Forwarded from منجنیق
🔴 فاشیسم در خدمت بقا | همدستی در طرد یا همبستگی تحت ستم
روز ۳ مرداد برابر با ۸ جولای در واکنش به اخراج گستردهی پناهجویان افغانستانی از ایران توسط جمهوری اسلامی، در جلسهای به میزبانی «منجنیق» و «افغانستان کلکتیو» در مورد زمینهها، دلایل و پیامدهای این فاجعهی انسانیِ در جریان گفتگو کردیم. در این جلسه ابتدا آرش نصر اصفهانی، پژوهشگر اجتماعی که این روزها یکی از معدود صداهای مدافع حقوق پناهجویان افغانستانی است که بهطور خستگیناپذیر در سخنرانیها و گفتگوها علیه این اخراج حرف میزند با عنوان «همدستی در طرد یا همبستگی تحت ستم؛ فرودستان ایرانی و مسئلهی مهاجرین افغانستانی» صحبت کرد و سپس زهرا موسوی کنشگر افغانستانی مقیم برلین که سالهاست در دفاع از پناهجویان افغانستانی در ایران و نیز در آلمان فعالیت میکند، در مورد «فاشیسم در خدمت بقا؛ درنگی بر سیاستگذاریهای جمهوری اسلامی در قبال پناهجویان افغانستان» حرف زد. بعد از اتمام این سخنرانیها فرصتی پیش آمد تا کسانی که در جلسهی آنلاین شرکت کرده بودند هم وارد بحث شده و نقطهنظرات و سوالات خود را مطرح کنند.
مرداد ۱۴۰۴
نسخهی کامل این ویدئو را میتوانید در یوتیوب منجنیق ببینید:
https://bit.ly/46sVRxz
#منجنیق
#گفتگو
@ManjanighCollective
روز ۳ مرداد برابر با ۸ جولای در واکنش به اخراج گستردهی پناهجویان افغانستانی از ایران توسط جمهوری اسلامی، در جلسهای به میزبانی «منجنیق» و «افغانستان کلکتیو» در مورد زمینهها، دلایل و پیامدهای این فاجعهی انسانیِ در جریان گفتگو کردیم. در این جلسه ابتدا آرش نصر اصفهانی، پژوهشگر اجتماعی که این روزها یکی از معدود صداهای مدافع حقوق پناهجویان افغانستانی است که بهطور خستگیناپذیر در سخنرانیها و گفتگوها علیه این اخراج حرف میزند با عنوان «همدستی در طرد یا همبستگی تحت ستم؛ فرودستان ایرانی و مسئلهی مهاجرین افغانستانی» صحبت کرد و سپس زهرا موسوی کنشگر افغانستانی مقیم برلین که سالهاست در دفاع از پناهجویان افغانستانی در ایران و نیز در آلمان فعالیت میکند، در مورد «فاشیسم در خدمت بقا؛ درنگی بر سیاستگذاریهای جمهوری اسلامی در قبال پناهجویان افغانستان» حرف زد. بعد از اتمام این سخنرانیها فرصتی پیش آمد تا کسانی که در جلسهی آنلاین شرکت کرده بودند هم وارد بحث شده و نقطهنظرات و سوالات خود را مطرح کنند.
مرداد ۱۴۰۴
نسخهی کامل این ویدئو را میتوانید در یوتیوب منجنیق ببینید:
https://bit.ly/46sVRxz
#منجنیق
#گفتگو
@ManjanighCollective
YouTube
فاشیسم در خدمت بقا | همدستی در طرد یا همبستگی تحت ستم
روز ۳ مرداد برابر با ۸ جولای در واکنش به اخراج گستردهی پناهجویان افغانستانی از ایران توسط جمهوری اسلامی، در جلسهای به میزبانی «منجنیق» و «افغانستان کلکتیو» در مورد زمینهها، دلایل و پیامدهای این فاجعهی انسانیِ در جریان گفتگو کردیم. در این جلسه ابتدا آرش…
Forwarded from منجنیق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فاشیسم در خدمت بقا
درنگی بر سیاستگذاریهای جمهوری اسلامی در قبال پناهجویان افغانستان
زهرا موسوی
همدستی در طرد یا همبستگی تحت ستم
فرودستان ایرانی و مسئلهی مهاجرین افغانستانی
آرش نصر اصفهانی
@ManjanighCollective
درنگی بر سیاستگذاریهای جمهوری اسلامی در قبال پناهجویان افغانستان
زهرا موسوی
همدستی در طرد یا همبستگی تحت ستم
فرودستان ایرانی و مسئلهی مهاجرین افغانستانی
آرش نصر اصفهانی
@ManjanighCollective
Forwarded from دسگوھاراں (Dasgoharan)
«این همه دود، دود یک ماه سوخته است؟
یا تاریخ این سرزمین، به تمامی شعلهور است؟!»
شیرکو بیکس
جانفشانیهای ملتهای پیرامون در راه حفظ کوهستان، نخلستان، جنگل، دریا و هوا در چارچوبهای تنگ ادبیات استانداردشده مرکزگرایانه با عنوان «فعالیت محیط زیستی» نمیگنجد. امروز جنگلهای کردستان مکان دانشورزی است و فهمش زبان خاص خودش را میطلبد. مقاومت حافظان محیطزیست مقاومتی در برابر نیستی است؛ «ژینگه پاریزان» است که کردستان بارها آن را معنا کرده و شهدای آن نسبت این حفاظت را با حیات سیاسی و اجتماعی خود ترجمه کردهاند.
اما حتی وقتی این عاملیت سیاسی و تاریخی را به زبان میآوریم، تمایل عمده بر این است که ژینگه پاریزان را بهعنوان بدنهای کنشگر و یا مصدومانی حادثه دیده تصویر کنند. این حافظان محیطزیست، در مرکز کمتر به عنوان تولیدکنندگان زبان، تخیل، مفاهیم و معرفت دیده میشوند و به ندرت تصور میشود که این گروهها میتوانند مفاهیم جدیدی از حقوق، عدالت، یا آزادی خلق کنند. اما از آنجاکه هیچ دانشی خنثی، جهانی یا بیمکان نیست، هر نوع گفتاری درباره عدالت، حقوق، بدن، مقاومت یا آزادی از جای مشخصی برمیخیزد. به همین دلیل است که اغلب موقعیت معرفتی حاشیه در ادبیات انتقادی و حقوقی مبارزات مرکز نادیده گرفته و انکار یا سرکوب میشود.
نمونه دیگر این مقاومتها، مقاومتهای به رسمیت شناختهنشده در بلوچستان است که در سالهای گذشته، بهویژه پس از قیام ژينا/ماهو در ۱۴۰۱ در بلوچستان به عنوان بخشی مهمی از مبارزه سیاسی و اجتماعی شاهد بودیم. دسگوهاراں به عنوان گروهی کوچک از این جغرافیا که مردمان آن بارها به صورت متنوع و خودآیین در برابر بیعدالتی زیستمحیطی و اکوساید ایستاده است، خود را همپیوند و همراه ژینگهپاریزان میداند و شهدای آن را شهدای خود میخواند.
این مبارزه نه تنها مبارزه علیه تخریب، جاکن شدن، و سلبمالکیت، که امکان و مکانی برای تمرین استعمارزدایی از دانش و زندگی مردمان حاشیه است.
شههید نامری
یا تاریخ این سرزمین، به تمامی شعلهور است؟!»
شیرکو بیکس
جانفشانیهای ملتهای پیرامون در راه حفظ کوهستان، نخلستان، جنگل، دریا و هوا در چارچوبهای تنگ ادبیات استانداردشده مرکزگرایانه با عنوان «فعالیت محیط زیستی» نمیگنجد. امروز جنگلهای کردستان مکان دانشورزی است و فهمش زبان خاص خودش را میطلبد. مقاومت حافظان محیطزیست مقاومتی در برابر نیستی است؛ «ژینگه پاریزان» است که کردستان بارها آن را معنا کرده و شهدای آن نسبت این حفاظت را با حیات سیاسی و اجتماعی خود ترجمه کردهاند.
اما حتی وقتی این عاملیت سیاسی و تاریخی را به زبان میآوریم، تمایل عمده بر این است که ژینگه پاریزان را بهعنوان بدنهای کنشگر و یا مصدومانی حادثه دیده تصویر کنند. این حافظان محیطزیست، در مرکز کمتر به عنوان تولیدکنندگان زبان، تخیل، مفاهیم و معرفت دیده میشوند و به ندرت تصور میشود که این گروهها میتوانند مفاهیم جدیدی از حقوق، عدالت، یا آزادی خلق کنند. اما از آنجاکه هیچ دانشی خنثی، جهانی یا بیمکان نیست، هر نوع گفتاری درباره عدالت، حقوق، بدن، مقاومت یا آزادی از جای مشخصی برمیخیزد. به همین دلیل است که اغلب موقعیت معرفتی حاشیه در ادبیات انتقادی و حقوقی مبارزات مرکز نادیده گرفته و انکار یا سرکوب میشود.
نمونه دیگر این مقاومتها، مقاومتهای به رسمیت شناختهنشده در بلوچستان است که در سالهای گذشته، بهویژه پس از قیام ژينا/ماهو در ۱۴۰۱ در بلوچستان به عنوان بخشی مهمی از مبارزه سیاسی و اجتماعی شاهد بودیم. دسگوهاراں به عنوان گروهی کوچک از این جغرافیا که مردمان آن بارها به صورت متنوع و خودآیین در برابر بیعدالتی زیستمحیطی و اکوساید ایستاده است، خود را همپیوند و همراه ژینگهپاریزان میداند و شهدای آن را شهدای خود میخواند.
این مبارزه نه تنها مبارزه علیه تخریب، جاکن شدن، و سلبمالکیت، که امکان و مکانی برای تمرین استعمارزدایی از دانش و زندگی مردمان حاشیه است.
شههید نامری
کارگاه دیالکتیک
Photo
https://tinyurl.com/sh2ycj5n
بازگشت به «معجزهی شوکدرمانی» در سایهی جنگ
یادداشتهایی دربارهی چالشهای فضای جنگ (۳)
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۷ مرداد ۱۴۰۴
یک.
سالها پیش نائومی کلاین در کتاب «دکترین شوک» از پدیدهی «شوکدرمانیِ اقتصادی» بهسان وجه مهمی از سازوکارهای تحمیل پروژهی نولیبرالیسم پرده برداشت: این واقعیت که تحمیل و پیشبرد ضربتی بسیاری از پروژههای نولیبرالی در شرایطی ممکن شد که جامعه پیشتر در اثر یک ضربت سیاسیْ کرخت/فلج شده بود. در همان حال، کاربست مکرر شوکدرمانیِ اقتصادی در روند تحمیل سیاستهای نولیبرالی همزمانْ آزمونی شد برای کاربستهای شوکدرمانی در حوزههای وسیعتر حکمرانی. و این شاید یکی از دلایلیست که کتاب کلاین به اثری کلاسیک در ادبیات سیاسی چپ بدل شده است. وجه مسلم آن است که در عصر ما، که تجمیع و تشدید بحرانهای چندگانهی سرمایهداری شاخص تعیینکنندهی آن است، تمهید شوکدرمانی به سازوکاری عام در حکمرانی دولتها تبدیل شده است. دلیل این امر آن است که نبود پاسخی ساختاری برای رفع (یا حتی تخفیف) بحرانهای حاد و درهمتنیدهی معاصر دولتها را - بهطور بالقوه - در برابر تنشهای اجتماعی-سیاسی و خیزشهای تودهای آسیبپذیر کرده است. در این معنا، توسل فزآیندهی دولتها به حربهی شوکدرمانی در سپهر حکمرانی مکملیست برای چرخش روزافزون دولتها بهسمت اقتدارگرایی سیاسی و نئوفاسیسم. اما همهی اینها در زمانهای رخ میدهد که انباشت سرمایه و بازتولید نظم سرمایهدارانه و دولتهای کانونی آن پیوند عمیقی با پیشبرد «رژیم جهانی جنگ» یافته است. پس دور از انتظار نیست که شوکدرمانی دلالتها و کارکردهای مهمی هم متناسب با این رویهی مشخص تاریخی داشته باشد. از دریچهی این ایدهی تحلیلی، به وضعیت امروز ایران نگاه کنیم:
دو.
در ماههای اخیر حیات جامعهی ایران مستقیما متاثر از فضای جنگی بوده است: از التهابات پیش از جنگ و رویدادهای زمان جنگ، تا سایهی دایمی جنگ در دورهی بهاصطلاح پساجنگ. از آنجا که تحت چنین شرایطی اکثر مردم در اثر هراس و/یا شوکِ ناشی از وضعیت جنگی بودهاند، کرختی و سرگشتگی عمومی فرصت مساعدی در اختیار حاکمان قرار داد تا ضربات مورد نظرشان (که در شرایطی دیگر، «کارآیی» کمتری خواهند داشت) را وارد بیاورند. با توجه به اینکه همزاد سیاسیِ فضای جنگی عموما برپایی نوعی «وضعیت اضطراری» (تعلیق قوانین متعارف) از جانب دولتهاست، میتوان گفت تحمیل دولتی وضعیت اضطراری در شرایط جنگی بهواقع خود مصداقی از کاربست حربهی شوکدرمانی است. چون برپایی وضعیت اضطراری در زمان جنگ اساسا بهواسطهی فراگیر بودن پیشینیِ حالت هراس و سردرگمیِ ناشی از شوک (در میان شهروندان) ممکن میشود.
مرور مهمترین رویدادهایی که در پی تجاوز نظامی اسرائیل و برپایی فضای جنگی در قلمرو ایران رخ دادهاند موید آن است که بسیاری از آنها مصداق بارز سازوکارهای شوکدرمانی بودهاند، در همانحال که در متن یک وضعیت اضطراری رخ دادهاند: تشدید ابعاد اخراج مهاجران افغانستانی و ایرانیان افغانستانیتبار بیگمان بارزترین نمود این پدیده بوده است. در کنار آن میتوان به جابجایی زندانیان سیاسی اوین (پیشبرد ضربتی یک طرح قدیمی)؛ دستگیریهای سیاسی پیشدستانه و افزایش صدور احکام اعدام؛ تشدید فضای کنترل امنیتی در حوزهی عمومی؛ تشدید سرکوب اقلیتهای ملی؛ و نظایر اینها اشاره کرد.
طبعا مهمترین پیامد قابل انتظارِ همپوشانیِ فضای جنگی با وضعیت اضطراری، تشدید سرکوبهای مستقیم سیاسی است. ولی از آنجا که در سایهی «وضعیت اضطراری» سرکوبهای مستقیم سیاسی و ارعاب مخالفان وجه نمایانتری دارند، بخش مهمی از اقدامات دولتی که از قضا آنها هم بر پایهی قابلیتهای شوکدرمانی تحمیل شدهاند کمتر برجسته میشنود: سویههای اقتصادی و زیستی-معیشتیِ سرکوبهای دولتی در سایهی فضای جنگی. در این زمینه اول از همه میتوان به گسترش ابعاد بیکاری و اخراج (تعدیل) نیروهای شاغل اشاره کرد. چون در اثر پیامدهای مختلکنندهی جنگ بر فضای عمومی، دامنهی بیکاری برای کارگران روزمزد بهطور چشمگیری افزایش مییابد. همچنین، کارفرمایان با ارجاع به پیامدهای مختلکنندهی جنگ بر کسبوکارهای اقتصادی، طرحهای تعدیل نیرو (بیکارسازی) را با سهولت بیشتری پیش میبرند. درنتیجه، فضای جنگی اول از همه به لایههایی از طبقهی کارگر آسیب زده است که در زمانهی فراگیربودنِ مشاغل بیثبات، جایگاههای شغلی بیثباتتری داشتهاند. در اینجا، سازوکار شوکدرمانیْ این روند را توامان تسهیل و نامرئی میکند.
بازگشت به «معجزهی شوکدرمانی» در سایهی جنگ
یادداشتهایی دربارهی چالشهای فضای جنگ (۳)
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۷ مرداد ۱۴۰۴
یک.
سالها پیش نائومی کلاین در کتاب «دکترین شوک» از پدیدهی «شوکدرمانیِ اقتصادی» بهسان وجه مهمی از سازوکارهای تحمیل پروژهی نولیبرالیسم پرده برداشت: این واقعیت که تحمیل و پیشبرد ضربتی بسیاری از پروژههای نولیبرالی در شرایطی ممکن شد که جامعه پیشتر در اثر یک ضربت سیاسیْ کرخت/فلج شده بود. در همان حال، کاربست مکرر شوکدرمانیِ اقتصادی در روند تحمیل سیاستهای نولیبرالی همزمانْ آزمونی شد برای کاربستهای شوکدرمانی در حوزههای وسیعتر حکمرانی. و این شاید یکی از دلایلیست که کتاب کلاین به اثری کلاسیک در ادبیات سیاسی چپ بدل شده است. وجه مسلم آن است که در عصر ما، که تجمیع و تشدید بحرانهای چندگانهی سرمایهداری شاخص تعیینکنندهی آن است، تمهید شوکدرمانی به سازوکاری عام در حکمرانی دولتها تبدیل شده است. دلیل این امر آن است که نبود پاسخی ساختاری برای رفع (یا حتی تخفیف) بحرانهای حاد و درهمتنیدهی معاصر دولتها را - بهطور بالقوه - در برابر تنشهای اجتماعی-سیاسی و خیزشهای تودهای آسیبپذیر کرده است. در این معنا، توسل فزآیندهی دولتها به حربهی شوکدرمانی در سپهر حکمرانی مکملیست برای چرخش روزافزون دولتها بهسمت اقتدارگرایی سیاسی و نئوفاسیسم. اما همهی اینها در زمانهای رخ میدهد که انباشت سرمایه و بازتولید نظم سرمایهدارانه و دولتهای کانونی آن پیوند عمیقی با پیشبرد «رژیم جهانی جنگ» یافته است. پس دور از انتظار نیست که شوکدرمانی دلالتها و کارکردهای مهمی هم متناسب با این رویهی مشخص تاریخی داشته باشد. از دریچهی این ایدهی تحلیلی، به وضعیت امروز ایران نگاه کنیم:
دو.
در ماههای اخیر حیات جامعهی ایران مستقیما متاثر از فضای جنگی بوده است: از التهابات پیش از جنگ و رویدادهای زمان جنگ، تا سایهی دایمی جنگ در دورهی بهاصطلاح پساجنگ. از آنجا که تحت چنین شرایطی اکثر مردم در اثر هراس و/یا شوکِ ناشی از وضعیت جنگی بودهاند، کرختی و سرگشتگی عمومی فرصت مساعدی در اختیار حاکمان قرار داد تا ضربات مورد نظرشان (که در شرایطی دیگر، «کارآیی» کمتری خواهند داشت) را وارد بیاورند. با توجه به اینکه همزاد سیاسیِ فضای جنگی عموما برپایی نوعی «وضعیت اضطراری» (تعلیق قوانین متعارف) از جانب دولتهاست، میتوان گفت تحمیل دولتی وضعیت اضطراری در شرایط جنگی بهواقع خود مصداقی از کاربست حربهی شوکدرمانی است. چون برپایی وضعیت اضطراری در زمان جنگ اساسا بهواسطهی فراگیر بودن پیشینیِ حالت هراس و سردرگمیِ ناشی از شوک (در میان شهروندان) ممکن میشود.
مرور مهمترین رویدادهایی که در پی تجاوز نظامی اسرائیل و برپایی فضای جنگی در قلمرو ایران رخ دادهاند موید آن است که بسیاری از آنها مصداق بارز سازوکارهای شوکدرمانی بودهاند، در همانحال که در متن یک وضعیت اضطراری رخ دادهاند: تشدید ابعاد اخراج مهاجران افغانستانی و ایرانیان افغانستانیتبار بیگمان بارزترین نمود این پدیده بوده است. در کنار آن میتوان به جابجایی زندانیان سیاسی اوین (پیشبرد ضربتی یک طرح قدیمی)؛ دستگیریهای سیاسی پیشدستانه و افزایش صدور احکام اعدام؛ تشدید فضای کنترل امنیتی در حوزهی عمومی؛ تشدید سرکوب اقلیتهای ملی؛ و نظایر اینها اشاره کرد.
طبعا مهمترین پیامد قابل انتظارِ همپوشانیِ فضای جنگی با وضعیت اضطراری، تشدید سرکوبهای مستقیم سیاسی است. ولی از آنجا که در سایهی «وضعیت اضطراری» سرکوبهای مستقیم سیاسی و ارعاب مخالفان وجه نمایانتری دارند، بخش مهمی از اقدامات دولتی که از قضا آنها هم بر پایهی قابلیتهای شوکدرمانی تحمیل شدهاند کمتر برجسته میشنود: سویههای اقتصادی و زیستی-معیشتیِ سرکوبهای دولتی در سایهی فضای جنگی. در این زمینه اول از همه میتوان به گسترش ابعاد بیکاری و اخراج (تعدیل) نیروهای شاغل اشاره کرد. چون در اثر پیامدهای مختلکنندهی جنگ بر فضای عمومی، دامنهی بیکاری برای کارگران روزمزد بهطور چشمگیری افزایش مییابد. همچنین، کارفرمایان با ارجاع به پیامدهای مختلکنندهی جنگ بر کسبوکارهای اقتصادی، طرحهای تعدیل نیرو (بیکارسازی) را با سهولت بیشتری پیش میبرند. درنتیجه، فضای جنگی اول از همه به لایههایی از طبقهی کارگر آسیب زده است که در زمانهی فراگیربودنِ مشاغل بیثبات، جایگاههای شغلی بیثباتتری داشتهاند. در اینجا، سازوکار شوکدرمانیْ این روند را توامان تسهیل و نامرئی میکند.
Telegraph
بازگشت به «معجزهی شوکدرمانی» در سایهی جنگ
یادداشتهایی دربارهی چالشهای فضای جنگ (۳) تحریریهی کارگاه دیالکتیک ۷ مرداد ۱۴۰۴ یک. سالها پیش نائومی کلاین در کتاب «دکترین شوک» از پدیدهی «شوکدرمانیِ اقتصادی» بهسان وجه مهمی از سازوکارهای تحمیل پروژهی نولیبرالیسم پرده برداشت: این واقعیت که تحمیل و…
کارگاه دیالکتیک
Photo
متن دریافتی
نکاتی پیرامون جنگ ایران و اسرائیل
یادداشت سوم | ۱۰ مرداد ۱۴۰۴
نویسندگان: هستهی اِدنا
فرازی از متن: 👇🏾
پس از انتشار بیانیهی میرحسین موسوی، موجی از بیانیههای حمایتی و تکمیلی در رابطه با رفراندوم به پا شده است و مطالب متعددی در تأیید یا نفی آن در رسانههای فارسیزبان منتشر شده است. خواستهی اصلی موسوی برگزاری یک همهپرسی برای ایجاد مجلس موسسأن قانون اساسی است. منطقاً پس از برگزاری همهپرسی و موافقت اکثر شرکتکنندگان با تغییر قانون اساسی، بناست مجلسی با هدف تدوین قانون اساسی جدید شکل بگیرد و خروجی آن هم مجدداً به رای گذاشته میشود. بیان این خواسته از جانب موسوی قابل درک است، زیرا او کماکان به نیروهایی درون ساختار حکومت اعتماد دارد و تصور میکند که از طریق آنها امکان گذار فراهم خواهد شد. اما مالجو با اتکاء به کدام نیرو از این ایده دفاع میکند؟ آیا احزاب سوسیالیستی یا کمونیستی در ایران وجود دارند که طیف چپ از طریق آنها بتواند در مجلس موسسأن نمایندهای داشته باشد؟ آیا چپ ایران – برای مثال – موقعیتی شبیه به نیروهای چپ و رادیکال شیلی در سال 2019 دارد که از رفراندوم حمایت کند؟ در بیانیهی موسوی به این نکته اشاره شده که «ساختار کنونی نظام نمایندهی همهی ایرانیان نیست» و این موضوع همان نقص اصلی در درک مالجو و دیگرانیست که از رفراندوم حمایت میکنند. رفراندم قانون اساسی تلاشیست برای غلبه بر بحران فروپاشی از جانب بخشی از نمایندگان جامعه برای تشکیل دولتی «فراگیر». پس در وهلهی اول مخاطب برگزاری رفراندوم قدرتمندترین بخش به اصطلاح انتخابی حکومت یعنی قوهی مجریه است. از طرف دیگر همان نیروهایی که زمینهی برگزاری رفراندوم را فراهم میکنند بر کرسیهای مجلس موسسأن پس از آن هم خواهند نشست و هر جریان سیاسی که خارج از این چارچوب باشد اثری بر قانون اساسیِ بعدی نخواهد داشت. واضح است که اتحاد و ائتلاف یا حول ایدهای مشترک شکل خواهد گرفت، یا حول پذیرش مطالبات یک نیروی سیاسی توسط بلوکی از قدرت؛ در غیر این صورت، چرا این عملگرایانِ میانهرو باید – بهطور عملی – به نیروهایی که تا همین چند ماه پیش پزشکیان و اصلاحطلبان را مجریِ اوامر خامنهای (آن هم صرفاً در حوزهی سیاست خارجی و اقتصادی) میدانستند، چنین امتیاز سیاسیای بدهند؟ درحالی که نه اعتراضاتی سراسری در سطح کشور وجود دارد و نه جنبشهای اجتماعی بهشکلی فراگیر سازمانیافته و دارای تشکل هستند که بتوانند پشتوانهی اجتماعی برای پذیرش امتیاز فراهم آورند. به عبارت دیگر، راه حل رفراندوم فارغ از موافقت یا مخالف با اصل آن، الزامات مادیِ غیرحقوقیای دارد که در شرایط حاضر هر نیروی سیاسی غیر چپ میتواند در کلیتاش با آن همراهی کند: برخی بهواسطهی در اختیار داشتن پایگاه طبقاتی مشخص؛ برخی دیگر به واسطهی پایبندی به منطق سیاسی رفراندوم (که گذار سیاسیِ کنترلشده را وعده میدهد)؛ و نهایتاً بخشهایی از جامعه که تصور میکنند نمایندگانی در طبقهی حاکمه دارند. در حالی که بخش بزرگی از کنشگران چپ یا در زندان هستند و یا از محل کار خود اخراج شدهاند و امکان فعالیت علنی و گسترده ندارند، همراهی در مسیر رفراندوم فاقد دستاوردی حداقلی خواهد بود.
------------------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1534
--------------------------
@kdialectic
نکاتی پیرامون جنگ ایران و اسرائیل
یادداشت سوم | ۱۰ مرداد ۱۴۰۴
نویسندگان: هستهی اِدنا
فرازی از متن: 👇🏾
پس از انتشار بیانیهی میرحسین موسوی، موجی از بیانیههای حمایتی و تکمیلی در رابطه با رفراندوم به پا شده است و مطالب متعددی در تأیید یا نفی آن در رسانههای فارسیزبان منتشر شده است. خواستهی اصلی موسوی برگزاری یک همهپرسی برای ایجاد مجلس موسسأن قانون اساسی است. منطقاً پس از برگزاری همهپرسی و موافقت اکثر شرکتکنندگان با تغییر قانون اساسی، بناست مجلسی با هدف تدوین قانون اساسی جدید شکل بگیرد و خروجی آن هم مجدداً به رای گذاشته میشود. بیان این خواسته از جانب موسوی قابل درک است، زیرا او کماکان به نیروهایی درون ساختار حکومت اعتماد دارد و تصور میکند که از طریق آنها امکان گذار فراهم خواهد شد. اما مالجو با اتکاء به کدام نیرو از این ایده دفاع میکند؟ آیا احزاب سوسیالیستی یا کمونیستی در ایران وجود دارند که طیف چپ از طریق آنها بتواند در مجلس موسسأن نمایندهای داشته باشد؟ آیا چپ ایران – برای مثال – موقعیتی شبیه به نیروهای چپ و رادیکال شیلی در سال 2019 دارد که از رفراندوم حمایت کند؟ در بیانیهی موسوی به این نکته اشاره شده که «ساختار کنونی نظام نمایندهی همهی ایرانیان نیست» و این موضوع همان نقص اصلی در درک مالجو و دیگرانیست که از رفراندوم حمایت میکنند. رفراندم قانون اساسی تلاشیست برای غلبه بر بحران فروپاشی از جانب بخشی از نمایندگان جامعه برای تشکیل دولتی «فراگیر». پس در وهلهی اول مخاطب برگزاری رفراندوم قدرتمندترین بخش به اصطلاح انتخابی حکومت یعنی قوهی مجریه است. از طرف دیگر همان نیروهایی که زمینهی برگزاری رفراندوم را فراهم میکنند بر کرسیهای مجلس موسسأن پس از آن هم خواهند نشست و هر جریان سیاسی که خارج از این چارچوب باشد اثری بر قانون اساسیِ بعدی نخواهد داشت. واضح است که اتحاد و ائتلاف یا حول ایدهای مشترک شکل خواهد گرفت، یا حول پذیرش مطالبات یک نیروی سیاسی توسط بلوکی از قدرت؛ در غیر این صورت، چرا این عملگرایانِ میانهرو باید – بهطور عملی – به نیروهایی که تا همین چند ماه پیش پزشکیان و اصلاحطلبان را مجریِ اوامر خامنهای (آن هم صرفاً در حوزهی سیاست خارجی و اقتصادی) میدانستند، چنین امتیاز سیاسیای بدهند؟ درحالی که نه اعتراضاتی سراسری در سطح کشور وجود دارد و نه جنبشهای اجتماعی بهشکلی فراگیر سازمانیافته و دارای تشکل هستند که بتوانند پشتوانهی اجتماعی برای پذیرش امتیاز فراهم آورند. به عبارت دیگر، راه حل رفراندوم فارغ از موافقت یا مخالف با اصل آن، الزامات مادیِ غیرحقوقیای دارد که در شرایط حاضر هر نیروی سیاسی غیر چپ میتواند در کلیتاش با آن همراهی کند: برخی بهواسطهی در اختیار داشتن پایگاه طبقاتی مشخص؛ برخی دیگر به واسطهی پایبندی به منطق سیاسی رفراندوم (که گذار سیاسیِ کنترلشده را وعده میدهد)؛ و نهایتاً بخشهایی از جامعه که تصور میکنند نمایندگانی در طبقهی حاکمه دارند. در حالی که بخش بزرگی از کنشگران چپ یا در زندان هستند و یا از محل کار خود اخراج شدهاند و امکان فعالیت علنی و گسترده ندارند، همراهی در مسیر رفراندوم فاقد دستاوردی حداقلی خواهد بود.
------------------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1534
--------------------------
@kdialectic
Hengamehpodcast E41 - Woman Life Freedom in the (post) war era …
آیا خیزشهای دیماه ۱۳۹۶ تا پاییز ۱۴۰۱ را میتوان نشانهای از گسست از نظم موجود دانست؟ چطور میتوان به ارزشها و آگاهیهای برآمده از زن زندگی آزادی وفادار ماند؟
@hengamehpodcast
@hengamehpodcast
Forwarded from نقد اقتصاد سیاسی
خطر مهلک گفتمان حقوقی وقتی که بهمثابه منشور فهم روابط پیچیدهی نظام امپریالیستی قرار میگیرد، مشارکت در سیاستزدایی از مسائل و بحرانهای اساساً سیاسی است. در یک نگاه کلی، و با بازگشت به عبارت «غزهستروفیک» شاید بتوان گفت که نسلکشی (Génocide) در شرایطی چنین آزادانه جولان میدهد که شانه به شانهی سیاستکشی (politicide) مماس کرده است.
__________
👈متن کامل
__________
👈متن کامل
این مطلب در مهرماه ۱۴۰۳ (اکتبر ۲۰۲۴) در وبسایت کارگاه دیالکتیک منتشر شد. با نظر به فضای جنگی و ملتهبی که پس از تهاجم نظامی اسرائیل به ایران برپا شد، بازنشر آن میتواند مفید باشد. 👇🏾👇🏾
Forwarded from کارگاه دیالکتیک
175_How_Islamic_Regime_Deforms_Its_Opponents.pdf
593.8 KB
نسخهی پیدیاف: 👇🏾
خلاصی از جمهوری اسلامی با فلاخن داوود!
کنکاشی در برآمدنِ گرایش «اسرائیلدوستی» نزد مخالفان دولت ایران
نویسنده: امین حصوری
مهر ۱۴۰۳
لینک دسترسی به مقاله:
https://kaargaah.net/?p=1437
------------------------
@kdialectic
خلاصی از جمهوری اسلامی با فلاخن داوود!
کنکاشی در برآمدنِ گرایش «اسرائیلدوستی» نزد مخالفان دولت ایران
نویسنده: امین حصوری
مهر ۱۴۰۳
لینک دسترسی به مقاله:
https://kaargaah.net/?p=1437
------------------------
@kdialectic
Forwarded from Roud Media Collective
Roud_Topic1_Organizing_Opening_Remarks_all_parts_Final.pdf
107.1 KB
این فایل پیدیاف حاوی بخشهای سهگانهی «گشایش بحث» است که قبلا در قالب سه متن جداگانه منتشر شدهاند. 👇🏾
درآمدی بر اولین پروندهی موضوعی «رود»:
سازمانیابی/سازماندهی
گشایش بحث
تحریریهی رود
۲۴ مرداد ۱۴۰۴
#سازمانیابی #سازماندهی
------------------------------
@roudcollective
درآمدی بر اولین پروندهی موضوعی «رود»:
سازمانیابی/سازماندهی
گشایش بحث
تحریریهی رود
۲۴ مرداد ۱۴۰۴
#سازمانیابی #سازماندهی
------------------------------
@roudcollective
Hengamehpodcast E42 - War Until Victory - an analysis of the Twelve…
اپیزود ۴۲
جنگ جنگ تا پیروزی؟
تحلیلی بر جنگ «۱۲ روزه»
فهرست طرح گفتار:
بخشی از شعر اسماعیل - رضا براهنی
حسپذیری رنج
شعر «ستاره خاموش»، پرنیا عباسی
مرگ در میزند
انترناسیونال بچهپرروها
ما توریست نیستیم
قوم برگزیده خدا
شکست از ستون پنجم
از جنگ هشت ساله تا جنگ دوازده روزه
شعری از آناهیتا رضایی
گفتارهای مرگ
پارادوکسهای ویرانگر
پایان جهاد و آغاز زندگی
@hengamehpodcast
جنگ جنگ تا پیروزی؟
تحلیلی بر جنگ «۱۲ روزه»
فهرست طرح گفتار:
بخشی از شعر اسماعیل - رضا براهنی
حسپذیری رنج
شعر «ستاره خاموش»، پرنیا عباسی
مرگ در میزند
انترناسیونال بچهپرروها
ما توریست نیستیم
قوم برگزیده خدا
شکست از ستون پنجم
از جنگ هشت ساله تا جنگ دوازده روزه
شعری از آناهیتا رضایی
گفتارهای مرگ
پارادوکسهای ویرانگر
پایان جهاد و آغاز زندگی
@hengamehpodcast
Forwarded from Radio Zamaneh
بیانیه مشترک کانون نویسندگان و انجمن قلم (در تبعید): همه در برابر حکم ارتجاعی اعدام بایستیم
کانون نویسندگان ایران (در تبعید) و انجمن قلم ایران (در تبعید)، بر پایه منشور خود در پشتیبانی از آزادی اندیشه و بیان، سیاست اعدام و سرکوب زندانیان سیاسی را که حرکتی در پشتیبانی از خواستهای پایهای مردم ایران برای آزادی بیان و برخورداری از حق زندگی و آرامش است، محکوم میکند.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/862917/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
کانون نویسندگان ایران (در تبعید) و انجمن قلم ایران (در تبعید)، بر پایه منشور خود در پشتیبانی از آزادی اندیشه و بیان، سیاست اعدام و سرکوب زندانیان سیاسی را که حرکتی در پشتیبانی از خواستهای پایهای مردم ایران برای آزادی بیان و برخورداری از حق زندگی و آرامش است، محکوم میکند.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/862917/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
بیانیه مشترک کانون نویسندگان و انجمن قلم (در تبعید): همه در برابر حکم ارتجاعی اعدام بایستیم
کانون نویسندگان ایران (در تبعید) و انجمن قلم ایران (در تبعید)، بر پایه منشور خود در پشتیبانی از آزادی اندیشه و بیان، سیاست اعدام و سرکوب زندانیان سیاسی را که حرکتی در پشتیبانی از خواستهای پایهای مردم ایران برای آزادی بیان و برخورداری از حق زندگی و آرامش…
Forwarded from سرخط
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 در حالی که ترامپ در بحبوحهی جنگ ایران و اسرائیل خودش را نامزد نوبل صلح میکرد، فرانچسکا آلبانِزه، زنی که واقعاً شایسته این جایزه است، با فرمان مستقیم ترامپ تحریم شد.
اما او کیست؟
چرا آمریکا نمیتواند صدایش را تحمل کند؟
«بزرگترین اقتصاد دنیا»، مصاحبهی این گزارشگر ویژه سازمان ملل را برنتابید و گفت:«واشنگتن، فرانچسکا آلبانِزه، گزارشگر سازمان ملل در حوزهی فلسطین را به دلیل تلاشهای نامشروع و شرمآورش برای وادار کردن دادگاه بینالمللی کیفری به اقدام علیه مقامات، شرکتها و مدیران آمریکایی و اسرائیلی تحریم میکند.»
وزیر خارجه آمریکا تصریح کرد: «کارزار جنگ سیاسی و اقتصادی آلبانیز علیه آمریکا و اسرائیل دیگر تحمل نخواهد شد. ما همیشه در کنار شرکای خود در حق دفاع از خود خواهیم ایستاد.»
🔍 منظور از این کارزار چیست؟
🔍 «شرکای آمریکا» چه کسانیاند؟
🔍 چرا حقیقتگویی یک گزارشگر سازمان ملل اینقدر برای قدرتها خطرناک است؟
🎥 پاسخ را در ویدیو ببینید.
@sarkhatism
اما او کیست؟
چرا آمریکا نمیتواند صدایش را تحمل کند؟
«بزرگترین اقتصاد دنیا»، مصاحبهی این گزارشگر ویژه سازمان ملل را برنتابید و گفت:«واشنگتن، فرانچسکا آلبانِزه، گزارشگر سازمان ملل در حوزهی فلسطین را به دلیل تلاشهای نامشروع و شرمآورش برای وادار کردن دادگاه بینالمللی کیفری به اقدام علیه مقامات، شرکتها و مدیران آمریکایی و اسرائیلی تحریم میکند.»
وزیر خارجه آمریکا تصریح کرد: «کارزار جنگ سیاسی و اقتصادی آلبانیز علیه آمریکا و اسرائیل دیگر تحمل نخواهد شد. ما همیشه در کنار شرکای خود در حق دفاع از خود خواهیم ایستاد.»
🔍 منظور از این کارزار چیست؟
🔍 «شرکای آمریکا» چه کسانیاند؟
🔍 چرا حقیقتگویی یک گزارشگر سازمان ملل اینقدر برای قدرتها خطرناک است؟
🎥 پاسخ را در ویدیو ببینید.
@sarkhatism
Forwarded from Roud Media Collective
Roud_Collective_Dossier1_Organizing_Text2_Eyvani.pdf
228.8 KB
#پرونده_موضوعی_۱
سازمانیابی/سازماندهی
متن دوم:
سازماندهی: سرِ زبانهاست، نه در میدان!
همایون ایوانی
۱ شهریور ۱۴۰۴
#سازمانیابی #سازماندهی
------------------
@roudcollective
------------------
نشانیهای تماس با «رود»:
https://t.me/roudcollective
roudcollective@proton.me
سازمانیابی/سازماندهی
متن دوم:
سازماندهی: سرِ زبانهاست، نه در میدان!
همایون ایوانی
۱ شهریور ۱۴۰۴
#سازمانیابی #سازماندهی
------------------
@roudcollective
------------------
نشانیهای تماس با «رود»:
https://t.me/roudcollective
roudcollective@proton.me
Forwarded from منجنیق
🔴 پادکست پیچ | شمارهی نُه | از روزهای بمب و بیانیه
در برنامهی نهم از پادکست پیچ، روزها بعد از آتشبسی در پی تجاوز نظامی دوازدهروزهی اسرائیل به ایران و در حالی که وضعیت در محتملترین توصیف، وضعیتی خوفناک است که هر لحظه سایهی آغاز مجدد جنگ بر سر دقایق آن سنگینی میکند، با جمع «پیچ» به جنگ دوازدهروزه برگشتیم تا نگاهی بیندازیم به مجموعهای از متون، بیانیهها و واکنشهایی که در خلال این جنگ یا با فاصلهی کوتاهی از آن نشر عمومی یافت. در این گپ از چپ، طبیعتن بیشتر به بیانیهها و مواضع نیروهای چپ پرداختیم اما بنا به ضرورت به گوشههای دیگری نیز سرک کشیدیم و پای جمعها و افراد دیگری را به میان آوردیم. در برنامهی نهم پادکست پیچ از کمیتهی عمل سازمانده کارگری تا منجنیق، از کلتکیو رود تا کلکتیو روژای پاریس، از فمینیستها برای ژینا در هلند تا کارگاه دیالکتیک، از بیانیهی هنگام تفکیک صفهاست تا بیانیهی زندانیان سیاسی از درون بندها، از سرخط تا بیانیهی هفده نفره سعی کردیم نقد کنیم، تدقیق کنیم و فضایی باز کنیم برای گفتگو، برای شفاف کردن مرزها و توامان گشودن امکانها و جابهجا سوژهای را احضار کردیم که میتواند راه سوم را به عنوان یک پروژهی سیاسی واقعی ابداع کند.
شهریور ۱۴۰۴
#منجنیق
#پادکست_پیچ
@ManjanighCollective
در برنامهی نهم از پادکست پیچ، روزها بعد از آتشبسی در پی تجاوز نظامی دوازدهروزهی اسرائیل به ایران و در حالی که وضعیت در محتملترین توصیف، وضعیتی خوفناک است که هر لحظه سایهی آغاز مجدد جنگ بر سر دقایق آن سنگینی میکند، با جمع «پیچ» به جنگ دوازدهروزه برگشتیم تا نگاهی بیندازیم به مجموعهای از متون، بیانیهها و واکنشهایی که در خلال این جنگ یا با فاصلهی کوتاهی از آن نشر عمومی یافت. در این گپ از چپ، طبیعتن بیشتر به بیانیهها و مواضع نیروهای چپ پرداختیم اما بنا به ضرورت به گوشههای دیگری نیز سرک کشیدیم و پای جمعها و افراد دیگری را به میان آوردیم. در برنامهی نهم پادکست پیچ از کمیتهی عمل سازمانده کارگری تا منجنیق، از کلتکیو رود تا کلکتیو روژای پاریس، از فمینیستها برای ژینا در هلند تا کارگاه دیالکتیک، از بیانیهی هنگام تفکیک صفهاست تا بیانیهی زندانیان سیاسی از درون بندها، از سرخط تا بیانیهی هفده نفره سعی کردیم نقد کنیم، تدقیق کنیم و فضایی باز کنیم برای گفتگو، برای شفاف کردن مرزها و توامان گشودن امکانها و جابهجا سوژهای را احضار کردیم که میتواند راه سوم را به عنوان یک پروژهی سیاسی واقعی ابداع کند.
شهریور ۱۴۰۴
#منجنیق
#پادکست_پیچ
@ManjanighCollective