Forwarded from بيدارزنى
🟣 بازداشت پدر برای اخذ اعتراف از فرزند، وضعیت احسان رستمی، بحرانی است
به گزارش شبکه حقوق بشر کردستان: «#جهانگیر_رستمی، معلم بازنشسته و فعال صنفی در شهر هرسین، استان کرمانشاه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. همزمان، فرزند او، #احسان_رستمی، ناشر و مترجم، و برادرزادهاش، #رامین_رستمی، فعال فرهنگی، از حدود دو ماه پیش در بازداشت بهسر میبرند.
جهانگیر رستمی پس از بازداشت به مکانی نامعلوم منتقل شده است. در هنگام بازداشت، مأموران با خشونت شدید او را مورد ضربوشتم قرار دادند؛ بهگونهای که سر و صورتش شکست و این موضوع حتی با اعتراض دادستان شهرستان روبهرو شد. به گفته خانواده، در پی مراجعه به دادسرای کرمانشاه، بهطور غیررسمی به آنان اطلاع داده شده که او به #زندان_اوین منتقل شده است.
بازداشت این معلم بازنشسته کورد در حالی صورت گرفته که فرزند و برادرزادهاش، احسان رستمی و رامین رستمی، از تاریخ ۲۹ مرداد ۱۴۰۴ در بازداشت بهسر میبرند. آنان به همراه سه فعال فرهنگی دیگر به نامهای #حسن_توزندهجانی، #مرجان_اردشیرزاده و #نیما_مهدیزادگان بهصورت همزمان در منازلشان در تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
♦️خانوادههای احسان و رامین رستمی پیشتر از اعتصاب غذای این دو فعال فرهنگی کُرد در در بند ۲۰۹ زندان اوین در اعتراض به تداوم بازداشت خود خبر داده بودند.
انجمن صنفی فرهنگیان هرسین با انتشار بیانیهای نسبت به بازداشت جهانگیر رستمی واکنش نشان داده و ضمن محکومکردن این اقدام، از فشارهای امنیتی علیه خانواده بازداشتشدگان برای اعترافگیری اجباری انتقاد کرده است. در بخشی از این بیانیه آمده است:
«خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط جهانگیر رستمی، از اعضای انجمن فرهنگیان هرسین هستیم و در کنار خانواده گرانقدر این فرهنگی عزیز تا آزادی ایشان از هیچ کوششی دریغ نخواهیم کرد.»
♦️همچنین در آخرین تجمع بازنشستگان و فرهنگیان در شهر کرمانشاه در روز یکشنبه ۲۷ مهر، سخنرانان و شرکتکنندگان خواهان آزادی فوری این معلم بازنشسته و فعال صنفی شدند».
#ژن_ژیان_آزادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
به گزارش شبکه حقوق بشر کردستان: «#جهانگیر_رستمی، معلم بازنشسته و فعال صنفی در شهر هرسین، استان کرمانشاه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. همزمان، فرزند او، #احسان_رستمی، ناشر و مترجم، و برادرزادهاش، #رامین_رستمی، فعال فرهنگی، از حدود دو ماه پیش در بازداشت بهسر میبرند.
جهانگیر رستمی پس از بازداشت به مکانی نامعلوم منتقل شده است. در هنگام بازداشت، مأموران با خشونت شدید او را مورد ضربوشتم قرار دادند؛ بهگونهای که سر و صورتش شکست و این موضوع حتی با اعتراض دادستان شهرستان روبهرو شد. به گفته خانواده، در پی مراجعه به دادسرای کرمانشاه، بهطور غیررسمی به آنان اطلاع داده شده که او به #زندان_اوین منتقل شده است.
بازداشت این معلم بازنشسته کورد در حالی صورت گرفته که فرزند و برادرزادهاش، احسان رستمی و رامین رستمی، از تاریخ ۲۹ مرداد ۱۴۰۴ در بازداشت بهسر میبرند. آنان به همراه سه فعال فرهنگی دیگر به نامهای #حسن_توزندهجانی، #مرجان_اردشیرزاده و #نیما_مهدیزادگان بهصورت همزمان در منازلشان در تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
♦️خانوادههای احسان و رامین رستمی پیشتر از اعتصاب غذای این دو فعال فرهنگی کُرد در در بند ۲۰۹ زندان اوین در اعتراض به تداوم بازداشت خود خبر داده بودند.
انجمن صنفی فرهنگیان هرسین با انتشار بیانیهای نسبت به بازداشت جهانگیر رستمی واکنش نشان داده و ضمن محکومکردن این اقدام، از فشارهای امنیتی علیه خانواده بازداشتشدگان برای اعترافگیری اجباری انتقاد کرده است. در بخشی از این بیانیه آمده است:
«خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط جهانگیر رستمی، از اعضای انجمن فرهنگیان هرسین هستیم و در کنار خانواده گرانقدر این فرهنگی عزیز تا آزادی ایشان از هیچ کوششی دریغ نخواهیم کرد.»
♦️همچنین در آخرین تجمع بازنشستگان و فرهنگیان در شهر کرمانشاه در روز یکشنبه ۲۷ مهر، سخنرانان و شرکتکنندگان خواهان آزادی فوری این معلم بازنشسته و فعال صنفی شدند».
#ژن_ژیان_آزادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
ضداستعمارگراییِ مارکس، خُردهامپریالیسمهای جدید، و انترناسیونالیسم نامتناقض در جهانی دوقطبی
مصاحبه با کوین اندرسون
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
منتشرشده در نشریهی International Marxist-Humanist (اوت ۲۰۲۴)
ترجمه: فرهاد مهرانی (آبان ۱۴۰۴)
-------------------------------------
فرازی از متن:
در متنِ جهانی که بهطور فزاینده دوقطبی میشود، و با نظر به اینکه جنبشهای محلی بسته به دشمن اصلیشان ممکن است از رقبای آن دشمن کمک بطلبند، آیا امکانهایی برای پلزدن میان مبارزات ضدامپریالیستی در سطح بینالمللی میبینید؟ ضدامپریالیسم سوسیالیستیِ قرن بیستویکم باید چگونه باشد؟
از فلسطین آغاز کنیم. با جنگ استعماریِ بیرحمانهای روبرو هستیم که در آن یک طرف بهمراتب بیش از طرف دیگر سلاح و توان نظامی دارد. امروز در جهان چیزی شبیه به این وجود ندارد. ما باید از فلسطینیان حمایت کنیم. اما این بهمعنای حمایت سیاسی از حماس نیست. در فلسطین، جنبش ملیگرای گستردهای وجود دارد که حماس تنها بخشی از آن است. درست است که جناح غالب کنونی در ملیگرایی فلسطینی (یعنی حماس) بخش محافظهکارترِ این جنبش است، اما این آن چیزی نیست که ما باید برجسته کنیم؛ آنچه باید برجسته کنیم همبستگی در سطحی گستردهتر با جنبش فلسطین و مخالفت با نسلکشیِ جاریست.
یکی از راههایی که بخشِ انقلابیتر و مستقلترِ جنبش ضدامپریالیستی میتواند این وظیفه را پی بگیرد آن است که در حمایتهای خود از فلسطین و اوکراین بهشیوهای نامتناقض/منسجم (consistent) عمل کند. تازهترین کتاب من، «جامعهشناسی سیاسی انقلابها و مقاومتهای قرن بیستویکم»، مجموعهای از جستارهاست که در پانزده سال گذشته نوشتهام. جستارهای مربوط به فلسطین و اوکراین ذیل عنوان «مبارزه برای هستیِ ملی» گرد آمدهاند، چون در هر دو مورد با مردمانی روبرو هستیم که در برابر امپریالیسمی نسلبرانداز ایستادهاند. بسیاری میپندارند نسلکشی الزاماً بهمعنای مرگِ انبوه است. اما نسلکشی یعنی نابودیِ یک ملت از راه ترکیبی از کنترلهای نظامی، اقتصادی و فرهنگی. با نگاهی به مناطقِ تحت کنترل روسیه در اوکراین آشکار میشود که [پروژهی] نسلکشیْ برنامهی دولت روسیه هم هست. حاکمان روسیه اوکراینیها را بهمنزلهی ملتی مجزا با حق هویت ملی مستقل بهرسمیت نمیشناسند. نیتِ نسلکُشانه در کردارهای اسرائیل بسیار روشنتر است. البته در درون طبقهی حاکم اسرائیل تفاوتهایی وجود دارد: برخی میخواهند این کار را آهستهتر و از راه فرسایش [تدریجی] انجام دهند؛ و برخی سریعتر. عناصر فاشیست در دولت نتانیاهو میخواهند فوراً فلسطینیان را از کرانهی باختری و غزه بیرون برانند و به آن سوی مرزها در اردن و مصر برانند. اما نیتهای همهی آنان یکی است.
و اگر بخواهیم دربارهی نسلکشی در اوکراین و فلسطین سخن بگوییم، باید از سودان هم بگوییم. هرچند در سودان با نسلکشیِ مرکزی و از بالا روبهرو نیستیم، اما جنگ داخلی میان دو گروه جنگسالار، میلیونها نفر را به آستانهی قحطی کشانده است. کشورهای خُردهامپریالیست در مسلحکردن هر دو طرف نقش داشتهاند و دارند. در همین حال، کمیتههای مردمی که در خلال خیزش پنج سال پیش سربرآوردند، هنوز وجود دارند و برای کاستن از رنج مردم کار میکنند.
------------------------------
لینک دسترسی به مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1553
---------------------------------------
#خرده_امپریالیسم
#کوین_اندرسون
---------------------------------------
@kdialectic
مصاحبه با کوین اندرسون
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
منتشرشده در نشریهی International Marxist-Humanist (اوت ۲۰۲۴)
ترجمه: فرهاد مهرانی (آبان ۱۴۰۴)
-------------------------------------
فرازی از متن:
در متنِ جهانی که بهطور فزاینده دوقطبی میشود، و با نظر به اینکه جنبشهای محلی بسته به دشمن اصلیشان ممکن است از رقبای آن دشمن کمک بطلبند، آیا امکانهایی برای پلزدن میان مبارزات ضدامپریالیستی در سطح بینالمللی میبینید؟ ضدامپریالیسم سوسیالیستیِ قرن بیستویکم باید چگونه باشد؟
از فلسطین آغاز کنیم. با جنگ استعماریِ بیرحمانهای روبرو هستیم که در آن یک طرف بهمراتب بیش از طرف دیگر سلاح و توان نظامی دارد. امروز در جهان چیزی شبیه به این وجود ندارد. ما باید از فلسطینیان حمایت کنیم. اما این بهمعنای حمایت سیاسی از حماس نیست. در فلسطین، جنبش ملیگرای گستردهای وجود دارد که حماس تنها بخشی از آن است. درست است که جناح غالب کنونی در ملیگرایی فلسطینی (یعنی حماس) بخش محافظهکارترِ این جنبش است، اما این آن چیزی نیست که ما باید برجسته کنیم؛ آنچه باید برجسته کنیم همبستگی در سطحی گستردهتر با جنبش فلسطین و مخالفت با نسلکشیِ جاریست.
یکی از راههایی که بخشِ انقلابیتر و مستقلترِ جنبش ضدامپریالیستی میتواند این وظیفه را پی بگیرد آن است که در حمایتهای خود از فلسطین و اوکراین بهشیوهای نامتناقض/منسجم (consistent) عمل کند. تازهترین کتاب من، «جامعهشناسی سیاسی انقلابها و مقاومتهای قرن بیستویکم»، مجموعهای از جستارهاست که در پانزده سال گذشته نوشتهام. جستارهای مربوط به فلسطین و اوکراین ذیل عنوان «مبارزه برای هستیِ ملی» گرد آمدهاند، چون در هر دو مورد با مردمانی روبرو هستیم که در برابر امپریالیسمی نسلبرانداز ایستادهاند. بسیاری میپندارند نسلکشی الزاماً بهمعنای مرگِ انبوه است. اما نسلکشی یعنی نابودیِ یک ملت از راه ترکیبی از کنترلهای نظامی، اقتصادی و فرهنگی. با نگاهی به مناطقِ تحت کنترل روسیه در اوکراین آشکار میشود که [پروژهی] نسلکشیْ برنامهی دولت روسیه هم هست. حاکمان روسیه اوکراینیها را بهمنزلهی ملتی مجزا با حق هویت ملی مستقل بهرسمیت نمیشناسند. نیتِ نسلکُشانه در کردارهای اسرائیل بسیار روشنتر است. البته در درون طبقهی حاکم اسرائیل تفاوتهایی وجود دارد: برخی میخواهند این کار را آهستهتر و از راه فرسایش [تدریجی] انجام دهند؛ و برخی سریعتر. عناصر فاشیست در دولت نتانیاهو میخواهند فوراً فلسطینیان را از کرانهی باختری و غزه بیرون برانند و به آن سوی مرزها در اردن و مصر برانند. اما نیتهای همهی آنان یکی است.
و اگر بخواهیم دربارهی نسلکشی در اوکراین و فلسطین سخن بگوییم، باید از سودان هم بگوییم. هرچند در سودان با نسلکشیِ مرکزی و از بالا روبهرو نیستیم، اما جنگ داخلی میان دو گروه جنگسالار، میلیونها نفر را به آستانهی قحطی کشانده است. کشورهای خُردهامپریالیست در مسلحکردن هر دو طرف نقش داشتهاند و دارند. در همین حال، کمیتههای مردمی که در خلال خیزش پنج سال پیش سربرآوردند، هنوز وجود دارند و برای کاستن از رنج مردم کار میکنند.
------------------------------
لینک دسترسی به مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1553
---------------------------------------
#خرده_امپریالیسم
#کوین_اندرسون
---------------------------------------
@kdialectic
185_Kevin_Anderson_Interview_new_Sub-imperialisms_Farsi.pdf
287.6 KB
ضداستعمارگراییِ مارکس، خُردهامپریالیسمهای جدید، و انترناسیونالیسم نامتناقض در جهانی دوقطبی
مصاحبه با کوین اندرسون
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
منتشرشده در نشریهی International Marxist-Humanist (اوت ۲۰۲۴)
ترجمه: فرهاد مهرانی (آبان ۱۴۰۴)
----------------------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1553
---------------------------------------
#خرده_امپریالیسم
#کوین_اندرسون
---------------------------------------
@kdialectic
مصاحبه با کوین اندرسون
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
منتشرشده در نشریهی International Marxist-Humanist (اوت ۲۰۲۴)
ترجمه: فرهاد مهرانی (آبان ۱۴۰۴)
----------------------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1553
---------------------------------------
#خرده_امپریالیسم
#کوین_اندرسون
---------------------------------------
@kdialectic
186_From_El-Fasher_to_Dubay_to_Berlins_Farsi.pdf
111.9 KB
#درسهای_انقلاب_سودان
متن دوازدهم
از الفاشر تا دوبی … تا برلین(ها)
امین حصوری
آبان ۱۴۰۴
----------------------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1557
--------------------------------
@kdialectic
متن دوازدهم
از الفاشر تا دوبی … تا برلین(ها)
امین حصوری
آبان ۱۴۰۴
----------------------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1557
--------------------------------
@kdialectic
Forwarded from Roud Media Collective
Roud_Collective_Dossier1_Organizing_Text4.pdf
95.9 KB
#پروندهی_موضوعی_۱
#سازمانیابی_سازماندهی
متن چهارم
فایل پی.دی.اف.👇🏾
استراتژیهای چپ رادیکال در عصر فروپاشی «لیبرالیسم واقعاً موجود»
آندریاس کاریتزیس
نشریهی Open Democracy | ژانویهی ۲۰۱۷
ترجمه: تحریریهی رود | آبان ۱۴۰۴
-------------------------------------------------
نشانیهای تماس با «رود»:
https://t.me/roudcollective
roudcollective@proton.me
@roudcollective
#سازمانیابی_سازماندهی
متن چهارم
فایل پی.دی.اف.👇🏾
استراتژیهای چپ رادیکال در عصر فروپاشی «لیبرالیسم واقعاً موجود»
آندریاس کاریتزیس
نشریهی Open Democracy | ژانویهی ۲۰۱۷
ترجمه: تحریریهی رود | آبان ۱۴۰۴
-------------------------------------------------
نشانیهای تماس با «رود»:
https://t.me/roudcollective
roudcollective@proton.me
@roudcollective
Forwarded from Radio Zamaneh
«نان» یا «موشک»: سیاست رسمی حکومت در سال بلوا
علی رسولی ـ دغدغه «مردم در خیابان» «بقا» است و دلمشغولی نظام و مردمِ جمهوری اسلامی، «بقای نظام». هر دو طرف ماجرا برای بقا تلاش میکنند ولی صحنههای بزرگ، بیلبوردها، بلندگوها و امواج تلویزیونی تنها دغدغه دومی را بازتاب میدهند.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/868989/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
علی رسولی ـ دغدغه «مردم در خیابان» «بقا» است و دلمشغولی نظام و مردمِ جمهوری اسلامی، «بقای نظام». هر دو طرف ماجرا برای بقا تلاش میکنند ولی صحنههای بزرگ، بیلبوردها، بلندگوها و امواج تلویزیونی تنها دغدغه دومی را بازتاب میدهند.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/868989/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
«نان» یا «موشک»: سیاست رسمی حکومت در سال بلوا
علی رسولی ـ دغدغه «مردم در خیابان» «بقا» است و دلمشغولی نظام و مردمِ جمهوری اسلامی، «بقای نظام». هر دو طرف ماجرا برای بقا تلاش میکنند ولی صحنههای بزرگ، بیلبوردها، بلندگوها و امواج تلویزیونی تنها دغدغه دومی را بازتاب میدهند.
Forwarded from منجنیق
🔴 جنگ سودان و ضدانقلاب | کمیتههای مقاومت در سودان | گفتوگو با مروان عثمان
در این مصاحبه که در اسفند ۱۴۰۳ انجام شده، مروان عثمان، عضو سابق حزب کمونیست سودان و کمیتههای مقاومت محلات خارطوم، در مراحل ابتدایی «جنگ داخلی» در سودان توضیح میدهد که این جنگی میان انقلاب و ضدانقلاب است که از سوی قدرتهای امپریالیستی و امیرنشینهای خلیج برای درهم شکستن کمیتههای انقلابی محلات و بازگرداندن یک نظم نظامی و استثماری حمایت میشود. او در این گفتوگو با منجنیق روند تکامل کمیتههای مقاومت را از کمیتههای خدماتی ۲۰۱۳ (برای توزیع نان، گاز و نظارت محلی) تا چرخش سیاسی آنها در ۲۰۱۸ و سازماندهی تظاهرات گسترده، تدوین منشور انقلابی برای ایجاد قدرت مردم، و تشکیل «اتاقهای اضطراری» برای زنده نگه داشتن درمانگاهها، کشاورزی و آموزش محلی پس از فروپاشی دولت، ترسیم میکند. به گفتهی مروان در دورهای بیش از ۵۲۰۰ کمیته با هماهنگی از سطح محلات تا سطح ملی عملاً کاری را انجام دادند که دولت حاضر و قادر به انجام آن نبود. مروان همچنین به نقاط ضعف این کمیتهها اشاره میکند: چشمانداز ملی دیرهنگام، تصمیمگیری کند در یک ساختار افقی، نفوذ و سرکوب شدید توسط نیروهای مسلح سودان و همچنین نیروهای واکنش سریع، و بحث حلنشده بر سر حفظ رویکرد کاملاً مسالمتآمیز در مقابل سازماندهی دفاع مردمی مسلحانه. در این گفتوگو با مروان عثمان به مسئلهی انقلاب و قدرت سیاسی میاندیشیم و به اینکه هر انقلابی اگر تکلیف را با ضدانقلاب داخلی و بینالمللی روشن نکند در نهایت به فاجعهای منجر میشود که این روزها در مقابل چشم جهان در سودان جریان دارد. مروان عثمان همچنین در این گفتوگو به نقش نیروهای مختلف بینالمللی از ایران تا اسرائیل و از امارات متحدهی عربی و عربستان سعودی تا اتحادیهی اروپا و ایالات متحدهی آمریکا در روند ضدانقلابیای میپردازد که به کشتارهای وسیع این روزها منتهی شده است و در هنگام این گفتوگو ماههای ابتدایی آن را شاهد بودیم.
آبان ۱۴۰۴
با کیفیت بهتر و حجم بیشتر در یوتوب:
https://bit.ly/4nOSLc5
🚩 برای تماس با «منجنیق» در تلگرام میتوانید به اکانت زیر پیغام بدهید:
@ManjanighContact
#گفتوگو
#منجنیق
@ManjanighCollective
در این مصاحبه که در اسفند ۱۴۰۳ انجام شده، مروان عثمان، عضو سابق حزب کمونیست سودان و کمیتههای مقاومت محلات خارطوم، در مراحل ابتدایی «جنگ داخلی» در سودان توضیح میدهد که این جنگی میان انقلاب و ضدانقلاب است که از سوی قدرتهای امپریالیستی و امیرنشینهای خلیج برای درهم شکستن کمیتههای انقلابی محلات و بازگرداندن یک نظم نظامی و استثماری حمایت میشود. او در این گفتوگو با منجنیق روند تکامل کمیتههای مقاومت را از کمیتههای خدماتی ۲۰۱۳ (برای توزیع نان، گاز و نظارت محلی) تا چرخش سیاسی آنها در ۲۰۱۸ و سازماندهی تظاهرات گسترده، تدوین منشور انقلابی برای ایجاد قدرت مردم، و تشکیل «اتاقهای اضطراری» برای زنده نگه داشتن درمانگاهها، کشاورزی و آموزش محلی پس از فروپاشی دولت، ترسیم میکند. به گفتهی مروان در دورهای بیش از ۵۲۰۰ کمیته با هماهنگی از سطح محلات تا سطح ملی عملاً کاری را انجام دادند که دولت حاضر و قادر به انجام آن نبود. مروان همچنین به نقاط ضعف این کمیتهها اشاره میکند: چشمانداز ملی دیرهنگام، تصمیمگیری کند در یک ساختار افقی، نفوذ و سرکوب شدید توسط نیروهای مسلح سودان و همچنین نیروهای واکنش سریع، و بحث حلنشده بر سر حفظ رویکرد کاملاً مسالمتآمیز در مقابل سازماندهی دفاع مردمی مسلحانه. در این گفتوگو با مروان عثمان به مسئلهی انقلاب و قدرت سیاسی میاندیشیم و به اینکه هر انقلابی اگر تکلیف را با ضدانقلاب داخلی و بینالمللی روشن نکند در نهایت به فاجعهای منجر میشود که این روزها در مقابل چشم جهان در سودان جریان دارد. مروان عثمان همچنین در این گفتوگو به نقش نیروهای مختلف بینالمللی از ایران تا اسرائیل و از امارات متحدهی عربی و عربستان سعودی تا اتحادیهی اروپا و ایالات متحدهی آمریکا در روند ضدانقلابیای میپردازد که به کشتارهای وسیع این روزها منتهی شده است و در هنگام این گفتوگو ماههای ابتدایی آن را شاهد بودیم.
آبان ۱۴۰۴
با کیفیت بهتر و حجم بیشتر در یوتوب:
https://bit.ly/4nOSLc5
🚩 برای تماس با «منجنیق» در تلگرام میتوانید به اکانت زیر پیغام بدهید:
@ManjanighContact
#گفتوگو
#منجنیق
@ManjanighCollective
YouTube
جنگ سودان و ضدانقلاب | کمیتههای مقاومت در سودان | گفتوگو با مروان عثمان
در این مصاحبه که در اسفند ۱۴۰۳ انجام شده، مروان عثمان، عضو سابق حزب کمونیست سودان و کمیتههای مقاومت محلات خارطوم، در مراحل ابتدایی «جنگ داخلی» در سودان توضیح میدهد که این جنگی میان انقلاب و ضدانقلاب است که از سوی قدرتهای امپریالیستی و امیرنشینهای خلیج…
Forwarded from Radio Zamaneh
از یونس عساکره تا احمد بالدی: قصه «دیگری»های مطرود
عربها ساکن یکی از ثروتمندترین استانهای ایران هستند اما از آن همه ثروت جز گرد و غبار و سرکوب سهمی ندارند. وضعیتی مشابه دیگر «اقلیتها» در جغرافیای ایران.
https://www.radiozamaneh.com/869279/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
عربها ساکن یکی از ثروتمندترین استانهای ایران هستند اما از آن همه ثروت جز گرد و غبار و سرکوب سهمی ندارند. وضعیتی مشابه دیگر «اقلیتها» در جغرافیای ایران.
https://www.radiozamaneh.com/869279/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
از یونس عساکره تا احمد بالدی: قصه «دیگری»های مطرود
عربها ساکن یکی از ثروتمندترین استانهای ایران هستند اما از آن همه ثروت جز گرد و غبار و سرکوب سهمی ندارند. وضعیتی مشابه دیگر «اقلیتها» در جغرافیای ایران.
«سرمایهداریِ زُمخت»، کانونهای جدید انباشت سرمایه و جایگاه خاورمیانه در امپریالیسم جهانی
مصاحبه با آدام هنیه
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
نشریهی بینالمللی نوسازی سوسیالیستی (آوریل ۲۰۲۵)
ترجمه: متین شریفی (آبان ۱۴۰۴)
فرازی از متن 👇🏾
سوال: طی یک قرن گذشته، واژهی «امپریالیسم» برای توصیف موقعیتهای گوناگون بهکار رفته و گاه با مفاهیمی چون «جهانیسازی» و «هژمونی» جایگزین شده است. آیا مفهوم امپریالیسم همچنان اعتبار دارد؟ اگر آری، آن را چگونه تعریف میکنید؟
بیتردید این مفهوم همچنان معتبر است و میتوان چیزهای بسیاری از نویسندگان کلاسیکِ نظریهی امپریالیسم، همچون لنین، بوخارین و لوکزامبورگ، آموخت؛ در همان حال که از آثار و مباحث متفکران بعدی، بهویژه مارکسیستهای ضداستعماری دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ نیز میتوان بهرههای فراوان برد. در کلیترین سطح، من امپریالیسم را شکلی از سرمایهداری جهانی میدانم که محور آن بر استخراج مداوم ارزش و انتقال (ارزش) از کشورهای فقیر (یا پیرامونی) به کشورهای ثروتمند (یا مرکزی) و همچنین از طبقات فرودست در کشورهای فقیر به طبقات مسلط در کشورهای ثروتمند استوار است.
بهگمان من، گرایشی بدینسمت وجود دارد که امپریالیسم صرفاً به درگیریهای ژئوپولتیکی، جنگ یا مداخلهی نظامی فرو کاسته شود. اما بدون درک همین ایدهی محوریِ انتقال ارزش، نمیتوان امپریالیسم را بهسانِ خصلتی دائمی از بازار جهانی فهمید؛ پدیدهای که حتی در دورههای بهظاهر «صلحآمیز» نیز عمل میکند. شیوههایی که این نوع انتقال ارزش از طریق آنها صورت میگیرد، پیچیدهاند و نیاز به دقت نظری دارند. یکی از این سازوکارها، صادرات سرمایه از طریق سرمایهگذاری مستقیم خارجی در کشورهای تحت سلطه است. سازوکار دیگر، کنترل مستقیم و استخراج منابع طبیعی است.
اما باید به سازوکارها و روابط مالی گوناگونی نیز توجه کنیم که از دههی ۱۹۸۰ به بعد گسترش یافتهاند؛ برای مثال، نقلوانتقالهای مربوط به بازپرداخت بدهی از سوی کشورهای جنوب جهانی. همچنین تفاوت در ارزش نیروی کار میان کشورهای مرکزی و پیرامونی اهمیت دارد؛ موضوعی که نظریهپردازان امپریالیسم در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، مانند سمیر امین و ارنست مندل، آن را بررسی کردهاند. مبادلهی نابرابر در تجارت نیز یکی دیگر از مسیرهای انتقال ارزش است و افزون بر آن، کار مهاجران نقشی بسیار مهم در تداوم این انتقالها دارد. اندیشیدن به این اَشکال گوناگون، چشمانداز ما را نسبت به جهان امروز گسترش میدهد و نشان میدهد که امپریالیسم را باید فراتر از جنگها یا درگیریهای میان دولتها درک کرد.
نگاه به امپریالیسم از زاویهی انتقال ارزشها به ما کمک میکند تا دریابیم چه کسانی از آن سود میبرند. لنین بر نقش سرمایهی مالی تأکید داشت؛ سرمایهای که حاصل درهمتنیدگی فزایندهی سرمایهی بانکی با سرمایهی صنعتی یا تولیدی بود و این دیدگاه همچنان معتبر است. بااینحال، شرایط امروز پیچیدهتر شده است؛ زیرا برخی از لایههای بورژوازیِ وابسته در کشورهای پیرامونی تا حدی در سرمایهداری کشورهای مرکزی ادغام شدهاند. آنان نهتنها اغلب تابعیتِ آن کشورها را دارند، بلکه از همین روابط امپریالیستی نیز سود میبرند. امروزه همچنین با مالکیتهای فرامرزی سرمایه و رشد مناطق مالی برونمرزی روبهرو هستیم، که ردگیری جریان سرمایه و مسیرهای کنترل آن را بسیار دشوارتر میسازد. درک امپریالیسم در جهان کنونی مستلزم آن است که بهدقت مشخص کنیم چه کسانی در مراکز اصلی انباشت سرمایه از این ادغام سود میبرند و بازارهای مالی گوناگون چگونه بههم پیوند خوردهاند. ...
[...]
یکی از جنبههای امپریالیسم معاصر که در اوایل قرن بیستم چندان بهخوبی نظریهپردازی نشده بود، این است که سلطهی امپریالیستی بهطور ذاتی با گونههای خاصی از ایدئولوژیهای نژادپرستانه و جنسیتزده گره میخورد؛ ایدئولوژیهایی که – بهنوبهی خود – به تداوم و مشروعیتبخشی آن سلطهی امپریالیستی یاری میرسانند. امروزه میتوان این مسئله را بهروشنی در بستر مسالهی فلسطین مشاهده کرد. پس، بسیار ضروری است که رویکردهای ضدنژادپرستی و فمینیستی را در شیوهی اندیشیدنمان دربارهی سرمایهداری، امپریالیسم و مبارزات ضدامپریالیستی ادغام کنیم. نویل الکساندر در بستر آفریقای جنوبی، والتر رادنی مارکسیست ضداستعماری اهل گویان، و نیز آنجلا دیویس در ایالات متحد، هر یک ابعاد این پیوند را در آثار و کنشهای خود نشان دادهاند.
----------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1568
----------------
#خرده_امپریالیسم
#آدام_هنیه
----------------
@kdialectic
مصاحبه با آدام هنیه
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
نشریهی بینالمللی نوسازی سوسیالیستی (آوریل ۲۰۲۵)
ترجمه: متین شریفی (آبان ۱۴۰۴)
فرازی از متن 👇🏾
سوال: طی یک قرن گذشته، واژهی «امپریالیسم» برای توصیف موقعیتهای گوناگون بهکار رفته و گاه با مفاهیمی چون «جهانیسازی» و «هژمونی» جایگزین شده است. آیا مفهوم امپریالیسم همچنان اعتبار دارد؟ اگر آری، آن را چگونه تعریف میکنید؟
بیتردید این مفهوم همچنان معتبر است و میتوان چیزهای بسیاری از نویسندگان کلاسیکِ نظریهی امپریالیسم، همچون لنین، بوخارین و لوکزامبورگ، آموخت؛ در همان حال که از آثار و مباحث متفکران بعدی، بهویژه مارکسیستهای ضداستعماری دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ نیز میتوان بهرههای فراوان برد. در کلیترین سطح، من امپریالیسم را شکلی از سرمایهداری جهانی میدانم که محور آن بر استخراج مداوم ارزش و انتقال (ارزش) از کشورهای فقیر (یا پیرامونی) به کشورهای ثروتمند (یا مرکزی) و همچنین از طبقات فرودست در کشورهای فقیر به طبقات مسلط در کشورهای ثروتمند استوار است.
بهگمان من، گرایشی بدینسمت وجود دارد که امپریالیسم صرفاً به درگیریهای ژئوپولتیکی، جنگ یا مداخلهی نظامی فرو کاسته شود. اما بدون درک همین ایدهی محوریِ انتقال ارزش، نمیتوان امپریالیسم را بهسانِ خصلتی دائمی از بازار جهانی فهمید؛ پدیدهای که حتی در دورههای بهظاهر «صلحآمیز» نیز عمل میکند. شیوههایی که این نوع انتقال ارزش از طریق آنها صورت میگیرد، پیچیدهاند و نیاز به دقت نظری دارند. یکی از این سازوکارها، صادرات سرمایه از طریق سرمایهگذاری مستقیم خارجی در کشورهای تحت سلطه است. سازوکار دیگر، کنترل مستقیم و استخراج منابع طبیعی است.
اما باید به سازوکارها و روابط مالی گوناگونی نیز توجه کنیم که از دههی ۱۹۸۰ به بعد گسترش یافتهاند؛ برای مثال، نقلوانتقالهای مربوط به بازپرداخت بدهی از سوی کشورهای جنوب جهانی. همچنین تفاوت در ارزش نیروی کار میان کشورهای مرکزی و پیرامونی اهمیت دارد؛ موضوعی که نظریهپردازان امپریالیسم در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، مانند سمیر امین و ارنست مندل، آن را بررسی کردهاند. مبادلهی نابرابر در تجارت نیز یکی دیگر از مسیرهای انتقال ارزش است و افزون بر آن، کار مهاجران نقشی بسیار مهم در تداوم این انتقالها دارد. اندیشیدن به این اَشکال گوناگون، چشمانداز ما را نسبت به جهان امروز گسترش میدهد و نشان میدهد که امپریالیسم را باید فراتر از جنگها یا درگیریهای میان دولتها درک کرد.
نگاه به امپریالیسم از زاویهی انتقال ارزشها به ما کمک میکند تا دریابیم چه کسانی از آن سود میبرند. لنین بر نقش سرمایهی مالی تأکید داشت؛ سرمایهای که حاصل درهمتنیدگی فزایندهی سرمایهی بانکی با سرمایهی صنعتی یا تولیدی بود و این دیدگاه همچنان معتبر است. بااینحال، شرایط امروز پیچیدهتر شده است؛ زیرا برخی از لایههای بورژوازیِ وابسته در کشورهای پیرامونی تا حدی در سرمایهداری کشورهای مرکزی ادغام شدهاند. آنان نهتنها اغلب تابعیتِ آن کشورها را دارند، بلکه از همین روابط امپریالیستی نیز سود میبرند. امروزه همچنین با مالکیتهای فرامرزی سرمایه و رشد مناطق مالی برونمرزی روبهرو هستیم، که ردگیری جریان سرمایه و مسیرهای کنترل آن را بسیار دشوارتر میسازد. درک امپریالیسم در جهان کنونی مستلزم آن است که بهدقت مشخص کنیم چه کسانی در مراکز اصلی انباشت سرمایه از این ادغام سود میبرند و بازارهای مالی گوناگون چگونه بههم پیوند خوردهاند. ...
[...]
یکی از جنبههای امپریالیسم معاصر که در اوایل قرن بیستم چندان بهخوبی نظریهپردازی نشده بود، این است که سلطهی امپریالیستی بهطور ذاتی با گونههای خاصی از ایدئولوژیهای نژادپرستانه و جنسیتزده گره میخورد؛ ایدئولوژیهایی که – بهنوبهی خود – به تداوم و مشروعیتبخشی آن سلطهی امپریالیستی یاری میرسانند. امروزه میتوان این مسئله را بهروشنی در بستر مسالهی فلسطین مشاهده کرد. پس، بسیار ضروری است که رویکردهای ضدنژادپرستی و فمینیستی را در شیوهی اندیشیدنمان دربارهی سرمایهداری، امپریالیسم و مبارزات ضدامپریالیستی ادغام کنیم. نویل الکساندر در بستر آفریقای جنوبی، والتر رادنی مارکسیست ضداستعماری اهل گویان، و نیز آنجلا دیویس در ایالات متحد، هر یک ابعاد این پیوند را در آثار و کنشهای خود نشان دادهاند.
----------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1568
----------------
#خرده_امپریالیسم
#آدام_هنیه
----------------
@kdialectic
187_Adam_Hanieh_Capitalism_in_Middle_East_Farsi.pdf
240.6 KB
نسخهی پیدیاف:
«سرمایهداریِ زُمخت»، کانونهای جدید انباشت سرمایه و جایگاه خاورمیانه در امپریالیسم جهانی
مصاحبه با آدام هنیه
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
نشریهی بینالمللی نوسازی سوسیالیستی (آوریل ۲۰۲۵)
ترجمه: متین شریفی (آبان ۱۴۰۴)
----------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1568
----------------
#خرده_امپریالیسم
#آدام_هنیه
----------------
@kdialectic
«سرمایهداریِ زُمخت»، کانونهای جدید انباشت سرمایه و جایگاه خاورمیانه در امپریالیسم جهانی
مصاحبه با آدام هنیه
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
نشریهی بینالمللی نوسازی سوسیالیستی (آوریل ۲۰۲۵)
ترجمه: متین شریفی (آبان ۱۴۰۴)
----------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1568
----------------
#خرده_امپریالیسم
#آدام_هنیه
----------------
@kdialectic
Forwarded from دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آبان ۹۸، زخمی در حافظه جمعی، که نه فراموش میشود، نه بیپاسخ میماند
توجه كنيد: آنچه در این سرود آمده، بازتابیست از حافظه تاریخی و تجربه جمعی مردمانی که مقاومت را زیستهاند. اشاره به خطر یا ایستادگی، بهمعنای دعوت من به جانفشانی نیست، بلکه تأملیست بر آنچه برخی، ناگزیر از سر گذراندهاند،
و آنچه خشونت دولتی بر پیکر جامعه تحمیل میکند.
در ادامه بخوانيد
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
توجه كنيد: آنچه در این سرود آمده، بازتابیست از حافظه تاریخی و تجربه جمعی مردمانی که مقاومت را زیستهاند. اشاره به خطر یا ایستادگی، بهمعنای دعوت من به جانفشانی نیست، بلکه تأملیست بر آنچه برخی، ناگزیر از سر گذراندهاند،
و آنچه خشونت دولتی بر پیکر جامعه تحمیل میکند.
در ادامه بخوانيد
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
Forwarded from دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
آبان ۹۸، زخمی در حافظه جمعی، که نه فراموش میشود، نه بیپاسخ میماند
از دیدگاه روانشناسی رهایی، "حافظه تاریخی" صرفاً یادآوری گذشته نیست، بلکه نیرویی زنده و تحولآفرین است که در التیام زخمهای جمعی، توانمندسازی انسانها، و مبارزهای پیوسته برای عدالت و برابری، نقشی اساسی ایفا میکند.
این ديدگاه بر این باور است که جوامع استعمارزده، تحت سلطه و بهحاشیهراندهشده برای بازیابی هویت جمعی و کرامت انسانی خود، نیازمند احیای روایتهای تاریخیای هستند که عامدانه سرکوب یا تحریف شدهاند. روانشناسی رهایی تأکید میکند که ساختارهای سلطه، حافظه تاریخی را یا پاک یا تحریف میکنند، تا مقاومت تضعیف و نابرابری مشروع جلوه داده شود. در مقابل، حفظ و بازگویی این حافظه، نهتنها اقدامی سیاسی و اجتماعی برای آگاهیبخشی، همبستگی و حرکت بسوی تغییر است، بلكه فرآیندی روانی برای درمان زخمهای تاریخی محسوب میشود.
در این چارچوب، اعتراضات آبان ۱۳۹۸ یکی از زندهترین نمونههای حافظه تاریخی معاصر مردم ایران است؛ خیزشی مردمی که پس از افزایش ناگهانی قیمت بنزین شعلهور شد، اما ریشه در سالها فشار اقتصادی، فساد ساختاری، و انباشت نارضایتی داشت. این اعتراضات با سرکوبی شدید همراه بود: قطع کامل اینترنت، بازداشتهای گسترده، و به قتل رساندن بیش از ۱۵۰۰ نفر توسط حکومت، طبق گزارشهای معتبر بینالمللی. با وجود همه تلاشها برای خاموشکردن صداها، آبان ۹۸ به بخشی جداییناپذیر از حافظه جمعی مردم تبدیل شد، حافظهای که روایتگر هم دردِ بیپاسخ و هم پایداری جامعه است.
البته حافظه تاریخی مردم ایران تنها به آبان ۹۸ محدود نمیشود. از بدو قدرتگیری جمهوری اسلامی، زخمهای بسیاری بر حافظه جمعی این سرزمین نشسته است:
از کشتار در کردستان، خوزستان و ترکمنصحرا، تا اعدامهای گسترده در دهه ۶۰؛ از فعالیت گروههای فشار همچون گروه قنات، به رهبری علیمحمد بشارتی و حسین آیتالهی در جهرم و مناطق اطراف، که بهطور سازمانیافته اقدام به قتل زنانی که قربانی ساختارهای نابرابری شدند و تنفروشی، تنها راه زندهماندنشان بود، بهاییها، کمونیستها و دیگر مخالفان جمهوری اسلامی کردند، تا قتلهای زنجیرهای در دهه ۷۰ که جان بیش از ۸۰ نفر از نویسندگان، مترجمان، شاعران، کنشگران سیاسی و شهروندان عادی را گرفت.
کشتار تابستان ۱۳۶۷، سرکوب خونین اعتراضات دانشجویی ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸ و سرکوب گسترده آن، بهخون کشیدن اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزش سراسری ۱۴۰۱، و اعدام معترضين، همگی حلقههایی از زنجیره مکرر خشونتاند؛ نشانههایی از الگویی ساختاری و تکرارشونده که به هویت جمهوری اسلامی به طورى اجتنابناپذیر گره خورده است.
در کنار این سرکوبها، سیاست تحمیل فراموشی نیز بعنوان مکملی برای خشونت فیزیکی، تلاشیست نظاممند برای گسستن مردم از تاریخ مبارزاتشان، و پاکسازی حافظهای که میتواند زمینهساز مقاومت، آگاهی، همبستگى ميان-نسلى و مطالبه عدالت باشد. روانشناسی رهایی بر این باور است که فراموشی تحمیلی، خود شکلی از خشونت است، و حفظ و بازگویی حافظه تاریخی، خود نوعی مقاومت. در این نگاه، ثبت و بهیاد آوردن این خاطرات نه فقط برای یادآوری، بلکه برای بازسازی روانی، اجتماعی و سیاسی جامعه ضرورت دارد. چنین حافظهای، زمینهساز آگاهی انتقادی، همبستگی بین نسلها، و گشودن راههایی برای قدرت بخشى، تشکلیابی، سازماندهی و مبارزه در مسیر آیندهای مبتنی بر آزادی، برابری و کرامت انسانی ست. حافظه تاریخی ابزاری برای زیستن در گذشته نیست، بلکه راهی برای کنش در اکنون است؛ کنشی برای بازداشتن فراموشی، پاسداشت حقیقت، و گشودن امکانِ مبارزه برای آزادى، عدالت، و برابرى، در زمانهای که جامعه، گرفتار تلاش روزمره برای بقا، نه مجال فریاد دارد و نه فرصت بازخوانی مبارزات گذشته را. و درست آنگاه که فراموشی رخنه میکند و گسست و سکون بر حافظه و پویایی مقاومت سایه میاندازد، حافظه تاریخی، خاطره مبارزات را همچون شرارهای از آتش، حتی در خاموشترین خاکسترها زنده نگه میدارد، تا روزی که نسیمی برخیزد و آن را بار دیگر شعلهور کند.
آبان ۹۸، بعنوان بخشی از زنجیره خونین سرکوب مردم ستمدیده ایران، زخمیست در حافظه جمعی، كه نه با فراموشی درمان میشود و نه بدون تحقق عدالت و پاسخگویی آمران و عاملانِ این جنایات، التیام مییابد.
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
از دیدگاه روانشناسی رهایی، "حافظه تاریخی" صرفاً یادآوری گذشته نیست، بلکه نیرویی زنده و تحولآفرین است که در التیام زخمهای جمعی، توانمندسازی انسانها، و مبارزهای پیوسته برای عدالت و برابری، نقشی اساسی ایفا میکند.
این ديدگاه بر این باور است که جوامع استعمارزده، تحت سلطه و بهحاشیهراندهشده برای بازیابی هویت جمعی و کرامت انسانی خود، نیازمند احیای روایتهای تاریخیای هستند که عامدانه سرکوب یا تحریف شدهاند. روانشناسی رهایی تأکید میکند که ساختارهای سلطه، حافظه تاریخی را یا پاک یا تحریف میکنند، تا مقاومت تضعیف و نابرابری مشروع جلوه داده شود. در مقابل، حفظ و بازگویی این حافظه، نهتنها اقدامی سیاسی و اجتماعی برای آگاهیبخشی، همبستگی و حرکت بسوی تغییر است، بلكه فرآیندی روانی برای درمان زخمهای تاریخی محسوب میشود.
در این چارچوب، اعتراضات آبان ۱۳۹۸ یکی از زندهترین نمونههای حافظه تاریخی معاصر مردم ایران است؛ خیزشی مردمی که پس از افزایش ناگهانی قیمت بنزین شعلهور شد، اما ریشه در سالها فشار اقتصادی، فساد ساختاری، و انباشت نارضایتی داشت. این اعتراضات با سرکوبی شدید همراه بود: قطع کامل اینترنت، بازداشتهای گسترده، و به قتل رساندن بیش از ۱۵۰۰ نفر توسط حکومت، طبق گزارشهای معتبر بینالمللی. با وجود همه تلاشها برای خاموشکردن صداها، آبان ۹۸ به بخشی جداییناپذیر از حافظه جمعی مردم تبدیل شد، حافظهای که روایتگر هم دردِ بیپاسخ و هم پایداری جامعه است.
البته حافظه تاریخی مردم ایران تنها به آبان ۹۸ محدود نمیشود. از بدو قدرتگیری جمهوری اسلامی، زخمهای بسیاری بر حافظه جمعی این سرزمین نشسته است:
از کشتار در کردستان، خوزستان و ترکمنصحرا، تا اعدامهای گسترده در دهه ۶۰؛ از فعالیت گروههای فشار همچون گروه قنات، به رهبری علیمحمد بشارتی و حسین آیتالهی در جهرم و مناطق اطراف، که بهطور سازمانیافته اقدام به قتل زنانی که قربانی ساختارهای نابرابری شدند و تنفروشی، تنها راه زندهماندنشان بود، بهاییها، کمونیستها و دیگر مخالفان جمهوری اسلامی کردند، تا قتلهای زنجیرهای در دهه ۷۰ که جان بیش از ۸۰ نفر از نویسندگان، مترجمان، شاعران، کنشگران سیاسی و شهروندان عادی را گرفت.
کشتار تابستان ۱۳۶۷، سرکوب خونین اعتراضات دانشجویی ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸ و سرکوب گسترده آن، بهخون کشیدن اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزش سراسری ۱۴۰۱، و اعدام معترضين، همگی حلقههایی از زنجیره مکرر خشونتاند؛ نشانههایی از الگویی ساختاری و تکرارشونده که به هویت جمهوری اسلامی به طورى اجتنابناپذیر گره خورده است.
در کنار این سرکوبها، سیاست تحمیل فراموشی نیز بعنوان مکملی برای خشونت فیزیکی، تلاشیست نظاممند برای گسستن مردم از تاریخ مبارزاتشان، و پاکسازی حافظهای که میتواند زمینهساز مقاومت، آگاهی، همبستگى ميان-نسلى و مطالبه عدالت باشد. روانشناسی رهایی بر این باور است که فراموشی تحمیلی، خود شکلی از خشونت است، و حفظ و بازگویی حافظه تاریخی، خود نوعی مقاومت. در این نگاه، ثبت و بهیاد آوردن این خاطرات نه فقط برای یادآوری، بلکه برای بازسازی روانی، اجتماعی و سیاسی جامعه ضرورت دارد. چنین حافظهای، زمینهساز آگاهی انتقادی، همبستگی بین نسلها، و گشودن راههایی برای قدرت بخشى، تشکلیابی، سازماندهی و مبارزه در مسیر آیندهای مبتنی بر آزادی، برابری و کرامت انسانی ست. حافظه تاریخی ابزاری برای زیستن در گذشته نیست، بلکه راهی برای کنش در اکنون است؛ کنشی برای بازداشتن فراموشی، پاسداشت حقیقت، و گشودن امکانِ مبارزه برای آزادى، عدالت، و برابرى، در زمانهای که جامعه، گرفتار تلاش روزمره برای بقا، نه مجال فریاد دارد و نه فرصت بازخوانی مبارزات گذشته را. و درست آنگاه که فراموشی رخنه میکند و گسست و سکون بر حافظه و پویایی مقاومت سایه میاندازد، حافظه تاریخی، خاطره مبارزات را همچون شرارهای از آتش، حتی در خاموشترین خاکسترها زنده نگه میدارد، تا روزی که نسیمی برخیزد و آن را بار دیگر شعلهور کند.
آبان ۹۸، بعنوان بخشی از زنجیره خونین سرکوب مردم ستمدیده ایران، زخمیست در حافظه جمعی، كه نه با فراموشی درمان میشود و نه بدون تحقق عدالت و پاسخگویی آمران و عاملانِ این جنایات، التیام مییابد.
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
Telegram
دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
روانشناسي فرد و جامعه
راه ارتباط با من:
@golkomyayad
راه ارتباط با من:
@golkomyayad
کارگاه دیالکتیک
Photo
بارنشر:
فتحِ بابی در اقتصادسیاسیِ آلودگیِ هوا
محمدرضا جعفری
وبسایت سرخبوم
دریافت فایل پی.دی.اف
برای ورود به مبحث اقتصادِ آلودگی هوا باید نفعبَران و متضرران و رابطه بین این دو را مشخص کرد. شاید درستتر آن باشد که برای بررسی چراییِ وجود و چگونگیِ استمرار پدیده آلودگی هوا، پیش از هر چیز پای اقتصادسیاسی را به میان کشید تا درک روشن و ساختاری از عوامل مؤثر بر ایجاد آلایندهها و بهدنبالش راهحل این معضل، به دست آورد. از این رو تأثیر آلودگیها بر اقتصاد کلان را باید از دو منظر به قضاوت نشست. یکی تأثیر منفی که بر منافع عمومی میگذارد و دیگر تأثیر مثبتی که برای بخشهای خردِ چه دولتی و چه خصوصی و نیمهدولتی-نیمهخصوصی، در پی دارد.
درواقع اثرات اقتصادی را که ناظر است بر منشاء آلودگی و آلایندگیها در کشور، میتوان از این دو منظر بررسی کرد. یعنی مجموعهاقداماتِ لازم که برای کاهش آلایندگی از منابع مختلف باید جرا شود، هزینهبردار است، بهویژه در بخش خصوصی باعث افزایش هزینهها و کاهش حاشیه سود میشود؛ اما از منظر منافع کلان ملی، و در اینجا مرتبط با بحث اقتصادِ آلودگی، باعث صرفهجویی در منابع طبیعی، حفظ منابع مالی و درصورت صادرات ارزآوری، مخصوصا در بخش انرژی و مصرف انرژی میشود.
ادامهی متن
-------------------------------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت سرخبوم👇🏾
https://sorkhboom.ir/development/political-economy-of-air-pollution/
کانال تلگرام آزگار:
@Azegaar
---------------------------------------
#آلودگی_هوا_میکشد
#زندگی_در_هوای_سالم
#علیه_آلودگی_هوا
---------------------------------------
@kdialectic
فتحِ بابی در اقتصادسیاسیِ آلودگیِ هوا
محمدرضا جعفری
وبسایت سرخبوم
دریافت فایل پی.دی.اف
برای ورود به مبحث اقتصادِ آلودگی هوا باید نفعبَران و متضرران و رابطه بین این دو را مشخص کرد. شاید درستتر آن باشد که برای بررسی چراییِ وجود و چگونگیِ استمرار پدیده آلودگی هوا، پیش از هر چیز پای اقتصادسیاسی را به میان کشید تا درک روشن و ساختاری از عوامل مؤثر بر ایجاد آلایندهها و بهدنبالش راهحل این معضل، به دست آورد. از این رو تأثیر آلودگیها بر اقتصاد کلان را باید از دو منظر به قضاوت نشست. یکی تأثیر منفی که بر منافع عمومی میگذارد و دیگر تأثیر مثبتی که برای بخشهای خردِ چه دولتی و چه خصوصی و نیمهدولتی-نیمهخصوصی، در پی دارد.
درواقع اثرات اقتصادی را که ناظر است بر منشاء آلودگی و آلایندگیها در کشور، میتوان از این دو منظر بررسی کرد. یعنی مجموعهاقداماتِ لازم که برای کاهش آلایندگی از منابع مختلف باید جرا شود، هزینهبردار است، بهویژه در بخش خصوصی باعث افزایش هزینهها و کاهش حاشیه سود میشود؛ اما از منظر منافع کلان ملی، و در اینجا مرتبط با بحث اقتصادِ آلودگی، باعث صرفهجویی در منابع طبیعی، حفظ منابع مالی و درصورت صادرات ارزآوری، مخصوصا در بخش انرژی و مصرف انرژی میشود.
ادامهی متن
-------------------------------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت سرخبوم👇🏾
https://sorkhboom.ir/development/political-economy-of-air-pollution/
کانال تلگرام آزگار:
@Azegaar
---------------------------------------
#آلودگی_هوا_میکشد
#زندگی_در_هوای_سالم
#علیه_آلودگی_هوا
---------------------------------------
@kdialectic
Forwarded from کلکتیو ۹۸
🚩 پیام مردم کهگیلویه و بویراحمد، علیه تخریب عامدانهی محیط زیست و چپاول منابعشان:
ایستادهایم کنار دنا؛ نه به سد ماندگان و خرسان
مردمی که سالها بار فقر، بیکاری و تبعیض را بر دوش کشیدهاند، حالا باید تاوان پروژههایی را بدهند که فقط جیب مافیاهای قدرت و ثروت را پر میکند. احداث #سد_ماندگان و #سد_خرسان یعنی غرق شدن روستاها، کوچ اجباری مردم، خشک شدن رودخانهها، نابودی بلوطها و مرگ تدریجی دنا و زیستجهان ما.
ما مردم #کهگیلویه_بویراحمد علیه تخریب عامدانهی محیط زیست و چپاول منابعمان ایستادهایم؛ همصدا با #دنا و بلوطهای بلندقامتش، در برابر سیاستی که «توسعه» را بهانه میکند تا هستی ما را بفروشد.
مبارزه برای زمین، آب و درخت فقط مسئلهی یک استان نیست؛ مسئلهی حق حیات همهی ماست. هر سد، زخمی تازه بر تن سرزمینیست که دیگر توان تحمل ندارد.
صدای ما را بلندتر کنید؛ اجازه ندهیم نام دنا، با ویرانی و سدسازی گره بخورد.
شعری که در ویدئو میشنوید از #برتولت_برشت است؛ صدای جهانی ستمدیدگان علیه ویرانگران زمین.
#نه_به_سدسازی
#محیط_زیست
#سد_ماندگان
#سد_خرسان
#کهگیلویه_بویراحمد
#دنا
@collective98
ایستادهایم کنار دنا؛ نه به سد ماندگان و خرسان
مردمی که سالها بار فقر، بیکاری و تبعیض را بر دوش کشیدهاند، حالا باید تاوان پروژههایی را بدهند که فقط جیب مافیاهای قدرت و ثروت را پر میکند. احداث #سد_ماندگان و #سد_خرسان یعنی غرق شدن روستاها، کوچ اجباری مردم، خشک شدن رودخانهها، نابودی بلوطها و مرگ تدریجی دنا و زیستجهان ما.
ما مردم #کهگیلویه_بویراحمد علیه تخریب عامدانهی محیط زیست و چپاول منابعمان ایستادهایم؛ همصدا با #دنا و بلوطهای بلندقامتش، در برابر سیاستی که «توسعه» را بهانه میکند تا هستی ما را بفروشد.
مبارزه برای زمین، آب و درخت فقط مسئلهی یک استان نیست؛ مسئلهی حق حیات همهی ماست. هر سد، زخمی تازه بر تن سرزمینیست که دیگر توان تحمل ندارد.
صدای ما را بلندتر کنید؛ اجازه ندهیم نام دنا، با ویرانی و سدسازی گره بخورد.
شعری که در ویدئو میشنوید از #برتولت_برشت است؛ صدای جهانی ستمدیدگان علیه ویرانگران زمین.
#نه_به_سدسازی
#محیط_زیست
#سد_ماندگان
#سد_خرسان
#کهگیلویه_بویراحمد
#دنا
@collective98
Forwarded from کلکتیو ۹۸
🚩 تنها زن زندانی سیاسی با حکم حبس ابد در ایران، در آستانه نوزدهمین سال حبس خود همچنان با کارشکنی مسئولان زندان مرکزی یزد و نهادهای امنیتی در دسترسی به خدمات درمانی مواجه است.
شبکه حقوق بشر کردستان از تداوم وضعیت وخیم جسمی زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد و ممانعت از تکمیل دوره درمانی او در زندان مرکزی یزد، محل تبعید او خبر داده است.
یک منبع مطلع به شبکه حقوق بشر کردستان گفته است که در اوایل مهرماه سال جاری و پس از فشارهای بینالمللی، زینب جلالیان که ماهها از «فیبروم رحمی» رنج میبرد در یکی از مراکز درمانی خارج از زندان یزد مورد عمل آمبولیزاسیون فیبروم قرار گرفت. او در زمان انجام جراحی نیز با پابند به تخت بیمارستان بسته شده بود و تنها پس از ۲۴ ساعت بدون تکمیل دوره درمانی به زندان بازگردانده شد.
در این مدت بهرغم انجام عمل آمبولیزاسیون فیبروم، خونریزی و درد شکمی این زندانی سیاسی به صورت نگرانکنندهای ادامه پیدا کرده و همزمان با کمخونی شدید نیز دست به گریبان است.
بهگفته این منبع مطلع هم پزشک متخصصی که زینب جلالیان را مورد عمل جراحی قرار داده و هم پزشکان بهداری زندان خواستار اعزام فوری او به مراکز درمانی خارج از زندان شدهاند تا با انجام سونوگرافی و ام.آر.آی وضعیت جسمیاش مورد بررسی قرار بگیرد، اما با کارشکنی مسئولان زندان و بهبهانه گمشدن نسخه جراح برای انجام سونوگرافی، تا کنون از اعزام او به مراکزی درمانی ممانعت شده است.
همزمان با انتشار این بیانیه، زینب جلالیان با انتشار نامهای به شرح سالها زندان، شکنجه، محرومیت از ملاقات و درمان پزشکی خود اشاره کرده و تأیید کرده بود که پس از حدود ۲۰ سال زندگی در جایی مانند زندان، بیماریهای پوستی، عفونی و اختلالات روحی و روانی سراغ زندانی میآید.
زینب جلالیان در سالهای اخیر از حق ملاقات با خانواده محروم بوده و به دلیل ابتلا به بیماریهای متعدد، پزشکی قانونی یزد اعلام کرده که او توانایی تحمل حبس را ندارد. اما نهادهای امنیتی، آزادی او را مشروط به «ابراز ندامت و توبه» کردهاند.
زینب جلالیان از ۷ اسفند ۱۳۸۶ در زندان بهسر میبرد و تاکنون از حق مرخصی و در بیشتر این سالها از حق ملاقات با خانواده محروم بوده است. او با وجود ابتلا به بیماریهای متعدد در دوران حبس، بارها بهطور غیرقانونی و خشونتآمیز بین زندانهای مختلف جابهجا شده است.
زینب جلالیان در سال ۱۳۸۷ به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شد. این حکم در سال ۱۳۹۰ به حبس ابد کاهش یافت. او در دوران بازداشت و حبس تحت شکنجههای شدید قرار گرفت و پس از ۱۸ سال همچنان تحت فشار نهادهای امنیتی است و موافقت با هرگونه دسترسی او به خدمات درمانی و اعزام به مرخصی استعلاجی، منوط به ابراز ندامت شده است.
امیرسالار داودی، وکیل زینب جلالیان، بارها تأکید کرده است که ادامه حبس موکلش بر اساس قانون مجازات اسلامی جدید غیرقانونی است و باید آزاد شود.
شبکه حقوق بشر کردستان از تداوم وضعیت وخیم جسمی زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد و ممانعت از تکمیل دوره درمانی او در زندان مرکزی یزد، محل تبعید او خبر داده است.
یک منبع مطلع به شبکه حقوق بشر کردستان گفته است که در اوایل مهرماه سال جاری و پس از فشارهای بینالمللی، زینب جلالیان که ماهها از «فیبروم رحمی» رنج میبرد در یکی از مراکز درمانی خارج از زندان یزد مورد عمل آمبولیزاسیون فیبروم قرار گرفت. او در زمان انجام جراحی نیز با پابند به تخت بیمارستان بسته شده بود و تنها پس از ۲۴ ساعت بدون تکمیل دوره درمانی به زندان بازگردانده شد.
در این مدت بهرغم انجام عمل آمبولیزاسیون فیبروم، خونریزی و درد شکمی این زندانی سیاسی به صورت نگرانکنندهای ادامه پیدا کرده و همزمان با کمخونی شدید نیز دست به گریبان است.
بهگفته این منبع مطلع هم پزشک متخصصی که زینب جلالیان را مورد عمل جراحی قرار داده و هم پزشکان بهداری زندان خواستار اعزام فوری او به مراکز درمانی خارج از زندان شدهاند تا با انجام سونوگرافی و ام.آر.آی وضعیت جسمیاش مورد بررسی قرار بگیرد، اما با کارشکنی مسئولان زندان و بهبهانه گمشدن نسخه جراح برای انجام سونوگرافی، تا کنون از اعزام او به مراکزی درمانی ممانعت شده است.
همزمان با انتشار این بیانیه، زینب جلالیان با انتشار نامهای به شرح سالها زندان، شکنجه، محرومیت از ملاقات و درمان پزشکی خود اشاره کرده و تأیید کرده بود که پس از حدود ۲۰ سال زندگی در جایی مانند زندان، بیماریهای پوستی، عفونی و اختلالات روحی و روانی سراغ زندانی میآید.
زینب جلالیان در سالهای اخیر از حق ملاقات با خانواده محروم بوده و به دلیل ابتلا به بیماریهای متعدد، پزشکی قانونی یزد اعلام کرده که او توانایی تحمل حبس را ندارد. اما نهادهای امنیتی، آزادی او را مشروط به «ابراز ندامت و توبه» کردهاند.
زینب جلالیان از ۷ اسفند ۱۳۸۶ در زندان بهسر میبرد و تاکنون از حق مرخصی و در بیشتر این سالها از حق ملاقات با خانواده محروم بوده است. او با وجود ابتلا به بیماریهای متعدد در دوران حبس، بارها بهطور غیرقانونی و خشونتآمیز بین زندانهای مختلف جابهجا شده است.
زینب جلالیان در سال ۱۳۸۷ به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شد. این حکم در سال ۱۳۹۰ به حبس ابد کاهش یافت. او در دوران بازداشت و حبس تحت شکنجههای شدید قرار گرفت و پس از ۱۸ سال همچنان تحت فشار نهادهای امنیتی است و موافقت با هرگونه دسترسی او به خدمات درمانی و اعزام به مرخصی استعلاجی، منوط به ابراز ندامت شده است.
امیرسالار داودی، وکیل زینب جلالیان، بارها تأکید کرده است که ادامه حبس موکلش بر اساس قانون مجازات اسلامی جدید غیرقانونی است و باید آزاد شود.