کارگاه دیالکتیک
1.31K subscribers
824 photos
137 videos
77 files
795 links
در این کانال عمدتا مطالب انتشار یافته در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» باز نشر می شود.

درباره ی ما:
https://kaargaah.net/?page_id=2

نشانی تماس کارگاه:
info@kaargaah.net

ارتباط با ادمین:
@Nimmous
Download Telegram
Forwarded from Roud Media Collective
Roud_Collective_Dossier1_Organizing_Text4.pdf
95.9 KB
#پرونده‌ی_موضوعی_۱
#سازمان‌یابی_سازمان‌دهی
متن چهارم

فایل پی.دی.اف.👇🏾


استراتژی‌های چپ رادیکال در عصر فروپاشی «لیبرالیسم واقعاً موجود»

آندریاس کاریتزیس
نشریه‌ی Open Democracy | ژانویه‌ی ۲۰۱۷

ترجمه: تحریریه‌ی رود | آبان ۱۴۰۴

-------------------------------------------------
نشانی‌های تماس با «رود»:

https://t.me/roudcollective
roudcollective@proton.me

@roudcollective
Forwarded from Radio Zamaneh
«نان» یا «موشک»: سیاست رسمی حکومت در سال بلوا

علی رسولی ـ دغدغه «مردم در خیابان» «بقا» است و دل‌مشغولی نظام و مردمِ جمهوری اسلامی، «بقای نظام». هر دو طرف ماجرا برای بقا تلاش می‌کنند ولی صحنه‌های بزرگ، بیلبوردها، بلندگوها و امواج تلویزیونی تنها دغدغه دومی را بازتاب می‌دهند.

https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/868989/&rhash=0ceb6994783a68

@RadioZamaneh | رادیو زمانه
Forwarded from منجنیق
🔴 جنگ سودان و ضدانقلاب | کمیته‌های مقاومت در سودان | گفت‌وگو با مروان عثمان

در این مصاحبه که در اسفند ۱۴۰۳ انجام شده، مروان عثمان، عضو سابق حزب کمونیست سودان و کمیته‌های مقاومت محلات خارطوم، در مراحل ابتدایی «جنگ داخلی» در سودان توضیح می‌دهد که این جنگی میان انقلاب و ضدانقلاب است که از سوی قدرت‌های امپریالیستی و امیرنشین‌های خلیج برای درهم شکستن کمیته‌های انقلابی محلات و بازگرداندن یک نظم نظامی و استثماری حمایت می‌شود. او در این گفت‌وگو با منجنیق روند تکامل کمیته‌های مقاومت را از کمیته‌های خدماتی ۲۰۱۳ (برای توزیع نان، گاز و نظارت محلی) تا چرخش سیاسی آنها در ۲۰۱۸ و سازماندهی تظاهرات گسترده، تدوین منشور انقلابی برای ایجاد قدرت مردم، و تشکیل «اتاق‌های اضطراری» برای زنده نگه داشتن درمانگاه‌ها، کشاورزی و آموزش محلی پس از فروپاشی دولت، ترسیم می‌کند. به گفته‌ی مروان در دوره‌ای بیش از ۵۲۰۰ کمیته با هماهنگی از سطح محلات تا سطح ملی عملاً کاری را انجام دادند که دولت حاضر و قادر به انجام آن نبود. مروان همچنین به نقاط ضعف این کمیته‌ها اشاره می‌کند: چشم‌انداز ملی دیرهنگام، تصمیم‌گیری کند در یک ساختار افقی، نفوذ و سرکوب شدید توسط نیروهای مسلح سودان و هم‌چنین نیروهای واکنش سریع، و بحث حل‌نشده بر سر حفظ رویکرد کاملاً مسالمت‌آمیز در مقابل سازماندهی دفاع مردمی مسلحانه. در این گفت‌وگو با مروان عثمان به مسئله‌ی انقلاب و قدرت سیاسی می‌اندیشیم و به این‌که هر انقلابی اگر تکلیف را با ضدانقلاب داخلی و بین‌المللی روشن نکند در نهایت به فاجعه‌ای منجر می‌شود که این روزها در مقابل چشم جهان در سودان جریان دارد. مروان عثمان هم‌چنین در این گفت‌وگو به نقش نیروهای مختلف بین‌المللی از ایران تا اسرائیل و از امارات متحده‌ی عربی و عربستان سعودی تا اتحادیه‌ی اروپا و ایالات متحده‌ی آمریکا در روند ضدانقلابی‌ای می‌پردازد که به کشتارهای وسیع این روزها منتهی شده است و در هنگام این گفت‌وگو ماه‌های ابتدایی آن را شاهد بودیم.
آبان ۱۴۰۴

با کیفیت بهتر و حجم بیشتر در یوتوب:
https://bit.ly/4nOSLc5

🚩 برای تماس با «منجنیق» در تلگرام می‌توانید به اکانت زیر پیغام بدهید:
@ManjanighContact

#گفت‌وگو
#منجنیق
@ManjanighCollective
«سرمایه‌داریِ زُمخت»، کانون‌های جدید انباشت سرمایه و جایگاه خاورمیانه در امپریالیسم جهانی

مصاحبه با آدام هنیه



مصاحبه‌گر: فدریکو فوئنتس

نشریه‌ی بین‌المللی نوسازی سوسیالیستی (آوریل ۲۰۲۵)

ترجمه‌: متین شریفی (آبان ۱۴۰۴)


فرازی از متن 👇🏾

سوال: طی یک قرن گذشته، واژه‌ی «امپریالیسم» برای توصیف موقعیت‌های گوناگون به‌کار رفته و گاه با مفاهیمی چون «جهانی‌سازی» و «هژمونی» جایگزین شده است. آیا مفهوم امپریالیسم همچنان اعتبار دارد؟ اگر آری، آن را چگونه تعریف می‌کنید؟


بی‌تردید این مفهوم همچنان معتبر است و می‌توان چیزهای بسیاری از نویسندگان کلاسیکِ نظریه‌ی امپریالیسم، همچون لنین، بوخارین و لوکزامبورگ، آموخت؛ در همان حال که از آثار و مباحث متفکران بعدی، به‌ویژه مارکسیست‌های ضد‌استعماری دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ نیز می‌توان بهره‌های فراوان برد. در کلی‌ترین سطح، من امپریالیسم را شکلی از سرمایه‌داری جهانی می‌دانم که محور آن بر استخراج مداوم ارزش و انتقال (ارزش) از کشورهای فقیر (یا پیرامونی) به کشورهای ثروتمند (یا مرکزی) و همچنین از طبقات فرودست در کشورهای فقیر به طبقات مسلط در کشورهای ثروتمند استوار است.

به‌گمان من، گرایشی بدین‌سمت وجود دارد که امپریالیسم صرفاً به درگیری‌های ژئوپولتیکی، جنگ یا مداخله‌ی نظامی فرو کاسته شود. اما بدون درک همین ایده‌ی محوریِ انتقال ارزش‌، نمی‌توان امپریالیسم را به‌سانِ خصلتی دائمی از بازار جهانی فهمید؛ پدیده‌ای که حتی در دوره‌های به‌ظاهر «صلح‌آمیز» نیز عمل می‌کند. شیوه‌هایی که این نوع انتقال ارزش‌ از طریق آن‌ها صورت می‌گیرد، پیچیده‌اند و نیاز به دقت نظری دارند. یکی از این سازوکارها، صادرات سرمایه از طریق سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در کشورهای تحت سلطه است. سازوکار دیگر، کنترل مستقیم و استخراج منابع طبیعی است.

اما باید به سازوکارها و روابط مالی گوناگونی نیز توجه کنیم که از دهه‌ی ۱۹۸۰ به بعد گسترش یافته‌اند؛ برای مثال، نقل‌وانتقال‌های مربوط به بازپرداخت بدهی از سوی کشورهای جنوب جهانی. همچنین تفاوت در ارزش نیروی کار میان کشورهای مرکزی و پیرامونی اهمیت دارد؛ موضوعی که نظریه‌پردازان امپریالیسم در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، مانند سمیر امین و ارنست مندل، آن را بررسی کرده‌اند. مبادله‌ی نابرابر در تجارت نیز یکی دیگر از مسیرهای انتقال ارزش است و افزون بر آن، کار مهاجران نقشی بسیار مهم در تداوم این انتقال‌ها دارد. اندیشیدن به این اَشکال گوناگون، چشم‌انداز ما را نسبت به جهان امروز گسترش می‌دهد و نشان می‌دهد که امپریالیسم را باید فراتر از جنگ‌ها یا درگیری‌های میان دولت‌ها درک کرد.

نگاه به امپریالیسم از زاویه‌ی انتقال ارزش‌ها به ما کمک می‌کند تا دریابیم چه کسانی از آن سود می‌برند. لنین بر نقش سرمایه‌ی مالی تأکید داشت؛ سرمایه‌ای که حاصل درهم‌تنیدگی فزاینده‌ی سرمایه‌ی بانکی با سرمایه‌ی صنعتی یا تولیدی بود و این دیدگاه همچنان معتبر است. بااین‌حال، شرایط امروز پیچیده‌تر شده است؛ زیرا برخی از لایه‌های بورژوازیِ وابسته در کشورهای پیرامونی تا حدی در سرمایه‌داری کشورهای مرکزی ادغام شده‌اند. آنان نه‌تنها اغلب تابعیتِ آن کشورها را دارند، بلکه از همین روابط امپریالیستی نیز سود می‌برند. امروزه همچنین با مالکیت‌های فرامرزی سرمایه و رشد مناطق مالی برون‌مرزی روبه‌رو هستیم، که ردگیری جریان سرمایه و مسیرهای کنترل آن را بسیار دشوارتر می‌سازد. درک امپریالیسم در جهان کنونی مستلزم آن است که به‌دقت مشخص کنیم چه کسانی در مراکز اصلی انباشت سرمایه از این ادغام سود می‌برند و بازارهای مالی گوناگون چگونه به‌هم پیوند خورده‌اند. ...

[...]

یکی از جنبه‌های امپریالیسم معاصر که در اوایل قرن بیستم چندان به‌خوبی نظریه‌پردازی نشده بود، این است که سلطه‌ی امپریالیستی به‌طور ذاتی با گونه‌های خاصی از ایدئولوژی‌های نژادپرستانه و جنسیت‌زده گره می‌خورد؛ ایدئولوژی‌هایی که – به‌نوبه‌ی خود – به تداوم و مشروعیت‌بخشی آن سلطه‌ی امپریالیستی یاری می‌رسانند. امروزه می‌توان این مسئله را به‌روشنی در بستر مساله‌ی فلسطین مشاهده کرد. پس، بسیار ضروری است که رویکردهای ضدنژادپرستی و فمینیستی را در شیوه‌ی اندیشیدن‌مان درباره‌ی سرمایه‌داری، امپریالیسم و مبارزات ضد‌امپریالیستی ادغام کنیم. نویل الکساندر در بستر آفریقای جنوبی، والتر رادنی مارکسیست ضد‌استعماری اهل گویان، و نیز آنجلا دیویس در ایالات متحد، هر یک ابعاد این پیوند را در آثار و کنش‌های خود نشان داده‌اند.

----------------

لینک دسترسی به متن در وبسایت کارگاه:

https://kaargaah.net/?p=1568
----------------
#خرده_امپریالیسم
#آدام_هنیه
----------------
@kdialectic
187_Adam_Hanieh_Capitalism_in_Middle_East_Farsi.pdf
240.6 KB
نسخه‌ی پی‌دی‌اف:

«سرمایه‌داریِ زُمخت»، کانون‌های جدید انباشت سرمایه و جایگاه خاورمیانه در امپریالیسم جهانی

مصاحبه با آدام هنیه


مصاحبه‌گر: فدریکو فوئنتس

نشریه‌ی بین‌المللی نوسازی سوسیالیستی (آوریل ۲۰۲۵)

ترجمه‌: متین شریفی (آبان ۱۴۰۴)

----------------

لینک دسترسی به متن در وبسایت کارگاه:

https://kaargaah.net/?p=1568
----------------
#خرده_امپریالیسم
#آدام_هنیه
----------------
@kdialectic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آبان ۹۸، زخمی در حافظه‌ جمعی، که نه فراموش میشود، نه بی‌پاسخ میماند

توجه كنيد: آن‌چه در این سرود آمده، بازتابی‌ست از حافظه‌ تاریخی و تجربه‌ جمعی مردمانی که مقاومت را زیسته‌اند. اشاره به خطر یا ایستادگی، به‌معنای دعوت من به جان‌فشانی نیست، بلکه تأملی‌ست بر آنچه برخی، ناگزیر از سر گذرانده‌اند،
و آنچه خشونت دولتی بر پیکر جامعه تحمیل میکند.



در ادامه بخوانيد



دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
آبان ۹۸، زخمی در حافظه‌ جمعی، که نه فراموش میشود، نه بی‌پاسخ میماند

از دیدگاه روانشناسی رهایی، "حافظه تاریخی" صرفاً یادآوری گذشته نیست، بلکه نیرویی زنده و تحول‌آفرین است که در التیام زخم‌های جمعی، توانمندسازی انسان‌ها، و مبارزه‌ای پیوسته برای عدالت و برابری، نقشی اساسی ایفا میکند.

این ديدگاه بر این باور است که جوامع استعمارزده، تحت سلطه و به‌حاشیه‌رانده‌شده برای بازیابی هویت جمعی و کرامت انسانی خود، نیازمند احیای روایت‌های تاریخی‌ای هستند که عامدانه سرکوب یا تحریف شده‌اند. روانشناسی رهایی‌ تأکید میکند که ساختارهای سلطه، حافظه تاریخی را یا پاک یا تحریف میکنند، تا مقاومت تضعیف و نابرابری مشروع جلوه داده شود. در مقابل، حفظ و بازگویی این حافظه، نه‌تنها اقدامی سیاسی و اجتماعی برای آگاهی‌بخشی، همبستگی و حرکت بسوی تغییر است، بلكه فرآیندی روانی برای درمان زخم‌های تاریخی محسوب میشود.

در این چارچوب، اعتراضات آبان ۱۳۹۸ یکی از زنده‌ترین نمونه‌های حافظه تاریخی معاصر مردم ایران است؛ خیزشی مردمی که پس از افزایش ناگهانی قیمت بنزین شعله‌ور شد، اما ریشه در سال‌ها فشار اقتصادی، فساد ساختاری، و انباشت نارضایتی داشت. این اعتراضات با سرکوبی شدید همراه بود: قطع کامل اینترنت، بازداشت‌های گسترده، و به قتل رساندن بیش از ۱۵۰۰ نفر توسط حکومت، طبق گزارش‌های معتبر بین‌المللی. با وجود همه تلاش‌ها برای خاموش‌کردن صداها، آبان ۹۸ به بخشی جدایی‌ناپذیر از حافظه جمعی مردم تبدیل شد، حافظه‌ای که روایتگر هم دردِ بی‌پاسخ و هم پایداری جامعه است.

البته حافظه تاریخی مردم ایران تنها به آبان ۹۸ محدود نمیشود. از بدو قدرت‌گیری جمهوری اسلامی، زخم‌های بسیاری بر حافظه‌ جمعی این سرزمین نشسته است:

از کشتار در کردستان، خوزستان و ترکمن‌صحرا، تا اعدام‌های گسترده در دهه ۶۰؛ از فعالیت گروه‌های فشار همچون گروه قنات، به رهبری علی‌محمد بشارتی و حسین آیت‌الهی در جهرم و مناطق اطراف، که به‌طور سازمان‌یافته اقدام به قتل زنانی که قربانی ساختارهای نابرابری شدند و تن‌فروشی، تنها راه زنده‌ماندنشان بود، بهایی‌ها، کمونیست‌ها و دیگر مخالفان جمهوری اسلامی کردند، تا قتل‌های زنجیره‌ای در دهه ۷۰ که جان بیش از ۸۰ نفر از نویسندگان، مترجمان، شاعران، کنشگران سیاسی و شهروندان عادی را گرفت.

کشتار تابستان ۱۳۶۷، سرکوب خونین اعتراضات دانشجویی ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸ و سرکوب گسترده‌ آن، به‌خون کشیدن اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزش سراسری ۱۴۰۱، و اعدام معترضين، همگی حلقه‌هایی از زنجیره‌ مکرر خشونت‌اند؛ نشانه‌هایی از الگویی ساختاری و تکرارشونده که به هویت جمهوری اسلامی به طورى اجتناب‌ناپذیر گره خورده است.

در کنار این سرکوب‌ها، سیاست تحمیل فراموشی نیز بعنوان مکملی برای خشونت فیزیکی، تلاشی‌ست نظام‌مند برای گسستن مردم از تاریخ مبارزاتشان، و پاک‌سازی حافظه‌ای که میتواند زمینه‌ساز مقاومت، آگاهی، همبستگى ميان-نسلى و مطالبه‌ عدالت باشد. روانشناسی رهایی‌ بر این باور است که فراموشی تحمیلی، خود شکلی از خشونت است، و حفظ و بازگویی حافظه تاریخی، خود نوعی مقاومت. در این نگاه، ثبت و به‌یاد آوردن این خاطرات نه فقط برای یادآوری، بلکه برای بازسازی روانی، اجتماعی و سیاسی جامعه ضرورت دارد. چنین حافظه‌ای، زمینه‌ساز آگاهی انتقادی، همبستگی بین نسل‌ها، و گشودن راه‌هایی برای قدرت بخشى، تشکل‌یابی، سازمان‌دهی و مبارزه در مسیر آینده‌ای مبتنی بر آزادی، برابری و کرامت انسانی ست. حافظه تاریخی ابزاری برای زیستن در گذشته نیست، بلکه راهی برای کنش در اکنون است؛ کنشی برای بازداشتن فراموشی، پاسداشت حقیقت، و گشودن امکانِ مبارزه برای آزادى، عدالت، و برابرى، در زمانه‌ای که جامعه، گرفتار تلاش روزمره برای بقا، نه مجال فریاد دارد و نه فرصت بازخوانی مبارزات گذشته را. و درست آن‌گاه که فراموشی رخنه میکند و گسست و سکون بر حافظه و پویایی مقاومت سایه می‌اندازد، حافظه تاریخی، خاطره‌ مبارزات را همچون شراره‌ای از آتش، حتی در خاموش‌ترین خاکسترها زنده نگه میدارد، تا روزی که نسیمی برخیزد و آن را بار دیگر شعله‌ور کند.

آبان ۹۸، بعنوان بخشی از زنجیره‌ خونین سرکوب مردم ستمدیده‌ ایران، زخمی‌ست در حافظه‌ جمعی، كه نه با فراموشی درمان میشود و نه بدون تحقق عدالت و پاسخگویی آمران و عاملانِ این جنایات، التیام می‌یابد.

دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
کارگاه دیالکتیک
Photo
بارنشر:


فتحِ بابی در اقتصادسیاسیِ آلودگیِ هوا



محمدرضا جعفری

وبسایت سرخ‌بوم

دریافت فایل پی‌.دی.اف



برای ورود به مبحث اقتصادِ آلودگی هوا باید نفع‌بَران و متضرران و رابطه بین این دو را مشخص کرد. شاید درست‌تر آن باشد که برای بررسی چراییِ وجود و چگونگیِ استمرار پدیده آلودگی هوا، پیش از هر چیز پای اقتصادسیاسی را به میان کشید تا درک روشن و ساختاری از عوامل مؤثر بر ایجاد آلاینده‌ها و به‌دنبالش راه‌حل این معضل، به دست آورد. از این رو تأثیر آلودگی‌ها بر اقتصاد کلان را باید از دو منظر به قضاوت نشست. یکی تأثیر منفی که بر منافع عمومی می‌گذارد و دیگر تأثیر مثبتی که برای بخش‌های خردِ چه دولتی و چه خصوصی و نیمه‌دولتی-نیمه‌خصوصی، در پی دارد.

درواقع اثرات اقتصادی را که ناظر است بر منشاء آلودگی و آلایندگی‌ها در کشور، می‌توان از این دو منظر بررسی کرد. یعنی مجموعه‌اقداماتِ لازم که برای کاهش آلایندگی از منابع مختلف باید جرا شود، هزینه‌بردار است، به‌ویژه در بخش خصوصی باعث افزایش هزینه‌ها و کاهش حاشیه سود می‌شود؛ اما از منظر منافع کلان ملی، و در اینجا مرتبط با بحث‌ اقتصادِ آلودگی، باعث صرفه‌جویی‌ در منابع طبیعی، حفظ منابع مالی و درصورت صادرات ارزآوری، مخصوصا در بخش انرژی و مصرف انرژی می‌شود.

ادامه‌ی متن

-------------------------------------

لینک‌‌ دسترسی به‌ متن در وبسایت سرخ‌بوم👇🏾

https://sorkhboom.ir/development/political-economy-of-air-pollution/


کانال تلگرام آزگار:
@Azegaar
---------------------------------------
#آلودگی_هوا_می‌کشد
#زندگی_در_هوای_سالم
#علیه_آلودگی_هوا
---------------------------------------
@kdialectic
Forwarded from کلکتیو ۹۸
🚩 پیام مردم کهگیلویه و بویراحمد، علیه تخریب عامدانه‌ی محیط‌ زیست و چپاول منابع‌شان:
ایستاده‌ایم کنار دنا؛ نه به سد ماندگان و خرسان

مردمی که سال‌ها بار فقر، بیکاری و تبعیض را بر دوش کشیده‌اند، حالا باید تاوان پروژه‌هایی را بدهند که فقط جیب مافیاهای قدرت و ثروت را پر می‌کند. احداث #سد_ماندگان و #سد_خرسان یعنی غرق شدن روستاها، کوچ اجباری مردم، خشک شدن رودخانه‌ها، نابودی بلوط‌ها و مرگ تدریجی دنا و زیست‌جهان ما.

ما مردم #کهگیلویه_بویراحمد علیه تخریب عامدانه‌ی محیط‌ زیست و چپاول منابع‌مان ایستاده‌ایم؛ هم‌صدا با #دنا و بلوط‌های بلندقامتش، در برابر سیاستی که «توسعه» را بهانه می‌کند تا هستی ما را بفروشد.

مبارزه برای زمین، آب و درخت فقط مسئله‌ی یک استان نیست؛ مسئله‌ی حق حیات همه‌ی ماست. هر سد، زخمی تازه بر تن سرزمینی‌ست که دیگر توان تحمل ندارد.

صدای ما را بلندتر کنید؛ اجازه ندهیم نام دنا، با ویرانی و سدسازی گره بخورد.

شعری که در ویدئو می‌شنوید از #برتولت_برشت است؛ صدای جهانی ستمدیدگان علیه ویرانگران زمین.

#نه_به_سدسازی
#محیط_زیست
#سد_ماندگان
#سد_خرسان
#کهگیلویه_بویراحمد
#دنا

@collective98
Forwarded from کلکتیو ۹۸
🚩 تنها زن زندانی سیاسی با حکم حبس ابد در ایران، در آستانه نوزدهمین سال حبس خود همچنان با کارشکنی مسئولان زندان مرکزی یزد و نهادهای امنیتی در دسترسی به خدمات درمانی مواجه است.
شبکه حقوق بشر کردستان از تداوم وضعیت وخیم جسمی زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد و ممانعت از تکمیل دوره درمانی او در زندان مرکزی یزد، محل تبعید او خبر داده است.
یک منبع مطلع به شبکه حقوق بشر کردستان گفته است که در اوایل مهرماه سال ‌جاری و پس از فشارهای بین‌المللی، زینب جلالیان که ماه‌ها از «فیبروم رحمی» رنج می‌برد در یکی از مراکز درمانی خارج از زندان یزد مورد عمل آمبولیزاسیون فیبروم قرار گرفت. او در زمان انجام جراحی نیز با پابند به تخت بیمارستان بسته شده بود و تنها پس از ۲۴ ساعت بدون تکمیل دوره درمانی به زندان بازگردانده شد.
در این مدت به‌رغم انجام عمل آمبولیزاسیون فیبروم، خون‌ریزی و درد شکمی این زندانی سیاسی به صورت نگران‌کننده‌ای ادامه پیدا کرده و همزمان با کم‌خونی شدید نیز دست به گریبان است.
به‌گفته این منبع مطلع هم پزشک متخصصی که زینب جلالیان را مورد عمل جراحی قرار داده و هم پزشکان بهداری زندان خواستار اعزام فوری او به مراکز درمانی خارج از زندان شده‌اند تا با انجام سونوگرافی و ام‌.آر.آی وضعیت جسمی‌اش مورد بررسی قرار بگیرد، اما با کارشکنی مسئولان زندان و به‌بهانه‌ گم‌شدن نسخه جراح برای انجام سونوگرافی، تا کنون از اعزام او به مراکزی درمانی ممانعت شده است.
همزمان با انتشار این بیانیه، زینب جلالیان با انتشار نامه‌ای به شرح سال‌ها زندان، شکنجه، محرومیت از ملاقات و درمان پزشکی خود اشاره کرده و تأیید کرده بود که پس از حدود ۲۰ سال زندگی در جایی مانند زندان، بیماری‌های پوستی، عفونی و اختلالات روحی و روانی سراغ زندانی می‌آید.
زینب جلالیان در سال‌های اخیر از حق ملاقات با خانواده محروم بوده و به دلیل ابتلا به بیماری‌های متعدد، پزشکی قانونی یزد اعلام کرده که او توانایی تحمل حبس را ندارد. اما نهادهای امنیتی، آزادی او را مشروط به «ابراز ندامت و توبه» کرده‌اند.
زینب جلالیان از ۷ اسفند ۱۳۸۶ در زندان به‌سر می‌برد و تاکنون از حق مرخصی و در بیشتر این سال‌ها از حق ملاقات با خانواده محروم بوده است. او با وجود ابتلا به بیماری‌های متعدد در دوران حبس، بارها به‌طور غیرقانونی و خشونت‌آمیز بین زندان‌های مختلف جابه‌جا شده است.
زینب جلالیان در سال ۱۳۸۷ به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شد. این حکم در سال ۱۳۹۰ به حبس ابد کاهش یافت. او در دوران بازداشت و حبس تحت شکنجه‌های شدید قرار گرفت و پس از ۱۸ سال همچنان تحت فشار نهادهای امنیتی است و موافقت با هرگونه دسترسی او به خدمات درمانی و اعزام به مرخصی استعلاجی، منوط به ابراز ندامت شده است.
امیرسالار داودی، وکیل زینب جلالیان، بارها تأکید کرده است که ادامه حبس موکلش بر اساس قانون مجازات اسلامی جدید غیرقانونی است و باید آزاد شود.
⭕️ با پیوستن زندان مرکزی بیرجند، کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته نودوششم به ۵۵ زندان گسترش یافت.

نودوششمین هفته کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در شرایطی فرا می‌رسد که دستگاه سرکوب‌گر در ایران برای بقای خود با شتابی بی‌سابقه، روند اعدام زندانیان را تشدید کرده است. گسترش دامنه اعدام‌ها، در فقدان دادرسی عادلانه، و استفاده سیستماتیک از اعدام به‌عنوان ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت، نقض آشکار حقوق بنیادین بشر و مصداق بارز جنایت علیه بشریت است.

این هفته زندان مرکزی بیرجند نیز به جمع ۵۴ زندانی پیوست که پیام «نه به اعدام» را از پشت دیوارهای زندان به جامعه می‌رسانند.

در این هفته تصویب هفتادودومین قطع‌نامه ملل متحد در محکومیت نقض حقوق بشر در ایران، دو حقیقت حقوقیِ تعیین‌کننده را به رسمیت شناخت:
۱. به‌رسمیت شناختن قتل‌عام ۱۳۶۷ و ابراز نگرانی از تکرار آن
۲. محکوم کردن روند بی سابقه اعدام‌ها و استفاده حکومت از اعدام به‌عنوان ابزار ارعاب و سرکوب

با وجود این حکومت دست از اعدام و کشتار بر‌نمی‌دارد. صدور حکم اعدام برای محمدمهدی سلیمانی -از بازداشت‌شدگان خیزش ۱۴۰۱- نه یک مورد استثنایی، بلکه الگوی ثابتِ حذف معترضان و از مشخصه‌های یک فرایند قضایی نامعتبر و سیاسی است. تنها در ماه آبان ۳۱۱  اعدام اجرا شده که از زمان قتل عام ۶۷ تا کنون بی‌سابقه است؛ همچنین از هفته گذشته تا کنون ۵۹ تن و از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون ۱۴۷۹ تن اعدام شده.اند.

خانواده‌های زندانیان محکوم به اعدام، با وجود تهدید، احضار، بازداشت و فشارهای امنیتی، هفته‌به‌هفته در خیابان‌ها می‌ایستند و از جان عزیزانشان دفاع می‌کنند. این اعتراضی است که نیازمند حمایت گسترده مردم و جامعه جهانی است.

سه‌شنبه ۴ آذر ۱۴۰۳ کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته نودوششم در ۵۵ زندان زیر، در اعتصاب غذا می‌باشند:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام و زندان مرکزی بیرجند.

هفته نودوششم
سه‌شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام

@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
کارگاه دیالکتیک
Photo
در تنگنای آب، هوا، و آب‌وهوا (اقلیم):
بحران زندگی در سرمایه‌داریِ لجام‌گسیخته

بخش اول: کلیات


نویسنده: تحریریه‌ی کارگاه دیالکتیک

آذر ۱۴۰۴


فرازی از متن:

در روزهایی که بسیاری از مردم محکوم به (و بخشا مسحورِ) تبلیغات بلک‌فرای‌دی (Black Friday) هستند و رسانه‌ها و شرکت‌ها بخش بزرگی از جهان را برای استقبال «بهتر» ازتعطیلات کریسمس و سال‌ نوی مسیحی مهیا می‌کنند، این خبر شوم لابه‌لای سایر اخبار ناخوشایند روزمره مدفون شد: «در توافق‌نامه‌ی نهایی اجلاس سازمان ملل درباره‌ی تغییرات اقلیمی (کاپ ۳۰ / در شهر بلِم برزیل) هیچ اشاره‌ای به سوخت‌های فسیلی، به‌عنوان عامل اصلی بحران اقلیمی‌، نشده است.»

شاید جمله‌ی کنایه‌آمیز گوترش، دبیرکل سازمان ملل، در واکنش به نتیجه‌ی این اجلاس به‌قدر کافی گویای اسف‌بار بودن وضعیت باشد: «هنوز فاصله‌ی خطرناکی میان علم و عمل در زمینه‌ی اقلیم وجود دارد.»

با توجه به اینکه چندسالی‌ست که وضعیت تغییرات اقلیمی از مرحله‌ی هشدار/خطر به مرحله‌ی «بحران اقلیمی» رسیده است، ناکامی رسوای دولت‌ها در درک شدت بحران اقلیمی و ابعاد هولناک پیامدهای نزدیک آن بار دیگر نشان می‌دهد که«برای خادمان نظام سرمایه‌داری تصور پایان جهانِ بشری ساده‌تر از تصور پایان سرمایه‌داری است». اما ابعاد موضوع بسی فراتر از تکرار مضحک این نابیناییِ هولناک است ...

وجه غریب این رویداد آن نیست که پیامدهای آتی تغییرات اقلیمی ادامه‌ی حیات انسان‌ها و بسیاری از موجودات زنده را به‌طور فزاینده و بازگشت‌ناپذیری به خطر می‌اندازند؛ چون حیات‌شان اساساً برای منطق سرمایه علی‌السویه است. بلکه نکته‌ی افشاءکننده اینجاست که با اینکه ادامه‌ی چنین روندی شالوده‌های بازتولید کلیت سرمایه‌داری را نیز به مخاطره می‌اندازد، دولت‌ها نه حاضرند – در بافتار کنونیِ اوج‌گیریِِ تنش‌ها و واگرایی‌ها – ملزومات بازتولید نظم جهانیِ سرمایه‌محور را بر منافع ملی مقدم بدارند، و نه اساساً قادرند – به‌قیمت کاهش نرخ سود سرمایه – تغییر مسیر بدهند (سرمایه‌ی جهانی به‌سان کلیتی همگنْ یک انتزاع تحلیلی‌ست که تنها با درنظرگرفتن ستیز/رقابت مستمر سرمایه‌ها در چارچوب‌های ملی و جهانی یا تضاد/تقابل بین دولت‌های مربوطه انضمامی می‌شود). ...

در همایش جهانی تغییرات اقلیمی (برزیل–۲۰۲۵)، ننگ پشتیبانی از سوخت‌های فسیلی تنها به‌نام کشورهای نفت‌خیز خاورمیانه نوشته شد؛ حال آنکه همه‌ی دولت‌های سرمایه‌داری از تداوم کاربست سوخت‌های فسیلی سهم عظیمی می‌برند. بدین‌سان، برخی دولت‌های پیرامونی و قدرت‌های خُرده‌امپریالیستی، ضمن تأمین پوشش سیاسی برای دولت‌های کانونیِ سرمایه‌داری و خریدن عمر برای سرمایه‌داری فرتوت، مسیر تحمیل نوع دیگری از «مرگ‌سیاست» را بر مردمان جهان معاصر و نسل‌های آتی هموار کرده‌اند: اینکه معضلاتی مثل کمبود آب، آلودگی هوا، و اکستریم‌های آب‌وهوایی به معضلاتی روزه‌مره، دایمی و چاره‌ناپذیر برای بسیاری از مردمان جهان بدل شوند. سرمایه‌داری برای تمدید عمر ننگین خود چاره‌ای ندارد جز اینکه عرصه‌ی حیات همگان را هرچه محدودتر سازد. در این معنا، در مرحله‌ای که سرمایه‌داری به مرزهای بود و نبودش رسیده است، آنتاگونیسم ساختاری «کار– سرمایه» – به‌لحاظ پیامدهای امروزی کارکرد هستی‌شناختی منطق سرمایه – به آنتاگونیسم «زندگی – مرگ» گسترش یافته است. یک پیامد ناگزیر این گسترش‌یابی آن است که در زمانه‌ی حاضر – با چشم‌پوشی از عوامل دیگر – پتانسیل مادی (بالقوه‌گی) مبارزه علیه سرمایه‌داری افزایش یافته است. اینکه شکل‌های سیاسی فعلیت‌یابی این آنتاگونیسم بسط‌یافته چگونه باشند و در چه سطوحی متجلی شوند، بخشا به اتخاذ استراتژی‌های پیکارهای ضدسرمایه‌دارانه بستگی دارد.
......

لینک مقاله در وبسایت کارگاه دیالکتیک:

https://kaargaah.net/?p=1576

----------------------------
#زندگی_حق_ماست
#علیه_مرگ_سیاست
----------------------------

@kdialectic
188_Climate_Change_Supercrisis_and_Necropolitics.pdf
261.7 KB
فایل پی‌دی‌اف:

در تنگنای آب، هوا، و آب‌وهوا (اقلیم):
بحران زندگی در سرمایه‌داریِ لجام‌گسیخته

بخش اول: کلیات


نویسنده: تحریریه‌ی کارگاه دیالکتیک

آذر ۱۴۰۴


لینک مقاله در وبسایت کارگاه دیالکتیک:

https://kaargaah.net/?p=1576

-------------------------
#زندگی_حق_ماست
#علیه_مرگ_سیاست
-------------------------

@kdialectic
Forwarded from Roud Media Collective
Roud_Collective_Dossier1_Organizing_Text5_Hudis.pdf
310.5 KB
فایل پی‌.دی.اف. 👇🏾

کلکتیو رود | #پرونده‌‌_سازمان‌یابی
متن پنجم

مارکس و سازمان‌‌(دهی) سیاسی


نویسنده: پیتر هیودیس

فصل ششم از کتاب «احیای مارکس»
با ویراستاری مارچلو موستو

ترجمه‌: امین حصوری

آذر ۱۴۰۴

-------------------------
#پرونده‌ی_موضوعی_۱
#سازمان‌یابی #سازمان‌‌دهی
-------------------------
تماس با «رود»:
https://t.me/roudcollective
roudcollective@proton.me
-------------------------