Forwarded from نقد
📚 سالنامهی نقد ۱۴۰۲-۱۴۰۳ منتشر شد.
در آستانهی هشتمین سال فعالیت «نقد»، کارنامهی یکسالهی مقالاتی که در سال گذشته منتشر کردهایم در فایل پیدیاف زیر در دسترس شماست:
👇🏼👇🏼
https://www.naghd.info/naghd-book-1403-a4-s.pdf
#سالنامه
🖋@naghd_com
در آستانهی هشتمین سال فعالیت «نقد»، کارنامهی یکسالهی مقالاتی که در سال گذشته منتشر کردهایم در فایل پیدیاف زیر در دسترس شماست:
👇🏼👇🏼
https://www.naghd.info/naghd-book-1403-a4-s.pdf
#سالنامه
🖋@naghd_com
Forwarded from منجنیق
falakhan269.pdf
568.8 KB
دسترسی آنلاین به برخی از فیلمها و مستندها در رابطه با موضوع فلسطین
در پرتو رخدادهای جنگ و نسلکشی دولت اسرائیل در غزه، برخی از فیلمسازان امکان دسترسی آنلاین (رایگان) مخاطبان به آثارشان حول مساله فلسطین را فراهم کردند. (به لینکهای پایین رجوع کنید 👇🏿)
برگرفته از کانال:
"Solidarity with Revolutionary Movements"
https://t.me/vbnmgdst
------------------------------------
• "Keeper of Memory" documentary:
https://youtu.be/eywuYeflWzg
• "Empty Seat" documentary:
https://youtu.be/an4hRFWOSQQ
• "Resistance Pilot" documentary:
https://youtu.be/wqSmdZy-Xcg
• "Jenin" documentary:
https://vimeo.com/499672067
• "The Olive Tree" documentary:
https://vimeo.com/432062498
• "Scenes from the Occupation in Gaza" documentary 1973:
https://youtu.be/1JlIwmnYnlE
• Documentary "Gaza Fights For Freedom":
https://youtu.be/HnZSaKYmP2s
• Documentary "Arna's Children":
https://youtu.be/cQZiHgbBBcI
• Short Film "Strawberry":
https://vimeo.com/209189656/e5510a6064
• Short Film "The Place":
https://youtu.be/fgcIVhNvsII
• Documentary "The Mayor":
https://youtu.be/aDvOnhssTcc
• Documentary "The Creation and the Nakba 1948":
https://youtu.be/Bwy-Rf15UIs
• Documentary "Occupation" 101":
https://youtu.be/C56QcWOGSKk
• "The Shadow of Absence" Documentary:
https://vimeo.com/220119035
• "The Don't Exist" Documentary:
https://youtu.be/2WZ_7Z6vbsg
• "As The Poet Said" Documentary:
https://vimeo.com/220116068
• "Five Broken Cameras" Documentary:
https://youtu.be/TZU9hYIgXZw
• "Paradise Now" Feature Film:
https://vimeo.com/510883804
• "Abnadam" Short Film:
https://youtu.be/I--r85cOoXM
• "Wedding of Galilee":
https://youtu.be/dYMQw7hQI1U
• The feature film "Keffiyeh":
https://vimeo.com/780695653
• The documentary film "Slingshot Hip Hop":
https://youtu.be/hHFlWE3N9Ik
• The documentary film "Tall al-Zaatar":
https://youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• The documentary film "Tall al-Zaatar - The Secrets of the Battle":
https://youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• The documentary film "In the Grip of the Resistance":
https://youtu.be/htJ10ACWQJM
• The documentary film "Swings":
https://youtu.be/gMk-Zi9vTGs
• The documentary film "Naji al-Ali: An Artist with Vision:
https://youtu.be/Y31yUi4WVsU
• "The Upper Gate" Documentary:
https://vimeo.com/433362585
• "In Search of Palestine" Documentary:
https://vimeo.com/184213685?1
• "Speak, Bird" Documentary:
https://youtu.be/wdkoxBjKM1Q
در پرتو رخدادهای جنگ و نسلکشی دولت اسرائیل در غزه، برخی از فیلمسازان امکان دسترسی آنلاین (رایگان) مخاطبان به آثارشان حول مساله فلسطین را فراهم کردند. (به لینکهای پایین رجوع کنید 👇🏿)
برگرفته از کانال:
"Solidarity with Revolutionary Movements"
https://t.me/vbnmgdst
------------------------------------
• "Keeper of Memory" documentary:
https://youtu.be/eywuYeflWzg
• "Empty Seat" documentary:
https://youtu.be/an4hRFWOSQQ
• "Resistance Pilot" documentary:
https://youtu.be/wqSmdZy-Xcg
• "Jenin" documentary:
https://vimeo.com/499672067
• "The Olive Tree" documentary:
https://vimeo.com/432062498
• "Scenes from the Occupation in Gaza" documentary 1973:
https://youtu.be/1JlIwmnYnlE
• Documentary "Gaza Fights For Freedom":
https://youtu.be/HnZSaKYmP2s
• Documentary "Arna's Children":
https://youtu.be/cQZiHgbBBcI
• Short Film "Strawberry":
https://vimeo.com/209189656/e5510a6064
• Short Film "The Place":
https://youtu.be/fgcIVhNvsII
• Documentary "The Mayor":
https://youtu.be/aDvOnhssTcc
• Documentary "The Creation and the Nakba 1948":
https://youtu.be/Bwy-Rf15UIs
• Documentary "Occupation" 101":
https://youtu.be/C56QcWOGSKk
• "The Shadow of Absence" Documentary:
https://vimeo.com/220119035
• "The Don't Exist" Documentary:
https://youtu.be/2WZ_7Z6vbsg
• "As The Poet Said" Documentary:
https://vimeo.com/220116068
• "Five Broken Cameras" Documentary:
https://youtu.be/TZU9hYIgXZw
• "Paradise Now" Feature Film:
https://vimeo.com/510883804
• "Abnadam" Short Film:
https://youtu.be/I--r85cOoXM
• "Wedding of Galilee":
https://youtu.be/dYMQw7hQI1U
• The feature film "Keffiyeh":
https://vimeo.com/780695653
• The documentary film "Slingshot Hip Hop":
https://youtu.be/hHFlWE3N9Ik
• The documentary film "Tall al-Zaatar":
https://youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• The documentary film "Tall al-Zaatar - The Secrets of the Battle":
https://youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• The documentary film "In the Grip of the Resistance":
https://youtu.be/htJ10ACWQJM
• The documentary film "Swings":
https://youtu.be/gMk-Zi9vTGs
• The documentary film "Naji al-Ali: An Artist with Vision:
https://youtu.be/Y31yUi4WVsU
• "The Upper Gate" Documentary:
https://vimeo.com/433362585
• "In Search of Palestine" Documentary:
https://vimeo.com/184213685?1
• "Speak, Bird" Documentary:
https://youtu.be/wdkoxBjKM1Q
YouTube
حارس الذاكرة
للاشتراك في الجزيرة الوثائقية: http://ajmn.tv/ytsub
حارس الذاكره طارق بكري باحث فلسطيني مقدسي يعمل على تشبيك العوائل الفلسطينية في الشتات والوطن بتاريخهم وما تركه أجدادهم ليوثق القصة الفلسطينية في كل بيت
تردداتنا: http://sat.aljazeera.net/ar
موقعنا الإلكتروني:…
حارس الذاكره طارق بكري باحث فلسطيني مقدسي يعمل على تشبيك العوائل الفلسطينية في الشتات والوطن بتاريخهم وما تركه أجدادهم ليوثق القصة الفلسطينية في كل بيت
تردداتنا: http://sat.aljazeera.net/ar
موقعنا الإلكتروني:…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نژادپرستی: میراث مسموم و جانسخت جمهوری اسلامی
معضل ماندگاری نظامهای سیاسی منحط و سرکوبگر فقط تداوم ستمها و سرکوبهایی نیست که بر آنها استوارند (ستمهای درهمتنیدهای که بازتولید آن نظام سیاسی بر بازتولید ساختاریِ آنها متکیست). معضل مهم دیگرِ ماندگاری ایندست نظامها، که دستکم وجه تراژیک بیشتری دارد، آن است که تا جایی که بتوانند مسیرهای مبارزه با خود (یا گذار از خود) را با مصالحی همجنس، و بهسمت ارتجاعی دیگر، کانالیزه یا ریلگذاری میکنند؛ چیزی شبیه تکثیر تباهیِ موجود رو به آینده، یا مسمومسازی پیشاپیشِ چشمهساری که تشنگان در تکاپوی رسیدن به آناند.
رژیم سلطنتی پهلوی و رژیم جمهوری اسلامی - هر دو - نمونههای تاریخی چشمگیری از همین نوع سازوکارِ میراثسازی را محقق کردهاند.
این درک که هر پیکار تودهای علیه یک نظام سلطه در درون خود نیازمند پیکارهای ضدهژمونیک است، بخشا معطوف به برجستهسازیِ ضرورت مبارزهی همزمان با میراث جانسخت ارتجاع است که (با پشتوانهی قدرتهای مستقر و گفتمانهای غالب) برای تکثیر خود در آینده و شکلدادن به نظم سیاسی-اجتماعیِ آتی تقلا میکند.
---------------------
@kdialectic
معضل ماندگاری نظامهای سیاسی منحط و سرکوبگر فقط تداوم ستمها و سرکوبهایی نیست که بر آنها استوارند (ستمهای درهمتنیدهای که بازتولید آن نظام سیاسی بر بازتولید ساختاریِ آنها متکیست). معضل مهم دیگرِ ماندگاری ایندست نظامها، که دستکم وجه تراژیک بیشتری دارد، آن است که تا جایی که بتوانند مسیرهای مبارزه با خود (یا گذار از خود) را با مصالحی همجنس، و بهسمت ارتجاعی دیگر، کانالیزه یا ریلگذاری میکنند؛ چیزی شبیه تکثیر تباهیِ موجود رو به آینده، یا مسمومسازی پیشاپیشِ چشمهساری که تشنگان در تکاپوی رسیدن به آناند.
رژیم سلطنتی پهلوی و رژیم جمهوری اسلامی - هر دو - نمونههای تاریخی چشمگیری از همین نوع سازوکارِ میراثسازی را محقق کردهاند.
این درک که هر پیکار تودهای علیه یک نظام سلطه در درون خود نیازمند پیکارهای ضدهژمونیک است، بخشا معطوف به برجستهسازیِ ضرورت مبارزهی همزمان با میراث جانسخت ارتجاع است که (با پشتوانهی قدرتهای مستقر و گفتمانهای غالب) برای تکثیر خود در آینده و شکلدادن به نظم سیاسی-اجتماعیِ آتی تقلا میکند.
---------------------
@kdialectic
در حاشیهی رویدادهای اخیر ارومیه:
https://t.me/VahidOnline/63496?single
خیز دولت ایران برای بهرهبرداری از بحرانهای خودساخته
۵ فروردین ۱۴۰۴
کارگاه دیالکتیک
جمهوری اسلامی فقط وارث ساختارهای ستم ملی نبود، بلکه بهمیانجیِ توتالیتاریسم مذهبی و ناسیونالیسم شیعیْ ابعاد و ژرفای این ستم و تبعیضهای نظاممندِ مرتبط با آن را بهطرز چشمگیری گسترش داده است.
این ویدئو بهسان یک سند تاریخی موجز بهروشنی نشان میدهد که چگونه حاکمان اسلامی ماهیت دولتمحور و تمرکزگرای ستم ملی را ازطریق ایجاد، تقویت و بازنماییِ جهتدار شکاف بین ملتهای تحت ستم پنهان میکنند.
آنچه این ویدیو از مارش هماهنگ و عربدهکشی چماقداران تصویر میکند همچنین تاییدیست بر سویههای فاشیستی دستگاه سیاسی مسلط بر جغرافیای ایران: برساختن «دیگریِ» ضاله (و مهدورالدم) به پشتوانهی ایدئولوژی موهوم، بسیج دولتی خشم و نفرت و خشونت علیه این «دیگری»، قدرتنمایی برای ارعاب همهی «دیگری»های بالقوه، زمینهسازی برای حذف یا فرودستسازی/حاشیهرانیِ «دیگری»شدهها، و نفی و تحقیر نشانههای زندگی و سرزندگی و تقدیس مرگ ...
حرکت هماهنگ چوبدستهای همقواره (دُم خروس) و غریو عربدههای «حیدرحیدر» تحت هدایت نیروهای دولتی در ارومیه، شاید بهتر از صدها متن تحقیقی و روشنگرانه بهسهم خود بار دیگر خویشاوندی ماهوی جمهوری اسلامی با نظامهای فاشیستی را عیان کرده است. (دیگر نمود متاخرِ این خویشاوندی، بسیج دولتیِ احساسات و افکار عمومی، دستگاههای قانونگذاری و بوروکراسی، و نیروهای نظامی و انتظامی علیه مهاجران افغانستانی بوده است)
اینکه این مانور دولتی در همان سرزمین ستارخان و باقرخان و پیشهوری و بهنام مردم آذربایجان رقم خورده است، نشانهی دیگریست از سیاست راهبردی حاکمیت برای مهندسی مسالهی ستم ملی و مدیریت پیامدهای ستم ملی درجهت بقای مرکز؛ یادآور این آموزهی کلی که هر جا پتانسیلی برای مقابله با (و مقاومت علیه) ستم وجود دارد، سازوکارهای ادغامساز و مستحیلکنندهی دولتی هم فعالانه حضور دارند. دولت از اینطریق آگاهانه نابودی امکانات همبستگی ستمدیدگان (در اینجا ملتهای تحتستم) در مبارزاتشان علیه دشمن مشترک را نشانه میرود.
دولتی که بنا به شالودههای حیاتاش ابعاد ستم ملی را به مرزهای بحرانی رسانده است، اگرچه مایل/قادر نیست این بحران را مرتفع کند، اما بیگمان قادر است (و تلاش میکند تا) از پیامدهای بحران تغذیه کند. با این همه، کشاکش ارتجاع و نیروی رهاییبخش در پهنهی مبارزه با ستم ملی همچنان ادامه دارد (و خواهد داشت). کشاکشی که ماحصل آن تاریخ نفرینشدهی جغرافیای ستم ما را ورق خواهد زد.
و در آخر، بهیاد بیاوریم که: از نظم مولد ستمها و دستگاه سیاسیاش رها نخواهیم شد اگر مسالهی ستم ملی و مسئولیت مبارزه با آن را تنها مربوط به ملتهای تحتستم ببینیم*.
*پ.ن. این گزاره همچنین در رابطه با مسالهی ستم بر زنان* هم صادق است.
---------------------------
@kdialectic
https://t.me/VahidOnline/63496?single
خیز دولت ایران برای بهرهبرداری از بحرانهای خودساخته
۵ فروردین ۱۴۰۴
کارگاه دیالکتیک
جمهوری اسلامی فقط وارث ساختارهای ستم ملی نبود، بلکه بهمیانجیِ توتالیتاریسم مذهبی و ناسیونالیسم شیعیْ ابعاد و ژرفای این ستم و تبعیضهای نظاممندِ مرتبط با آن را بهطرز چشمگیری گسترش داده است.
این ویدئو بهسان یک سند تاریخی موجز بهروشنی نشان میدهد که چگونه حاکمان اسلامی ماهیت دولتمحور و تمرکزگرای ستم ملی را ازطریق ایجاد، تقویت و بازنماییِ جهتدار شکاف بین ملتهای تحت ستم پنهان میکنند.
آنچه این ویدیو از مارش هماهنگ و عربدهکشی چماقداران تصویر میکند همچنین تاییدیست بر سویههای فاشیستی دستگاه سیاسی مسلط بر جغرافیای ایران: برساختن «دیگریِ» ضاله (و مهدورالدم) به پشتوانهی ایدئولوژی موهوم، بسیج دولتی خشم و نفرت و خشونت علیه این «دیگری»، قدرتنمایی برای ارعاب همهی «دیگری»های بالقوه، زمینهسازی برای حذف یا فرودستسازی/حاشیهرانیِ «دیگری»شدهها، و نفی و تحقیر نشانههای زندگی و سرزندگی و تقدیس مرگ ...
حرکت هماهنگ چوبدستهای همقواره (دُم خروس) و غریو عربدههای «حیدرحیدر» تحت هدایت نیروهای دولتی در ارومیه، شاید بهتر از صدها متن تحقیقی و روشنگرانه بهسهم خود بار دیگر خویشاوندی ماهوی جمهوری اسلامی با نظامهای فاشیستی را عیان کرده است. (دیگر نمود متاخرِ این خویشاوندی، بسیج دولتیِ احساسات و افکار عمومی، دستگاههای قانونگذاری و بوروکراسی، و نیروهای نظامی و انتظامی علیه مهاجران افغانستانی بوده است)
اینکه این مانور دولتی در همان سرزمین ستارخان و باقرخان و پیشهوری و بهنام مردم آذربایجان رقم خورده است، نشانهی دیگریست از سیاست راهبردی حاکمیت برای مهندسی مسالهی ستم ملی و مدیریت پیامدهای ستم ملی درجهت بقای مرکز؛ یادآور این آموزهی کلی که هر جا پتانسیلی برای مقابله با (و مقاومت علیه) ستم وجود دارد، سازوکارهای ادغامساز و مستحیلکنندهی دولتی هم فعالانه حضور دارند. دولت از اینطریق آگاهانه نابودی امکانات همبستگی ستمدیدگان (در اینجا ملتهای تحتستم) در مبارزاتشان علیه دشمن مشترک را نشانه میرود.
دولتی که بنا به شالودههای حیاتاش ابعاد ستم ملی را به مرزهای بحرانی رسانده است، اگرچه مایل/قادر نیست این بحران را مرتفع کند، اما بیگمان قادر است (و تلاش میکند تا) از پیامدهای بحران تغذیه کند. با این همه، کشاکش ارتجاع و نیروی رهاییبخش در پهنهی مبارزه با ستم ملی همچنان ادامه دارد (و خواهد داشت). کشاکشی که ماحصل آن تاریخ نفرینشدهی جغرافیای ستم ما را ورق خواهد زد.
و در آخر، بهیاد بیاوریم که: از نظم مولد ستمها و دستگاه سیاسیاش رها نخواهیم شد اگر مسالهی ستم ملی و مسئولیت مبارزه با آن را تنها مربوط به ملتهای تحتستم ببینیم*.
*پ.ن. این گزاره همچنین در رابطه با مسالهی ستم بر زنان* هم صادق است.
---------------------------
@kdialectic
Telegram
Vahid Online وحید آنلاین
رحیم جانبخش، فرمانده انتظامی آذربایجان غربی از «شناسایی و دستگیری ۲۲ نفر از عوامل اصلی» » خبر داد که به گفته او « قصد ترویج نفرتپراکنی و فتنه قومی» داشتند.
آقای جانبخش گفت در مراسم عزاداری حضرت علی «برخی جریانات تجزیهطلب» تلاش کردند با فراخوان از این مراسم…
آقای جانبخش گفت در مراسم عزاداری حضرت علی «برخی جریانات تجزیهطلب» تلاش کردند با فراخوان از این مراسم…
بازنشر:
«وُوک»، «وُوکیسم» و چپ
نویسنده: شیرین کریمی
نقد اقتصاد سیاسی
۲۴ بهمن ۱۴۰۳
فرازی از متن:
در گفتارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگیِ امروز دو مفهوم وُوک و وُوکیسم رواج یافته است. [۱] این دو از ثمرات حرکتهای پرشتاب و تحولاتِ عصر پرآشوبی است که در آن زندگی میکنیم. کلمهی وُوک در زبان انگلیسی، در اصل در آمریکا، و در گفتار عامیانهی سیاهان این کشور رایج شد، اما امروز بیشتر از زبان کنشگران حقوق بشر و همچنین سیاستمدارانِ گوناگون غربی، و اخیراً در گفتارهای فارسیزبانان نیز، بیان میشود؛ شاید بحث دربارهی وُوک و وُوکیسم «بسیار آمریکایی» به نظر بیاید، اما این دو اصطلاح بیشتر در گفتار و رفتار مردم جهان در شبکهها و رسانههای اجتماعی آنلاین استفاده میشود که محدود به آمریکا و غرب نیست. در عین حال، بر سر معنای این دو مفهوم اختلافنظرهایی وجود دارد؛ برخی جنبش وُوک را مثبت و سازنده میدانند، و برخی با استفادهی هدفمند از اصطلاح وُوکیسم گفتارها و کنشگریهای افراد و گروههای وُوک را آسیبزننده و حتی «نابودکنندهی بشر» میدانند. مفاهیم میتوانند با نیّات خوب ابداع و بر زبانها رانده شوند، اما در طول زمان ممکن است از طریق فرایند فرهنگپذیریِ زبانی تغییر معنا دهند یا حاوی معانی چندگانهای شوند و افراد طی توافقی ناآگاهانه این تغییرات را بپذیرند، تا جایی که کلمات و مفاهیمی که در اصل با نیکخواهی ابداع شدند به ابزار سیاسی یا سلاح خشونتورزی تبدیل شوند و در خدمت حذف انسانها و گروهها درآیند. پرداختن به این دو مفهوم از آن رو اهمیت دارد که بسیار مستعد کژفهمی و ابزاریسازی هستند. امروز، سال ۲۰۲۵، دولتهای راست افراطی در کشورهای مختلف جهان، بهخصوص دولت دونالد ترامپ در آمریکا، بهواسطهی رتوریک یا لفاظی ضد وُوک برآمدهاند و سیاستهایی ارتجاعی را اجرایی میکنند که نابودکنندهی دستاوردهای گوناگون فعالان حقوق بشر و فعالان محیط زیست است که طی چند قرن بهدشواری، بهتدریج و به بهای سنگینی بهدست آمدهاند. در این مقاله میکوشم خاستگاه و تحولات معنایی این دو مفهوم را بررسی کنم و به مناقشات مختلف حول این دو مفهوم بپردازم. این بحث را با طرح این پرسشها پیش میبرم: وُوک و وُوکیسم به چه معناست؟، پیشینه و روند تغییر معنای وُوک و وُوکیسم چیست؟، منتقدان چه میگویند؟، و آیا باید از ایدهها و مفاهیم وُوکها کاملاً صرفنظر کرد؟
وُوک و وُوکیسم به چه معناست؟
کلمهی وُوک (Woke) به آگاهی فرد اشاره دارد، این کلمه اغلب بار معنایی خنثی یا مثبت دارد و بر «آگاهی حینِ کنشگری» تأکید دارد. اصطلاح وُوکیسم (Wokeism) از کلمهی وُوک مشتق شده است. وُوکیسم به جنبش، ایدئولوژی یا مجموعهای از باورها و کردوکارهای مرتبط با وُوکبودن اشاره دارد. امروز برخی اصطلاح وُوکیسم را در معنای منفی، هدفمندانه و بهمنظور اشاره به ایدئولوژیهای شکستخورده و زیانبار استفاده میکنند. وُوک به معنی «آگاهیِ اجتماعی از مسائل نابرابری و بیعدالتی» یا «بیداری و هشیاری اجتماعی نسبت به مسائل نابرابری و بیعدالتی» بهویژه در حوزههای نژادی، جنسیتی و محیط زیستی است. در مجموع وُوک کلمهای مثبت بوده است، اما در دهههای اخیر مشتقاتِ این کلمه، از جمله Wokeism، Wokeness وWokery در گفتارهای سیاسی و اجتماعیِ محافظهکاران و راستگرایان، اغلب بار منفی یافته و حامل معانی ضدونقیضی شده است.
...
دسترسی به نسخهی کامل مقاله در وبسایت نقد اقتصاد سیاسی
-----------------------
@kdialectic
«وُوک»، «وُوکیسم» و چپ
نویسنده: شیرین کریمی
نقد اقتصاد سیاسی
۲۴ بهمن ۱۴۰۳
فرازی از متن:
در گفتارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگیِ امروز دو مفهوم وُوک و وُوکیسم رواج یافته است. [۱] این دو از ثمرات حرکتهای پرشتاب و تحولاتِ عصر پرآشوبی است که در آن زندگی میکنیم. کلمهی وُوک در زبان انگلیسی، در اصل در آمریکا، و در گفتار عامیانهی سیاهان این کشور رایج شد، اما امروز بیشتر از زبان کنشگران حقوق بشر و همچنین سیاستمدارانِ گوناگون غربی، و اخیراً در گفتارهای فارسیزبانان نیز، بیان میشود؛ شاید بحث دربارهی وُوک و وُوکیسم «بسیار آمریکایی» به نظر بیاید، اما این دو اصطلاح بیشتر در گفتار و رفتار مردم جهان در شبکهها و رسانههای اجتماعی آنلاین استفاده میشود که محدود به آمریکا و غرب نیست. در عین حال، بر سر معنای این دو مفهوم اختلافنظرهایی وجود دارد؛ برخی جنبش وُوک را مثبت و سازنده میدانند، و برخی با استفادهی هدفمند از اصطلاح وُوکیسم گفتارها و کنشگریهای افراد و گروههای وُوک را آسیبزننده و حتی «نابودکنندهی بشر» میدانند. مفاهیم میتوانند با نیّات خوب ابداع و بر زبانها رانده شوند، اما در طول زمان ممکن است از طریق فرایند فرهنگپذیریِ زبانی تغییر معنا دهند یا حاوی معانی چندگانهای شوند و افراد طی توافقی ناآگاهانه این تغییرات را بپذیرند، تا جایی که کلمات و مفاهیمی که در اصل با نیکخواهی ابداع شدند به ابزار سیاسی یا سلاح خشونتورزی تبدیل شوند و در خدمت حذف انسانها و گروهها درآیند. پرداختن به این دو مفهوم از آن رو اهمیت دارد که بسیار مستعد کژفهمی و ابزاریسازی هستند. امروز، سال ۲۰۲۵، دولتهای راست افراطی در کشورهای مختلف جهان، بهخصوص دولت دونالد ترامپ در آمریکا، بهواسطهی رتوریک یا لفاظی ضد وُوک برآمدهاند و سیاستهایی ارتجاعی را اجرایی میکنند که نابودکنندهی دستاوردهای گوناگون فعالان حقوق بشر و فعالان محیط زیست است که طی چند قرن بهدشواری، بهتدریج و به بهای سنگینی بهدست آمدهاند. در این مقاله میکوشم خاستگاه و تحولات معنایی این دو مفهوم را بررسی کنم و به مناقشات مختلف حول این دو مفهوم بپردازم. این بحث را با طرح این پرسشها پیش میبرم: وُوک و وُوکیسم به چه معناست؟، پیشینه و روند تغییر معنای وُوک و وُوکیسم چیست؟، منتقدان چه میگویند؟، و آیا باید از ایدهها و مفاهیم وُوکها کاملاً صرفنظر کرد؟
وُوک و وُوکیسم به چه معناست؟
کلمهی وُوک (Woke) به آگاهی فرد اشاره دارد، این کلمه اغلب بار معنایی خنثی یا مثبت دارد و بر «آگاهی حینِ کنشگری» تأکید دارد. اصطلاح وُوکیسم (Wokeism) از کلمهی وُوک مشتق شده است. وُوکیسم به جنبش، ایدئولوژی یا مجموعهای از باورها و کردوکارهای مرتبط با وُوکبودن اشاره دارد. امروز برخی اصطلاح وُوکیسم را در معنای منفی، هدفمندانه و بهمنظور اشاره به ایدئولوژیهای شکستخورده و زیانبار استفاده میکنند. وُوک به معنی «آگاهیِ اجتماعی از مسائل نابرابری و بیعدالتی» یا «بیداری و هشیاری اجتماعی نسبت به مسائل نابرابری و بیعدالتی» بهویژه در حوزههای نژادی، جنسیتی و محیط زیستی است. در مجموع وُوک کلمهای مثبت بوده است، اما در دهههای اخیر مشتقاتِ این کلمه، از جمله Wokeism، Wokeness وWokery در گفتارهای سیاسی و اجتماعیِ محافظهکاران و راستگرایان، اغلب بار منفی یافته و حامل معانی ضدونقیضی شده است.
...
دسترسی به نسخهی کامل مقاله در وبسایت نقد اقتصاد سیاسی
-----------------------
@kdialectic
نقد اقتصاد سیاسی
«وُوک»، «وُوکیسم» و چپ / شیرین کریمی - نقد اقتصاد سیاسی
در گفتارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگیِ امروز دو مفهوم وُوک و وُوکیسم رواج یافته است. این دو از ثمرات حرکتهای پرشتاب و تحولاتِ عصر پرآشوبی است که در آن زندگی میکنیم. در این مقاله به این پرسشها پرداخته میشود: وُوک و وُوکیسم به چه معناست؟، پیشینه و روند تغییر…
https://tinyurl.com/3hv3tve5
نکاتی در حاشیهی:
خیز جمهوری اسلامی برای معامله با ترامپ
امین حصوری
۸ فروردین ۱۴۰۴
مقدمه: نحوهی رویارویی دولتهای ایران و آمریکا در دورهی جدید ریاست جمهوری دونالد ترامپ، حتی پیش از آنکه کابینهی جدید رسما شروع به کار کند، موضوع گمانهزنیهای داغِ مفسران و رسانهها بوده است. نامهای که اخیرا ترامپ به خامنهای ارسال کرد، هیاهوی رسانهای و دیپلماتیک ببیشتری حول این موضوع برانگیخته است. سرانجام، شروع مذاکرات برای حصول یک معاملهی محتمل رسما در دستور کار دولتیانِ دو کشور قرار گرفت و اکنون همگان (هر کسی از ظن خود) منتظر نتایج کار هستند. با نظر به دلالتها و تاثیرات این مذاکرات بر شرایط آتی پیکارهای ستمدیدگانِ جغرافیای ستم ایران، تأمل دربارهی چارچوب وقوع این رویداد و خصوصا بافتار تاریخی وسیعتر آن ضروری مینماید. با چنین دغدغهای، متن پیشِ رو به طرح نکاتی در حاشیهی همین موضوع میپردازد.
لینک دسترسی به مقاله:
https://kaargaah.net/?p=1484
----
#علیه_سیاست_هستهای
#علیه_استبداد
#علیه_جنگطلبی
#علیه_نظامیگری
#علیه_مداخلات_امپریالیستی
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
---
@kdialectic
نکاتی در حاشیهی:
خیز جمهوری اسلامی برای معامله با ترامپ
امین حصوری
۸ فروردین ۱۴۰۴
مقدمه: نحوهی رویارویی دولتهای ایران و آمریکا در دورهی جدید ریاست جمهوری دونالد ترامپ، حتی پیش از آنکه کابینهی جدید رسما شروع به کار کند، موضوع گمانهزنیهای داغِ مفسران و رسانهها بوده است. نامهای که اخیرا ترامپ به خامنهای ارسال کرد، هیاهوی رسانهای و دیپلماتیک ببیشتری حول این موضوع برانگیخته است. سرانجام، شروع مذاکرات برای حصول یک معاملهی محتمل رسما در دستور کار دولتیانِ دو کشور قرار گرفت و اکنون همگان (هر کسی از ظن خود) منتظر نتایج کار هستند. با نظر به دلالتها و تاثیرات این مذاکرات بر شرایط آتی پیکارهای ستمدیدگانِ جغرافیای ستم ایران، تأمل دربارهی چارچوب وقوع این رویداد و خصوصا بافتار تاریخی وسیعتر آن ضروری مینماید. با چنین دغدغهای، متن پیشِ رو به طرح نکاتی در حاشیهی همین موضوع میپردازد.
لینک دسترسی به مقاله:
https://kaargaah.net/?p=1484
----
#علیه_سیاست_هستهای
#علیه_استبداد
#علیه_جنگطلبی
#علیه_نظامیگری
#علیه_مداخلات_امپریالیستی
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
---
@kdialectic
175_On_Iran_USA_Deal_HAmin_March2025.pdf
461.2 KB
نسخهی پیدیاف. 👇🏾
نکاتی در حاشیهی:
خیز جمهوری اسلامی برای معامله با ترامپ
امین حصوری
کارگاه دیالکتیک | ۸ فروردین ۱۴۰۴
دسترسی به مقاله در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1484
-----------------------
#علیه_سیاست_هستهای
#علیه_استبداد
#علیه_جنگطلبی
#علیه_نظامیگری
#علیه_مداخلات_امپریالیستی
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
-------------------------
@kdialectic
نکاتی در حاشیهی:
خیز جمهوری اسلامی برای معامله با ترامپ
امین حصوری
کارگاه دیالکتیک | ۸ فروردین ۱۴۰۴
دسترسی به مقاله در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1484
-----------------------
#علیه_سیاست_هستهای
#علیه_استبداد
#علیه_جنگطلبی
#علیه_نظامیگری
#علیه_مداخلات_امپریالیستی
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
-------------------------
@kdialectic
Forwarded from دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
اعتراضاتِ "دستها كوتاه!"
در میان ما ایرانیان، هستند کسانی که شیفتگان اقتدارگراییاند؛ مسحور شکوه دروغین اقتدار پوشالی، چه در هیبت سلطنت پیشین، چه در سیمای آنچه امروز در كشور آمريكا میگذرد. مسحوران اقتدار، همواره دلسپرده همان شکوه دروغینی بودهاند که ستم را بهجای عدالت مینشاند، بیآنکه دریابند، راه را برای چنگاندازی بیشرمانه قدرت هموار میسازند. ناآگاهی آنان، زمین حاصلخیزیست برای رویش بذرهای فاشیسم؛ همان فاشیسمی که در هیاهوی شعارهای توخالی، آزادی را خفه میکند، عدالت را قربانی میسازد و برابری را به سخره میگیرد.
برای کسانی که از عدم قطعیت یا احساس ناتوانی دچار استیصال شدهاند، تسلیم شدن به یک رهبر یا ایدئولوژی که وعده نظم و وضوح میدهد، میتواند از نظر روانی آرامشبخش باشد.
این به این معنا نیست که آنها نمیتوانند برای خود فکر کنند، بلکه به این معناست که آنها به امنیت حاصل از همگرایی و حذف مسئولیت شخصی جذب میشوند.
اما، آنان که امروز با سادهدلی یا تعصب، به ستایش قدرتهای سرکوبگر میپردازند، فردا خود نخستین قربانیان همان سرکوب خواهند بود، زيرا ماشین اقتدار، وفاداری نمیشناسد، تنها اطاعت میطلبد. شگفت آنکه برخى از آنان، كه خود زمانی قربانی سرکوب بودهاند، و هنوز ادعای مخالفت با اقتدار را دارند، در همدستی با شكلى ديگر از همان ستم ایستادهاند.
آنان که فقط آزادی را برای خود میخواهند، فرقی نمیکند در کجای دنیا مسکن گزیدهاند؛ هر جا که هستند، برای سرکوب عدالت و برابری، سرمستانه کف میزنند.
و البته آنگاه که باران عدالت و آزادی با اراده و سازماندهى مردم فرود آید، نه از سرپناه ستم خبری خواهد بود و نه از سنگرهای دروغ.
متنى كه در ادامه مى آيد، ترجمه پُستى برگرفته از صفحه تلگرام يك شهروند امريكايى درباره "اعتراضات دست ها كوتاه" است ، كه ديروز پنجم آوريل ٢٠٢٥، در سرتاسر كشور آمريكا برگزار شد:
"دستها كوتاه!
اعتراضات “دستها كوتاه!” امروز چیزی کمتر از یک رویداد تاریخی نبود. این اعتراضات نشاندهنده ایستادگی قدرتمند و متحدی علیه آنچه برگزارکنندگان "چنگاندازی بیشرمانه براى تصاحب قدرت در تاریخ معاصر" خواندهاند، بود. با بیش از ۱۴۰۰ تظاهرات در تمامی ۵۰ ايالات و صدها هزار شرکتکننده، این جنبش، ائتلافی متنوع از کارگران، فعالان و شهروندان عادی را گرد هم آورد تا پایان نفوذ میلیاردرها، کاهش برنامههای حیاتی مانند تأمین اجتماعی و بيمه دولتىِ مدیکید و حملات به گروه هاى به حاشیه راندهشده را مطالبه کنند.
از تجمعات پرشور در واشنگتن دیسی تا گردهماییهای کوچکتر در شهرهای محافظهکار، پیام روشن بود: آمریکاییها از سیاستهایی که به نفع ثروتمندان و به ضرر دموکراسی و حقوق اولیه است، خستهاند. جو موجود در محل اعتراضات پرشور بود، با شعارهایی مانند “دستها كوتاه از شغلهای ما، مراقبتهای بهداشتی ما، دموکراسی ما!” که در شهرداریها، ساختمانهای فدرال، و حتی شهرهای بینالمللی مانند لندن و برلین طنینانداز شد.
حضور گسترده امروز تنها یک اعتراض نبود، بلکه اعلامی پرطنین بود که قدرت مردمی زنده است و آماده است برای مبارزه در راه عدالت و برابری."
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
در میان ما ایرانیان، هستند کسانی که شیفتگان اقتدارگراییاند؛ مسحور شکوه دروغین اقتدار پوشالی، چه در هیبت سلطنت پیشین، چه در سیمای آنچه امروز در كشور آمريكا میگذرد. مسحوران اقتدار، همواره دلسپرده همان شکوه دروغینی بودهاند که ستم را بهجای عدالت مینشاند، بیآنکه دریابند، راه را برای چنگاندازی بیشرمانه قدرت هموار میسازند. ناآگاهی آنان، زمین حاصلخیزیست برای رویش بذرهای فاشیسم؛ همان فاشیسمی که در هیاهوی شعارهای توخالی، آزادی را خفه میکند، عدالت را قربانی میسازد و برابری را به سخره میگیرد.
برای کسانی که از عدم قطعیت یا احساس ناتوانی دچار استیصال شدهاند، تسلیم شدن به یک رهبر یا ایدئولوژی که وعده نظم و وضوح میدهد، میتواند از نظر روانی آرامشبخش باشد.
این به این معنا نیست که آنها نمیتوانند برای خود فکر کنند، بلکه به این معناست که آنها به امنیت حاصل از همگرایی و حذف مسئولیت شخصی جذب میشوند.
اما، آنان که امروز با سادهدلی یا تعصب، به ستایش قدرتهای سرکوبگر میپردازند، فردا خود نخستین قربانیان همان سرکوب خواهند بود، زيرا ماشین اقتدار، وفاداری نمیشناسد، تنها اطاعت میطلبد. شگفت آنکه برخى از آنان، كه خود زمانی قربانی سرکوب بودهاند، و هنوز ادعای مخالفت با اقتدار را دارند، در همدستی با شكلى ديگر از همان ستم ایستادهاند.
آنان که فقط آزادی را برای خود میخواهند، فرقی نمیکند در کجای دنیا مسکن گزیدهاند؛ هر جا که هستند، برای سرکوب عدالت و برابری، سرمستانه کف میزنند.
و البته آنگاه که باران عدالت و آزادی با اراده و سازماندهى مردم فرود آید، نه از سرپناه ستم خبری خواهد بود و نه از سنگرهای دروغ.
متنى كه در ادامه مى آيد، ترجمه پُستى برگرفته از صفحه تلگرام يك شهروند امريكايى درباره "اعتراضات دست ها كوتاه" است ، كه ديروز پنجم آوريل ٢٠٢٥، در سرتاسر كشور آمريكا برگزار شد:
"دستها كوتاه!
اعتراضات “دستها كوتاه!” امروز چیزی کمتر از یک رویداد تاریخی نبود. این اعتراضات نشاندهنده ایستادگی قدرتمند و متحدی علیه آنچه برگزارکنندگان "چنگاندازی بیشرمانه براى تصاحب قدرت در تاریخ معاصر" خواندهاند، بود. با بیش از ۱۴۰۰ تظاهرات در تمامی ۵۰ ايالات و صدها هزار شرکتکننده، این جنبش، ائتلافی متنوع از کارگران، فعالان و شهروندان عادی را گرد هم آورد تا پایان نفوذ میلیاردرها، کاهش برنامههای حیاتی مانند تأمین اجتماعی و بيمه دولتىِ مدیکید و حملات به گروه هاى به حاشیه راندهشده را مطالبه کنند.
از تجمعات پرشور در واشنگتن دیسی تا گردهماییهای کوچکتر در شهرهای محافظهکار، پیام روشن بود: آمریکاییها از سیاستهایی که به نفع ثروتمندان و به ضرر دموکراسی و حقوق اولیه است، خستهاند. جو موجود در محل اعتراضات پرشور بود، با شعارهایی مانند “دستها كوتاه از شغلهای ما، مراقبتهای بهداشتی ما، دموکراسی ما!” که در شهرداریها، ساختمانهای فدرال، و حتی شهرهای بینالمللی مانند لندن و برلین طنینانداز شد.
حضور گسترده امروز تنها یک اعتراض نبود، بلکه اعلامی پرطنین بود که قدرت مردمی زنده است و آماده است برای مبارزه در راه عدالت و برابری."
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
Telegram
دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
روانشناسي فرد و جامعه
راه ارتباط با من:
@golkomyayad
راه ارتباط با من:
@golkomyayad
Forwarded from نقد اقتصاد سیاسی
«چپ آوازه افکند و از راست شد»؛ داستان این روزهای برخی کنشگران و تحلیلگران در ایران است که آرامآرام ترس و خجالت را کنار میگذارند و اعتراف میکنند که نه فقط بیش از پیش به راست گراییدهاند، که حتی آمادهاند تا از ارتجاع اعادهی سلطنت در ایران دفاع کنند.
__________
👈متن کامل
__________
👈متن کامل
بهسوی یک
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک دسترسی به مطلب:
https://kaargaah.net/?p=1494
------------
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
#علیه_استبداد
#علیه_جنگ
#علیه_نظامیگری
#علیه_امپریالیسم
#لیلا_الشامی
#آنتی_امپریالیسم_احمقها
#antiimperialism_of_idiots
-------------
@kdialectic
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک دسترسی به مطلب:
https://kaargaah.net/?p=1494
------------
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
#علیه_استبداد
#علیه_جنگ
#علیه_نظامیگری
#علیه_امپریالیسم
#لیلا_الشامی
#آنتی_امپریالیسم_احمقها
#antiimperialism_of_idiots
-------------
@kdialectic
بهسوی یک
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
یادداشت مترجم:
خاستگاه روایت اردوگاهی از دلالتهای مقولهی امپریالیسم و رویکرد قدرتمدار به آنتیامپریالیسم به کشاکشهای جنگ سرد بازمیگردد؛ پیشینهای که در ایرانِ حوالیِ ۱۳۵۷ هم نمودهای بارز و مخربی داشت. در فضای سیاسی متاخر ایران، احیای خوانشی اردوگاهی از امپریالیسم با برآمدن راهبرد دولتیِ «محور مقاومت» مقارن و مرتبط بود و به تکوین و تقویت لایهای از چپگرایان انجامید که رویکردهای تحلیلی و سیاسیشان (مصداق عبارت «چپ شبهآنتیامپریالیست» یا «چپ آنتیامپ») بهسهم خود عاملی بود در تشدیدِ پراکندگیهای درونی چپ و تضعیف امکانات بازیابیِ قوای اجتماعی–سیاسیِ آن. اما این نوع متاخر از «بیماری چپروی کودکانه» مختص چپ ایران نبوده است؛ بلکه در اتمسفر شکست تاریخی چپْ بذرهای آن در سراسر جهان – در خاک استیصال – ریشه دوانیده و تکثیر شده است.
متن پیشِ رو ضمن نقد برخی روایتهای متناقض و بازدارنده از «آنتیامپریالیسم» در زمانهی پرتلاطم معاصر، این پرسش بنیانی را پیش میکشد که در بافتار تاریخی «رژیم جهانیِ جنگ» (Global War Regime) و «انباشتِ نظامیشده» (Militarized Accumulation)، مبانی یک انترناسیونالیسم جدید «درجهت تدارک یک رهاییِ جهانشمول» چه میتواند باشد.
مولفان، در پاسخ به این پرسش، ازجمله بر این نکته تأکید دارند که در شرایط کنونیْ رویکرد انترناسیونالیستی، بهمنزلهی کنش جمعیِ ضدسرمایهدارانه و فراسوی مرزهای ملی، بهویژه «میباید بر ضد ماشینهای جنگیِ جهانی متمرکز شود»؛ و اینکه یک انترناسیونالیسمِ بدیل میباید مبارزه با نظامیگری را در پیوند با سیاستورزی حول نیازهای اجتماعیِ فرودستان پیش ببرد.
با توجه به تشدید رویههای نئوفاشیستی در سطح جهانی، و خصوصا بسط نظامیگریِ امپریالیستی و غوغای جنگطلبیِ دولتها در جغرافیای ایران و خاورمیانه، انگیزهی اصلیِ ترجمهی مقالهی حاضر این بوده است که – بهسهم خود – جایگاه ضروریِ پیکار علیه نظامیگری را در متن پیکار عمومی برای رهاییِ اجتماعی برجسته کند؛ و اینکه چنین پیکارهایی تنها با اتخاذ چشماندازی انترناسیونالیستی و ضدسرمایهدارانه قادر خواهند بود از گرایشهای ساختاری به ادغام در نظم مسلط برهند.
نکاتی دربارهی ترجمهی این مقاله و پیوست آن: حفظ عنوان ظاهراً تحریکآمیز این مقاله در ترجمهی فارسی، فارغ از وفاداری به متن اصلی، بهدلیل ارجاع نویسندگان به اصطلاح «آنتیامپریالیسم احمقها»ست. این اصطلاح گویا نخستینبار توسط لیلا الشامی، اکتیویست چپ سوری، در نوشتار کوتاهی (آوریل ۲۰۱۸) در نقد رویکرد نارسا و مخربِ طیفی از چپگرایان در مواجهه با بحران سوریه بهکار گرفته شد (مخاطب علاقمند میتواند ترجمهی فارسی نوشتهی لیلا الشامی را نیز در پیوست مقالهی حاضر ملاحظه کند). پس از آن، عبارت «آنتیامپریالیسم احمقها» در متون زیادی مورد استفاده قرار گرفت؛ ازجمله در عنوان و متن نامهی جمعی سرگشادهای که چندی بعد ( مارس ۲۰۲۱) از سوی جمع بزرگی از نویسندگان و فعالان سیاسیِ سوری – با همراهی فعالانی از سایر کشورها – دربارهی رویکرد بخشی از چپگرایان نسبت به تحولات سوریه منتشر شد. خوشبختانه این نامه به فارسی هم ترجمه و منتشر شده است («آنتیامپریالیسم احمقها: امحاء مردم سوریه با دروغپراکنی، ترجمهی: سارا محمدی). برای سهولت دسترسی مخاطبان به این متونِ مرتبط، ترجمهی فارسی این نامهی سرگشاده را نیز عینا در پیوست دوم همین متن میآورم.
ا. ح. – فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک دسترسی به مطلب:
https://kaargaah.net/?p=1494
------------
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
#علیه_استبداد
#علیه_جنگ
#علیه_نظامیگری
#علیه_امپریالیسم
#لیلا_الشامی
#آنتی_امپریالیسم_احمقها
#antiimperialism_of_idiots
-------------
@kdialectic
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
یادداشت مترجم:
خاستگاه روایت اردوگاهی از دلالتهای مقولهی امپریالیسم و رویکرد قدرتمدار به آنتیامپریالیسم به کشاکشهای جنگ سرد بازمیگردد؛ پیشینهای که در ایرانِ حوالیِ ۱۳۵۷ هم نمودهای بارز و مخربی داشت. در فضای سیاسی متاخر ایران، احیای خوانشی اردوگاهی از امپریالیسم با برآمدن راهبرد دولتیِ «محور مقاومت» مقارن و مرتبط بود و به تکوین و تقویت لایهای از چپگرایان انجامید که رویکردهای تحلیلی و سیاسیشان (مصداق عبارت «چپ شبهآنتیامپریالیست» یا «چپ آنتیامپ») بهسهم خود عاملی بود در تشدیدِ پراکندگیهای درونی چپ و تضعیف امکانات بازیابیِ قوای اجتماعی–سیاسیِ آن. اما این نوع متاخر از «بیماری چپروی کودکانه» مختص چپ ایران نبوده است؛ بلکه در اتمسفر شکست تاریخی چپْ بذرهای آن در سراسر جهان – در خاک استیصال – ریشه دوانیده و تکثیر شده است.
متن پیشِ رو ضمن نقد برخی روایتهای متناقض و بازدارنده از «آنتیامپریالیسم» در زمانهی پرتلاطم معاصر، این پرسش بنیانی را پیش میکشد که در بافتار تاریخی «رژیم جهانیِ جنگ» (Global War Regime) و «انباشتِ نظامیشده» (Militarized Accumulation)، مبانی یک انترناسیونالیسم جدید «درجهت تدارک یک رهاییِ جهانشمول» چه میتواند باشد.
مولفان، در پاسخ به این پرسش، ازجمله بر این نکته تأکید دارند که در شرایط کنونیْ رویکرد انترناسیونالیستی، بهمنزلهی کنش جمعیِ ضدسرمایهدارانه و فراسوی مرزهای ملی، بهویژه «میباید بر ضد ماشینهای جنگیِ جهانی متمرکز شود»؛ و اینکه یک انترناسیونالیسمِ بدیل میباید مبارزه با نظامیگری را در پیوند با سیاستورزی حول نیازهای اجتماعیِ فرودستان پیش ببرد.
با توجه به تشدید رویههای نئوفاشیستی در سطح جهانی، و خصوصا بسط نظامیگریِ امپریالیستی و غوغای جنگطلبیِ دولتها در جغرافیای ایران و خاورمیانه، انگیزهی اصلیِ ترجمهی مقالهی حاضر این بوده است که – بهسهم خود – جایگاه ضروریِ پیکار علیه نظامیگری را در متن پیکار عمومی برای رهاییِ اجتماعی برجسته کند؛ و اینکه چنین پیکارهایی تنها با اتخاذ چشماندازی انترناسیونالیستی و ضدسرمایهدارانه قادر خواهند بود از گرایشهای ساختاری به ادغام در نظم مسلط برهند.
نکاتی دربارهی ترجمهی این مقاله و پیوست آن: حفظ عنوان ظاهراً تحریکآمیز این مقاله در ترجمهی فارسی، فارغ از وفاداری به متن اصلی، بهدلیل ارجاع نویسندگان به اصطلاح «آنتیامپریالیسم احمقها»ست. این اصطلاح گویا نخستینبار توسط لیلا الشامی، اکتیویست چپ سوری، در نوشتار کوتاهی (آوریل ۲۰۱۸) در نقد رویکرد نارسا و مخربِ طیفی از چپگرایان در مواجهه با بحران سوریه بهکار گرفته شد (مخاطب علاقمند میتواند ترجمهی فارسی نوشتهی لیلا الشامی را نیز در پیوست مقالهی حاضر ملاحظه کند). پس از آن، عبارت «آنتیامپریالیسم احمقها» در متون زیادی مورد استفاده قرار گرفت؛ ازجمله در عنوان و متن نامهی جمعی سرگشادهای که چندی بعد ( مارس ۲۰۲۱) از سوی جمع بزرگی از نویسندگان و فعالان سیاسیِ سوری – با همراهی فعالانی از سایر کشورها – دربارهی رویکرد بخشی از چپگرایان نسبت به تحولات سوریه منتشر شد. خوشبختانه این نامه به فارسی هم ترجمه و منتشر شده است («آنتیامپریالیسم احمقها: امحاء مردم سوریه با دروغپراکنی، ترجمهی: سارا محمدی). برای سهولت دسترسی مخاطبان به این متونِ مرتبط، ترجمهی فارسی این نامهی سرگشاده را نیز عینا در پیوست دوم همین متن میآورم.
ا. ح. – فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک دسترسی به مطلب:
https://kaargaah.net/?p=1494
------------
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
#علیه_استبداد
#علیه_جنگ
#علیه_نظامیگری
#علیه_امپریالیسم
#لیلا_الشامی
#آنتی_امپریالیسم_احمقها
#antiimperialism_of_idiots
-------------
@kdialectic
176_Ein_Antiimperialismus_ohne_Idioten_Farsi.pdf
463.1 KB
نسخهی پیدیاف:
بهسوی یک
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1494
-------------
@kdialectic
بهسوی یک
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1494
-------------
@kdialectic
Forwarded from کلکتیو ۹۸
🚩 ما نگران سه زن هستیم؛ پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی
نه فقط از سر همدردی، بلکه از عمق درکی مشترک از خشونتی که همزمان هم زنانه است، هم سیاسی است، و هم ساختاری. این زنها نه صرفا متهم، ونه حتی قربانی بلکه در مقابل یک نظم مردسالار، فاشیستی و زنستیز که تن زن را همیشه اولین میدان سرکوب میداند، مانند سرو ایستادهاند.
اتهاماتشان، واهیست؛ اما سایه اعدام، واقعیست، و ما خوب میدانیم که در این نظام، «اتهام واهی» اغلب برای نابودیِ کامل یک زندگی کفایت میکند.
سکوت، در برابر چنین خشونتی، همدستی با خشونتگر است. هر روزی که میگذرد، اضطراب ما برای سرنوشت این زنان، شکل فشردهتری از وحشتیست که سالهاست بر تنها، زبانها و زندگیمان تحمیل شده. ما از پیش با این خشونتها و قتلها آشناییم، خشونت و قتلهایی که در لفافهٔ قانون، عدالت را به ابزاری برای حذف بدل کردهاند.
نامشان را بلند بگوییم پیش از آنکه دوباره، دیر شود.
#وریشه_مرادی
#پخشان_عزیزی
#شریفه_محمدی
@collective98
نه فقط از سر همدردی، بلکه از عمق درکی مشترک از خشونتی که همزمان هم زنانه است، هم سیاسی است، و هم ساختاری. این زنها نه صرفا متهم، ونه حتی قربانی بلکه در مقابل یک نظم مردسالار، فاشیستی و زنستیز که تن زن را همیشه اولین میدان سرکوب میداند، مانند سرو ایستادهاند.
اتهاماتشان، واهیست؛ اما سایه اعدام، واقعیست، و ما خوب میدانیم که در این نظام، «اتهام واهی» اغلب برای نابودیِ کامل یک زندگی کفایت میکند.
سکوت، در برابر چنین خشونتی، همدستی با خشونتگر است. هر روزی که میگذرد، اضطراب ما برای سرنوشت این زنان، شکل فشردهتری از وحشتیست که سالهاست بر تنها، زبانها و زندگیمان تحمیل شده. ما از پیش با این خشونتها و قتلها آشناییم، خشونت و قتلهایی که در لفافهٔ قانون، عدالت را به ابزاری برای حذف بدل کردهاند.
نامشان را بلند بگوییم پیش از آنکه دوباره، دیر شود.
#وریشه_مرادی
#پخشان_عزیزی
#شریفه_محمدی
@collective98
کلکتیو ۹۸
🚩 ما نگران سه زن هستیم؛ پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی نه فقط از سر همدردی، بلکه از عمق درکی مشترک از خشونتی که همزمان هم زنانه است، هم سیاسی است، و هم ساختاری. این زنها نه صرفا متهم، ونه حتی قربانی بلکه در مقابل یک نظم مردسالار، فاشیستی و زنستیز…
🚩
3 Women, 3 Lives, 1 Cry (of Anger)
We are deeply concerned about three women: Pakhshan Azizi, Varisheh Moradi, and Sharifeh Mohammadi.
Not just out of sympathy, but from a shared and profound understanding of a violence that is simultaneously gendered, political, and structural. These women are not merely accused, nor simply victims — they stand, tall and unyielding like cypress trees, against a patriarchal, fascist, and misogynistic order that has always regarded women’s bodies as the first battleground of suppression.
Their charges are baseless — but the threat of execution is real. And we know all too well that in this system, a “false accusation” is often more than enough to annihilate a life.
Silence in the face of such violence is complicity.
With each day that passes, our anxiety for their fate becomes a more concentrated form of the terror that has long been imposed upon our bodies, our voices, and our lives. We know this violence intimately — violence and killings cloaked in law, where justice is weaponized to eliminate.
Say their names out loud — before it’s too late.
#Varisheh_Moradi
#Pakhshan_Azizi
#Sharifeh_Mohammadi
--------------------
@collectiv98
3 Women, 3 Lives, 1 Cry (of Anger)
We are deeply concerned about three women: Pakhshan Azizi, Varisheh Moradi, and Sharifeh Mohammadi.
Not just out of sympathy, but from a shared and profound understanding of a violence that is simultaneously gendered, political, and structural. These women are not merely accused, nor simply victims — they stand, tall and unyielding like cypress trees, against a patriarchal, fascist, and misogynistic order that has always regarded women’s bodies as the first battleground of suppression.
Their charges are baseless — but the threat of execution is real. And we know all too well that in this system, a “false accusation” is often more than enough to annihilate a life.
Silence in the face of such violence is complicity.
With each day that passes, our anxiety for their fate becomes a more concentrated form of the terror that has long been imposed upon our bodies, our voices, and our lives. We know this violence intimately — violence and killings cloaked in law, where justice is weaponized to eliminate.
Say their names out loud — before it’s too late.
#Varisheh_Moradi
#Pakhshan_Azizi
#Sharifeh_Mohammadi
--------------------
@collectiv98
کلکتیو ۹۸
🚩 ما نگران سه زن هستیم؛ پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی نه فقط از سر همدردی، بلکه از عمق درکی مشترک از خشونتی که همزمان هم زنانه است، هم سیاسی است، و هم ساختاری. این زنها نه صرفا متهم، ونه حتی قربانی بلکه در مقابل یک نظم مردسالار، فاشیستی و زنستیز…
🚩
3 Frauen, 3 Leben, 1 Schrei (aus Wut)
Wir sorgen uns um drei Frauen: Pakhshan Azizi, Varisheh Moradi und Sharifeh Mohammadi.
Nicht nur aus Mitgefühl, sondern auch aus einem tiefen gemeinsamen Verständnis von Gewalt, die zugleich weiblich, politisch und strukturell ist. Diese Frauen sind nicht einfach nur Angeklagte oder gar Opfer, sondern stehen wie Zypressen einer patriarchalischen, faschistischen und frauenfeindlichen Ordnung gegenüber, die den weiblichen Körper stets als primären Ort der Unterdrückung betrachtet.
Ihre Anschuldigungen sind falsch; doch der Schatten der Hinrichtung ist real, und wir wissen, dass in diesem System oft eine „falsche Anschuldigung“ ausreicht, um ein Leben völlig zu zerstören.
Schweigen angesichts solcher Gewalt ist Komplizenschaft mit dem Täter. Mit jedem Tag verstärkt sich unsere Angst um das Schicksal dieser Frauen – eine konzentriertere Form des Schreckens, der unseren Körpern, unseren Sprachen und unserem Leben seit Jahren aufgezwungen wird. Wir kennen diese Gewalt und Morde bereits – Gewalt und Morde, die unter dem Deckmantel des Rechts die Justiz zu einem Instrument der Vernichtung gemacht haben.
Lasst uns ihre Namen laut aussprechen, bevor es wieder zu spät ist.
#Warishe_Moradi
#Pakhshan_Azizi
#Sharifeh_Mohammadi
--------------------
@collectiv98
3 Frauen, 3 Leben, 1 Schrei (aus Wut)
Wir sorgen uns um drei Frauen: Pakhshan Azizi, Varisheh Moradi und Sharifeh Mohammadi.
Nicht nur aus Mitgefühl, sondern auch aus einem tiefen gemeinsamen Verständnis von Gewalt, die zugleich weiblich, politisch und strukturell ist. Diese Frauen sind nicht einfach nur Angeklagte oder gar Opfer, sondern stehen wie Zypressen einer patriarchalischen, faschistischen und frauenfeindlichen Ordnung gegenüber, die den weiblichen Körper stets als primären Ort der Unterdrückung betrachtet.
Ihre Anschuldigungen sind falsch; doch der Schatten der Hinrichtung ist real, und wir wissen, dass in diesem System oft eine „falsche Anschuldigung“ ausreicht, um ein Leben völlig zu zerstören.
Schweigen angesichts solcher Gewalt ist Komplizenschaft mit dem Täter. Mit jedem Tag verstärkt sich unsere Angst um das Schicksal dieser Frauen – eine konzentriertere Form des Schreckens, der unseren Körpern, unseren Sprachen und unserem Leben seit Jahren aufgezwungen wird. Wir kennen diese Gewalt und Morde bereits – Gewalt und Morde, die unter dem Deckmantel des Rechts die Justiz zu einem Instrument der Vernichtung gemacht haben.
Lasst uns ihre Namen laut aussprechen, bevor es wieder zu spät ist.
#Warishe_Moradi
#Pakhshan_Azizi
#Sharifeh_Mohammadi
--------------------
@collectiv98
از معمای مذاکرات (غیر)مستقیم تا بداهت کشتارهای مستقیم:
حفظ نظام اوجب واجبات است
امین حصوری
۲۵ فروردین ۱۴۰۴
مقدمه: فراز و فرودهای منتهی به مذاکرات میان دولتهای ایران و ایالات متحد و رتوریک لغزان و پرهیاهوی دوطرفْ بهتنهایی بستری عینی برای آموزش سیاسیِ انتقادی فراهم کردهاند. چون این رویدادها تصویر ملموسی از جایگاه و ماهیت واقعی جمهوری اسلامی در بافتار مناسبات قدرت جهانی ترسیم میکنند، طوریکه بتوان خودویژگیهای جمهوری اسلامی و پویش تاریخی آن را در پیوند درونماندگارشان با شالودههای نظم جهانی بهفهم و تصور درآورد؛ نه آنگونه که بهطور معمول در جدایی یا حتی تقابل با یکدیگر بازنمایی میشوند. این نوشتار با نگاهی به روند تمهید این مذاکرات، برخی دلالتهای آن دربارهی جایگاه جمهوری اسلامی در روند بازتنظیم مناسبات سیال بینا–امپریالیستی را بررسی میکند. باور کانونی و نقطهی عزیمت این نوشتار آن است که همانگونه که برآمدن جمهوری اسلامیْ خود در بستر مناسبات قدرت امپریالیستی رخ داد، مسیر تکوین و تحقق ماهیت آن نیز با کارویژههایش در بازتولید نظم جهانی پیوند دارند. ...
https://kaargaah.net/?p=1502
---
@kdialectic
حفظ نظام اوجب واجبات است
امین حصوری
۲۵ فروردین ۱۴۰۴
مقدمه: فراز و فرودهای منتهی به مذاکرات میان دولتهای ایران و ایالات متحد و رتوریک لغزان و پرهیاهوی دوطرفْ بهتنهایی بستری عینی برای آموزش سیاسیِ انتقادی فراهم کردهاند. چون این رویدادها تصویر ملموسی از جایگاه و ماهیت واقعی جمهوری اسلامی در بافتار مناسبات قدرت جهانی ترسیم میکنند، طوریکه بتوان خودویژگیهای جمهوری اسلامی و پویش تاریخی آن را در پیوند درونماندگارشان با شالودههای نظم جهانی بهفهم و تصور درآورد؛ نه آنگونه که بهطور معمول در جدایی یا حتی تقابل با یکدیگر بازنمایی میشوند. این نوشتار با نگاهی به روند تمهید این مذاکرات، برخی دلالتهای آن دربارهی جایگاه جمهوری اسلامی در روند بازتنظیم مناسبات سیال بینا–امپریالیستی را بررسی میکند. باور کانونی و نقطهی عزیمت این نوشتار آن است که همانگونه که برآمدن جمهوری اسلامیْ خود در بستر مناسبات قدرت امپریالیستی رخ داد، مسیر تکوین و تحقق ماهیت آن نیز با کارویژههایش در بازتولید نظم جهانی پیوند دارند. ...
https://kaargaah.net/?p=1502
---
@kdialectic