175_On_Iran_USA_Deal_HAmin_March2025.pdf
461.2 KB
نسخهی پیدیاف. 👇🏾
نکاتی در حاشیهی:
خیز جمهوری اسلامی برای معامله با ترامپ
امین حصوری
کارگاه دیالکتیک | ۸ فروردین ۱۴۰۴
دسترسی به مقاله در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1484
-----------------------
#علیه_سیاست_هستهای
#علیه_استبداد
#علیه_جنگطلبی
#علیه_نظامیگری
#علیه_مداخلات_امپریالیستی
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
-------------------------
@kdialectic
نکاتی در حاشیهی:
خیز جمهوری اسلامی برای معامله با ترامپ
امین حصوری
کارگاه دیالکتیک | ۸ فروردین ۱۴۰۴
دسترسی به مقاله در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1484
-----------------------
#علیه_سیاست_هستهای
#علیه_استبداد
#علیه_جنگطلبی
#علیه_نظامیگری
#علیه_مداخلات_امپریالیستی
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
-------------------------
@kdialectic
Forwarded from دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
اعتراضاتِ "دستها كوتاه!"
در میان ما ایرانیان، هستند کسانی که شیفتگان اقتدارگراییاند؛ مسحور شکوه دروغین اقتدار پوشالی، چه در هیبت سلطنت پیشین، چه در سیمای آنچه امروز در كشور آمريكا میگذرد. مسحوران اقتدار، همواره دلسپرده همان شکوه دروغینی بودهاند که ستم را بهجای عدالت مینشاند، بیآنکه دریابند، راه را برای چنگاندازی بیشرمانه قدرت هموار میسازند. ناآگاهی آنان، زمین حاصلخیزیست برای رویش بذرهای فاشیسم؛ همان فاشیسمی که در هیاهوی شعارهای توخالی، آزادی را خفه میکند، عدالت را قربانی میسازد و برابری را به سخره میگیرد.
برای کسانی که از عدم قطعیت یا احساس ناتوانی دچار استیصال شدهاند، تسلیم شدن به یک رهبر یا ایدئولوژی که وعده نظم و وضوح میدهد، میتواند از نظر روانی آرامشبخش باشد.
این به این معنا نیست که آنها نمیتوانند برای خود فکر کنند، بلکه به این معناست که آنها به امنیت حاصل از همگرایی و حذف مسئولیت شخصی جذب میشوند.
اما، آنان که امروز با سادهدلی یا تعصب، به ستایش قدرتهای سرکوبگر میپردازند، فردا خود نخستین قربانیان همان سرکوب خواهند بود، زيرا ماشین اقتدار، وفاداری نمیشناسد، تنها اطاعت میطلبد. شگفت آنکه برخى از آنان، كه خود زمانی قربانی سرکوب بودهاند، و هنوز ادعای مخالفت با اقتدار را دارند، در همدستی با شكلى ديگر از همان ستم ایستادهاند.
آنان که فقط آزادی را برای خود میخواهند، فرقی نمیکند در کجای دنیا مسکن گزیدهاند؛ هر جا که هستند، برای سرکوب عدالت و برابری، سرمستانه کف میزنند.
و البته آنگاه که باران عدالت و آزادی با اراده و سازماندهى مردم فرود آید، نه از سرپناه ستم خبری خواهد بود و نه از سنگرهای دروغ.
متنى كه در ادامه مى آيد، ترجمه پُستى برگرفته از صفحه تلگرام يك شهروند امريكايى درباره "اعتراضات دست ها كوتاه" است ، كه ديروز پنجم آوريل ٢٠٢٥، در سرتاسر كشور آمريكا برگزار شد:
"دستها كوتاه!
اعتراضات “دستها كوتاه!” امروز چیزی کمتر از یک رویداد تاریخی نبود. این اعتراضات نشاندهنده ایستادگی قدرتمند و متحدی علیه آنچه برگزارکنندگان "چنگاندازی بیشرمانه براى تصاحب قدرت در تاریخ معاصر" خواندهاند، بود. با بیش از ۱۴۰۰ تظاهرات در تمامی ۵۰ ايالات و صدها هزار شرکتکننده، این جنبش، ائتلافی متنوع از کارگران، فعالان و شهروندان عادی را گرد هم آورد تا پایان نفوذ میلیاردرها، کاهش برنامههای حیاتی مانند تأمین اجتماعی و بيمه دولتىِ مدیکید و حملات به گروه هاى به حاشیه راندهشده را مطالبه کنند.
از تجمعات پرشور در واشنگتن دیسی تا گردهماییهای کوچکتر در شهرهای محافظهکار، پیام روشن بود: آمریکاییها از سیاستهایی که به نفع ثروتمندان و به ضرر دموکراسی و حقوق اولیه است، خستهاند. جو موجود در محل اعتراضات پرشور بود، با شعارهایی مانند “دستها كوتاه از شغلهای ما، مراقبتهای بهداشتی ما، دموکراسی ما!” که در شهرداریها، ساختمانهای فدرال، و حتی شهرهای بینالمللی مانند لندن و برلین طنینانداز شد.
حضور گسترده امروز تنها یک اعتراض نبود، بلکه اعلامی پرطنین بود که قدرت مردمی زنده است و آماده است برای مبارزه در راه عدالت و برابری."
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
در میان ما ایرانیان، هستند کسانی که شیفتگان اقتدارگراییاند؛ مسحور شکوه دروغین اقتدار پوشالی، چه در هیبت سلطنت پیشین، چه در سیمای آنچه امروز در كشور آمريكا میگذرد. مسحوران اقتدار، همواره دلسپرده همان شکوه دروغینی بودهاند که ستم را بهجای عدالت مینشاند، بیآنکه دریابند، راه را برای چنگاندازی بیشرمانه قدرت هموار میسازند. ناآگاهی آنان، زمین حاصلخیزیست برای رویش بذرهای فاشیسم؛ همان فاشیسمی که در هیاهوی شعارهای توخالی، آزادی را خفه میکند، عدالت را قربانی میسازد و برابری را به سخره میگیرد.
برای کسانی که از عدم قطعیت یا احساس ناتوانی دچار استیصال شدهاند، تسلیم شدن به یک رهبر یا ایدئولوژی که وعده نظم و وضوح میدهد، میتواند از نظر روانی آرامشبخش باشد.
این به این معنا نیست که آنها نمیتوانند برای خود فکر کنند، بلکه به این معناست که آنها به امنیت حاصل از همگرایی و حذف مسئولیت شخصی جذب میشوند.
اما، آنان که امروز با سادهدلی یا تعصب، به ستایش قدرتهای سرکوبگر میپردازند، فردا خود نخستین قربانیان همان سرکوب خواهند بود، زيرا ماشین اقتدار، وفاداری نمیشناسد، تنها اطاعت میطلبد. شگفت آنکه برخى از آنان، كه خود زمانی قربانی سرکوب بودهاند، و هنوز ادعای مخالفت با اقتدار را دارند، در همدستی با شكلى ديگر از همان ستم ایستادهاند.
آنان که فقط آزادی را برای خود میخواهند، فرقی نمیکند در کجای دنیا مسکن گزیدهاند؛ هر جا که هستند، برای سرکوب عدالت و برابری، سرمستانه کف میزنند.
و البته آنگاه که باران عدالت و آزادی با اراده و سازماندهى مردم فرود آید، نه از سرپناه ستم خبری خواهد بود و نه از سنگرهای دروغ.
متنى كه در ادامه مى آيد، ترجمه پُستى برگرفته از صفحه تلگرام يك شهروند امريكايى درباره "اعتراضات دست ها كوتاه" است ، كه ديروز پنجم آوريل ٢٠٢٥، در سرتاسر كشور آمريكا برگزار شد:
"دستها كوتاه!
اعتراضات “دستها كوتاه!” امروز چیزی کمتر از یک رویداد تاریخی نبود. این اعتراضات نشاندهنده ایستادگی قدرتمند و متحدی علیه آنچه برگزارکنندگان "چنگاندازی بیشرمانه براى تصاحب قدرت در تاریخ معاصر" خواندهاند، بود. با بیش از ۱۴۰۰ تظاهرات در تمامی ۵۰ ايالات و صدها هزار شرکتکننده، این جنبش، ائتلافی متنوع از کارگران، فعالان و شهروندان عادی را گرد هم آورد تا پایان نفوذ میلیاردرها، کاهش برنامههای حیاتی مانند تأمین اجتماعی و بيمه دولتىِ مدیکید و حملات به گروه هاى به حاشیه راندهشده را مطالبه کنند.
از تجمعات پرشور در واشنگتن دیسی تا گردهماییهای کوچکتر در شهرهای محافظهکار، پیام روشن بود: آمریکاییها از سیاستهایی که به نفع ثروتمندان و به ضرر دموکراسی و حقوق اولیه است، خستهاند. جو موجود در محل اعتراضات پرشور بود، با شعارهایی مانند “دستها كوتاه از شغلهای ما، مراقبتهای بهداشتی ما، دموکراسی ما!” که در شهرداریها، ساختمانهای فدرال، و حتی شهرهای بینالمللی مانند لندن و برلین طنینانداز شد.
حضور گسترده امروز تنها یک اعتراض نبود، بلکه اعلامی پرطنین بود که قدرت مردمی زنده است و آماده است برای مبارزه در راه عدالت و برابری."
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
Telegram
دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
روانشناسي فرد و جامعه
راه ارتباط با من:
@golkomyayad
راه ارتباط با من:
@golkomyayad
Forwarded from نقد اقتصاد سیاسی
«چپ آوازه افکند و از راست شد»؛ داستان این روزهای برخی کنشگران و تحلیلگران در ایران است که آرامآرام ترس و خجالت را کنار میگذارند و اعتراف میکنند که نه فقط بیش از پیش به راست گراییدهاند، که حتی آمادهاند تا از ارتجاع اعادهی سلطنت در ایران دفاع کنند.
__________
👈متن کامل
__________
👈متن کامل
بهسوی یک
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک دسترسی به مطلب:
https://kaargaah.net/?p=1494
------------
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
#علیه_استبداد
#علیه_جنگ
#علیه_نظامیگری
#علیه_امپریالیسم
#لیلا_الشامی
#آنتی_امپریالیسم_احمقها
#antiimperialism_of_idiots
-------------
@kdialectic
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک دسترسی به مطلب:
https://kaargaah.net/?p=1494
------------
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
#علیه_استبداد
#علیه_جنگ
#علیه_نظامیگری
#علیه_امپریالیسم
#لیلا_الشامی
#آنتی_امپریالیسم_احمقها
#antiimperialism_of_idiots
-------------
@kdialectic
بهسوی یک
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
یادداشت مترجم:
خاستگاه روایت اردوگاهی از دلالتهای مقولهی امپریالیسم و رویکرد قدرتمدار به آنتیامپریالیسم به کشاکشهای جنگ سرد بازمیگردد؛ پیشینهای که در ایرانِ حوالیِ ۱۳۵۷ هم نمودهای بارز و مخربی داشت. در فضای سیاسی متاخر ایران، احیای خوانشی اردوگاهی از امپریالیسم با برآمدن راهبرد دولتیِ «محور مقاومت» مقارن و مرتبط بود و به تکوین و تقویت لایهای از چپگرایان انجامید که رویکردهای تحلیلی و سیاسیشان (مصداق عبارت «چپ شبهآنتیامپریالیست» یا «چپ آنتیامپ») بهسهم خود عاملی بود در تشدیدِ پراکندگیهای درونی چپ و تضعیف امکانات بازیابیِ قوای اجتماعی–سیاسیِ آن. اما این نوع متاخر از «بیماری چپروی کودکانه» مختص چپ ایران نبوده است؛ بلکه در اتمسفر شکست تاریخی چپْ بذرهای آن در سراسر جهان – در خاک استیصال – ریشه دوانیده و تکثیر شده است.
متن پیشِ رو ضمن نقد برخی روایتهای متناقض و بازدارنده از «آنتیامپریالیسم» در زمانهی پرتلاطم معاصر، این پرسش بنیانی را پیش میکشد که در بافتار تاریخی «رژیم جهانیِ جنگ» (Global War Regime) و «انباشتِ نظامیشده» (Militarized Accumulation)، مبانی یک انترناسیونالیسم جدید «درجهت تدارک یک رهاییِ جهانشمول» چه میتواند باشد.
مولفان، در پاسخ به این پرسش، ازجمله بر این نکته تأکید دارند که در شرایط کنونیْ رویکرد انترناسیونالیستی، بهمنزلهی کنش جمعیِ ضدسرمایهدارانه و فراسوی مرزهای ملی، بهویژه «میباید بر ضد ماشینهای جنگیِ جهانی متمرکز شود»؛ و اینکه یک انترناسیونالیسمِ بدیل میباید مبارزه با نظامیگری را در پیوند با سیاستورزی حول نیازهای اجتماعیِ فرودستان پیش ببرد.
با توجه به تشدید رویههای نئوفاشیستی در سطح جهانی، و خصوصا بسط نظامیگریِ امپریالیستی و غوغای جنگطلبیِ دولتها در جغرافیای ایران و خاورمیانه، انگیزهی اصلیِ ترجمهی مقالهی حاضر این بوده است که – بهسهم خود – جایگاه ضروریِ پیکار علیه نظامیگری را در متن پیکار عمومی برای رهاییِ اجتماعی برجسته کند؛ و اینکه چنین پیکارهایی تنها با اتخاذ چشماندازی انترناسیونالیستی و ضدسرمایهدارانه قادر خواهند بود از گرایشهای ساختاری به ادغام در نظم مسلط برهند.
نکاتی دربارهی ترجمهی این مقاله و پیوست آن: حفظ عنوان ظاهراً تحریکآمیز این مقاله در ترجمهی فارسی، فارغ از وفاداری به متن اصلی، بهدلیل ارجاع نویسندگان به اصطلاح «آنتیامپریالیسم احمقها»ست. این اصطلاح گویا نخستینبار توسط لیلا الشامی، اکتیویست چپ سوری، در نوشتار کوتاهی (آوریل ۲۰۱۸) در نقد رویکرد نارسا و مخربِ طیفی از چپگرایان در مواجهه با بحران سوریه بهکار گرفته شد (مخاطب علاقمند میتواند ترجمهی فارسی نوشتهی لیلا الشامی را نیز در پیوست مقالهی حاضر ملاحظه کند). پس از آن، عبارت «آنتیامپریالیسم احمقها» در متون زیادی مورد استفاده قرار گرفت؛ ازجمله در عنوان و متن نامهی جمعی سرگشادهای که چندی بعد ( مارس ۲۰۲۱) از سوی جمع بزرگی از نویسندگان و فعالان سیاسیِ سوری – با همراهی فعالانی از سایر کشورها – دربارهی رویکرد بخشی از چپگرایان نسبت به تحولات سوریه منتشر شد. خوشبختانه این نامه به فارسی هم ترجمه و منتشر شده است («آنتیامپریالیسم احمقها: امحاء مردم سوریه با دروغپراکنی، ترجمهی: سارا محمدی). برای سهولت دسترسی مخاطبان به این متونِ مرتبط، ترجمهی فارسی این نامهی سرگشاده را نیز عینا در پیوست دوم همین متن میآورم.
ا. ح. – فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک دسترسی به مطلب:
https://kaargaah.net/?p=1494
------------
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
#علیه_استبداد
#علیه_جنگ
#علیه_نظامیگری
#علیه_امپریالیسم
#لیلا_الشامی
#آنتی_امپریالیسم_احمقها
#antiimperialism_of_idiots
-------------
@kdialectic
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
یادداشت مترجم:
خاستگاه روایت اردوگاهی از دلالتهای مقولهی امپریالیسم و رویکرد قدرتمدار به آنتیامپریالیسم به کشاکشهای جنگ سرد بازمیگردد؛ پیشینهای که در ایرانِ حوالیِ ۱۳۵۷ هم نمودهای بارز و مخربی داشت. در فضای سیاسی متاخر ایران، احیای خوانشی اردوگاهی از امپریالیسم با برآمدن راهبرد دولتیِ «محور مقاومت» مقارن و مرتبط بود و به تکوین و تقویت لایهای از چپگرایان انجامید که رویکردهای تحلیلی و سیاسیشان (مصداق عبارت «چپ شبهآنتیامپریالیست» یا «چپ آنتیامپ») بهسهم خود عاملی بود در تشدیدِ پراکندگیهای درونی چپ و تضعیف امکانات بازیابیِ قوای اجتماعی–سیاسیِ آن. اما این نوع متاخر از «بیماری چپروی کودکانه» مختص چپ ایران نبوده است؛ بلکه در اتمسفر شکست تاریخی چپْ بذرهای آن در سراسر جهان – در خاک استیصال – ریشه دوانیده و تکثیر شده است.
متن پیشِ رو ضمن نقد برخی روایتهای متناقض و بازدارنده از «آنتیامپریالیسم» در زمانهی پرتلاطم معاصر، این پرسش بنیانی را پیش میکشد که در بافتار تاریخی «رژیم جهانیِ جنگ» (Global War Regime) و «انباشتِ نظامیشده» (Militarized Accumulation)، مبانی یک انترناسیونالیسم جدید «درجهت تدارک یک رهاییِ جهانشمول» چه میتواند باشد.
مولفان، در پاسخ به این پرسش، ازجمله بر این نکته تأکید دارند که در شرایط کنونیْ رویکرد انترناسیونالیستی، بهمنزلهی کنش جمعیِ ضدسرمایهدارانه و فراسوی مرزهای ملی، بهویژه «میباید بر ضد ماشینهای جنگیِ جهانی متمرکز شود»؛ و اینکه یک انترناسیونالیسمِ بدیل میباید مبارزه با نظامیگری را در پیوند با سیاستورزی حول نیازهای اجتماعیِ فرودستان پیش ببرد.
با توجه به تشدید رویههای نئوفاشیستی در سطح جهانی، و خصوصا بسط نظامیگریِ امپریالیستی و غوغای جنگطلبیِ دولتها در جغرافیای ایران و خاورمیانه، انگیزهی اصلیِ ترجمهی مقالهی حاضر این بوده است که – بهسهم خود – جایگاه ضروریِ پیکار علیه نظامیگری را در متن پیکار عمومی برای رهاییِ اجتماعی برجسته کند؛ و اینکه چنین پیکارهایی تنها با اتخاذ چشماندازی انترناسیونالیستی و ضدسرمایهدارانه قادر خواهند بود از گرایشهای ساختاری به ادغام در نظم مسلط برهند.
نکاتی دربارهی ترجمهی این مقاله و پیوست آن: حفظ عنوان ظاهراً تحریکآمیز این مقاله در ترجمهی فارسی، فارغ از وفاداری به متن اصلی، بهدلیل ارجاع نویسندگان به اصطلاح «آنتیامپریالیسم احمقها»ست. این اصطلاح گویا نخستینبار توسط لیلا الشامی، اکتیویست چپ سوری، در نوشتار کوتاهی (آوریل ۲۰۱۸) در نقد رویکرد نارسا و مخربِ طیفی از چپگرایان در مواجهه با بحران سوریه بهکار گرفته شد (مخاطب علاقمند میتواند ترجمهی فارسی نوشتهی لیلا الشامی را نیز در پیوست مقالهی حاضر ملاحظه کند). پس از آن، عبارت «آنتیامپریالیسم احمقها» در متون زیادی مورد استفاده قرار گرفت؛ ازجمله در عنوان و متن نامهی جمعی سرگشادهای که چندی بعد ( مارس ۲۰۲۱) از سوی جمع بزرگی از نویسندگان و فعالان سیاسیِ سوری – با همراهی فعالانی از سایر کشورها – دربارهی رویکرد بخشی از چپگرایان نسبت به تحولات سوریه منتشر شد. خوشبختانه این نامه به فارسی هم ترجمه و منتشر شده است («آنتیامپریالیسم احمقها: امحاء مردم سوریه با دروغپراکنی، ترجمهی: سارا محمدی). برای سهولت دسترسی مخاطبان به این متونِ مرتبط، ترجمهی فارسی این نامهی سرگشاده را نیز عینا در پیوست دوم همین متن میآورم.
ا. ح. – فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک دسترسی به مطلب:
https://kaargaah.net/?p=1494
------------
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
#علیه_استبداد
#علیه_جنگ
#علیه_نظامیگری
#علیه_امپریالیسم
#لیلا_الشامی
#آنتی_امپریالیسم_احمقها
#antiimperialism_of_idiots
-------------
@kdialectic
176_Ein_Antiimperialismus_ohne_Idioten_Farsi.pdf
463.1 KB
نسخهی پیدیاف:
بهسوی یک
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1494
-------------
@kdialectic
بهسوی یک
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1494
-------------
@kdialectic
Forwarded from کلکتیو ۹۸
🚩 ما نگران سه زن هستیم؛ پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی
نه فقط از سر همدردی، بلکه از عمق درکی مشترک از خشونتی که همزمان هم زنانه است، هم سیاسی است، و هم ساختاری. این زنها نه صرفا متهم، ونه حتی قربانی بلکه در مقابل یک نظم مردسالار، فاشیستی و زنستیز که تن زن را همیشه اولین میدان سرکوب میداند، مانند سرو ایستادهاند.
اتهاماتشان، واهیست؛ اما سایه اعدام، واقعیست، و ما خوب میدانیم که در این نظام، «اتهام واهی» اغلب برای نابودیِ کامل یک زندگی کفایت میکند.
سکوت، در برابر چنین خشونتی، همدستی با خشونتگر است. هر روزی که میگذرد، اضطراب ما برای سرنوشت این زنان، شکل فشردهتری از وحشتیست که سالهاست بر تنها، زبانها و زندگیمان تحمیل شده. ما از پیش با این خشونتها و قتلها آشناییم، خشونت و قتلهایی که در لفافهٔ قانون، عدالت را به ابزاری برای حذف بدل کردهاند.
نامشان را بلند بگوییم پیش از آنکه دوباره، دیر شود.
#وریشه_مرادی
#پخشان_عزیزی
#شریفه_محمدی
@collective98
نه فقط از سر همدردی، بلکه از عمق درکی مشترک از خشونتی که همزمان هم زنانه است، هم سیاسی است، و هم ساختاری. این زنها نه صرفا متهم، ونه حتی قربانی بلکه در مقابل یک نظم مردسالار، فاشیستی و زنستیز که تن زن را همیشه اولین میدان سرکوب میداند، مانند سرو ایستادهاند.
اتهاماتشان، واهیست؛ اما سایه اعدام، واقعیست، و ما خوب میدانیم که در این نظام، «اتهام واهی» اغلب برای نابودیِ کامل یک زندگی کفایت میکند.
سکوت، در برابر چنین خشونتی، همدستی با خشونتگر است. هر روزی که میگذرد، اضطراب ما برای سرنوشت این زنان، شکل فشردهتری از وحشتیست که سالهاست بر تنها، زبانها و زندگیمان تحمیل شده. ما از پیش با این خشونتها و قتلها آشناییم، خشونت و قتلهایی که در لفافهٔ قانون، عدالت را به ابزاری برای حذف بدل کردهاند.
نامشان را بلند بگوییم پیش از آنکه دوباره، دیر شود.
#وریشه_مرادی
#پخشان_عزیزی
#شریفه_محمدی
@collective98
کلکتیو ۹۸
🚩 ما نگران سه زن هستیم؛ پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی نه فقط از سر همدردی، بلکه از عمق درکی مشترک از خشونتی که همزمان هم زنانه است، هم سیاسی است، و هم ساختاری. این زنها نه صرفا متهم، ونه حتی قربانی بلکه در مقابل یک نظم مردسالار، فاشیستی و زنستیز…
🚩
3 Women, 3 Lives, 1 Cry (of Anger)
We are deeply concerned about three women: Pakhshan Azizi, Varisheh Moradi, and Sharifeh Mohammadi.
Not just out of sympathy, but from a shared and profound understanding of a violence that is simultaneously gendered, political, and structural. These women are not merely accused, nor simply victims — they stand, tall and unyielding like cypress trees, against a patriarchal, fascist, and misogynistic order that has always regarded women’s bodies as the first battleground of suppression.
Their charges are baseless — but the threat of execution is real. And we know all too well that in this system, a “false accusation” is often more than enough to annihilate a life.
Silence in the face of such violence is complicity.
With each day that passes, our anxiety for their fate becomes a more concentrated form of the terror that has long been imposed upon our bodies, our voices, and our lives. We know this violence intimately — violence and killings cloaked in law, where justice is weaponized to eliminate.
Say their names out loud — before it’s too late.
#Varisheh_Moradi
#Pakhshan_Azizi
#Sharifeh_Mohammadi
--------------------
@collectiv98
3 Women, 3 Lives, 1 Cry (of Anger)
We are deeply concerned about three women: Pakhshan Azizi, Varisheh Moradi, and Sharifeh Mohammadi.
Not just out of sympathy, but from a shared and profound understanding of a violence that is simultaneously gendered, political, and structural. These women are not merely accused, nor simply victims — they stand, tall and unyielding like cypress trees, against a patriarchal, fascist, and misogynistic order that has always regarded women’s bodies as the first battleground of suppression.
Their charges are baseless — but the threat of execution is real. And we know all too well that in this system, a “false accusation” is often more than enough to annihilate a life.
Silence in the face of such violence is complicity.
With each day that passes, our anxiety for their fate becomes a more concentrated form of the terror that has long been imposed upon our bodies, our voices, and our lives. We know this violence intimately — violence and killings cloaked in law, where justice is weaponized to eliminate.
Say their names out loud — before it’s too late.
#Varisheh_Moradi
#Pakhshan_Azizi
#Sharifeh_Mohammadi
--------------------
@collectiv98
کلکتیو ۹۸
🚩 ما نگران سه زن هستیم؛ پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی نه فقط از سر همدردی، بلکه از عمق درکی مشترک از خشونتی که همزمان هم زنانه است، هم سیاسی است، و هم ساختاری. این زنها نه صرفا متهم، ونه حتی قربانی بلکه در مقابل یک نظم مردسالار، فاشیستی و زنستیز…
🚩
3 Frauen, 3 Leben, 1 Schrei (aus Wut)
Wir sorgen uns um drei Frauen: Pakhshan Azizi, Varisheh Moradi und Sharifeh Mohammadi.
Nicht nur aus Mitgefühl, sondern auch aus einem tiefen gemeinsamen Verständnis von Gewalt, die zugleich weiblich, politisch und strukturell ist. Diese Frauen sind nicht einfach nur Angeklagte oder gar Opfer, sondern stehen wie Zypressen einer patriarchalischen, faschistischen und frauenfeindlichen Ordnung gegenüber, die den weiblichen Körper stets als primären Ort der Unterdrückung betrachtet.
Ihre Anschuldigungen sind falsch; doch der Schatten der Hinrichtung ist real, und wir wissen, dass in diesem System oft eine „falsche Anschuldigung“ ausreicht, um ein Leben völlig zu zerstören.
Schweigen angesichts solcher Gewalt ist Komplizenschaft mit dem Täter. Mit jedem Tag verstärkt sich unsere Angst um das Schicksal dieser Frauen – eine konzentriertere Form des Schreckens, der unseren Körpern, unseren Sprachen und unserem Leben seit Jahren aufgezwungen wird. Wir kennen diese Gewalt und Morde bereits – Gewalt und Morde, die unter dem Deckmantel des Rechts die Justiz zu einem Instrument der Vernichtung gemacht haben.
Lasst uns ihre Namen laut aussprechen, bevor es wieder zu spät ist.
#Warishe_Moradi
#Pakhshan_Azizi
#Sharifeh_Mohammadi
--------------------
@collectiv98
3 Frauen, 3 Leben, 1 Schrei (aus Wut)
Wir sorgen uns um drei Frauen: Pakhshan Azizi, Varisheh Moradi und Sharifeh Mohammadi.
Nicht nur aus Mitgefühl, sondern auch aus einem tiefen gemeinsamen Verständnis von Gewalt, die zugleich weiblich, politisch und strukturell ist. Diese Frauen sind nicht einfach nur Angeklagte oder gar Opfer, sondern stehen wie Zypressen einer patriarchalischen, faschistischen und frauenfeindlichen Ordnung gegenüber, die den weiblichen Körper stets als primären Ort der Unterdrückung betrachtet.
Ihre Anschuldigungen sind falsch; doch der Schatten der Hinrichtung ist real, und wir wissen, dass in diesem System oft eine „falsche Anschuldigung“ ausreicht, um ein Leben völlig zu zerstören.
Schweigen angesichts solcher Gewalt ist Komplizenschaft mit dem Täter. Mit jedem Tag verstärkt sich unsere Angst um das Schicksal dieser Frauen – eine konzentriertere Form des Schreckens, der unseren Körpern, unseren Sprachen und unserem Leben seit Jahren aufgezwungen wird. Wir kennen diese Gewalt und Morde bereits – Gewalt und Morde, die unter dem Deckmantel des Rechts die Justiz zu einem Instrument der Vernichtung gemacht haben.
Lasst uns ihre Namen laut aussprechen, bevor es wieder zu spät ist.
#Warishe_Moradi
#Pakhshan_Azizi
#Sharifeh_Mohammadi
--------------------
@collectiv98
از معمای مذاکرات (غیر)مستقیم تا بداهت کشتارهای مستقیم:
حفظ نظام اوجب واجبات است
امین حصوری
۲۵ فروردین ۱۴۰۴
مقدمه: فراز و فرودهای منتهی به مذاکرات میان دولتهای ایران و ایالات متحد و رتوریک لغزان و پرهیاهوی دوطرفْ بهتنهایی بستری عینی برای آموزش سیاسیِ انتقادی فراهم کردهاند. چون این رویدادها تصویر ملموسی از جایگاه و ماهیت واقعی جمهوری اسلامی در بافتار مناسبات قدرت جهانی ترسیم میکنند، طوریکه بتوان خودویژگیهای جمهوری اسلامی و پویش تاریخی آن را در پیوند درونماندگارشان با شالودههای نظم جهانی بهفهم و تصور درآورد؛ نه آنگونه که بهطور معمول در جدایی یا حتی تقابل با یکدیگر بازنمایی میشوند. این نوشتار با نگاهی به روند تمهید این مذاکرات، برخی دلالتهای آن دربارهی جایگاه جمهوری اسلامی در روند بازتنظیم مناسبات سیال بینا–امپریالیستی را بررسی میکند. باور کانونی و نقطهی عزیمت این نوشتار آن است که همانگونه که برآمدن جمهوری اسلامیْ خود در بستر مناسبات قدرت امپریالیستی رخ داد، مسیر تکوین و تحقق ماهیت آن نیز با کارویژههایش در بازتولید نظم جهانی پیوند دارند. ...
https://kaargaah.net/?p=1502
---
@kdialectic
حفظ نظام اوجب واجبات است
امین حصوری
۲۵ فروردین ۱۴۰۴
مقدمه: فراز و فرودهای منتهی به مذاکرات میان دولتهای ایران و ایالات متحد و رتوریک لغزان و پرهیاهوی دوطرفْ بهتنهایی بستری عینی برای آموزش سیاسیِ انتقادی فراهم کردهاند. چون این رویدادها تصویر ملموسی از جایگاه و ماهیت واقعی جمهوری اسلامی در بافتار مناسبات قدرت جهانی ترسیم میکنند، طوریکه بتوان خودویژگیهای جمهوری اسلامی و پویش تاریخی آن را در پیوند درونماندگارشان با شالودههای نظم جهانی بهفهم و تصور درآورد؛ نه آنگونه که بهطور معمول در جدایی یا حتی تقابل با یکدیگر بازنمایی میشوند. این نوشتار با نگاهی به روند تمهید این مذاکرات، برخی دلالتهای آن دربارهی جایگاه جمهوری اسلامی در روند بازتنظیم مناسبات سیال بینا–امپریالیستی را بررسی میکند. باور کانونی و نقطهی عزیمت این نوشتار آن است که همانگونه که برآمدن جمهوری اسلامیْ خود در بستر مناسبات قدرت امپریالیستی رخ داد، مسیر تکوین و تحقق ماهیت آن نیز با کارویژههایش در بازتولید نظم جهانی پیوند دارند. ...
https://kaargaah.net/?p=1502
---
@kdialectic
177_What_Reveals_Iran_US_Deal_about_Islamic_Republic_Farsi.pdf
259 KB
فایل پیدیاف:
از معمای مذاکرات (غیر)مستقیم تا بداهت کشتارهای مستقیم:
حفظ نظام اوجب واجبات است
امین حصوری
۲۵ فروردین ۱۴۰۴
-------------------------------
لینک مقاله در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1502
-------------------------------
@kdialectic
از معمای مذاکرات (غیر)مستقیم تا بداهت کشتارهای مستقیم:
حفظ نظام اوجب واجبات است
امین حصوری
۲۵ فروردین ۱۴۰۴
-------------------------------
لینک مقاله در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1502
-------------------------------
@kdialectic
بازنشر:
گفتگوی همایون ایوانی با نجمه موسوی-پیمبری دربارهی
آخرین وضعیت سلامت و زندگی پرویز قلیچخانی
روایت تصویری
https://www.youtube.com/watch?v=EWBKghdnhHo
یکشنبه ، ۲۴ فروردین ۱۴۰۴
۱۳ آوریل ۲۰۲۵
با انتشار یک عکس در رسانههای اجتماعی و بازتاب سریع آن در رسانههای حکومتیِ داخل کشور، بیش از پیش پرسشهایی در مورد وضعیت سلامتی پرویز قلیچخانی، کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران و مدیر مسئول نشریه آرش مطرح شدهاند. برای کسب اطلاعات دقیقتر دربارهی وضعیت سلامتی پرویز قلیچخانی علاقمندان را به گفتوگوی دوم همایون ایوانی با نجمه موسوی- پیمبری ارجاع میدهیم.
در این گفتوگو، به نکات و پرسشهای زیر پرداخته میشود:
● وضعیت سلامتی پرویز قلیچخانی چگونه است؟
● پزشکان بیماریهای پرویز را چگونه ارزیابی می کنند؟ و چرا مراقبتهای ویژه پزشکی درباره او ضرورت دارد؟
● نگاهی کوتاه به بازتاب خبر و عکس بیماری پرویز در رسانههای داخل و حکومتی و ارزیابی از این واکنشها
● پیشنهادهایی به علاقمندان پرویز برای همراهی و همدلی بهتر با او در این دوره سخت، و دنبالکردن و بازنشر اخبار مربوط به وضعیت سلامتی و شرایط او از کانال و وبسایت "آرش"، نه اخبار یا شایعات رایج در رسانههای اجتماعی.
● در پایان این گفتوگو، دو عکس جدید از پرویز در نوروز امسال و نیز با کودکان پاریس نمایش داده شده است.
***
📍لینکهای مرتبط با نشريه آرش:
👈🏼 لینک صفحه اینترنتی جدید آرش:
http://arashghlich.org/
👈🏼 لینک ورود به کانال تلگرامی "آرش"
https://t.me/arashmagazine
@arashmagazine
✍🏼 نشانی ایمیل تماس با ادمین:
shabraft@gmail.com
گفتگوی همایون ایوانی با نجمه موسوی-پیمبری دربارهی
آخرین وضعیت سلامت و زندگی پرویز قلیچخانی
روایت تصویری
https://www.youtube.com/watch?v=EWBKghdnhHo
یکشنبه ، ۲۴ فروردین ۱۴۰۴
۱۳ آوریل ۲۰۲۵
با انتشار یک عکس در رسانههای اجتماعی و بازتاب سریع آن در رسانههای حکومتیِ داخل کشور، بیش از پیش پرسشهایی در مورد وضعیت سلامتی پرویز قلیچخانی، کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران و مدیر مسئول نشریه آرش مطرح شدهاند. برای کسب اطلاعات دقیقتر دربارهی وضعیت سلامتی پرویز قلیچخانی علاقمندان را به گفتوگوی دوم همایون ایوانی با نجمه موسوی- پیمبری ارجاع میدهیم.
در این گفتوگو، به نکات و پرسشهای زیر پرداخته میشود:
● وضعیت سلامتی پرویز قلیچخانی چگونه است؟
● پزشکان بیماریهای پرویز را چگونه ارزیابی می کنند؟ و چرا مراقبتهای ویژه پزشکی درباره او ضرورت دارد؟
● نگاهی کوتاه به بازتاب خبر و عکس بیماری پرویز در رسانههای داخل و حکومتی و ارزیابی از این واکنشها
● پیشنهادهایی به علاقمندان پرویز برای همراهی و همدلی بهتر با او در این دوره سخت، و دنبالکردن و بازنشر اخبار مربوط به وضعیت سلامتی و شرایط او از کانال و وبسایت "آرش"، نه اخبار یا شایعات رایج در رسانههای اجتماعی.
● در پایان این گفتوگو، دو عکس جدید از پرویز در نوروز امسال و نیز با کودکان پاریس نمایش داده شده است.
***
📍لینکهای مرتبط با نشريه آرش:
👈🏼 لینک صفحه اینترنتی جدید آرش:
http://arashghlich.org/
👈🏼 لینک ورود به کانال تلگرامی "آرش"
https://t.me/arashmagazine
@arashmagazine
✍🏼 نشانی ایمیل تماس با ادمین:
shabraft@gmail.com
YouTube
گفتوگوی همایون ایوانی با نجمه موسوی-پیمبری درباره آخرین وضعیت سلامت و زندگی پرویز قلیچخانی
گفتوگوی #همایون_ایوانی با #نجمه_موسوی-پیمبری درباره آخرین وضعیت سلامت و زندگی #پرویز_قلیچخانی
یکشنبه ، ۲۴ فروردین ۱۴۰۴
۱۳ آوریل ۲۰۲۵
با انتشار یک عکس در رسانههای اجتماعی و بلافاصله بازتاب آن در رسانههای حکومتی داخل کشور، بیش از پیش پرسشهایی در…
یکشنبه ، ۲۴ فروردین ۱۴۰۴
۱۳ آوریل ۲۰۲۵
با انتشار یک عکس در رسانههای اجتماعی و بلافاصله بازتاب آن در رسانههای حکومتی داخل کشور، بیش از پیش پرسشهایی در…
Hengamehpodcast E37 - Exiting the Vampire Castle by Mark Fisher
اپیزود ۳۷
خروج از قلعه خونآشامها - نوشته مارک فیشر
شاید برای خیلی از ما پیش آمده که خواستهایم در شبکههای اجتماعی یا حتی در جمع دوستان حرفی بزنیم اما ترسیدیم که شاید مورد حمله یا قضاوتهای ناروا قرار بگیریم و از اینرو اصلا چیزی نگفتهایم.
فیشر نظریهپرداز و منتقد فرهنگی این مقاله را در سال ۲۰۱۳ نوشته که درباره چنین رفتارهایی در بخشهایی از جریان چپ است. او در این مقاله تلاش میکند تا به رفتارهای تخریبگری که در نهایت به نفع ادامه وضع موجود است بپردازد.
@hengamehpodcast
خروج از قلعه خونآشامها - نوشته مارک فیشر
شاید برای خیلی از ما پیش آمده که خواستهایم در شبکههای اجتماعی یا حتی در جمع دوستان حرفی بزنیم اما ترسیدیم که شاید مورد حمله یا قضاوتهای ناروا قرار بگیریم و از اینرو اصلا چیزی نگفتهایم.
فیشر نظریهپرداز و منتقد فرهنگی این مقاله را در سال ۲۰۱۳ نوشته که درباره چنین رفتارهایی در بخشهایی از جریان چپ است. او در این مقاله تلاش میکند تا به رفتارهای تخریبگری که در نهایت به نفع ادامه وضع موجود است بپردازد.
@hengamehpodcast
کارگاه دیالکتیک
اپیزود ۳۷ خروج از قلعه خونآشامها - نوشته مارک فیشر شاید برای خیلی از ما پیش آمده که خواستهایم در شبکههای اجتماعی یا حتی در جمع دوستان حرفی بزنیم اما ترسیدیم که شاید مورد حمله یا قضاوتهای ناروا قرار بگیریم و از اینرو اصلا چیزی نگفتهایم. فیشر نظریهپرداز… – Hengamehpodcast E37 - Exiting the Vampire Castle by Mark Fisher
بازنشر:
خروج از قلعهی خونآشامها
کامران معتمدی در اپیزود ۳۷ «پادکست هنگامه» بر این موضوع کلیدی دست گذاشته است که چگونه نیروهای چپ بر بستر تاریخیِ مهیاشده توسط سرمایهداری نولیبرال - فعالانه و متکبرانه - زیر پای حضور سیاسیاجتماعی چپ را خالی کردهاند و «کنشگری اخلاقیِ واکنشی و احساسی» را جایگزین نقد سیستم و سازماندهی مبارزات جمعی کردهاند. این اپیزود، برگرفته از مقالهای از مارک فیشر (مارکسیست فقید بریتانیایی)، بخش نخست از مجموعهی چهارگانهایست که معتمدی بهمنظور آسیبشناسی و نقادی رویکرد اخلاقزدهی مسلط بر سپهر متاخر چپ در دست تهیه دارد. پدیدهای که حدود یک دهه پس از تخریب فضاهای کنشگری سیاسی چپ در جوامع غربی، بهمیانجی رشد اکتیویسم فردی بر بستر رسانههای دیجیتالی، فضای کنشگری چپ در جوامعی مثل ایران را هم تسخیر کرده است. مارک فیشر در این مقاله یادآوری میکند که طبقهی حاکمِ سرمایهدار در همان حال که منافع خود را سرسختانه و «بهسان یک طبقه» پی میگیرد و تحمیل میکند، مروج خستگیناپذیرِ فردگرایی بوده است؛ و اینکه چگونه بسیاری از نیروهای چپ این تحفهی برساختهی طبقهی حاکم را درونی کردهاند و بر پایهی آن «خشم نمایشی و اعتراض اخلاقیِ فردی» را جایگزین کنش جمعی کردهاند؛ و چگونه در امتداد آن، «سیاست هویت» را جایگزین همبستگی مبارزاتی و پیکار طبقاتی ضدسیستم کردهاند؛ جایی که مسیر ضروری بازشناسیِ اجتماعیِ ستمهای انکارشده و هویتهای تحتستم، تحت تاثیر درکی ایستا، تکوجهی و ذاتگرایانه از مقولهی هویت، به جداسازیهای هویتی و ارزشگذاریهای هویتی استحاله یافته است. اینکه چگونه فضای برآمده از برپایی «مراسم شرمساری اخلاقی عمومی» بر پایهی «تکفیر اخلاقی» و «پلیس زبان»، امکانات نقد و گفتگوی استدلالی و انتقادی و همدلانه را تخریب کرده است و با رواج بیاعتمادی و هراسْ مروج خودسانسوری و کنارهگیری بوده است؛ جایی که، برای مثال، کنش رفتاری-زبانیِ نادرست یک فرد (کنشی سکسیستی یا راسیستی یا اقتدارگرا)، از سوی کسانی که بنا به جایگاه اجتماعی-طبقاتیشان آشنایی بیشتری با کُدهای رفتاری-زبانیِ «درست» دارند همچون بازتابی از شخصیت ذاتا سکسیست یا راسیست یا اقتدارگرای آن فرد تفسیر میشود و به تکفیر و طرد اجتماعی او میانجامد؛ .... و اینکه چگونه گسترش و رواج مجموعهای از این رویههای فردگرایانه، اخلاقمحور و پرخاشگرانه نهایتا به واگرایی و تضعیف هرچهبیشتر نیروهای چپ منجر شده و مسیر پیشرویِ تهاجمی سرمایهداریِ متاخر را هموارتر کرده است.
کسانی که در یک دههی اخیر پویشهای درونی چپ ایران و مسیرهای «کنشگری» فردی چپگرایان در فضای رسانهای (ازجمله، هیاهوی سلبریتیهای چپ) را دنبال کرده باشند، بهخوبی اهمیت مقالهی مارک فیشر (موضوع این اپیزود) را درک خواهند کرد، حتی اگر با برخی از جمعبندیهای او تماما موافق نباشند. در عین حال، معضل مورد بحث در این مقاله/اپیزود گستردهتر از آن است که قابل تقلیل به شیوههای کنشگری «چپسلبریتی»ها باشد. چون اینان صرفا از این فضای برپاشده تغذیه میکنند؛ هرچند بهسهم خود آن را تثبیت و تکثیر میکنند. معضل عامتر یا چالش بزرگتر، رسوخ فراگیر «سوژهی نولیبرال» در سپهر اکتیویستی چپ ایرانی است.
https://t.me/hengamehpodcast/171
--------------------------
@kdialecti
خروج از قلعهی خونآشامها
کامران معتمدی در اپیزود ۳۷ «پادکست هنگامه» بر این موضوع کلیدی دست گذاشته است که چگونه نیروهای چپ بر بستر تاریخیِ مهیاشده توسط سرمایهداری نولیبرال - فعالانه و متکبرانه - زیر پای حضور سیاسیاجتماعی چپ را خالی کردهاند و «کنشگری اخلاقیِ واکنشی و احساسی» را جایگزین نقد سیستم و سازماندهی مبارزات جمعی کردهاند. این اپیزود، برگرفته از مقالهای از مارک فیشر (مارکسیست فقید بریتانیایی)، بخش نخست از مجموعهی چهارگانهایست که معتمدی بهمنظور آسیبشناسی و نقادی رویکرد اخلاقزدهی مسلط بر سپهر متاخر چپ در دست تهیه دارد. پدیدهای که حدود یک دهه پس از تخریب فضاهای کنشگری سیاسی چپ در جوامع غربی، بهمیانجی رشد اکتیویسم فردی بر بستر رسانههای دیجیتالی، فضای کنشگری چپ در جوامعی مثل ایران را هم تسخیر کرده است. مارک فیشر در این مقاله یادآوری میکند که طبقهی حاکمِ سرمایهدار در همان حال که منافع خود را سرسختانه و «بهسان یک طبقه» پی میگیرد و تحمیل میکند، مروج خستگیناپذیرِ فردگرایی بوده است؛ و اینکه چگونه بسیاری از نیروهای چپ این تحفهی برساختهی طبقهی حاکم را درونی کردهاند و بر پایهی آن «خشم نمایشی و اعتراض اخلاقیِ فردی» را جایگزین کنش جمعی کردهاند؛ و چگونه در امتداد آن، «سیاست هویت» را جایگزین همبستگی مبارزاتی و پیکار طبقاتی ضدسیستم کردهاند؛ جایی که مسیر ضروری بازشناسیِ اجتماعیِ ستمهای انکارشده و هویتهای تحتستم، تحت تاثیر درکی ایستا، تکوجهی و ذاتگرایانه از مقولهی هویت، به جداسازیهای هویتی و ارزشگذاریهای هویتی استحاله یافته است. اینکه چگونه فضای برآمده از برپایی «مراسم شرمساری اخلاقی عمومی» بر پایهی «تکفیر اخلاقی» و «پلیس زبان»، امکانات نقد و گفتگوی استدلالی و انتقادی و همدلانه را تخریب کرده است و با رواج بیاعتمادی و هراسْ مروج خودسانسوری و کنارهگیری بوده است؛ جایی که، برای مثال، کنش رفتاری-زبانیِ نادرست یک فرد (کنشی سکسیستی یا راسیستی یا اقتدارگرا)، از سوی کسانی که بنا به جایگاه اجتماعی-طبقاتیشان آشنایی بیشتری با کُدهای رفتاری-زبانیِ «درست» دارند همچون بازتابی از شخصیت ذاتا سکسیست یا راسیست یا اقتدارگرای آن فرد تفسیر میشود و به تکفیر و طرد اجتماعی او میانجامد؛ .... و اینکه چگونه گسترش و رواج مجموعهای از این رویههای فردگرایانه، اخلاقمحور و پرخاشگرانه نهایتا به واگرایی و تضعیف هرچهبیشتر نیروهای چپ منجر شده و مسیر پیشرویِ تهاجمی سرمایهداریِ متاخر را هموارتر کرده است.
کسانی که در یک دههی اخیر پویشهای درونی چپ ایران و مسیرهای «کنشگری» فردی چپگرایان در فضای رسانهای (ازجمله، هیاهوی سلبریتیهای چپ) را دنبال کرده باشند، بهخوبی اهمیت مقالهی مارک فیشر (موضوع این اپیزود) را درک خواهند کرد، حتی اگر با برخی از جمعبندیهای او تماما موافق نباشند. در عین حال، معضل مورد بحث در این مقاله/اپیزود گستردهتر از آن است که قابل تقلیل به شیوههای کنشگری «چپسلبریتی»ها باشد. چون اینان صرفا از این فضای برپاشده تغذیه میکنند؛ هرچند بهسهم خود آن را تثبیت و تکثیر میکنند. معضل عامتر یا چالش بزرگتر، رسوخ فراگیر «سوژهی نولیبرال» در سپهر اکتیویستی چپ ایرانی است.
https://t.me/hengamehpodcast/171
--------------------------
@kdialecti
Telegram
پادکست هنگامه
اپیزود ۳۷
خروج از قلعه خونآشامها - نوشته مارک فیشر
شاید برای خیلی از ما پیش آمده که خواستهایم در شبکههای اجتماعی یا حتی در جمع دوستان حرفی بزنیم اما ترسیدیم که شاید مورد حمله یا قضاوتهای ناروا قرار بگیریم و از اینرو اصلا چیزی نگفتهایم.
فیشر نظریهپرداز…
خروج از قلعه خونآشامها - نوشته مارک فیشر
شاید برای خیلی از ما پیش آمده که خواستهایم در شبکههای اجتماعی یا حتی در جمع دوستان حرفی بزنیم اما ترسیدیم که شاید مورد حمله یا قضاوتهای ناروا قرار بگیریم و از اینرو اصلا چیزی نگفتهایم.
فیشر نظریهپرداز…
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
.
۱. نمیتوان در فاجعهی انفجار در #بندر_رجایی ، ردِ پای اسرائیل را مشاهده نکرد یا دستکم احتمال انجام یک عملیات خرابکارانه از سوی این رژیم را نادیده گرفت؛ وقتی فاشیستی-تروریستیترین سازهی سیاسی کرهی زمین در غرب آسیا مستقر است، موجودیت خود را بر پایهی تروریسم و کشتار استوار کرده است و در همین یکسال اخیر مرتکب جنایاتی شده که نظایر آن در تاریخ دیده نشده است، محتمل ندانستنِ نقشاش در فجایعی از ایندست یا بهمعنای جهالت تام در رابطه با ماهیتِ ضدِ بشریِ اسرائیل است یا بهمعنای ذوب شدن در ایدئولوژی براندازی. بقای اسرائیل در گروِ تولید و بازتولید بحران است و حتی تصورِ استقرارِ صلح در غرب آسیا، برای این رژیم سمیست مهلک.
۲. از ماهیتِ تا زمانبندیِ این انفجار، شواهد و قرائن مرتبط با نقشآفرینی تروريستهای اسرائیل (چه از طریق مداخلهی مستقیم و چه با واگذاری پروژه به عواملِ داخلی) بسیار پررنگ است و بعید به نظر میرسد که جمهوری اسلامی حتی با رسیدن به اسنادِ متقنِ مبنی بر "خرابکاری" بودن این انفجار، علاقهای به افشای آن نشان دهد؛ صدماتِ حیثیتی که حاکمیت در ماههای اخیر از اسرائیل دریافت کرده مانع از آن خواهد شد که دستگاه امنیتی خود را بیش از پیش بیآبرو سازد. دستگاهی که چنان مشغول سرکوب برابریخواهان بوده که جولانگاه جاسوسان اسرائیل شده است.
۳. مگر نه اینکه اپوزیسیون برانداز، سالهاست که رؤیای حملهی نظامی و "تخریبِ زیرساختها" را دارد؟ مگر نه اینکه از کارمندان رسانهی تروریستی #صهیونیست_اینترنشنال تا زبالهدانی منوتوتیوی، از لمپنسلبریتیها تا تبهکارانِ روشنفکرنما، سالهاست که ذهن شما را برای پذیرش حملهی خارجی آماده میکنند؟ خب! بندر رجایی یکی از استراتژیکترین زیرساختهای ایران است. فاجعهی این بندر را یک پرده از بمباران کشور توسط نیروی خارجی در نظر بگیرید و برای دو دقیقه از توهمِ " توانِ نقطهزنیِ اسرائیل" بیرون بیائید؛ همین حضراتِ نقطهزن، برای کشتنِ چند-ده فرماندهی حماس، بیش از پنجاههزار غیرنظامی از جمله ۲۰هزار کودک را کشتهاند و بههمین تعداد از کودکان را قطع عضو کردهاند.
پس بیائید و در این لحظه، عامدانه و اسرائیلی بودن این انفجار را یک احتمال در میانِ دهها احتمال دیگر در نظر بگیریم. از آنجا که این فرض، محال نیست، پس میتوانیم سوال کنیم:
اگر اثبات شده بود که اسرائیل مسئول این انفجار و خونهای ریختهشده است، چه میکردید؟ "بیبیگل میخواندید، میگفتید لطفا زیرساختهای بیشتری را بزنید و کشتهها هم کمترین هزینه برای آزادی هستند؟"
@Blackfishvoice1
۱. نمیتوان در فاجعهی انفجار در #بندر_رجایی ، ردِ پای اسرائیل را مشاهده نکرد یا دستکم احتمال انجام یک عملیات خرابکارانه از سوی این رژیم را نادیده گرفت؛ وقتی فاشیستی-تروریستیترین سازهی سیاسی کرهی زمین در غرب آسیا مستقر است، موجودیت خود را بر پایهی تروریسم و کشتار استوار کرده است و در همین یکسال اخیر مرتکب جنایاتی شده که نظایر آن در تاریخ دیده نشده است، محتمل ندانستنِ نقشاش در فجایعی از ایندست یا بهمعنای جهالت تام در رابطه با ماهیتِ ضدِ بشریِ اسرائیل است یا بهمعنای ذوب شدن در ایدئولوژی براندازی. بقای اسرائیل در گروِ تولید و بازتولید بحران است و حتی تصورِ استقرارِ صلح در غرب آسیا، برای این رژیم سمیست مهلک.
۲. از ماهیتِ تا زمانبندیِ این انفجار، شواهد و قرائن مرتبط با نقشآفرینی تروريستهای اسرائیل (چه از طریق مداخلهی مستقیم و چه با واگذاری پروژه به عواملِ داخلی) بسیار پررنگ است و بعید به نظر میرسد که جمهوری اسلامی حتی با رسیدن به اسنادِ متقنِ مبنی بر "خرابکاری" بودن این انفجار، علاقهای به افشای آن نشان دهد؛ صدماتِ حیثیتی که حاکمیت در ماههای اخیر از اسرائیل دریافت کرده مانع از آن خواهد شد که دستگاه امنیتی خود را بیش از پیش بیآبرو سازد. دستگاهی که چنان مشغول سرکوب برابریخواهان بوده که جولانگاه جاسوسان اسرائیل شده است.
۳. مگر نه اینکه اپوزیسیون برانداز، سالهاست که رؤیای حملهی نظامی و "تخریبِ زیرساختها" را دارد؟ مگر نه اینکه از کارمندان رسانهی تروریستی #صهیونیست_اینترنشنال تا زبالهدانی منوتوتیوی، از لمپنسلبریتیها تا تبهکارانِ روشنفکرنما، سالهاست که ذهن شما را برای پذیرش حملهی خارجی آماده میکنند؟ خب! بندر رجایی یکی از استراتژیکترین زیرساختهای ایران است. فاجعهی این بندر را یک پرده از بمباران کشور توسط نیروی خارجی در نظر بگیرید و برای دو دقیقه از توهمِ " توانِ نقطهزنیِ اسرائیل" بیرون بیائید؛ همین حضراتِ نقطهزن، برای کشتنِ چند-ده فرماندهی حماس، بیش از پنجاههزار غیرنظامی از جمله ۲۰هزار کودک را کشتهاند و بههمین تعداد از کودکان را قطع عضو کردهاند.
پس بیائید و در این لحظه، عامدانه و اسرائیلی بودن این انفجار را یک احتمال در میانِ دهها احتمال دیگر در نظر بگیریم. از آنجا که این فرض، محال نیست، پس میتوانیم سوال کنیم:
اگر اثبات شده بود که اسرائیل مسئول این انفجار و خونهای ریختهشده است، چه میکردید؟ "بیبیگل میخواندید، میگفتید لطفا زیرساختهای بیشتری را بزنید و کشتهها هم کمترین هزینه برای آزادی هستند؟"
@Blackfishvoice1
Forwarded from Radio Zamaneh
شصت و ششمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»: باشد که فریاد «نه به اعدام» در تجمعهای اول ماه مه طنینانداز گردد
با پیوستن زندان سنندج، کارزار اعتصاب «سهشنبههای نه به اعدام»، به ۴۱ زندان گسترش یافته است.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/853171/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
با پیوستن زندان سنندج، کارزار اعتصاب «سهشنبههای نه به اعدام»، به ۴۱ زندان گسترش یافته است.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/853171/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
شصت و ششمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»: باشد که فریاد «نه به اعدام» در تجمعهای اول ماه مه طنینانداز گردد
با پیوستن زندان سنندج، کارزار اعتصاب «سهشنبههای نه به اعدام»، به ۴۱ زندان گسترش یافته است.
Forwarded from منجنیق
🔴 اول ماه مه در انفجار و سنگ
از بدنهای لهشدهی کارگران معدن تا بدنهای سوختهی کارگران بندر، بدن به بدن در فاجعه زیست میکنیم؛ از فاجعه به فاجعه. مقامات جمهوری اسلامی مشغول رتق و فتق امنیتی امورند تا مبادا کسی حرفی بیرون از روایتی که حاکمان اراده کردهاند بگوید. اوباش برانداز از قاتلان حاکم بر اسرائیل تشکر میکنند و از خوشی شیهه میکشند. کارشناسان رسانههای بزرگ و منبرهای آنلاین در مورد ابعاد ژئوپولیتیک قضایا و منافع «ایران» و «اسرائیل» سخنان داهیانه میگویند. همه از ابعاد «راهبردی» فاجعه در سرنوشت تجارت و سرمایهگذاری حرف میزنند. دلقکها و دریوزهها میان دو قُلُپِ شامپاین، فراخوان «اعتصاب سراسری» صادر میکنند. تاجران فلاکت صندوق اعتصابات و گو فاند می راه میاندازند تا هزینهی سفرهای تابستانیِ در پیش و هتلهای گرانقیمت و کشتیهای تفریحیشان را از میان خون و جنازه استخراج کنند. فاجعه اما در جای دیگری است؛ تکه تکه و خونآلود. صدای گلوی آنها را هیچکس نمیشنود. کارگرانی که از شهرهای فقیرشده و محروم، به دنبال نان کیلومترها دورتر از خانهها و بستگانشان، با قراردادهای سفیدامضا و تحت اختیار پیمانکارهای ریز و درشت در معدن و بندر جان میدهند. بیشناسنامههای بلوچ و کارگران «غیرقانونی» افغانستانی که حتا پیش از ریزش و انفجار در آمارها نبودهاند و اکنون نیز در آمارها نیستند. آنها که شماره نمیشوند، کسی به آنها تسلیت نمیگوید و برای همه در شمار «هزینههای جانبی» رونق کسبوکار و معاملههای بزرگ فاکتور میشوند. از استمرارطلب تا تحریمطلب دست در خون کارگران وضو میکنند و رو به قبلههای گوناگون نماز شکر به جای میآورند. در اول ماه مه، در روز جهانی کارگران، در امتداد خون کارگران شیکاگوی یک قرن و نیمِ پیش، هنوز از بدن کارگران جهان خونابه سرازیر است. در معدن، در بندر، در آوار سرمایه و بهرهکشی و استثمار. یاران ما در همبستگی با جانها و بدنهای کارگران لهشدهی معدن و سوختهی بندر، برای تکثیر شعاری که از گلوی بازنشستگان شریفی بیرون آمد که دو سال و نیمِ تمام است هر هفته به خیابان میآیند، بر دیوارها نوشتند: «از معدن تا بندر/ محل قتل کارگر».
اول مه ۱۴۰۴
🚩 برای تماس با منجنیق در تلگرام میتوانید به اکانت زیر پیغام بدهید:
@ManjanighContact
#منجنیق
#اجرای_خیابانی
@ManjanighCollective
از بدنهای لهشدهی کارگران معدن تا بدنهای سوختهی کارگران بندر، بدن به بدن در فاجعه زیست میکنیم؛ از فاجعه به فاجعه. مقامات جمهوری اسلامی مشغول رتق و فتق امنیتی امورند تا مبادا کسی حرفی بیرون از روایتی که حاکمان اراده کردهاند بگوید. اوباش برانداز از قاتلان حاکم بر اسرائیل تشکر میکنند و از خوشی شیهه میکشند. کارشناسان رسانههای بزرگ و منبرهای آنلاین در مورد ابعاد ژئوپولیتیک قضایا و منافع «ایران» و «اسرائیل» سخنان داهیانه میگویند. همه از ابعاد «راهبردی» فاجعه در سرنوشت تجارت و سرمایهگذاری حرف میزنند. دلقکها و دریوزهها میان دو قُلُپِ شامپاین، فراخوان «اعتصاب سراسری» صادر میکنند. تاجران فلاکت صندوق اعتصابات و گو فاند می راه میاندازند تا هزینهی سفرهای تابستانیِ در پیش و هتلهای گرانقیمت و کشتیهای تفریحیشان را از میان خون و جنازه استخراج کنند. فاجعه اما در جای دیگری است؛ تکه تکه و خونآلود. صدای گلوی آنها را هیچکس نمیشنود. کارگرانی که از شهرهای فقیرشده و محروم، به دنبال نان کیلومترها دورتر از خانهها و بستگانشان، با قراردادهای سفیدامضا و تحت اختیار پیمانکارهای ریز و درشت در معدن و بندر جان میدهند. بیشناسنامههای بلوچ و کارگران «غیرقانونی» افغانستانی که حتا پیش از ریزش و انفجار در آمارها نبودهاند و اکنون نیز در آمارها نیستند. آنها که شماره نمیشوند، کسی به آنها تسلیت نمیگوید و برای همه در شمار «هزینههای جانبی» رونق کسبوکار و معاملههای بزرگ فاکتور میشوند. از استمرارطلب تا تحریمطلب دست در خون کارگران وضو میکنند و رو به قبلههای گوناگون نماز شکر به جای میآورند. در اول ماه مه، در روز جهانی کارگران، در امتداد خون کارگران شیکاگوی یک قرن و نیمِ پیش، هنوز از بدن کارگران جهان خونابه سرازیر است. در معدن، در بندر، در آوار سرمایه و بهرهکشی و استثمار. یاران ما در همبستگی با جانها و بدنهای کارگران لهشدهی معدن و سوختهی بندر، برای تکثیر شعاری که از گلوی بازنشستگان شریفی بیرون آمد که دو سال و نیمِ تمام است هر هفته به خیابان میآیند، بر دیوارها نوشتند: «از معدن تا بندر/ محل قتل کارگر».
اول مه ۱۴۰۴
🚩 برای تماس با منجنیق در تلگرام میتوانید به اکانت زیر پیغام بدهید:
@ManjanighContact
#منجنیق
#اجرای_خیابانی
@ManjanighCollective