کارگاه دیالکتیک
1.31K subscribers
837 photos
137 videos
77 files
796 links
در این کانال عمدتا مطالب انتشار یافته در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» باز نشر می شود.

درباره ی ما:
https://kaargaah.net/?page_id=2

نشانی تماس کارگاه:
info@kaargaah.net

ارتباط با ادمین:
@Nimmous
Download Telegram
Forwarded from Radio Zamaneh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در پی ۱۸ هفته پیگیریِ بی‌وقفه #کارگران پیمانکاری در #عسلویه، امروز سه‌شنبه ۱۸ آذر، یکی از گسترده‌ترین #تجمعات_کارگری در صنعت نفت و گاز کشور شکل گرفت.

کارگران مجتمع و پالایشگاه‌های #پارس_جنوبی که از مدت‌ها پیش تصمیم داشتند مقابل فرمانداری عسلویه گردهم بیایند، با مسدود شدن مسیرها روبه‌رو شدند؛ اما این مانع، باعث توقف حرکت آن‌ها نشد. تجمع‌ها در نهایت به‌صورت هم‌زمان در سه نقطه اصلی شهر، میدان «محمد رسول‌الله»، میدان شهرداری و سه‌راه عسلویه، برپا شد.

اتحادیه آزاد کارگران در گزارشی جمعیت کارگران معترض را پنج هزار نفر گزارش داد و نوشت این #تظاهرات «یکی از بزرگ‌ترین تجمعات اعتراضی تاریخ #صنعت_نفت_ایران در نزدیک به پنج دهه گذشته» بود.

زمانه را از اینستاگرام دنبال کنید:
https://www.instagram.com/radiozamaneh/

@RadioZamaneh | رادیو زمانه
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئویی در شبکه‌های همرسان می‌شود از مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران که در آن یک دانشجو به سعید جلیلی، نماینده رهبر ایران در شورای عالی امنیت ملی که سخنرانی می‌کرد می‌گوید: «دستانتان و هر نفستان، بوی خون می‌دهد.»

این دانشجوی معترض با اشاره به کشته شدگان اعتراضات ۱۴۰۱ که برای بازتاب صدای غایبان آمده است: «جان پاک ژینا و نیکا و حدیث را گرفتید و هر سال روزهایی که نفس خون‌آلودتان از ترس حضور مردم در ساگرد پرکشیدنشان می‌گیرد، خیابان را پُر از مزدورانتان می‌کنید اما صدای زن نمی‌میرد.»

او حکومت را «کاسبان تحریم و غارتگران سفره مردم» توصیف کرد و افزود: «قاتل سفره کارگرید، جانگیر آخرین دست‌وپا زدن‌های اقتصاد این خاکید.»

این دانشجو همچنین از ممانعت نیروهای امنیتی برای برگزاری سالگرد کشته شدن محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، دو عضو سابق کانون نویسندگان ایران، در کنار مزارشان پس از گذشت ۲۷ سال انتقاد کرد و گفت: «از قلم و از صدا می‌ترسید. می‌کشید و می‌کشید اما نمی‌دانید صدای آزادی خاموش نخواهد شد.»

@BBCPersian
Forwarded from بيدارزنى
🟣 ۱۴۲۶ اعدام در ۱۱ ماه

♦️حکومت اعدامی به مدد کشتار، سرپاست

سازمان حقوق بشر ایران گزارش داد: «در ۱۱ ماه نخست سال جاری میلادی، دست‌کم ۱۴۲۶ نفر اعدام شده‌اند؛ رقمی که نسبت به ۸۳۶ اعدام ثبت‌شده در مدت مشابه سال گذشته، ۷۰ درصد افزایش نشان می‌دهد.

🔻 همچنین در ماه نوامبر ۲۰۲۵، دست‌کم ۱۵۲ نفر در ایران اعدام شدند».


#قیام_علیه_اعدام
#ژن_ژيان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری

@bidarzani
Forwarded from بيدارزنى
🟣‌‍ احسان رستمی، ناشر و مترجم آثار چپ با اتهام بغی، تفهیم اتهام و به سلول انفرادی منتقل شد

🔻اتهام “بغی” می تواند به صدور حکم‌های سنگین از جمله اعدام منتهی شود.

🔻روز گذشته، احسان رستمی در شعبه پنجم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۳ تهران (شهید مقدس- امنیت) به ریاست بازپرس جلایر، به ظن عضویت در گروه‌های مخالف نظام از بابت اتهام “#بغی” مورد تفهیم اتهام قرار گرفت. او بعد از برگزاری این جلسه به یکی از سلول های انفرادی زندان اوین منتقل شد.

پس از چهار ماه بازداشت فعالان فرهنگی در تهران، آنها با پرونده‌سازی امنیتی و سنگینی مواجهند. طی این مدت آنها از تمامی حقوق خود در مقام یک زندانی محروم بودند. محرومیت از حق تماس مستمر، حق بهره‌مندی از وکیل، دسترسی به مراکز درمانی بعد از اعتصاب غذا، تحمل شکنجه‌های روانی نظیر تهدید خانواده و - مورد بازداشت جهانگیر رستمی و رودررویی وی با فرزندش جهت اعمال فشار روانی- و همچنین پرونده‌سازی امنیتی منجر به اتهام #بغی تنها موارد انگشت‌شمار از جنایات اعمال شده علیه این فعالان فرهنگی بازداشت شده است. آنها طی این مدت به ندرت اجازه حق تماس با خانواده را داشتند و از این منظر، هنوز گزارش دقیقی از وضعیت جان و سلامت و فشارهای وارده علیه آنان در دست نیست.

♦️صدایشان باشیم.

#ژن_ژيان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری

@bidarzani
کارگاه دیالکتیک
188_Climate_Change_Supercrisis_and_Necropolitics.pdf
در تنگنای آب، هوا و آب‌وهوا (اقلیم):

بخش دوم: ایران

«زمینِ سوخته»


تحریریه‌ی کارگاه دیالکتیک

آذر ۱۴۰۴


در فرازوفرودهای نهایی اعتراضات ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ یکی از مزدوران جمهوری اسلامی (چه اهمیتی دارد‌ کدام‌شان؟!) خطاب به مخالفان و‌ معترضان گفته بود: کور خوانده‌اید که بتوانید جمهوری اسلامی را سرنگون‌ کنید. ما اگر هم روزی برویم، قطعا «زمینی سوخته» تحویل‌تان می‌دهیم. (به‌جز اصطلاح «زمین سوخته» که‌ عینا استفاده شد، سایر کلمات نقل به مضمون شده‌اند)
امروز صرفا با نگاهی به بحران‌های حاد و بی‌سابقه در حوزه‌های آب، هوا، جنگل‌ها، دریاچه‌ها، تالاب‌ها و رودخانه‌ها، فرونشست گسترده‌ی زمین و غیره به‌روشنی می‌توان تجلی‌های «زمین سوخته» را دید. با این تفاوت بارز که جمهوری اسلامی بنای رفتن ندارد و این «زمین سوخته» صرفا تجمیعِ «عوارض طبیعیِ» حیات جمهوری اسلامی به‌منزله‌ی یک نظام مرگ‌بنیاد است.
اگرچه سوختن وسیع و تاراج بی‌بازگشت جنگل‌ها، تنفس روزمره‌ی هوای مسموم و کشنده (فوق ناسالم) یا فرونشست گسترده‌ی زمین (در مقیاسی دهها برابرِ میانگین جهانی) بی‌گمان مصادیق ملموس و‌ هولناکی از عینیت‌بابیِ تعبیر «زمین سوخته» هستند، اما دلالت‌های «زمین سوخته» فراتر از سویه‌های زیست‌محیطیِ آن می‌رود. چون «زمین سوخته» همچنین ناظر است بر فرسایش مستمر وضعیت حیات و معاش و نگرش و هم‌بودگی و سوژگیِ انسان‌هایی‌ست که در آن (سر)زمین ساکن‌اند: جایی که نه‌فقط دیرپاییِ تورمِ دورقمی و افزایش مستمر قیمت‌ها محرومیت و گرسنگی‌‌ را تا ابعادی خردکننده و تحقیرآمیز فراگیر کرده است، بلکه گرسنگی‌دادن به مردم به سلاحی در دست دولت برای سرکوب امکانات سوژگی و‌ افق‌های مقاومت آنان تبدیل شده است؛ جایی که حتی اگر - از سر اقبال نسبیْ - کار و اشتغالی برای سپردن خود به‌چرخه‌ی تحمیلیِ اَبَراستثمار داشته باشی (پیدا کنی)، هر قدر هم که عرق بریزی و/یا زمان بیشتری کار کنی، دستمزدت کفاف هزینه‌های صعودی حداقل‌‌های زندگی را نمی‌دهد؛ جایی که بزرگ‌ترین رویای جوانان و‌ حتی نوجوانان و میان‌سالان گریز از این سرزمینِ نفرین‌شده‌ی «مرز پُرگُهر» است؛ جایی که ماندگاریِ بحران‌های درهم‌تنیده به اَشکال مختلف عادی‌سازی می‌شود؛ جایی که ماندگاری هیولای جمهوری اسلامی نه‌فقط دشمنان خارجیِ فرضیِ آن‌ (قدرت‌های غربی و منطقه‌ای و اسرائیل) را در نظر بسیاری از ستمدیدگان و مخالفانش تطهیر کرده، بلکه نظام سیاسیِ منحط و مخوفِ مولد جمهوری اسلامی (نظام پهلوی) را نیز پاک‌شویی و تقدیس کرده است؛ جایی که ستم‌ها و شکنجه‌های روزمره در زندان عظیم جمهوری اسلامی چنان دوام و بسط و شدت‌ یافته‌اند که ارتفاع رویای رهایی از این زندان اغلب از دیوارهای زندان کوتاه‌تر شده‌ است، طوری‌که خویشاوندان نزدیک جمهوری اسلامی و‌ حتی نسخه‌هایی از خود حاکمیت داعیه‌دار رهایی شده‌اند و بخشا تکریم می‌شوند؛ جایی که مردمان‌ واقعی زیر سنگینی هیکل فربه‌شده‌ی اوهام «عظمت‌طلبی ملی» و داعیه‌های ژئوپولتیکیِ دولتْ هر روزه - سیزیف‌وار- له می‌شوند؛ جایی که مسیر ارتقای تسلیحات موشکی و تحقق رویای اتمیِ حاکمان همچنان با تحمیل «ریاضت‌‌کشیِ ملی» در حوزه‌های نان و‌ کتاب و دارو و هوای پاک و مسکن و ... هموار می‌شود؛ به‌طور خلاصه، جایی که تامین ملزومات تداوم حیات دولت مستلزم تقلیل حیات ملت به مرزهای بیولوژیک و نباتی بوده است و ... اعدام‌های روزمره تنها زبان و مجرای سخن‌گفتن حاکمان با مردمان تحت‌ستم است.

در عین حال، هر قدر هم تعبیر «زمین سوخته» - در کلام تهدیدآمیز آن‌ مزدورِ ابله‌ - در پهنه‌ی واقعیتِ تاریخیِ ایران محقق شده باشد، سخن او حامل یک وجه تحریف‌آمیز است: اینکه گویا جمهوری اسلامی تنها زمانی «زمین سوخته» تحویل مخالفان و بازماندگان می‌دهد که سقوط یا رفتن‌اش قطعی باشد. حال آنکه تاریخ بلند (و ننگین) جمهوری اسلامی حاکی از آن است که حیات این نظام مرگ‌بنیاد پیوندی اجتناب‌ناپذیر با بی‌قدرسازی حیات (به‌شمول طبیعت) و سرکوب نظام‌مند زندگی و‌ جان انسان‌ها داشته است. بازتولید و تداوم چنین نظامی اساسا مستلزم گسترش مستمر مرزها و ابعاد «زمین سوخته» بوده است؛ خواه در حیطه‌ی پیامدهای جانبیِ سلطه‌ی اقتصادی-سیاسیِ حاکمان (و طبقه‌ی حاکم)، و خواه در حیطه‌ی راهبردهای هدفمند حکمرانی: جایی که گسترش «زمین سوخته» بخشی از راهبرد حکمرانیِ «مرگ‌سیاست» بوده است.


----------------------------
#زندگی_حق_ماست
#علیه_مرگ_سیاست
----------------------------

@kdialectic
⭕️ تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته نودونهم در ۵۵ زندان مختلف

این هفته کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» هم‌زمان با روز جهانی «آشتی» برگزار می‌شود؛ روزی که در جهان برای پایان خشونت معنا دارد. اما در ایران حکومت مستبد همچنان با شتابی وحشتناک طناب دار را جایگزین عدالت و گفت‌وگو کرده است.

آشتی بدون حقیقت و عدالت ممکن نیست و اعدام نفی عدالت و نفی مطلق هر امکان آشتی اجتماعی است.

این کارزار اکنون در نودونه هفته خستگی‌ناپذیر در ۵۵ زندان کشور ادامه دارد؛ تلاشی جمعی از درون زندان ها‌ برای دفاع از «حق حیات» و مقابله با سیاست مرگ.

حکومت ستم‌گر حاکم بر ایران در یک هفته گذشته روند اعدام‌ها را با شدت ادامه داده و دست کم ۶۷ تن را اعدام کرده و از ابتدای آذر ماه تا کنون قریب به ۲۷۱ تن را به پای چوبه‌های دار فرستاده است.

این اعدام‌ها بدون دادرسی عادلانه، بدون دسترسی موثر به وکیل مستقل و در سکوت خبری اجرا می‌شوند؛ روندی که نشان‌دهنده نهادینه شدن اعدام به عنوان ابزار سرکوب سیاسی و اجتماعی است.

در این هفته رامین زله، زندانی سیاسی محبوس در زندان نقده با حکم شعبه یک دادگاه انقلاب مهاباد و به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده‌است.

همچنین در هفته‌ای که گذشت، احکام اعدام شش زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار و از اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» شامل بابک علی‌پور، پویا قبادی، وحید بنی‌عامریان، اکبر (شاهرخ) دانشورکار، محمد تقوی و ابوالحسن منتظر بار دیگر در شعبه ۲۶ بی‌دادگاه انقلاب تهران صادر شد.

احسان رستمی، فعال شناخته شده حوزه کتاب و نشر در ۲۰ آذر ۱۴۰۴ با اتهام «بغی» مواجه و به سلول انفرادی زندان اوین منتقل شده‌است؛ اقدامی که خطر تشدید فشار و صدور حکم اعدام را افزایش می‌دهد.

در ادامه این سرکوب‌ها، حکومت در مراسم زنده‌یاد خسرو علیکردی تعدادی از شرکت‌کنندگان را بازداشت کرد. این اقدام در ادامه همان سیاست حذف و ارعاب جامعه است.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» ضمن محکوم کردن این سرکوب‌ها و اعدام‌های پرشتاب توسط حاکمیت اعدامی، از مردم شریف ایران، وجدان‌های بیدار و نهادهای حقوق بشری بین‌المللی می‌خواهد صدای زندانیان محکوم به اعدام باشند، پرونده‌ها را بازنشر و پیگیری کنند و از خانواده‌های آن‌ها حمایت عملی و رسانه‌ای به عمل آورند.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته نودونهم، روز سه‌شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ در ۵۵ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشند:

زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.

هفته نودونهم
سه‌شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام

@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
Forwarded from Radio Zamaneh
اعدام‌ها در چندین زندان ایران؛ دست‌کم ۱۱ زندانی در سه روز اعدام شدند

اجرای احکام مرگ در سایه نبود شفافیت و اعلام رسمی در ایران ابعاد نگران‌کننده‌ای یافته است.

https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/872220/&rhash=0ceb6994783a68

@RadioZamaneh | رادیو زمانه
Forwarded from آزگار
▫️ایان آنگس، سرخبوم

یکی از ویژگی‌های اساسی سرمایه‌داری، تمایل به نوآوری، یافتن راه‌های جدید برای تولید سود و انباشت سرمایه در سریع‌ترین زمان ممکن است که معمولاً به‌عنوان یک کالای خالص ارائه می‌شود، اما متفاوت بودن به معنای بهتر بودن نیست. اغلب اوقات، این محصولات جدید سودآور، عوارض جانبی مرگباری دارند که تنها پس از استفاده‌ی گسترده کشف (یا عمومی) می‌شوند.

آزمایشگاه‌های صنعتی˚ مواد شیمیایی، ترکیبات و محصولاتی را تولید کرده‌اند که هیچ معادل طبیعی ندارند. در بیشتر موارد، ما نمی‌دانیم که آنها چه آسیبی ممکن است در کوتاه‌مدت یا بلندمدت یا در ترکیب با سایر مواد وارد کنند، زیرا آنها هرگز به‌درستی آزمایش نشده‌اند، اگر اصلاً آزمایش شده باشند.

بیش از ۳۵۰ هزار ماده و ترکیب‌های مختلف شیمیایی را در ۲۲ فهرست موجودی دولتی در ۱۹ کشور آمریکای شمالی و اروپایی یافت. از این تعداد، هویت شیمیایی بیش از ۵۰ هزار ماده ثبت‌شده تحت عنوان اسرار تجاری مخفی شده است و در ۷۰ هزار مورد دیگر، اطلاعات ارائه‌شده ناکافی بوده است. ما چیزی در مورد اثرات و عوارض احتمالی بیش از یک‌سوم مواد شیمیایی ثبت شده تجاری نمی‌دانیم!

🖇️ متن کامل

@Azegaar
⭕️ تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدویکم در ۵۵ زندان مختلف همزمان با اعتصاب و اعتراض بازار تهران

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با شادباش میلاد مسیح، سال نو میلادی را به عموم مسیحیان، تبریک می گوید و برای عموم هموطنانمان که مورد سرکوب و ستم دیکتاتوری دینی حاکم بر کشورمان هستند؛ آرزوی آزادی و رهایی دارد. به قول عیسی مسیح: «از کسانی که جسم را می‌کشند اما قادر به کشتن جان نیستند، نترسید.»

ما در حالی وارد صدویکمین سه‌شنبه نه به اعدام میشویم که بازاریان تهران از روز یکشنبه علیه ظلم و ستم حکومت دست به اعتصاب و اعتراض زده اند، این اعتراضات ابعاد وسیعی به خود گرفت و به برخی از شهرهای دیگر نیز کشیده شد.
در این روزهای بحرانی حکومت اعدامی جهت پیشگیری از بالاگرفتن خیزش‌های مردمی روند سرکوب و اعدام را تشدید می‌کند، به طوری که در روز‌های اخیر به دو زندانی سیاسی کُرد مهراب عبدالله‌زاده در زندان ارومیه و یونس بخشی در زندان مهاباد حکم ضدانسانی اعدام را ابلاغ کردند و از اوایل دی ماه تا کنون بیش از ۹۶ تن از جمله یک زن زندانی در زندان وکیل‌آباد مشهد را اعدام کرده است.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» ضمن سپاس و قدردانی از تمامی خانواده‌ها و عموم یارانی که از صدمین هفته این کارزار حمایت کردند، خواهان پشتیبانی بیشتر از کارزار «نه‌ به اعدام» می‌باشد تا تیغ سرکوب و اعدام را کُند و کُندتر کرده و زمینه‌ لغو حکم غیرانسانی اعدام فراهم شود.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» سه‌شنبه ۹ دی ماه ۱۴۰۴ در هفته صدویکم در ۵۵ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشند:

زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.

هفته صدویکم
سه‌شنبه ۹ دی ۱۴۰۴
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام

@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
https://tinyurl.com/2jesvevv


سونامی گرسنگی در مصاف با «ماشین مرگ»


تحریریه‌ی کارگاه دیالکتیک

۹ دی ۱۴۰۴ (۳۰ دسامبر ۲۰۲۵)


یک.

دولت جمهوری اسلامی اگرچه همانند هر نظام استبدادی و ضدمردمی بر سازوکارهای سرکوب عریان استوار است، اما خودویژگی‌هایی دارد که آن را در میان دولت‌های خودکامه‌ی معاصر کمابیش تکین و یگانه کرده‌اند. درست است که فرایند تولد و استقرار و تثبیت این دولت - در قامت یک نظام ضدانقلابی - مستلزم کشتار و سرکوب‌های عریان و تداوم زنجیروار این رویه بود، اما در گذر زمان به‌دلایل زیادی رویه‌های قتل دولتی (اعدام) و تکثیر مرگ (کشتار غیرمستقیم) به مولفه‌های جدایی‌ناپذیر حیات این نظام بدل شدند. نتیجه آنکه جمهوری اسلامی به‌لحاظ کارکردهای ساختاری‌اش هرچه بیشتر - در معنای واقعی کلام - به یک «ماشین مرگ» نزدیک شده است؛ طوری که اینک ترم «ماشین مرگ» دیگر نه یک دشنام سیاسی، بلکه توصیفی‌ست فنی برای فهم مابه‌ازای حیات جمهوری اسلامی. آنچه مدت‌هاست در قالب سونامی اعدام‌ها می‌بینیم اگرچه هولناک‌ترین وجه کارکردهای این ماشین مرگ است، اما تنها نوک کوه یخ را نمایان می‌کند. چون بقا و بازتولید این نظام سیاسی مستلزم ارزش‌زُدایی سیستماتیک از جان انسان‌ها و از نفس زندگی بوده است؛ و به این اعتبار، جمهوری اسلامی در معنای واقعی کلام یک «نظام مرگ‌بنیاد» است. برای فهم روشن‌تر این خصلت باید رد و نشان ده‌ها هزار «مرگ ارزان» سالانه (نظیر ده‌ها هزار مرگ سالانه در اثر آلودگی هوا، سوءتغذیه، کمبود/نبود دارو و امکانات درمانی، حوادث کاری در محیط‌های کاری فاقد ایمنی حداقلی، تصادفات رانندگی با خودروهای غیراستاندارد در جاده‌های ناایمن و‌ غیره) را پی گرفت که پیوند مستقیمی با سیاست‌گذاری‌های دولتی دارند. مساله اساسی این است که این «مرگ‌های اجتناب‌پذیر» نه صرفا ناشی از ناکارآمدی و بی‌توجهی دولت، بلکه ناشی از نیاز ساختاری دولت به «عادی‌سازی مرگ» و «ارزان‌سازی زندگی» در روندی چرخه‌وار رخ می‌دهند. توضیح آنکه چون جمهوری اسلامی در قامت یک دولت ضدمردمی و‌ غارت‌گر غایتی جز بازتولید ارکان حیات خود ندارد، تنها درصورتی قادر است پیامدهای سیاسی-اجتماعیِ بازتولید حیات مرگ‌آورش را مدیریت کند که بتواند اساسا تکرار مرگ را عادی‌سازی کند. بدین‌سان، همان‌طور که سازوکار «نمایش مرگ» (اعدام‌ها)، به‌میانجی ارعاب عمومی، معطوف به تامین اقتدار قهرآمیز دولت و نهایتا تضمین حیات آن است، تکثیر مرگ نیز کارکرد مشابهی دارد؛ با این تفاوت عمده که دامنه‌ی شمول آن بسیار وسیع‌تر و متنوع‌تر است. از این منظر، سازوکار تکثیر مرگ شکل پیچیده‌ای از راهبرد «مرگ‌سیاست» (necropolitics) است که - در کنار سایر اَشکال مرگ‌سیاست - در راهبرد حکمرانی جمهوری اسلامی حک شده است. کاربست حاکمانه‌ی این شیوه‌ی خاص مرگ‌سیاست نیز همانند سایر اَشکالِ آن معطوف است به نابودسازی امید به تغییر، امکان مقاومت و امکان تکوین سوژگی مقاومت نزد توده‌ی ناهمگون ستمدیدگان. با این همه، برای اجتناب از پیچیدگی‌های شکل کلیت‌یافته‌ی موضوع، در ادامه‌ی این یادداشت صرفا بر برخی دلالت‌های همان «نوک کوه یخ» (سونامی اعدام‌ها) تمرکز می‌کنیم.

دو.

به یاد داریم که افزایش شمار «اعدام‌های هفتگی» (چه ترکیب غریب، ولی آشنایی!) در ایران پیوند مستقیمی با تلاطمات قیام ژینا داشت: بنا بود افزایش اعدام‌ها انبوه معترضان بالفعل و بالقوه را مرعوب سازد تا در کنار سرکوب‌های قساوت‌بار دولتی در خیابان‌ها و زندان‌ها و غیره (و استفاده‌ی نمایشی از قتل‌ها و قساوت‌ها)، جسارت عمومی برای ادامه‌ی اعتراضات را کاهش دهد. پس از افول اعتراضات خیابانی، توازن نیرو میان دولت و انبوه مخالفانش شکننده‌تر از آن بود که دولت به‌سادگی بتواند داعیه‌ی پیروزی‌اش را باورپذیر کند: نه صرفا نزد توده‌ی ناهمگون مخالفان، بلکه بیش از آنْ نزد بدنه‌ی اجتماعیِ دستگاه سرکوب، خودی‌ها و نیز لایه‌های مردد و بینابینی. خصوصا که به‌رغم همه‌ی سرکوب‌هایی که اعتراضات خیابانی را به مُحاق بردند، خیزش ژینا امتدادهای روشنی در حیات اجتماعی یافته بود، ازجمله و به‌ویژه در گسترش مقاومت علیه حجاب اجباری و پس‌زدنِ آن. پس، حاکمان که قادر به حذف دستوری این امتدادها نبودند، فشار بیشتری بر پدال ماشین اعدام آوردند تا در بازآرایی میدان پویای نیروهای متعارض، برتری شکننده‌ی خود را تثبیت کرده و تداوم آن را تضمین کنند. پس از افول اعتراضات خیابانی، رویارویی‌های انضمامیِ مردمان ناراضی/مخالف با اقتدار حاکمانه در سطوح دیگری ادامه یافت: در کشاکش‌های مربوط به بازگرداندن حجاب اجباری، در جنبش دادخواهی، در جنبش کارگری (که اعتراضات مکرر معلمان و پرستاران و بازنشستگان را نیز در بر دارد)، در پیکارهای روزمره‌ی اقلیت‌های ملی و اقلیت‌های مذهبی، و در مقاومت‌های مردمی علیه بحران آب و تخریب‌های زیست‌محیطی.


ادامه‌ی مطلب 👇🏾

-------------
@kdialectic
Forwarded from سرخط
🔴 اعتراضات کسبه و گروه‌هایی از مردم به محوریت گرانی و قیمت ارز را چگونه باید فهمید؟

تحلیل اعتراضات را از کجا باید شروع کرد؟

آیا مسئله فقط تثبیت نرخ ارز است؟

آیا این قیامی خرده‌بورژوایی است و باید از آن احتراز کرد؟

با شعارهای متناقض چه باید کرد؟

آیا باید با اعتراضات همراهی کرد یا مانند چپ‌های محور مقاومتی به انکار و تقبیح آن پرداخت؟

وظیفه‌ی نیروهای چپ چیست؟


🖋 برای خواندن مطلب به لینک زیر بروید:
🔗
https://tinyurl.com/yrraka66


#اعتراضات #اعتصاب #اعتراض #دی #اعتراضات_دی #اعتراضات_۱۴۰۴ #دی_۱۴۰۴ #طبقه_کارگر #سرمایه‌داری #سوسیالیسم #کمونیسم #سرمایه_داری
Forwarded from Shabnameh شبنامه
۱۴۰۱ شده؟

✍️ کیوان مهتدی

https://t.me/schabname/13562

روز دوشنبه، با دختر دوازده‌ساله‌ عزیزمان در راه مدرسه هستیم. می‌پرسد: «۱۴۰۱ شده؟»
می‌گویم: «نه عزیزم، الآن ۱۴۰۴ هستیم.»
به صف طویل موتورها و گاردها اشاره می‌کند و دوباره می‌پرسد: «منظورم اینه که دوباره ۱۴۰۱ شده؟»
می‌گویم: «آها، از اون لحاظ، آره، خوب این‌طور به نظر می‌رسه.»
می‌پرسد: «مگه چند بار باید این‌جوری بشه؟»

یاد برخی اطرافیانم افتادم که بی‌درنگ پاسخ این سؤال را می‌دادند و مدام تکرار می‌کنند این آخرین نبرده. گفتم: «کسی نمی‌دونه، ولی هر چند بار که لازم باشه.»

قبلاً هر نسل یک‌بار چنین چیزی را تجربه می‌کرد و می‌رفت تا نسل بعدی. کم‌کم فاصله‌ها نزدیک‌تر شد و بعد از دی ۹۶ چنان شتابی گرفت که با تداخل جنبش‌ها و خیزش‌ها مواجه بوده‌ایم. در این سالیان، از کشاورز و روستایی تا بازاری، تا هنرپیشه و سلبریتی، مذهبی و غیرمذهبی، میانه‌رو و افراطی، از هر گروهی که تصور کنید، به خیل عظیم مخالفان وضع موجود اضافه شده‌اند. با این حال، جنبشی خواندن این جامعه اشتباه شناختی است. جامعه جنبشی زمانی است که جنبش‌های اجتماعی بتوانند نقش فعالانه‌ای در سیاست‌های کلان کشور بازی کنند. متأسفانه جامعه ما، نه از سوی قدرت و نه از سوی مخالفانش، چنان‌که هست به رسمیت شناخته نمی‌شود. همچنین شورش کور خواندن آن نیز به همان میزان خطای شناختی است.

کثرتی از صداها در میان جامعه شنیده می‌شود. دانشگاه، همچون تمام لحظات بحرانی، سطحی از آگاهی و شجاعت را به نمایش می‌گذارد که با انتظار منجی کلیدبه‌دست، آن هم سوار بر بمب‌افکن، جور درنمی‌آید. تصاویری از جنبش جوانان منتشر می‌شود که یک‌تنه یا دونفره، در مقابل نیروهای سرکوبگر، با آرامش ایستاده یا نشسته‌اند. حتی بازاری‌ها، با غریزه‌ی خود، رکود و سقوط حتمی هولناکی را در نتیجه‌ی شیوه‌ی تخصیص منابع به کل جامعه یادآوری می‌کنند.

امروز روز چهارم است و هنوز اینترنت‌ها قطع نشده و هنوز خبری از تیراندازی مستقیم نشنیده‌ایم. البته همه می‌دانیم که هیچ حسن‌نیتی در کار نیست و انگیزه‌ی سرکوبگران آن‌قدر قوی است که، متأسفانه، همین الآن هم غمخوار و نگران مادرانی هستیم که می‌دانیم این زمستان به مادران دادخواه و داغدار اضافه خواهند شد. با خودم فکر می‌کنم شاید مادر خودم هم یکی از آن‌ها باشد؛ هرچند حلقه‌های اعتراضی آن‌قدر دست‌به‌دست پیش رفته‌اند که الآن خودم هم‌سن‌وسال بسیاری از این مادران و پدران هستم.

اگر ما فرسوده شده‌ایم، مکانیسم‌های سرکوب هم در رویارویی‌های پیاپی و مستمر این چند سال فرسوده شده‌اند. با این حال، ساده‌لوحانه است اگر تصور کنیم از ترس ریزش نیروهای خودی سرکوب نمی‌کنند. مارگارت تاچر، همان که در حرف و عمل منکر وجود چیزی به اسم جامعه بود، در آخر عمر، در مصاحبه‌ای گفت بزرگ‌ترین دستاوردش این بوده که کاری کرده که حالا رقیبش (در حزب کارگر) همان حرف‌ها و سیاست‌هایی را پیش می‌برد که او می‌گفت.

حالا به امروز خود نگاه کنیم: بلندگوهای پرصدای رهبران خودخوانده‌ی مردم، یک‌صدا شعار «زن، زندگی، آزادی» را لگدمال می‌کنند؛ صدای دانشجو را خفه می‌کنند، صدای زندانی سیاسی را خفه می‌کنند، چوبه‌های دار را فرامی‌خوانند. بزرگ‌ترین دستاورد دستگاه سرکوب همین بوده که امروز بخش پرسروصدای مخالفانش نسبت به دست‌کاری واقعیت حساسیتی ندارند، نسبت به دنباله‌روی کورکورانه حساسیتی ندارند؛ در واقع همان حرف‌ها و مسیری را ترسیم می‌کنند که ظاهراً با آن مخالف‌اند و برایش هم یک نام تدارک دیده‌اند: «پنجاه‌وهفتی».

تا همین چندی پیش می‌گفتند نظم موجود فقط با توان سرکوب برجا مانده، چون دیگر نه پاسخی برای معیشت دارد، نه مشروعیت، و نه ایدئولوژی‌اش خریداری دارد. امروز باید گفت دیگر نه سرکوب، بلکه نظم مستقر را اپوزیسیونش سرپا نگه داشته است.

https://t.me/schabname/13562
Forwarded from کلکتیو ۹۸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 تا همیشه، علیه ارتجاع شیخ و شاه

دانشگاه تهران

نهم دی ماه ١٤٠٤

#مرگ_بر_ستمگر_چه_شاه_باشه_چه_رهبر

@collective98
Forwarded from Radio Zamaneh
اعتراضات ۱۴۰۴: فریاد خفه‌شده جامعه در بحران تورم و تعلیق

در حالی که جامعه ایران از فشارهای اقتصادی عبور کرده و به بحران بقا و تعلیق اجتماعی رسیده، اعتراضات ۱۴۰۴ می‌رود که به یک جنبش فراگیر تبدیل شود. نابودی قدرت خرید و بی‌ثباتی ارزی، نه تنها سفره مردم را نشانه رفته، بلکه امید به آینده را به انتظار فرساینده‌ای تبدیل کرده و جرقه اعتراضات سیاسی را زده است. این بحران، که از لایه‌های فرودست به خرده‌بورژوازی رسیده، نشان‌دهنده فروپاشی اقتصاد و نمایانگر عمیق‌تر شدن ناآرامی‌های خیابانی است.

https://www.radiozamaneh.com/873434/

@RadioZamaneh | رادیو زمانه