https://tinyurl.com/ykrpepus
کلیاتی دربارهی
نسبت چپ ضدسرمایهداری با اعتراضات تودهای در ایران
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۱۲ دی ۱۴۰۴
مقدمه: پیشاپیش از مخاطبان این متن، یحتمل رفقای چپ، پوزش میخواهیم که در این یادداشت با مُشتی کلیگویی (و بهناچار سخنان تکراری) مواجه خواهند شد. در مقام توجیه باید بگوییم که انگیزه و دغدغهی اصلی نوشتن متنِ حاضر این پرسش کلی و (متأسفانه تکراری)ست که چپ ضدسرمایهداریِ جغرافیایِ ایران چگونه میباید با اعتراضات تودهای جاری در ایران مواجه شود. بهواقع، دستکم بنا به مشاهدات ما، بخشی از نیروهای چپ در مواجهه با تازهترین تجلیِ خیزشهای تودهایِ قابل انتظار، اینبار آشکارا – با برداشتن گامی حزماندیشانه رو به عقب – نفس دخالتگری چپ در این اعتراضات یا ضرورتِ آن را مورد پرسش و تردید قرار میدهند، نه نحوهی این دخالتگری را. صادقانه بگوییم، با اینکه ما (متاسفانه) پاسخ و راهکاری انضمامی برای نحوهی دخالتگری چپ در اعتراضات جاری در چنته نداریم، اما نفس این دخالتگری را ضروری میدانیم. بنابراین، از آنجا که برخی تردیدها و پرسشهای موجود در فضای کنونیِ «مباحثات چپ» (متأسفانه ترم «مباحثات» قدری اغراقآمیز است) سمتوسویی کلی دارند، مواجهه با آنها نیز بهناچار باید از کلیات آغاز شود. بههر رو، امیدواریم این یادداشتِ مقدماتی بهسهم خود برای درگرفتن یا تقویتِ چنین گفتگوهایی مفید باشد.
* * *
خیزش اعتراضی جاری در ایران (دی ۱۴۰۴) بار دیگر این پرسش عام و تعیینکننده – ولی دردناک – را پیش کشیده است که: «نسبت نیروهای چپ/مترقی با موج جدید اعتراضات و خیزشهای خودانگیختهی تودهها چیست؟»
شاید نگاهی به مختصات تاریخیِ زمانهای که این پرسشِ ظاهراً ساده در آن تکرار میشود، دشواری رویارویی با آن را روشن کند:
عصری که ثمرات چند دهه سیاستزُدایی نولیبرالی از عرصهی عمومیْ همچون دیوارهایی دیرین تثبیت شدهاند و بدیهی و عبورناپذیر مینمایند؛ عصری که افول جنبشهای کارگری و حذف سازمانهای سیاسی چپگرا، با بیاعتبارشدن جمعگرایی و آرمانهای جهانشمول نظیر سوسیالیسم همراه بوده است؛ عصری که پراکندگیهای تحمیلی بر جوامع و انسانهای اتمیزهشده، با تقدیس فردگرایی تزئین و عادیسازی شدهاند؛ عصری بحرانزا و بحرانزده که مردمان اتمیزهشده را در برابر پیامدهای بحرانهای مزمن و متعدد بیدفاع و مستأصل کرده است؛ عصری که مواجههی مستمر با کرانهای محدود توانِ فردی – در برابر تهاجم ساختارهای مسلط – مولد دایمی ترس و ناایمنی و اضطراب بوده است و بسیاری از افراد را مستعد پذیرش گفتارهای پوپولیستی و ارتجاعی کرده است؛ عصری که بنیادگراییهای مذهبی و ملی (یا تلفیق این دو)، با تصاحب جای خالی سیاست، وعدهی امنیت و رفاه و آرامش میدهند و همراه با نمایندگان سیاسیِ سرمایهداری در حال گورکَنیِ ایدهی دموکراسی هستند؛ عصری که طنین فزآیندهی چپستیزی و زن*ستیزی و دگرهراسیْ فاشیسم را با نام کوچکاش فراخوانده است؛ عصری که دولتهای سرمایهداری برای حفظ شالودههای خویش – در معاملهای ناگزیر با بحرانهای مزمن – سیاست را با «مرگسیاست» تاخت زدهاند؛ عصری که امپریالیسم برای انجام وظیفهی تاریخیاش در خدمت به فربهشدن سرمایه بار دیگر چکمهی کهنهی استعمارگری به پا کرده است و بار دیگر چرخدندههای فرسودهی ماشین سودسازی را با زور ارابههای جنگی بهحرکت در میآورد؛ عصری که بیپناهی عام انسانها در برابر ساختارهای مسلط به دشمنخویی گروههای انسانی نسبت به یکدیگر مبدل شده است و شعارهای «سیاست هویت» را جذابتر از ایدههای مبتنی بر همبستگی کرده است؛ عصری که همراه با توحش روزافزون سرمایه و خودبیگانگی فزایندهی انسانها، انسان هر چه بیشتر در حال دگردیسی به «گرگِ انسان» است؛ … و سرانجام، عصری که نیروهای چپِ ضدسرمایهداری جایی بهتر از حواشیِ سیاسی–اجتماعیِ جوامع ندارند و در تجربهی دایم تنگناهای خویش، حسرت هژمونیِ نسبیِ ازدسترفتهی چپ را میخوردند.
حال، بار دیگر به پرسش نخست بازگردیم: آیا در عصری با چنین مختصاتیْ بهراستی جایی، ضرورتی و امکانی برای مداخلهگری نیروهای چپ در خیزشها و اعتراضات خودانگیختهی تودهها باقی مانده است؟
پاسخ ما – چنانکه اشاره کردیم – یک آریِ قاطعانه است. چون همهی موانع و تنگناهایی که برشمردیم تنها حاکی از آناند که چگونه زمانهی معاصر بیش از همیشه ماهیت حقیقیِ زامبیوارِ سرمایه را آزاد و محقق کرده است. و از آنجا که سرمایه در مسیر گرایش درونیاش بهسمت خودگستریِ هرچه بیشتر و کسب سوژگی مطلقِ تاریخی علیالاصول هرچه بیشتر بهسمت ابژهسازیِ مطلق انسانها و نهایتاً مرگ همگانی فشار میآورد، مقاومت تودهای در برابر تهاجمات افراطیِ سرمایهداری اجتنابناپذیر است؛
#اعتراضات_تودهای
#مرگ_بر_دیکتاتور
#به_نام_زندگی
#ژن_ژیان_ئازادی
@kdialectic
کلیاتی دربارهی
نسبت چپ ضدسرمایهداری با اعتراضات تودهای در ایران
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۱۲ دی ۱۴۰۴
مقدمه: پیشاپیش از مخاطبان این متن، یحتمل رفقای چپ، پوزش میخواهیم که در این یادداشت با مُشتی کلیگویی (و بهناچار سخنان تکراری) مواجه خواهند شد. در مقام توجیه باید بگوییم که انگیزه و دغدغهی اصلی نوشتن متنِ حاضر این پرسش کلی و (متأسفانه تکراری)ست که چپ ضدسرمایهداریِ جغرافیایِ ایران چگونه میباید با اعتراضات تودهای جاری در ایران مواجه شود. بهواقع، دستکم بنا به مشاهدات ما، بخشی از نیروهای چپ در مواجهه با تازهترین تجلیِ خیزشهای تودهایِ قابل انتظار، اینبار آشکارا – با برداشتن گامی حزماندیشانه رو به عقب – نفس دخالتگری چپ در این اعتراضات یا ضرورتِ آن را مورد پرسش و تردید قرار میدهند، نه نحوهی این دخالتگری را. صادقانه بگوییم، با اینکه ما (متاسفانه) پاسخ و راهکاری انضمامی برای نحوهی دخالتگری چپ در اعتراضات جاری در چنته نداریم، اما نفس این دخالتگری را ضروری میدانیم. بنابراین، از آنجا که برخی تردیدها و پرسشهای موجود در فضای کنونیِ «مباحثات چپ» (متأسفانه ترم «مباحثات» قدری اغراقآمیز است) سمتوسویی کلی دارند، مواجهه با آنها نیز بهناچار باید از کلیات آغاز شود. بههر رو، امیدواریم این یادداشتِ مقدماتی بهسهم خود برای درگرفتن یا تقویتِ چنین گفتگوهایی مفید باشد.
* * *
خیزش اعتراضی جاری در ایران (دی ۱۴۰۴) بار دیگر این پرسش عام و تعیینکننده – ولی دردناک – را پیش کشیده است که: «نسبت نیروهای چپ/مترقی با موج جدید اعتراضات و خیزشهای خودانگیختهی تودهها چیست؟»
شاید نگاهی به مختصات تاریخیِ زمانهای که این پرسشِ ظاهراً ساده در آن تکرار میشود، دشواری رویارویی با آن را روشن کند:
عصری که ثمرات چند دهه سیاستزُدایی نولیبرالی از عرصهی عمومیْ همچون دیوارهایی دیرین تثبیت شدهاند و بدیهی و عبورناپذیر مینمایند؛ عصری که افول جنبشهای کارگری و حذف سازمانهای سیاسی چپگرا، با بیاعتبارشدن جمعگرایی و آرمانهای جهانشمول نظیر سوسیالیسم همراه بوده است؛ عصری که پراکندگیهای تحمیلی بر جوامع و انسانهای اتمیزهشده، با تقدیس فردگرایی تزئین و عادیسازی شدهاند؛ عصری بحرانزا و بحرانزده که مردمان اتمیزهشده را در برابر پیامدهای بحرانهای مزمن و متعدد بیدفاع و مستأصل کرده است؛ عصری که مواجههی مستمر با کرانهای محدود توانِ فردی – در برابر تهاجم ساختارهای مسلط – مولد دایمی ترس و ناایمنی و اضطراب بوده است و بسیاری از افراد را مستعد پذیرش گفتارهای پوپولیستی و ارتجاعی کرده است؛ عصری که بنیادگراییهای مذهبی و ملی (یا تلفیق این دو)، با تصاحب جای خالی سیاست، وعدهی امنیت و رفاه و آرامش میدهند و همراه با نمایندگان سیاسیِ سرمایهداری در حال گورکَنیِ ایدهی دموکراسی هستند؛ عصری که طنین فزآیندهی چپستیزی و زن*ستیزی و دگرهراسیْ فاشیسم را با نام کوچکاش فراخوانده است؛ عصری که دولتهای سرمایهداری برای حفظ شالودههای خویش – در معاملهای ناگزیر با بحرانهای مزمن – سیاست را با «مرگسیاست» تاخت زدهاند؛ عصری که امپریالیسم برای انجام وظیفهی تاریخیاش در خدمت به فربهشدن سرمایه بار دیگر چکمهی کهنهی استعمارگری به پا کرده است و بار دیگر چرخدندههای فرسودهی ماشین سودسازی را با زور ارابههای جنگی بهحرکت در میآورد؛ عصری که بیپناهی عام انسانها در برابر ساختارهای مسلط به دشمنخویی گروههای انسانی نسبت به یکدیگر مبدل شده است و شعارهای «سیاست هویت» را جذابتر از ایدههای مبتنی بر همبستگی کرده است؛ عصری که همراه با توحش روزافزون سرمایه و خودبیگانگی فزایندهی انسانها، انسان هر چه بیشتر در حال دگردیسی به «گرگِ انسان» است؛ … و سرانجام، عصری که نیروهای چپِ ضدسرمایهداری جایی بهتر از حواشیِ سیاسی–اجتماعیِ جوامع ندارند و در تجربهی دایم تنگناهای خویش، حسرت هژمونیِ نسبیِ ازدسترفتهی چپ را میخوردند.
حال، بار دیگر به پرسش نخست بازگردیم: آیا در عصری با چنین مختصاتیْ بهراستی جایی، ضرورتی و امکانی برای مداخلهگری نیروهای چپ در خیزشها و اعتراضات خودانگیختهی تودهها باقی مانده است؟
پاسخ ما – چنانکه اشاره کردیم – یک آریِ قاطعانه است. چون همهی موانع و تنگناهایی که برشمردیم تنها حاکی از آناند که چگونه زمانهی معاصر بیش از همیشه ماهیت حقیقیِ زامبیوارِ سرمایه را آزاد و محقق کرده است. و از آنجا که سرمایه در مسیر گرایش درونیاش بهسمت خودگستریِ هرچه بیشتر و کسب سوژگی مطلقِ تاریخی علیالاصول هرچه بیشتر بهسمت ابژهسازیِ مطلق انسانها و نهایتاً مرگ همگانی فشار میآورد، مقاومت تودهای در برابر تهاجمات افراطیِ سرمایهداری اجتنابناپذیر است؛
#اعتراضات_تودهای
#مرگ_بر_دیکتاتور
#به_نام_زندگی
#ژن_ژیان_ئازادی
@kdialectic
Telegraph
کلیاتی دربارهی نسبت چپ ضدسرمایهداری با اعتراضات تودهای در ایران
کلیاتی دربارهی نسبت چپ ضدسرمایهداری با اعتراضات تودهای در ایران تحریریهی کارگاه دیالکتیک ۱۲ دی ۱۴۰۴ مقدمه: پیشاپیش از مخاطبان این متن، یحتمل رفقای چپ، پوزش میخواهیم که در این یادداشت با مُشتی کلیگویی (و بهناچار سخنان تکراری) مواجه خواهند شد. در مقام…
191_On_Leftists_Intervention_in_Mass_Uprising_in_Iran_1404.pdf
59.5 KB
کلیاتی دربارهی
نسبت چپ ضدسرمایهداری با اعتراضات تودهای در ایران
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۱۲ دی ۱۴۰۴
لینک مطلب در وبسایت کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1594
-----------------------
#اعتراضات_تودهای
#مرگ_بر_دیکتاتور
#به_نام_زندگی
#ژن_ژیان_ئازادی
-----------------------
@kdialectic
نسبت چپ ضدسرمایهداری با اعتراضات تودهای در ایران
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۱۲ دی ۱۴۰۴
لینک مطلب در وبسایت کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1594
-----------------------
#اعتراضات_تودهای
#مرگ_بر_دیکتاتور
#به_نام_زندگی
#ژن_ژیان_ئازادی
-----------------------
@kdialectic
Forwarded from نقد
«نگاه واقعگرایانه، از پراتیک واقعی اجتماعی و تاریخی انسانهای واقعی در زمان و مکان معین، از اینجا و اکنونِ آنها، عزیمت میکند؛ اما اگر واقعگراییای انتقادی و انقلابی نباشد، به واقعیتِ انتزاعات پیکریافته، به ایدئولوژیِ وضع موجود، تسلیم میشود و در غوغا، آشفتگی و بههمریختگی «واقعیتِ بلاواسطه و مشخص» گم خواهد شد. در نگاه به جنبشِ اعتراضی کنونی و در رویکرد و مداخلهای که به نسبت جایگاه کنشگر، ممکن است، دو معیار اهمیتِ تعیین کننده و بنیادین دارند:
الف) رویکردی که از پراتیک عزیمت میکند، هرگز نباید خودزایندگیِ پراتیک را نادیده بگیرد. جنبش موجود را نه میتوان، و نه باید، در چشماندازها و چشمداشتهای ایدئولوژیک اسیر کرد.
ب) باید با تمام توان از تسلیم شدن به تئوریهای توطئه و فروغلتیدن به تخطئهی جنبش پرهیز کرد؛ نه از اینرو که ممکن است این تئوریها خطا باشند، بلکه به این دلیل که دشمنان هر جنبش آزادیخواهانه و انقلابی واقعی، از هیچ کوششی برای بیاعتبار کردن آن، حتی از اختراع و شایع کردن توطئههای دروغین اِبا نخواهند داشت. برعکس، با جدی گرفتن اینگونه شواهد و با افشای آنها باید نشان داد که حتی آنجا که واقعیت دارند، آتشی را افروختهاند، که دیر یا زود، دامنگیر خود آنها نیز خواهد شد. دلنگرانان پروسواس و دلسوزی که بنا بر تجربههای بسیار، هراس دارند جنبش تهیدستان از سر ناآگاهی بازیچه و قربانی طرحها و توطئههای داخلی و خارجی شود، باید بکوشند به وظیفهی روشنگرانهشان در راستای اعتلای همین جنبش و در خدمت آن عمل کنند؛ مبادا در انکار مشروعیت و حقانیتش.»
(کمال خسروی، «شکست سکوت»، دیماه 1396)
🖋@naghd_com
الف) رویکردی که از پراتیک عزیمت میکند، هرگز نباید خودزایندگیِ پراتیک را نادیده بگیرد. جنبش موجود را نه میتوان، و نه باید، در چشماندازها و چشمداشتهای ایدئولوژیک اسیر کرد.
ب) باید با تمام توان از تسلیم شدن به تئوریهای توطئه و فروغلتیدن به تخطئهی جنبش پرهیز کرد؛ نه از اینرو که ممکن است این تئوریها خطا باشند، بلکه به این دلیل که دشمنان هر جنبش آزادیخواهانه و انقلابی واقعی، از هیچ کوششی برای بیاعتبار کردن آن، حتی از اختراع و شایع کردن توطئههای دروغین اِبا نخواهند داشت. برعکس، با جدی گرفتن اینگونه شواهد و با افشای آنها باید نشان داد که حتی آنجا که واقعیت دارند، آتشی را افروختهاند، که دیر یا زود، دامنگیر خود آنها نیز خواهد شد. دلنگرانان پروسواس و دلسوزی که بنا بر تجربههای بسیار، هراس دارند جنبش تهیدستان از سر ناآگاهی بازیچه و قربانی طرحها و توطئههای داخلی و خارجی شود، باید بکوشند به وظیفهی روشنگرانهشان در راستای اعتلای همین جنبش و در خدمت آن عمل کنند؛ مبادا در انکار مشروعیت و حقانیتش.»
(کمال خسروی، «شکست سکوت»، دیماه 1396)
🖋@naghd_com
Forwarded from Shabnameh شبنامه
آنچه خیابان را شعلهور میکند، یک اتفاق مقطعی نیست؛ بلکه سالها انباشت فقر، ستم، سرکوب و خشمِ فروخوردهی تودههای فرودست است. خیزشهای پیاپی از دی ۹۶ تا ژینا نشان دادند جامعه در وضعیت آستانهای دائمی قرار دارد و هر جرقهای میتواند این خشم انباشته را به انفجار بدل کند. روایت جامعتر و توامان وفادارانهتر به تحلیل طبقاتی میباید از تاثیرات هولناکی که افزایش مستمر نرخ دلار و تورم بر زندگی معیشتی تودههای فرودست گذاشته است (بهعنوان خاستگاه انضمامی اعتراضات) عزیمت کند، نه از نخستین مکان/رویدادِ حادثِ سر باز کردن اعتراضات به این وضعیتِ تحمیلی. این زاویهی دید کمک میکند تا ریشهمندی ژرف و نیز ناهمگونی درونی خیزش جاری را در شکل خاص جرقهای که به انکشاف اولیهی آن منجر شد ادغام نکنیم.
#اعتراضات_سراسری
#ژن_ژيان_ئازادی
#سازماندهی
https://www.instagram.com/p/DTD0AZigLun/?utm_source=ig_web_copy_link&igsh=MzRlODBiNWFlZA==
#اعتراضات_سراسری
#ژن_ژيان_ئازادی
#سازماندهی
https://www.instagram.com/p/DTD0AZigLun/?utm_source=ig_web_copy_link&igsh=MzRlODBiNWFlZA==
Instagram
@roudcollectivegoftegoohay_zendan
آنچه خیابان را شعلهور میکند، یک اتفاق مقطعی نیست؛ بلکه سالها انباشت فقر، ستم، سرکوب و خشمِ فروخوردهی تودههای فرودست است. خیزشهای پیاپی از دی ۹۶ تا ژینا نشان دادند جامعه در وضعیت آستانهای دائمی قرار دارد و هر جرقهای میتواند این خشم انباشته را به انفجار…
از بنبست ناامیدی تا سفر مشترک
آرمان-مارکو مائوریتزی
این مطلب از کانال «ما حیوانات» هم به یک دشواری خاص اشاره دارد و هم به یک دشواری عام، که ماهیتا همسنخاند. شنیدن آن را توصیه میکنیم: هم بهخاطر حیوانات، و هم بهخاطر «ما»؛ خصوصا با نظر به این روزهای بیم و ناامیدی و امید؛ و راه درازی که برای دگرگونی اجتماعی در پیش است.
Forwarded from کانون نویسندگان ایران
بیانیهی کانون نویسندگان ایران
تحقق آزادی در گرو ارادهی مردم است
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-01-05-4
تحقق آزادی در گرو ارادهی مردم است
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-01-05-4
کانون نویسندگان ایران
بیانیهی کانون نویسندگان ایران تحقق آزادی در گرو ارادهی مردم است https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-01-05-4
بیانیهی کانون نویسندگان ایران
تحقق آزادی در گرو ارادهی مردم است
مردم به تنگ آمده از چهل و هفت سال فساد و تبعیض سیستماتیک، بار دیگر سرکوب خونین حکومت را به جان خریدهاند و فریاد اعتراضشان را به خیابانها آوردهاند. حکومت اینبار نیز به سوی معترضان آتش گشوده، برای ربودن مجروحان به بیمارستان حمله کرده و دستبهکار بازداشتهای اتوبوسی شده است. هر روز بر تعداد کشتهشدگان افزوده میشود و آمار بازداشتها به صدها تن رسیده است. تصاویر جاری شدن خون معترضان در خیابانها و بدنهای پر از ساچمه در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود و بار دیگر اینترنت در بسیاری از شهرها مختل شده است.
جمهوری اسلامی که بنیان خود را بر کشتار و شکنجه و حبس مخالفان و منتقدان و آزادیخواهان بنا نهاده و با قتل عام دههی شصت و «پاکسازی» و خفقان «حاکم» شده بود، پس از این استقرار خونین و با سیاست ارعاب صدای هر اعتراضی را بیدرنگ خفه کرد و کمر به قلع و قمع جنبشهای آزادیخواهانه بست. حکومت به ویژه در سرکوب معترضان به فقر و نابرابری لحظهای تردید نکرد و هر اعتراض خیابانی از این دست را به سرعت و با الگویی یکسان پاسخ داد: شلیک مستقیم به معترضان و پروندهسازی برای بازداشتشدگان. سرکوب حاشیهنشینان کوی طلاب مشهد که معترض به تخریب خانههاشان بودند و اعدام فوری چهار تن از آنان در ۱۳۷۱، تبدیل اسلامشهر به «منطقهی جنگی» به قصد سرکوب معترضان به افزایش کرایهی تاکسی و فقر و کمبود آب در ۱۳۷۴، کشتن صدها و بازداشت هزاران تن از معترضان به گرانی و فساد اقتصادی در دی ماه ۱۳۹۶، کشتار دستکم ۱۵۰۰ تن و بازداشت و شکنجهی هزاران معترض به افزایش قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸ و کشتن ۱۴ تن و بازداشت خانه به خانهی معترضان به بیآبی و قطع برق در خوزستان در ۱۴۰۰ تنها چند نمونه از پیشینهی حکومت در سرکوب معترضان به نابرابری است. بهرغم آشکار بودن این الگو، تریبونهای رسمی لحظهای از جعل و تحریف واقعیت دست برنمیدارند. این بار نیز همزمان با سرکوب مردم در خیابانها، لایحهی بودجهی دولت از افزایش سهم آستانها و بنیادهای حکومتساخته و فشار بیش از پیش بر جامعهی در حال احتضار خبر میدهد. در این گیر و دار سخنگویان حکومت نیز بر طبل «جراحی بزرگ اقتصادی و حمایت از مردم» میکوبند و مذبوحانه مرزی میان «اعتراض اقتصادی» و بانگ بلند نفی و تغییر ساختار موجود میکشند.
اما مردمی که این روزها به خیابان آمدهاند تنها مصائب خود را فریاد نمیزنند بلکه چشم در چشم بانی مصائب و بازوهای سرکوباش دوختهاند، چرا که به درستی دریافتهاند حافظان پیدا و پنهان وضع موجود همه زاده و پروردهی حکومتاند؛ کارگزاران فساد و جنایت و نابرابری. چهرهی راستین حاکمیت همان چهرهی آزادیکش و انسانستیز است و واقعیت عینی جامعه، شکاف هولناک طبقاتی، سقوط روز افزون مردم به زیر خط فقر و جان کندن آنان برای بقاست؛ واقعیتی که فارغ از هر تحلیل و رویکردی غیرقابل انکار است.
عریانی واقعیت اما آن را از دستبرد و مصادره در امان نگه نمیدارد. در حالی که مردم جان بر کف نهادهاند تا سرنوشت خود را از چنگ حکومت بیرون کشند، رسانههای جریان اصلی به بهانهی حمایت از معترضان، از مداخلهی خارجی نه با نام حقیقی آن، یعنی «تجاوز»، بلکه تحت عنوان «راه آزادی» حرف میزنند. بیشک آزادی با بمب و موشک قدرتهای غارتگر از آسمان نازل نمیشود. تحقق آزادی در گرو ارادهی مردمانیست که از ریشهی رنجهای خود آگاهاند، گرد این آگاهی به هم پیوستهاند و با حفظ استقلال از استثمارگران داخلی و خارجی به ستیز با وضع موجود برخاستهاند؛ مردمانی که نه معطل تکرار گذشتههای موهوم و منادیاناش میمانند و نه در انتظار مصلحان جعلیاند، بلکه خود دستبهکار دگرگون کردن اکنون و ساختن آینده میشوند.
کانون نویسندگان ایران با اتکا به بند اول منشور خود، «آزادی بیان بی هیچ حصر و استثنا برای همگان»، از حق بی چون و چرای اعتراض مردم حمایت میکند و از همهی نویسندگان و هنرمندان آزادیخواه و نهادهای همسو در سراسر جهان میخواهد صدای رسای حمایت از مردم ایران باشند و اجازه ندهند که حکومت بار دیگر زندانها و گورستانها را از معترضان پر کند.
کانون نویسندگان ایران
۱۵ دی ۱۴۰۴
تحقق آزادی در گرو ارادهی مردم است
مردم به تنگ آمده از چهل و هفت سال فساد و تبعیض سیستماتیک، بار دیگر سرکوب خونین حکومت را به جان خریدهاند و فریاد اعتراضشان را به خیابانها آوردهاند. حکومت اینبار نیز به سوی معترضان آتش گشوده، برای ربودن مجروحان به بیمارستان حمله کرده و دستبهکار بازداشتهای اتوبوسی شده است. هر روز بر تعداد کشتهشدگان افزوده میشود و آمار بازداشتها به صدها تن رسیده است. تصاویر جاری شدن خون معترضان در خیابانها و بدنهای پر از ساچمه در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود و بار دیگر اینترنت در بسیاری از شهرها مختل شده است.
جمهوری اسلامی که بنیان خود را بر کشتار و شکنجه و حبس مخالفان و منتقدان و آزادیخواهان بنا نهاده و با قتل عام دههی شصت و «پاکسازی» و خفقان «حاکم» شده بود، پس از این استقرار خونین و با سیاست ارعاب صدای هر اعتراضی را بیدرنگ خفه کرد و کمر به قلع و قمع جنبشهای آزادیخواهانه بست. حکومت به ویژه در سرکوب معترضان به فقر و نابرابری لحظهای تردید نکرد و هر اعتراض خیابانی از این دست را به سرعت و با الگویی یکسان پاسخ داد: شلیک مستقیم به معترضان و پروندهسازی برای بازداشتشدگان. سرکوب حاشیهنشینان کوی طلاب مشهد که معترض به تخریب خانههاشان بودند و اعدام فوری چهار تن از آنان در ۱۳۷۱، تبدیل اسلامشهر به «منطقهی جنگی» به قصد سرکوب معترضان به افزایش کرایهی تاکسی و فقر و کمبود آب در ۱۳۷۴، کشتن صدها و بازداشت هزاران تن از معترضان به گرانی و فساد اقتصادی در دی ماه ۱۳۹۶، کشتار دستکم ۱۵۰۰ تن و بازداشت و شکنجهی هزاران معترض به افزایش قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸ و کشتن ۱۴ تن و بازداشت خانه به خانهی معترضان به بیآبی و قطع برق در خوزستان در ۱۴۰۰ تنها چند نمونه از پیشینهی حکومت در سرکوب معترضان به نابرابری است. بهرغم آشکار بودن این الگو، تریبونهای رسمی لحظهای از جعل و تحریف واقعیت دست برنمیدارند. این بار نیز همزمان با سرکوب مردم در خیابانها، لایحهی بودجهی دولت از افزایش سهم آستانها و بنیادهای حکومتساخته و فشار بیش از پیش بر جامعهی در حال احتضار خبر میدهد. در این گیر و دار سخنگویان حکومت نیز بر طبل «جراحی بزرگ اقتصادی و حمایت از مردم» میکوبند و مذبوحانه مرزی میان «اعتراض اقتصادی» و بانگ بلند نفی و تغییر ساختار موجود میکشند.
اما مردمی که این روزها به خیابان آمدهاند تنها مصائب خود را فریاد نمیزنند بلکه چشم در چشم بانی مصائب و بازوهای سرکوباش دوختهاند، چرا که به درستی دریافتهاند حافظان پیدا و پنهان وضع موجود همه زاده و پروردهی حکومتاند؛ کارگزاران فساد و جنایت و نابرابری. چهرهی راستین حاکمیت همان چهرهی آزادیکش و انسانستیز است و واقعیت عینی جامعه، شکاف هولناک طبقاتی، سقوط روز افزون مردم به زیر خط فقر و جان کندن آنان برای بقاست؛ واقعیتی که فارغ از هر تحلیل و رویکردی غیرقابل انکار است.
عریانی واقعیت اما آن را از دستبرد و مصادره در امان نگه نمیدارد. در حالی که مردم جان بر کف نهادهاند تا سرنوشت خود را از چنگ حکومت بیرون کشند، رسانههای جریان اصلی به بهانهی حمایت از معترضان، از مداخلهی خارجی نه با نام حقیقی آن، یعنی «تجاوز»، بلکه تحت عنوان «راه آزادی» حرف میزنند. بیشک آزادی با بمب و موشک قدرتهای غارتگر از آسمان نازل نمیشود. تحقق آزادی در گرو ارادهی مردمانیست که از ریشهی رنجهای خود آگاهاند، گرد این آگاهی به هم پیوستهاند و با حفظ استقلال از استثمارگران داخلی و خارجی به ستیز با وضع موجود برخاستهاند؛ مردمانی که نه معطل تکرار گذشتههای موهوم و منادیاناش میمانند و نه در انتظار مصلحان جعلیاند، بلکه خود دستبهکار دگرگون کردن اکنون و ساختن آینده میشوند.
کانون نویسندگان ایران با اتکا به بند اول منشور خود، «آزادی بیان بی هیچ حصر و استثنا برای همگان»، از حق بی چون و چرای اعتراض مردم حمایت میکند و از همهی نویسندگان و هنرمندان آزادیخواه و نهادهای همسو در سراسر جهان میخواهد صدای رسای حمایت از مردم ایران باشند و اجازه ندهند که حکومت بار دیگر زندانها و گورستانها را از معترضان پر کند.
کانون نویسندگان ایران
۱۵ دی ۱۴۰۴
Audio
مردم به تنگ آمده از چهل و هفت سال فساد و تبعیض سیستماتیک، بار دیگر سرکوب خونین حکومت را به جان خریدهاند و فریاد اعتراضشان را به خیابانها آوردهاند. حکومت اینبار نیز به سوی معترضان آتش گشوده، برای ربودن مجروحان به بیمارستان حمله کرده و دستبهکار بازداشتهای اتوبوسی شده است. هر روز بر تعداد کشتهشدگان افزوده میشود و آمار بازداشتها به صدها تن رسیده است. تصاویر جاری شدن خون معترضان در خیابانها و بدنهای پر از ساچمه در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود و بار دیگر اینترنت در بسیاری از شهرها مختل شده است.
--------
فایل صوتی بیانیهی کانون نویسندگان از کانال تلگرام «گفتارِ بیچهره» بازنشر شده است.
t.me/FacelessVoice
--------
فایل صوتی بیانیهی کانون نویسندگان از کانال تلگرام «گفتارِ بیچهره» بازنشر شده است.
t.me/FacelessVoice