Forwarded from کانال ئاشوب
این ماجرای "پهلوی برمیگرده" به نوعی یادآور "یا حسین میر حسین" است. هر دوی آنها بیشتر از آنکه نماینده حضور یک نظم گفتمانی باشند، غیاب ایدهای را نمایندگی میکنند که ناشی از تحلیل و تحمل تناقضات و اضداد است. هر دو محصول لحظهای هستند که در آن برخی از گروهبندیهای اجتماعی برای رسیدن به چشم اندازی روشن به یک "توافق" نیاز دارند. این توافق مبنایی باورمندانه و عقیدتی ندارد بلکه مستقیما متاثر از حس ناامنی و آشفتگی است. گروهبندیهای خسته و مستاصل که زیر فشار استبداد مستقر فلج شدهاند یک تغییر بزرگ و ناگهانی میخواهند. یا به زبانی روشنتر آنها "یک تغییر" میخواهند حتی اگر "هر تغییری" و به هر مقصدی باشد. پس پر بیراه نیست که اگر با خودشان بگویند: ما باید بر سر چیزی یا کسی به توافق برسیم که تمام پیچیدگیهای وضعیت را خنثی و ساده کند. لاجرم به سمت چیزی میروند که شمایل امکان را دارد اما در واقع به خودی خود یک امکان نیست.
میر حسین موسوی در زمان ظهورش آن سوژهی محبوب و مورد توافق نبود که توان ایجاد یک وفاق را داشته باشد اما استیصال جمعی در برابر استبداد مستقر، گروهبندیهای خسته را به حمایت از او تا والاترین سرحدات واداشت. او ناخواسته و نادانسته غیابی را نمایندگی میکرد که بدون یک پیروزیِ قطعی و سریع به شکستی مفتضحانه بدل میگشت. پیروزی قطعی حاصل نشد و موسوی بالکل از ادبیات سیاسی معترضان بیرون رفت. چرا که اساسا نمایندگیِ غیاب به چیزی جز غیابِ مطلق منتج نمیشود.
در وضعیت و فضایی بسیار متفاوتتر، اکنون نمایندگی این غیاب به شاهزاده سپرده شده. با این تفاوت که خود شاهزاده تمایلی دو چندان افزونتر به این مسئولیتِ پیچیده و ناممکن دارد. او بایستی بسیار زودتر و فوری تر میدانست که نمایندگی کردنِ غیاب در ساختِ مجمع الجزایریِ جامعهی ایران آن هم به صورت فردی و در دوره کنونی امری مطلقا ناممکن است و وضعیت را وارد مرحله خطرناکی از گلاویز شدنِ اضداد میکند. تجربه شکوهمند انقلاب ریزومیِ ژینا نشان داد که جامعهی ناراضیان در ایران چه اندازه شبکهای و متکثر است و ایجاد یک توافق بازنمایی شده با نادیده گرفتن این تکثر چگونه میتواند شکل و ماهیت یک جریان سیاسی را وحشی و استبدادی کند. با این همه شاهزاده و جریانهای حول او چنان سرمست این دستآورد شده اند که بالکل فراموش کردهاند نه دورنِ اسب چوبیِ تروا که دقیقاً روی آن نشستهاند.
میر حسین موسوی در زمان ظهورش آن سوژهی محبوب و مورد توافق نبود که توان ایجاد یک وفاق را داشته باشد اما استیصال جمعی در برابر استبداد مستقر، گروهبندیهای خسته را به حمایت از او تا والاترین سرحدات واداشت. او ناخواسته و نادانسته غیابی را نمایندگی میکرد که بدون یک پیروزیِ قطعی و سریع به شکستی مفتضحانه بدل میگشت. پیروزی قطعی حاصل نشد و موسوی بالکل از ادبیات سیاسی معترضان بیرون رفت. چرا که اساسا نمایندگیِ غیاب به چیزی جز غیابِ مطلق منتج نمیشود.
در وضعیت و فضایی بسیار متفاوتتر، اکنون نمایندگی این غیاب به شاهزاده سپرده شده. با این تفاوت که خود شاهزاده تمایلی دو چندان افزونتر به این مسئولیتِ پیچیده و ناممکن دارد. او بایستی بسیار زودتر و فوری تر میدانست که نمایندگی کردنِ غیاب در ساختِ مجمع الجزایریِ جامعهی ایران آن هم به صورت فردی و در دوره کنونی امری مطلقا ناممکن است و وضعیت را وارد مرحله خطرناکی از گلاویز شدنِ اضداد میکند. تجربه شکوهمند انقلاب ریزومیِ ژینا نشان داد که جامعهی ناراضیان در ایران چه اندازه شبکهای و متکثر است و ایجاد یک توافق بازنمایی شده با نادیده گرفتن این تکثر چگونه میتواند شکل و ماهیت یک جریان سیاسی را وحشی و استبدادی کند. با این همه شاهزاده و جریانهای حول او چنان سرمست این دستآورد شده اند که بالکل فراموش کردهاند نه دورنِ اسب چوبیِ تروا که دقیقاً روی آن نشستهاند.
Forwarded from کانال ئاشوب
فکر نمیکنم تا پیش از این در هیچ دورهی دیگری فضای اعتراضی تا این حد چیپ و سبُک شده باشد. لمپن بازی به امر طبیعی تبدیل شده و خطوط گریز خودشان مستقیما به سیاه چاله منتهی میشوند. جمهوری کشتار و اعدام هزار هزار جسد روی دستمان گذاشته اما آنطرف سرورِ انتقام از تاریخ، گوشها را کر کرده است. بازار هویت یابیِ ملی آن هم در یک ناهمزمانی بسیار گسترده با تاریخ منطقه حسابی داغ است و انگار یک سوژه ایرانی هیچ نیست غیر از یک ایرانی. این سوژه چنان در این یگانه هویت ادغام شده که دیگر نمیتواند یک زن، یا یک دگر جنس گرا، یا یک دگر اندیش یا مثلا یک دیگری باشد. و بدتر آنکه این نوع عجیب از نئو ناسیونالیسم ایرانی،( یا همان پهلوی گرایی از سر ناچاری) پیش از در دست گرفتن قدرت، چنان در نقش حکمرانی غرق شده است که حتی جهت شعارها و تمرکز مبارزهاش را از حاکمیت اهریمنی جمهوری اعدام برداشته و مستقیما مخالفان احتماالی اش را نشانه گرفته است. زن، زندگی، آزادی را نشانه گرفته است، وحشت از اتنیکها و کمینه ها و ... را نشانه گرفته است. سیل این هزاران خون نوعی سرمستی جنون آمیز قدرت را بیدار کرده است و همچنان مشتاق خون بیشترند. صدا به صدا نمیرسد و این جماعت همچنان در تمنای "کمکی" هستند که قرار بود به موقع از راه برسد اما نرسید. در این هیاهو امر سیاسی بالکل مرده است و چهره هایی این وضعیت کابوس وار را مهندسی و بازتولید میکنند که در این ۴۷ سال حتی یکبار آنها را ندیده ایم.
با آنها که از سر استیصال و فقدان رهبری متمرکز در این جریان ذوب شدهاند نمیشود حرفی زد یا اساسا چیزی پرسید. چون آنها صرفا واکنشگر هستند و واکنششان نتیجه منطقی انکار و کشتار جمهوری اعدام است. اما از آنهایی که زمانی سودای یک تجربه دمکراتیک را در سر داشته اند و کم و بیش برایش هزینه ای داده اند، میتوان پرسید: آیا با این جریان آشفته و نامتعین و تک هویتی میتوان به مقابله با این حکومت قاتل و اهریمنی رفت؟ اصلا آیا این سرمستی و ذوق زده گی میتواند دو ماه دیگر پایدار باشد و به یک جریان سیاسی تبدیل شود؟
با آنها که از سر استیصال و فقدان رهبری متمرکز در این جریان ذوب شدهاند نمیشود حرفی زد یا اساسا چیزی پرسید. چون آنها صرفا واکنشگر هستند و واکنششان نتیجه منطقی انکار و کشتار جمهوری اعدام است. اما از آنهایی که زمانی سودای یک تجربه دمکراتیک را در سر داشته اند و کم و بیش برایش هزینه ای داده اند، میتوان پرسید: آیا با این جریان آشفته و نامتعین و تک هویتی میتوان به مقابله با این حکومت قاتل و اهریمنی رفت؟ اصلا آیا این سرمستی و ذوق زده گی میتواند دو ماه دیگر پایدار باشد و به یک جریان سیاسی تبدیل شود؟
Forwarded from Radio Zamaneh
روژاوا و امتناعی که تاریخ را مختل میکند
چرا روژاوا تهدیدی وجودی برای نظمهای مسلط خاورمیانه محسوب میشود؟ پاسخ نه در قدرت نظامی، که در ارائه تعریفی جدید از سیاست نهفته است. یادداشت پیشرو، روژاوا را نه بهعنوان تلاشی برای دولتسازی، بلکه بهمثابه خروشی علیه «خیال همگنی» و سیاستهای مبتنی بر حذف «دیگری» تحلیل میکند. علی آشوری در این متن تشریح میکند که چگونه روژاوا با تغییر جایگاه زنان و دگرگونی مفهوم قدرت از «فرماندهی» به «مسئولیت»، اقتصاد اخلاقی سلطه را مختل کرده و ثابت میکند که آنچه سالها «ناممکن» خوانده میشد، تنها «ممنوع» بوده است.
https://www.radiozamaneh.com/875486/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
چرا روژاوا تهدیدی وجودی برای نظمهای مسلط خاورمیانه محسوب میشود؟ پاسخ نه در قدرت نظامی، که در ارائه تعریفی جدید از سیاست نهفته است. یادداشت پیشرو، روژاوا را نه بهعنوان تلاشی برای دولتسازی، بلکه بهمثابه خروشی علیه «خیال همگنی» و سیاستهای مبتنی بر حذف «دیگری» تحلیل میکند. علی آشوری در این متن تشریح میکند که چگونه روژاوا با تغییر جایگاه زنان و دگرگونی مفهوم قدرت از «فرماندهی» به «مسئولیت»، اقتصاد اخلاقی سلطه را مختل کرده و ثابت میکند که آنچه سالها «ناممکن» خوانده میشد، تنها «ممنوع» بوده است.
https://www.radiozamaneh.com/875486/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
روژاوا و امتناعی که تاریخ را مختل میکند
چرا روژاوا تهدیدی وجودی برای نظمهای مسلط خاورمیانه محسوب میشود؟ پاسخ نه در قدرت نظامی، که در ارائه تعریفی جدید از سیاست نهفته است. یادداشت پیشرو، روژاوا را نه بهعنوان تلاشی برای دولتسازی، بلکه بهمثابه خروشی علیه «خیال همگنی» و سیاستهای مبتنی بر حذف…
Forwarded from Radio Zamaneh
روژآوا در محاصره ارتجاع؛ از شکست داعش تا بازگشت تروریسم در لباس دولت
هیوا امانی ـ روژآوا پس از شکست داعش، حالا با تهدیدی تازه روبهروست: بازگشت همان ارتجاع، اینبار در لباس «دولت» و «توافقنامه». این متن نشان میدهد چگونه پروژههای منطقهای و جهانی میکوشند یکی از معدود تجربههای مردمی و رهاییبخش خاورمیانه را خنثی کنند؛ و چرا برای مردم کورد، مبارزه با ارتجاع در سوریه و ایران دو جبهه از یک نبرد واحد است.
https://www.radiozamaneh.com/875429/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
هیوا امانی ـ روژآوا پس از شکست داعش، حالا با تهدیدی تازه روبهروست: بازگشت همان ارتجاع، اینبار در لباس «دولت» و «توافقنامه». این متن نشان میدهد چگونه پروژههای منطقهای و جهانی میکوشند یکی از معدود تجربههای مردمی و رهاییبخش خاورمیانه را خنثی کنند؛ و چرا برای مردم کورد، مبارزه با ارتجاع در سوریه و ایران دو جبهه از یک نبرد واحد است.
https://www.radiozamaneh.com/875429/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
روژآوا در محاصره ارتجاع؛ از شکست داعش تا بازگشت تروریسم در لباس دولت
هیوا امانی ـ روژآوا پس از شکست داعش، حالا با تهدیدی تازه روبهروست: بازگشت همان ارتجاع، اینبار در لباس «دولت» و «توافقنامه». این متن نشان میدهد چگونه پروژههای منطقهای و جهانی میکوشند یکی از معدود تجربههای مردمی و رهاییبخش خاورمیانه را خنثی کنند؛…
🔴 پیام از کوبانی
امینه وسو و فیواز احمد
شهرداران مشترک کوبانی
۲۰ ژانویه ۲۰۲۶
«آنچه ما در کوبانی تجربه میکنیم فراتر از تصور مردم است. حتی قبل از شروع حملات، هیئت تحریر الشام آب آشامیدنی و برق را قطع کرد. تقریباً ۴۰۰۰۰۰ نفر دیگر به این مایحتاج اولیه دسترسی ندارند. علاوهبر این، شهر کاملاً محاصره شده است. مرز ترکیه از شمال کوبانی عبور میکند. افرادی که به این مرز نزدیک شدند توسط سربازان ترکیه مورد اصابت گلوله قرار گرفتند. هیئت تحریر الشام ما را از سه طرف محاصره کرده است. ما در شرایط محاصرهی بسیار سختی قرار داریم. کودکان، سالمندان، افراد دارای نیازهای ویژه، افراد دارای معلولیت و افراد دارای بیماریهای مزمن همگی در معرض خطر هستند.» بیماریها در وضعیت بسیار دشواری قرار دارند. داروی کافی در شهر وجود ندارد. هزاران کودک نمیتوانند به مدرسه بروند.
علاوهبر این، هزاران جوان اهل کوبانی که برای زندگی، برای جهان و برای بشریت در برابر تاریکی جنگیدند، اکنون با نسلکشی بالقوه روبرو هستند. با این حال، آنها همچنان به مقاومت ادامه میدهند - با کمترین منابع موجود. دولت ترکیه و دولت انتقالیِ سوریه (HTS) روستاهای اطراف کوبانی را بهشدت بمباران میکنند. ما ارتباط با این روستاها را از دست دادهایم؛ هیچکس نمیداند در آنجا چه میگذرد.
بیرحمی و وحشیگری که در منطقهی اطراف کوبانی رخ میدهد، دلخراش است.
وقتی به روستایی حمله میشود، ابتدا دسترسی به اینترنت قطع میشود و تلفنها مصادره میشوند. اگر حتی کوچکترین مدرکی از همکاری با دولت محلی در تلفنها پیدا کنند، مردم به طرز وحشیانهای قتل عام میشوند.
ما نیز تا حد زیادی از دنیای خارج جدا شدهایم. بنابراین، ما امیدواریم و از همه مردم دموکراتیک و صلحدوست میخواهیم که همهی کسانی که طی مقاومت سال ۲۰۱۴ در کنار کوبانی ایستادند، ساکت نمانند و صدای خود را به گوش جهانیان برسانند. ما در کوبانی با تمام توان فریاد میزنیم - اما ظاهراً کسی صدای ما را نمیشنود. ۴۰۰۰ نفر از مبارزان ما از کوبانی جان خود را برای دفاع از بشریت (در برابر داعش) فدا کردند.
ما به کسی حمله نکردیم. تمام تلاشهای ما برای صلح مردم ما و کشورهای همسایهمان بود. متأسفانه، امروز میبینیم که به جز نیروهای خودمان و جوانانمان که در قالب بسیج عمومی از خود دفاع میکنند، تنها تعداد کمی در کنار ما با صدای بلند صحبت میکنند. ما با قتل عام و نسلکشی روبرو هستیم. مبارزان HTS دائماً ویدیوهایی تهدیدآمیز منتشر میکنند و قصد خود را برای سر بریدن مردم کوبانی اعلام میکنند.
جهان میداند چه کسی داعش را در کوبانی شکست داد. مردم کوبانی پروژهی تاریک دولت اسلامی را سرنگون کردند. با این حال، امروز تنها تعداد کمی از کسانی را میبینیم که زمانی ادعا میکردند در کنار ما هستند. آنها با مردم کوبانی همبستگی نشان میدهند.
ما به عنوان مردم کوبانی تصمیم گرفتهایم:
در برابر نسلکشی مقاومت خواهیم کرد. ما از خود، خانوادههایمان و دستاوردهای انقلابمان دفاع خواهیم کرد.
ما بار دیگر از همه میخواهیم که در کنار مردم کوبانی بایستند، همبستگی خود را نشان دهند و آگاهیبخشی کنند. سکوت اطراف ما از خود مرگ بدتر است. سکوت نکنید!
Emîna Wêso & Fewaz Ehmed
شهرداران مشترک کوبانی
۲۰ ژانویه ۲۰۲۶
--------------------
@kdialectic
امینه وسو و فیواز احمد
شهرداران مشترک کوبانی
۲۰ ژانویه ۲۰۲۶
«آنچه ما در کوبانی تجربه میکنیم فراتر از تصور مردم است. حتی قبل از شروع حملات، هیئت تحریر الشام آب آشامیدنی و برق را قطع کرد. تقریباً ۴۰۰۰۰۰ نفر دیگر به این مایحتاج اولیه دسترسی ندارند. علاوهبر این، شهر کاملاً محاصره شده است. مرز ترکیه از شمال کوبانی عبور میکند. افرادی که به این مرز نزدیک شدند توسط سربازان ترکیه مورد اصابت گلوله قرار گرفتند. هیئت تحریر الشام ما را از سه طرف محاصره کرده است. ما در شرایط محاصرهی بسیار سختی قرار داریم. کودکان، سالمندان، افراد دارای نیازهای ویژه، افراد دارای معلولیت و افراد دارای بیماریهای مزمن همگی در معرض خطر هستند.» بیماریها در وضعیت بسیار دشواری قرار دارند. داروی کافی در شهر وجود ندارد. هزاران کودک نمیتوانند به مدرسه بروند.
علاوهبر این، هزاران جوان اهل کوبانی که برای زندگی، برای جهان و برای بشریت در برابر تاریکی جنگیدند، اکنون با نسلکشی بالقوه روبرو هستند. با این حال، آنها همچنان به مقاومت ادامه میدهند - با کمترین منابع موجود. دولت ترکیه و دولت انتقالیِ سوریه (HTS) روستاهای اطراف کوبانی را بهشدت بمباران میکنند. ما ارتباط با این روستاها را از دست دادهایم؛ هیچکس نمیداند در آنجا چه میگذرد.
بیرحمی و وحشیگری که در منطقهی اطراف کوبانی رخ میدهد، دلخراش است.
وقتی به روستایی حمله میشود، ابتدا دسترسی به اینترنت قطع میشود و تلفنها مصادره میشوند. اگر حتی کوچکترین مدرکی از همکاری با دولت محلی در تلفنها پیدا کنند، مردم به طرز وحشیانهای قتل عام میشوند.
ما نیز تا حد زیادی از دنیای خارج جدا شدهایم. بنابراین، ما امیدواریم و از همه مردم دموکراتیک و صلحدوست میخواهیم که همهی کسانی که طی مقاومت سال ۲۰۱۴ در کنار کوبانی ایستادند، ساکت نمانند و صدای خود را به گوش جهانیان برسانند. ما در کوبانی با تمام توان فریاد میزنیم - اما ظاهراً کسی صدای ما را نمیشنود. ۴۰۰۰ نفر از مبارزان ما از کوبانی جان خود را برای دفاع از بشریت (در برابر داعش) فدا کردند.
ما به کسی حمله نکردیم. تمام تلاشهای ما برای صلح مردم ما و کشورهای همسایهمان بود. متأسفانه، امروز میبینیم که به جز نیروهای خودمان و جوانانمان که در قالب بسیج عمومی از خود دفاع میکنند، تنها تعداد کمی در کنار ما با صدای بلند صحبت میکنند. ما با قتل عام و نسلکشی روبرو هستیم. مبارزان HTS دائماً ویدیوهایی تهدیدآمیز منتشر میکنند و قصد خود را برای سر بریدن مردم کوبانی اعلام میکنند.
جهان میداند چه کسی داعش را در کوبانی شکست داد. مردم کوبانی پروژهی تاریک دولت اسلامی را سرنگون کردند. با این حال، امروز تنها تعداد کمی از کسانی را میبینیم که زمانی ادعا میکردند در کنار ما هستند. آنها با مردم کوبانی همبستگی نشان میدهند.
ما به عنوان مردم کوبانی تصمیم گرفتهایم:
در برابر نسلکشی مقاومت خواهیم کرد. ما از خود، خانوادههایمان و دستاوردهای انقلابمان دفاع خواهیم کرد.
ما بار دیگر از همه میخواهیم که در کنار مردم کوبانی بایستند، همبستگی خود را نشان دهند و آگاهیبخشی کنند. سکوت اطراف ما از خود مرگ بدتر است. سکوت نکنید!
Emîna Wêso & Fewaz Ehmed
شهرداران مشترک کوبانی
۲۰ ژانویه ۲۰۲۶
--------------------
@kdialectic
Forwarded from هماندیشی چپ
دعوت به «اتحاد در عمل» برای دفاع از جنبشهای مردمی
https://t.me/left_forum/221
خیزشی انقلابی در ایران شکل گرفته است. مردم که از وضعیت فاجعهبار اقتصادی و سیاسی بهستوه آمدهاند، بار دیگر به خیابانها ریختهاند؛ خشم خود را علیه جنایت، فساد، بیکفایتی و سرکوب رژیم نشان دادهاند؛ و خواستار سرنگونی آن شدهاند. جمهوری اسلامی همچون گذشته با خشونتی بیسابقه به سرکوب معترضان پرداخته است: از جمله کشتار با سلاحهای سنگین، تیراندازی مستقیم به مردم، حمله به بیمارستانها، و برقراری حکومت نظامی و ...
آمار دقیق قربانیان هنوز روشن نیست، اما منابع مستقل از هزاران کشته و دهها هزار بازداشتی خبر میدهند. حتی رهبران رژیم ناچار شدهاند به گستردگی تلفات اعتراف کنند.
سرکوب وحشیانهی کنونی ادامهی روندی است که طی دهههای گذشته همواره جاری بوده است. اعتراضهای مردمی که پس از سال ۱۳۸۸ بهتدریج رادیکالتر و گستردهتر شدهاند، دیگر محدود به چارچوب جمهوری اسلامی نماندهاند. خیزشهای سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۳۹۹ و بهویژه خیزش «زن، زندگی، آزادی» نمونههایی از این روند بودهاند. حرکت انقلابی سال ۱۴۰۴ هم گستردهترین حرکت مردمی سالهای اخیر محسوب میشود.
در این میان جریانهای «رژیم چنج»، بهویژه سلطنتطلبان و مجاهدین خلق، و جریانهای دیگر نیز در تلاش برای مطرحکردن بدیلهای ارتجاعی در مقابل رژیم هستند. سلطنتطلبان به رهبری رضا پهلوی، آشکارا از الگوهای سرکوبگرانه سخن میگویند، و میکوشند با حمایت نظامی دولتهای خارجی و رسانههای وابستهشان قدرت را در دست بگیرند. مجاهدین خلق هم در ارتباط با نیروهای بهشدت راست در غرب مسیری مشابه را دنبال میکنند.
با وجود این، در شرایطی که خطر حملهی نظامی و جنگ هم از سوی دیگر خیزش انقلابی را هر روز بیشتر تهدید میکند، نیروهای چپ و مترقی هنوز نتوانستهاند بدیلی سازمانیافته و مؤثر پیریزی کنند. هدف از این بیانیه شرح دوبارهی جنایتهای رژیم نیست، بلکه تلاش برای یافتن راهی برای دخالت مؤثر نیروهای چپ و مترقی در حمایت از جنبش مردم، و ارائهی فراخوانی برای «اتحاد در عمل» و اقدام هماهنگ این نیروها در حمایت از مردم، مقابله با سرکوب رژیم و بدیلهای ارتجاعی است.
ارزیابی ما در جمع هماندیشی چپ، که چند گرایش را دربر میگیرد، این است که بسیاری از کنشگران و گروههای چپ و پیشرو میتوانند با «اتحاد در عمل» از نیروی عظیم این خانوادهی بزرگ در راه پشتیبانی از مبارزات کارگران و تهیدستان و همهی مردم کشورمان، همراهی با آنها در راه کسب آزادی استفادهی بهینه ببرند. آزادی بهدست مردم ایران در داخل کشور و بدون دخالت دولتهای خارجی بهدست خواهد آمد. این همکاری را میتوان در گفتوگوهای مشترک از تبادل اطلاعات، همفکری و هماندیشی آغاز کرد و به همکاریها و اقدامهای مشترک در سطح عملی دست یافت.
بنابراین، تمامی نیروهای مترقی دلسوز را به برداشتن گامهای مشترک برای پیشبرد این وظیفهی راهبردی فرا میخوانیم.
نه سلطنت، نه رهبری؛ آزادی و برابری!
هماندیشی چپ
دیماه ۱۴۰۴ ــ ژانویه ۲۰۲۶
نشانی تماس:
hamandishichap22@gmail.com و hamandishichap2025@gmail.com
⬅️ یوتیوب هماندیشی چپ
⬅️تلگرام هماندیشی چپ
https://t.me/left_forum/221
خیزشی انقلابی در ایران شکل گرفته است. مردم که از وضعیت فاجعهبار اقتصادی و سیاسی بهستوه آمدهاند، بار دیگر به خیابانها ریختهاند؛ خشم خود را علیه جنایت، فساد، بیکفایتی و سرکوب رژیم نشان دادهاند؛ و خواستار سرنگونی آن شدهاند. جمهوری اسلامی همچون گذشته با خشونتی بیسابقه به سرکوب معترضان پرداخته است: از جمله کشتار با سلاحهای سنگین، تیراندازی مستقیم به مردم، حمله به بیمارستانها، و برقراری حکومت نظامی و ...
آمار دقیق قربانیان هنوز روشن نیست، اما منابع مستقل از هزاران کشته و دهها هزار بازداشتی خبر میدهند. حتی رهبران رژیم ناچار شدهاند به گستردگی تلفات اعتراف کنند.
سرکوب وحشیانهی کنونی ادامهی روندی است که طی دهههای گذشته همواره جاری بوده است. اعتراضهای مردمی که پس از سال ۱۳۸۸ بهتدریج رادیکالتر و گستردهتر شدهاند، دیگر محدود به چارچوب جمهوری اسلامی نماندهاند. خیزشهای سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۳۹۹ و بهویژه خیزش «زن، زندگی، آزادی» نمونههایی از این روند بودهاند. حرکت انقلابی سال ۱۴۰۴ هم گستردهترین حرکت مردمی سالهای اخیر محسوب میشود.
در این میان جریانهای «رژیم چنج»، بهویژه سلطنتطلبان و مجاهدین خلق، و جریانهای دیگر نیز در تلاش برای مطرحکردن بدیلهای ارتجاعی در مقابل رژیم هستند. سلطنتطلبان به رهبری رضا پهلوی، آشکارا از الگوهای سرکوبگرانه سخن میگویند، و میکوشند با حمایت نظامی دولتهای خارجی و رسانههای وابستهشان قدرت را در دست بگیرند. مجاهدین خلق هم در ارتباط با نیروهای بهشدت راست در غرب مسیری مشابه را دنبال میکنند.
با وجود این، در شرایطی که خطر حملهی نظامی و جنگ هم از سوی دیگر خیزش انقلابی را هر روز بیشتر تهدید میکند، نیروهای چپ و مترقی هنوز نتوانستهاند بدیلی سازمانیافته و مؤثر پیریزی کنند. هدف از این بیانیه شرح دوبارهی جنایتهای رژیم نیست، بلکه تلاش برای یافتن راهی برای دخالت مؤثر نیروهای چپ و مترقی در حمایت از جنبش مردم، و ارائهی فراخوانی برای «اتحاد در عمل» و اقدام هماهنگ این نیروها در حمایت از مردم، مقابله با سرکوب رژیم و بدیلهای ارتجاعی است.
ارزیابی ما در جمع هماندیشی چپ، که چند گرایش را دربر میگیرد، این است که بسیاری از کنشگران و گروههای چپ و پیشرو میتوانند با «اتحاد در عمل» از نیروی عظیم این خانوادهی بزرگ در راه پشتیبانی از مبارزات کارگران و تهیدستان و همهی مردم کشورمان، همراهی با آنها در راه کسب آزادی استفادهی بهینه ببرند. آزادی بهدست مردم ایران در داخل کشور و بدون دخالت دولتهای خارجی بهدست خواهد آمد. این همکاری را میتوان در گفتوگوهای مشترک از تبادل اطلاعات، همفکری و هماندیشی آغاز کرد و به همکاریها و اقدامهای مشترک در سطح عملی دست یافت.
بنابراین، تمامی نیروهای مترقی دلسوز را به برداشتن گامهای مشترک برای پیشبرد این وظیفهی راهبردی فرا میخوانیم.
نه سلطنت، نه رهبری؛ آزادی و برابری!
هماندیشی چپ
دیماه ۱۴۰۴ ــ ژانویه ۲۰۲۶
نشانی تماس:
hamandishichap22@gmail.com و hamandishichap2025@gmail.com
⬅️ یوتیوب هماندیشی چپ
⬅️تلگرام هماندیشی چپ
Forwarded from بيدارزنى
🟣 حاکمیت جمهوری اسلامی، بزرگترین کشتار دستهجمعی و جنایت علیه بشریت در تاریخ ۴۷ سال حکومتش را رقم زد. هزاران معترض ظرف ۶ روز با شلیک مستقیم گلولهی جنگی، ضربات قمه، باتوم و ضربوشتم ماموران یگان ویژه، سپاه، بسیج، لباس شخصی، ناجا و … کشته شدند. تنهای بیجان بیشماری به شیوهی #خاوران در گورهای دستهجمعی دفن شدند. پیکرهای بیجان عزیزانمان را با وانت و خاور به سردخانهها منتقل کردند. در ازای تحویل پیکرها، ارقامی (از ۴۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان) دریافت کردند. تحویل پیکر را به شرط امضا و پذیرش نام «شهید بسیجی» به خانوادهها تحویل دادند. به تن نیمهجان و بازداشتی معترضان، تیر خلاص زدند. مردم رشت را در #بازار_رشت در آتشسوزی عامدانه، سوزاندند و مابقی را به رگبار بستند. ۳۱ شهر ایران را به خون کشیدند و وقیحانه، چونان #کشتار _۶۷ به کشتهشدگان، منافق و معاند میگویند، با این تفاوت که امروز جوانان و مردم به گلولهی بسته ما را، تروریست نیز نام نهادند.
⚪️ این ویدیوی ۱۲ دقیقهای، ذرهای ناچیز از جنایت علیه بشریت این حکومت طاعونی است. سرگردانی مردمی جان به لب رسیده در پی پیدا کردن کالبدهایی کشته شده که با کامیون و وانت در فضای باز سردخانه پزشکی قانونی کهریزک تهران، رها شدهاند.
♦️هشدار:
میدانیم که دیدن ویدیوهای کشته و سلاخی شدهی عزیزانمان تا چه حد کشنده است. در شرایطی که حکومت، با قطعی ۱۵ روزهی اینترنت بینالملل خارجی و شبکهی داخلی، به کشتار و کتمان جنایات پرداخت، ابتداییترین کارکرد هر رسانهای، بازتاب و پژواک صدای خفهی شدهی مردم و انعکاس این جنایت است.
#ژن_ژیان_آزادی
#اعتراضات_سراسری
#قسم_به_خون_یاران_ایستادهایم_تا_پایان
@bidarzani
⚪️ این ویدیوی ۱۲ دقیقهای، ذرهای ناچیز از جنایت علیه بشریت این حکومت طاعونی است. سرگردانی مردمی جان به لب رسیده در پی پیدا کردن کالبدهایی کشته شده که با کامیون و وانت در فضای باز سردخانه پزشکی قانونی کهریزک تهران، رها شدهاند.
♦️هشدار:
میدانیم که دیدن ویدیوهای کشته و سلاخی شدهی عزیزانمان تا چه حد کشنده است. در شرایطی که حکومت، با قطعی ۱۵ روزهی اینترنت بینالملل خارجی و شبکهی داخلی، به کشتار و کتمان جنایات پرداخت، ابتداییترین کارکرد هر رسانهای، بازتاب و پژواک صدای خفهی شدهی مردم و انعکاس این جنایت است.
#ژن_ژیان_آزادی
#اعتراضات_سراسری
#قسم_به_خون_یاران_ایستادهایم_تا_پایان
@bidarzani