Forwarded from تلویزیون جنبش انقلابی
تظاهرات گسترده در همبستگی با مبارزات مردم ایران در پاریس
در ادامهی موج همبستگیهای بینالمللی با مبارزات مردمی در ایران، روز گذشته - شنبه ۲۷ دی ماه - پاریس شاهد تظاهراتی گسترده با حضور نیروهای چپ، رادیکال و مترقی بود؛ تجمعی که با هدف حمایت از خیزشهای اجتماعی، افشای تحریفهای رسانهای و مرزبندی روشن با تمامی اشکال ارتجاع، امپریالیسم و جنگطلبی برگزار شد.
این تظاهرات با حضور فعالان سیاسی، دانشجویان، کنشگران اجتماعی و نیروهای تبعیدی ایرانی و غیرایرانی شکل گرفت و تلاش داشت صدای واقعی اعتراضات مردم ایران را ـ آنگونه که در خیابانها، محل کار، دانشگاهها و مناطق حاشیهای جریان دارد ـ بازتاب دهد؛ صدایی که همزمان زیر فشار سرکوب جمهوری اسلامی و مصادرهی سیاسی نیروهای راست، فاشیستهای سلطنتطلب و مداخلهگر خارجی قرار دارد.
در جریان این تجمع، لیلا حسینزاده در سخنرانی خود با تأکید بر مشروعیت و رادیکالیسم مبارزات مردم ایران، از مقاومت اجتماعی علیه فقر، سرکوب، تبعیض و خشونت دولتی دفاع کرد. او در عین حال، با صراحت و قاطعیت، طیفی از نیروها و دولتها را مورد نقد و محکومیت قرار داد:
از حکومتهای امپریالیستی و سیاستهای مداخلهجویانهی آنان گرفته تا پروژههای موسوم به «محور مقاومت»، حامیان اسرائیل و آمریکا، و همچنین جریانهای سلطنتطلب. حسینزاده با برجستهکردن همسویی عینی سیاستهای این نیروها با جمهوری اسلامی، نشان داد چگونه هر یک از این بلوکها ـ با وجود تضادهای ظاهری ـ در عمل به بازتولید سرکوب، جنگ، و حذف صدای مستقل مردم یاری میرسانند.
سخنرانی او با استقبال گستردهی حاضران روبهرو شد، چرا که بهروشنی بر یک مرزبندی اساسی تأکید داشت: جداسازی صف زحمتکشان، فرودستان و نیروهای معترض اجتماعی از تمامی اشکال ارتجاع، چه در قالب دولتهای استبدادی داخلی و چه در شکل آلترناتیوهای دستساز خارجی.
برگزارکنندگان و شرکتکنندگان این تظاهرات تأکید کردند که آنچه امروز در شهرهای مختلف جهان در جریان است، بخشی از یک تلاش آگاهانه و سازمانیافته برای مقابله با تحریف مبارزات مردم ایران در رسانههای جریان اصلی و جلوگیری از مصادرهی سیاسی این مبارزات است. آنان تاکید کرند که همبستگی بینالمللی زمانی معنا دارد که نه به ابزار فشار ژئوپلیتیک، بلکه به پشتیبان مبارزات واقعی از پایین تبدیل شود.
تجمع پاریس در امتداد گردهمآییها و کنشهای مشابهی است که طی هفتههای اخیر در شهرهای مختلف اروپا و جهان برگزار شدهاند؛ کنشهایی که هدف مشترک آنها دفاع از استقلال مبارزات مردمی، مخالفت همزمان با استبداد، امپریالیسم و جنگ، و تقویت پیوند میان نیروهای مترقی در سطح منطقهای و جهانی است
#همبستگی_بینالمللی
#پاریس
#ایران
#اعتراضات_ایران
#مبارزات_مردمی
#نه_به_جنگ
#نه_به_امپریالیسم
#نه_به_استبداد
#علیه_سرکوب
#چپ_رادیکال
#نیروهای_مترقی
#صدای_خیابان
#نه_شاه_نه_شیخ
#نه_به_مصادره_اعتراضات
#همبستگی_با_مردم_ایران
https://t.me/JonbeshTV
در ادامهی موج همبستگیهای بینالمللی با مبارزات مردمی در ایران، روز گذشته - شنبه ۲۷ دی ماه - پاریس شاهد تظاهراتی گسترده با حضور نیروهای چپ، رادیکال و مترقی بود؛ تجمعی که با هدف حمایت از خیزشهای اجتماعی، افشای تحریفهای رسانهای و مرزبندی روشن با تمامی اشکال ارتجاع، امپریالیسم و جنگطلبی برگزار شد.
این تظاهرات با حضور فعالان سیاسی، دانشجویان، کنشگران اجتماعی و نیروهای تبعیدی ایرانی و غیرایرانی شکل گرفت و تلاش داشت صدای واقعی اعتراضات مردم ایران را ـ آنگونه که در خیابانها، محل کار، دانشگاهها و مناطق حاشیهای جریان دارد ـ بازتاب دهد؛ صدایی که همزمان زیر فشار سرکوب جمهوری اسلامی و مصادرهی سیاسی نیروهای راست، فاشیستهای سلطنتطلب و مداخلهگر خارجی قرار دارد.
در جریان این تجمع، لیلا حسینزاده در سخنرانی خود با تأکید بر مشروعیت و رادیکالیسم مبارزات مردم ایران، از مقاومت اجتماعی علیه فقر، سرکوب، تبعیض و خشونت دولتی دفاع کرد. او در عین حال، با صراحت و قاطعیت، طیفی از نیروها و دولتها را مورد نقد و محکومیت قرار داد:
از حکومتهای امپریالیستی و سیاستهای مداخلهجویانهی آنان گرفته تا پروژههای موسوم به «محور مقاومت»، حامیان اسرائیل و آمریکا، و همچنین جریانهای سلطنتطلب. حسینزاده با برجستهکردن همسویی عینی سیاستهای این نیروها با جمهوری اسلامی، نشان داد چگونه هر یک از این بلوکها ـ با وجود تضادهای ظاهری ـ در عمل به بازتولید سرکوب، جنگ، و حذف صدای مستقل مردم یاری میرسانند.
سخنرانی او با استقبال گستردهی حاضران روبهرو شد، چرا که بهروشنی بر یک مرزبندی اساسی تأکید داشت: جداسازی صف زحمتکشان، فرودستان و نیروهای معترض اجتماعی از تمامی اشکال ارتجاع، چه در قالب دولتهای استبدادی داخلی و چه در شکل آلترناتیوهای دستساز خارجی.
برگزارکنندگان و شرکتکنندگان این تظاهرات تأکید کردند که آنچه امروز در شهرهای مختلف جهان در جریان است، بخشی از یک تلاش آگاهانه و سازمانیافته برای مقابله با تحریف مبارزات مردم ایران در رسانههای جریان اصلی و جلوگیری از مصادرهی سیاسی این مبارزات است. آنان تاکید کرند که همبستگی بینالمللی زمانی معنا دارد که نه به ابزار فشار ژئوپلیتیک، بلکه به پشتیبان مبارزات واقعی از پایین تبدیل شود.
تجمع پاریس در امتداد گردهمآییها و کنشهای مشابهی است که طی هفتههای اخیر در شهرهای مختلف اروپا و جهان برگزار شدهاند؛ کنشهایی که هدف مشترک آنها دفاع از استقلال مبارزات مردمی، مخالفت همزمان با استبداد، امپریالیسم و جنگ، و تقویت پیوند میان نیروهای مترقی در سطح منطقهای و جهانی است
#همبستگی_بینالمللی
#پاریس
#ایران
#اعتراضات_ایران
#مبارزات_مردمی
#نه_به_جنگ
#نه_به_امپریالیسم
#نه_به_استبداد
#علیه_سرکوب
#چپ_رادیکال
#نیروهای_مترقی
#صدای_خیابان
#نه_شاه_نه_شیخ
#نه_به_مصادره_اعتراضات
#همبستگی_با_مردم_ایران
https://t.me/JonbeshTV
Telegram
تلویزیون جنبش انقلابی
تلویزیون جنبش خود را به صدایی متعهد میداند که از اعماق جامعه به گوش میرسد؛ با سابسکرایب کانال جنبش در یوتیوب و لایکها و کامنتهای خود به شنیده شدن هرچه بیشتر این
صدا کمک کنید.
تماس با آدمین
@TVjonbesh
https://youtube.com/@JE-TV?si=baBtmjizLHVzEY3F
صدا کمک کنید.
تماس با آدمین
@TVjonbesh
https://youtube.com/@JE-TV?si=baBtmjizLHVzEY3F
Forwarded from کلکتیو ۹۸
🚩 برگرفته از صفحهی روژا.پاریس
📍 ۶۰۰۰ نفر در #پاریس علیه شیخ و شاه
یک دقیقه سکوت
و نمایی فراگیر از همبستگی با مبارزات #ایران
عصر شنبه ۲۷ دیماه، در یک راهپیماییای کمسابقه، با به سازماندهی «کلکتیو روژا»، «انجمن عدالت ایران» و «آزادی برای ایران» و پشتیبانی گروههای سیاسی مختلف، جمعیتی حدود ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ نفر در شهر پاریس در فرانسه گرد هم آمدند تا با محکومکردن کشتارها و خشونتهای رژیم علیه معترضان در ایران، همبستگی خو درا با مردم اعلام کنند.
این تظاهرات با حضور گستردهٔ کلکتیوهای ایرانی، کُرد، فمینیستی-کوئیر و چپ، همچنین سندیکاها و طیفی از نهادها و تشکلهای حقوقبشری، سندیکالیستی و سیاسی از ایران و فرانسه برگزار شد. تمام احزاب چپ فرانسه از فراخوان تظاهرات پشتیبانی کردند و در آن حضور داشتند. محور اصلی این تجمع محکومیت کشتارها، خشونتها و جنایتهای جمهوری اسلامی بود.
شعارهای مکمل راهپیمایی، «ژن ژیان ئازادی»، «نه سلطنت، نه رهبری»، و «نه به مداخلهٔ خارجی» و «حق تعیینشرنوشت» بود.
از آنجا که چنین تجمع گستردهای در پاریس از زمان خیزش «زن، زندگی، آزادی» بیسابقه بوده است، میتوان آن را یک اعلام حضور مهم از سوی بلوک اپوزیسیون چپ دیاسپورا تلقی کرد که قادر است نه تنها بیلکنت و با صراحت و قاطعیت در برابر خشونتهای رژیم اسلامی ایران موضعگیری کند، بلکه توانایی جمعآوری تعداد زیادی از مخالفان سلطنتطلبی را نیز حول شعار «نه سلطنت، نه رهبری، آزادی و برابری» دارد. این شعار، که بارها از قیام ژینا تا خیزش اخیر در خیابانهای ایران شنیده شده، نمایانگر مخالفت گسترده مردم با هر دو نظام سلطنتی و دینی است.
این راهپیمایی نشان داد که نیروهایی که مخالف سلطنت هستند، نیازی به تبدیل شدن به پیادهنظام تظاهراتهای سلطنتطلبان ندارند تا از حضور این قشر خاکستری یا مخالف پهلوی به نفع برنامههای سیاسی ارتجاعی آنها استفاده کنند؛ بالعکس، با ساختن بلوک متحد و مترقی از نیروهای اپوزیسیون چپ و سوسیالدموکرات ضدسلطنتطلب، میتوان فضایی فراهم کرد که بسیاری از کسانی که تمایلی به پیوستن به تظاهرات طرفداران پسر دیکتاتور شاهی ندارند، جایی برای حضور خود بیابند.
به نظر میرسد این چشمانداز، افقی است که نیروهای مخالف جمهوری اسلامی و سلطنتطلبی میتوانند در افق سیاسی فعالیتهای خود ترسیم کنند. این راهپیمایی نشان داد که چنین افقی نه یک رویا، بلکه یک واقعیت دستیافتنی و حتی ضروری است.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#ایران
https://www.instagram.com/reel/DTqIvkXDGbC/?igsh=MWRudmQydXA5dGcweA==
📍 ۶۰۰۰ نفر در #پاریس علیه شیخ و شاه
یک دقیقه سکوت
و نمایی فراگیر از همبستگی با مبارزات #ایران
عصر شنبه ۲۷ دیماه، در یک راهپیماییای کمسابقه، با به سازماندهی «کلکتیو روژا»، «انجمن عدالت ایران» و «آزادی برای ایران» و پشتیبانی گروههای سیاسی مختلف، جمعیتی حدود ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ نفر در شهر پاریس در فرانسه گرد هم آمدند تا با محکومکردن کشتارها و خشونتهای رژیم علیه معترضان در ایران، همبستگی خو درا با مردم اعلام کنند.
این تظاهرات با حضور گستردهٔ کلکتیوهای ایرانی، کُرد، فمینیستی-کوئیر و چپ، همچنین سندیکاها و طیفی از نهادها و تشکلهای حقوقبشری، سندیکالیستی و سیاسی از ایران و فرانسه برگزار شد. تمام احزاب چپ فرانسه از فراخوان تظاهرات پشتیبانی کردند و در آن حضور داشتند. محور اصلی این تجمع محکومیت کشتارها، خشونتها و جنایتهای جمهوری اسلامی بود.
شعارهای مکمل راهپیمایی، «ژن ژیان ئازادی»، «نه سلطنت، نه رهبری»، و «نه به مداخلهٔ خارجی» و «حق تعیینشرنوشت» بود.
از آنجا که چنین تجمع گستردهای در پاریس از زمان خیزش «زن، زندگی، آزادی» بیسابقه بوده است، میتوان آن را یک اعلام حضور مهم از سوی بلوک اپوزیسیون چپ دیاسپورا تلقی کرد که قادر است نه تنها بیلکنت و با صراحت و قاطعیت در برابر خشونتهای رژیم اسلامی ایران موضعگیری کند، بلکه توانایی جمعآوری تعداد زیادی از مخالفان سلطنتطلبی را نیز حول شعار «نه سلطنت، نه رهبری، آزادی و برابری» دارد. این شعار، که بارها از قیام ژینا تا خیزش اخیر در خیابانهای ایران شنیده شده، نمایانگر مخالفت گسترده مردم با هر دو نظام سلطنتی و دینی است.
این راهپیمایی نشان داد که نیروهایی که مخالف سلطنت هستند، نیازی به تبدیل شدن به پیادهنظام تظاهراتهای سلطنتطلبان ندارند تا از حضور این قشر خاکستری یا مخالف پهلوی به نفع برنامههای سیاسی ارتجاعی آنها استفاده کنند؛ بالعکس، با ساختن بلوک متحد و مترقی از نیروهای اپوزیسیون چپ و سوسیالدموکرات ضدسلطنتطلب، میتوان فضایی فراهم کرد که بسیاری از کسانی که تمایلی به پیوستن به تظاهرات طرفداران پسر دیکتاتور شاهی ندارند، جایی برای حضور خود بیابند.
به نظر میرسد این چشمانداز، افقی است که نیروهای مخالف جمهوری اسلامی و سلطنتطلبی میتوانند در افق سیاسی فعالیتهای خود ترسیم کنند. این راهپیمایی نشان داد که چنین افقی نه یک رویا، بلکه یک واقعیت دستیافتنی و حتی ضروری است.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#ایران
https://www.instagram.com/reel/DTqIvkXDGbC/?igsh=MWRudmQydXA5dGcweA==
Instagram
@roja.parisfeminists4jina.paris
📍۶۰۰۰ نفر در پاریس علیه شیخ و شاه
یک دقیقه سکوت و نمایی فراگیر از همبستگی با مبارزات ایران
عصر شنبه ۲۷ دیماه، در یک راهپیماییای کمسابقه، با به سازماندهی «کلکتیو روژا»، «انجمن عدالت ایران» و «آزادی برای ایران» و پشتیبانی گروههای سیاسی مختلف، جمعیتی حدود…
یک دقیقه سکوت و نمایی فراگیر از همبستگی با مبارزات ایران
عصر شنبه ۲۷ دیماه، در یک راهپیماییای کمسابقه، با به سازماندهی «کلکتیو روژا»، «انجمن عدالت ایران» و «آزادی برای ایران» و پشتیبانی گروههای سیاسی مختلف، جمعیتی حدود…
Forwarded from کانال ئاشوب
این ماجرای "پهلوی برمیگرده" به نوعی یادآور "یا حسین میر حسین" است. هر دوی آنها بیشتر از آنکه نماینده حضور یک نظم گفتمانی باشند، غیاب ایدهای را نمایندگی میکنند که ناشی از تحلیل و تحمل تناقضات و اضداد است. هر دو محصول لحظهای هستند که در آن برخی از گروهبندیهای اجتماعی برای رسیدن به چشم اندازی روشن به یک "توافق" نیاز دارند. این توافق مبنایی باورمندانه و عقیدتی ندارد بلکه مستقیما متاثر از حس ناامنی و آشفتگی است. گروهبندیهای خسته و مستاصل که زیر فشار استبداد مستقر فلج شدهاند یک تغییر بزرگ و ناگهانی میخواهند. یا به زبانی روشنتر آنها "یک تغییر" میخواهند حتی اگر "هر تغییری" و به هر مقصدی باشد. پس پر بیراه نیست که اگر با خودشان بگویند: ما باید بر سر چیزی یا کسی به توافق برسیم که تمام پیچیدگیهای وضعیت را خنثی و ساده کند. لاجرم به سمت چیزی میروند که شمایل امکان را دارد اما در واقع به خودی خود یک امکان نیست.
میر حسین موسوی در زمان ظهورش آن سوژهی محبوب و مورد توافق نبود که توان ایجاد یک وفاق را داشته باشد اما استیصال جمعی در برابر استبداد مستقر، گروهبندیهای خسته را به حمایت از او تا والاترین سرحدات واداشت. او ناخواسته و نادانسته غیابی را نمایندگی میکرد که بدون یک پیروزیِ قطعی و سریع به شکستی مفتضحانه بدل میگشت. پیروزی قطعی حاصل نشد و موسوی بالکل از ادبیات سیاسی معترضان بیرون رفت. چرا که اساسا نمایندگیِ غیاب به چیزی جز غیابِ مطلق منتج نمیشود.
در وضعیت و فضایی بسیار متفاوتتر، اکنون نمایندگی این غیاب به شاهزاده سپرده شده. با این تفاوت که خود شاهزاده تمایلی دو چندان افزونتر به این مسئولیتِ پیچیده و ناممکن دارد. او بایستی بسیار زودتر و فوری تر میدانست که نمایندگی کردنِ غیاب در ساختِ مجمع الجزایریِ جامعهی ایران آن هم به صورت فردی و در دوره کنونی امری مطلقا ناممکن است و وضعیت را وارد مرحله خطرناکی از گلاویز شدنِ اضداد میکند. تجربه شکوهمند انقلاب ریزومیِ ژینا نشان داد که جامعهی ناراضیان در ایران چه اندازه شبکهای و متکثر است و ایجاد یک توافق بازنمایی شده با نادیده گرفتن این تکثر چگونه میتواند شکل و ماهیت یک جریان سیاسی را وحشی و استبدادی کند. با این همه شاهزاده و جریانهای حول او چنان سرمست این دستآورد شده اند که بالکل فراموش کردهاند نه دورنِ اسب چوبیِ تروا که دقیقاً روی آن نشستهاند.
میر حسین موسوی در زمان ظهورش آن سوژهی محبوب و مورد توافق نبود که توان ایجاد یک وفاق را داشته باشد اما استیصال جمعی در برابر استبداد مستقر، گروهبندیهای خسته را به حمایت از او تا والاترین سرحدات واداشت. او ناخواسته و نادانسته غیابی را نمایندگی میکرد که بدون یک پیروزیِ قطعی و سریع به شکستی مفتضحانه بدل میگشت. پیروزی قطعی حاصل نشد و موسوی بالکل از ادبیات سیاسی معترضان بیرون رفت. چرا که اساسا نمایندگیِ غیاب به چیزی جز غیابِ مطلق منتج نمیشود.
در وضعیت و فضایی بسیار متفاوتتر، اکنون نمایندگی این غیاب به شاهزاده سپرده شده. با این تفاوت که خود شاهزاده تمایلی دو چندان افزونتر به این مسئولیتِ پیچیده و ناممکن دارد. او بایستی بسیار زودتر و فوری تر میدانست که نمایندگی کردنِ غیاب در ساختِ مجمع الجزایریِ جامعهی ایران آن هم به صورت فردی و در دوره کنونی امری مطلقا ناممکن است و وضعیت را وارد مرحله خطرناکی از گلاویز شدنِ اضداد میکند. تجربه شکوهمند انقلاب ریزومیِ ژینا نشان داد که جامعهی ناراضیان در ایران چه اندازه شبکهای و متکثر است و ایجاد یک توافق بازنمایی شده با نادیده گرفتن این تکثر چگونه میتواند شکل و ماهیت یک جریان سیاسی را وحشی و استبدادی کند. با این همه شاهزاده و جریانهای حول او چنان سرمست این دستآورد شده اند که بالکل فراموش کردهاند نه دورنِ اسب چوبیِ تروا که دقیقاً روی آن نشستهاند.
Forwarded from کانال ئاشوب
فکر نمیکنم تا پیش از این در هیچ دورهی دیگری فضای اعتراضی تا این حد چیپ و سبُک شده باشد. لمپن بازی به امر طبیعی تبدیل شده و خطوط گریز خودشان مستقیما به سیاه چاله منتهی میشوند. جمهوری کشتار و اعدام هزار هزار جسد روی دستمان گذاشته اما آنطرف سرورِ انتقام از تاریخ، گوشها را کر کرده است. بازار هویت یابیِ ملی آن هم در یک ناهمزمانی بسیار گسترده با تاریخ منطقه حسابی داغ است و انگار یک سوژه ایرانی هیچ نیست غیر از یک ایرانی. این سوژه چنان در این یگانه هویت ادغام شده که دیگر نمیتواند یک زن، یا یک دگر جنس گرا، یا یک دگر اندیش یا مثلا یک دیگری باشد. و بدتر آنکه این نوع عجیب از نئو ناسیونالیسم ایرانی،( یا همان پهلوی گرایی از سر ناچاری) پیش از در دست گرفتن قدرت، چنان در نقش حکمرانی غرق شده است که حتی جهت شعارها و تمرکز مبارزهاش را از حاکمیت اهریمنی جمهوری اعدام برداشته و مستقیما مخالفان احتماالی اش را نشانه گرفته است. زن، زندگی، آزادی را نشانه گرفته است، وحشت از اتنیکها و کمینه ها و ... را نشانه گرفته است. سیل این هزاران خون نوعی سرمستی جنون آمیز قدرت را بیدار کرده است و همچنان مشتاق خون بیشترند. صدا به صدا نمیرسد و این جماعت همچنان در تمنای "کمکی" هستند که قرار بود به موقع از راه برسد اما نرسید. در این هیاهو امر سیاسی بالکل مرده است و چهره هایی این وضعیت کابوس وار را مهندسی و بازتولید میکنند که در این ۴۷ سال حتی یکبار آنها را ندیده ایم.
با آنها که از سر استیصال و فقدان رهبری متمرکز در این جریان ذوب شدهاند نمیشود حرفی زد یا اساسا چیزی پرسید. چون آنها صرفا واکنشگر هستند و واکنششان نتیجه منطقی انکار و کشتار جمهوری اعدام است. اما از آنهایی که زمانی سودای یک تجربه دمکراتیک را در سر داشته اند و کم و بیش برایش هزینه ای داده اند، میتوان پرسید: آیا با این جریان آشفته و نامتعین و تک هویتی میتوان به مقابله با این حکومت قاتل و اهریمنی رفت؟ اصلا آیا این سرمستی و ذوق زده گی میتواند دو ماه دیگر پایدار باشد و به یک جریان سیاسی تبدیل شود؟
با آنها که از سر استیصال و فقدان رهبری متمرکز در این جریان ذوب شدهاند نمیشود حرفی زد یا اساسا چیزی پرسید. چون آنها صرفا واکنشگر هستند و واکنششان نتیجه منطقی انکار و کشتار جمهوری اعدام است. اما از آنهایی که زمانی سودای یک تجربه دمکراتیک را در سر داشته اند و کم و بیش برایش هزینه ای داده اند، میتوان پرسید: آیا با این جریان آشفته و نامتعین و تک هویتی میتوان به مقابله با این حکومت قاتل و اهریمنی رفت؟ اصلا آیا این سرمستی و ذوق زده گی میتواند دو ماه دیگر پایدار باشد و به یک جریان سیاسی تبدیل شود؟
Forwarded from Radio Zamaneh
روژاوا و امتناعی که تاریخ را مختل میکند
چرا روژاوا تهدیدی وجودی برای نظمهای مسلط خاورمیانه محسوب میشود؟ پاسخ نه در قدرت نظامی، که در ارائه تعریفی جدید از سیاست نهفته است. یادداشت پیشرو، روژاوا را نه بهعنوان تلاشی برای دولتسازی، بلکه بهمثابه خروشی علیه «خیال همگنی» و سیاستهای مبتنی بر حذف «دیگری» تحلیل میکند. علی آشوری در این متن تشریح میکند که چگونه روژاوا با تغییر جایگاه زنان و دگرگونی مفهوم قدرت از «فرماندهی» به «مسئولیت»، اقتصاد اخلاقی سلطه را مختل کرده و ثابت میکند که آنچه سالها «ناممکن» خوانده میشد، تنها «ممنوع» بوده است.
https://www.radiozamaneh.com/875486/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
چرا روژاوا تهدیدی وجودی برای نظمهای مسلط خاورمیانه محسوب میشود؟ پاسخ نه در قدرت نظامی، که در ارائه تعریفی جدید از سیاست نهفته است. یادداشت پیشرو، روژاوا را نه بهعنوان تلاشی برای دولتسازی، بلکه بهمثابه خروشی علیه «خیال همگنی» و سیاستهای مبتنی بر حذف «دیگری» تحلیل میکند. علی آشوری در این متن تشریح میکند که چگونه روژاوا با تغییر جایگاه زنان و دگرگونی مفهوم قدرت از «فرماندهی» به «مسئولیت»، اقتصاد اخلاقی سلطه را مختل کرده و ثابت میکند که آنچه سالها «ناممکن» خوانده میشد، تنها «ممنوع» بوده است.
https://www.radiozamaneh.com/875486/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
روژاوا و امتناعی که تاریخ را مختل میکند
چرا روژاوا تهدیدی وجودی برای نظمهای مسلط خاورمیانه محسوب میشود؟ پاسخ نه در قدرت نظامی، که در ارائه تعریفی جدید از سیاست نهفته است. یادداشت پیشرو، روژاوا را نه بهعنوان تلاشی برای دولتسازی، بلکه بهمثابه خروشی علیه «خیال همگنی» و سیاستهای مبتنی بر حذف…
Forwarded from Radio Zamaneh
روژآوا در محاصره ارتجاع؛ از شکست داعش تا بازگشت تروریسم در لباس دولت
هیوا امانی ـ روژآوا پس از شکست داعش، حالا با تهدیدی تازه روبهروست: بازگشت همان ارتجاع، اینبار در لباس «دولت» و «توافقنامه». این متن نشان میدهد چگونه پروژههای منطقهای و جهانی میکوشند یکی از معدود تجربههای مردمی و رهاییبخش خاورمیانه را خنثی کنند؛ و چرا برای مردم کورد، مبارزه با ارتجاع در سوریه و ایران دو جبهه از یک نبرد واحد است.
https://www.radiozamaneh.com/875429/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
هیوا امانی ـ روژآوا پس از شکست داعش، حالا با تهدیدی تازه روبهروست: بازگشت همان ارتجاع، اینبار در لباس «دولت» و «توافقنامه». این متن نشان میدهد چگونه پروژههای منطقهای و جهانی میکوشند یکی از معدود تجربههای مردمی و رهاییبخش خاورمیانه را خنثی کنند؛ و چرا برای مردم کورد، مبارزه با ارتجاع در سوریه و ایران دو جبهه از یک نبرد واحد است.
https://www.radiozamaneh.com/875429/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
روژآوا در محاصره ارتجاع؛ از شکست داعش تا بازگشت تروریسم در لباس دولت
هیوا امانی ـ روژآوا پس از شکست داعش، حالا با تهدیدی تازه روبهروست: بازگشت همان ارتجاع، اینبار در لباس «دولت» و «توافقنامه». این متن نشان میدهد چگونه پروژههای منطقهای و جهانی میکوشند یکی از معدود تجربههای مردمی و رهاییبخش خاورمیانه را خنثی کنند؛…
🔴 پیام از کوبانی
امینه وسو و فیواز احمد
شهرداران مشترک کوبانی
۲۰ ژانویه ۲۰۲۶
«آنچه ما در کوبانی تجربه میکنیم فراتر از تصور مردم است. حتی قبل از شروع حملات، هیئت تحریر الشام آب آشامیدنی و برق را قطع کرد. تقریباً ۴۰۰۰۰۰ نفر دیگر به این مایحتاج اولیه دسترسی ندارند. علاوهبر این، شهر کاملاً محاصره شده است. مرز ترکیه از شمال کوبانی عبور میکند. افرادی که به این مرز نزدیک شدند توسط سربازان ترکیه مورد اصابت گلوله قرار گرفتند. هیئت تحریر الشام ما را از سه طرف محاصره کرده است. ما در شرایط محاصرهی بسیار سختی قرار داریم. کودکان، سالمندان، افراد دارای نیازهای ویژه، افراد دارای معلولیت و افراد دارای بیماریهای مزمن همگی در معرض خطر هستند.» بیماریها در وضعیت بسیار دشواری قرار دارند. داروی کافی در شهر وجود ندارد. هزاران کودک نمیتوانند به مدرسه بروند.
علاوهبر این، هزاران جوان اهل کوبانی که برای زندگی، برای جهان و برای بشریت در برابر تاریکی جنگیدند، اکنون با نسلکشی بالقوه روبرو هستند. با این حال، آنها همچنان به مقاومت ادامه میدهند - با کمترین منابع موجود. دولت ترکیه و دولت انتقالیِ سوریه (HTS) روستاهای اطراف کوبانی را بهشدت بمباران میکنند. ما ارتباط با این روستاها را از دست دادهایم؛ هیچکس نمیداند در آنجا چه میگذرد.
بیرحمی و وحشیگری که در منطقهی اطراف کوبانی رخ میدهد، دلخراش است.
وقتی به روستایی حمله میشود، ابتدا دسترسی به اینترنت قطع میشود و تلفنها مصادره میشوند. اگر حتی کوچکترین مدرکی از همکاری با دولت محلی در تلفنها پیدا کنند، مردم به طرز وحشیانهای قتل عام میشوند.
ما نیز تا حد زیادی از دنیای خارج جدا شدهایم. بنابراین، ما امیدواریم و از همه مردم دموکراتیک و صلحدوست میخواهیم که همهی کسانی که طی مقاومت سال ۲۰۱۴ در کنار کوبانی ایستادند، ساکت نمانند و صدای خود را به گوش جهانیان برسانند. ما در کوبانی با تمام توان فریاد میزنیم - اما ظاهراً کسی صدای ما را نمیشنود. ۴۰۰۰ نفر از مبارزان ما از کوبانی جان خود را برای دفاع از بشریت (در برابر داعش) فدا کردند.
ما به کسی حمله نکردیم. تمام تلاشهای ما برای صلح مردم ما و کشورهای همسایهمان بود. متأسفانه، امروز میبینیم که به جز نیروهای خودمان و جوانانمان که در قالب بسیج عمومی از خود دفاع میکنند، تنها تعداد کمی در کنار ما با صدای بلند صحبت میکنند. ما با قتل عام و نسلکشی روبرو هستیم. مبارزان HTS دائماً ویدیوهایی تهدیدآمیز منتشر میکنند و قصد خود را برای سر بریدن مردم کوبانی اعلام میکنند.
جهان میداند چه کسی داعش را در کوبانی شکست داد. مردم کوبانی پروژهی تاریک دولت اسلامی را سرنگون کردند. با این حال، امروز تنها تعداد کمی از کسانی را میبینیم که زمانی ادعا میکردند در کنار ما هستند. آنها با مردم کوبانی همبستگی نشان میدهند.
ما به عنوان مردم کوبانی تصمیم گرفتهایم:
در برابر نسلکشی مقاومت خواهیم کرد. ما از خود، خانوادههایمان و دستاوردهای انقلابمان دفاع خواهیم کرد.
ما بار دیگر از همه میخواهیم که در کنار مردم کوبانی بایستند، همبستگی خود را نشان دهند و آگاهیبخشی کنند. سکوت اطراف ما از خود مرگ بدتر است. سکوت نکنید!
Emîna Wêso & Fewaz Ehmed
شهرداران مشترک کوبانی
۲۰ ژانویه ۲۰۲۶
--------------------
@kdialectic
امینه وسو و فیواز احمد
شهرداران مشترک کوبانی
۲۰ ژانویه ۲۰۲۶
«آنچه ما در کوبانی تجربه میکنیم فراتر از تصور مردم است. حتی قبل از شروع حملات، هیئت تحریر الشام آب آشامیدنی و برق را قطع کرد. تقریباً ۴۰۰۰۰۰ نفر دیگر به این مایحتاج اولیه دسترسی ندارند. علاوهبر این، شهر کاملاً محاصره شده است. مرز ترکیه از شمال کوبانی عبور میکند. افرادی که به این مرز نزدیک شدند توسط سربازان ترکیه مورد اصابت گلوله قرار گرفتند. هیئت تحریر الشام ما را از سه طرف محاصره کرده است. ما در شرایط محاصرهی بسیار سختی قرار داریم. کودکان، سالمندان، افراد دارای نیازهای ویژه، افراد دارای معلولیت و افراد دارای بیماریهای مزمن همگی در معرض خطر هستند.» بیماریها در وضعیت بسیار دشواری قرار دارند. داروی کافی در شهر وجود ندارد. هزاران کودک نمیتوانند به مدرسه بروند.
علاوهبر این، هزاران جوان اهل کوبانی که برای زندگی، برای جهان و برای بشریت در برابر تاریکی جنگیدند، اکنون با نسلکشی بالقوه روبرو هستند. با این حال، آنها همچنان به مقاومت ادامه میدهند - با کمترین منابع موجود. دولت ترکیه و دولت انتقالیِ سوریه (HTS) روستاهای اطراف کوبانی را بهشدت بمباران میکنند. ما ارتباط با این روستاها را از دست دادهایم؛ هیچکس نمیداند در آنجا چه میگذرد.
بیرحمی و وحشیگری که در منطقهی اطراف کوبانی رخ میدهد، دلخراش است.
وقتی به روستایی حمله میشود، ابتدا دسترسی به اینترنت قطع میشود و تلفنها مصادره میشوند. اگر حتی کوچکترین مدرکی از همکاری با دولت محلی در تلفنها پیدا کنند، مردم به طرز وحشیانهای قتل عام میشوند.
ما نیز تا حد زیادی از دنیای خارج جدا شدهایم. بنابراین، ما امیدواریم و از همه مردم دموکراتیک و صلحدوست میخواهیم که همهی کسانی که طی مقاومت سال ۲۰۱۴ در کنار کوبانی ایستادند، ساکت نمانند و صدای خود را به گوش جهانیان برسانند. ما در کوبانی با تمام توان فریاد میزنیم - اما ظاهراً کسی صدای ما را نمیشنود. ۴۰۰۰ نفر از مبارزان ما از کوبانی جان خود را برای دفاع از بشریت (در برابر داعش) فدا کردند.
ما به کسی حمله نکردیم. تمام تلاشهای ما برای صلح مردم ما و کشورهای همسایهمان بود. متأسفانه، امروز میبینیم که به جز نیروهای خودمان و جوانانمان که در قالب بسیج عمومی از خود دفاع میکنند، تنها تعداد کمی در کنار ما با صدای بلند صحبت میکنند. ما با قتل عام و نسلکشی روبرو هستیم. مبارزان HTS دائماً ویدیوهایی تهدیدآمیز منتشر میکنند و قصد خود را برای سر بریدن مردم کوبانی اعلام میکنند.
جهان میداند چه کسی داعش را در کوبانی شکست داد. مردم کوبانی پروژهی تاریک دولت اسلامی را سرنگون کردند. با این حال، امروز تنها تعداد کمی از کسانی را میبینیم که زمانی ادعا میکردند در کنار ما هستند. آنها با مردم کوبانی همبستگی نشان میدهند.
ما به عنوان مردم کوبانی تصمیم گرفتهایم:
در برابر نسلکشی مقاومت خواهیم کرد. ما از خود، خانوادههایمان و دستاوردهای انقلابمان دفاع خواهیم کرد.
ما بار دیگر از همه میخواهیم که در کنار مردم کوبانی بایستند، همبستگی خود را نشان دهند و آگاهیبخشی کنند. سکوت اطراف ما از خود مرگ بدتر است. سکوت نکنید!
Emîna Wêso & Fewaz Ehmed
شهرداران مشترک کوبانی
۲۰ ژانویه ۲۰۲۶
--------------------
@kdialectic
Forwarded from هماندیشی چپ
دعوت به «اتحاد در عمل» برای دفاع از جنبشهای مردمی
https://t.me/left_forum/221
خیزشی انقلابی در ایران شکل گرفته است. مردم که از وضعیت فاجعهبار اقتصادی و سیاسی بهستوه آمدهاند، بار دیگر به خیابانها ریختهاند؛ خشم خود را علیه جنایت، فساد، بیکفایتی و سرکوب رژیم نشان دادهاند؛ و خواستار سرنگونی آن شدهاند. جمهوری اسلامی همچون گذشته با خشونتی بیسابقه به سرکوب معترضان پرداخته است: از جمله کشتار با سلاحهای سنگین، تیراندازی مستقیم به مردم، حمله به بیمارستانها، و برقراری حکومت نظامی و ...
آمار دقیق قربانیان هنوز روشن نیست، اما منابع مستقل از هزاران کشته و دهها هزار بازداشتی خبر میدهند. حتی رهبران رژیم ناچار شدهاند به گستردگی تلفات اعتراف کنند.
سرکوب وحشیانهی کنونی ادامهی روندی است که طی دهههای گذشته همواره جاری بوده است. اعتراضهای مردمی که پس از سال ۱۳۸۸ بهتدریج رادیکالتر و گستردهتر شدهاند، دیگر محدود به چارچوب جمهوری اسلامی نماندهاند. خیزشهای سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۳۹۹ و بهویژه خیزش «زن، زندگی، آزادی» نمونههایی از این روند بودهاند. حرکت انقلابی سال ۱۴۰۴ هم گستردهترین حرکت مردمی سالهای اخیر محسوب میشود.
در این میان جریانهای «رژیم چنج»، بهویژه سلطنتطلبان و مجاهدین خلق، و جریانهای دیگر نیز در تلاش برای مطرحکردن بدیلهای ارتجاعی در مقابل رژیم هستند. سلطنتطلبان به رهبری رضا پهلوی، آشکارا از الگوهای سرکوبگرانه سخن میگویند، و میکوشند با حمایت نظامی دولتهای خارجی و رسانههای وابستهشان قدرت را در دست بگیرند. مجاهدین خلق هم در ارتباط با نیروهای بهشدت راست در غرب مسیری مشابه را دنبال میکنند.
با وجود این، در شرایطی که خطر حملهی نظامی و جنگ هم از سوی دیگر خیزش انقلابی را هر روز بیشتر تهدید میکند، نیروهای چپ و مترقی هنوز نتوانستهاند بدیلی سازمانیافته و مؤثر پیریزی کنند. هدف از این بیانیه شرح دوبارهی جنایتهای رژیم نیست، بلکه تلاش برای یافتن راهی برای دخالت مؤثر نیروهای چپ و مترقی در حمایت از جنبش مردم، و ارائهی فراخوانی برای «اتحاد در عمل» و اقدام هماهنگ این نیروها در حمایت از مردم، مقابله با سرکوب رژیم و بدیلهای ارتجاعی است.
ارزیابی ما در جمع هماندیشی چپ، که چند گرایش را دربر میگیرد، این است که بسیاری از کنشگران و گروههای چپ و پیشرو میتوانند با «اتحاد در عمل» از نیروی عظیم این خانوادهی بزرگ در راه پشتیبانی از مبارزات کارگران و تهیدستان و همهی مردم کشورمان، همراهی با آنها در راه کسب آزادی استفادهی بهینه ببرند. آزادی بهدست مردم ایران در داخل کشور و بدون دخالت دولتهای خارجی بهدست خواهد آمد. این همکاری را میتوان در گفتوگوهای مشترک از تبادل اطلاعات، همفکری و هماندیشی آغاز کرد و به همکاریها و اقدامهای مشترک در سطح عملی دست یافت.
بنابراین، تمامی نیروهای مترقی دلسوز را به برداشتن گامهای مشترک برای پیشبرد این وظیفهی راهبردی فرا میخوانیم.
نه سلطنت، نه رهبری؛ آزادی و برابری!
هماندیشی چپ
دیماه ۱۴۰۴ ــ ژانویه ۲۰۲۶
نشانی تماس:
hamandishichap22@gmail.com و hamandishichap2025@gmail.com
⬅️ یوتیوب هماندیشی چپ
⬅️تلگرام هماندیشی چپ
https://t.me/left_forum/221
خیزشی انقلابی در ایران شکل گرفته است. مردم که از وضعیت فاجعهبار اقتصادی و سیاسی بهستوه آمدهاند، بار دیگر به خیابانها ریختهاند؛ خشم خود را علیه جنایت، فساد، بیکفایتی و سرکوب رژیم نشان دادهاند؛ و خواستار سرنگونی آن شدهاند. جمهوری اسلامی همچون گذشته با خشونتی بیسابقه به سرکوب معترضان پرداخته است: از جمله کشتار با سلاحهای سنگین، تیراندازی مستقیم به مردم، حمله به بیمارستانها، و برقراری حکومت نظامی و ...
آمار دقیق قربانیان هنوز روشن نیست، اما منابع مستقل از هزاران کشته و دهها هزار بازداشتی خبر میدهند. حتی رهبران رژیم ناچار شدهاند به گستردگی تلفات اعتراف کنند.
سرکوب وحشیانهی کنونی ادامهی روندی است که طی دهههای گذشته همواره جاری بوده است. اعتراضهای مردمی که پس از سال ۱۳۸۸ بهتدریج رادیکالتر و گستردهتر شدهاند، دیگر محدود به چارچوب جمهوری اسلامی نماندهاند. خیزشهای سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۳۹۹ و بهویژه خیزش «زن، زندگی، آزادی» نمونههایی از این روند بودهاند. حرکت انقلابی سال ۱۴۰۴ هم گستردهترین حرکت مردمی سالهای اخیر محسوب میشود.
در این میان جریانهای «رژیم چنج»، بهویژه سلطنتطلبان و مجاهدین خلق، و جریانهای دیگر نیز در تلاش برای مطرحکردن بدیلهای ارتجاعی در مقابل رژیم هستند. سلطنتطلبان به رهبری رضا پهلوی، آشکارا از الگوهای سرکوبگرانه سخن میگویند، و میکوشند با حمایت نظامی دولتهای خارجی و رسانههای وابستهشان قدرت را در دست بگیرند. مجاهدین خلق هم در ارتباط با نیروهای بهشدت راست در غرب مسیری مشابه را دنبال میکنند.
با وجود این، در شرایطی که خطر حملهی نظامی و جنگ هم از سوی دیگر خیزش انقلابی را هر روز بیشتر تهدید میکند، نیروهای چپ و مترقی هنوز نتوانستهاند بدیلی سازمانیافته و مؤثر پیریزی کنند. هدف از این بیانیه شرح دوبارهی جنایتهای رژیم نیست، بلکه تلاش برای یافتن راهی برای دخالت مؤثر نیروهای چپ و مترقی در حمایت از جنبش مردم، و ارائهی فراخوانی برای «اتحاد در عمل» و اقدام هماهنگ این نیروها در حمایت از مردم، مقابله با سرکوب رژیم و بدیلهای ارتجاعی است.
ارزیابی ما در جمع هماندیشی چپ، که چند گرایش را دربر میگیرد، این است که بسیاری از کنشگران و گروههای چپ و پیشرو میتوانند با «اتحاد در عمل» از نیروی عظیم این خانوادهی بزرگ در راه پشتیبانی از مبارزات کارگران و تهیدستان و همهی مردم کشورمان، همراهی با آنها در راه کسب آزادی استفادهی بهینه ببرند. آزادی بهدست مردم ایران در داخل کشور و بدون دخالت دولتهای خارجی بهدست خواهد آمد. این همکاری را میتوان در گفتوگوهای مشترک از تبادل اطلاعات، همفکری و هماندیشی آغاز کرد و به همکاریها و اقدامهای مشترک در سطح عملی دست یافت.
بنابراین، تمامی نیروهای مترقی دلسوز را به برداشتن گامهای مشترک برای پیشبرد این وظیفهی راهبردی فرا میخوانیم.
نه سلطنت، نه رهبری؛ آزادی و برابری!
هماندیشی چپ
دیماه ۱۴۰۴ ــ ژانویه ۲۰۲۶
نشانی تماس:
hamandishichap22@gmail.com و hamandishichap2025@gmail.com
⬅️ یوتیوب هماندیشی چپ
⬅️تلگرام هماندیشی چپ