تا چه حد کشنده است. در شرایطی که حکومت، با قطعی ۱۵ روزهی اینترنت بینالملل خارجی و شبکهی داخلی، به کشتار و کتمان جنایات پرداخت، ابتداییترین کارکرد هر رسانهای، بازتاب و پژواک صدای خفهی شدهی مردم و انعکاس این جنایت است.
#ژن_ژیان_آزادی
#اعتراضات_سراسری
#قسم_به_خون_یاران_ایستادهایم_تا_پایان
@bidarzani
⚪️ این ویدیوی ۱۲ دقیقهای، ذرهای ناچیز از جنایت علیه بشریت این حکومت طاعونی است. سرگردانی مردمی جان به لب رسیده در پی پیدا کردن کالبدهایی کشته شده که با کامیون و وانت در فضای باز سردخانه پزشکی قانونی کهریزک تهران، رها شدهاند.
♦️هشدار:
میدانیم که دیدن ویدیوهای کشته و سلاخی شدهی عزیزانمان تا چه حد کشنده است. در شرایطی که حکومت، با قطعی ۱۵ روزهی اینترنت بینالملل خارجی و شبکهی داخلی، به کشتار و کتمان جنایات پرداخت، ابتداییترین کارکرد هر رسانهای، بازتاب و پژواک صدای خفهی شدهی مردم و انعکاس این جنایت است.
#ژن_ژیان_آزادی
#اعتراضات_سراسری
#قسم_به_خون_یاران_ایستادهایم_تا_پایان
@bidarzani
☝️🏿☝️🏿
هشدار:
این ویدئو ☝️🏿☝️🏿حاوی صحنههای دلخراش است،
که در موقعیت کنونی، بهخاطر تجمیع اخبار و رویدادهای هولناک و تصاویر تراماتیک، ممکن است فراتر از ظرفیت روانی برخی از مخاطبان باشد. در این صورت، لطفا ویدئو را باز نکنید.
هشدار:
این ویدئو ☝️🏿☝️🏿حاوی صحنههای دلخراش است،
که در موقعیت کنونی، بهخاطر تجمیع اخبار و رویدادهای هولناک و تصاویر تراماتیک، ممکن است فراتر از ظرفیت روانی برخی از مخاطبان باشد. در این صورت، لطفا ویدئو را باز نکنید.
Forwarded from Radio Zamaneh
ادامه اجرای احکام سلب حیات و اعدامهای گسترده در ایران
در دو روز گذشته دستکم ۲۰ نفر در زندانهای مختلف کشور اعدام شدهاند.
https://www.radiozamaneh.com/875898/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
در دو روز گذشته دستکم ۲۰ نفر در زندانهای مختلف کشور اعدام شدهاند.
https://www.radiozamaneh.com/875898/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
ادامه اجرای احکام سلب حیات و اعدامهای گسترده در ایران
در دو روز گذشته دستکم ۲۰ نفر در زندانهای مختلف کشور اعدام شدهاند.
Forwarded from Radio Zamaneh
«گوهر اعتماد اجتماعی» در میان قتل عام!
وقتی جامعه در میانهی قتلعام دستوپا میزند، دیگر نمیتوان از فردا گفت بیآنکه پاسخی برای زنده ماندن امروز داشت. این متن، از دل خشم، سوگ و ناامیدیِ مردمی نوشته شده که میان گلولهی داخلی و گلولهی خارجی به انتخابی دروغین رانده شدهاند. الهام هومینفر میپرسد: وقتی «گوهر اعتماد اجتماعی» پیشاپیش در مسلخ سر بریده شده، وقتی عاملیت جامعه یکییکی حذف شده، در جوی از خون و سرکوب، اصلاً چگونه میتوان از سازمانیابی، کنش جمعی و رهایی سخن گفت؟
https://www.radiozamaneh.com/875944/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
وقتی جامعه در میانهی قتلعام دستوپا میزند، دیگر نمیتوان از فردا گفت بیآنکه پاسخی برای زنده ماندن امروز داشت. این متن، از دل خشم، سوگ و ناامیدیِ مردمی نوشته شده که میان گلولهی داخلی و گلولهی خارجی به انتخابی دروغین رانده شدهاند. الهام هومینفر میپرسد: وقتی «گوهر اعتماد اجتماعی» پیشاپیش در مسلخ سر بریده شده، وقتی عاملیت جامعه یکییکی حذف شده، در جوی از خون و سرکوب، اصلاً چگونه میتوان از سازمانیابی، کنش جمعی و رهایی سخن گفت؟
https://www.radiozamaneh.com/875944/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
«گوهر اعتماد اجتماعی» در میانه قتل عام!
وقتی جامعه در میانهی قتلعام دستوپا میزند، دیگر نمیتوان از فردا گفت بیآنکه پاسخی برای زنده ماندن امروز داشت. این متن، از دل خشم، سوگ و ناامیدیِ مردمی نوشته شده که میان گلولهی داخلی و گلولهی خارجی به انتخابی دروغین رانده شدهاند. الهام هومینفر میپرسد:…
Radio Zamaneh
«گوهر اعتماد اجتماعی» در میان قتل عام! وقتی جامعه در میانهی قتلعام دستوپا میزند، دیگر نمیتوان از فردا گفت بیآنکه پاسخی برای زنده ماندن امروز داشت. این متن، از دل خشم، سوگ و ناامیدیِ مردمی نوشته شده که میان گلولهی داخلی و گلولهی خارجی به انتخابی دروغین…
فرازی از متن:
«ایرانِ امروز، حالوهوای صبحِ نیشابور پس از هجوم مغول را دارد.» ...
در برابر شقاوتِ جمهوری اسلامی، آگاهی رنگ باخته. فقط خشم مانده، خشم، و هر آنچه یک ملت را به انتخابی دروغین هل میدهد:
یا قتلعام مردم به دست جمهوری اسلامی
یا جنگ برای نابودی جمهوری اسلامی؛
میان گلولهی داخلی و گلولهی خارجی، ملتی مجبور به «انتخاب» شده است. ...
ما از یک طرف درون یک قتل عام و از طرف دیگر در آستانه جنگی تمامعیار هستیم با سناریویی که پیشاپیش به مردم فروخته شده، «تمیز میزنند و سریع، مثل زدن هنیه، و ما رها میشویم.» کسی کاری به بعدش ندارد چون جامعهای در حال مرگ به بعدش فکر نمیکند. به الان و زنده ماندن فکر میکند. چیزی فرای عاملیت همه ما در حال شکلگیری است.
«ایرانِ امروز، حالوهوای صبحِ نیشابور پس از هجوم مغول را دارد.» ...
در برابر شقاوتِ جمهوری اسلامی، آگاهی رنگ باخته. فقط خشم مانده، خشم، و هر آنچه یک ملت را به انتخابی دروغین هل میدهد:
یا قتلعام مردم به دست جمهوری اسلامی
یا جنگ برای نابودی جمهوری اسلامی؛
میان گلولهی داخلی و گلولهی خارجی، ملتی مجبور به «انتخاب» شده است. ...
ما از یک طرف درون یک قتل عام و از طرف دیگر در آستانه جنگی تمامعیار هستیم با سناریویی که پیشاپیش به مردم فروخته شده، «تمیز میزنند و سریع، مثل زدن هنیه، و ما رها میشویم.» کسی کاری به بعدش ندارد چون جامعهای در حال مرگ به بعدش فکر نمیکند. به الان و زنده ماندن فکر میکند. چیزی فرای عاملیت همه ما در حال شکلگیری است.
Forwarded from Radio Zamaneh
هشدار آهراز: کشتار توسط جمهوری اسلامی متوقف نشده؛ برعکس، وارد مرحلهای تازه شده است
پس از کشتار بیسابقه معترضان، شواهد فزاینده نشان میدهد سرکوب جمهوری اسلامی وارد مرحلهای پنهانتر و مرگبارتر شده است. گزارشها از تیرباران بازداشتشدگان، ربایش و قتل مجروحان در مراکز درمانی و جرمانگاری امدادرسانی پزشکی حکایت دارند؛ الگویی که میتواند مصداق روشن «جنایت علیه بشریت» باشد. در حالی که سکوت جامعه جهانی ادامه دارد، هر ساعت تعلل، خطر حذف سیستماتیک قربانیان و شاهدان را افزایش میدهد.
https://www.radiozamaneh.com/875970/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
پس از کشتار بیسابقه معترضان، شواهد فزاینده نشان میدهد سرکوب جمهوری اسلامی وارد مرحلهای پنهانتر و مرگبارتر شده است. گزارشها از تیرباران بازداشتشدگان، ربایش و قتل مجروحان در مراکز درمانی و جرمانگاری امدادرسانی پزشکی حکایت دارند؛ الگویی که میتواند مصداق روشن «جنایت علیه بشریت» باشد. در حالی که سکوت جامعه جهانی ادامه دارد، هر ساعت تعلل، خطر حذف سیستماتیک قربانیان و شاهدان را افزایش میدهد.
https://www.radiozamaneh.com/875970/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
هشدار آهراز: کشتار توسط جمهوری اسلامی متوقف نشده؛ برعکس، وارد مرحلهای تازه شده است
پس از کشتار بیسابقه معترضان، شواهد فزاینده نشان میدهد سرکوب جمهوری اسلامی وارد مرحلهای پنهانتر و مرگبارتر شده است. گزارشها از تیرباران بازداشتشدگان، ربایش و قتل مجروحان در مراکز درمانی و جرمانگاری امدادرسانی پزشکی حکایت دارند؛ الگویی که میتواند مصداق…
Radio Zamaneh
هشدار آهراز: کشتار توسط جمهوری اسلامی متوقف نشده؛ برعکس، وارد مرحلهای تازه شده است پس از کشتار بیسابقه معترضان، شواهد فزاینده نشان میدهد سرکوب جمهوری اسلامی وارد مرحلهای پنهانتر و مرگبارتر شده است. گزارشها از تیرباران بازداشتشدگان، ربایش و قتل مجروحان…
فرازی از متن:
گزارشهای نگرانکنندهتری در حال انتشار است که از احتمال تیرباران بازداشتشدگان و مجروحان حکایت دارد. شماری از شهروندان داخل کشور اعلام کردهاند خانوادههایی را میشناسند که فرزندشان پس از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی ـ در جریان کشتار گسترده ـ مجروح و توسط مردم به بیمارستان منتقل شده، اما چند روز بعد نهادهای امنیتی برای «تحویل جسد» و در ازای مبالغ هنگفت با خانواده تماس گرفتهاند. افزون بر این، شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه برخی بازداشتشدگان که هنگام دستگیری مورد اصابت گلوله قرار نگرفته بودند و دوستانشان شاهد سلامت جسمانی آنان بودهاند، پس از مدتی بهعنوان «کشتهشده» به خانوادهها معرفی شدهاند. این الگوها نشاندهنده انتقال خشونت از خیابان به بازداشتگاهها و مراکز درمانی و تلاش برای حذف سیستماتیک شاهدان زنده است.
گزارشهای نگرانکنندهتری در حال انتشار است که از احتمال تیرباران بازداشتشدگان و مجروحان حکایت دارد. شماری از شهروندان داخل کشور اعلام کردهاند خانوادههایی را میشناسند که فرزندشان پس از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی ـ در جریان کشتار گسترده ـ مجروح و توسط مردم به بیمارستان منتقل شده، اما چند روز بعد نهادهای امنیتی برای «تحویل جسد» و در ازای مبالغ هنگفت با خانواده تماس گرفتهاند. افزون بر این، شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه برخی بازداشتشدگان که هنگام دستگیری مورد اصابت گلوله قرار نگرفته بودند و دوستانشان شاهد سلامت جسمانی آنان بودهاند، پس از مدتی بهعنوان «کشتهشده» به خانوادهها معرفی شدهاند. این الگوها نشاندهنده انتقال خشونت از خیابان به بازداشتگاهها و مراکز درمانی و تلاش برای حذف سیستماتیک شاهدان زنده است.
یادداشتی از حسن مرتضوی:
و کشتگان روایت میکنند ....
اینجا شهر آرام است. مثل همیشه. آدمها سرکار میروند. از سرما به خود میلرزند و در ترافیکی سرسامآور به خانه میرسند. تهران مثل همیشه کثیف و دودالود است. پر همهمه، اشفته و شلوغ. اگر ناظری خارجی باشی و به تهران بیایی ظاهرا چیزی نمیبینی. چیزی هم نیست که در ظاهر ببینی اما کافیست بروی یک محلهی کوچک گمنام در جنوب شهر. کاغذی بر سر در هر مغازه هست با عکس مرد جوان و رشید و ان جمله همیشگی جوان ناکام... یا اگر بروی به یکی از خیابانهای قدیمی شهر مثل نظاماباد، انجا که میگویند جهنم بود، اعلانهای وفات با عکسهای نیمهپاره و ریز ریزشده در کف خیابانها با چهره جوانانی که معصومانه به تو زل زدهاند.... شهر ساکت و مغموم است اما پا به محل کار که میگذاری، صدای هقهق خفهی همکارت، چشمان پفکرده دوستت، نالههای ریز کسی به گوش میرسد. اگر از بخت و اقبالت اینترنت موبایلت باز باشد و فیلترشکن خوبی داشته باشی، رژهی عکسها بیامان ادامه دارد: حسین، کاظم مریم، علی، رامتین، ماندانا و ... و یک عالم و... و انبوهی جوان که در حالتهای مختلف برای رفیقی دوست دختری دوست پسری مادر پدری فرزندی کسی ژست گرفتهاند. عکس پدر و مادری را میبینی که از غم کشته شدن دو فرزند برومند خود خویشتن را حلقاویز کردهاند. ... بعد در خیابانها اسفالت ذوب شده، لکهای خون، تابلوی از جا کنده شدهی راهنمایی و رانندگی، ساختمان سوخته و آتش گرفته و دود شده باهات حرف میزنند. به نجوا، و زیر لب حکایت میکنند که
برای من مگری و مگو دریغ دریغ
به دام دیو درافتی دریغ ان باشد.
حسن مرتضوی
و کشتگان روایت میکنند ....
اینجا شهر آرام است. مثل همیشه. آدمها سرکار میروند. از سرما به خود میلرزند و در ترافیکی سرسامآور به خانه میرسند. تهران مثل همیشه کثیف و دودالود است. پر همهمه، اشفته و شلوغ. اگر ناظری خارجی باشی و به تهران بیایی ظاهرا چیزی نمیبینی. چیزی هم نیست که در ظاهر ببینی اما کافیست بروی یک محلهی کوچک گمنام در جنوب شهر. کاغذی بر سر در هر مغازه هست با عکس مرد جوان و رشید و ان جمله همیشگی جوان ناکام... یا اگر بروی به یکی از خیابانهای قدیمی شهر مثل نظاماباد، انجا که میگویند جهنم بود، اعلانهای وفات با عکسهای نیمهپاره و ریز ریزشده در کف خیابانها با چهره جوانانی که معصومانه به تو زل زدهاند.... شهر ساکت و مغموم است اما پا به محل کار که میگذاری، صدای هقهق خفهی همکارت، چشمان پفکرده دوستت، نالههای ریز کسی به گوش میرسد. اگر از بخت و اقبالت اینترنت موبایلت باز باشد و فیلترشکن خوبی داشته باشی، رژهی عکسها بیامان ادامه دارد: حسین، کاظم مریم، علی، رامتین، ماندانا و ... و یک عالم و... و انبوهی جوان که در حالتهای مختلف برای رفیقی دوست دختری دوست پسری مادر پدری فرزندی کسی ژست گرفتهاند. عکس پدر و مادری را میبینی که از غم کشته شدن دو فرزند برومند خود خویشتن را حلقاویز کردهاند. ... بعد در خیابانها اسفالت ذوب شده، لکهای خون، تابلوی از جا کنده شدهی راهنمایی و رانندگی، ساختمان سوخته و آتش گرفته و دود شده باهات حرف میزنند. به نجوا، و زیر لب حکایت میکنند که
برای من مگری و مگو دریغ دریغ
به دام دیو درافتی دریغ ان باشد.
حسن مرتضوی
تاملی کوتاه بر چند درد-خبر:
جمهوری اسلامی در کمتر از سه روز (دستکم) بیش از ۲۰ هزار نفر از شهروندانش را سلاخی کرده است ...
و همچنان این سلاخی را در بازداشتگاههای مخوفاش ادامه میدهد.
دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی در برخی شهرها شماری از پزشکان و کادر درمانی، که طی اعتراضات به مجروحان کمک کردهاند، را دستگیر کرده است.
----------------
هرگونه شباهت این رویدادها با جنایتهای سیستماتیک اسرائیل و نسلکشی در غزه یحتمل تصادفیست. و یحتمل این «واقعیتهای جداگانه» با یکدیگر قابل مقایسه نیستند!
کسانی که چندین سال - با شور و حرارت - راهبرد ژئوپولتیکی جمهوری اسلامی را مستقل از سیاست داخلی آن قلمداد کرده و از آن (بهسان راهبردی مترقی یا ضروری) دفاع کردند و تضعیف جمهوری اسلامی را تقویت اسراییل قلمداد میکردند، دیر یا زود باید به وجدان عمومیِ جامعه پاسخ بدهند که چگونه یک نظام سیاسیْ همزمان میتواند دو ماهیت تماما مجزا و متفاوت داشته باشد؛ و چرا در تقابل ژئوپولتیکیِ دو نظام سیاسیِ منحط باید در جستجوی امکانی رهاییبخش بود؛ و چرا دولتهای دو سر این تقابلِ پرهیاهو نتوانند سرشت مشترکی داشته باشند.
عجالتا آنها، دستکم برای اینکه با داعیههای ضدستم خودشان به تناقض نرسند، قاعدتا باید در کنشهای امروزشان نشان دهند که جان انسانها فینفسه برایشان اهمیت دارد، نه صرفا با گذر از فیلتر ایدئولوژی. ...
در عمل اما شماری از همان «ضدصهیونیستهای انقلابی» تلویحا یا تصریحا فحوای گفتار خامنهای و لاریجانی و قالیباف، و اژهای و پزشکیان و عراقچی و نخبگان سپاه پاسداران، و خاتمی، و شمسالواعظین و جلاییپور و صداوسیمای جمهوری اسلامی و خبرگزاری فارس و تسنیم و غیره را تکرار میکنند؛ اینکه «این اعتراضات تهاجم دوم اسرائیل به ایران بوده است.».
حاملان چنین گفتاری دشوار بتوانند از کشتهشدن «چندهزار» عامل یا فریبخوردهی موصاد ابراز انزجار کنند، چه رسد که در برابر آن بایستند. اگر خلاف این است، این گوی و این میدان!
و سرانجام اینکه، ادغام در تباهی یکشبه حادث نمیشود، بلکه محصول پیگیریِ هویتی و خودشیفتهی یک بینش متناقض تا سرحدات منطقیِ آن است.
پینوشت:
نظام بینالمللیای که اینک کشتار جمعی معترضان در جغرافیای ایران را در سکوت و بیتفاوتی نظاره میکند و منتظر «بازگشت دوبارهی ثبات» به ایران است، همان نظامیست که در برابر نسلکشی در غزه سکوت کرد. اگر در این موقعیت هولناک اساسا اقدام موثری برای مهار ماشین کشتار جمهوری اسلامی ممکن باشد، تنها از طریق همبستگی انسانهایی که به اصل «حق زندگی برای همگان» باور و تعهد دارند قابل تصور است.
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۶ بهمن ۱۴۰۴
--------------------
#اعتراضات_سراسری
#روایت_کشتار
#کشتار_بس
#علیه_عادیسازی_کشتار
--------------------
@kdialectic
جمهوری اسلامی در کمتر از سه روز (دستکم) بیش از ۲۰ هزار نفر از شهروندانش را سلاخی کرده است ...
و همچنان این سلاخی را در بازداشتگاههای مخوفاش ادامه میدهد.
دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی در برخی شهرها شماری از پزشکان و کادر درمانی، که طی اعتراضات به مجروحان کمک کردهاند، را دستگیر کرده است.
----------------
هرگونه شباهت این رویدادها با جنایتهای سیستماتیک اسرائیل و نسلکشی در غزه یحتمل تصادفیست. و یحتمل این «واقعیتهای جداگانه» با یکدیگر قابل مقایسه نیستند!
کسانی که چندین سال - با شور و حرارت - راهبرد ژئوپولتیکی جمهوری اسلامی را مستقل از سیاست داخلی آن قلمداد کرده و از آن (بهسان راهبردی مترقی یا ضروری) دفاع کردند و تضعیف جمهوری اسلامی را تقویت اسراییل قلمداد میکردند، دیر یا زود باید به وجدان عمومیِ جامعه پاسخ بدهند که چگونه یک نظام سیاسیْ همزمان میتواند دو ماهیت تماما مجزا و متفاوت داشته باشد؛ و چرا در تقابل ژئوپولتیکیِ دو نظام سیاسیِ منحط باید در جستجوی امکانی رهاییبخش بود؛ و چرا دولتهای دو سر این تقابلِ پرهیاهو نتوانند سرشت مشترکی داشته باشند.
عجالتا آنها، دستکم برای اینکه با داعیههای ضدستم خودشان به تناقض نرسند، قاعدتا باید در کنشهای امروزشان نشان دهند که جان انسانها فینفسه برایشان اهمیت دارد، نه صرفا با گذر از فیلتر ایدئولوژی. ...
در عمل اما شماری از همان «ضدصهیونیستهای انقلابی» تلویحا یا تصریحا فحوای گفتار خامنهای و لاریجانی و قالیباف، و اژهای و پزشکیان و عراقچی و نخبگان سپاه پاسداران، و خاتمی، و شمسالواعظین و جلاییپور و صداوسیمای جمهوری اسلامی و خبرگزاری فارس و تسنیم و غیره را تکرار میکنند؛ اینکه «این اعتراضات تهاجم دوم اسرائیل به ایران بوده است.».
حاملان چنین گفتاری دشوار بتوانند از کشتهشدن «چندهزار» عامل یا فریبخوردهی موصاد ابراز انزجار کنند، چه رسد که در برابر آن بایستند. اگر خلاف این است، این گوی و این میدان!
و سرانجام اینکه، ادغام در تباهی یکشبه حادث نمیشود، بلکه محصول پیگیریِ هویتی و خودشیفتهی یک بینش متناقض تا سرحدات منطقیِ آن است.
پینوشت:
نظام بینالمللیای که اینک کشتار جمعی معترضان در جغرافیای ایران را در سکوت و بیتفاوتی نظاره میکند و منتظر «بازگشت دوبارهی ثبات» به ایران است، همان نظامیست که در برابر نسلکشی در غزه سکوت کرد. اگر در این موقعیت هولناک اساسا اقدام موثری برای مهار ماشین کشتار جمهوری اسلامی ممکن باشد، تنها از طریق همبستگی انسانهایی که به اصل «حق زندگی برای همگان» باور و تعهد دارند قابل تصور است.
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۶ بهمن ۱۴۰۴
--------------------
#اعتراضات_سراسری
#روایت_کشتار
#کشتار_بس
#علیه_عادیسازی_کشتار
--------------------
@kdialectic
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
امروز موفق شدیم با تعدادی از ساکنین یکی از شهرکهای کارگرنشین تماس برقرار کنیم. از آنجاییکه این شهرک پیشتر محل زندگیِ ما بوده، از ذکر نام بابت حفاظت از امنیت دوستانمان معذوریم:
این شهرک کمی بیش از ۲۰هزار جمعیت دارد و تمامی طرفهای گفتگو متفقا تأکید داشتند که دستکم ۲۰۰ جوان و نوجوان در شبِ ۱۸ دیماه قتلعام شدهاند. یکی از کسانیکه با او گفتگو کردیم، پیکرِ فرزند ۱۷سالهاش را در قبالِ پرداختِ یکمیلیارد تومان پول تحویل گرفته است؛ این نوجوان ابتدا با ضربات باتوم مصدوم شده و سپس در همان محل، از فاصلهی نزدیک از ناحیهی پشتِ سر با شلیکِ گلولهی جنگی به قتل رسیده است.
یکی دیگر از اهالی، بهما گفت؛ صرفا روز گذشته با ۱۹ خانواده دیدار کرده که فرزندانشان با گلولههای جنگی کشته و تعداد پرشماری از جوانان دچار نقص عضو شدهاند.
بر اساس این گفتگوها، در جایجای شهرک اعلامیهها و بنرهای جوانان نصب شده و جو سنگینِ اختناق بر تمام کوچهها حکمفرماست.
یکی دیگر از خانوادهها بهما گفت؛ همزمان که برای تحویل پیکر مراجعه کردهاند، بیست پیکر از سردخانه خارج شده و به خانوادهها تحویل داده شده است. به گفتهی او بر هر یک از گورهای محل خاکسپاری بچهها، دستکم پنج نیروی امنیتی مسلح، حاضر بودهاند ولی نتوانستهاند مانع از شعاردهی علیه علی خامنهای شوند.
تمامی افرادی که با آنها گفتگو کردهایم، خانوادهای کارگری و تهیدست هستند و متفقا تأکید داشتند که بچهها بابت بيکاری، فقر و فقدان چشمانداز آینده، از روز ۱۳ دیماه در خیابان بودند و هیچ نشانهای از خشونتورزی از سوی آنها مشاهده نشده است.
سوال یکی از والدین، سوالِ ما هم هست:
《میگویند: داعش بچههایتان را کشته. پس چرا از ما بابت تحویل پیکرها پول دریافت میکنند》.
@Blackfishvoice1
این شهرک کمی بیش از ۲۰هزار جمعیت دارد و تمامی طرفهای گفتگو متفقا تأکید داشتند که دستکم ۲۰۰ جوان و نوجوان در شبِ ۱۸ دیماه قتلعام شدهاند. یکی از کسانیکه با او گفتگو کردیم، پیکرِ فرزند ۱۷سالهاش را در قبالِ پرداختِ یکمیلیارد تومان پول تحویل گرفته است؛ این نوجوان ابتدا با ضربات باتوم مصدوم شده و سپس در همان محل، از فاصلهی نزدیک از ناحیهی پشتِ سر با شلیکِ گلولهی جنگی به قتل رسیده است.
یکی دیگر از اهالی، بهما گفت؛ صرفا روز گذشته با ۱۹ خانواده دیدار کرده که فرزندانشان با گلولههای جنگی کشته و تعداد پرشماری از جوانان دچار نقص عضو شدهاند.
بر اساس این گفتگوها، در جایجای شهرک اعلامیهها و بنرهای جوانان نصب شده و جو سنگینِ اختناق بر تمام کوچهها حکمفرماست.
یکی دیگر از خانوادهها بهما گفت؛ همزمان که برای تحویل پیکر مراجعه کردهاند، بیست پیکر از سردخانه خارج شده و به خانوادهها تحویل داده شده است. به گفتهی او بر هر یک از گورهای محل خاکسپاری بچهها، دستکم پنج نیروی امنیتی مسلح، حاضر بودهاند ولی نتوانستهاند مانع از شعاردهی علیه علی خامنهای شوند.
تمامی افرادی که با آنها گفتگو کردهایم، خانوادهای کارگری و تهیدست هستند و متفقا تأکید داشتند که بچهها بابت بيکاری، فقر و فقدان چشمانداز آینده، از روز ۱۳ دیماه در خیابان بودند و هیچ نشانهای از خشونتورزی از سوی آنها مشاهده نشده است.
سوال یکی از والدین، سوالِ ما هم هست:
《میگویند: داعش بچههایتان را کشته. پس چرا از ما بابت تحویل پیکرها پول دریافت میکنند》.
@Blackfishvoice1
Forwarded from بيدارزنى
🟣 #بیدارزنی: نکات امنیتی برای عبور از وضعیت فعلی و بالا بردن تابآوری جمعی
پس از کشتار هولناک دیماه جاری و آمار جانکاه بیش از ۳۶ هزار جانباخته، ۴۱۸۸۰ بازداشتی و احضار ۱۱۰۲۴ نفر به نهادهای امنیتی در ۳۱ استان کشور، حکومت حالا در مرحلهی رصد، پروندهسازی و بازداشت سایر فعالان سیاسی و اجتماعی و افراد حاضر در کانونهای اعتراضی شهرهاست.
دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی، مجهز و متکی بر صدها میلیارد بودجهی نظامی و امنیتی نهادهایی است که تنها و تنها به مدد سرمایه و سلاحهای کشتارجمعی، جولان میدهند و حکومت میکنند. در شرایط فعلی که هنوز خانوادهها در پی یافتن عزیزان کشتهی شدهی خود هستند، احضار میشوند، پول واریز گلوله جهت تحویل پیکر ندارند و همچنین معترضان مجروح بیشماری در نبود فضای بیمارستانی امن، در پی جراحات و عفونت، کشته میشوند، سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات، در حال رصد و بازداشت دیگر مردم است. از این رو رعایت برخی نکات امنیتی، بسیار واجب و حیاتی است:
♦️اعتراضات، ظاهرا خاموش شده، اما برای نیروهای امنیتی با رصد دوربینهای مداربستهی شهری، بانکها، مغازههای کنار خیابان و فیلمهای ضبط شده توسط ماموران لباسشخصی جهت تشخیص هویت و شناسایی حاضران، رهگذران و معترضان در خیابان، کار تازه آغاز شده است. از این رو لازم است:
۱) گوشی، لپتاپ و سایر دیوایسهای خود را پاک کنید. اگر فیلمی از روزهای اعتراضی در گوشی دارید، از طریق ایمیل و راههای امن، به رسانههای مورد قبول خود بفرستید و حافظهی گوشی را از عکس، تصویر، ویس و چتهای حاوی اطلاعات روزهای اعتراضی، کاملا پاک کنید.
۲) از پیامرسانهای امن نظیر تلگرام و سیگنال استفاده کنید، رمز دومرحلهای را فعال کنید، اگر اختلال شبکهای اینترنت هنوز امکان استفاده از فیلترشکن و … را در طول شبانهروز نمیدهد، به پیامرسانهای داخلی نظیر بله و… اطمینانی نکنید و گفتگوهای حاوی کدهای امنیتی را در این فضاها انجام ندهید.
۳) اگر در تجمعات اخیر شرکت داشتید، از خانواده و نزدیکان خود بخواهید که متوجه غیبت غیرطبیعی و یا چندین ساعتهی شما باشند. این امر کمک میکند که آنها سریعتر پیگیری قضایی را انجام دهند.
۴) از خانوادهی خود بخواهید که در صورت بازداشت، حتما نام شما را رسانهای کنند. هرگز فریب ماموران امنیتی و وکلای تسخیری را نخورید. اعلام هویت شما و حتی اعلام بیخبری از محل نگهداری فرد بازداشتی، دست نهادهای امنیتی در اقدامات خودسرانه و غیرقانونی را تنگتر میکند.
۵) جزوهی «حقوق متهم به زبان ساده» از وکیل حقوق بشر، عبدالفتاح سلطانی را جهت مطالعهی جامعتر در پست بعدی ضمیمه کردهایم. این جزوه کمک میکند که چگونه بازجویی پس دهیم.
♦️ ۶) شرایط فعلی، وضعیتی هولناک از فروپاشی روانی جمعی، استیصال و خشمهای فروخورده است. فراموش نکنید که شما تنها نیستید. اگر مبارزهای هست برای تحقق آزادی و برابری است و همهی اینها مستلزم بالا بردن «تابآوری» و «زنده ماندن» است. از شما خواهش میکنیم که تنها نمانید. اگر امکان حضور فیزیکی با عزیزانتان نیست، راه گفتگو با آنها و افراد امن را فراموش نکنید. صحبت از احساسات، ترسها، خشمها و آنچه که در خلال هفتههای گذشته بر ما رفته، بسیار واجب و حیاتی است.
۷) بحرانیترین شرایط حاضر، مختص خانوادههای جانباختگان است. کمتر کوچهای و خانهای است که پرچم سیاه نداشته باشد و عزادار عزیز جانباختهای نباشد. خانوادههای دادخواه تمامی دهههای گذشته، راه ارتباط و اتحاد خود را بازیافتند، نکتهی مهم، پاره نشدن پیوندهای انسانی و احساسی جمعی در زمان هولناک فعلی است. از خاطر نبریم که ساخت پیکرهایی فریز شده در موقعیت وحشت، سرخورده، ناتوان از ارتباطگیری و منزوی، کارویژهی این حکومت طاعونی است. نگذاریم که این «نکبت»، بیش از این فراگیر شود.
@bidarzani
پس از کشتار هولناک دیماه جاری و آمار جانکاه بیش از ۳۶ هزار جانباخته، ۴۱۸۸۰ بازداشتی و احضار ۱۱۰۲۴ نفر به نهادهای امنیتی در ۳۱ استان کشور، حکومت حالا در مرحلهی رصد، پروندهسازی و بازداشت سایر فعالان سیاسی و اجتماعی و افراد حاضر در کانونهای اعتراضی شهرهاست.
دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی، مجهز و متکی بر صدها میلیارد بودجهی نظامی و امنیتی نهادهایی است که تنها و تنها به مدد سرمایه و سلاحهای کشتارجمعی، جولان میدهند و حکومت میکنند. در شرایط فعلی که هنوز خانوادهها در پی یافتن عزیزان کشتهی شدهی خود هستند، احضار میشوند، پول واریز گلوله جهت تحویل پیکر ندارند و همچنین معترضان مجروح بیشماری در نبود فضای بیمارستانی امن، در پی جراحات و عفونت، کشته میشوند، سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات، در حال رصد و بازداشت دیگر مردم است. از این رو رعایت برخی نکات امنیتی، بسیار واجب و حیاتی است:
♦️اعتراضات، ظاهرا خاموش شده، اما برای نیروهای امنیتی با رصد دوربینهای مداربستهی شهری، بانکها، مغازههای کنار خیابان و فیلمهای ضبط شده توسط ماموران لباسشخصی جهت تشخیص هویت و شناسایی حاضران، رهگذران و معترضان در خیابان، کار تازه آغاز شده است. از این رو لازم است:
۱) گوشی، لپتاپ و سایر دیوایسهای خود را پاک کنید. اگر فیلمی از روزهای اعتراضی در گوشی دارید، از طریق ایمیل و راههای امن، به رسانههای مورد قبول خود بفرستید و حافظهی گوشی را از عکس، تصویر، ویس و چتهای حاوی اطلاعات روزهای اعتراضی، کاملا پاک کنید.
۲) از پیامرسانهای امن نظیر تلگرام و سیگنال استفاده کنید، رمز دومرحلهای را فعال کنید، اگر اختلال شبکهای اینترنت هنوز امکان استفاده از فیلترشکن و … را در طول شبانهروز نمیدهد، به پیامرسانهای داخلی نظیر بله و… اطمینانی نکنید و گفتگوهای حاوی کدهای امنیتی را در این فضاها انجام ندهید.
۳) اگر در تجمعات اخیر شرکت داشتید، از خانواده و نزدیکان خود بخواهید که متوجه غیبت غیرطبیعی و یا چندین ساعتهی شما باشند. این امر کمک میکند که آنها سریعتر پیگیری قضایی را انجام دهند.
۴) از خانوادهی خود بخواهید که در صورت بازداشت، حتما نام شما را رسانهای کنند. هرگز فریب ماموران امنیتی و وکلای تسخیری را نخورید. اعلام هویت شما و حتی اعلام بیخبری از محل نگهداری فرد بازداشتی، دست نهادهای امنیتی در اقدامات خودسرانه و غیرقانونی را تنگتر میکند.
۵) جزوهی «حقوق متهم به زبان ساده» از وکیل حقوق بشر، عبدالفتاح سلطانی را جهت مطالعهی جامعتر در پست بعدی ضمیمه کردهایم. این جزوه کمک میکند که چگونه بازجویی پس دهیم.
♦️ ۶) شرایط فعلی، وضعیتی هولناک از فروپاشی روانی جمعی، استیصال و خشمهای فروخورده است. فراموش نکنید که شما تنها نیستید. اگر مبارزهای هست برای تحقق آزادی و برابری است و همهی اینها مستلزم بالا بردن «تابآوری» و «زنده ماندن» است. از شما خواهش میکنیم که تنها نمانید. اگر امکان حضور فیزیکی با عزیزانتان نیست، راه گفتگو با آنها و افراد امن را فراموش نکنید. صحبت از احساسات، ترسها، خشمها و آنچه که در خلال هفتههای گذشته بر ما رفته، بسیار واجب و حیاتی است.
۷) بحرانیترین شرایط حاضر، مختص خانوادههای جانباختگان است. کمتر کوچهای و خانهای است که پرچم سیاه نداشته باشد و عزادار عزیز جانباختهای نباشد. خانوادههای دادخواه تمامی دهههای گذشته، راه ارتباط و اتحاد خود را بازیافتند، نکتهی مهم، پاره نشدن پیوندهای انسانی و احساسی جمعی در زمان هولناک فعلی است. از خاطر نبریم که ساخت پیکرهایی فریز شده در موقعیت وحشت، سرخورده، ناتوان از ارتباطگیری و منزوی، کارویژهی این حکومت طاعونی است. نگذاریم که این «نکبت»، بیش از این فراگیر شود.
@bidarzani
کارگاه دیالکتیک
Photo
yaghin va moghavemat.pdf
14.5 MB
#بازنشر_کتاب
فایل پیدیاف: ☝️🏿
یقین و مقاومت
نویسندگان:
کارلوس مارکوس بریستاین
فرانچسک ریهرا
ترجمهی شکوفه محمدی
برگرفته از وبسایت اندیشه و پیکار
مترجم انتشار اولیهی کتاب را به آیدا رستمی (پزشک جانباخته در خیزش ژینا) تقدیم کرده است. بازنشر دوبارهی آن در اندیشه و پیکار در پیوند با دورهی جانکاه پس از کشتار جمعی هولناک جمهوری اسلامی انجام شده و به معترضان خیزش دی ۱۴۰۴ تقدیم شده است.
https://www.peykarandeesh.org/index.php
------------------------
@kdialektic
فایل پیدیاف: ☝️🏿
یقین و مقاومت
نویسندگان:
کارلوس مارکوس بریستاین
فرانچسک ریهرا
ترجمهی شکوفه محمدی
برگرفته از وبسایت اندیشه و پیکار
مترجم انتشار اولیهی کتاب را به آیدا رستمی (پزشک جانباخته در خیزش ژینا) تقدیم کرده است. بازنشر دوبارهی آن در اندیشه و پیکار در پیوند با دورهی جانکاه پس از کشتار جمعی هولناک جمهوری اسلامی انجام شده و به معترضان خیزش دی ۱۴۰۴ تقدیم شده است.
https://www.peykarandeesh.org/index.php
------------------------
@kdialektic
Forwarded from کلکتیو ۹۸
🚩 گواهیها از پزشکان، کارکنان سردخانهها و قبرستانها نشاندهنده تلاش گسترده دولت برای پنهان کردن کشتار سیستماتیک معترضان است
پنجشنبه ۸ ژانویه، در یک شهر کوچک ایرانی، تلفن دکتر احمدی* شروع به زنگ زدن کرد. همکاران او در بخشهای اورژانس محلی نگران شده بودند.
تمام هفته، مردم به خیابانها آمده بودند و با باتوم و تفنگهای ساچمهای از سوی پلیس مواجه شده بودند. با درمان، آسیبهای آنها نباید خیلی جدی میبود. اما کارکنان بخش اورژانس معتقد بودند بسیاری از جوانان زخمی از بیمارستانها اجتناب میکردند، زیرا از ترس شناسایی و دستگیری، نگران ثبتنام به عنوان بیماران تروما بودند.
دکتر احمدی [که به دلیل ترس از انتقامها ناشناس مانده، اما هویت، مدارک و حضور او در ایران در طول ناآرامیها تأیید شده است] و همسرش به طور آرام بیماران را در مکانی خارج از سیستم بیمارستانی دولتی ایران درمان میکردند. با خبر شدن از شبکه شایعات محلی، جوانان زخمی به سمت آنها میآمدند. عمدتاً، آنها آسیبهای سطحی داشتند – زخمهای بریدگی که نیاز به بخیه و آنتیبیوتیک داشتند. هر چه پنجشنبه شب میگذشت، تعداد بیشتری برای درمان به آنها میرسیدند.
روز بعد، همه چیز ناگهان تغییر کرد. معترضان همچنان میآمدند، اما آسیبهای آنها شلیکهای گلوله از فاصله نزدیک و زخمهای شدید چاقو بودند، معمولاً به قفسه سینه، چشمها و اندام تناسلی. بسیاری از آنها مرگبار بودند.
دکتر احمدی از تعداد کشتهشدگان شوکه شده بود (بیش از ۴۰ نفر فقط در شهر کوچک خود) اما با قطع اینترنت، هیچ کس نمیدانست که تصویر ملی چگونه است. برای کنار هم گذاشتن آن، دکتر احمدی شبکهای از بیش از ۸۰ پزشک در ۱۲ استان ایران تشکیل داد تا مشاهدات و دادهها را به اشتراک بگذارند و تصویر واضحتری از خشونت بسازند.
مشاهدات آنها که با سایر منابع به اشتراک گذاشته شده و همراه با گزارشها از سردخانهها و قبرستانها در سراسر کشور ترکیب شده است، مقیاس وسیع خشونتی که در طول سرکوب دولتی بر ایرانیها وارد شده را فاش میکند. دکتر احمدی و همکارانش از دادن یک عدد دقیق برای تعداد کشتهشدگان خودداری میکنند، اما همگی موافقند که "تمام آمارهای مرگ و میر اعلامشده به شدت کمتر از واقعیت است". با مقایسه تعداد کشتهشدگانی که شاهد آن بودند با معیارهای بیمارستانها، آنها تخمین میزنند که ممکن است این عدد از ۳۰,۰۰۰ نفر فراتر برود، که بسیار بیشتر از ارقام رسمی است. این بر اساس نتیجهگیری است که "مرگهای ثبتشده رسمی مرتبط با سرکوب احتمالاً کمتر از ۱۰ درصد از تعداد واقعی کشتهشدگان را نمایان میکنند".
برآوردهای مختلفی از تعداد کشتهشدگان وجود دارد که به شدت تحت تأثیر قطع اینترنت قرار گرفتهاند. دولت ایران بیش از ۳,۰۰۰ کشته را تأیید کرده است، و سازمان مستقر در ایالات متحده HRANA (آژانس خبری فعالان حقوق بشر) میگوید بیش از ۶,۰۰۰ کشته را تأیید کرده و بیش از ۱۷,۰۰۰ مرگ ثبتشده دیگر در حال تحقیق است، که احتمالاً تعداد کل کشتهشدگان حدود ۲۲,۰۰۰ نفر باشد. سایر برآوردها از پزشکان مستقر در خارج از ایران تا ۳۳,۰۰۰ نفر یا بیشتر میرسد.
گواهیها از سردخانهها، قبرستانها و بیمارستانها در سراسر کشور نشاندهنده تلاشهای هماهنگ مقامات برای پنهان کردن ابعاد واقعی آمار کشتهشدگان است: انتقال اجساد در کامیونهای بستنی و کامیونهای حمل گوشت؛ دفن سریع انبوه اجساد؛ و ناپدید شدن صدها جسد از شبکه تأسیسات پزشکی قانونی ایران.
زبان دکتر احمدی سنجیده و بالینی است، اما او در توصیف خشونتی که پزشکان مستند کردهاند به گریه میافتد. "از منظر پزشکی، جراحاتی که مشاهده کردیم نشاندهنده بیرحمی بیحد و حصر است – هم از نظر مقیاس و هم از نظر روش"، او میگوید. یک پزشک دیگر که در تهران مستقر است، میگوید: "من در آستانه فروپاشی روانی هستم. آنها مردم را به صورت جمعی قتلعام کردهاند. هیچکس نمیتواند تصور کند … فقط خون، خون و خون دیدم."
در سراسر ایران در سردخانهها و قبرستانها، اجساد انباشت شدند – بسیاری از بیمارستانها و واحدهای پزشکی قانونی را تحت فشار قرار دادند، که مجبور به رد کردن کامیونهای پر از اجساد شدند. کارکنان قبرستانها و پزشکی قانونی از هرج و مرج سخن میگویند و گزارشهایی از فشار مقامات برای دفنهای سریع و انبوه برای پنهان کردن تعداد کشتهشدگان ارائه میدهند.
پنجشنبه ۸ ژانویه، در یک شهر کوچک ایرانی، تلفن دکتر احمدی* شروع به زنگ زدن کرد. همکاران او در بخشهای اورژانس محلی نگران شده بودند.
تمام هفته، مردم به خیابانها آمده بودند و با باتوم و تفنگهای ساچمهای از سوی پلیس مواجه شده بودند. با درمان، آسیبهای آنها نباید خیلی جدی میبود. اما کارکنان بخش اورژانس معتقد بودند بسیاری از جوانان زخمی از بیمارستانها اجتناب میکردند، زیرا از ترس شناسایی و دستگیری، نگران ثبتنام به عنوان بیماران تروما بودند.
دکتر احمدی [که به دلیل ترس از انتقامها ناشناس مانده، اما هویت، مدارک و حضور او در ایران در طول ناآرامیها تأیید شده است] و همسرش به طور آرام بیماران را در مکانی خارج از سیستم بیمارستانی دولتی ایران درمان میکردند. با خبر شدن از شبکه شایعات محلی، جوانان زخمی به سمت آنها میآمدند. عمدتاً، آنها آسیبهای سطحی داشتند – زخمهای بریدگی که نیاز به بخیه و آنتیبیوتیک داشتند. هر چه پنجشنبه شب میگذشت، تعداد بیشتری برای درمان به آنها میرسیدند.
روز بعد، همه چیز ناگهان تغییر کرد. معترضان همچنان میآمدند، اما آسیبهای آنها شلیکهای گلوله از فاصله نزدیک و زخمهای شدید چاقو بودند، معمولاً به قفسه سینه، چشمها و اندام تناسلی. بسیاری از آنها مرگبار بودند.
دکتر احمدی از تعداد کشتهشدگان شوکه شده بود (بیش از ۴۰ نفر فقط در شهر کوچک خود) اما با قطع اینترنت، هیچ کس نمیدانست که تصویر ملی چگونه است. برای کنار هم گذاشتن آن، دکتر احمدی شبکهای از بیش از ۸۰ پزشک در ۱۲ استان ایران تشکیل داد تا مشاهدات و دادهها را به اشتراک بگذارند و تصویر واضحتری از خشونت بسازند.
مشاهدات آنها که با سایر منابع به اشتراک گذاشته شده و همراه با گزارشها از سردخانهها و قبرستانها در سراسر کشور ترکیب شده است، مقیاس وسیع خشونتی که در طول سرکوب دولتی بر ایرانیها وارد شده را فاش میکند. دکتر احمدی و همکارانش از دادن یک عدد دقیق برای تعداد کشتهشدگان خودداری میکنند، اما همگی موافقند که "تمام آمارهای مرگ و میر اعلامشده به شدت کمتر از واقعیت است". با مقایسه تعداد کشتهشدگانی که شاهد آن بودند با معیارهای بیمارستانها، آنها تخمین میزنند که ممکن است این عدد از ۳۰,۰۰۰ نفر فراتر برود، که بسیار بیشتر از ارقام رسمی است. این بر اساس نتیجهگیری است که "مرگهای ثبتشده رسمی مرتبط با سرکوب احتمالاً کمتر از ۱۰ درصد از تعداد واقعی کشتهشدگان را نمایان میکنند".
برآوردهای مختلفی از تعداد کشتهشدگان وجود دارد که به شدت تحت تأثیر قطع اینترنت قرار گرفتهاند. دولت ایران بیش از ۳,۰۰۰ کشته را تأیید کرده است، و سازمان مستقر در ایالات متحده HRANA (آژانس خبری فعالان حقوق بشر) میگوید بیش از ۶,۰۰۰ کشته را تأیید کرده و بیش از ۱۷,۰۰۰ مرگ ثبتشده دیگر در حال تحقیق است، که احتمالاً تعداد کل کشتهشدگان حدود ۲۲,۰۰۰ نفر باشد. سایر برآوردها از پزشکان مستقر در خارج از ایران تا ۳۳,۰۰۰ نفر یا بیشتر میرسد.
گواهیها از سردخانهها، قبرستانها و بیمارستانها در سراسر کشور نشاندهنده تلاشهای هماهنگ مقامات برای پنهان کردن ابعاد واقعی آمار کشتهشدگان است: انتقال اجساد در کامیونهای بستنی و کامیونهای حمل گوشت؛ دفن سریع انبوه اجساد؛ و ناپدید شدن صدها جسد از شبکه تأسیسات پزشکی قانونی ایران.
زبان دکتر احمدی سنجیده و بالینی است، اما او در توصیف خشونتی که پزشکان مستند کردهاند به گریه میافتد. "از منظر پزشکی، جراحاتی که مشاهده کردیم نشاندهنده بیرحمی بیحد و حصر است – هم از نظر مقیاس و هم از نظر روش"، او میگوید. یک پزشک دیگر که در تهران مستقر است، میگوید: "من در آستانه فروپاشی روانی هستم. آنها مردم را به صورت جمعی قتلعام کردهاند. هیچکس نمیتواند تصور کند … فقط خون، خون و خون دیدم."
در سراسر ایران در سردخانهها و قبرستانها، اجساد انباشت شدند – بسیاری از بیمارستانها و واحدهای پزشکی قانونی را تحت فشار قرار دادند، که مجبور به رد کردن کامیونهای پر از اجساد شدند. کارکنان قبرستانها و پزشکی قانونی از هرج و مرج سخن میگویند و گزارشهایی از فشار مقامات برای دفنهای سریع و انبوه برای پنهان کردن تعداد کشتهشدگان ارائه میدهند.
Forwarded from کلکتیو ۹۸
در یک سردخانه، کارکنان میگویند با چندین کامیون پر از اجساد مواجه شدند که ظرفیت یخچال و ذخیرهسازی تأسیسات را بسیار فراتر از آن میبرد. وقتی کارکنان اعتراض کردند که نمیتوانند حجم این اجساد را پردازش کنند، دو کامیون پر از اجساد به مکان دیگری منتقل شدند – اما وقتی کارکنان سردخانه تلاش کردند بفهمند این اجساد به کجا منتقل شدهاند، متوجه شدند که هیچکدام از تأسیسات بزرگ پزشکی قانونی در منطقه آنها را دریافت نکردهاند. پزشکان "مشکوک بودند که این موضوع به دفن دستهجمعی مربوط میشود".
شباهت این توصیفها با ویدیوهای تأییدشده از سردخانه کهریزک در تهران دیده میشود که صحنههایی مشابه را نشان میدهند، از جمله اجساد بسیاری که در خیابان خارج از تأسیسات چیده شدهاند.
همچنین با سه شاهد صحبت شده که به طور مستقل از فشار برای دفنهای دستهجمعی و انبوه اجساد در یک قبرستان بزرگ (بهشت سکینه) در شهر کرج، ۳۰ مایل (۵۰ کیلومتر) غرب تهران صحبت کردهاند.
این گواهیها از بهشت سکینه فقط یکی از نمونهها از آنچه به نظر میرسد یک الگوی ملی باشد، است. کارکنان پزشکی قانونی در سراسر کشور صحنههای مشابهی را گزارش کردهاند. پزشکان و کارکنان سردخانه تأکید میکنند که نوع جراحات مشاهده شده بر روی بیماران و اجساد نشاندهنده کشتار و جراحت عمدی معترضان است نه شلیکهای تصادفی و بیهدف.
در برخی موارد، کشتهشدگان آثار اعدامها را داشتند. کارکنان پزشکی در تأسیسات پزشکی قانونی دو شهر مختلف ایران از دریافت اجساد با گلولههای شلیکشده از فاصله نزدیک به سر خبر دادهاند که هنوز از بیمارستانها منتقل شدهاند و در حالی که هنوز به لولههای نازوگاستریک یا لولههای تراکئال متصل بودند.
"این موضوع بسیار مشکوک است"، دکتر احمدی میگوید. "به طور معمول، وسایل پزشکی خارجی پس از مرگ برداشته میشوند. حضور آنها نشان میدهد که این افراد در حالی که هنوز تحت مراقبت پزشکی فعال بودند، جان خود را از دست دادهاند."
این گواهیها با تصاویری که توسط سازمان حقیقتسنجی ایرانی تأیید شدهاند مطابقت دارد، که نشان میدهند بیماران مرده در کیسههای بدن با گانهای بیمارستانی و لولههایی که هنوز به آنها متصل است، به همراه گلولههایی که به پیشانی شلیک شدهاند. این تصاویر به طور مستقل تأیید نشدهاند، اما یک پزشک ایرانی مستقر در بریتانیا که این تصاویر را تحلیل کرده، گفت: "از دیدگاه پزشکی، به نظر میرسد اجساد مشاهده شده که لولهها و وسایل پزشکی به آنها متصل بودند، در حین درمان مستقیماً به سر شلیک شدهاند."
حتی زمانی که کارکنان پزشکی تلاش میکنند شهادتها و دادههای خود را به اشتراک بگذارند، بسیاری از آنها میترسند که تعداد واقعی کشتهشدگان هرگز مشخص نشود، زیرا با تلاش هماهنگ ملی مقامات برای پنهان کردن آمار کشتهشدگان، این اطلاعات مخفی میماند.
"این مکانیزمها شامل جلوگیری از حضور در بیمارستانها، برداشتن اجساد از مسیرهای معمول پزشکی قانونی، انتقال تعداد زیادی جسد به مکانهایی فراتر از تأسیسات مستند شده، و محدود کردن توانایی کارکنان پزشکی برای ثبت علل مرگ میشود"، مشاهدات پزشکان نتیجهگیری میکند.
دکتر احمدی میگوید: "اینها سیستمی را تشکیل میدهند که نه تنها برای سرکوب اعتراضات است، بلکه برای سرکوب یادآوری نیز طراحی شده است".
گزارش از گاردین که توسط این رسانه، راستیآزمایی شده است
شباهت این توصیفها با ویدیوهای تأییدشده از سردخانه کهریزک در تهران دیده میشود که صحنههایی مشابه را نشان میدهند، از جمله اجساد بسیاری که در خیابان خارج از تأسیسات چیده شدهاند.
همچنین با سه شاهد صحبت شده که به طور مستقل از فشار برای دفنهای دستهجمعی و انبوه اجساد در یک قبرستان بزرگ (بهشت سکینه) در شهر کرج، ۳۰ مایل (۵۰ کیلومتر) غرب تهران صحبت کردهاند.
این گواهیها از بهشت سکینه فقط یکی از نمونهها از آنچه به نظر میرسد یک الگوی ملی باشد، است. کارکنان پزشکی قانونی در سراسر کشور صحنههای مشابهی را گزارش کردهاند. پزشکان و کارکنان سردخانه تأکید میکنند که نوع جراحات مشاهده شده بر روی بیماران و اجساد نشاندهنده کشتار و جراحت عمدی معترضان است نه شلیکهای تصادفی و بیهدف.
در برخی موارد، کشتهشدگان آثار اعدامها را داشتند. کارکنان پزشکی در تأسیسات پزشکی قانونی دو شهر مختلف ایران از دریافت اجساد با گلولههای شلیکشده از فاصله نزدیک به سر خبر دادهاند که هنوز از بیمارستانها منتقل شدهاند و در حالی که هنوز به لولههای نازوگاستریک یا لولههای تراکئال متصل بودند.
"این موضوع بسیار مشکوک است"، دکتر احمدی میگوید. "به طور معمول، وسایل پزشکی خارجی پس از مرگ برداشته میشوند. حضور آنها نشان میدهد که این افراد در حالی که هنوز تحت مراقبت پزشکی فعال بودند، جان خود را از دست دادهاند."
این گواهیها با تصاویری که توسط سازمان حقیقتسنجی ایرانی تأیید شدهاند مطابقت دارد، که نشان میدهند بیماران مرده در کیسههای بدن با گانهای بیمارستانی و لولههایی که هنوز به آنها متصل است، به همراه گلولههایی که به پیشانی شلیک شدهاند. این تصاویر به طور مستقل تأیید نشدهاند، اما یک پزشک ایرانی مستقر در بریتانیا که این تصاویر را تحلیل کرده، گفت: "از دیدگاه پزشکی، به نظر میرسد اجساد مشاهده شده که لولهها و وسایل پزشکی به آنها متصل بودند، در حین درمان مستقیماً به سر شلیک شدهاند."
حتی زمانی که کارکنان پزشکی تلاش میکنند شهادتها و دادههای خود را به اشتراک بگذارند، بسیاری از آنها میترسند که تعداد واقعی کشتهشدگان هرگز مشخص نشود، زیرا با تلاش هماهنگ ملی مقامات برای پنهان کردن آمار کشتهشدگان، این اطلاعات مخفی میماند.
"این مکانیزمها شامل جلوگیری از حضور در بیمارستانها، برداشتن اجساد از مسیرهای معمول پزشکی قانونی، انتقال تعداد زیادی جسد به مکانهایی فراتر از تأسیسات مستند شده، و محدود کردن توانایی کارکنان پزشکی برای ثبت علل مرگ میشود"، مشاهدات پزشکان نتیجهگیری میکند.
دکتر احمدی میگوید: "اینها سیستمی را تشکیل میدهند که نه تنها برای سرکوب اعتراضات است، بلکه برای سرکوب یادآوری نیز طراحی شده است".
گزارش از گاردین که توسط این رسانه، راستیآزمایی شده است