کارگاه دیالکتیک
1.31K subscribers
837 photos
138 videos
77 files
796 links
در این کانال عمدتا مطالب انتشار یافته در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» باز نشر می شود.

درباره ی ما:
https://kaargaah.net/?page_id=2

نشانی تماس کارگاه:
info@kaargaah.net

ارتباط با ادمین:
@Nimmous
Download Telegram
Forwarded from Radio Zamaneh
کمیته‌های کارگری؛ آلترناتیوی برخاسته از ضرورت تاریخی و اجتماعی

میثم آل‌مهدی - ضروری‌ست از پیله‌هایی که ساختار قدرت و نظام سلطه پیرامون‌مان تنیده، خارج شویم. باید از نقد فردی عبور کنیم و به نقد ساختاری برسیم: نقد مناسبات تولید، نقد مالکیت انحصاری، و نقد بازتولید سلطه در اشکال متنوع آن. در وضعیتی که می‌توان آن را هرج‌ومرج سیاسی در بستر بحران‌های پیرامونی نام نهاد، زمان آن فرارسیده که به نقدی ژرف و ریشه‌ای از ساختارها دست یابیم.

https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/853197/&rhash=0ceb6994783a68

@RadioZamaneh | رادیو زمانه
Forwarded from دسگوھاراں (Dasgoharan)
از بی‌ثبات‌کاری تا بی‌ثبات زیستن
نگاهی بر جنایت بندرعباس و بی‌ثبات‌کاری کارگران بلوچ


امسال در روز جهانی کارگر بار دیگر تلی از جنازه‌های کارگران برجا مانده است. جنایت علیه کارگران از همه‌سو ادامه دارد. سایه ویرانگر جنگ، تهدید نظامی و تحریم نه فقط شرایط زیست کارگران را در کشورهایی چون ایران دستخوش بی‌ثباتی مضاعف کرده، بلکه فضای هرگونه تشکل‌یابی و اعتراض اجتماعی را هم امنیتی‌تر و محدودتر از قبل ساخته است. تحریم و مداخله خارجی بخشی غیرقابل‌انکار از بی‌ثبات‌سازی زیست طبقه کارگر است، اما ستم عریان سرمایه‌داران «وطنی» بر طبقه کارگر نیز در بستر فاجعه انفجار در بندر رجایی نیازمند نگریستن در جزییات بیشتر سازوکارهای این جنایت است.

مقامات اعلام کرده‌اند هر کس در هر کجای ایران گمشده‌ای در بندرعباس دارد، تست DNA بدهد؛ خبری که نشان از شمار بالای گمشدگان در سایت اسکله رجائی دارد. پیداست آمار کارگران گمشده مهاجر بالاست و امیدی نیست که آمار درستی اعلام شود.

اسکله رجائی حفاظت ورود و خروج سختگیرانه‌ای دارد. همه افراد و اتومبیل‌ها با مجوز وارد و خارج می‌شوند. همه از Xray می‌گذرند. با چنین مقررات سخت‌گیرانه‌ای برای مراجعان، هنوز کسی نمی‌داند محتوای کانتینرهای غیرمجاز چه بوده و اصلا چند کارگر در آنجا کشته شده‌اند. اما همگی می‌دانیم که کارگران مهاجر بسیاری کشته شده‌اند. گمان می‌رود آمار کشتگان بلوچ‌ خیلی بیش از آمار اعلام شده باشد. از آن‌جا که بلوچ‌ها در اسکله بیشتر به کارهای یدی و باربری در سوله‌ها مشغولند، این ظن تقویت می‌شود که در زمان انفجار بسیاری از آنان در حین کار کشته شده باشند. تا لحظه نگارش این متن از هفتاد قربانی، ۱۱ نفر بلوچ بوده‌اند.

کارگران بلوچ در بندر شهید رجائی چه کسانی هستند؟

بندرعباس و منطقه ویژه تجاری بندر شهید رجائی به دلیل نیاز همیشگی به کارگر یدی و ارزان و هم‌چنین نزدیکی به سیستان و بلوچستان، فرهنگ و تبار مشترک ساکنان بلوچستان و هرمزگان، بیکاری مزمن و بی‌ثبات‌کاری‌های جرم‌انگاری‌شده هم‌چون سوختبری و بارکشی مواد در بلوچستان، مقصد بسیاری از کارگران بلوچ برای کار است. این کارگران از پایین‌ترین اقشار روستاییان بلوچ هستند، اکثرا فارسی خوب نمی‌دانند و در جهنمی‌ترین و گرم‌ترین روزهای سال با کمترین حقوق در اسکله رجائی مشغول کارند.

دسته‌ای از این کارگران بلوچ، کارگرانی هستند که حتی با داشتن مدارک لیسانس و فوق‌لیسانس، در بندر به مشاغلی چون نگهبانی مشغول‌ هستند. دسته دیگر اغلب کارگر روزمزد و بی‌شناسنامه‌اند که از درب‌های فرعی، از جمله درب گندمی، یا حتی از روی دیوار وارد می‌شوند (که البته این موضوع مساله‌ای مخفی نیست). این کارگران در هیچ لیستی ثبت‌شده نیستند و همین برای کارفرماها و استثمار فزاینده این نیروی کار کافیست.

در اسکله رجائی، استخدام کارگر بدون مدارک هویتی یا بدون کارت پایان خدمت اگرچه ممنوع است، ولی آن‌ها را به عنوان کارگر روزمزد می‌توان به کار گرفت. این کارگران عمدتاً به کارهای یدی، نظافت، باربری و بنایی مشغولند. کارگرانی که در خوابگاه‌های خود اسکله ساکن‌اند، عموماً نیروهای ثبت‌شده هستند. اما کارگران ثبت‌نشده که بیشترشان بلوچ هستند و از ایرانشهر، سراوان و روستاهای اطراف برای کار به بندر می‌آیند، اغلب در روستاهای اطراف ساکن می‌شوند.

بی‌ثبات‌کاری؛ ابزار نظم‌دهی کارگران در بندر شهید رجائی

در بندر بی‌ثبات‌کاری ابزاری برای نظم‌دهی و کنترل نیروی کار است که هر روزه تشدید می‌شود. نیروی کار بی‌ثبات نمی‌تواند اعتراض کند، نامش جایی ثبت نمی‌شود، شناسایی نمی‌شود، و در نتیجه راحت‌تر استثمار و حذف می‌شود. بی‌ثبات‌کاری با اقلیت‌شدگی گره می‌خورد؛ با بلوچ‌بودن، در حاشیه‌ بودن، بی‌شناسنامه بودن، و به همین واسطه شکل خشونت‌آمیزتری به خود می‌گیرد.

کارگران روزمزد بلوچ عموما در روستاهای اطراف اسکله، که روستای خون‌سرخ یکی از آن‌هاست، ساکن‌اند. این مهاجران به دلیل بافت جمعیتی سنی مذهب و تبار بلوچ بخشی از بومیان این روستاها، نوعی همبستگی ‌با مردم آن روستا دارند و راحت‌تر در آن‌جا ساکن می‌شوند.
Forwarded from دسگوھاراں (Dasgoharan)
خون‌سرخ محل بسیار استراتژیکی است؛ در نزدیکی پالایشگاه، فولاد، آب‌شیرین‌کن و نیروگاه قرار دارد و به اکثر محل‌های کار نزدیک است. در این منطقه از گذشته بیماری‌های زیادی شایع بوده که هیچ‌گاه اطلاع‌رسانی دقیقی درباره آن‌ها نشده است و از تلفات آن‌ها خبری در دست نیست. البته خون‌سرخ مکان‌های لوکس غیرکارگری هم کم ندارد؛ هتل بزرگ خلیج‌فارس برای پذیرایی از مکندگان خون طبقه‌کارگر آماده است. قیمت زمین نیز در این منطقه به‌دلیل قرار گرفتن در هاب اقتصادی بسیار بالاست. اما سهم کارگران بلوچ از این امکانات فقر و مرگ تدریجی است. آن‌ها اغلب گروهی خانه کرایه می‌کنند و در وضعیت اسفباری از نظر بهداشتی و معیشتی زندگی می‌کنند. در روزهای مرخصی کاری این کارگران به روستای خود بازمی‌گردند و در کسب‌و‌کار سنتی زادگاه خود که اکثرا خرماچینی است نیز مشارکت می‌کنند.


کارگران روزمزد ساکن در این روستاها در بیشتر مواقع از سوی دلال‌ها به کارفرما معرفی می‌شوند و به شکلی گروهی در پروژه‌ها مشغول کار می‌شوند. کارفرماها پول را به دلال‌ها می‌دهند و کارگران پس از کسر سهم دلال دستمزد خود را دریافت می‌کنند.

در همان روز جنایت بندرعباس، درحالی‌که همه کارگران بهت‌زده به دنبال نام و نشانی از دوستان و هم‌قطاران خود بودند، روستای خون سرخ تخلیه شد. اَبَر کارفرماها به‌جای آن‌که برای کارگران کمپ‌های موقتی در شهر تهیه کنند و ‌آن‌ها را اسکان دهند، بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای، از کارگران خواستند شهر را ترک کنند و به خانه‌های خود برگردند. درحالی‌که بندرعباس با قلبی شکسته جلوه‌هایی از همبستگی درخشان و در نوع خود کم‌نظیر را تجربه می‌کرد و بسیاری از زنان خانواده‌های کارگر شروع به تقسیم غذا بین امدادرسانان و کارگران کرده بودند، آن‌هایی که خون طبقه‌ی کارگر را می‌مکند، حتی برای یک شب حاضر به حمایت از کارگران فرورفته در شوک و اندوه نشدند. مهندسان و کارمندان رده‌بالا شهر را ترک کردند. فقط نگهبانان ماندند برای حفاظت از ماشین‌آلات، در همان هوای آلوده و سمی روز اول.

با توجه به این‌که حقوق یک کارگر ساده حداکثر دوازده میلیون است و بلیت اتوبوس نزدیک به یک میلیون، اکثر کارگران بلوچ از راه‌های روستایی و چندمسیره می‌آیند و بخشی از مسیر را نیز باید ماشین دربست بگیرند. در روز حادثه و روز بعد از آن، این کارگران که حالا گرسنه، تشنه و داغ‌دیده مانده بودند، بدون ذره‌ای حس انسانی و همدردی به حال خود رها شدند. دو روز بعد نیز مقامات تصمیم گرفتند شوی «وضعیت عادی» راه بیندازند و بدون پرداخت هیچ مبلغی، دوباره همان کارگران له‌شده را به کار فراخواندند تا نشان دهند همه‌چیز طبیعی است. حیات و ممات کارگر مهاجر و اقلیت‌شده در این ساختار هیچ است؛ ساختاری که در آن کارفرمایان و مقامات دولتی تنها به دنبال یک چیزند: تداوم بهره‌کشی و پاک‌کردن صورت مساله.

دولت‌سرمایه‌دار و زندگی بی‌ثبات‌

آن‌چه در سطح نظم جهانی با صورت‌بندی مرکز/پیرامون خوانده می‌شود، در سطح داخلی دولت‌ملت‌ها تداوم می‌یابد. در ایران پیرامون/اقلیت/حاشیه در قالب بلوچ، کرد و عرب بازتولید می‌شود. این حاشیه‌سازی پیش‌شرط نظم موجود است تا استثمار ممکن شود. اقلیت‌شده‌ها در نظم جهانی به‌عنوان معضل، مانع یا حتی تهدید بازنمایی می‌شوند. در این میان سوخت‌بری دیگر نه شکلی از اقتصاد معیشتی، بلکه جرم است، بارکشی موادمخدر نه کارگری ارزان که جرم است، و بلوچ نه شهروند، که همیشه مظنون است.

دولت صرفاً ناظر بر بازار کار نیست، بلکه فعالانه شرایط بی‌ثبات‌سازی نیروی کار را فراهم و تثبیت می‌کند. دولت مقررات‌زدایی می‌کند، بر استخدام نیرو نظارتی ندارد و همواره امنیت را به هنگام اعتصاب و اعتراض با سرکوب کارگری برای کارفرمایان فراهم می‌کند. دولت، وظیفه‌اش را تامین زمین، انرژی ارزان، و نیروی کار بی‌ثبات برای سرمایه‌دار می‌داند. اقلیت‌شدگی و به‌حاشیه‌راندگی که از پیش در دولت‌ملت ایران میسر شده است در خدمت منافع و مطامع سرمایه تعمیق می‌شود. اساسا در کشورهای جنوب جهانی دولت‌ها ابزار توسعه سرمایه داری بوده‌اند. کار غیررسمی و بی‌ثبات نه در حاشیه، بلکه در مرکز و کانون انباشت سرمایه جهانی قرار دارد و دولت‌ها نقش فعال در شکل‌گیری و حفظ این نوع روابط کاری و تولیدی/بازتولیدی دارند.
Forwarded from دسگوھاراں (Dasgoharan)
این روابط تولیدی/ بازتولیدی متنوع با روابط طبقاتی/کاستی، جنسیت، اتنیک و مذهب تلاقی پیدا می‌کنند. در واقع کار بی‌ثبات فقط به نبود قرارداد رسمی محدود نمی‌شود، بلکه دربرگیرنده شکل‌های پیچیده‌ای از تولید و بازتولید روابط اجتماعی است. دولت‌ها با تنظیم قوانین کار، ایجاد مناطق آزاد تجاری و مناطق ویژه اقتصادی، و جرم‌انگاری از کار تشکیلاتی کارگران، به نفع منافع سرمایه‌داران عمل می‌کنند. آن‌ها قوانین کار را تضعیف می‌کنند و در نزاع‌های کارگری جانب سرمایه را می‌گیرند. دولت حتی در مواردی که ادعای حمایت از کارگر دارد، وانمود می‌کند که از حقوق کار و کارگر حمایت می‌کند، درحالی‌که عملا روندهای غیررسمی‌سازی و بی‌ثبات‌سازی را تسهیل می‌کند. شرکت‌ها با مجوز دولت‌ها ترکیب نیروی کار را طوری تنظیم می‌کنند که قدرت چانه‌زنی کارگران کاهش یابد. کارگری در اسکله از پیش از این فاجعه نیز بسیار پرخطر بود و کارگران آن با مرگ و جراحت بیگانه نبودند. کارگران بی‌ثبات‌کار غیررسمی تجهیزات و لباس کار ندارند و هرگز امنیت جانی و ایمنی آن‌ها برای کارفرماهای دولتی و خصوصی ارزشی نداشته است. امروز هم که کارگران اسکله رجائی به خون غلتیده‌اند، حتی یک روز نمی‌توانند کار را تعطیل کنند، نمی‌توانند اعتراض کنند و حتی نمی‌دانند آیا این دو روز تعطیلی مرخصی آن‌ها خواهد بود و یا در نهایت از دستمزدشان کسر می‌شود.

روابط اجتماعی سرمایه‌داری نه تنها استثمار ایجاد می‌کند، بلکه کارگران را تقسیم و متنوع می‌سازد: مرد/زن، روستایی/شهری، کارگر کشاورزی/صنعتی، رسمی/غیررسمی، دائم و بی‌ثبات. در سرمایه‌داری رانتی-نظامی ایران امروز مناسبات حاشیه‌نشینی اتنیکی، فرودستی جنسی/جنسیتی و طبقاتی، و نیز بی‌ثبات‌کاری، کارگران را به سطوح مختلفی از انقیاد و استثمار کشانده است. بی‌ثبات‌کاران در بندرعباس در پایین‌ترین طبقه‌ اقتصادی و اغلب در حاشیه ‌جغرافیایی و زبانی هم هستند. آن‌که در این سه موقعیت به‌طور هم‌زمان فرودست باشد، در مرکز خشونت سرمایه قرار می‌گیرد.

در حاشیه‌ها، بی‌ثبات‌کاری فقط شغل بی‌ثبات نیست. کارگران در پیش چشم ما تصعید می‌شوند، یا سرشان بالای دار می‌رود و یا در کوره‌راه‌های سوخت‌کشی زنده زنده در آتش می‌سوزند. آن‌چه از دیدها پنهان می‌ماند زندگی‌های بی‌ثباتی است که در تقاطع کار بی‌ثبات، ستم ملی، جنسی/جنسیتی و طبقاتی تلف می‌شوند. تا در نسبت میان دولت و سرمایه و نیروی کار، مبارزه برای حق زندگی همه به‌حاشیه‌راندگان فهم نشود و در کانون جنبش‌های اعتراضی قرار نگیرد، ما صرفا سوگوار غیرسیاسی بدن‌های تصعید شده‌ایم. از این‌رو، یکی از مسائل ریشه‌ای روز جهانی کارگر امروز و پس از فاجعه، همبستگی میان جنبشهای عدالت اجتماعی است. مهم‌ترین ستیز، آزادکردن امکان‌های زندگی و ایستادگی برای حقوق و قدرت کارگران است. پس حرکت به سوی همبستگی‌های اجتماعی و سازماندهی‌های خودآیین کارگران و زنان و ملل تحت ستم نه یک شعار، که ایده‌ای برای آینده است.

چراغ راه مبارزه برای حق کارگر، دفاع از زندگی به‌حاشیه‌رانده‌شدگان و اقلیت/فرودست‌شدگان است.

.
#جنایت_بندرعباس
#جنایت_بندر_شهیدرجایی
#روز_جهانی_کارگر
#یکم_می_روز_جهانی_کارگر

#عبدالباسط_شاهوزهی
#حیات_اله_کشانی
#حمید_صفرزائی
#داود_خارکوهی
#ادریس_خارکوهی
#ماه_الدین_رخشانی
#حمید_توتازهی
#ادریس_توتازهی
بازنشر:

پادکست هنگامه - اپیزود ۳۸:

بازماندگان و سیستم‌ها
مقدمه‌ای بر فیگور رفیق



توضیح کارگاه بر بازنشر این پادکست:

اپیزود ۳۸ «پاکست هنگامه»، قطعه‌ی دوم از یک مجموعه‌ی چهارگانه است که هر یک از زاویه‌ای به نحوه‌ی مواجهه‌ی چپ‌گرایان با جهان بحران‌زده‌ی معاصر، ازجمله بحران در سیاست چپ، می‌پردازند. اپیزود ۳۸، در همین رابطه، بخشی از آرای جودی دین (Jodi Dean)، نظریه‌پرداز مارکسیست آمریکایی، را معرفی می‌کند. بخش نخست این اپیزود، که فشرده‌ای از نقد جودی دین بر برخی از رویکردهای غالب در سپهر چپ را به‌دست می‌دهد، بر دو رویکرد اکستریمِ مشهود در طیف چپ‌گرایان تمرکز دارد: یکی رویکردی هویت‌گرا که در دل موقعیتی که اساسا برای کمتر کسی قابل زیستن است، با پافشاری بر مقوله‌ی هویت، به‌دنبال «تداوم بقا»ی فردی/گروهی است و نهایتا میدان سیاست را به‌ «فستیوال ستم‌ها» و قلمرو اخلاق‌گرایی فرو می‌کاهد. جودی دین نمایندگان این رویکرد را «بازماندگان» می‌نامد [نقد جودی دین بر رویکرد «بازماندگان» همپوشانیِ زیادی با بخشی از آرای مارک فیشر دارد که موضوع اپیزود ۳۷ پادکست هنگامه است]. در قطب مقابلِ این رویکردِ فردمحور و خاص‌گرا، رویکرد دیگری وجود دارد که چنان در روندها و سازوکارهای کلان جهانی و سیاره‌ای مغروق است که اساسا جایی برای سوژگی سیاسی انسان‌‌ها (فردی و جمعی) باقی نمی‌گذارد و درعوض، درگیر گفتارهای آخرالزمانی و هشدارهای اخلاقیِ مربوطه است. جودی دین هواداران این رویکرد را «سیستمی‌ها» می‌نامد. هر دو رویکرد، ضمن نفی و انکار یکدیگر، همزمانْ و در عمل، سیاست معطوف به تغییر جهان را تضعیف و نفی می‌کنند؛ درحالی که داعیه‌ها و‌ رویکرد‌های سیاسی‌ هواداران‌شان نهایتا معطوف است به تامین «برتری اخلاقی» یا حقانیت اخلاقی برای خود آنها.
بخش دوم اپیزود ۳۸، وجهی ایجابی از آرای جودی دین درخصوص مواجهه‌ی بدیل چپ‌گرایان با موقعیت کنونی را طرح می‌کند، که متکی بر بازاندیشی در معنای «رفیق» (comrade) است. این بازاندیشی، که موضوع یکی از آخرین کتاب‌های جودی دین است، درواقع دعوتی‌ست برای بازیابی این مفهوم در میدان سیاست چپ.
جودی دین بر این نظر است که مفهوم رفیق یا رفاقتِ سیاسی، به‌رغم آنکه از دیرباز در فضای مین استریم و بورژوایی توامان آماج تحریف و تحقیر بوده است، واجد پتانسیل مهمی برای پیوندیابی نیروهای چپ و بازآرایی قوای سیاسی آنها در برابر نظم سرمایه‌دارانه است. مفهوم رفاقت، که معنایی متفاوت از «دوستی» دارد، مستقل از تعینات شخصی‌ست و متکی بر اشتراک در اهداف و تعهدات کلان سیاسی است. رفقا بر پایه‌ی تعهد به آرمان مشترک (سوسیالیسم) و مبارزه‌ی مشترک برای تحقق این آرمان پیوند می‌یابند و همزمان نسبت به‌ یکدیگر متعهد می‌شوند، حتی اگر مستقیما همدیگر را نشناسند و یا تعینات فردی و هویتیِ متفاوتی داشته باشند. از این منظر، جودی دین می‌گوید رفاقت مشروط به دوستی نیست. یعنی رابطه‌ی رفاقت دربردارنده‌ی کسانی‌ست که لزوما دوستان یکدیگر نیستند (یا نمی‌خواهند باشند).

خوانش مقدماتی ما (از بخش دوم‌ این اپیزود) این است که مفهوم‌پردازی جودی دین از رفیق/رفاقت به‌رغم دلالت سیاسی مهمِ هسته‌ی اصلی‌اش، به‌قدر کافی به پیچیدگی‌های انسانی (سویه‌های روانی و اجتماعی) روابط بینافردی نمی‌پردازد. کمابیش با سهولت از کنار نسبت پیچیده‌ی دوستی و رفاقت می‌گذرد؛ و نهایتا درکی نسبتا ایستا و‌ همگن از مفهوم رفاقت القاء می‌کند که بخشا با انگیزه‌ی اصلی او در احیای این مفهوم مغایرت دارد. با این حال، فارغ از درستی یا نادرستی خوانش انتقادیِ مقدماتی ما، مفهوم‌پردازی دین از رفاقت/رفیق مدخل مفیدی برای تامل و پرسش‌گری و نیز بازنگری در پیوندهای سیاسی می‌گشاید: برای مثال، مراتب درونی رفاقت چیست؟ آیا همه‌ی پیوندهای رفاقت در یک سطح قرار می‌گیرند و سطوح یکسانی از تعهدات و الهامات را برمی‌انگیزند؟ اگر دوستی شرط رفاقت نیست، رفاقت چه تاثیری بر دوستی می‌گذارد؟ یا به‌عکس، دوستی چه تاثیری بر کارکردهای رفاقت می‌گذرد؟ تحت چه شرایطی ادعای رفاقت از معنای ماهوی رفاقت تمایز می‌یابد؟ و سرانجام اینکه، چگونه می‌توان احیای مفهوم رفیق را در خدمت احیای سیاست چپ و سازمان‌دهی انقلابی قرار داد؟
ضمن قدردانی از ابتکار عملِ رفیق کامران معتمدی، مخاطبان کارگاه را به گوش‌دادن اپیزود ۳۸ «پادکست هنگامه» دعوت می‌کنیم.

https://t.me/hengamehpodcast/173

-------------
#پادکست_هنگامه
#جودی_دین
#رفیق
--------------
@kdialectic
⭕️ تداوم اعتصاب غذای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در ۴۱ زندان، در هفته شصت‌وهشتم
صدور حکم اعدام علیه دو زندانی سیاسی

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، صدور و اجرای احکام اعدام توسط دادگاه‌های حکومت ولایت فقیه همچنان بدون وقفه ادامه دارد. از ابتدای اردیبهشت‌ماه تاکنون، بیش از ۹۶ زندانی، از جمله یک زن، اعدام شده‌اند؛ یعنی به‌طور میانگین روزانه دست‌کم چهار تن به دار آویخته شده‌اند.

در روزهای اخیر، امین (پیمان) فرح‌آور گیساوندانی، شاعر و زندانی سیاسی اهل گیلان، توسط قاضی احمد درویش‌گفتار به اتهام "بغی و محاربه" به اعدام محکوم شده است. همچنین احسان فریدی، دانشجوی دانشگاه تبریز، نیز از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به اتهام "محاربه" به اعدام محکوم گردید. شایان ذکر است که این احکام غیرانسانی بدون امکان دسترسی زندانیان به وکیل منتخب صادر شده‌اند.

ما از نهادهای حقوق بشری و مخالفان اعدام انتظار داریم که با افشای چهره قضاتی که در صدور این احکام نقش دارند، در نهادهای مستقل حقوق بشری علیه آنان طرح شکایت کنند.
در شرایطی که حکومت از حل بحران‌های داخلی و خارجی خود عاجز مانده، شتاب اعدام‌ها افزایش یافته است. مقابله با اعدام در این شرایط، ضرورتی فوری و انکارناپذیر است. در هر گوشه از این سرزمین باید پرچم مبارزه با اعدام را برافراشت و صدای اعتراض را بلند کرد. نباید اجازه داد این حکومت جنایتکار جان شهروندان را به‌راحتی بگیرد. آزادی، حق ملتی‌ است که دهه‌ها برای دستیابی به آزادی، برابری و دموکراسی هزینه‌های سنگینی پرداخت کرده است.
کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام"، ضمن گرامی‌داشت یاد برزان محمدی، زندانی سیاسی سابق و از حامیان این کارزار که متأسفانه در سانحه‌ای دلخراش جان باخت، این ضایعه را به خانواده او و تمامی همراهان کارزار تسلیت می‌گوید.
کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام"، در روز سه‌شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، برای شصت‌وهشتمین هفته متوالی، در ۴۱ زندان کشور در اعتصاب غذا خواهد بود:
زندان‌های: قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان مرکزی کرج، تهران بزرگ، خورین ورامین، چوبیندر قزوین، اراک، خرم‌آباد، اسدآباد اصفهان، دستگرد اصفهان، شیبان اهواز، سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، نظام شیراز، عادل‌آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زاهدان (بند زنان)، برازجان، رامهرمز، بهبهان، بم، کهنوج، طبس، مشهد، گنبدکاووس، قائم‌شهر، رشت (بند زنان و مردان)، رودسر، حویق تالش، ازبرم لاهیجان، دیزل‌آباد کرمانشاه، اردبیل، تبریز، ارومیه، سلماس، خوی، نقده، میاندوآب، سقز، بانه، مریوان، سنندج و کامیاران.

هفته شصت و هشتم - ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays


https://www.instagram.com/no_to_execution_tuesdays
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بندرکلاهی میناب زیر آتش سرکوب — در سکوت رسانه‌ای

از شنبه ۲۱ اردیبهشت، بندرکلاهی میناب در استان هرمزگان صحنه‌ی یورش سنگین و خشونت‌بار نیروهای نظامی جمهوری اسلامی بوده؛ صدها نیروی امنیتی با تجهیزات سنگین، خودروهای زرهی، لودر با پشتیبانی فرماندهان ارشد سپاه پاسداران وارد منطقه شده‌اند.

🔴 تعداد دقیق زخمی‌ها و آسیب‌دیدگان، با قطع اینترنت و محاصره نظامی، روشن نیست اما بنا به گزارش شبکه‌های حقوق بشری و خبری حال‌وش و رسانک، آنچه به‌بهانه‌ی «مبارزه با قاچاق سوخت» آغاز شد، به یکی از بی‌سابقه‌ترین سرکوب‌ها علیه مردم بلوچ بدل شده است.

🔇 اما آن‌چه این فاجعه را عمیق‌تر می‌کند، سکوت سنگین بسیاری از رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور است. این سکوت، خود بخشی از سازوکار حذف ملت بلوچ است.


✊🏽 صدای بندرکلاهی باشیم — نه بازتاب سکوت.

#بلوچستان #بندرکلاهی #میناب #سرکوب #سوختبر #مکران #استعمار_داخلی #ستم_ملی #نه_به_تبعیض #سکوت_رسانه‌ای

@Zedbroadcasting | ضد مدیا
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
🔺کتاب «جهان بعد از غزه» نوشته #پانکاج
_میشرا، نویسنده‌‌ی هندی، تحلیلی انتقادی از تحولات اخیر در فلسطین ارائه می‌دهد. این کتاب با نگاهی فراتر از سیاست‌های روزمره، به ریشه‌های استعماری و تاریخی خشونت‌ها در منطقه می‌پردازد و نقش قدرت‌های بزرگ، از جمله بریتانیا و آمریکا، را در شکل‌گیری و تداوم این بحران بررسی می‌کند.

میشرا در این کتاب با استناد به آرای نظریه‌پردازان انتقادی مانند #ادوارد_سعید و #فرانتس_فانون، نشان می‌دهد که چگونه #استعمارگران با تقسیم‌بندی‌های مصنوعی، قومیت‌ها و جوامع را به جان هم انداخته و خشونت را به‌عنوان ابزار کنترل به کار گرفته‌اند. او همچنین به بررسی چگونگی بازنمایی فلسطینی‌ها در رسانه‌های غربی می‌پردازد و معتقد است که رسانه‌های جریان اصلی، اغلب از روایت‌هایی بهره می‌گیرند که فلسطینیان را قربانیانی فاقد قدرت تصمیم‌گیری نشان می‌دهند، درحالی‌که ساختارهای سلطه و سرکوب کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند.

این کتاب نه‌تنها در مورد بحران کنونی، بلکه درباره آینده نیز هشدارهایی ارائه می‌دهد و معتقد است که در صورت ادامه سیاست‌های سرکوب‌گرایانه، این بحران می‌تواند به سایر نقاط جهان نیز گسترش یابد و درگیری‌های مشابهی را رقم بزند.


🔺 #فاطمه_کریمخان مترجم این کتاب می‌نویسد:

کتاب #جهان_بعد_از_غزه نه تنها به این دلیل که در راستای تمرکز من بر تروما و عواطف جمعی است، بلکه از منظری کاملا متفاوت و کاملا سیاسی نیز برای من اهمیت دارد؛ مساله بی‌اطلاعی کامل و نخوت اخلاقی انسان ایرانی در مورد فاجعه غزه که به ادعاهای سیاسی بی‌معنی در مورد همدستی ایران با کشتار مردم بیگناه فلسطین اشغالی، یا حتی از آن بی‌معنی‌تر بدبختی بیشتر انسان ایرانی نسبت به انسان فلسطینی و در الویت بودن انسان ایرانی نسبت به همه چیز و همه کس گره خورده است. شاید یکی از دلایلی که من نوشتن در مورد غزه را متوقف کردم هم همین بود، اقیانوس بی‌طلاعی و بی‌تفاوتی مردم فارسی زبان نسبت به این بحران انسانی و از آن بدتر، ادعای این که « وضع ما بدتر است» به قدری آزاردهنده بود که چون منی تصمیم بگیرد به جای درگیر شدن، از آن چشم پوشی کند. ترجمه این کتاب، ناشی از ناممکن بودن آن چشم‌پوشی است.
«جهان بعد از غزه» مانند باقی کتاب‌های من بدون مجوز وزارت ارشاد و خارج از سیستم رسمی انتشار کتاب در ایران صرفا به صورت آنلاین و رایگان منتشر شده است. تجربه قبلی من با وزارت ارشاد و عدم دریافت مجوز برای انتشار ترجمه کتاب‌های مرتبط با هلوکاست از جمله «تروما یک تئوری اجتماعی» باعث شد با پیش‌آگاهی از این که این کتاب هم موفق به کسب « مجوز نشر» نخواهد شد از ارائه آن به اداره کتاب وزارت ارشاد خودداری کنم. مثل باقی کتاب‌های من که خارج از سیستم نشر رسمی منتشر می‌شوند این کتاب هم از تنعم ویراستاری بی‌بهره بوده است و مسئولیت اشکالات نگارشی و سجاوندی آن با مترجم است. برای حمایت از مترجم می‌توانید مبلغ دلخواهی را به شماره کارت 5022291044101713 واریز کنید. کتاب را کپی نکنید، از انتشار بخشی یا تمام محتوای کتاب به نام خودتان بپرهیزید و از ارجاع به متن اصلی خودداری نفرمایید.


#کتاب
#فلسطین #غزه #نسل_کشی_در_غزه #صهیوفاشیسم


@Blackfishvoice1
Hengamehpodcast E39 - From allies to comrades- Jodi Dean telegram
در عصری که هشتگ‌ها و همبستگی نمایشی اغلب جایگزین کنش سیاسی پایدار می‌شوند، تمایز بین متحدان (allies) و رفقا (comrades) نیاز به شناسایی و بحث دارد. 
جودی دین در این بحث چارچوب و درک لیبرال از اتحاد (allyship) را به چالش می کشد، درکی که اغلب عدالت را به خودسازی فردی یا موضع‌گیری در رسانه‌های اجتماعی تقلیل می‌دهد. او در عوض، از مفهوم رفاقت میگوید؛ تعهدی انقلابی که ریشه در نظم و انضباط جمعی، مبارزه مشترک، و مبارزه برای از بین بردن نظام‌های سرکوبگر دارد. درک تفاوت بین متحدان و رفقا فقط تئوریک نیست، بلکه نقشه راهی برای پیروزی است.
این سومین بخش از این مجموعه ۴ قسمتی است.
منابع
Comrade: An Essay on Political Belonging
www.liberationschool.org/from-allies-to-comrades/

@hengamehpodcast
Audio
ایران قصد دارد دو میلیون افغانستانی را که در طرح سرشماری شرکت کردند، اخراج کند. سازمان بین‌المللی مهاجرت می‌گوید در چهار ماه نخست سال ۲۰۲۵ بازگشت ۲۶۵ هزار افغانستانی را از ایران ثبت کرده است که ۷۵ درصد آنها، یعنی نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر اخراج شده‌اند.

خشونت بر افغانستانی‌ها در دو سطح حکومت و جامعه روز به روز بیشتر می‌شود تا آنجا که خشونت فیزیکی بر آنها به امری عادی و پذیرفته شده بدل شده است.

دولت، مجلس، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به ماشین تولید نفرت از مهاجرانی که بسیاری از آنها متولد ایران هستند و بخشی از «جامعه ایران» بدل شده‌اند و بدون توجه به وضعیت افغانستان تحت سلطه طالبان، اخراج افغانستانی‌ها را یک «مطالبه ملی» بازنمایی می‌کنند. زمانه در گفت‌وگو با حمیدرضا واشقانی فراهانی که سال‌های طولانی در حوزه حقوق کودکان و کودکان مهاجر فعالیت کرده است، موج بلند مهاجرستیزی و خشونت بر افغانستانی‌ و همچنین انفعال «کنشگران ایرانی» در برابر این خشونت و مهاجرستیزی را بررسی کرده است.

@RadioZamaneh | رادیو زمانه
پرسش بزنگاه کنونی در ایران، این است که آیا روشنفکران کنونی چپ، به گنجینه‌ی بزرگ برتری اخلاقی ما در دوره‌های پیشین دست یافته و آن را در دوره‌ی کنونی بازگستری کرده و ارتقا داده است؟ آن را به درستی فهمیده؟ یا نه؛ آن را نقد می‌کند، به آن لگد می‌زند، خشمناک و یا با تبختر به آن حمله می‌کند و با ناز و غرور در مباحثات اسکولاستیک قرون وسطایی-پسا‌مدرن و یا هویت‌محور مدهوش و سرگردان به دنبال راه رهایی و رستگاری می‌گردد؟
___________
👈متن کامل
Forwarded from بيدارزنى
🟣 دهمین روز اعتصاب کامیون‌داران در ۱۶۳ شهر


از روز اول خردادماه سال جاری، رانندگان کامیون در اعتراض به وضعیت اسف‌بار معیشتی و کاهش سهمیه‌ی گازوئیل از ۲ هزار به ۱۰۰ لیتر در ماه، دست به اعتصاب سراسری زدند. مواجهه‌ی حاکمیت با این اعتصاب، باز هم چیزی جز بازداشت، تهدید، حمله گارد ضدشورش با اسپری فلفل (در پایانه سنندج)، وعده سوخت مازاد و در نهایت، تولید خلوارها پرونده‌ امنیتی نبوده است.

تا تاریخ جمعه ۹ خرداد، دست‌کم ۲۰ راننده در جریان این اعتصاب‌ها در شهرهای سنندج، اسلام‌آباد غرب، کرمانشاه، رشت، بندر خمینی، بندرلنگه و شیراز بازداشت شدند. #صدیق_محمدی و #شهاب_دارابی دو کامیون‌داری هستند که به‌ترتیب در سنندج و اسلام‌آباد غرب بازداشت شدند و تاکنون از محل نگهداری صدیق محمدی اطلاعی در دست نیست.

منشا این اعتصاب سراسری ناشی از کاهش سهمیه گازوئیل از دو هزار لیتر به ۱۰۰ تا ۲۰۰ لیتر در ماه، تأخیر در تخصیص سوخت، اختلال در سامانه‌های توزیع، افزایش هزینه بیمه تأمین اجتماعی، پایین بودن نرخ کرایه نسبت به عوارض سنگین جاده‌ای، نبود نظارت بر قیمت قطعات و تعمیرات و همچنین گرانی لاستیک و روغن، افزایش هزینه‌ها، وضعیت معیشتی نامناسب و بی‌توجهی دولت به مطالبات صنفی رانندگان است.

طی این مدت، رانندگان بسیاری از طریق شبکه‌های اجتماعی، رنج بی‌پایان خود و تلاش حاکمیت در جهت به‌جان هم انداختن راننده و کشاورز و کارگر را بیان کردند. آن‌ها می‌گویند که بدون‌شک با وجود اعتصاب، بار به کشاورز نمیرسد، اما کشاورزان و کارگران از خود ما هستند و می‌دانند که اعتراض ما، اعتراض آنها هم هست. رانندگان می‌گویند که اعتصاب آنها برای نان است و چرا مطالبه‌ی نان، برای حکومت در خطر انداختن امنیت ملی نامیده میشود؟

اعتصاب سراسری کامیون‌داران با همراهی رانندگان وانت‌بار نیز همراه شد. اتحادی که نشانگر هم‌پایه بودن مطلبات معیشتی زحمتکشان در هر جایگاه و موقعیتی است. این اعتصاب در شرایطی به وقوع پیوسته که اوضاع معیشتی و تنگنای اقتصادی، دیگر رمقی را برای اقشار مختلف مزدبگیر، اعم از کارگر، پرستار، معلم، کارمندان و تمامی زحمتکشان باقی نگذاشته است. بی‌کفایتی و وقاحت دولت و حاکمیت در افزایش اقلام سبد معیشتی، سوخت، انرژی و … روزگار مردم را به کنترل شبانه‌روزی جدول‌های قطعی برق و آب هم کشانده است. در این سقوط اسف‌بار زندگی و زنده ماندن زیر سایه‌ی گرانی‌های کمرشکن، اخراج از محیط کار و واحدهای تولیدی به دلیل قطعی برق و… اعتصاب کامیونداران، بیش از پیش حائز اهمیت است.

حاکمیت مثل همیشه مشغول پرونده‌سازی و بازداشت است. با اسپری فلفل به صف رانندگان حمله می‌کند و پلیس فتا در پی مسدودسازی صفحات رانندگان در اعتصاب است. اما همانطور که رانندگان و کشاورزان و کارگران از اهمیت اعتصاب سراسری‌شان آگاهند، جمهوری اسلامی نیز از سرایت اعتصاب، واهمه دارد. بازداشت و سرکوب او به این امید است که قدرت اعتصاب، زنجیروار به بدنه‌ی دیگر کارگران، کشاورزان، معلمان، پرستاران و‌… نچسبد و کماکان بتواند به ممد سرکوب، حکومت کند. اما این آگاهی و زیستن بر تلی از ویرانی اقتصادی و سیاسی، چونان آتش زیر خاکستر است. آتشی که با هر زندان و تزریق رعب و وحشت، نه خاموش، که شعله‌ورتر می‌شود.


♦️زنده‌باد اعتصاب، زنده‌باد آگاهی زحمتکشان

#ژن_ژيان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری


@bidarzani
Forwarded from Radio Zamaneh
اعدام ۷۶ زندانی بلوچ در پنج ماه؛ افزایش سرکوب و تبعیض ساختاری

بسیاری از زندانیان بلوچ به دلایل مذهبی، عقیدتی یا حتی فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی مورد آزار قرار می‌گیرند و در قالب اتهامات امنیتی یا سیاسی، به اعدام محکوم می‌شوند.

https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/855914/&rhash=0ceb6994783a68

https://www.radiozamaneh.com/855914/

@RadioZamaneh | رادیو زمانه
متن دریافتی:

واکاوی «منظر آلمانی» در مواجهه با نسل‌کشی در غزه و خیز جهانیِ نئوفاشیسم

نیما صبوری
خرداد ۱۴۰۴

لینک‌ دسترسی به متن:

https://kaargaah.net/?p=1511

------------
@kdialectic
178_German_Standpoint_in_Light_of_the_Rise_of_Neofascism_Farsi_1.pdf
611 KB
متن دریافتی:

واکاوی «منظر آلمانی» در مواجهه با نسل‌کشی در غزه و خیز جهانیِ نئوفاشیسم

نیما صبوری
خرداد ۱۴۰۴

لینک‌ دسترسی به متن:

https://kaargaah.net/?p=1511

------------
@kdialectic