Forwarded from کارزار سهشنبههای نه به اعدام
تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته هشتادوششم در ۵۲ زندان مختلف
با فرا رسیدن سالگرد اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، روزی که ارکان حکومت ولایت فقیه را به لرزه درآورد، یاد ژینا امینی و تمامی جانباختگان آن جنبش بزرگ و دورانساز را گرامی میداریم.
قیامی که حکومت استبدادی تنها با گشودن گلوله به روی جوانان و زنان و شلیک به چشمان معترضان به ظاهر توانست آن را سرکوب کند اما مقاومت در کوچه ها و خیابان ها همچنان ادامه دارد.
حکومت چنان از قیام به وحشت افتاد که چاره ای جز نشان دادن ماهیت غیرانسانی خود نداشت. به طوری که بعد از خیزش مردمی ۱۴۰۱ بطور دهشتناکی احکام اعدام را شدت بخشید و از آن زمان تاکنون در این سه سال، بیش از ۳۱۷۵ تن را تنها با چوبه دار به قتل رسانده که ۴۹ تن از آنها زندانیان سیاسی - عقیدتی بوده و ۹۵ تن نیز از زنان بوده اند؛ همچنین در هفته گذشته دستکم ۳۴ زندانی اعدام شدهاند و از ابتدای شهریور تا کنون بیش از ۱۲۶ تن به دار آویخته شدهاند؛ آماری که هر روز فاجعه انسانی و نقض حقوق بشر در ایران را بیشتر نمایان میسازد و مسئولیت جامعه جهانی و همه آزادیخواهان را در حمایت از مبارزه علیه اعدامهای بیرحمانه سنگینتر میکند.
همچنین جا دارد یادی کنیم از پهلوان نوید افکاری که روز ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ به دار آویخته شد و جان خود را فدای راه آزادی و عدالت کرد. این همه جانفشانی در اعتراضات دی۹۶ ، آبان ۹۸ و ۴۰۱ نشان داد که مردم ایران هرگز تسلیم سرکوب و ستم نخواهند شد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صدور حکم اعدام برای پژمان توبره ریزی به اتهام ساختگی «افساد فیالارض» و ناصر بکر زاده زندانی کُرد به اتهام امنیتی را شدیداً محکوم میکند و همه فعالان حقوق بشری و جامعه را برای مقابله با این حکم غیرقانونی و ناعادلانه فرا میخواند.
ما به عنوان اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن همدردی با مردم شریف و معدن کاران ستمدیده شهرستان سقز و خانواده محمد رشیدی که شب گذشته توسط نیروهای سرکوبگر حکومت به قتل رسید، اعلام میکنیم که تا لغو کامل مجازات اعدام و برقراری عدالت واقعی در ایران از پا نخواهیم نشست و این صدای رسای عدالتخواهی و دفاع از حقوق و کرامت انسانی را هر هفته با قدرت بیشتری فریاد خواهیم زد.
کارزار سهشنبههای نه به اعدام سهشنبه ۲۵ شهریور۱۴۰۴ در هفته هشتادوششم در ۵۲ زندان زیر در اعتصاب غذا خواهند بود:
زندان اوین، زندان قزلحصار (واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین ،زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز ، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران.
هفته هشتادوششم
۲۵ شهریور ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
با فرا رسیدن سالگرد اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، روزی که ارکان حکومت ولایت فقیه را به لرزه درآورد، یاد ژینا امینی و تمامی جانباختگان آن جنبش بزرگ و دورانساز را گرامی میداریم.
قیامی که حکومت استبدادی تنها با گشودن گلوله به روی جوانان و زنان و شلیک به چشمان معترضان به ظاهر توانست آن را سرکوب کند اما مقاومت در کوچه ها و خیابان ها همچنان ادامه دارد.
حکومت چنان از قیام به وحشت افتاد که چاره ای جز نشان دادن ماهیت غیرانسانی خود نداشت. به طوری که بعد از خیزش مردمی ۱۴۰۱ بطور دهشتناکی احکام اعدام را شدت بخشید و از آن زمان تاکنون در این سه سال، بیش از ۳۱۷۵ تن را تنها با چوبه دار به قتل رسانده که ۴۹ تن از آنها زندانیان سیاسی - عقیدتی بوده و ۹۵ تن نیز از زنان بوده اند؛ همچنین در هفته گذشته دستکم ۳۴ زندانی اعدام شدهاند و از ابتدای شهریور تا کنون بیش از ۱۲۶ تن به دار آویخته شدهاند؛ آماری که هر روز فاجعه انسانی و نقض حقوق بشر در ایران را بیشتر نمایان میسازد و مسئولیت جامعه جهانی و همه آزادیخواهان را در حمایت از مبارزه علیه اعدامهای بیرحمانه سنگینتر میکند.
همچنین جا دارد یادی کنیم از پهلوان نوید افکاری که روز ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ به دار آویخته شد و جان خود را فدای راه آزادی و عدالت کرد. این همه جانفشانی در اعتراضات دی۹۶ ، آبان ۹۸ و ۴۰۱ نشان داد که مردم ایران هرگز تسلیم سرکوب و ستم نخواهند شد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صدور حکم اعدام برای پژمان توبره ریزی به اتهام ساختگی «افساد فیالارض» و ناصر بکر زاده زندانی کُرد به اتهام امنیتی را شدیداً محکوم میکند و همه فعالان حقوق بشری و جامعه را برای مقابله با این حکم غیرقانونی و ناعادلانه فرا میخواند.
ما به عنوان اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن همدردی با مردم شریف و معدن کاران ستمدیده شهرستان سقز و خانواده محمد رشیدی که شب گذشته توسط نیروهای سرکوبگر حکومت به قتل رسید، اعلام میکنیم که تا لغو کامل مجازات اعدام و برقراری عدالت واقعی در ایران از پا نخواهیم نشست و این صدای رسای عدالتخواهی و دفاع از حقوق و کرامت انسانی را هر هفته با قدرت بیشتری فریاد خواهیم زد.
کارزار سهشنبههای نه به اعدام سهشنبه ۲۵ شهریور۱۴۰۴ در هفته هشتادوششم در ۵۲ زندان زیر در اعتصاب غذا خواهند بود:
زندان اوین، زندان قزلحصار (واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین ،زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز ، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران.
هفته هشتادوششم
۲۵ شهریور ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
Telegram
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
No to Execution Tuesdays Campaign
تماس با ادمین در تلگرام:
@no_to_execution_admin
تماس با ادمین در جیمیل:
ntetc1402@gmail.com
No to Execution Tuesdays Campaign
تماس با ادمین در تلگرام:
@no_to_execution_admin
تماس با ادمین در جیمیل:
ntetc1402@gmail.com
https://tinyurl.com/mhj2hx4c
به تمام کسانی که «ژن ژیان ئازادی» را با تپش قلبشان میخوانند!
نامهی وریشه مرادی، از زندان قرچک
شهریور ۱۴۰۴
(بازنشر از کانال «ادبیات دیگر»)
سومین سالگرد فروغیست که جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» در جانها افروخت. این جنبش، با کاراکتری پیچیده و چندبعدی، نه صرفاً انفجار خشم خیابانی است و نه تنها مطالبهٔ جزئی یک قشر. طیفِ مطالباتش از آزادیهای فردی و کلکتیو تا حقِ تعیینِ سرنوشتِ جمعی، از مطالبات اقتصادیِ پایه تا عدالتِ فرهنگی و حقوقِ قومی و زبانی، و از مقابله با سرکوب جنسیتی تا خواستِ یک جامعهٔ دموکراتیکِ واقعی گسترده است.
هرکدام از این مطالبات حلقهایست در زنجیرهای که هدفش بازآفرینیِ ساختارِ قدرت و رابطههاست؛ رابطههایی که امروز بر پایهٔ سلطه، خشونت و بازتولیدِ نابرابری استوارند.
ژن ژیان ئازادی مبارزهایست برای متفاوت اندیشیدن و متفاوت زیستن. ژن، ژیان ئازادی، جنبش بازپسگیری بدن، روح و ارادهی به انقیاد درآوردهی زنانست که حکومت ایران طی سالها قوانین و محدودیتهای فراوان از آنان سلب کرده بود و پایههای اقتدار خود را بر روی بندگیِ سوژه ژِن، تحقیر و امحای آنان بنا نموده است.
ژن ژیان ئازادی سوژه زن را به عنوان عنصر اصلی انقلاب، فرموله کرد و به عبارتی این واقعیت را به همگان نشان داد که بدون سوژگی زنان هیچ انقلابی شانس تغییر دموکراتیک جامعه را نخواهد داشت و احکام اعدام و سرکوب و هر چیز دیگر نمیتواند مانع این حقیقتِ روشن باشد.
اندیشهای که بر آن تکیه داریم پارادیم جامعه دموکراتیک، اکولوژیک و آزادیخواه است؛ نه سادهاندیشانه و نه صرفاً احساسی. تحولاتِ ایجادشده توسط این جنبش، سطحی و تصادفی نیست؛ عمقی و بنیادین است.
تغییراتی که میبینیم تنها جابهجایی فضاهای عمومی یا تغییرِ شعارها نیست، بلکه تحولِ بنیانیِ فهم ما از نظمِ اجتماعیست: چه کسی حق تصمیمگیری دارد، و چه معنایی برای «حیاتِ جمعیِ دموکراتیک» قائلیم.
در همین بستر است که ایدهٔ «زندگی مشترک آزاد» بهمثابه بازتعریف روابط انسانی و اجتماعی، از مناسبات خانوادگی تا عرصهٔ عمومی، معنی مییابد. این حرکت نشان داده که اگر ساختارها اصلاح نشوند، هیچ اصلاحی پایدار نخواهد بود. بنابراین مبارزهٔ ما معطوف به بازسازیِ نهادها، فرهنگ و ذهنیتهاست، نه فقط تصاحبِ صحنهٔ سیاسی.
هر شعاری روح، زمان و مکانی دارد که دارای یک ایدئولوژیست که از آن تغذیه میکند و هر پارادایمی کە بر آن بناست، یک بستر تاریخی و اجتماعی دارد. بیان حافظهٔ جمعی، اندیشه در قالب کلمه و پذیرش سخن، هزینهها و مبارزات بسیاری میطلبد.
شعارهایی که واقعیتها و تجربههای طبقه، نژاد، زنان، خلقها و فرهنگهای تحت ستم را بیان میکنند، نماد مقاومت، امید و طلب زندگی آزاداند. ...
------------------------
@adabyatedigar
به تمام کسانی که «ژن ژیان ئازادی» را با تپش قلبشان میخوانند!
نامهی وریشه مرادی، از زندان قرچک
شهریور ۱۴۰۴
(بازنشر از کانال «ادبیات دیگر»)
سومین سالگرد فروغیست که جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» در جانها افروخت. این جنبش، با کاراکتری پیچیده و چندبعدی، نه صرفاً انفجار خشم خیابانی است و نه تنها مطالبهٔ جزئی یک قشر. طیفِ مطالباتش از آزادیهای فردی و کلکتیو تا حقِ تعیینِ سرنوشتِ جمعی، از مطالبات اقتصادیِ پایه تا عدالتِ فرهنگی و حقوقِ قومی و زبانی، و از مقابله با سرکوب جنسیتی تا خواستِ یک جامعهٔ دموکراتیکِ واقعی گسترده است.
هرکدام از این مطالبات حلقهایست در زنجیرهای که هدفش بازآفرینیِ ساختارِ قدرت و رابطههاست؛ رابطههایی که امروز بر پایهٔ سلطه، خشونت و بازتولیدِ نابرابری استوارند.
ژن ژیان ئازادی مبارزهایست برای متفاوت اندیشیدن و متفاوت زیستن. ژن، ژیان ئازادی، جنبش بازپسگیری بدن، روح و ارادهی به انقیاد درآوردهی زنانست که حکومت ایران طی سالها قوانین و محدودیتهای فراوان از آنان سلب کرده بود و پایههای اقتدار خود را بر روی بندگیِ سوژه ژِن، تحقیر و امحای آنان بنا نموده است.
ژن ژیان ئازادی سوژه زن را به عنوان عنصر اصلی انقلاب، فرموله کرد و به عبارتی این واقعیت را به همگان نشان داد که بدون سوژگی زنان هیچ انقلابی شانس تغییر دموکراتیک جامعه را نخواهد داشت و احکام اعدام و سرکوب و هر چیز دیگر نمیتواند مانع این حقیقتِ روشن باشد.
اندیشهای که بر آن تکیه داریم پارادیم جامعه دموکراتیک، اکولوژیک و آزادیخواه است؛ نه سادهاندیشانه و نه صرفاً احساسی. تحولاتِ ایجادشده توسط این جنبش، سطحی و تصادفی نیست؛ عمقی و بنیادین است.
تغییراتی که میبینیم تنها جابهجایی فضاهای عمومی یا تغییرِ شعارها نیست، بلکه تحولِ بنیانیِ فهم ما از نظمِ اجتماعیست: چه کسی حق تصمیمگیری دارد، و چه معنایی برای «حیاتِ جمعیِ دموکراتیک» قائلیم.
در همین بستر است که ایدهٔ «زندگی مشترک آزاد» بهمثابه بازتعریف روابط انسانی و اجتماعی، از مناسبات خانوادگی تا عرصهٔ عمومی، معنی مییابد. این حرکت نشان داده که اگر ساختارها اصلاح نشوند، هیچ اصلاحی پایدار نخواهد بود. بنابراین مبارزهٔ ما معطوف به بازسازیِ نهادها، فرهنگ و ذهنیتهاست، نه فقط تصاحبِ صحنهٔ سیاسی.
هر شعاری روح، زمان و مکانی دارد که دارای یک ایدئولوژیست که از آن تغذیه میکند و هر پارادایمی کە بر آن بناست، یک بستر تاریخی و اجتماعی دارد. بیان حافظهٔ جمعی، اندیشه در قالب کلمه و پذیرش سخن، هزینهها و مبارزات بسیاری میطلبد.
شعارهایی که واقعیتها و تجربههای طبقه، نژاد، زنان، خلقها و فرهنگهای تحت ستم را بیان میکنند، نماد مقاومت، امید و طلب زندگی آزاداند. ...
------------------------
@adabyatedigar
Telegraph
به تمام کسانی که «ژن ژیان ئازادی» را با تپش قلبشان میخوانند!
شهریور ۱۴۰۴ بازنشر از کانال «ادبیات دیگر» سومین سالگرد فروغیست که جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» در جانها افروخت. این جنبش، با کاراکتری پیچیده و چندبعدی، نه صرفاً انفجار خشم خیابانی است و نه تنها مطالبهٔ جزئی یک قشر. طیفِ مطالباتش از آزادیهای فردی و کلکتیو تا…
Forwarded from نقد اقتصاد سیاسی
کدام رویکردها در تبیین آنچه «مقاومت و مبارزهی روزمره» میگوییم معتبر است؟ چطور هنجارهای فرهنگی تغییر میکند و این شکل از هنجارشکنیهای روزمره چه نقشی در تغییرات طولانیمدت دارد؟ آیا میتوان چنین کنشهایی را مقاومت یا مبارزهی روزمره نامید؟ نسبت تغییرات شکل حجاب طی سالهای حکمرانی جمهوری اسلامی با چنین کنشهایی چیست؟ آیا مقاومت روزمره باید الزاماً با آگاهی همراه باشد؟ آیا بازتولید کلیشههای جنسی و جنسیتی در کنشهای هنجارشکن روزمره، آنها را از مقاومت و مبارزه بودن ساقط میکند؟ ویژگیهای این دال اخیراً پرتکرار «مقاومت روزمره» چیست و آیا این مقاومتهای خرد روزمره الزاماً به لحظهی رهاییبخشی مثل خیزش ژینا منتهی میشود یا خیر؟
____________
👈متن کامل
____________
👈متن کامل
Forwarded from فضا و دیالکتیک (Aidin)
فلسفه و رئالیسمِ علمی
نویسنده: روی باسکار
مترجم: آیدین ترکمه
«ششصد سال پیش کپرنیک استدلال کرد که جهان حول انسان نمیچرخد. و ما هنوز در فلسفه، چیزها را طوری بازنمایی میکنیم که گویی جهان حول انسان میچرخد. مفهوم جهانِ تجربی، انسانمحور (anthropocentric) است. جهان در این تعبیر آن چیزی است که انسان میتواند تجربه کند.این تعبیر، پیامد ایدئولوژیکی دارد مبنی بر اینکه هر آنچه انسان تجربه میکند به طور یقینی جهان تلقی میشود.
تجربهها بخشی از جهان هستند. اما دقیقاً به صرف این که «بخشی» از جهان هستند نمیتوانند برای تعریف آن به کار بروند.
جهان از چیزها تشکیل میشود نه از تجربهها و رویدادها. بیشتر چیزها ابژههایی پیچیده هستند که دربردارندهی مجموعهای از گرایشها، استعدادها و قدرتها هستند. با ارجاع به گرایشها، استعدادها/بالقوگیها و قدرتهای این چیزها است که پدیدارهای جهان تبیین میشوند. تبیین خود این فعالیت مداوم به سرشت ذاتی چیزها ارجاع داده میشود. سازوکارهای مولد طبیعت، مبنای واقعی را برای قوانین علی فراهم میآورند. زیرا سازوکار مولد چیزی نیست جز شیوهی عمل یک چیز. به این ترتیب قوانین نه گزارههایی تجربی هستند و نه گزارههایی دربارهی رویدادها. بلکه گزارههایی هستند دربارهی شیوههای عمل چیزهای مستقلاً موجود و به طور فرافعلیتی فعال (transfactually active). نکتهی دیگر اینکه استدلال فلسفی نمیتواند تعیین کند که کدام سازوکار واقعاً عمل میکند یا کدام سازوکارها واقعی هستند. کشف این مسائل، وظیفهی علم است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/philosophy-and-scientific-realism/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
نویسنده: روی باسکار
مترجم: آیدین ترکمه
«ششصد سال پیش کپرنیک استدلال کرد که جهان حول انسان نمیچرخد. و ما هنوز در فلسفه، چیزها را طوری بازنمایی میکنیم که گویی جهان حول انسان میچرخد. مفهوم جهانِ تجربی، انسانمحور (anthropocentric) است. جهان در این تعبیر آن چیزی است که انسان میتواند تجربه کند.این تعبیر، پیامد ایدئولوژیکی دارد مبنی بر اینکه هر آنچه انسان تجربه میکند به طور یقینی جهان تلقی میشود.
تجربهها بخشی از جهان هستند. اما دقیقاً به صرف این که «بخشی» از جهان هستند نمیتوانند برای تعریف آن به کار بروند.
جهان از چیزها تشکیل میشود نه از تجربهها و رویدادها. بیشتر چیزها ابژههایی پیچیده هستند که دربردارندهی مجموعهای از گرایشها، استعدادها و قدرتها هستند. با ارجاع به گرایشها، استعدادها/بالقوگیها و قدرتهای این چیزها است که پدیدارهای جهان تبیین میشوند. تبیین خود این فعالیت مداوم به سرشت ذاتی چیزها ارجاع داده میشود. سازوکارهای مولد طبیعت، مبنای واقعی را برای قوانین علی فراهم میآورند. زیرا سازوکار مولد چیزی نیست جز شیوهی عمل یک چیز. به این ترتیب قوانین نه گزارههایی تجربی هستند و نه گزارههایی دربارهی رویدادها. بلکه گزارههایی هستند دربارهی شیوههای عمل چیزهای مستقلاً موجود و به طور فرافعلیتی فعال (transfactually active). نکتهی دیگر اینکه استدلال فلسفی نمیتواند تعیین کند که کدام سازوکار واقعاً عمل میکند یا کدام سازوکارها واقعی هستند. کشف این مسائل، وظیفهی علم است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/philosophy-and-scientific-realism/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
فلسفه و رئالیسمِ علمی - فضا و دیالکتیک
باسکار استدلال میکند که دانش محصولی اجتماعی است که به واسطهی محصولات اجتماعی پیشین تولید میشود اما ابژههای این دانش، کاملاً مستقل از انسانها وجود دارند و عمل میکنند.
منجنیق
🔴 پادکست پیچ | شمارهی نُه | از روزهای بمب و بیانیه در برنامهی نهم از پادکست پیچ، روزها بعد از آتشبسی در پی تجاوز نظامی دوازدهروزهی اسرائیل به ایران و در حالی که وضعیت در محتملترین توصیف، وضعیتی خوفناک است که هر لحظه سایهی آغاز مجدد جنگ بر سر دقایق…
پاسخی به نقد پادکست پیچ بر «انکشاف چهرهی ایرانی نئوفاشیسم»
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۱ مهر ۱۴۰۴
مقدمه: در بخشی از گفتگوهای نُهمین شمارهی پادکست پیچ (۴ شهریور ۱۴۰۴) متنی از کارگاه دیالکتیک، با عنوان: «انکشاف چهرهی ایرانی نئوفاشیسم در سایهی جنگ»، مورد نقد قرار گرفته است. نفس این اقدام بهلحاظ بازشناسی تلاشها برای فهم ریشههای وضعیت کنونی (درد مشترک) و دامنزدن به گفتگوهای انتقادیْ در خور قدردانیست. توجه انتقادی رفقا به این نوشتار امکان بازاندیشی دربارهی نارساییهای آن و فراروی از آنها را فراهم میآورد، که این بهمراتب سرنوشت بهتری برای یک متن است تا مدفونشدن ایدههایش در غبار ایام. چون جدا از ما، دستکم بخشی از مخاطبان پیگیر کارگاه و منجنیق هم یحتمل در پرتو آنها قادرند ایدههای نارسا یا ناتمام متن را به مسیر بهتر و پیوندهای مطمئنتری برسانند. ذکر اینها طبعا بهمعنای آن نیست که با همهی نکات انتقادی و خوانشهای طرحشده در این پادکست و پیشفرضهایی که پشتوانهی آن نکات و خوانشها بودهاند موافقت داریم. امیدواریم ذکر پارهای از توضیحات در پاسخ به انتقادات طرحشده، صرفا همچون ادای سهمی در پایبندی به گفتگوی جمعی و انتقادی تلقی شود. طبعا اصراری هم بر درستی درک و دریافتمان نداریم. بلکه انگیزهی تهیه و انتشار این پاسخها این باور کانونیست که ترکیب نقدها و پاسخها به مخاطبان امکان میدهد به سنتز و داوری دقیقتری دربارهی داعیهها و کلیت متن یادشده (و خصوصا اهمیتِ امروزیِ موضوع محوری آن: نئوفاشیسم) برسند.
برای سهولت، نکات انتقادی طرحشده در پادکست پیچ را فهرستوار تفکیک و شمارهگذاری میکنیم و ذیل هر مورد توضیح یا پاسخ مختصرمان را میآوریم؛ با قید دو تبصره: یکی اینکه هر نکتهی انتقادی لزوما برآیند نظرات همهی حاضران در گفتگو نبود؛ و دوم اینکه بهدلیل بیان فشردهی نکات انتقادی در بندهای پایین، مخاطب را به اصل گفتگوها در بخش مربوطهی پادکست (از دقیقهی 0:47:00 تا دقیقهی 1:05:30) ارجاع میدهیم.
-----------------------
برای خواندن ابن مطلب به فایل پیدیاف در پست بعدی رجوع کنید. 👇🏾
-----------------------
@kdialectic
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۱ مهر ۱۴۰۴
مقدمه: در بخشی از گفتگوهای نُهمین شمارهی پادکست پیچ (۴ شهریور ۱۴۰۴) متنی از کارگاه دیالکتیک، با عنوان: «انکشاف چهرهی ایرانی نئوفاشیسم در سایهی جنگ»، مورد نقد قرار گرفته است. نفس این اقدام بهلحاظ بازشناسی تلاشها برای فهم ریشههای وضعیت کنونی (درد مشترک) و دامنزدن به گفتگوهای انتقادیْ در خور قدردانیست. توجه انتقادی رفقا به این نوشتار امکان بازاندیشی دربارهی نارساییهای آن و فراروی از آنها را فراهم میآورد، که این بهمراتب سرنوشت بهتری برای یک متن است تا مدفونشدن ایدههایش در غبار ایام. چون جدا از ما، دستکم بخشی از مخاطبان پیگیر کارگاه و منجنیق هم یحتمل در پرتو آنها قادرند ایدههای نارسا یا ناتمام متن را به مسیر بهتر و پیوندهای مطمئنتری برسانند. ذکر اینها طبعا بهمعنای آن نیست که با همهی نکات انتقادی و خوانشهای طرحشده در این پادکست و پیشفرضهایی که پشتوانهی آن نکات و خوانشها بودهاند موافقت داریم. امیدواریم ذکر پارهای از توضیحات در پاسخ به انتقادات طرحشده، صرفا همچون ادای سهمی در پایبندی به گفتگوی جمعی و انتقادی تلقی شود. طبعا اصراری هم بر درستی درک و دریافتمان نداریم. بلکه انگیزهی تهیه و انتشار این پاسخها این باور کانونیست که ترکیب نقدها و پاسخها به مخاطبان امکان میدهد به سنتز و داوری دقیقتری دربارهی داعیهها و کلیت متن یادشده (و خصوصا اهمیتِ امروزیِ موضوع محوری آن: نئوفاشیسم) برسند.
برای سهولت، نکات انتقادی طرحشده در پادکست پیچ را فهرستوار تفکیک و شمارهگذاری میکنیم و ذیل هر مورد توضیح یا پاسخ مختصرمان را میآوریم؛ با قید دو تبصره: یکی اینکه هر نکتهی انتقادی لزوما برآیند نظرات همهی حاضران در گفتگو نبود؛ و دوم اینکه بهدلیل بیان فشردهی نکات انتقادی در بندهای پایین، مخاطب را به اصل گفتگوها در بخش مربوطهی پادکست (از دقیقهی 0:47:00 تا دقیقهی 1:05:30) ارجاع میدهیم.
-----------------------
برای خواندن ابن مطلب به فایل پیدیاف در پست بعدی رجوع کنید. 👇🏾
-----------------------
@kdialectic
183_Response_to_Critisisms_of_Rise_of_Neofascism_in_Iran.pdf
169.1 KB
پاسخی به نقد پادکست پیچ بر «انکشاف چهرهی ایرانی نئوفاشیسم»
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۱ مهر ۱۴۰۴
-------------------------
نُهمین شمارهی پادکست پیچ (۴ شهریور ۱۴۰۴)
انکشاف چهرهی ایرانی نئوفاشیسم در سایهی جنگ (۱۲ تیر ۱۴۰۴)
--------------------
@kdialectic
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۱ مهر ۱۴۰۴
-------------------------
نُهمین شمارهی پادکست پیچ (۴ شهریور ۱۴۰۴)
انکشاف چهرهی ایرانی نئوفاشیسم در سایهی جنگ (۱۲ تیر ۱۴۰۴)
--------------------
@kdialectic
Forwarded from کلکتیو ۹۸
🚩جنگهای جاری در سودان و جمهوری دموکراتیک کنگو در ارتباط با منطق جهانی سرمایهداری استعماری و استخراجمحور
این مطلب گزارشی است تهیهشده توسط کلکتیو۹۸ از گفتوگوی مشترک بین رسانه سودفای فرانسه-سودان (Sudfa) و انجمن «نسل نور» (Génération Lumière) در شهر لیون در فرانسه
در بخش سودان، حماد از سودفا تصویر فاجعهباری ارائه میدهد: ۸۰٪ بیمارستانها از کار افتاده، ۲۰ میلیون نفر آواره یا مهاجر، ۹۰٪ مردم در گرسنگی، و ۱۵ میلیون کودک از ۲۰۲۳ به مدرسه نرفتهاند. او ریشههای جنگ را نهفقط در منازعه دو ژنرال، بلکه در دوران استعمار انگلیس میبیند که جامعه سودان را بهشکل نژادی و قبیلهای تقسیم کرد. تقسیم جامعه به «همکاران» و «حاشیهنشینان» باعث شد از زمان استقلال (۱۹۵۶) جنگهای قومی و منطقهای (جنوب، دارفور، کردفان…) شعلهور شود. منابع طبیعی (طلا، نفت، زمینهای کشاورزی، موقعیت استراتژیک در دریای سرخ) به عامل اصلی درگیری بدل شدهاند. او توضیح میدهد که چگونه قدرتهای خارجی—از کشورهای غربی تا امارات، مصر، روسیه، ایران، چین، اوکراین و حتی اتحادیه اروپا—طریق حمایت از نیروهای با حمایت مالی، نظامی و مداخلهگری، این جنگها را به جنگهای نیابتی بدل کردند، برای کنترل منابعی چون طلا، نفت، و زمینهای کشاورزی. نمونهاش فرآیند خارطوم در ۲۰۱۴ بود که اتحادیه اروپا از طریق آن به شبهنظامیان «نیروهای پشتیبانی سریع FSR » برای کنترل مهاجرت کمک مالی و فناوری داد، و همین نیروها امروز علیه ارتش سودان میجنگند. امارات نیز مهمترین حامی مالی و تسلیحاتی FSR است (برای امنیت غذایی و دسترسی به منابع سودان.) ارتش و نیروهای شبهنظامی از دل رژیم عمرالبشیر شکل گرفتهاند و در تضاد بر سر قدرت و منافع خارجی به جنگ افتادهاند. خیزش انقلابی ۲۰۱۸ نشان داد مردم سودان خواهان «صلح، عدالت و آزادی» هستند، اما ساختار دولتی ضعیف، اقتصاد فروپاشیده و ارتشی نظامیزده مانع تحقق آن شد.
در بخش کنگو، جوردی از «نسل نور» میگوید که این جنگ سه دهه است ادامه دارد و بیش از شش میلیون کشته داشته، اما ریشهاش ساده است: استخراجمحوری و رقابت بر سر منابعی چون کُلتان، ماده حیاتی برای صنایع دیجیتال، برای گوشیها و کامپیوترهایی که همهی ما روزانه استفاده میکنیم. کنگو بین ۶۰ تا ۸۰٪ ذخایر کولتان جهان را دارد. او توضیح میدهد که با مرگ موبوتو و ظهور «رونق کُلتان» در دهه ۱۹۹۰، کشورهایی چون رواندا و اوگاندا و دهها گروه مسلح محلی برای کنترل معادن وارد عمل شدند.
متن کامل را دی پیدیاف زیر بخوانید👇👇👇👇
این مطلب گزارشی است تهیهشده توسط کلکتیو۹۸ از گفتوگوی مشترک بین رسانه سودفای فرانسه-سودان (Sudfa) و انجمن «نسل نور» (Génération Lumière) در شهر لیون در فرانسه
در بخش سودان، حماد از سودفا تصویر فاجعهباری ارائه میدهد: ۸۰٪ بیمارستانها از کار افتاده، ۲۰ میلیون نفر آواره یا مهاجر، ۹۰٪ مردم در گرسنگی، و ۱۵ میلیون کودک از ۲۰۲۳ به مدرسه نرفتهاند. او ریشههای جنگ را نهفقط در منازعه دو ژنرال، بلکه در دوران استعمار انگلیس میبیند که جامعه سودان را بهشکل نژادی و قبیلهای تقسیم کرد. تقسیم جامعه به «همکاران» و «حاشیهنشینان» باعث شد از زمان استقلال (۱۹۵۶) جنگهای قومی و منطقهای (جنوب، دارفور، کردفان…) شعلهور شود. منابع طبیعی (طلا، نفت، زمینهای کشاورزی، موقعیت استراتژیک در دریای سرخ) به عامل اصلی درگیری بدل شدهاند. او توضیح میدهد که چگونه قدرتهای خارجی—از کشورهای غربی تا امارات، مصر، روسیه، ایران، چین، اوکراین و حتی اتحادیه اروپا—طریق حمایت از نیروهای با حمایت مالی، نظامی و مداخلهگری، این جنگها را به جنگهای نیابتی بدل کردند، برای کنترل منابعی چون طلا، نفت، و زمینهای کشاورزی. نمونهاش فرآیند خارطوم در ۲۰۱۴ بود که اتحادیه اروپا از طریق آن به شبهنظامیان «نیروهای پشتیبانی سریع FSR » برای کنترل مهاجرت کمک مالی و فناوری داد، و همین نیروها امروز علیه ارتش سودان میجنگند. امارات نیز مهمترین حامی مالی و تسلیحاتی FSR است (برای امنیت غذایی و دسترسی به منابع سودان.) ارتش و نیروهای شبهنظامی از دل رژیم عمرالبشیر شکل گرفتهاند و در تضاد بر سر قدرت و منافع خارجی به جنگ افتادهاند. خیزش انقلابی ۲۰۱۸ نشان داد مردم سودان خواهان «صلح، عدالت و آزادی» هستند، اما ساختار دولتی ضعیف، اقتصاد فروپاشیده و ارتشی نظامیزده مانع تحقق آن شد.
در بخش کنگو، جوردی از «نسل نور» میگوید که این جنگ سه دهه است ادامه دارد و بیش از شش میلیون کشته داشته، اما ریشهاش ساده است: استخراجمحوری و رقابت بر سر منابعی چون کُلتان، ماده حیاتی برای صنایع دیجیتال، برای گوشیها و کامپیوترهایی که همهی ما روزانه استفاده میکنیم. کنگو بین ۶۰ تا ۸۰٪ ذخایر کولتان جهان را دارد. او توضیح میدهد که با مرگ موبوتو و ظهور «رونق کُلتان» در دهه ۱۹۹۰، کشورهایی چون رواندا و اوگاندا و دهها گروه مسلح محلی برای کنترل معادن وارد عمل شدند.
متن کامل را دی پیدیاف زیر بخوانید👇👇👇👇
دربارهی روند تحولات سودان، از خیزش انقلابی تا «جنگ ژنرالها» و پیامدهایش، مخاطبان علاقمند را به مجموعه متوتی که تحت عنوان #درسهای_انقلاب_سودان در کانال تلگرام کارگاه منتشر شدهاند ارجاع میدهیم.
Forwarded from آلترناتیو
Forwarded from Shabnameh شبنامه
تظاهرات امروز، شنبه 27 سپتامبر در برلین، گزارش برگزارکنندگان و شرکت کنندگان 100000 تا 150000 نفر، گزارش رسمی پلیس 60000 نفر!
در هر حال، پیام مردم برای حمایت از مردم فلسطین و جلوگیری از نسلکشی دولت اسرائیل، روشن و آشکار است!
عکس بالا بخشی از تظاهرات امروز را نشان میدهد
در هر حال، پیام مردم برای حمایت از مردم فلسطین و جلوگیری از نسلکشی دولت اسرائیل، روشن و آشکار است!
عکس بالا بخشی از تظاهرات امروز را نشان میدهد
Shabnameh شبنامه
تظاهرات امروز، شنبه 27 سپتامبر در برلین، گزارش برگزارکنندگان و شرکت کنندگان 100000 تا 150000 نفر، گزارش رسمی پلیس 60000 نفر! در هر حال، پیام مردم برای حمایت از مردم فلسطین و جلوگیری از نسلکشی دولت اسرائیل، روشن و آشکار است! عکس بالا بخشی از تظاهرات امروز…
در حاشیهی تظاهرات برلین در همبستگی با فلسطین
تظاهرات ۲۷ سپتامبر برلین نقطهی عطفی بود در شکستن سکوتی که دولت آلمان با همراهی روشنفکران ارگانیک طبقهی حاکم (در رسانهها، احزاب، نهادهای مدنی و آکادمیک) بهمدت دوسال بر جامعهی آلمان تحمیل کرده بود. اکنون در آلمان تابوی نامبردن از «نسلکشی» اسراییل در غزه شکسته شده است؛ نه رسما و با تایید حاکمان، بلکه عملا و بهدلیل تکثیر مهارناپذیر کلام ممنوعه در جامعه. در سوی دیگر، اکنون دولت اسراییل با از دستدادن مهمترین و آخرین پناهگاهش در اروپا هرچه بیشتر در مسیر انزوای بینالمللی قرار گرفته است. هیچ تحولی از این دست طبعا اثرات جنایات هولناک اسراییل در غزه را جبران نمیکند: بیش از ۶۵ هزار کشته و صدها هزار مجروح و ترومای جمعی و نابودی زیرساختهای زیستی با هیچ رویداد و تحول سیاسیای جبرانپذیر نیستند. اما از این پس دولتها و سیاستمدارانی که تاکنون حمایتهای بیقیدوشرطشان را نثار دولت اسراییل کردهاند ناچار میشوند در محاسبات سیاسی آتی خود - برای ادامهی ناگزیرِ همدستیهاشان در جنایت علیه بشریت - فاکتور نارضایتی و خشم تودهها را نیز لحاظ کنند.
تظاهرات برلین و خصوصا اعتصاب عمومی عظیم در ایتالیا* (هفتهی گذشته) بهسهم خود نشان دادهاند که بهرغم همهی روندها و سازوکارهای فریب و ارعابِ دولتی و همهی تکنیکها و فناوریهای مهندسی اجتماعی که بیوقفه درجهت ادغام تودههای شهروندان (حکومتشوندگان) در نظم مسلط عمل میکنند، هنوز هم مانعی بهنام نارضایتی و مقاومت مردم پیش روی دولتهای سرمایهداری وجود دارد.
بهبیان دیگر، برخلاف دیدگاههای آخرالزمانی، هنوز هم قدرت «نهگویی» و امتناع تودههای مردم از همراهی، یا همان قدرت طبقات پایین جوامع، پتانسیلی مادی برای به چالشکشیدن مناسبات مسلط است. اگر چالش اصلی حاکمان جهانی (نمایندگان نظم سرمایهمحور) ادغام و مهار و سرکوب این پتانسیل است، چالش انقلابیون و نیروهای ضدسیستم ارتقای این پتانسیل و آزادکردن آن در جهت براندازی سرمایهداری است. و این پهنهی اصلی پیکار طبقاتی در فاز تاریخی افول تهاجمی سرمایهداری (یا عروج جهانی نئوفاشیسم) باقی خواهد ماند.
۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵
* پینوشت:
در روزهای اخیر چند کشور اروپایی (پرتغال، بریتانیا و فرانسه) همراه با کانادا و ایتالیا - طی نشستهایی در سازمان ملل - فلسطین را رسما بهعنوان کشوری مستقل بهرسمیت شناحتند. اقدامی که اگرچه بسیار دیرهنگام و صرفا تحت فشار افکار عمومی داخلی و بینالمللی انجام گرفت و یحتمل حرکتی صرفا نمادین و حتی نمایشی است، اما میتواند به مردمان مصیبتدیده و مستاصل فلسطینی اندکی (فقط اندکی) تسلا و امید بدهد. و در بهترین حالت ممکن است موضع اصولیتر دولتهایی مثل نروژ و اسپانیا و ایرلند را درجهت نجات و احیای راهکار دو کشوری تا حدی تقویت کند. در این میان، دولتهای ایتالیا و آلمان (یکی با گرایشی آشکارا فاشیستی و دیگری دولتی سوپرمحافظهکار که در موعد مقتضی آمادهی لغزیدن به آغوش فاشیسم است) با این اقدام همتایان اروپاییشان همراهی نکردند. نمایندهی آلمان حتی گامی فراتر رفت و همراه با نمایندهی ایالات متحده بهنشانهی اعتراض از شرکت در جلسات مربوطه خودداری کرد. استدلال رسمی دولت آلمان این بود که این اقدام (بهرسمیتشناسی دولت فلسطین) در مقطع کنونی روند صلح! (بخوانید: روند نابودسازی نهایی غزه و نسلکشی فلسطینیان) را به مخاطره میاندازد. موضع تلویحی دولت آلمان همانند داعیهی دولت اسراییل این است که چنین اقدامی پاداشی به اقدامات حماس است. رویکرد اخیر دولت آلمان البته مایهی شگفتی نیست(۱)، چون این دولت در رابطه با جنگ و نسلکشی در غزه نهفقط تاکنون هیچ اقدامی مغایر با خواست و مواضع دولت اسرائیل انجام نداده است، بلکه ضمن تداوم حمایتهای تسلیحاتی و فناورانه از اسراییل، تا جای ممکن امکان تصمیمگیریهای قاطعانهتر اتحادیهی اروپا علیه مشی دولت اسراییل را مختل کرده است. استدلال اعلامشدهی دولت ایتالیا هم این بود که بازشناسی کشور فلسطین زودهنگام است و باید آخرین گام در فرآیند صلح باشد نه گام کنونی.
(۱) دربارهی علل تاریخی مواضع دولت آلمان طی جنگ و نسلکشی در غزه رجوع کنید به:
نیما صبوری: واکاوی «منظر آلمانی» در مواجهه با نسلکشی در غزه و خیز جهانیِ نئوفاشیسم - کارگاه دیالکتیک - خرداد ۱۴۰۴
----------
@kdialectic
تظاهرات ۲۷ سپتامبر برلین نقطهی عطفی بود در شکستن سکوتی که دولت آلمان با همراهی روشنفکران ارگانیک طبقهی حاکم (در رسانهها، احزاب، نهادهای مدنی و آکادمیک) بهمدت دوسال بر جامعهی آلمان تحمیل کرده بود. اکنون در آلمان تابوی نامبردن از «نسلکشی» اسراییل در غزه شکسته شده است؛ نه رسما و با تایید حاکمان، بلکه عملا و بهدلیل تکثیر مهارناپذیر کلام ممنوعه در جامعه. در سوی دیگر، اکنون دولت اسراییل با از دستدادن مهمترین و آخرین پناهگاهش در اروپا هرچه بیشتر در مسیر انزوای بینالمللی قرار گرفته است. هیچ تحولی از این دست طبعا اثرات جنایات هولناک اسراییل در غزه را جبران نمیکند: بیش از ۶۵ هزار کشته و صدها هزار مجروح و ترومای جمعی و نابودی زیرساختهای زیستی با هیچ رویداد و تحول سیاسیای جبرانپذیر نیستند. اما از این پس دولتها و سیاستمدارانی که تاکنون حمایتهای بیقیدوشرطشان را نثار دولت اسراییل کردهاند ناچار میشوند در محاسبات سیاسی آتی خود - برای ادامهی ناگزیرِ همدستیهاشان در جنایت علیه بشریت - فاکتور نارضایتی و خشم تودهها را نیز لحاظ کنند.
تظاهرات برلین و خصوصا اعتصاب عمومی عظیم در ایتالیا* (هفتهی گذشته) بهسهم خود نشان دادهاند که بهرغم همهی روندها و سازوکارهای فریب و ارعابِ دولتی و همهی تکنیکها و فناوریهای مهندسی اجتماعی که بیوقفه درجهت ادغام تودههای شهروندان (حکومتشوندگان) در نظم مسلط عمل میکنند، هنوز هم مانعی بهنام نارضایتی و مقاومت مردم پیش روی دولتهای سرمایهداری وجود دارد.
بهبیان دیگر، برخلاف دیدگاههای آخرالزمانی، هنوز هم قدرت «نهگویی» و امتناع تودههای مردم از همراهی، یا همان قدرت طبقات پایین جوامع، پتانسیلی مادی برای به چالشکشیدن مناسبات مسلط است. اگر چالش اصلی حاکمان جهانی (نمایندگان نظم سرمایهمحور) ادغام و مهار و سرکوب این پتانسیل است، چالش انقلابیون و نیروهای ضدسیستم ارتقای این پتانسیل و آزادکردن آن در جهت براندازی سرمایهداری است. و این پهنهی اصلی پیکار طبقاتی در فاز تاریخی افول تهاجمی سرمایهداری (یا عروج جهانی نئوفاشیسم) باقی خواهد ماند.
۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵
* پینوشت:
در روزهای اخیر چند کشور اروپایی (پرتغال، بریتانیا و فرانسه) همراه با کانادا و ایتالیا - طی نشستهایی در سازمان ملل - فلسطین را رسما بهعنوان کشوری مستقل بهرسمیت شناحتند. اقدامی که اگرچه بسیار دیرهنگام و صرفا تحت فشار افکار عمومی داخلی و بینالمللی انجام گرفت و یحتمل حرکتی صرفا نمادین و حتی نمایشی است، اما میتواند به مردمان مصیبتدیده و مستاصل فلسطینی اندکی (فقط اندکی) تسلا و امید بدهد. و در بهترین حالت ممکن است موضع اصولیتر دولتهایی مثل نروژ و اسپانیا و ایرلند را درجهت نجات و احیای راهکار دو کشوری تا حدی تقویت کند. در این میان، دولتهای ایتالیا و آلمان (یکی با گرایشی آشکارا فاشیستی و دیگری دولتی سوپرمحافظهکار که در موعد مقتضی آمادهی لغزیدن به آغوش فاشیسم است) با این اقدام همتایان اروپاییشان همراهی نکردند. نمایندهی آلمان حتی گامی فراتر رفت و همراه با نمایندهی ایالات متحده بهنشانهی اعتراض از شرکت در جلسات مربوطه خودداری کرد. استدلال رسمی دولت آلمان این بود که این اقدام (بهرسمیتشناسی دولت فلسطین) در مقطع کنونی روند صلح! (بخوانید: روند نابودسازی نهایی غزه و نسلکشی فلسطینیان) را به مخاطره میاندازد. موضع تلویحی دولت آلمان همانند داعیهی دولت اسراییل این است که چنین اقدامی پاداشی به اقدامات حماس است. رویکرد اخیر دولت آلمان البته مایهی شگفتی نیست(۱)، چون این دولت در رابطه با جنگ و نسلکشی در غزه نهفقط تاکنون هیچ اقدامی مغایر با خواست و مواضع دولت اسرائیل انجام نداده است، بلکه ضمن تداوم حمایتهای تسلیحاتی و فناورانه از اسراییل، تا جای ممکن امکان تصمیمگیریهای قاطعانهتر اتحادیهی اروپا علیه مشی دولت اسراییل را مختل کرده است. استدلال اعلامشدهی دولت ایتالیا هم این بود که بازشناسی کشور فلسطین زودهنگام است و باید آخرین گام در فرآیند صلح باشد نه گام کنونی.
(۱) دربارهی علل تاریخی مواضع دولت آلمان طی جنگ و نسلکشی در غزه رجوع کنید به:
نیما صبوری: واکاوی «منظر آلمانی» در مواجهه با نسلکشی در غزه و خیز جهانیِ نئوفاشیسم - کارگاه دیالکتیک - خرداد ۱۴۰۴
----------
@kdialectic
Telegram
کارگاه دیالکتیک
متن دریافتی:
واکاوی «منظر آلمانی» در مواجهه با نسلکشی در غزه و خیز جهانیِ نئوفاشیسم
نیما صبوری
خرداد ۱۴۰۴
لینک دسترسی به متن:
https://kaargaah.net/?p=1511
------------
@kdialectic
واکاوی «منظر آلمانی» در مواجهه با نسلکشی در غزه و خیز جهانیِ نئوفاشیسم
نیما صبوری
خرداد ۱۴۰۴
لینک دسترسی به متن:
https://kaargaah.net/?p=1511
------------
@kdialectic
Forwarded from کارزار سهشنبههای نه به اعدام
⭕️ هشتاد و هشتمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۵۲ زندان مختلف
این هفته بار دیگر با اندوهی عمیق و همدلی بیپایان به یاد سمیه رشیدی، زندانی سیاسیای که به دلیل عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست داد، ایستادهایم. این جانباختن مظلومانه بخشی از سیاست «زجرکش کردن» زندانیان و هشداری تلخ درباره وضعیت بیماران در زندانهای کشور است؛ زندانیانی که از ابتداییترین حقوق انسانی محروم ماندهاند. اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همدردی صمیمانه خود را با خانواده و یاران او ابراز میکنند.
همزمان، اعدام بهمن چوبی اصل به اتهام جاسوسی در روندی مبهم در روز ۷ مهر، صدور حکم اعدام برای دو زندانی سیاسی حامد ولیدی و نیما شاهی در بیدادگاه انقلاب کرج، و همچنین تأیید حکم اعدام پیمان فرحآور در دیوان عالی کشور، همگی نشانگر تداوم روند نگرانکننده سرکوب و خشونت علیه مردم ایران و زندانیان است. این احکام ناعادلانه نقض آشکار حقوق بشر و ابزاری برای سرکوباند که باید فوراً متوقف شوند.
در همین زمینه، موضعگیری خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، درباره نقض گسترده حقوق زندانیان در ایران بار دیگر توجه جهانیان را به وضعیت اسفناک زندانها جلب کرد. آمار ۴۶ اعدام در هفته گذشته و ۱۹۰ اعدام در شهریورماه -بیسابقه در ۳۵ سال گذشته- و ۸۷۱ اعدام در شش ماه نخست سال ۱۴۰۴ تصویری هولناک از نقض بیرحمانه حقوق بشر به دست میدهد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن محکوم کردن این جنایات، بار دیگر خواستار توقف فوری احکام اعدام و پایان دادن به این روند ضدانسانی است. صدای ما فریاد همبستگی با تمامی زندانیانی است که در بند ظلم و بیعدالتی گرفتار آمدهاند. ما همچون گذشته، ضمن سپاس از همه حامیان کارزار در سراسر جهان، تأکید میکنیم که ماشین اعدام را میتوان با همبستگی و اتحاد متوقف کرد. هر حرکت اعتراضی در برابر یک حکم اعدام، گامی در مسیر توقف این روند ظالمانه است. از همه مخالفان اعدام میخواهیم صدای اعتراض خود را در برابر این احکام غیرانسانی بلند کنند.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» روز سهشنبه ۸ مهر ۱۴۰۴ در هشتاد و هشتمین هفته کارزار، در ۵۲ زندان کشور دست به اعتصاب غذا زدهاند:
زندان اوین، قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، مرکزی کرج، فردیس کرج، تهران بزرگ، قرچک، خورین ورامین، چوبیندر قزوین، اهر، اراک، لنگرود قم، خرمآباد، یاسوج، اسدآباد اصفهان، دستگرد اصفهان، شیبان اهواز، سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، نظام شیراز، عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، فیروزآباد فارس، دهدشت، زاهدان (بند زنان)، برازجان، رامهرمز، بهبهان، بم، یزد، کهنوج، طبس، مشهد، سبزوار، گنبدکاووس، قائمشهر، رشت (بند زنان و مردان)، رودسر، حویق تالش، ازبرم لاهیجان، دیزلآباد کرمانشاه، اردبیل، تبریز، ارومیه، سلماس، خوی، نقده، میاندوآب، مهاباد، بوکان، سقز، بانه، مریوان، سنندج و کامیاران.
هفته هشتاد و هشتم
۸ مهر ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
این هفته بار دیگر با اندوهی عمیق و همدلی بیپایان به یاد سمیه رشیدی، زندانی سیاسیای که به دلیل عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست داد، ایستادهایم. این جانباختن مظلومانه بخشی از سیاست «زجرکش کردن» زندانیان و هشداری تلخ درباره وضعیت بیماران در زندانهای کشور است؛ زندانیانی که از ابتداییترین حقوق انسانی محروم ماندهاند. اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همدردی صمیمانه خود را با خانواده و یاران او ابراز میکنند.
همزمان، اعدام بهمن چوبی اصل به اتهام جاسوسی در روندی مبهم در روز ۷ مهر، صدور حکم اعدام برای دو زندانی سیاسی حامد ولیدی و نیما شاهی در بیدادگاه انقلاب کرج، و همچنین تأیید حکم اعدام پیمان فرحآور در دیوان عالی کشور، همگی نشانگر تداوم روند نگرانکننده سرکوب و خشونت علیه مردم ایران و زندانیان است. این احکام ناعادلانه نقض آشکار حقوق بشر و ابزاری برای سرکوباند که باید فوراً متوقف شوند.
در همین زمینه، موضعگیری خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، درباره نقض گسترده حقوق زندانیان در ایران بار دیگر توجه جهانیان را به وضعیت اسفناک زندانها جلب کرد. آمار ۴۶ اعدام در هفته گذشته و ۱۹۰ اعدام در شهریورماه -بیسابقه در ۳۵ سال گذشته- و ۸۷۱ اعدام در شش ماه نخست سال ۱۴۰۴ تصویری هولناک از نقض بیرحمانه حقوق بشر به دست میدهد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن محکوم کردن این جنایات، بار دیگر خواستار توقف فوری احکام اعدام و پایان دادن به این روند ضدانسانی است. صدای ما فریاد همبستگی با تمامی زندانیانی است که در بند ظلم و بیعدالتی گرفتار آمدهاند. ما همچون گذشته، ضمن سپاس از همه حامیان کارزار در سراسر جهان، تأکید میکنیم که ماشین اعدام را میتوان با همبستگی و اتحاد متوقف کرد. هر حرکت اعتراضی در برابر یک حکم اعدام، گامی در مسیر توقف این روند ظالمانه است. از همه مخالفان اعدام میخواهیم صدای اعتراض خود را در برابر این احکام غیرانسانی بلند کنند.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» روز سهشنبه ۸ مهر ۱۴۰۴ در هشتاد و هشتمین هفته کارزار، در ۵۲ زندان کشور دست به اعتصاب غذا زدهاند:
زندان اوین، قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، مرکزی کرج، فردیس کرج، تهران بزرگ، قرچک، خورین ورامین، چوبیندر قزوین، اهر، اراک، لنگرود قم، خرمآباد، یاسوج، اسدآباد اصفهان، دستگرد اصفهان، شیبان اهواز، سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، نظام شیراز، عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، فیروزآباد فارس، دهدشت، زاهدان (بند زنان)، برازجان، رامهرمز، بهبهان، بم، یزد، کهنوج، طبس، مشهد، سبزوار، گنبدکاووس، قائمشهر، رشت (بند زنان و مردان)، رودسر، حویق تالش، ازبرم لاهیجان، دیزلآباد کرمانشاه، اردبیل، تبریز، ارومیه، سلماس، خوی، نقده، میاندوآب، مهاباد، بوکان، سقز، بانه، مریوان، سنندج و کامیاران.
هفته هشتاد و هشتم
۸ مهر ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
Telegram
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
No to Execution Tuesdays Campaign
تماس با ادمین در تلگرام:
@no_to_execution_admin
تماس با ادمین در جیمیل:
ntetc1402@gmail.com
No to Execution Tuesdays Campaign
تماس با ادمین در تلگرام:
@no_to_execution_admin
تماس با ادمین در جیمیل:
ntetc1402@gmail.com
Forwarded from شبکه فمینیستها برای ژینا Feminists for Jina
🔴 فهرست مجموعه گزارشهای اعضای شبکه فمینیستها برای ژینا در مورد برخی اقدامات میدانی در یک سال اخیر
در این سه سال راه پر فراز و نشیبی را طی کردیم؛ از فعالیتهای خیابانی گروههای محلی در شهرها و کشورهای مختلف تا همایش، کنفرانس، برگزاری پرفورمنس و برنامههای هنری، نوشتن مقالات و برگزاری جلسات متعدد گفتوگو تا دورههای تردید، درخودفرورفتگی و رخوت.
نمیتوانیم ادعا کنیم در تمام طول این مسیر تمرکز و چشمانداز ما از فعالیت شبکه مشخص بوده و یا امید و انگیزه همواره در وجودمان جریان داشته است، اما اشتراکات نگرش سیاسی ما، با وجود تنوعها و یا اختلافات، هسته نگهدارنده و پیشبرندهی فعالیت جمعیمان بوده است. این ظرفیتهای ساختهشده، البته در موقعیت فاجعهباری مثل حمله اسرائیل به ایران به کار آمدند. از این ظرفیتها، از جمله ارتباطات فراملی خود برای انعکاس صدای مخالفت با حمله نظامی و برای سازماندهی در فراسوی دوگانهی استبداد داخلی و مداخلهی خارجی بهره گرفتیم.
🟣 متن کامل گزارشها به صورت پیدیاف قابل دسترس است.
در این سه سال راه پر فراز و نشیبی را طی کردیم؛ از فعالیتهای خیابانی گروههای محلی در شهرها و کشورهای مختلف تا همایش، کنفرانس، برگزاری پرفورمنس و برنامههای هنری، نوشتن مقالات و برگزاری جلسات متعدد گفتوگو تا دورههای تردید، درخودفرورفتگی و رخوت.
نمیتوانیم ادعا کنیم در تمام طول این مسیر تمرکز و چشمانداز ما از فعالیت شبکه مشخص بوده و یا امید و انگیزه همواره در وجودمان جریان داشته است، اما اشتراکات نگرش سیاسی ما، با وجود تنوعها و یا اختلافات، هسته نگهدارنده و پیشبرندهی فعالیت جمعیمان بوده است. این ظرفیتهای ساختهشده، البته در موقعیت فاجعهباری مثل حمله اسرائیل به ایران به کار آمدند. از این ظرفیتها، از جمله ارتباطات فراملی خود برای انعکاس صدای مخالفت با حمله نظامی و برای سازماندهی در فراسوی دوگانهی استبداد داخلی و مداخلهی خارجی بهره گرفتیم.
🟣 متن کامل گزارشها به صورت پیدیاف قابل دسترس است.
#درسهای_انقلاب_سودان
متن یازدهم
خُردهامپریالیسمِ امارات متحد عربی در سودان
ضدانقلاب، طلا، و بیعدالتی جهانی
نویسنده: حُسام محجوب
منتشرشده در نشریهی Spectre | اوت ۲۰۲۵
ترجمه: کارگاه دیالکتیک | مهر ۱۴۰۴
مقدمهی کارگاه:
دیرگاهیست که خیزش انقلابی سودان فروغ امیدبخش خود را از دست داده است. دلیل عمدهی آن فضای دهشتیست که پس از شروع «جنگ ژنرالها» (آوریل ۲۰۲۳) برپا شده است؛ همان ژنرالهایی که از زمان برپایی این خیزش انقلابی (دسامبر ۲۰۱۸) و تا پیش از آغاز این جنگِ مصیبتبار – دستدردست هم – روند انقلاب و انقلابیون را سرکوب کرده بودند؛ نخست در قامت رهبری نظامیِ «دولت انتقالی»، و سپس در قالب دولت نظامیِ پساکودتا (از اکتبر ۲۰۲۱).
[ ... ]
در زمانی که خیزش ژینا هنوز جوان و پرشور بود، پروندهی «درسهای انقلاب سودان» را با باور به همرنجی و همسرنوشتی مردمان خاورمیانه و ضرورت تبادل و انتقال تجارب خیزشهای انقلابیْ فراسوی مرزهای جداکنندهی ستمدیدگان گشودیم. با اینکه در یکی دو سال اخیر – بهدلیل مشغلههای دیگر و محدودیت ظرفیتمان – کنکاش در این پرونده متأسفانه کمرمق بود و تنها بهطور گهگاهی پیش رفت، ولی «مسالهی سودان» همچنان ادامه داشته است: بسط سلطهی ضدانقلاب بر سودان بهمیانجی جنگ، جنایات و رنجهای عظیمی بهبار آورد؛ همچنانکه تلاش مردمان سودان برای پسزدن ضدانقلاب و حفظ همبستگی نیز فصلهای جدیدی از مقاومت خلق کرده است.
باری، ترجمهی متن پیشِ رو شاید گشایش مجدد این پرونده باشد (امیدواریم)، شاید هم نه. اما در کنار اهمیت مسالهی سودان، دلیل اصلی ترجمهی این متن تأکید مولف بر مفهوم خُردهامپریالیسم و کارکردهای آن است. بررسی او البته در سپهر تحولات سودان و بر پایهی مطالعهی موردی نقش امارات متحد عربی در تقویت ضدانقلاب و تداوم جنگ در سودان پیش میرود، اما همانطور که خود او بهدرستی خاطرنشان میکند این سازوکار به کل سپهر تاریخی خاورمیانه قابل تعمیم است:
«مساله تنها مربوط به سودان نیست؛ بلکه با نوع جهانی پیوند دارد که دیکتاتورها تصور و تبلیغ میکنند: جایی که استبدادْ برونسپاری میشود و امپریالیسم چهرهای منطقهای مییابد. اگر سازوکار خُردهامپریالیستی جاری در سودان در تعقیب اهداف خود موفق شود، همین سازوکار به سراسر آفریقا، خاورمیانه و فراتر از آن گسترش خواهد یافت.»
اما چرا مفهوم خُردهامپریالیسم در نظر ما اهمیت دارد؟ پاسخ فشردهی ما – در حد این مقدمه – چنین است: سرمایهداریِ فرتوت در تنگنای بحرانهای مزمنشده و گسترشیافتهاش – ناگزیر و بهطور فزایندهای– به اتخاذ رهیافتها و سیاستهای خشنتر و تهاجمیتر رو آورده است. استقرار و تثبیت جهان چندقطبیِ معاصر و فاصلهگیری روزافزون از پوستهی حکمرانی لیبرالدموکراسی بهنفع الگوهای نئوفاشیستیِ حکمرانیْ توامان نمودها و پیامدهایی از این وضعیت تاریخیاند. در چنین جهانیْ بازتولید مناسبات امپریالیستی برپادارندهی نظم سرمایهداری بیش از گذشته مستلزم عروج تقویتشدهی دولتهای خُردهامپریالیست است. دولتهایی که صرفاً «قدرتهای منطقهای» – در مقایسه با دولتهای ضعیفتر هر منطقه – نیستند، بلکه در کِرد–و–کارهای بازتولیدشان کارکردهایی (functions) حیاتی برای بازتولید مناسبات امپریالیستی در مقطع تاریخی آشوبناک حاضر دارند. ما باور داریم که امروزه خُردهامپریالیستها حلقههایی جداییناپذیر از زنجیرهی مناسبات امپریالیستی هستند که تحقق نهایی این مناسبات به میانجی کارکردهای آنها ممکن میشود. در همین راستا، بسیاری از کارکردهای منطقهای دولتهای ایران، ترکیه، عربستان سعودی، امارات و حتی اسرائیل را میتوان ذیل مفهوم خردهامپریالیسم توضیح داد. هرچند بهیاد داریم که استفاده از ترم خُردهامپریالیست در مورد نقش مُهلک دولت ایران در سوریه و عراق و یمن و غیره با مخالفت قابلتوجهی روبرو بود (نهفقط از سوی شبهآنتیامپریالیستها)؛ همچنان که عدهای استفاده از ترم «استعمار داخلی» دربارهی برخی کارکردهای دولت ایران در سپهر داخلی (مشخصاً در پیوند با ستم ملی) را ناموجه و/یا گمراهکننده میدانند. و همچنین واقفیم که خصوصا در فضای ملتهبِ برآمده از جنگ و نسلکشی اسرائیل در غزه بسیاری مایل نیستند نقش منطقهای دولت اسرائیل را با سایر قدرتهای منطقهای مقایسه کنند، یا چنین کاری را «سفیدشویی» مشیِ جنایتبار اسرائیل (نسبیسازی امر یکتا) قلمداد میکنند. بر این اساس، توضیحات بیشتر دربارهی مناسبتِ امروزیِ مفهوم خُردهامپریالیسم را به متن جداگانهای میسپاریم.
تحریریهی کارگاه دیالکتیک | ۷ مهر
-------------------------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1542
-------------------------------
@kdialectic
متن یازدهم
خُردهامپریالیسمِ امارات متحد عربی در سودان
ضدانقلاب، طلا، و بیعدالتی جهانی
نویسنده: حُسام محجوب
منتشرشده در نشریهی Spectre | اوت ۲۰۲۵
ترجمه: کارگاه دیالکتیک | مهر ۱۴۰۴
مقدمهی کارگاه:
دیرگاهیست که خیزش انقلابی سودان فروغ امیدبخش خود را از دست داده است. دلیل عمدهی آن فضای دهشتیست که پس از شروع «جنگ ژنرالها» (آوریل ۲۰۲۳) برپا شده است؛ همان ژنرالهایی که از زمان برپایی این خیزش انقلابی (دسامبر ۲۰۱۸) و تا پیش از آغاز این جنگِ مصیبتبار – دستدردست هم – روند انقلاب و انقلابیون را سرکوب کرده بودند؛ نخست در قامت رهبری نظامیِ «دولت انتقالی»، و سپس در قالب دولت نظامیِ پساکودتا (از اکتبر ۲۰۲۱).
[ ... ]
در زمانی که خیزش ژینا هنوز جوان و پرشور بود، پروندهی «درسهای انقلاب سودان» را با باور به همرنجی و همسرنوشتی مردمان خاورمیانه و ضرورت تبادل و انتقال تجارب خیزشهای انقلابیْ فراسوی مرزهای جداکنندهی ستمدیدگان گشودیم. با اینکه در یکی دو سال اخیر – بهدلیل مشغلههای دیگر و محدودیت ظرفیتمان – کنکاش در این پرونده متأسفانه کمرمق بود و تنها بهطور گهگاهی پیش رفت، ولی «مسالهی سودان» همچنان ادامه داشته است: بسط سلطهی ضدانقلاب بر سودان بهمیانجی جنگ، جنایات و رنجهای عظیمی بهبار آورد؛ همچنانکه تلاش مردمان سودان برای پسزدن ضدانقلاب و حفظ همبستگی نیز فصلهای جدیدی از مقاومت خلق کرده است.
باری، ترجمهی متن پیشِ رو شاید گشایش مجدد این پرونده باشد (امیدواریم)، شاید هم نه. اما در کنار اهمیت مسالهی سودان، دلیل اصلی ترجمهی این متن تأکید مولف بر مفهوم خُردهامپریالیسم و کارکردهای آن است. بررسی او البته در سپهر تحولات سودان و بر پایهی مطالعهی موردی نقش امارات متحد عربی در تقویت ضدانقلاب و تداوم جنگ در سودان پیش میرود، اما همانطور که خود او بهدرستی خاطرنشان میکند این سازوکار به کل سپهر تاریخی خاورمیانه قابل تعمیم است:
«مساله تنها مربوط به سودان نیست؛ بلکه با نوع جهانی پیوند دارد که دیکتاتورها تصور و تبلیغ میکنند: جایی که استبدادْ برونسپاری میشود و امپریالیسم چهرهای منطقهای مییابد. اگر سازوکار خُردهامپریالیستی جاری در سودان در تعقیب اهداف خود موفق شود، همین سازوکار به سراسر آفریقا، خاورمیانه و فراتر از آن گسترش خواهد یافت.»
اما چرا مفهوم خُردهامپریالیسم در نظر ما اهمیت دارد؟ پاسخ فشردهی ما – در حد این مقدمه – چنین است: سرمایهداریِ فرتوت در تنگنای بحرانهای مزمنشده و گسترشیافتهاش – ناگزیر و بهطور فزایندهای– به اتخاذ رهیافتها و سیاستهای خشنتر و تهاجمیتر رو آورده است. استقرار و تثبیت جهان چندقطبیِ معاصر و فاصلهگیری روزافزون از پوستهی حکمرانی لیبرالدموکراسی بهنفع الگوهای نئوفاشیستیِ حکمرانیْ توامان نمودها و پیامدهایی از این وضعیت تاریخیاند. در چنین جهانیْ بازتولید مناسبات امپریالیستی برپادارندهی نظم سرمایهداری بیش از گذشته مستلزم عروج تقویتشدهی دولتهای خُردهامپریالیست است. دولتهایی که صرفاً «قدرتهای منطقهای» – در مقایسه با دولتهای ضعیفتر هر منطقه – نیستند، بلکه در کِرد–و–کارهای بازتولیدشان کارکردهایی (functions) حیاتی برای بازتولید مناسبات امپریالیستی در مقطع تاریخی آشوبناک حاضر دارند. ما باور داریم که امروزه خُردهامپریالیستها حلقههایی جداییناپذیر از زنجیرهی مناسبات امپریالیستی هستند که تحقق نهایی این مناسبات به میانجی کارکردهای آنها ممکن میشود. در همین راستا، بسیاری از کارکردهای منطقهای دولتهای ایران، ترکیه، عربستان سعودی، امارات و حتی اسرائیل را میتوان ذیل مفهوم خردهامپریالیسم توضیح داد. هرچند بهیاد داریم که استفاده از ترم خُردهامپریالیست در مورد نقش مُهلک دولت ایران در سوریه و عراق و یمن و غیره با مخالفت قابلتوجهی روبرو بود (نهفقط از سوی شبهآنتیامپریالیستها)؛ همچنان که عدهای استفاده از ترم «استعمار داخلی» دربارهی برخی کارکردهای دولت ایران در سپهر داخلی (مشخصاً در پیوند با ستم ملی) را ناموجه و/یا گمراهکننده میدانند. و همچنین واقفیم که خصوصا در فضای ملتهبِ برآمده از جنگ و نسلکشی اسرائیل در غزه بسیاری مایل نیستند نقش منطقهای دولت اسرائیل را با سایر قدرتهای منطقهای مقایسه کنند، یا چنین کاری را «سفیدشویی» مشیِ جنایتبار اسرائیل (نسبیسازی امر یکتا) قلمداد میکنند. بر این اساس، توضیحات بیشتر دربارهی مناسبتِ امروزیِ مفهوم خُردهامپریالیسم را به متن جداگانهای میسپاریم.
تحریریهی کارگاه دیالکتیک | ۷ مهر
-------------------------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1542
-------------------------------
@kdialectic
184_Subimperialism_of_Emirates_in_Sudan_Farsi (1).pdf
431.2 KB
#درسهای_انقلاب_سودان
متن یازدهم
خُردهامپریالیسمِ امارات متحد عربی در سودان
ضدانقلاب، طلا، و بیعدالتی جهانی
نویسنده: حُسام محجوب
منتشرشده در نشریهی Spectre | اوت ۲۰۲۵
ترجمه: کارگاه دیالکتیک | مهر ۱۴۰۴
-------------------------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1542
-------------------------------
@kdialectic
متن یازدهم
خُردهامپریالیسمِ امارات متحد عربی در سودان
ضدانقلاب، طلا، و بیعدالتی جهانی
نویسنده: حُسام محجوب
منتشرشده در نشریهی Spectre | اوت ۲۰۲۵
ترجمه: کارگاه دیالکتیک | مهر ۱۴۰۴
-------------------------------
لینک دسترسی به متن در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1542
-------------------------------
@kdialectic
Forwarded from Shabnameh شبنامه
#چپ و #گفتمان سازمانیابی | گفتوگو با #همایون_ایوانی
https://youtu.be/J6FIY3QwWGo?si=2kDqlmoglZNAy11g
پیشروی نئولیبرالیسم، #سرکوب جنبشهای مردمی، #جنگ و اشغالگری و نظامیگری چگونه میتوانست ممکن شود، اگر «چپ» همچنان سازمانیافته بود؟
وضعیت کنونی که فاجعهبارترین تصویرش را نسلکشی در غزه بازنمایی میکند تنها در غیاب چپ سازمانیافته در سراسر جهان و پراکندگی چپ میسر شده است.
سرکوب خونین کمونیستها در سراسر جهان و سلطهی رسانهای نئولیبرالیسم در دهههای متمادی چپ را در موقعیت ناتوانی قرار داده است. اما این نمیتواند تمام واقعیت باشد، چرا که در سراسر جهان صدای اعتراض و شورش علیه نظام سلطه بلند است. سوال اینجاست چرا این شورش، #خیزش و #جنبشها، همگانی و به هم پیوسته نمیشوند؟
از شما مخاطبان دعوت میکنیم که این برنامه را با دیگران به اشتراک بگذارید، و اگر علاقهمند به حضور در برنامهی زنده و مشارکت در بحث هستید، میتوانید از طریق واتساپ، ایمیل یا تلگرام پیش از آغاز برنامه با ما تماس بگیرید.
این برنامه بهصورت همزمان از یوتیوب، تلگرام و فیسبوک تلویزیون جنبش پخش خواهد شد.
https://youtu.be/J6FIY3QwWGo?si=2kDqlmoglZNAy11g
پیشروی نئولیبرالیسم، #سرکوب جنبشهای مردمی، #جنگ و اشغالگری و نظامیگری چگونه میتوانست ممکن شود، اگر «چپ» همچنان سازمانیافته بود؟
وضعیت کنونی که فاجعهبارترین تصویرش را نسلکشی در غزه بازنمایی میکند تنها در غیاب چپ سازمانیافته در سراسر جهان و پراکندگی چپ میسر شده است.
سرکوب خونین کمونیستها در سراسر جهان و سلطهی رسانهای نئولیبرالیسم در دهههای متمادی چپ را در موقعیت ناتوانی قرار داده است. اما این نمیتواند تمام واقعیت باشد، چرا که در سراسر جهان صدای اعتراض و شورش علیه نظام سلطه بلند است. سوال اینجاست چرا این شورش، #خیزش و #جنبشها، همگانی و به هم پیوسته نمیشوند؟
از شما مخاطبان دعوت میکنیم که این برنامه را با دیگران به اشتراک بگذارید، و اگر علاقهمند به حضور در برنامهی زنده و مشارکت در بحث هستید، میتوانید از طریق واتساپ، ایمیل یا تلگرام پیش از آغاز برنامه با ما تماس بگیرید.
این برنامه بهصورت همزمان از یوتیوب، تلگرام و فیسبوک تلویزیون جنبش پخش خواهد شد.
YouTube
چپ و گفتمان سازمانیابی
#چپ و #گفتمان سازمانیابی | گفتوگو با #همایون_ایوانی
پیشروی نئولیبرالیسم، #سرکوب جنبشهای مردمی، #جنگ و اشغالگری و نظامیگری چگونه میتوانست ممکن شود، اگر «چپ» همچنان سازمانیافته بود؟
وضعیت کنونی که فاجعهبارترین تصویرش را نسلکشی در غزه بازنمایی میکند…
پیشروی نئولیبرالیسم، #سرکوب جنبشهای مردمی، #جنگ و اشغالگری و نظامیگری چگونه میتوانست ممکن شود، اگر «چپ» همچنان سازمانیافته بود؟
وضعیت کنونی که فاجعهبارترین تصویرش را نسلکشی در غزه بازنمایی میکند…
Forwarded from Radio Zamaneh
در دو روز ۱۰ زندانی را در کرمانشاه و کرج اعدام کردند
طی روزهای سهشنبه و چهارشنبه، ۸ و ۹ مهر، در مجموع ۱۰ زندانی در زندانهای کرمانشاه و کرج اعدام شدند. مسئولان زندان و نهادهای مربوطه تاکنون اجرای این احکام را رسماً اعلام نکردهاند.
بهگزارش هرانا، ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، در روز سهشنبه، حکم اعدام سه زندانی به نامهای غلامعلی نازاریان، سعید امیری و مهرداد شهیدی که همگی با اتهام قتل به اعدام محکوم شده بودند، در زندان دیزل آباد کرمانشاه اجرا شد.
در روز چهارشنبه نیز حکم اعدام هفت زندانی دیگر در زندان قزلحصار کرج اجرا شد. هویت شش نفر از این اعدامشدگان، علی گراوند، جواد سرگزی، حمیدرضا ملکی، مهدی مرادی، سجاد محمودی و سعید سیدی طبائی، احراز شده است.
افزایش چشمگیر اعدامها در ایران، نگرانیها در مورد روند اجرای مجازات اعدام در کشور را تشدید کرده است.
در رادیو زمانه دنبال کنید
@RadioZamaneh
طی روزهای سهشنبه و چهارشنبه، ۸ و ۹ مهر، در مجموع ۱۰ زندانی در زندانهای کرمانشاه و کرج اعدام شدند. مسئولان زندان و نهادهای مربوطه تاکنون اجرای این احکام را رسماً اعلام نکردهاند.
بهگزارش هرانا، ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، در روز سهشنبه، حکم اعدام سه زندانی به نامهای غلامعلی نازاریان، سعید امیری و مهرداد شهیدی که همگی با اتهام قتل به اعدام محکوم شده بودند، در زندان دیزل آباد کرمانشاه اجرا شد.
در روز چهارشنبه نیز حکم اعدام هفت زندانی دیگر در زندان قزلحصار کرج اجرا شد. هویت شش نفر از این اعدامشدگان، علی گراوند، جواد سرگزی، حمیدرضا ملکی، مهدی مرادی، سجاد محمودی و سعید سیدی طبائی، احراز شده است.
افزایش چشمگیر اعدامها در ایران، نگرانیها در مورد روند اجرای مجازات اعدام در کشور را تشدید کرده است.
در رادیو زمانه دنبال کنید
@RadioZamaneh