Forwarded from کارزار سهشنبههای نه به اعدام
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته نودویکم در ۵۲ زندان مختلف
حمایت از زندانیان اعتصابی در زندان قزلحصار
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در حالی وارد نودویکمین هفته خود میشود که زندانیان واحد ۲ زندان قزلحصار پس از یک هفته اعتصاب غذا و با شعار «نه به اعدام» علیه اعدامهای گروهی و سرکوبهای حکومت ایستادگی کردند و توانستند شش تن از همبندیانشان را که برای اعدام به انفرادی برده بودند به بند بازگردانند؛ این اعتصاب گسترده برای هر کدام از آنها در واقع رفتن به استقبال مرگ بود؛ و اجرای احکام این حکومت قرون وسطایی میتوانست اجرای حکم هر کدام از آنها را، به دلیل مقاومتشان، سرعت ببخشد.
در ادامه خانوادههای آنها روز یکشنبه ۲۷ مهر با حضور در مقابل مجلس رژیم، صدای اعتراض خود را علیه سیاستهای سرکوبگرانه و اعدام بلند کردند.
اینها فریاد و مقاومت علیه حکومت انسانستیزی است که وحشیانه دست به اعدامهای جمعی میزند به نحوی که تنها در هفته گذشته ۵۹ نفر شامل ۲ زن و یک کودک مجرم، و در مهرماه ۲۳۲ زندانی را اعدام کرده است. به این ترتیب آمار اعدامها در سال جاری [۱۴۰۴] از ۱۰۸۷ تن گذشته است.
در همین راستا روز شنبه گذشته حکومتِ اعدام و جنایت یک زندانی را با اتهام حکومتساخته ارتباط با دول متخاصم در زندان قم به دار آویخت.
حکومت اعدامی ترسان از قیام و انقلاب با سرکوب بیرحمانه تلاش میکند صدای فریاد و خیزش مردم در شهرهای ایران را خاموش کند. اما زهی خیال باطل! زندانیان محکوم به اعدام قزلحصار و خانوادههایشان نشان دادند که چیزی برای از دست دادن ندارند و اراده کردهاند چوبههای دار و مناسبات استبدادی را یکجا واژگون کنند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن درود به زندانیان واحد ۲ قزلحصار که جانانه ایستادند از جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری میخواهد که با اتخاذ اقدامات مشخص عملی و اجرایی مانع ادامه کشتار زندانیان شوند و صدای دادخواهی محکومان به اعدام باشند. اقداماتی همچون قطع روابط با این حکومت ضدبشری و تشکیل پرونده تحقیق در مورد مسئولان شکنجه و کشتار در ایران.
بیعملی در برابر جنایتهای این استبداد عریان، در عمل به معنای شریک شدن در جرم آنهاست.
تا توقف کامل اعدامها، ما همچنان در «سهشنبههای نه به اعدام» ایستادهایم و صدای زندانیان و خانوادههایشان خواهیم بود و همچنان چشم امید ما به حمایت مردم شریف ایران به هر شکل ممکن و در هر کوچه و خیابان و شهر است.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته نودویکم روز سهشنبه ۲۹ مهر۱۴۰۴ در ۵۲ زندان زیر در اعتصاب غذا خواهند بود:
زندان اوین، زندان قزلحصار (واحدهای ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز (بند زنان و مردان) ، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه ، زندان اردبیل ، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران
هفته نودویکم
سهشنبه ۲۹مهر ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
حمایت از زندانیان اعتصابی در زندان قزلحصار
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در حالی وارد نودویکمین هفته خود میشود که زندانیان واحد ۲ زندان قزلحصار پس از یک هفته اعتصاب غذا و با شعار «نه به اعدام» علیه اعدامهای گروهی و سرکوبهای حکومت ایستادگی کردند و توانستند شش تن از همبندیانشان را که برای اعدام به انفرادی برده بودند به بند بازگردانند؛ این اعتصاب گسترده برای هر کدام از آنها در واقع رفتن به استقبال مرگ بود؛ و اجرای احکام این حکومت قرون وسطایی میتوانست اجرای حکم هر کدام از آنها را، به دلیل مقاومتشان، سرعت ببخشد.
در ادامه خانوادههای آنها روز یکشنبه ۲۷ مهر با حضور در مقابل مجلس رژیم، صدای اعتراض خود را علیه سیاستهای سرکوبگرانه و اعدام بلند کردند.
اینها فریاد و مقاومت علیه حکومت انسانستیزی است که وحشیانه دست به اعدامهای جمعی میزند به نحوی که تنها در هفته گذشته ۵۹ نفر شامل ۲ زن و یک کودک مجرم، و در مهرماه ۲۳۲ زندانی را اعدام کرده است. به این ترتیب آمار اعدامها در سال جاری [۱۴۰۴] از ۱۰۸۷ تن گذشته است.
در همین راستا روز شنبه گذشته حکومتِ اعدام و جنایت یک زندانی را با اتهام حکومتساخته ارتباط با دول متخاصم در زندان قم به دار آویخت.
حکومت اعدامی ترسان از قیام و انقلاب با سرکوب بیرحمانه تلاش میکند صدای فریاد و خیزش مردم در شهرهای ایران را خاموش کند. اما زهی خیال باطل! زندانیان محکوم به اعدام قزلحصار و خانوادههایشان نشان دادند که چیزی برای از دست دادن ندارند و اراده کردهاند چوبههای دار و مناسبات استبدادی را یکجا واژگون کنند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن درود به زندانیان واحد ۲ قزلحصار که جانانه ایستادند از جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری میخواهد که با اتخاذ اقدامات مشخص عملی و اجرایی مانع ادامه کشتار زندانیان شوند و صدای دادخواهی محکومان به اعدام باشند. اقداماتی همچون قطع روابط با این حکومت ضدبشری و تشکیل پرونده تحقیق در مورد مسئولان شکنجه و کشتار در ایران.
بیعملی در برابر جنایتهای این استبداد عریان، در عمل به معنای شریک شدن در جرم آنهاست.
تا توقف کامل اعدامها، ما همچنان در «سهشنبههای نه به اعدام» ایستادهایم و صدای زندانیان و خانوادههایشان خواهیم بود و همچنان چشم امید ما به حمایت مردم شریف ایران به هر شکل ممکن و در هر کوچه و خیابان و شهر است.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته نودویکم روز سهشنبه ۲۹ مهر۱۴۰۴ در ۵۲ زندان زیر در اعتصاب غذا خواهند بود:
زندان اوین، زندان قزلحصار (واحدهای ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز (بند زنان و مردان) ، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه ، زندان اردبیل ، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران
هفته نودویکم
سهشنبه ۲۹مهر ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
Telegram
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
No to Execution Tuesdays Campaign
تماس با ادمین در تلگرام:
@no_to_execution_admin
تماس با ادمین در جیمیل:
ntetc1402@gmail.com
No to Execution Tuesdays Campaign
تماس با ادمین در تلگرام:
@no_to_execution_admin
تماس با ادمین در جیمیل:
ntetc1402@gmail.com
Forwarded from Radio Zamaneh
بریکس و آزمون غزه: آلترناتیوی که از نظم موجود فراتر نمیرود
کیوان مسعودی در این یادداشت مینویسد :«شاید بزرگترین درس غزه این باشد که «چندقطبی بودن» به خودی خود نه رهاییبخش است و نه عادلانه. اگر تنها تغییر این باشد که واشنگتن و بروکسل جای خود را به پکن و دهلی بدهند، اما منطق مسلط همان منطق سود، سکوت و سلطه بماند، ما نه با جهانی نو بلکه با نسخهای بازتولیدشده از جهان قدیم روبهرو خواهیم بود.»
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/867169/&rhash=0ceb6994783a68
https://www.radiozamaneh.com/867169/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
کیوان مسعودی در این یادداشت مینویسد :«شاید بزرگترین درس غزه این باشد که «چندقطبی بودن» به خودی خود نه رهاییبخش است و نه عادلانه. اگر تنها تغییر این باشد که واشنگتن و بروکسل جای خود را به پکن و دهلی بدهند، اما منطق مسلط همان منطق سود، سکوت و سلطه بماند، ما نه با جهانی نو بلکه با نسخهای بازتولیدشده از جهان قدیم روبهرو خواهیم بود.»
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/867169/&rhash=0ceb6994783a68
https://www.radiozamaneh.com/867169/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
بریکس و آزمون غزه: آلترناتیوی که از نظم موجود فراتر نمیرود
کیوان مسعودی در این یادداشت مینویسد :«شاید بزرگترین درس غزه این باشد که «چندقطبی بودن» به خودی خود نه رهاییبخش است و نه عادلانه. اگر تنها تغییر این باشد که واشنگتن و بروکسل جای خود را به پکن و دهلی بدهند، اما منطق مسلط همان منطق سود، سکوت و سلطه بماند،…
Forwarded from Radio Zamaneh
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در شیبان اهواز؛ ۸ زندانی به انفرادی منتقل شدند
هشت زندانی عقیدتی در زندان شیبان اهواز در حالیکه در اعتصاب غذا بهسر میبرند، به دستور رئیس زندان به سلول انفرادی منتقل شدند.
https://www.radiozamaneh.com/868004/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
هشت زندانی عقیدتی در زندان شیبان اهواز در حالیکه در اعتصاب غذا بهسر میبرند، به دستور رئیس زندان به سلول انفرادی منتقل شدند.
https://www.radiozamaneh.com/868004/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در شیبان اهواز؛ ۸ زندانی به انفرادی منتقل شدند
هشت زندانی عقیدتی در زندان شیبان اهواز در حالیکه در اعتصاب غذا بهسر میبرند، به دستور رئیس زندان به سلول انفرادی منتقل شدند.
Forwarded from بيدارزنى
🟣 بازداشت پدر برای اخذ اعتراف از فرزند، وضعیت احسان رستمی، بحرانی است
به گزارش شبکه حقوق بشر کردستان: «#جهانگیر_رستمی، معلم بازنشسته و فعال صنفی در شهر هرسین، استان کرمانشاه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. همزمان، فرزند او، #احسان_رستمی، ناشر و مترجم، و برادرزادهاش، #رامین_رستمی، فعال فرهنگی، از حدود دو ماه پیش در بازداشت بهسر میبرند.
جهانگیر رستمی پس از بازداشت به مکانی نامعلوم منتقل شده است. در هنگام بازداشت، مأموران با خشونت شدید او را مورد ضربوشتم قرار دادند؛ بهگونهای که سر و صورتش شکست و این موضوع حتی با اعتراض دادستان شهرستان روبهرو شد. به گفته خانواده، در پی مراجعه به دادسرای کرمانشاه، بهطور غیررسمی به آنان اطلاع داده شده که او به #زندان_اوین منتقل شده است.
بازداشت این معلم بازنشسته کورد در حالی صورت گرفته که فرزند و برادرزادهاش، احسان رستمی و رامین رستمی، از تاریخ ۲۹ مرداد ۱۴۰۴ در بازداشت بهسر میبرند. آنان به همراه سه فعال فرهنگی دیگر به نامهای #حسن_توزندهجانی، #مرجان_اردشیرزاده و #نیما_مهدیزادگان بهصورت همزمان در منازلشان در تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
♦️خانوادههای احسان و رامین رستمی پیشتر از اعتصاب غذای این دو فعال فرهنگی کُرد در در بند ۲۰۹ زندان اوین در اعتراض به تداوم بازداشت خود خبر داده بودند.
انجمن صنفی فرهنگیان هرسین با انتشار بیانیهای نسبت به بازداشت جهانگیر رستمی واکنش نشان داده و ضمن محکومکردن این اقدام، از فشارهای امنیتی علیه خانواده بازداشتشدگان برای اعترافگیری اجباری انتقاد کرده است. در بخشی از این بیانیه آمده است:
«خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط جهانگیر رستمی، از اعضای انجمن فرهنگیان هرسین هستیم و در کنار خانواده گرانقدر این فرهنگی عزیز تا آزادی ایشان از هیچ کوششی دریغ نخواهیم کرد.»
♦️همچنین در آخرین تجمع بازنشستگان و فرهنگیان در شهر کرمانشاه در روز یکشنبه ۲۷ مهر، سخنرانان و شرکتکنندگان خواهان آزادی فوری این معلم بازنشسته و فعال صنفی شدند».
#ژن_ژیان_آزادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
به گزارش شبکه حقوق بشر کردستان: «#جهانگیر_رستمی، معلم بازنشسته و فعال صنفی در شهر هرسین، استان کرمانشاه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. همزمان، فرزند او، #احسان_رستمی، ناشر و مترجم، و برادرزادهاش، #رامین_رستمی، فعال فرهنگی، از حدود دو ماه پیش در بازداشت بهسر میبرند.
جهانگیر رستمی پس از بازداشت به مکانی نامعلوم منتقل شده است. در هنگام بازداشت، مأموران با خشونت شدید او را مورد ضربوشتم قرار دادند؛ بهگونهای که سر و صورتش شکست و این موضوع حتی با اعتراض دادستان شهرستان روبهرو شد. به گفته خانواده، در پی مراجعه به دادسرای کرمانشاه، بهطور غیررسمی به آنان اطلاع داده شده که او به #زندان_اوین منتقل شده است.
بازداشت این معلم بازنشسته کورد در حالی صورت گرفته که فرزند و برادرزادهاش، احسان رستمی و رامین رستمی، از تاریخ ۲۹ مرداد ۱۴۰۴ در بازداشت بهسر میبرند. آنان به همراه سه فعال فرهنگی دیگر به نامهای #حسن_توزندهجانی، #مرجان_اردشیرزاده و #نیما_مهدیزادگان بهصورت همزمان در منازلشان در تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
♦️خانوادههای احسان و رامین رستمی پیشتر از اعتصاب غذای این دو فعال فرهنگی کُرد در در بند ۲۰۹ زندان اوین در اعتراض به تداوم بازداشت خود خبر داده بودند.
انجمن صنفی فرهنگیان هرسین با انتشار بیانیهای نسبت به بازداشت جهانگیر رستمی واکنش نشان داده و ضمن محکومکردن این اقدام، از فشارهای امنیتی علیه خانواده بازداشتشدگان برای اعترافگیری اجباری انتقاد کرده است. در بخشی از این بیانیه آمده است:
«خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط جهانگیر رستمی، از اعضای انجمن فرهنگیان هرسین هستیم و در کنار خانواده گرانقدر این فرهنگی عزیز تا آزادی ایشان از هیچ کوششی دریغ نخواهیم کرد.»
♦️همچنین در آخرین تجمع بازنشستگان و فرهنگیان در شهر کرمانشاه در روز یکشنبه ۲۷ مهر، سخنرانان و شرکتکنندگان خواهان آزادی فوری این معلم بازنشسته و فعال صنفی شدند».
#ژن_ژیان_آزادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
ضداستعمارگراییِ مارکس، خُردهامپریالیسمهای جدید، و انترناسیونالیسم نامتناقض در جهانی دوقطبی
مصاحبه با کوین اندرسون
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
منتشرشده در نشریهی International Marxist-Humanist (اوت ۲۰۲۴)
ترجمه: فرهاد مهرانی (آبان ۱۴۰۴)
-------------------------------------
فرازی از متن:
در متنِ جهانی که بهطور فزاینده دوقطبی میشود، و با نظر به اینکه جنبشهای محلی بسته به دشمن اصلیشان ممکن است از رقبای آن دشمن کمک بطلبند، آیا امکانهایی برای پلزدن میان مبارزات ضدامپریالیستی در سطح بینالمللی میبینید؟ ضدامپریالیسم سوسیالیستیِ قرن بیستویکم باید چگونه باشد؟
از فلسطین آغاز کنیم. با جنگ استعماریِ بیرحمانهای روبرو هستیم که در آن یک طرف بهمراتب بیش از طرف دیگر سلاح و توان نظامی دارد. امروز در جهان چیزی شبیه به این وجود ندارد. ما باید از فلسطینیان حمایت کنیم. اما این بهمعنای حمایت سیاسی از حماس نیست. در فلسطین، جنبش ملیگرای گستردهای وجود دارد که حماس تنها بخشی از آن است. درست است که جناح غالب کنونی در ملیگرایی فلسطینی (یعنی حماس) بخش محافظهکارترِ این جنبش است، اما این آن چیزی نیست که ما باید برجسته کنیم؛ آنچه باید برجسته کنیم همبستگی در سطحی گستردهتر با جنبش فلسطین و مخالفت با نسلکشیِ جاریست.
یکی از راههایی که بخشِ انقلابیتر و مستقلترِ جنبش ضدامپریالیستی میتواند این وظیفه را پی بگیرد آن است که در حمایتهای خود از فلسطین و اوکراین بهشیوهای نامتناقض/منسجم (consistent) عمل کند. تازهترین کتاب من، «جامعهشناسی سیاسی انقلابها و مقاومتهای قرن بیستویکم»، مجموعهای از جستارهاست که در پانزده سال گذشته نوشتهام. جستارهای مربوط به فلسطین و اوکراین ذیل عنوان «مبارزه برای هستیِ ملی» گرد آمدهاند، چون در هر دو مورد با مردمانی روبرو هستیم که در برابر امپریالیسمی نسلبرانداز ایستادهاند. بسیاری میپندارند نسلکشی الزاماً بهمعنای مرگِ انبوه است. اما نسلکشی یعنی نابودیِ یک ملت از راه ترکیبی از کنترلهای نظامی، اقتصادی و فرهنگی. با نگاهی به مناطقِ تحت کنترل روسیه در اوکراین آشکار میشود که [پروژهی] نسلکشیْ برنامهی دولت روسیه هم هست. حاکمان روسیه اوکراینیها را بهمنزلهی ملتی مجزا با حق هویت ملی مستقل بهرسمیت نمیشناسند. نیتِ نسلکُشانه در کردارهای اسرائیل بسیار روشنتر است. البته در درون طبقهی حاکم اسرائیل تفاوتهایی وجود دارد: برخی میخواهند این کار را آهستهتر و از راه فرسایش [تدریجی] انجام دهند؛ و برخی سریعتر. عناصر فاشیست در دولت نتانیاهو میخواهند فوراً فلسطینیان را از کرانهی باختری و غزه بیرون برانند و به آن سوی مرزها در اردن و مصر برانند. اما نیتهای همهی آنان یکی است.
و اگر بخواهیم دربارهی نسلکشی در اوکراین و فلسطین سخن بگوییم، باید از سودان هم بگوییم. هرچند در سودان با نسلکشیِ مرکزی و از بالا روبهرو نیستیم، اما جنگ داخلی میان دو گروه جنگسالار، میلیونها نفر را به آستانهی قحطی کشانده است. کشورهای خُردهامپریالیست در مسلحکردن هر دو طرف نقش داشتهاند و دارند. در همین حال، کمیتههای مردمی که در خلال خیزش پنج سال پیش سربرآوردند، هنوز وجود دارند و برای کاستن از رنج مردم کار میکنند.
------------------------------
لینک دسترسی به مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1553
---------------------------------------
#خرده_امپریالیسم
#کوین_اندرسون
---------------------------------------
@kdialectic
مصاحبه با کوین اندرسون
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
منتشرشده در نشریهی International Marxist-Humanist (اوت ۲۰۲۴)
ترجمه: فرهاد مهرانی (آبان ۱۴۰۴)
-------------------------------------
فرازی از متن:
در متنِ جهانی که بهطور فزاینده دوقطبی میشود، و با نظر به اینکه جنبشهای محلی بسته به دشمن اصلیشان ممکن است از رقبای آن دشمن کمک بطلبند، آیا امکانهایی برای پلزدن میان مبارزات ضدامپریالیستی در سطح بینالمللی میبینید؟ ضدامپریالیسم سوسیالیستیِ قرن بیستویکم باید چگونه باشد؟
از فلسطین آغاز کنیم. با جنگ استعماریِ بیرحمانهای روبرو هستیم که در آن یک طرف بهمراتب بیش از طرف دیگر سلاح و توان نظامی دارد. امروز در جهان چیزی شبیه به این وجود ندارد. ما باید از فلسطینیان حمایت کنیم. اما این بهمعنای حمایت سیاسی از حماس نیست. در فلسطین، جنبش ملیگرای گستردهای وجود دارد که حماس تنها بخشی از آن است. درست است که جناح غالب کنونی در ملیگرایی فلسطینی (یعنی حماس) بخش محافظهکارترِ این جنبش است، اما این آن چیزی نیست که ما باید برجسته کنیم؛ آنچه باید برجسته کنیم همبستگی در سطحی گستردهتر با جنبش فلسطین و مخالفت با نسلکشیِ جاریست.
یکی از راههایی که بخشِ انقلابیتر و مستقلترِ جنبش ضدامپریالیستی میتواند این وظیفه را پی بگیرد آن است که در حمایتهای خود از فلسطین و اوکراین بهشیوهای نامتناقض/منسجم (consistent) عمل کند. تازهترین کتاب من، «جامعهشناسی سیاسی انقلابها و مقاومتهای قرن بیستویکم»، مجموعهای از جستارهاست که در پانزده سال گذشته نوشتهام. جستارهای مربوط به فلسطین و اوکراین ذیل عنوان «مبارزه برای هستیِ ملی» گرد آمدهاند، چون در هر دو مورد با مردمانی روبرو هستیم که در برابر امپریالیسمی نسلبرانداز ایستادهاند. بسیاری میپندارند نسلکشی الزاماً بهمعنای مرگِ انبوه است. اما نسلکشی یعنی نابودیِ یک ملت از راه ترکیبی از کنترلهای نظامی، اقتصادی و فرهنگی. با نگاهی به مناطقِ تحت کنترل روسیه در اوکراین آشکار میشود که [پروژهی] نسلکشیْ برنامهی دولت روسیه هم هست. حاکمان روسیه اوکراینیها را بهمنزلهی ملتی مجزا با حق هویت ملی مستقل بهرسمیت نمیشناسند. نیتِ نسلکُشانه در کردارهای اسرائیل بسیار روشنتر است. البته در درون طبقهی حاکم اسرائیل تفاوتهایی وجود دارد: برخی میخواهند این کار را آهستهتر و از راه فرسایش [تدریجی] انجام دهند؛ و برخی سریعتر. عناصر فاشیست در دولت نتانیاهو میخواهند فوراً فلسطینیان را از کرانهی باختری و غزه بیرون برانند و به آن سوی مرزها در اردن و مصر برانند. اما نیتهای همهی آنان یکی است.
و اگر بخواهیم دربارهی نسلکشی در اوکراین و فلسطین سخن بگوییم، باید از سودان هم بگوییم. هرچند در سودان با نسلکشیِ مرکزی و از بالا روبهرو نیستیم، اما جنگ داخلی میان دو گروه جنگسالار، میلیونها نفر را به آستانهی قحطی کشانده است. کشورهای خُردهامپریالیست در مسلحکردن هر دو طرف نقش داشتهاند و دارند. در همین حال، کمیتههای مردمی که در خلال خیزش پنج سال پیش سربرآوردند، هنوز وجود دارند و برای کاستن از رنج مردم کار میکنند.
------------------------------
لینک دسترسی به مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1553
---------------------------------------
#خرده_امپریالیسم
#کوین_اندرسون
---------------------------------------
@kdialectic
185_Kevin_Anderson_Interview_new_Sub-imperialisms_Farsi.pdf
287.6 KB
ضداستعمارگراییِ مارکس، خُردهامپریالیسمهای جدید، و انترناسیونالیسم نامتناقض در جهانی دوقطبی
مصاحبه با کوین اندرسون
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
منتشرشده در نشریهی International Marxist-Humanist (اوت ۲۰۲۴)
ترجمه: فرهاد مهرانی (آبان ۱۴۰۴)
----------------------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1553
---------------------------------------
#خرده_امپریالیسم
#کوین_اندرسون
---------------------------------------
@kdialectic
مصاحبه با کوین اندرسون
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
منتشرشده در نشریهی International Marxist-Humanist (اوت ۲۰۲۴)
ترجمه: فرهاد مهرانی (آبان ۱۴۰۴)
----------------------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1553
---------------------------------------
#خرده_امپریالیسم
#کوین_اندرسون
---------------------------------------
@kdialectic
186_From_El-Fasher_to_Dubay_to_Berlins_Farsi.pdf
111.9 KB
#درسهای_انقلاب_سودان
متن دوازدهم
از الفاشر تا دوبی … تا برلین(ها)
امین حصوری
آبان ۱۴۰۴
----------------------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1557
--------------------------------
@kdialectic
متن دوازدهم
از الفاشر تا دوبی … تا برلین(ها)
امین حصوری
آبان ۱۴۰۴
----------------------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1557
--------------------------------
@kdialectic
Forwarded from Roud Media Collective
Roud_Collective_Dossier1_Organizing_Text4.pdf
95.9 KB
#پروندهی_موضوعی_۱
#سازمانیابی_سازماندهی
متن چهارم
فایل پی.دی.اف.👇🏾
استراتژیهای چپ رادیکال در عصر فروپاشی «لیبرالیسم واقعاً موجود»
آندریاس کاریتزیس
نشریهی Open Democracy | ژانویهی ۲۰۱۷
ترجمه: تحریریهی رود | آبان ۱۴۰۴
-------------------------------------------------
نشانیهای تماس با «رود»:
https://t.me/roudcollective
roudcollective@proton.me
@roudcollective
#سازمانیابی_سازماندهی
متن چهارم
فایل پی.دی.اف.👇🏾
استراتژیهای چپ رادیکال در عصر فروپاشی «لیبرالیسم واقعاً موجود»
آندریاس کاریتزیس
نشریهی Open Democracy | ژانویهی ۲۰۱۷
ترجمه: تحریریهی رود | آبان ۱۴۰۴
-------------------------------------------------
نشانیهای تماس با «رود»:
https://t.me/roudcollective
roudcollective@proton.me
@roudcollective
Forwarded from Radio Zamaneh
«نان» یا «موشک»: سیاست رسمی حکومت در سال بلوا
علی رسولی ـ دغدغه «مردم در خیابان» «بقا» است و دلمشغولی نظام و مردمِ جمهوری اسلامی، «بقای نظام». هر دو طرف ماجرا برای بقا تلاش میکنند ولی صحنههای بزرگ، بیلبوردها، بلندگوها و امواج تلویزیونی تنها دغدغه دومی را بازتاب میدهند.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/868989/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
علی رسولی ـ دغدغه «مردم در خیابان» «بقا» است و دلمشغولی نظام و مردمِ جمهوری اسلامی، «بقای نظام». هر دو طرف ماجرا برای بقا تلاش میکنند ولی صحنههای بزرگ، بیلبوردها، بلندگوها و امواج تلویزیونی تنها دغدغه دومی را بازتاب میدهند.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/868989/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
«نان» یا «موشک»: سیاست رسمی حکومت در سال بلوا
علی رسولی ـ دغدغه «مردم در خیابان» «بقا» است و دلمشغولی نظام و مردمِ جمهوری اسلامی، «بقای نظام». هر دو طرف ماجرا برای بقا تلاش میکنند ولی صحنههای بزرگ، بیلبوردها، بلندگوها و امواج تلویزیونی تنها دغدغه دومی را بازتاب میدهند.
Forwarded from منجنیق
🔴 جنگ سودان و ضدانقلاب | کمیتههای مقاومت در سودان | گفتوگو با مروان عثمان
در این مصاحبه که در اسفند ۱۴۰۳ انجام شده، مروان عثمان، عضو سابق حزب کمونیست سودان و کمیتههای مقاومت محلات خارطوم، در مراحل ابتدایی «جنگ داخلی» در سودان توضیح میدهد که این جنگی میان انقلاب و ضدانقلاب است که از سوی قدرتهای امپریالیستی و امیرنشینهای خلیج برای درهم شکستن کمیتههای انقلابی محلات و بازگرداندن یک نظم نظامی و استثماری حمایت میشود. او در این گفتوگو با منجنیق روند تکامل کمیتههای مقاومت را از کمیتههای خدماتی ۲۰۱۳ (برای توزیع نان، گاز و نظارت محلی) تا چرخش سیاسی آنها در ۲۰۱۸ و سازماندهی تظاهرات گسترده، تدوین منشور انقلابی برای ایجاد قدرت مردم، و تشکیل «اتاقهای اضطراری» برای زنده نگه داشتن درمانگاهها، کشاورزی و آموزش محلی پس از فروپاشی دولت، ترسیم میکند. به گفتهی مروان در دورهای بیش از ۵۲۰۰ کمیته با هماهنگی از سطح محلات تا سطح ملی عملاً کاری را انجام دادند که دولت حاضر و قادر به انجام آن نبود. مروان همچنین به نقاط ضعف این کمیتهها اشاره میکند: چشمانداز ملی دیرهنگام، تصمیمگیری کند در یک ساختار افقی، نفوذ و سرکوب شدید توسط نیروهای مسلح سودان و همچنین نیروهای واکنش سریع، و بحث حلنشده بر سر حفظ رویکرد کاملاً مسالمتآمیز در مقابل سازماندهی دفاع مردمی مسلحانه. در این گفتوگو با مروان عثمان به مسئلهی انقلاب و قدرت سیاسی میاندیشیم و به اینکه هر انقلابی اگر تکلیف را با ضدانقلاب داخلی و بینالمللی روشن نکند در نهایت به فاجعهای منجر میشود که این روزها در مقابل چشم جهان در سودان جریان دارد. مروان عثمان همچنین در این گفتوگو به نقش نیروهای مختلف بینالمللی از ایران تا اسرائیل و از امارات متحدهی عربی و عربستان سعودی تا اتحادیهی اروپا و ایالات متحدهی آمریکا در روند ضدانقلابیای میپردازد که به کشتارهای وسیع این روزها منتهی شده است و در هنگام این گفتوگو ماههای ابتدایی آن را شاهد بودیم.
آبان ۱۴۰۴
با کیفیت بهتر و حجم بیشتر در یوتوب:
https://bit.ly/4nOSLc5
🚩 برای تماس با «منجنیق» در تلگرام میتوانید به اکانت زیر پیغام بدهید:
@ManjanighContact
#گفتوگو
#منجنیق
@ManjanighCollective
در این مصاحبه که در اسفند ۱۴۰۳ انجام شده، مروان عثمان، عضو سابق حزب کمونیست سودان و کمیتههای مقاومت محلات خارطوم، در مراحل ابتدایی «جنگ داخلی» در سودان توضیح میدهد که این جنگی میان انقلاب و ضدانقلاب است که از سوی قدرتهای امپریالیستی و امیرنشینهای خلیج برای درهم شکستن کمیتههای انقلابی محلات و بازگرداندن یک نظم نظامی و استثماری حمایت میشود. او در این گفتوگو با منجنیق روند تکامل کمیتههای مقاومت را از کمیتههای خدماتی ۲۰۱۳ (برای توزیع نان، گاز و نظارت محلی) تا چرخش سیاسی آنها در ۲۰۱۸ و سازماندهی تظاهرات گسترده، تدوین منشور انقلابی برای ایجاد قدرت مردم، و تشکیل «اتاقهای اضطراری» برای زنده نگه داشتن درمانگاهها، کشاورزی و آموزش محلی پس از فروپاشی دولت، ترسیم میکند. به گفتهی مروان در دورهای بیش از ۵۲۰۰ کمیته با هماهنگی از سطح محلات تا سطح ملی عملاً کاری را انجام دادند که دولت حاضر و قادر به انجام آن نبود. مروان همچنین به نقاط ضعف این کمیتهها اشاره میکند: چشمانداز ملی دیرهنگام، تصمیمگیری کند در یک ساختار افقی، نفوذ و سرکوب شدید توسط نیروهای مسلح سودان و همچنین نیروهای واکنش سریع، و بحث حلنشده بر سر حفظ رویکرد کاملاً مسالمتآمیز در مقابل سازماندهی دفاع مردمی مسلحانه. در این گفتوگو با مروان عثمان به مسئلهی انقلاب و قدرت سیاسی میاندیشیم و به اینکه هر انقلابی اگر تکلیف را با ضدانقلاب داخلی و بینالمللی روشن نکند در نهایت به فاجعهای منجر میشود که این روزها در مقابل چشم جهان در سودان جریان دارد. مروان عثمان همچنین در این گفتوگو به نقش نیروهای مختلف بینالمللی از ایران تا اسرائیل و از امارات متحدهی عربی و عربستان سعودی تا اتحادیهی اروپا و ایالات متحدهی آمریکا در روند ضدانقلابیای میپردازد که به کشتارهای وسیع این روزها منتهی شده است و در هنگام این گفتوگو ماههای ابتدایی آن را شاهد بودیم.
آبان ۱۴۰۴
با کیفیت بهتر و حجم بیشتر در یوتوب:
https://bit.ly/4nOSLc5
🚩 برای تماس با «منجنیق» در تلگرام میتوانید به اکانت زیر پیغام بدهید:
@ManjanighContact
#گفتوگو
#منجنیق
@ManjanighCollective
YouTube
جنگ سودان و ضدانقلاب | کمیتههای مقاومت در سودان | گفتوگو با مروان عثمان
در این مصاحبه که در اسفند ۱۴۰۳ انجام شده، مروان عثمان، عضو سابق حزب کمونیست سودان و کمیتههای مقاومت محلات خارطوم، در مراحل ابتدایی «جنگ داخلی» در سودان توضیح میدهد که این جنگی میان انقلاب و ضدانقلاب است که از سوی قدرتهای امپریالیستی و امیرنشینهای خلیج…
Forwarded from Radio Zamaneh
از یونس عساکره تا احمد بالدی: قصه «دیگری»های مطرود
عربها ساکن یکی از ثروتمندترین استانهای ایران هستند اما از آن همه ثروت جز گرد و غبار و سرکوب سهمی ندارند. وضعیتی مشابه دیگر «اقلیتها» در جغرافیای ایران.
https://www.radiozamaneh.com/869279/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
عربها ساکن یکی از ثروتمندترین استانهای ایران هستند اما از آن همه ثروت جز گرد و غبار و سرکوب سهمی ندارند. وضعیتی مشابه دیگر «اقلیتها» در جغرافیای ایران.
https://www.radiozamaneh.com/869279/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
از یونس عساکره تا احمد بالدی: قصه «دیگری»های مطرود
عربها ساکن یکی از ثروتمندترین استانهای ایران هستند اما از آن همه ثروت جز گرد و غبار و سرکوب سهمی ندارند. وضعیتی مشابه دیگر «اقلیتها» در جغرافیای ایران.
«سرمایهداریِ زُمخت»، کانونهای جدید انباشت سرمایه و جایگاه خاورمیانه در امپریالیسم جهانی
مصاحبه با آدام هنیه
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
نشریهی بینالمللی نوسازی سوسیالیستی (آوریل ۲۰۲۵)
ترجمه: متین شریفی (آبان ۱۴۰۴)
فرازی از متن 👇🏾
سوال: طی یک قرن گذشته، واژهی «امپریالیسم» برای توصیف موقعیتهای گوناگون بهکار رفته و گاه با مفاهیمی چون «جهانیسازی» و «هژمونی» جایگزین شده است. آیا مفهوم امپریالیسم همچنان اعتبار دارد؟ اگر آری، آن را چگونه تعریف میکنید؟
بیتردید این مفهوم همچنان معتبر است و میتوان چیزهای بسیاری از نویسندگان کلاسیکِ نظریهی امپریالیسم، همچون لنین، بوخارین و لوکزامبورگ، آموخت؛ در همان حال که از آثار و مباحث متفکران بعدی، بهویژه مارکسیستهای ضداستعماری دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ نیز میتوان بهرههای فراوان برد. در کلیترین سطح، من امپریالیسم را شکلی از سرمایهداری جهانی میدانم که محور آن بر استخراج مداوم ارزش و انتقال (ارزش) از کشورهای فقیر (یا پیرامونی) به کشورهای ثروتمند (یا مرکزی) و همچنین از طبقات فرودست در کشورهای فقیر به طبقات مسلط در کشورهای ثروتمند استوار است.
بهگمان من، گرایشی بدینسمت وجود دارد که امپریالیسم صرفاً به درگیریهای ژئوپولتیکی، جنگ یا مداخلهی نظامی فرو کاسته شود. اما بدون درک همین ایدهی محوریِ انتقال ارزش، نمیتوان امپریالیسم را بهسانِ خصلتی دائمی از بازار جهانی فهمید؛ پدیدهای که حتی در دورههای بهظاهر «صلحآمیز» نیز عمل میکند. شیوههایی که این نوع انتقال ارزش از طریق آنها صورت میگیرد، پیچیدهاند و نیاز به دقت نظری دارند. یکی از این سازوکارها، صادرات سرمایه از طریق سرمایهگذاری مستقیم خارجی در کشورهای تحت سلطه است. سازوکار دیگر، کنترل مستقیم و استخراج منابع طبیعی است.
اما باید به سازوکارها و روابط مالی گوناگونی نیز توجه کنیم که از دههی ۱۹۸۰ به بعد گسترش یافتهاند؛ برای مثال، نقلوانتقالهای مربوط به بازپرداخت بدهی از سوی کشورهای جنوب جهانی. همچنین تفاوت در ارزش نیروی کار میان کشورهای مرکزی و پیرامونی اهمیت دارد؛ موضوعی که نظریهپردازان امپریالیسم در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، مانند سمیر امین و ارنست مندل، آن را بررسی کردهاند. مبادلهی نابرابر در تجارت نیز یکی دیگر از مسیرهای انتقال ارزش است و افزون بر آن، کار مهاجران نقشی بسیار مهم در تداوم این انتقالها دارد. اندیشیدن به این اَشکال گوناگون، چشمانداز ما را نسبت به جهان امروز گسترش میدهد و نشان میدهد که امپریالیسم را باید فراتر از جنگها یا درگیریهای میان دولتها درک کرد.
نگاه به امپریالیسم از زاویهی انتقال ارزشها به ما کمک میکند تا دریابیم چه کسانی از آن سود میبرند. لنین بر نقش سرمایهی مالی تأکید داشت؛ سرمایهای که حاصل درهمتنیدگی فزایندهی سرمایهی بانکی با سرمایهی صنعتی یا تولیدی بود و این دیدگاه همچنان معتبر است. بااینحال، شرایط امروز پیچیدهتر شده است؛ زیرا برخی از لایههای بورژوازیِ وابسته در کشورهای پیرامونی تا حدی در سرمایهداری کشورهای مرکزی ادغام شدهاند. آنان نهتنها اغلب تابعیتِ آن کشورها را دارند، بلکه از همین روابط امپریالیستی نیز سود میبرند. امروزه همچنین با مالکیتهای فرامرزی سرمایه و رشد مناطق مالی برونمرزی روبهرو هستیم، که ردگیری جریان سرمایه و مسیرهای کنترل آن را بسیار دشوارتر میسازد. درک امپریالیسم در جهان کنونی مستلزم آن است که بهدقت مشخص کنیم چه کسانی در مراکز اصلی انباشت سرمایه از این ادغام سود میبرند و بازارهای مالی گوناگون چگونه بههم پیوند خوردهاند. ...
[...]
یکی از جنبههای امپریالیسم معاصر که در اوایل قرن بیستم چندان بهخوبی نظریهپردازی نشده بود، این است که سلطهی امپریالیستی بهطور ذاتی با گونههای خاصی از ایدئولوژیهای نژادپرستانه و جنسیتزده گره میخورد؛ ایدئولوژیهایی که – بهنوبهی خود – به تداوم و مشروعیتبخشی آن سلطهی امپریالیستی یاری میرسانند. امروزه میتوان این مسئله را بهروشنی در بستر مسالهی فلسطین مشاهده کرد. پس، بسیار ضروری است که رویکردهای ضدنژادپرستی و فمینیستی را در شیوهی اندیشیدنمان دربارهی سرمایهداری، امپریالیسم و مبارزات ضدامپریالیستی ادغام کنیم. نویل الکساندر در بستر آفریقای جنوبی، والتر رادنی مارکسیست ضداستعماری اهل گویان، و نیز آنجلا دیویس در ایالات متحد، هر یک ابعاد این پیوند را در آثار و کنشهای خود نشان دادهاند.
----------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1568
----------------
#خرده_امپریالیسم
#آدام_هنیه
----------------
@kdialectic
مصاحبه با آدام هنیه
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
نشریهی بینالمللی نوسازی سوسیالیستی (آوریل ۲۰۲۵)
ترجمه: متین شریفی (آبان ۱۴۰۴)
فرازی از متن 👇🏾
سوال: طی یک قرن گذشته، واژهی «امپریالیسم» برای توصیف موقعیتهای گوناگون بهکار رفته و گاه با مفاهیمی چون «جهانیسازی» و «هژمونی» جایگزین شده است. آیا مفهوم امپریالیسم همچنان اعتبار دارد؟ اگر آری، آن را چگونه تعریف میکنید؟
بیتردید این مفهوم همچنان معتبر است و میتوان چیزهای بسیاری از نویسندگان کلاسیکِ نظریهی امپریالیسم، همچون لنین، بوخارین و لوکزامبورگ، آموخت؛ در همان حال که از آثار و مباحث متفکران بعدی، بهویژه مارکسیستهای ضداستعماری دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ نیز میتوان بهرههای فراوان برد. در کلیترین سطح، من امپریالیسم را شکلی از سرمایهداری جهانی میدانم که محور آن بر استخراج مداوم ارزش و انتقال (ارزش) از کشورهای فقیر (یا پیرامونی) به کشورهای ثروتمند (یا مرکزی) و همچنین از طبقات فرودست در کشورهای فقیر به طبقات مسلط در کشورهای ثروتمند استوار است.
بهگمان من، گرایشی بدینسمت وجود دارد که امپریالیسم صرفاً به درگیریهای ژئوپولتیکی، جنگ یا مداخلهی نظامی فرو کاسته شود. اما بدون درک همین ایدهی محوریِ انتقال ارزش، نمیتوان امپریالیسم را بهسانِ خصلتی دائمی از بازار جهانی فهمید؛ پدیدهای که حتی در دورههای بهظاهر «صلحآمیز» نیز عمل میکند. شیوههایی که این نوع انتقال ارزش از طریق آنها صورت میگیرد، پیچیدهاند و نیاز به دقت نظری دارند. یکی از این سازوکارها، صادرات سرمایه از طریق سرمایهگذاری مستقیم خارجی در کشورهای تحت سلطه است. سازوکار دیگر، کنترل مستقیم و استخراج منابع طبیعی است.
اما باید به سازوکارها و روابط مالی گوناگونی نیز توجه کنیم که از دههی ۱۹۸۰ به بعد گسترش یافتهاند؛ برای مثال، نقلوانتقالهای مربوط به بازپرداخت بدهی از سوی کشورهای جنوب جهانی. همچنین تفاوت در ارزش نیروی کار میان کشورهای مرکزی و پیرامونی اهمیت دارد؛ موضوعی که نظریهپردازان امپریالیسم در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، مانند سمیر امین و ارنست مندل، آن را بررسی کردهاند. مبادلهی نابرابر در تجارت نیز یکی دیگر از مسیرهای انتقال ارزش است و افزون بر آن، کار مهاجران نقشی بسیار مهم در تداوم این انتقالها دارد. اندیشیدن به این اَشکال گوناگون، چشمانداز ما را نسبت به جهان امروز گسترش میدهد و نشان میدهد که امپریالیسم را باید فراتر از جنگها یا درگیریهای میان دولتها درک کرد.
نگاه به امپریالیسم از زاویهی انتقال ارزشها به ما کمک میکند تا دریابیم چه کسانی از آن سود میبرند. لنین بر نقش سرمایهی مالی تأکید داشت؛ سرمایهای که حاصل درهمتنیدگی فزایندهی سرمایهی بانکی با سرمایهی صنعتی یا تولیدی بود و این دیدگاه همچنان معتبر است. بااینحال، شرایط امروز پیچیدهتر شده است؛ زیرا برخی از لایههای بورژوازیِ وابسته در کشورهای پیرامونی تا حدی در سرمایهداری کشورهای مرکزی ادغام شدهاند. آنان نهتنها اغلب تابعیتِ آن کشورها را دارند، بلکه از همین روابط امپریالیستی نیز سود میبرند. امروزه همچنین با مالکیتهای فرامرزی سرمایه و رشد مناطق مالی برونمرزی روبهرو هستیم، که ردگیری جریان سرمایه و مسیرهای کنترل آن را بسیار دشوارتر میسازد. درک امپریالیسم در جهان کنونی مستلزم آن است که بهدقت مشخص کنیم چه کسانی در مراکز اصلی انباشت سرمایه از این ادغام سود میبرند و بازارهای مالی گوناگون چگونه بههم پیوند خوردهاند. ...
[...]
یکی از جنبههای امپریالیسم معاصر که در اوایل قرن بیستم چندان بهخوبی نظریهپردازی نشده بود، این است که سلطهی امپریالیستی بهطور ذاتی با گونههای خاصی از ایدئولوژیهای نژادپرستانه و جنسیتزده گره میخورد؛ ایدئولوژیهایی که – بهنوبهی خود – به تداوم و مشروعیتبخشی آن سلطهی امپریالیستی یاری میرسانند. امروزه میتوان این مسئله را بهروشنی در بستر مسالهی فلسطین مشاهده کرد. پس، بسیار ضروری است که رویکردهای ضدنژادپرستی و فمینیستی را در شیوهی اندیشیدنمان دربارهی سرمایهداری، امپریالیسم و مبارزات ضدامپریالیستی ادغام کنیم. نویل الکساندر در بستر آفریقای جنوبی، والتر رادنی مارکسیست ضداستعماری اهل گویان، و نیز آنجلا دیویس در ایالات متحد، هر یک ابعاد این پیوند را در آثار و کنشهای خود نشان دادهاند.
----------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1568
----------------
#خرده_امپریالیسم
#آدام_هنیه
----------------
@kdialectic
187_Adam_Hanieh_Capitalism_in_Middle_East_Farsi.pdf
240.6 KB
نسخهی پیدیاف:
«سرمایهداریِ زُمخت»، کانونهای جدید انباشت سرمایه و جایگاه خاورمیانه در امپریالیسم جهانی
مصاحبه با آدام هنیه
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
نشریهی بینالمللی نوسازی سوسیالیستی (آوریل ۲۰۲۵)
ترجمه: متین شریفی (آبان ۱۴۰۴)
----------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1568
----------------
#خرده_امپریالیسم
#آدام_هنیه
----------------
@kdialectic
«سرمایهداریِ زُمخت»، کانونهای جدید انباشت سرمایه و جایگاه خاورمیانه در امپریالیسم جهانی
مصاحبه با آدام هنیه
مصاحبهگر: فدریکو فوئنتس
نشریهی بینالمللی نوسازی سوسیالیستی (آوریل ۲۰۲۵)
ترجمه: متین شریفی (آبان ۱۴۰۴)
----------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1568
----------------
#خرده_امپریالیسم
#آدام_هنیه
----------------
@kdialectic
Forwarded from دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آبان ۹۸، زخمی در حافظه جمعی، که نه فراموش میشود، نه بیپاسخ میماند
توجه كنيد: آنچه در این سرود آمده، بازتابیست از حافظه تاریخی و تجربه جمعی مردمانی که مقاومت را زیستهاند. اشاره به خطر یا ایستادگی، بهمعنای دعوت من به جانفشانی نیست، بلکه تأملیست بر آنچه برخی، ناگزیر از سر گذراندهاند،
و آنچه خشونت دولتی بر پیکر جامعه تحمیل میکند.
در ادامه بخوانيد
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
توجه كنيد: آنچه در این سرود آمده، بازتابیست از حافظه تاریخی و تجربه جمعی مردمانی که مقاومت را زیستهاند. اشاره به خطر یا ایستادگی، بهمعنای دعوت من به جانفشانی نیست، بلکه تأملیست بر آنچه برخی، ناگزیر از سر گذراندهاند،
و آنچه خشونت دولتی بر پیکر جامعه تحمیل میکند.
در ادامه بخوانيد
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
Forwarded from دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
آبان ۹۸، زخمی در حافظه جمعی، که نه فراموش میشود، نه بیپاسخ میماند
از دیدگاه روانشناسی رهایی، "حافظه تاریخی" صرفاً یادآوری گذشته نیست، بلکه نیرویی زنده و تحولآفرین است که در التیام زخمهای جمعی، توانمندسازی انسانها، و مبارزهای پیوسته برای عدالت و برابری، نقشی اساسی ایفا میکند.
این ديدگاه بر این باور است که جوامع استعمارزده، تحت سلطه و بهحاشیهراندهشده برای بازیابی هویت جمعی و کرامت انسانی خود، نیازمند احیای روایتهای تاریخیای هستند که عامدانه سرکوب یا تحریف شدهاند. روانشناسی رهایی تأکید میکند که ساختارهای سلطه، حافظه تاریخی را یا پاک یا تحریف میکنند، تا مقاومت تضعیف و نابرابری مشروع جلوه داده شود. در مقابل، حفظ و بازگویی این حافظه، نهتنها اقدامی سیاسی و اجتماعی برای آگاهیبخشی، همبستگی و حرکت بسوی تغییر است، بلكه فرآیندی روانی برای درمان زخمهای تاریخی محسوب میشود.
در این چارچوب، اعتراضات آبان ۱۳۹۸ یکی از زندهترین نمونههای حافظه تاریخی معاصر مردم ایران است؛ خیزشی مردمی که پس از افزایش ناگهانی قیمت بنزین شعلهور شد، اما ریشه در سالها فشار اقتصادی، فساد ساختاری، و انباشت نارضایتی داشت. این اعتراضات با سرکوبی شدید همراه بود: قطع کامل اینترنت، بازداشتهای گسترده، و به قتل رساندن بیش از ۱۵۰۰ نفر توسط حکومت، طبق گزارشهای معتبر بینالمللی. با وجود همه تلاشها برای خاموشکردن صداها، آبان ۹۸ به بخشی جداییناپذیر از حافظه جمعی مردم تبدیل شد، حافظهای که روایتگر هم دردِ بیپاسخ و هم پایداری جامعه است.
البته حافظه تاریخی مردم ایران تنها به آبان ۹۸ محدود نمیشود. از بدو قدرتگیری جمهوری اسلامی، زخمهای بسیاری بر حافظه جمعی این سرزمین نشسته است:
از کشتار در کردستان، خوزستان و ترکمنصحرا، تا اعدامهای گسترده در دهه ۶۰؛ از فعالیت گروههای فشار همچون گروه قنات، به رهبری علیمحمد بشارتی و حسین آیتالهی در جهرم و مناطق اطراف، که بهطور سازمانیافته اقدام به قتل زنانی که قربانی ساختارهای نابرابری شدند و تنفروشی، تنها راه زندهماندنشان بود، بهاییها، کمونیستها و دیگر مخالفان جمهوری اسلامی کردند، تا قتلهای زنجیرهای در دهه ۷۰ که جان بیش از ۸۰ نفر از نویسندگان، مترجمان، شاعران، کنشگران سیاسی و شهروندان عادی را گرفت.
کشتار تابستان ۱۳۶۷، سرکوب خونین اعتراضات دانشجویی ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸ و سرکوب گسترده آن، بهخون کشیدن اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزش سراسری ۱۴۰۱، و اعدام معترضين، همگی حلقههایی از زنجیره مکرر خشونتاند؛ نشانههایی از الگویی ساختاری و تکرارشونده که به هویت جمهوری اسلامی به طورى اجتنابناپذیر گره خورده است.
در کنار این سرکوبها، سیاست تحمیل فراموشی نیز بعنوان مکملی برای خشونت فیزیکی، تلاشیست نظاممند برای گسستن مردم از تاریخ مبارزاتشان، و پاکسازی حافظهای که میتواند زمینهساز مقاومت، آگاهی، همبستگى ميان-نسلى و مطالبه عدالت باشد. روانشناسی رهایی بر این باور است که فراموشی تحمیلی، خود شکلی از خشونت است، و حفظ و بازگویی حافظه تاریخی، خود نوعی مقاومت. در این نگاه، ثبت و بهیاد آوردن این خاطرات نه فقط برای یادآوری، بلکه برای بازسازی روانی، اجتماعی و سیاسی جامعه ضرورت دارد. چنین حافظهای، زمینهساز آگاهی انتقادی، همبستگی بین نسلها، و گشودن راههایی برای قدرت بخشى، تشکلیابی، سازماندهی و مبارزه در مسیر آیندهای مبتنی بر آزادی، برابری و کرامت انسانی ست. حافظه تاریخی ابزاری برای زیستن در گذشته نیست، بلکه راهی برای کنش در اکنون است؛ کنشی برای بازداشتن فراموشی، پاسداشت حقیقت، و گشودن امکانِ مبارزه برای آزادى، عدالت، و برابرى، در زمانهای که جامعه، گرفتار تلاش روزمره برای بقا، نه مجال فریاد دارد و نه فرصت بازخوانی مبارزات گذشته را. و درست آنگاه که فراموشی رخنه میکند و گسست و سکون بر حافظه و پویایی مقاومت سایه میاندازد، حافظه تاریخی، خاطره مبارزات را همچون شرارهای از آتش، حتی در خاموشترین خاکسترها زنده نگه میدارد، تا روزی که نسیمی برخیزد و آن را بار دیگر شعلهور کند.
آبان ۹۸، بعنوان بخشی از زنجیره خونین سرکوب مردم ستمدیده ایران، زخمیست در حافظه جمعی، كه نه با فراموشی درمان میشود و نه بدون تحقق عدالت و پاسخگویی آمران و عاملانِ این جنایات، التیام مییابد.
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
از دیدگاه روانشناسی رهایی، "حافظه تاریخی" صرفاً یادآوری گذشته نیست، بلکه نیرویی زنده و تحولآفرین است که در التیام زخمهای جمعی، توانمندسازی انسانها، و مبارزهای پیوسته برای عدالت و برابری، نقشی اساسی ایفا میکند.
این ديدگاه بر این باور است که جوامع استعمارزده، تحت سلطه و بهحاشیهراندهشده برای بازیابی هویت جمعی و کرامت انسانی خود، نیازمند احیای روایتهای تاریخیای هستند که عامدانه سرکوب یا تحریف شدهاند. روانشناسی رهایی تأکید میکند که ساختارهای سلطه، حافظه تاریخی را یا پاک یا تحریف میکنند، تا مقاومت تضعیف و نابرابری مشروع جلوه داده شود. در مقابل، حفظ و بازگویی این حافظه، نهتنها اقدامی سیاسی و اجتماعی برای آگاهیبخشی، همبستگی و حرکت بسوی تغییر است، بلكه فرآیندی روانی برای درمان زخمهای تاریخی محسوب میشود.
در این چارچوب، اعتراضات آبان ۱۳۹۸ یکی از زندهترین نمونههای حافظه تاریخی معاصر مردم ایران است؛ خیزشی مردمی که پس از افزایش ناگهانی قیمت بنزین شعلهور شد، اما ریشه در سالها فشار اقتصادی، فساد ساختاری، و انباشت نارضایتی داشت. این اعتراضات با سرکوبی شدید همراه بود: قطع کامل اینترنت، بازداشتهای گسترده، و به قتل رساندن بیش از ۱۵۰۰ نفر توسط حکومت، طبق گزارشهای معتبر بینالمللی. با وجود همه تلاشها برای خاموشکردن صداها، آبان ۹۸ به بخشی جداییناپذیر از حافظه جمعی مردم تبدیل شد، حافظهای که روایتگر هم دردِ بیپاسخ و هم پایداری جامعه است.
البته حافظه تاریخی مردم ایران تنها به آبان ۹۸ محدود نمیشود. از بدو قدرتگیری جمهوری اسلامی، زخمهای بسیاری بر حافظه جمعی این سرزمین نشسته است:
از کشتار در کردستان، خوزستان و ترکمنصحرا، تا اعدامهای گسترده در دهه ۶۰؛ از فعالیت گروههای فشار همچون گروه قنات، به رهبری علیمحمد بشارتی و حسین آیتالهی در جهرم و مناطق اطراف، که بهطور سازمانیافته اقدام به قتل زنانی که قربانی ساختارهای نابرابری شدند و تنفروشی، تنها راه زندهماندنشان بود، بهاییها، کمونیستها و دیگر مخالفان جمهوری اسلامی کردند، تا قتلهای زنجیرهای در دهه ۷۰ که جان بیش از ۸۰ نفر از نویسندگان، مترجمان، شاعران، کنشگران سیاسی و شهروندان عادی را گرفت.
کشتار تابستان ۱۳۶۷، سرکوب خونین اعتراضات دانشجویی ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸ و سرکوب گسترده آن، بهخون کشیدن اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزش سراسری ۱۴۰۱، و اعدام معترضين، همگی حلقههایی از زنجیره مکرر خشونتاند؛ نشانههایی از الگویی ساختاری و تکرارشونده که به هویت جمهوری اسلامی به طورى اجتنابناپذیر گره خورده است.
در کنار این سرکوبها، سیاست تحمیل فراموشی نیز بعنوان مکملی برای خشونت فیزیکی، تلاشیست نظاممند برای گسستن مردم از تاریخ مبارزاتشان، و پاکسازی حافظهای که میتواند زمینهساز مقاومت، آگاهی، همبستگى ميان-نسلى و مطالبه عدالت باشد. روانشناسی رهایی بر این باور است که فراموشی تحمیلی، خود شکلی از خشونت است، و حفظ و بازگویی حافظه تاریخی، خود نوعی مقاومت. در این نگاه، ثبت و بهیاد آوردن این خاطرات نه فقط برای یادآوری، بلکه برای بازسازی روانی، اجتماعی و سیاسی جامعه ضرورت دارد. چنین حافظهای، زمینهساز آگاهی انتقادی، همبستگی بین نسلها، و گشودن راههایی برای قدرت بخشى، تشکلیابی، سازماندهی و مبارزه در مسیر آیندهای مبتنی بر آزادی، برابری و کرامت انسانی ست. حافظه تاریخی ابزاری برای زیستن در گذشته نیست، بلکه راهی برای کنش در اکنون است؛ کنشی برای بازداشتن فراموشی، پاسداشت حقیقت، و گشودن امکانِ مبارزه برای آزادى، عدالت، و برابرى، در زمانهای که جامعه، گرفتار تلاش روزمره برای بقا، نه مجال فریاد دارد و نه فرصت بازخوانی مبارزات گذشته را. و درست آنگاه که فراموشی رخنه میکند و گسست و سکون بر حافظه و پویایی مقاومت سایه میاندازد، حافظه تاریخی، خاطره مبارزات را همچون شرارهای از آتش، حتی در خاموشترین خاکسترها زنده نگه میدارد، تا روزی که نسیمی برخیزد و آن را بار دیگر شعلهور کند.
آبان ۹۸، بعنوان بخشی از زنجیره خونین سرکوب مردم ستمدیده ایران، زخمیست در حافظه جمعی، كه نه با فراموشی درمان میشود و نه بدون تحقق عدالت و پاسخگویی آمران و عاملانِ این جنایات، التیام مییابد.
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
Telegram
دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
روانشناسي فرد و جامعه
راه ارتباط با من:
@golkomyayad
راه ارتباط با من:
@golkomyayad
کارگاه دیالکتیک
Photo
بارنشر:
فتحِ بابی در اقتصادسیاسیِ آلودگیِ هوا
محمدرضا جعفری
وبسایت سرخبوم
دریافت فایل پی.دی.اف
برای ورود به مبحث اقتصادِ آلودگی هوا باید نفعبَران و متضرران و رابطه بین این دو را مشخص کرد. شاید درستتر آن باشد که برای بررسی چراییِ وجود و چگونگیِ استمرار پدیده آلودگی هوا، پیش از هر چیز پای اقتصادسیاسی را به میان کشید تا درک روشن و ساختاری از عوامل مؤثر بر ایجاد آلایندهها و بهدنبالش راهحل این معضل، به دست آورد. از این رو تأثیر آلودگیها بر اقتصاد کلان را باید از دو منظر به قضاوت نشست. یکی تأثیر منفی که بر منافع عمومی میگذارد و دیگر تأثیر مثبتی که برای بخشهای خردِ چه دولتی و چه خصوصی و نیمهدولتی-نیمهخصوصی، در پی دارد.
درواقع اثرات اقتصادی را که ناظر است بر منشاء آلودگی و آلایندگیها در کشور، میتوان از این دو منظر بررسی کرد. یعنی مجموعهاقداماتِ لازم که برای کاهش آلایندگی از منابع مختلف باید جرا شود، هزینهبردار است، بهویژه در بخش خصوصی باعث افزایش هزینهها و کاهش حاشیه سود میشود؛ اما از منظر منافع کلان ملی، و در اینجا مرتبط با بحث اقتصادِ آلودگی، باعث صرفهجویی در منابع طبیعی، حفظ منابع مالی و درصورت صادرات ارزآوری، مخصوصا در بخش انرژی و مصرف انرژی میشود.
ادامهی متن
-------------------------------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت سرخبوم👇🏾
https://sorkhboom.ir/development/political-economy-of-air-pollution/
کانال تلگرام آزگار:
@Azegaar
---------------------------------------
#آلودگی_هوا_میکشد
#زندگی_در_هوای_سالم
#علیه_آلودگی_هوا
---------------------------------------
@kdialectic
فتحِ بابی در اقتصادسیاسیِ آلودگیِ هوا
محمدرضا جعفری
وبسایت سرخبوم
دریافت فایل پی.دی.اف
برای ورود به مبحث اقتصادِ آلودگی هوا باید نفعبَران و متضرران و رابطه بین این دو را مشخص کرد. شاید درستتر آن باشد که برای بررسی چراییِ وجود و چگونگیِ استمرار پدیده آلودگی هوا، پیش از هر چیز پای اقتصادسیاسی را به میان کشید تا درک روشن و ساختاری از عوامل مؤثر بر ایجاد آلایندهها و بهدنبالش راهحل این معضل، به دست آورد. از این رو تأثیر آلودگیها بر اقتصاد کلان را باید از دو منظر به قضاوت نشست. یکی تأثیر منفی که بر منافع عمومی میگذارد و دیگر تأثیر مثبتی که برای بخشهای خردِ چه دولتی و چه خصوصی و نیمهدولتی-نیمهخصوصی، در پی دارد.
درواقع اثرات اقتصادی را که ناظر است بر منشاء آلودگی و آلایندگیها در کشور، میتوان از این دو منظر بررسی کرد. یعنی مجموعهاقداماتِ لازم که برای کاهش آلایندگی از منابع مختلف باید جرا شود، هزینهبردار است، بهویژه در بخش خصوصی باعث افزایش هزینهها و کاهش حاشیه سود میشود؛ اما از منظر منافع کلان ملی، و در اینجا مرتبط با بحث اقتصادِ آلودگی، باعث صرفهجویی در منابع طبیعی، حفظ منابع مالی و درصورت صادرات ارزآوری، مخصوصا در بخش انرژی و مصرف انرژی میشود.
ادامهی متن
-------------------------------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت سرخبوم👇🏾
https://sorkhboom.ir/development/political-economy-of-air-pollution/
کانال تلگرام آزگار:
@Azegaar
---------------------------------------
#آلودگی_هوا_میکشد
#زندگی_در_هوای_سالم
#علیه_آلودگی_هوا
---------------------------------------
@kdialectic