بازنشر به مناسبت ۸ مارس: 👇🏾
دربارهی فمینیسم سرمایهدارانه:
مسیرهای ادغام کنشگری فمینیستیِ فردگرایانه در سرمایهداری
مانیا بهروزی | اسفند ۱۴۰۰
https://kaargaah.net/?p=1233
@kdialectic
دربارهی فمینیسم سرمایهدارانه:
مسیرهای ادغام کنشگری فمینیستیِ فردگرایانه در سرمایهداری
مانیا بهروزی | اسفند ۱۴۰۰
https://kaargaah.net/?p=1233
@kdialectic
Forwarded from کارگاه دیالکتیک
دربارهی فمینیسم سرمایهدارانه:
مسیرهای ادغام کنشگری فمینیستیِ فردگرایانه در سرمایهداری
مانیا بهروزی
اسفند ۱۴۰۰
-------------------------------
سرمایهداریِ جهانیشده قادر است به تمامی «زبانهای زندهی اجتماعی» تکلم کند. اگر پیچیدگی و سیالیت سرمایهداری را جدی نگیریم، در تمامیِ مبارزاتمان محکوم به تکرار بیپایان شکست هستیم.
برشی از متن: 👇🏾
مقدمه: در این نوشتار کوتاه میکوشم نشان دهم که چرا امروزه فمینیسم و جنبش فمینیستی بیش از همیشه در معرض گزند سرمایهداری و سازوکارهای ادغام و مستحیلسازیِ آن قرار دارند. هدف متن حاضر برجستهسازی این تهدید و بهدستدادن یک زمینهی تحلیلی مقدماتی (در حد طرح بحث) برای تأمل دربارهی خاستگاه و خطرات این وضعیت است. نقطهی عزیمت این بحث، بازاندیشی در تشدید و تعمیق شکافهای درون جنبش فمینیستی در پی ظهور و عروج نسبتاً سریع نوعی فمینیسم تمامیتطلب در فضای رسانهایست که بهرغم رتوریک و نمایشهای ظاهراً رادیکالاش، عمیقا با سازوکارهای سرمایهداری خویشاوندی دارد و بعضا حتی با داعیهی چپْ نسخهی امروزی «فمینیسم سرمایهدارانه» را نمایندگی میکند؛ نسخهای که از بسیاری جهات متفاوت و فراتر از آن چیزیست که از دیرباز فمینیسم لیبرال خوانده میشود.
امیدوارم مضمون خود متن نشان دهد که قصدم بههیچرو کمرنگسازی اهمیت مبارزات روزمرهی فمینیستها و دستاوردهای جنبش فمینیستی نیست؛ بهعکس، این نوشتار – درست از منظر باور به اهمیت تاریخی رشد و تعمیق این مبارزات – میکوشد نشان دهد که چندپارگی کنونی جنبش فمینیستی نتیجهی طبیعی پویش تکاملی آن در بستر سرمایهداری و خصوصا نتیجهی مواجههی ناگزیر و فزآیندهی آن با خود سرمایهداریست؛ و لذا با نظر به ماهیت قطببندیهای موجود در این چندپارگی، و سازوکارهای پشتیبانیِ گزینشی سرمایهداری، وضعیت حاضر بخشی از فرآیند عامتر ادغام سرمایهدارانهی فمینیسم و جنبش فمینیستیست. دغدغهی نوشتار حاضر آن است که این فرآیند ادغام امروزه تا مرز هشداردهندهای پیش رفته است و تداوم آن نهفقط میتواند گرایشهای مترقی در درون جنبش فمینیستی را بهحاشیه براند، بلکه تهدیدیست برای اهداف اصلیِ فمینیسم در مبارزه با بنیادهای مردسالاری. بر این اساس، قصد نهایی این متن پشتیبانی از رویکردیست که بر ضرورت پیکارهای هدفمند ضدهژمونیک در درون خود جنبش فمینیستی پای میفشارد.
.....
شواهد تاریخی گواهی میدهند که مهمترین عامل بازتولید سرمایهداری متاخر، توان ادغامکنندگیِ مخوف آن است، که خصوصا به ادغام هر آن چیزی گرایش دارد که از دل پویش تضادمند سرمایهداری نخست در هیات ناسازهای خلافآمد ظاهر شده و بهتدریج به یک منبع نیرو برای بسیج اجتماعی–سیاسی بدل میشود. از همین روست که امروزه با پدیدههای تماما متناقضنمایی چون کارگرگرایی یا اتحادیهگراییِ سرمایهدارانه، چپگراییِ سرمایهدارانه (نظیر جریانات چپ آنتیامپ/ در ایران: چپ محور مقاومت)، اومانیسم یا حقوقبشرگراییِ سرمایهدارانه، محیطزیستگراییِ سرمایهدارانه، دینگرایی سرمایهدارانه، و نظایر آنها مواجه بودهایم/هستیم.
بنابراین، چرا باید از ظهور و رواج فمینیسم سرمایهدارانه (و کوییرگرایی سرمایهدارانه)، که درجهت مهار و مدیریت پیامدهای بیداریِ گریزناپذیرِ فمینیستی عمل میکند متعجب شویم؟ و اگر چنین است، چرا باید از ترس امکان سوءاستفاده مردسالاران و مرتجعان یا چندپارهشدن جنبش فمینیستی، دربارهی ضرورت سخنگفتن از آن دچار تردید گردیم؟ حال آنکه بهواقع جایی برای اینگونه تردیدها و احتیاطهای خیرخواهانه نمانده است، چون گسترهی فمینیسم در امتداد رشد تاریخیاش، بیش از آنچه تصور کنیم دچار چندپارگی و همستیزی شده است؛ ستیزی که با نظر به پهنهی تضادمند حیات سرمایهداری و سازوکارهای ادغامکنندهی آن، خاستگاهی اجتنابناپذیر دارد و لاجرم شدت میگیرد. در همین راستاست که امروزه شاهد فشاری روزافزون برای همنواسازی فمینیسم با ملزومات نظم سرمایهدارانه هستیم. درنتیجه، با نظر به گرایش درونی سرمایه بهسمت کسب جایگاه سوژگیِ تاریخیِ مطلق، آنچه حافظان نظم موجود در این رویارویی دنبال میکنند، تصاحب انحصاریِ میراث تاریخی فمینیسم و اهلیسازیِ سرمایهدارانهی آن است.
----------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:👇🏾
https://kaargaah.net/?p=1233
دریافت متن در فرمت پی.دی.اف.👇🏾
http://pdf.kaargaah.net/147_Individual_Feminism_and_Assimilation_in_Capitalism_ManiaB.pdf
دریافت متن در فرمت ورد
-------------------------------------------
#فمینیسم_سرمایهدارانه
#سیاست_فمینیستی
#فمینیسم_پساساختارگرا
#ادغامگری_سرمایهداری
#جنبش_فمینیستی
#فمینیسم_سلبریتی_محور
-------------------------------------------
کانال تلگرام کارگاه دیالکتیک:
@kdialectic
مسیرهای ادغام کنشگری فمینیستیِ فردگرایانه در سرمایهداری
مانیا بهروزی
اسفند ۱۴۰۰
-------------------------------
سرمایهداریِ جهانیشده قادر است به تمامی «زبانهای زندهی اجتماعی» تکلم کند. اگر پیچیدگی و سیالیت سرمایهداری را جدی نگیریم، در تمامیِ مبارزاتمان محکوم به تکرار بیپایان شکست هستیم.
برشی از متن: 👇🏾
مقدمه: در این نوشتار کوتاه میکوشم نشان دهم که چرا امروزه فمینیسم و جنبش فمینیستی بیش از همیشه در معرض گزند سرمایهداری و سازوکارهای ادغام و مستحیلسازیِ آن قرار دارند. هدف متن حاضر برجستهسازی این تهدید و بهدستدادن یک زمینهی تحلیلی مقدماتی (در حد طرح بحث) برای تأمل دربارهی خاستگاه و خطرات این وضعیت است. نقطهی عزیمت این بحث، بازاندیشی در تشدید و تعمیق شکافهای درون جنبش فمینیستی در پی ظهور و عروج نسبتاً سریع نوعی فمینیسم تمامیتطلب در فضای رسانهایست که بهرغم رتوریک و نمایشهای ظاهراً رادیکالاش، عمیقا با سازوکارهای سرمایهداری خویشاوندی دارد و بعضا حتی با داعیهی چپْ نسخهی امروزی «فمینیسم سرمایهدارانه» را نمایندگی میکند؛ نسخهای که از بسیاری جهات متفاوت و فراتر از آن چیزیست که از دیرباز فمینیسم لیبرال خوانده میشود.
امیدوارم مضمون خود متن نشان دهد که قصدم بههیچرو کمرنگسازی اهمیت مبارزات روزمرهی فمینیستها و دستاوردهای جنبش فمینیستی نیست؛ بهعکس، این نوشتار – درست از منظر باور به اهمیت تاریخی رشد و تعمیق این مبارزات – میکوشد نشان دهد که چندپارگی کنونی جنبش فمینیستی نتیجهی طبیعی پویش تکاملی آن در بستر سرمایهداری و خصوصا نتیجهی مواجههی ناگزیر و فزآیندهی آن با خود سرمایهداریست؛ و لذا با نظر به ماهیت قطببندیهای موجود در این چندپارگی، و سازوکارهای پشتیبانیِ گزینشی سرمایهداری، وضعیت حاضر بخشی از فرآیند عامتر ادغام سرمایهدارانهی فمینیسم و جنبش فمینیستیست. دغدغهی نوشتار حاضر آن است که این فرآیند ادغام امروزه تا مرز هشداردهندهای پیش رفته است و تداوم آن نهفقط میتواند گرایشهای مترقی در درون جنبش فمینیستی را بهحاشیه براند، بلکه تهدیدیست برای اهداف اصلیِ فمینیسم در مبارزه با بنیادهای مردسالاری. بر این اساس، قصد نهایی این متن پشتیبانی از رویکردیست که بر ضرورت پیکارهای هدفمند ضدهژمونیک در درون خود جنبش فمینیستی پای میفشارد.
.....
شواهد تاریخی گواهی میدهند که مهمترین عامل بازتولید سرمایهداری متاخر، توان ادغامکنندگیِ مخوف آن است، که خصوصا به ادغام هر آن چیزی گرایش دارد که از دل پویش تضادمند سرمایهداری نخست در هیات ناسازهای خلافآمد ظاهر شده و بهتدریج به یک منبع نیرو برای بسیج اجتماعی–سیاسی بدل میشود. از همین روست که امروزه با پدیدههای تماما متناقضنمایی چون کارگرگرایی یا اتحادیهگراییِ سرمایهدارانه، چپگراییِ سرمایهدارانه (نظیر جریانات چپ آنتیامپ/ در ایران: چپ محور مقاومت)، اومانیسم یا حقوقبشرگراییِ سرمایهدارانه، محیطزیستگراییِ سرمایهدارانه، دینگرایی سرمایهدارانه، و نظایر آنها مواجه بودهایم/هستیم.
بنابراین، چرا باید از ظهور و رواج فمینیسم سرمایهدارانه (و کوییرگرایی سرمایهدارانه)، که درجهت مهار و مدیریت پیامدهای بیداریِ گریزناپذیرِ فمینیستی عمل میکند متعجب شویم؟ و اگر چنین است، چرا باید از ترس امکان سوءاستفاده مردسالاران و مرتجعان یا چندپارهشدن جنبش فمینیستی، دربارهی ضرورت سخنگفتن از آن دچار تردید گردیم؟ حال آنکه بهواقع جایی برای اینگونه تردیدها و احتیاطهای خیرخواهانه نمانده است، چون گسترهی فمینیسم در امتداد رشد تاریخیاش، بیش از آنچه تصور کنیم دچار چندپارگی و همستیزی شده است؛ ستیزی که با نظر به پهنهی تضادمند حیات سرمایهداری و سازوکارهای ادغامکنندهی آن، خاستگاهی اجتنابناپذیر دارد و لاجرم شدت میگیرد. در همین راستاست که امروزه شاهد فشاری روزافزون برای همنواسازی فمینیسم با ملزومات نظم سرمایهدارانه هستیم. درنتیجه، با نظر به گرایش درونی سرمایه بهسمت کسب جایگاه سوژگیِ تاریخیِ مطلق، آنچه حافظان نظم موجود در این رویارویی دنبال میکنند، تصاحب انحصاریِ میراث تاریخی فمینیسم و اهلیسازیِ سرمایهدارانهی آن است.
----------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:👇🏾
https://kaargaah.net/?p=1233
دریافت متن در فرمت پی.دی.اف.👇🏾
http://pdf.kaargaah.net/147_Individual_Feminism_and_Assimilation_in_Capitalism_ManiaB.pdf
دریافت متن در فرمت ورد
-------------------------------------------
#فمینیسم_سرمایهدارانه
#سیاست_فمینیستی
#فمینیسم_پساساختارگرا
#ادغامگری_سرمایهداری
#جنبش_فمینیستی
#فمینیسم_سلبریتی_محور
-------------------------------------------
کانال تلگرام کارگاه دیالکتیک:
@kdialectic
Forwarded from بيدارزنى
🟣 وریشه مرادی: برای همهی آنانی که سر به سینهی خاک سپردند تا دیگران نفسی تازه بگیرند
وریشه مرادی، مبارز سیاسی کورد محکوم به اعدام، بهمناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن، نامهای را بهنگارش درآورده که جهت انتشار در اختیار #بیدارزنی قرار گرفته است. متن کامل نامه به شرح زیر است:
«از پس میلههای زندان، آن جا که نور را در ذهن و دل آدمی باید جست، ۸ مارس را به زنان مبارز و پیشاهنگ در هر کجای این کرهی خاکی که باشند تبریک می گویم. امسال در روزهای گرم کنشگری و فعالیت زنان به استقبال ۸ مارس میرویم، به هر کجا که مینگرم، بوی خوش دستاوردهای زنان به مشام میرسد و خوشحالم در سدهی ۲۱، زنجیرهی مبارزات زنان روزبهروز پیوستهتر از گذشته میشود.
بارها گفته شده که سدهی ۲۱ سدهی آزادی زنان است و با آزادی زنان است که آزادی جامعه رقم خواهد خورد.
جنگ جهانی سوم در جریان است و این موضوع بر رویدادها و دیزاین خاورمیانه تاثیرگذار است، جنگی که از سوی دولتمردان و در راستای خدمت به سیستمی ضدزن و جنسیتگرا روی میدهد، نه تنها مطالبات جامعه و بهویژه زنان را مدنظر قرار نمیدهد، بلکه موجب میشود که حیات آنان نیز به خطر بیفتد.
در سال ۲۰۲۴، خلقها و حاکمیتها، بیشتر در تقابل با یکدیگر قرار گرفتند، سیاست جنسیتگرایی اگرچه گسترش یافت، اما مقاومت نیز بیشتر و بیشتر گشت! دولت-ملتها بر آتش جنگ میافروختند، جامعه برای برقراری صلح و دموکراسی میجنگید. ملیگرایی و دینگرایی، پایهای ترین سیاست حاکمیتها گشت، اما در مقابل، جامعه اصرار بر برابری و همهی تفاوتهای ملی – مذهبی داشت و خوشبختانه زنان پیشاهنگ این پروسههای آزادیخواهانه بودند. البته که حاکمیت ایران نیز از این قضیه مستثنی نیست و در سال ۲۰۲۴ به جنگ عریان با جامعه و پیشاهنگان آن رفت.
⚪️ زندانهای ایران، یک دم از حملات رژیم در امان نماند، برای من و برخی از زندانیان دیگر، حکم اعدام صادر گشت، برخی از زنان در زندانهای دیگر، از جمله #زینب_جلالیان از کوچکترین و طبیعیترین حقوقشان محروم ماندند، اما در برابر این مواضع غیرانسانی مشاهده نمودیم که زندان، به مکتب اندیشه و تفکر، به سنگر مقاومت و مبارزه مبدل شد و من و همبندیهایم بار دیگر خواستیم نشان دهیم هر روز برایمان ۸ مارس است.
مگر میشود تهاجم باشد و تو از خودت دفاع نکنی؟ مگر میتوان در برابر ظلم و ستم سکوت پیشه کرد؟ مگر میتوان رنج را در چشمان کودکان، زنان و جوانان و دیگر اقشار ستمدیده دید و چشم از مبارزه شست؟ مسلما نه! تاریخ به ما آموخت که گامهای مبارز، کورهراه و پستی و ناهمواری نمیشناسد، آغوش گرم مبارزه نیز برای هر آنکه دلش برای آزادی میتپد و شوق پرواز دارد، باز است و ما زادهی این تاریخ پر از مقاومت و مبارزه هستیم. چشمانمان در تاریکترین مکان نیز باشد، به دوردستها مینگرد و معتقدم که افقمان همچنان روشن است.
من از تبار زنانی هستم که هر لحظهشان سرشار از مبارزه و مقاومت بوده است، همان زنانی که الفبای مبارزه را در برابر ستمهای تحمیل شده به ما آموختند.
از همین جا، دست گرم همهی زنانی را میفشارم که در کنار امید به برقراری صلح و دموکراسی برای رقم زدن روزهای آزاد و بهدور از ظلم و ستم مبارزه مینمایند. همواره همصدا و همراهتان هستم و معتقدم که مبارزه محدودهی مکانی و زمانی نمیشناسد و تا زمان رسیدن به آزادی و جشن گرفتن این روز در زمان و مکانی آزاد، برای گرامیداشت یاد همهی آزادیخواهان از گذشته تا به اکنون، نباید یک دم از پای نشست.
زنده باد ۸ مارس
زنده باد مقاومت زنان
ژن ژیان آزادی
وریشه مرادی
زندانی محکوم به اعدام
اسفند ۱۴۰۳»
#ژن_ژیان_آزادی
@bidarzani
وریشه مرادی، مبارز سیاسی کورد محکوم به اعدام، بهمناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن، نامهای را بهنگارش درآورده که جهت انتشار در اختیار #بیدارزنی قرار گرفته است. متن کامل نامه به شرح زیر است:
«از پس میلههای زندان، آن جا که نور را در ذهن و دل آدمی باید جست، ۸ مارس را به زنان مبارز و پیشاهنگ در هر کجای این کرهی خاکی که باشند تبریک می گویم. امسال در روزهای گرم کنشگری و فعالیت زنان به استقبال ۸ مارس میرویم، به هر کجا که مینگرم، بوی خوش دستاوردهای زنان به مشام میرسد و خوشحالم در سدهی ۲۱، زنجیرهی مبارزات زنان روزبهروز پیوستهتر از گذشته میشود.
بارها گفته شده که سدهی ۲۱ سدهی آزادی زنان است و با آزادی زنان است که آزادی جامعه رقم خواهد خورد.
جنگ جهانی سوم در جریان است و این موضوع بر رویدادها و دیزاین خاورمیانه تاثیرگذار است، جنگی که از سوی دولتمردان و در راستای خدمت به سیستمی ضدزن و جنسیتگرا روی میدهد، نه تنها مطالبات جامعه و بهویژه زنان را مدنظر قرار نمیدهد، بلکه موجب میشود که حیات آنان نیز به خطر بیفتد.
در سال ۲۰۲۴، خلقها و حاکمیتها، بیشتر در تقابل با یکدیگر قرار گرفتند، سیاست جنسیتگرایی اگرچه گسترش یافت، اما مقاومت نیز بیشتر و بیشتر گشت! دولت-ملتها بر آتش جنگ میافروختند، جامعه برای برقراری صلح و دموکراسی میجنگید. ملیگرایی و دینگرایی، پایهای ترین سیاست حاکمیتها گشت، اما در مقابل، جامعه اصرار بر برابری و همهی تفاوتهای ملی – مذهبی داشت و خوشبختانه زنان پیشاهنگ این پروسههای آزادیخواهانه بودند. البته که حاکمیت ایران نیز از این قضیه مستثنی نیست و در سال ۲۰۲۴ به جنگ عریان با جامعه و پیشاهنگان آن رفت.
⚪️ زندانهای ایران، یک دم از حملات رژیم در امان نماند، برای من و برخی از زندانیان دیگر، حکم اعدام صادر گشت، برخی از زنان در زندانهای دیگر، از جمله #زینب_جلالیان از کوچکترین و طبیعیترین حقوقشان محروم ماندند، اما در برابر این مواضع غیرانسانی مشاهده نمودیم که زندان، به مکتب اندیشه و تفکر، به سنگر مقاومت و مبارزه مبدل شد و من و همبندیهایم بار دیگر خواستیم نشان دهیم هر روز برایمان ۸ مارس است.
مگر میشود تهاجم باشد و تو از خودت دفاع نکنی؟ مگر میتوان در برابر ظلم و ستم سکوت پیشه کرد؟ مگر میتوان رنج را در چشمان کودکان، زنان و جوانان و دیگر اقشار ستمدیده دید و چشم از مبارزه شست؟ مسلما نه! تاریخ به ما آموخت که گامهای مبارز، کورهراه و پستی و ناهمواری نمیشناسد، آغوش گرم مبارزه نیز برای هر آنکه دلش برای آزادی میتپد و شوق پرواز دارد، باز است و ما زادهی این تاریخ پر از مقاومت و مبارزه هستیم. چشمانمان در تاریکترین مکان نیز باشد، به دوردستها مینگرد و معتقدم که افقمان همچنان روشن است.
من از تبار زنانی هستم که هر لحظهشان سرشار از مبارزه و مقاومت بوده است، همان زنانی که الفبای مبارزه را در برابر ستمهای تحمیل شده به ما آموختند.
از همین جا، دست گرم همهی زنانی را میفشارم که در کنار امید به برقراری صلح و دموکراسی برای رقم زدن روزهای آزاد و بهدور از ظلم و ستم مبارزه مینمایند. همواره همصدا و همراهتان هستم و معتقدم که مبارزه محدودهی مکانی و زمانی نمیشناسد و تا زمان رسیدن به آزادی و جشن گرفتن این روز در زمان و مکانی آزاد، برای گرامیداشت یاد همهی آزادیخواهان از گذشته تا به اکنون، نباید یک دم از پای نشست.
زنده باد ۸ مارس
زنده باد مقاومت زنان
ژن ژیان آزادی
وریشه مرادی
زندانی محکوم به اعدام
اسفند ۱۴۰۳»
#ژن_ژیان_آزادی
@bidarzani
Forwarded from نقد
▫️در آستانهی سال هشتم فعالیت نقد
۹ مارس ۲۰۲۵
📝 سالی که گذشت برای «نقد» تلاشی نفسگیر برای تداوم حیات رسانهای بود که با کمترین امکانات در راه خاموش نشدن این صدا میجنگد؛ مبارزهی روزمره در فضایی آلوده، میان روحیهای مبلغ دلسردی و نومیدی دمافزون و امیدهای اندک و قدرتمند، که همچون شعلههای نور در دل تاریکی زبانه میکشند. با این همه، تلاش کردیم «نقد» را به هنگام نگاه داریم: کوشیدیم با انتشار مقالاتیْ رذالت قدرتهای جهانی را در تحلیلهای مشخص و نظری نشان دهیم و در این زمانهی بدسگال مبلغ امید و روشنایی باشیم.
در سال هفتم فعالیت «نقد» پروژه امپریالیسم را در پنج بخش به پایان رساندیم. بخشی از مقالات این پروژه در قالب یک کتاب منتشر شده و بقیه در کتاب دیگری که به زودی منتشر خواهد شد در دسترس علاقهمندان قرار خواهد گرفت. پروژهی ترجمهی انباشت سرمایه اثر رزا لوکزامبورگ و نیز جلد دوم نظریههای ارزش اضافی اثر کارل مارکس توسط کمال خسروی از دیگر فعالیتهای نقد در سال گذشته بود. قصد داریم سال آینده را با پروژهی جدیدی به نام دولت آغاز کنیم که در چندین بخش منتشر خواهد شد...
🔹 متن کامل یادداشت ما به مناسبت آغاز هشتمین سال فعالیتمان را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-4FO
👇🏽
🖋@naghd_com
۹ مارس ۲۰۲۵
📝 سالی که گذشت برای «نقد» تلاشی نفسگیر برای تداوم حیات رسانهای بود که با کمترین امکانات در راه خاموش نشدن این صدا میجنگد؛ مبارزهی روزمره در فضایی آلوده، میان روحیهای مبلغ دلسردی و نومیدی دمافزون و امیدهای اندک و قدرتمند، که همچون شعلههای نور در دل تاریکی زبانه میکشند. با این همه، تلاش کردیم «نقد» را به هنگام نگاه داریم: کوشیدیم با انتشار مقالاتیْ رذالت قدرتهای جهانی را در تحلیلهای مشخص و نظری نشان دهیم و در این زمانهی بدسگال مبلغ امید و روشنایی باشیم.
در سال هفتم فعالیت «نقد» پروژه امپریالیسم را در پنج بخش به پایان رساندیم. بخشی از مقالات این پروژه در قالب یک کتاب منتشر شده و بقیه در کتاب دیگری که به زودی منتشر خواهد شد در دسترس علاقهمندان قرار خواهد گرفت. پروژهی ترجمهی انباشت سرمایه اثر رزا لوکزامبورگ و نیز جلد دوم نظریههای ارزش اضافی اثر کارل مارکس توسط کمال خسروی از دیگر فعالیتهای نقد در سال گذشته بود. قصد داریم سال آینده را با پروژهی جدیدی به نام دولت آغاز کنیم که در چندین بخش منتشر خواهد شد...
🔹 متن کامل یادداشت ما به مناسبت آغاز هشتمین سال فعالیتمان را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-4FO
👇🏽
🖋@naghd_com
نقد: نقد اقتصاد سیاسی - نقد بتوارگی - نقد ایدئولوژی
در آستانهی سال هشتم فعالیت «نقد»
سال ۱۴۰۳ را شاید بتوان در جمعبندی کوتاهی، سالِ چشماندازهای ناروشن جهان و بهویژه خاورمیانه نامید: قدرتگیری روزافزون گرایش فاشیستی راست در جهان، انتخاب ترامپ در آمریکا و جهتگیریهای جدید آن در ه…
Forwarded from نقد
📚 سالنامهی نقد ۱۴۰۲-۱۴۰۳ منتشر شد.
در آستانهی هشتمین سال فعالیت «نقد»، کارنامهی یکسالهی مقالاتی که در سال گذشته منتشر کردهایم در فایل پیدیاف زیر در دسترس شماست:
👇🏼👇🏼
https://www.naghd.info/naghd-book-1403-a4-s.pdf
#سالنامه
🖋@naghd_com
در آستانهی هشتمین سال فعالیت «نقد»، کارنامهی یکسالهی مقالاتی که در سال گذشته منتشر کردهایم در فایل پیدیاف زیر در دسترس شماست:
👇🏼👇🏼
https://www.naghd.info/naghd-book-1403-a4-s.pdf
#سالنامه
🖋@naghd_com
Forwarded from منجنیق
falakhan269.pdf
568.8 KB
دسترسی آنلاین به برخی از فیلمها و مستندها در رابطه با موضوع فلسطین
در پرتو رخدادهای جنگ و نسلکشی دولت اسرائیل در غزه، برخی از فیلمسازان امکان دسترسی آنلاین (رایگان) مخاطبان به آثارشان حول مساله فلسطین را فراهم کردند. (به لینکهای پایین رجوع کنید 👇🏿)
برگرفته از کانال:
"Solidarity with Revolutionary Movements"
https://t.me/vbnmgdst
------------------------------------
• "Keeper of Memory" documentary:
https://youtu.be/eywuYeflWzg
• "Empty Seat" documentary:
https://youtu.be/an4hRFWOSQQ
• "Resistance Pilot" documentary:
https://youtu.be/wqSmdZy-Xcg
• "Jenin" documentary:
https://vimeo.com/499672067
• "The Olive Tree" documentary:
https://vimeo.com/432062498
• "Scenes from the Occupation in Gaza" documentary 1973:
https://youtu.be/1JlIwmnYnlE
• Documentary "Gaza Fights For Freedom":
https://youtu.be/HnZSaKYmP2s
• Documentary "Arna's Children":
https://youtu.be/cQZiHgbBBcI
• Short Film "Strawberry":
https://vimeo.com/209189656/e5510a6064
• Short Film "The Place":
https://youtu.be/fgcIVhNvsII
• Documentary "The Mayor":
https://youtu.be/aDvOnhssTcc
• Documentary "The Creation and the Nakba 1948":
https://youtu.be/Bwy-Rf15UIs
• Documentary "Occupation" 101":
https://youtu.be/C56QcWOGSKk
• "The Shadow of Absence" Documentary:
https://vimeo.com/220119035
• "The Don't Exist" Documentary:
https://youtu.be/2WZ_7Z6vbsg
• "As The Poet Said" Documentary:
https://vimeo.com/220116068
• "Five Broken Cameras" Documentary:
https://youtu.be/TZU9hYIgXZw
• "Paradise Now" Feature Film:
https://vimeo.com/510883804
• "Abnadam" Short Film:
https://youtu.be/I--r85cOoXM
• "Wedding of Galilee":
https://youtu.be/dYMQw7hQI1U
• The feature film "Keffiyeh":
https://vimeo.com/780695653
• The documentary film "Slingshot Hip Hop":
https://youtu.be/hHFlWE3N9Ik
• The documentary film "Tall al-Zaatar":
https://youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• The documentary film "Tall al-Zaatar - The Secrets of the Battle":
https://youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• The documentary film "In the Grip of the Resistance":
https://youtu.be/htJ10ACWQJM
• The documentary film "Swings":
https://youtu.be/gMk-Zi9vTGs
• The documentary film "Naji al-Ali: An Artist with Vision:
https://youtu.be/Y31yUi4WVsU
• "The Upper Gate" Documentary:
https://vimeo.com/433362585
• "In Search of Palestine" Documentary:
https://vimeo.com/184213685?1
• "Speak, Bird" Documentary:
https://youtu.be/wdkoxBjKM1Q
در پرتو رخدادهای جنگ و نسلکشی دولت اسرائیل در غزه، برخی از فیلمسازان امکان دسترسی آنلاین (رایگان) مخاطبان به آثارشان حول مساله فلسطین را فراهم کردند. (به لینکهای پایین رجوع کنید 👇🏿)
برگرفته از کانال:
"Solidarity with Revolutionary Movements"
https://t.me/vbnmgdst
------------------------------------
• "Keeper of Memory" documentary:
https://youtu.be/eywuYeflWzg
• "Empty Seat" documentary:
https://youtu.be/an4hRFWOSQQ
• "Resistance Pilot" documentary:
https://youtu.be/wqSmdZy-Xcg
• "Jenin" documentary:
https://vimeo.com/499672067
• "The Olive Tree" documentary:
https://vimeo.com/432062498
• "Scenes from the Occupation in Gaza" documentary 1973:
https://youtu.be/1JlIwmnYnlE
• Documentary "Gaza Fights For Freedom":
https://youtu.be/HnZSaKYmP2s
• Documentary "Arna's Children":
https://youtu.be/cQZiHgbBBcI
• Short Film "Strawberry":
https://vimeo.com/209189656/e5510a6064
• Short Film "The Place":
https://youtu.be/fgcIVhNvsII
• Documentary "The Mayor":
https://youtu.be/aDvOnhssTcc
• Documentary "The Creation and the Nakba 1948":
https://youtu.be/Bwy-Rf15UIs
• Documentary "Occupation" 101":
https://youtu.be/C56QcWOGSKk
• "The Shadow of Absence" Documentary:
https://vimeo.com/220119035
• "The Don't Exist" Documentary:
https://youtu.be/2WZ_7Z6vbsg
• "As The Poet Said" Documentary:
https://vimeo.com/220116068
• "Five Broken Cameras" Documentary:
https://youtu.be/TZU9hYIgXZw
• "Paradise Now" Feature Film:
https://vimeo.com/510883804
• "Abnadam" Short Film:
https://youtu.be/I--r85cOoXM
• "Wedding of Galilee":
https://youtu.be/dYMQw7hQI1U
• The feature film "Keffiyeh":
https://vimeo.com/780695653
• The documentary film "Slingshot Hip Hop":
https://youtu.be/hHFlWE3N9Ik
• The documentary film "Tall al-Zaatar":
https://youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• The documentary film "Tall al-Zaatar - The Secrets of the Battle":
https://youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• The documentary film "In the Grip of the Resistance":
https://youtu.be/htJ10ACWQJM
• The documentary film "Swings":
https://youtu.be/gMk-Zi9vTGs
• The documentary film "Naji al-Ali: An Artist with Vision:
https://youtu.be/Y31yUi4WVsU
• "The Upper Gate" Documentary:
https://vimeo.com/433362585
• "In Search of Palestine" Documentary:
https://vimeo.com/184213685?1
• "Speak, Bird" Documentary:
https://youtu.be/wdkoxBjKM1Q
YouTube
حارس الذاكرة
للاشتراك في الجزيرة الوثائقية: http://ajmn.tv/ytsub
حارس الذاكره طارق بكري باحث فلسطيني مقدسي يعمل على تشبيك العوائل الفلسطينية في الشتات والوطن بتاريخهم وما تركه أجدادهم ليوثق القصة الفلسطينية في كل بيت
تردداتنا: http://sat.aljazeera.net/ar
موقعنا الإلكتروني:…
حارس الذاكره طارق بكري باحث فلسطيني مقدسي يعمل على تشبيك العوائل الفلسطينية في الشتات والوطن بتاريخهم وما تركه أجدادهم ليوثق القصة الفلسطينية في كل بيت
تردداتنا: http://sat.aljazeera.net/ar
موقعنا الإلكتروني:…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نژادپرستی: میراث مسموم و جانسخت جمهوری اسلامی
معضل ماندگاری نظامهای سیاسی منحط و سرکوبگر فقط تداوم ستمها و سرکوبهایی نیست که بر آنها استوارند (ستمهای درهمتنیدهای که بازتولید آن نظام سیاسی بر بازتولید ساختاریِ آنها متکیست). معضل مهم دیگرِ ماندگاری ایندست نظامها، که دستکم وجه تراژیک بیشتری دارد، آن است که تا جایی که بتوانند مسیرهای مبارزه با خود (یا گذار از خود) را با مصالحی همجنس، و بهسمت ارتجاعی دیگر، کانالیزه یا ریلگذاری میکنند؛ چیزی شبیه تکثیر تباهیِ موجود رو به آینده، یا مسمومسازی پیشاپیشِ چشمهساری که تشنگان در تکاپوی رسیدن به آناند.
رژیم سلطنتی پهلوی و رژیم جمهوری اسلامی - هر دو - نمونههای تاریخی چشمگیری از همین نوع سازوکارِ میراثسازی را محقق کردهاند.
این درک که هر پیکار تودهای علیه یک نظام سلطه در درون خود نیازمند پیکارهای ضدهژمونیک است، بخشا معطوف به برجستهسازیِ ضرورت مبارزهی همزمان با میراث جانسخت ارتجاع است که (با پشتوانهی قدرتهای مستقر و گفتمانهای غالب) برای تکثیر خود در آینده و شکلدادن به نظم سیاسی-اجتماعیِ آتی تقلا میکند.
---------------------
@kdialectic
معضل ماندگاری نظامهای سیاسی منحط و سرکوبگر فقط تداوم ستمها و سرکوبهایی نیست که بر آنها استوارند (ستمهای درهمتنیدهای که بازتولید آن نظام سیاسی بر بازتولید ساختاریِ آنها متکیست). معضل مهم دیگرِ ماندگاری ایندست نظامها، که دستکم وجه تراژیک بیشتری دارد، آن است که تا جایی که بتوانند مسیرهای مبارزه با خود (یا گذار از خود) را با مصالحی همجنس، و بهسمت ارتجاعی دیگر، کانالیزه یا ریلگذاری میکنند؛ چیزی شبیه تکثیر تباهیِ موجود رو به آینده، یا مسمومسازی پیشاپیشِ چشمهساری که تشنگان در تکاپوی رسیدن به آناند.
رژیم سلطنتی پهلوی و رژیم جمهوری اسلامی - هر دو - نمونههای تاریخی چشمگیری از همین نوع سازوکارِ میراثسازی را محقق کردهاند.
این درک که هر پیکار تودهای علیه یک نظام سلطه در درون خود نیازمند پیکارهای ضدهژمونیک است، بخشا معطوف به برجستهسازیِ ضرورت مبارزهی همزمان با میراث جانسخت ارتجاع است که (با پشتوانهی قدرتهای مستقر و گفتمانهای غالب) برای تکثیر خود در آینده و شکلدادن به نظم سیاسی-اجتماعیِ آتی تقلا میکند.
---------------------
@kdialectic
در حاشیهی رویدادهای اخیر ارومیه:
https://t.me/VahidOnline/63496?single
خیز دولت ایران برای بهرهبرداری از بحرانهای خودساخته
۵ فروردین ۱۴۰۴
کارگاه دیالکتیک
جمهوری اسلامی فقط وارث ساختارهای ستم ملی نبود، بلکه بهمیانجیِ توتالیتاریسم مذهبی و ناسیونالیسم شیعیْ ابعاد و ژرفای این ستم و تبعیضهای نظاممندِ مرتبط با آن را بهطرز چشمگیری گسترش داده است.
این ویدئو بهسان یک سند تاریخی موجز بهروشنی نشان میدهد که چگونه حاکمان اسلامی ماهیت دولتمحور و تمرکزگرای ستم ملی را ازطریق ایجاد، تقویت و بازنماییِ جهتدار شکاف بین ملتهای تحت ستم پنهان میکنند.
آنچه این ویدیو از مارش هماهنگ و عربدهکشی چماقداران تصویر میکند همچنین تاییدیست بر سویههای فاشیستی دستگاه سیاسی مسلط بر جغرافیای ایران: برساختن «دیگریِ» ضاله (و مهدورالدم) به پشتوانهی ایدئولوژی موهوم، بسیج دولتی خشم و نفرت و خشونت علیه این «دیگری»، قدرتنمایی برای ارعاب همهی «دیگری»های بالقوه، زمینهسازی برای حذف یا فرودستسازی/حاشیهرانیِ «دیگری»شدهها، و نفی و تحقیر نشانههای زندگی و سرزندگی و تقدیس مرگ ...
حرکت هماهنگ چوبدستهای همقواره (دُم خروس) و غریو عربدههای «حیدرحیدر» تحت هدایت نیروهای دولتی در ارومیه، شاید بهتر از صدها متن تحقیقی و روشنگرانه بهسهم خود بار دیگر خویشاوندی ماهوی جمهوری اسلامی با نظامهای فاشیستی را عیان کرده است. (دیگر نمود متاخرِ این خویشاوندی، بسیج دولتیِ احساسات و افکار عمومی، دستگاههای قانونگذاری و بوروکراسی، و نیروهای نظامی و انتظامی علیه مهاجران افغانستانی بوده است)
اینکه این مانور دولتی در همان سرزمین ستارخان و باقرخان و پیشهوری و بهنام مردم آذربایجان رقم خورده است، نشانهی دیگریست از سیاست راهبردی حاکمیت برای مهندسی مسالهی ستم ملی و مدیریت پیامدهای ستم ملی درجهت بقای مرکز؛ یادآور این آموزهی کلی که هر جا پتانسیلی برای مقابله با (و مقاومت علیه) ستم وجود دارد، سازوکارهای ادغامساز و مستحیلکنندهی دولتی هم فعالانه حضور دارند. دولت از اینطریق آگاهانه نابودی امکانات همبستگی ستمدیدگان (در اینجا ملتهای تحتستم) در مبارزاتشان علیه دشمن مشترک را نشانه میرود.
دولتی که بنا به شالودههای حیاتاش ابعاد ستم ملی را به مرزهای بحرانی رسانده است، اگرچه مایل/قادر نیست این بحران را مرتفع کند، اما بیگمان قادر است (و تلاش میکند تا) از پیامدهای بحران تغذیه کند. با این همه، کشاکش ارتجاع و نیروی رهاییبخش در پهنهی مبارزه با ستم ملی همچنان ادامه دارد (و خواهد داشت). کشاکشی که ماحصل آن تاریخ نفرینشدهی جغرافیای ستم ما را ورق خواهد زد.
و در آخر، بهیاد بیاوریم که: از نظم مولد ستمها و دستگاه سیاسیاش رها نخواهیم شد اگر مسالهی ستم ملی و مسئولیت مبارزه با آن را تنها مربوط به ملتهای تحتستم ببینیم*.
*پ.ن. این گزاره همچنین در رابطه با مسالهی ستم بر زنان* هم صادق است.
---------------------------
@kdialectic
https://t.me/VahidOnline/63496?single
خیز دولت ایران برای بهرهبرداری از بحرانهای خودساخته
۵ فروردین ۱۴۰۴
کارگاه دیالکتیک
جمهوری اسلامی فقط وارث ساختارهای ستم ملی نبود، بلکه بهمیانجیِ توتالیتاریسم مذهبی و ناسیونالیسم شیعیْ ابعاد و ژرفای این ستم و تبعیضهای نظاممندِ مرتبط با آن را بهطرز چشمگیری گسترش داده است.
این ویدئو بهسان یک سند تاریخی موجز بهروشنی نشان میدهد که چگونه حاکمان اسلامی ماهیت دولتمحور و تمرکزگرای ستم ملی را ازطریق ایجاد، تقویت و بازنماییِ جهتدار شکاف بین ملتهای تحت ستم پنهان میکنند.
آنچه این ویدیو از مارش هماهنگ و عربدهکشی چماقداران تصویر میکند همچنین تاییدیست بر سویههای فاشیستی دستگاه سیاسی مسلط بر جغرافیای ایران: برساختن «دیگریِ» ضاله (و مهدورالدم) به پشتوانهی ایدئولوژی موهوم، بسیج دولتی خشم و نفرت و خشونت علیه این «دیگری»، قدرتنمایی برای ارعاب همهی «دیگری»های بالقوه، زمینهسازی برای حذف یا فرودستسازی/حاشیهرانیِ «دیگری»شدهها، و نفی و تحقیر نشانههای زندگی و سرزندگی و تقدیس مرگ ...
حرکت هماهنگ چوبدستهای همقواره (دُم خروس) و غریو عربدههای «حیدرحیدر» تحت هدایت نیروهای دولتی در ارومیه، شاید بهتر از صدها متن تحقیقی و روشنگرانه بهسهم خود بار دیگر خویشاوندی ماهوی جمهوری اسلامی با نظامهای فاشیستی را عیان کرده است. (دیگر نمود متاخرِ این خویشاوندی، بسیج دولتیِ احساسات و افکار عمومی، دستگاههای قانونگذاری و بوروکراسی، و نیروهای نظامی و انتظامی علیه مهاجران افغانستانی بوده است)
اینکه این مانور دولتی در همان سرزمین ستارخان و باقرخان و پیشهوری و بهنام مردم آذربایجان رقم خورده است، نشانهی دیگریست از سیاست راهبردی حاکمیت برای مهندسی مسالهی ستم ملی و مدیریت پیامدهای ستم ملی درجهت بقای مرکز؛ یادآور این آموزهی کلی که هر جا پتانسیلی برای مقابله با (و مقاومت علیه) ستم وجود دارد، سازوکارهای ادغامساز و مستحیلکنندهی دولتی هم فعالانه حضور دارند. دولت از اینطریق آگاهانه نابودی امکانات همبستگی ستمدیدگان (در اینجا ملتهای تحتستم) در مبارزاتشان علیه دشمن مشترک را نشانه میرود.
دولتی که بنا به شالودههای حیاتاش ابعاد ستم ملی را به مرزهای بحرانی رسانده است، اگرچه مایل/قادر نیست این بحران را مرتفع کند، اما بیگمان قادر است (و تلاش میکند تا) از پیامدهای بحران تغذیه کند. با این همه، کشاکش ارتجاع و نیروی رهاییبخش در پهنهی مبارزه با ستم ملی همچنان ادامه دارد (و خواهد داشت). کشاکشی که ماحصل آن تاریخ نفرینشدهی جغرافیای ستم ما را ورق خواهد زد.
و در آخر، بهیاد بیاوریم که: از نظم مولد ستمها و دستگاه سیاسیاش رها نخواهیم شد اگر مسالهی ستم ملی و مسئولیت مبارزه با آن را تنها مربوط به ملتهای تحتستم ببینیم*.
*پ.ن. این گزاره همچنین در رابطه با مسالهی ستم بر زنان* هم صادق است.
---------------------------
@kdialectic
Telegram
Vahid Online وحید آنلاین
رحیم جانبخش، فرمانده انتظامی آذربایجان غربی از «شناسایی و دستگیری ۲۲ نفر از عوامل اصلی» » خبر داد که به گفته او « قصد ترویج نفرتپراکنی و فتنه قومی» داشتند.
آقای جانبخش گفت در مراسم عزاداری حضرت علی «برخی جریانات تجزیهطلب» تلاش کردند با فراخوان از این مراسم…
آقای جانبخش گفت در مراسم عزاداری حضرت علی «برخی جریانات تجزیهطلب» تلاش کردند با فراخوان از این مراسم…
بازنشر:
«وُوک»، «وُوکیسم» و چپ
نویسنده: شیرین کریمی
نقد اقتصاد سیاسی
۲۴ بهمن ۱۴۰۳
فرازی از متن:
در گفتارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگیِ امروز دو مفهوم وُوک و وُوکیسم رواج یافته است. [۱] این دو از ثمرات حرکتهای پرشتاب و تحولاتِ عصر پرآشوبی است که در آن زندگی میکنیم. کلمهی وُوک در زبان انگلیسی، در اصل در آمریکا، و در گفتار عامیانهی سیاهان این کشور رایج شد، اما امروز بیشتر از زبان کنشگران حقوق بشر و همچنین سیاستمدارانِ گوناگون غربی، و اخیراً در گفتارهای فارسیزبانان نیز، بیان میشود؛ شاید بحث دربارهی وُوک و وُوکیسم «بسیار آمریکایی» به نظر بیاید، اما این دو اصطلاح بیشتر در گفتار و رفتار مردم جهان در شبکهها و رسانههای اجتماعی آنلاین استفاده میشود که محدود به آمریکا و غرب نیست. در عین حال، بر سر معنای این دو مفهوم اختلافنظرهایی وجود دارد؛ برخی جنبش وُوک را مثبت و سازنده میدانند، و برخی با استفادهی هدفمند از اصطلاح وُوکیسم گفتارها و کنشگریهای افراد و گروههای وُوک را آسیبزننده و حتی «نابودکنندهی بشر» میدانند. مفاهیم میتوانند با نیّات خوب ابداع و بر زبانها رانده شوند، اما در طول زمان ممکن است از طریق فرایند فرهنگپذیریِ زبانی تغییر معنا دهند یا حاوی معانی چندگانهای شوند و افراد طی توافقی ناآگاهانه این تغییرات را بپذیرند، تا جایی که کلمات و مفاهیمی که در اصل با نیکخواهی ابداع شدند به ابزار سیاسی یا سلاح خشونتورزی تبدیل شوند و در خدمت حذف انسانها و گروهها درآیند. پرداختن به این دو مفهوم از آن رو اهمیت دارد که بسیار مستعد کژفهمی و ابزاریسازی هستند. امروز، سال ۲۰۲۵، دولتهای راست افراطی در کشورهای مختلف جهان، بهخصوص دولت دونالد ترامپ در آمریکا، بهواسطهی رتوریک یا لفاظی ضد وُوک برآمدهاند و سیاستهایی ارتجاعی را اجرایی میکنند که نابودکنندهی دستاوردهای گوناگون فعالان حقوق بشر و فعالان محیط زیست است که طی چند قرن بهدشواری، بهتدریج و به بهای سنگینی بهدست آمدهاند. در این مقاله میکوشم خاستگاه و تحولات معنایی این دو مفهوم را بررسی کنم و به مناقشات مختلف حول این دو مفهوم بپردازم. این بحث را با طرح این پرسشها پیش میبرم: وُوک و وُوکیسم به چه معناست؟، پیشینه و روند تغییر معنای وُوک و وُوکیسم چیست؟، منتقدان چه میگویند؟، و آیا باید از ایدهها و مفاهیم وُوکها کاملاً صرفنظر کرد؟
وُوک و وُوکیسم به چه معناست؟
کلمهی وُوک (Woke) به آگاهی فرد اشاره دارد، این کلمه اغلب بار معنایی خنثی یا مثبت دارد و بر «آگاهی حینِ کنشگری» تأکید دارد. اصطلاح وُوکیسم (Wokeism) از کلمهی وُوک مشتق شده است. وُوکیسم به جنبش، ایدئولوژی یا مجموعهای از باورها و کردوکارهای مرتبط با وُوکبودن اشاره دارد. امروز برخی اصطلاح وُوکیسم را در معنای منفی، هدفمندانه و بهمنظور اشاره به ایدئولوژیهای شکستخورده و زیانبار استفاده میکنند. وُوک به معنی «آگاهیِ اجتماعی از مسائل نابرابری و بیعدالتی» یا «بیداری و هشیاری اجتماعی نسبت به مسائل نابرابری و بیعدالتی» بهویژه در حوزههای نژادی، جنسیتی و محیط زیستی است. در مجموع وُوک کلمهای مثبت بوده است، اما در دهههای اخیر مشتقاتِ این کلمه، از جمله Wokeism، Wokeness وWokery در گفتارهای سیاسی و اجتماعیِ محافظهکاران و راستگرایان، اغلب بار منفی یافته و حامل معانی ضدونقیضی شده است.
...
دسترسی به نسخهی کامل مقاله در وبسایت نقد اقتصاد سیاسی
-----------------------
@kdialectic
«وُوک»، «وُوکیسم» و چپ
نویسنده: شیرین کریمی
نقد اقتصاد سیاسی
۲۴ بهمن ۱۴۰۳
فرازی از متن:
در گفتارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگیِ امروز دو مفهوم وُوک و وُوکیسم رواج یافته است. [۱] این دو از ثمرات حرکتهای پرشتاب و تحولاتِ عصر پرآشوبی است که در آن زندگی میکنیم. کلمهی وُوک در زبان انگلیسی، در اصل در آمریکا، و در گفتار عامیانهی سیاهان این کشور رایج شد، اما امروز بیشتر از زبان کنشگران حقوق بشر و همچنین سیاستمدارانِ گوناگون غربی، و اخیراً در گفتارهای فارسیزبانان نیز، بیان میشود؛ شاید بحث دربارهی وُوک و وُوکیسم «بسیار آمریکایی» به نظر بیاید، اما این دو اصطلاح بیشتر در گفتار و رفتار مردم جهان در شبکهها و رسانههای اجتماعی آنلاین استفاده میشود که محدود به آمریکا و غرب نیست. در عین حال، بر سر معنای این دو مفهوم اختلافنظرهایی وجود دارد؛ برخی جنبش وُوک را مثبت و سازنده میدانند، و برخی با استفادهی هدفمند از اصطلاح وُوکیسم گفتارها و کنشگریهای افراد و گروههای وُوک را آسیبزننده و حتی «نابودکنندهی بشر» میدانند. مفاهیم میتوانند با نیّات خوب ابداع و بر زبانها رانده شوند، اما در طول زمان ممکن است از طریق فرایند فرهنگپذیریِ زبانی تغییر معنا دهند یا حاوی معانی چندگانهای شوند و افراد طی توافقی ناآگاهانه این تغییرات را بپذیرند، تا جایی که کلمات و مفاهیمی که در اصل با نیکخواهی ابداع شدند به ابزار سیاسی یا سلاح خشونتورزی تبدیل شوند و در خدمت حذف انسانها و گروهها درآیند. پرداختن به این دو مفهوم از آن رو اهمیت دارد که بسیار مستعد کژفهمی و ابزاریسازی هستند. امروز، سال ۲۰۲۵، دولتهای راست افراطی در کشورهای مختلف جهان، بهخصوص دولت دونالد ترامپ در آمریکا، بهواسطهی رتوریک یا لفاظی ضد وُوک برآمدهاند و سیاستهایی ارتجاعی را اجرایی میکنند که نابودکنندهی دستاوردهای گوناگون فعالان حقوق بشر و فعالان محیط زیست است که طی چند قرن بهدشواری، بهتدریج و به بهای سنگینی بهدست آمدهاند. در این مقاله میکوشم خاستگاه و تحولات معنایی این دو مفهوم را بررسی کنم و به مناقشات مختلف حول این دو مفهوم بپردازم. این بحث را با طرح این پرسشها پیش میبرم: وُوک و وُوکیسم به چه معناست؟، پیشینه و روند تغییر معنای وُوک و وُوکیسم چیست؟، منتقدان چه میگویند؟، و آیا باید از ایدهها و مفاهیم وُوکها کاملاً صرفنظر کرد؟
وُوک و وُوکیسم به چه معناست؟
کلمهی وُوک (Woke) به آگاهی فرد اشاره دارد، این کلمه اغلب بار معنایی خنثی یا مثبت دارد و بر «آگاهی حینِ کنشگری» تأکید دارد. اصطلاح وُوکیسم (Wokeism) از کلمهی وُوک مشتق شده است. وُوکیسم به جنبش، ایدئولوژی یا مجموعهای از باورها و کردوکارهای مرتبط با وُوکبودن اشاره دارد. امروز برخی اصطلاح وُوکیسم را در معنای منفی، هدفمندانه و بهمنظور اشاره به ایدئولوژیهای شکستخورده و زیانبار استفاده میکنند. وُوک به معنی «آگاهیِ اجتماعی از مسائل نابرابری و بیعدالتی» یا «بیداری و هشیاری اجتماعی نسبت به مسائل نابرابری و بیعدالتی» بهویژه در حوزههای نژادی، جنسیتی و محیط زیستی است. در مجموع وُوک کلمهای مثبت بوده است، اما در دهههای اخیر مشتقاتِ این کلمه، از جمله Wokeism، Wokeness وWokery در گفتارهای سیاسی و اجتماعیِ محافظهکاران و راستگرایان، اغلب بار منفی یافته و حامل معانی ضدونقیضی شده است.
...
دسترسی به نسخهی کامل مقاله در وبسایت نقد اقتصاد سیاسی
-----------------------
@kdialectic
نقد اقتصاد سیاسی
«وُوک»، «وُوکیسم» و چپ / شیرین کریمی - نقد اقتصاد سیاسی
در گفتارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگیِ امروز دو مفهوم وُوک و وُوکیسم رواج یافته است. این دو از ثمرات حرکتهای پرشتاب و تحولاتِ عصر پرآشوبی است که در آن زندگی میکنیم. در این مقاله به این پرسشها پرداخته میشود: وُوک و وُوکیسم به چه معناست؟، پیشینه و روند تغییر…
https://tinyurl.com/3hv3tve5
نکاتی در حاشیهی:
خیز جمهوری اسلامی برای معامله با ترامپ
امین حصوری
۸ فروردین ۱۴۰۴
مقدمه: نحوهی رویارویی دولتهای ایران و آمریکا در دورهی جدید ریاست جمهوری دونالد ترامپ، حتی پیش از آنکه کابینهی جدید رسما شروع به کار کند، موضوع گمانهزنیهای داغِ مفسران و رسانهها بوده است. نامهای که اخیرا ترامپ به خامنهای ارسال کرد، هیاهوی رسانهای و دیپلماتیک ببیشتری حول این موضوع برانگیخته است. سرانجام، شروع مذاکرات برای حصول یک معاملهی محتمل رسما در دستور کار دولتیانِ دو کشور قرار گرفت و اکنون همگان (هر کسی از ظن خود) منتظر نتایج کار هستند. با نظر به دلالتها و تاثیرات این مذاکرات بر شرایط آتی پیکارهای ستمدیدگانِ جغرافیای ستم ایران، تأمل دربارهی چارچوب وقوع این رویداد و خصوصا بافتار تاریخی وسیعتر آن ضروری مینماید. با چنین دغدغهای، متن پیشِ رو به طرح نکاتی در حاشیهی همین موضوع میپردازد.
لینک دسترسی به مقاله:
https://kaargaah.net/?p=1484
----
#علیه_سیاست_هستهای
#علیه_استبداد
#علیه_جنگطلبی
#علیه_نظامیگری
#علیه_مداخلات_امپریالیستی
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
---
@kdialectic
نکاتی در حاشیهی:
خیز جمهوری اسلامی برای معامله با ترامپ
امین حصوری
۸ فروردین ۱۴۰۴
مقدمه: نحوهی رویارویی دولتهای ایران و آمریکا در دورهی جدید ریاست جمهوری دونالد ترامپ، حتی پیش از آنکه کابینهی جدید رسما شروع به کار کند، موضوع گمانهزنیهای داغِ مفسران و رسانهها بوده است. نامهای که اخیرا ترامپ به خامنهای ارسال کرد، هیاهوی رسانهای و دیپلماتیک ببیشتری حول این موضوع برانگیخته است. سرانجام، شروع مذاکرات برای حصول یک معاملهی محتمل رسما در دستور کار دولتیانِ دو کشور قرار گرفت و اکنون همگان (هر کسی از ظن خود) منتظر نتایج کار هستند. با نظر به دلالتها و تاثیرات این مذاکرات بر شرایط آتی پیکارهای ستمدیدگانِ جغرافیای ستم ایران، تأمل دربارهی چارچوب وقوع این رویداد و خصوصا بافتار تاریخی وسیعتر آن ضروری مینماید. با چنین دغدغهای، متن پیشِ رو به طرح نکاتی در حاشیهی همین موضوع میپردازد.
لینک دسترسی به مقاله:
https://kaargaah.net/?p=1484
----
#علیه_سیاست_هستهای
#علیه_استبداد
#علیه_جنگطلبی
#علیه_نظامیگری
#علیه_مداخلات_امپریالیستی
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
---
@kdialectic
175_On_Iran_USA_Deal_HAmin_March2025.pdf
461.2 KB
نسخهی پیدیاف. 👇🏾
نکاتی در حاشیهی:
خیز جمهوری اسلامی برای معامله با ترامپ
امین حصوری
کارگاه دیالکتیک | ۸ فروردین ۱۴۰۴
دسترسی به مقاله در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1484
-----------------------
#علیه_سیاست_هستهای
#علیه_استبداد
#علیه_جنگطلبی
#علیه_نظامیگری
#علیه_مداخلات_امپریالیستی
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
-------------------------
@kdialectic
نکاتی در حاشیهی:
خیز جمهوری اسلامی برای معامله با ترامپ
امین حصوری
کارگاه دیالکتیک | ۸ فروردین ۱۴۰۴
دسترسی به مقاله در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1484
-----------------------
#علیه_سیاست_هستهای
#علیه_استبداد
#علیه_جنگطلبی
#علیه_نظامیگری
#علیه_مداخلات_امپریالیستی
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
-------------------------
@kdialectic
Forwarded from دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
اعتراضاتِ "دستها كوتاه!"
در میان ما ایرانیان، هستند کسانی که شیفتگان اقتدارگراییاند؛ مسحور شکوه دروغین اقتدار پوشالی، چه در هیبت سلطنت پیشین، چه در سیمای آنچه امروز در كشور آمريكا میگذرد. مسحوران اقتدار، همواره دلسپرده همان شکوه دروغینی بودهاند که ستم را بهجای عدالت مینشاند، بیآنکه دریابند، راه را برای چنگاندازی بیشرمانه قدرت هموار میسازند. ناآگاهی آنان، زمین حاصلخیزیست برای رویش بذرهای فاشیسم؛ همان فاشیسمی که در هیاهوی شعارهای توخالی، آزادی را خفه میکند، عدالت را قربانی میسازد و برابری را به سخره میگیرد.
برای کسانی که از عدم قطعیت یا احساس ناتوانی دچار استیصال شدهاند، تسلیم شدن به یک رهبر یا ایدئولوژی که وعده نظم و وضوح میدهد، میتواند از نظر روانی آرامشبخش باشد.
این به این معنا نیست که آنها نمیتوانند برای خود فکر کنند، بلکه به این معناست که آنها به امنیت حاصل از همگرایی و حذف مسئولیت شخصی جذب میشوند.
اما، آنان که امروز با سادهدلی یا تعصب، به ستایش قدرتهای سرکوبگر میپردازند، فردا خود نخستین قربانیان همان سرکوب خواهند بود، زيرا ماشین اقتدار، وفاداری نمیشناسد، تنها اطاعت میطلبد. شگفت آنکه برخى از آنان، كه خود زمانی قربانی سرکوب بودهاند، و هنوز ادعای مخالفت با اقتدار را دارند، در همدستی با شكلى ديگر از همان ستم ایستادهاند.
آنان که فقط آزادی را برای خود میخواهند، فرقی نمیکند در کجای دنیا مسکن گزیدهاند؛ هر جا که هستند، برای سرکوب عدالت و برابری، سرمستانه کف میزنند.
و البته آنگاه که باران عدالت و آزادی با اراده و سازماندهى مردم فرود آید، نه از سرپناه ستم خبری خواهد بود و نه از سنگرهای دروغ.
متنى كه در ادامه مى آيد، ترجمه پُستى برگرفته از صفحه تلگرام يك شهروند امريكايى درباره "اعتراضات دست ها كوتاه" است ، كه ديروز پنجم آوريل ٢٠٢٥، در سرتاسر كشور آمريكا برگزار شد:
"دستها كوتاه!
اعتراضات “دستها كوتاه!” امروز چیزی کمتر از یک رویداد تاریخی نبود. این اعتراضات نشاندهنده ایستادگی قدرتمند و متحدی علیه آنچه برگزارکنندگان "چنگاندازی بیشرمانه براى تصاحب قدرت در تاریخ معاصر" خواندهاند، بود. با بیش از ۱۴۰۰ تظاهرات در تمامی ۵۰ ايالات و صدها هزار شرکتکننده، این جنبش، ائتلافی متنوع از کارگران، فعالان و شهروندان عادی را گرد هم آورد تا پایان نفوذ میلیاردرها، کاهش برنامههای حیاتی مانند تأمین اجتماعی و بيمه دولتىِ مدیکید و حملات به گروه هاى به حاشیه راندهشده را مطالبه کنند.
از تجمعات پرشور در واشنگتن دیسی تا گردهماییهای کوچکتر در شهرهای محافظهکار، پیام روشن بود: آمریکاییها از سیاستهایی که به نفع ثروتمندان و به ضرر دموکراسی و حقوق اولیه است، خستهاند. جو موجود در محل اعتراضات پرشور بود، با شعارهایی مانند “دستها كوتاه از شغلهای ما، مراقبتهای بهداشتی ما، دموکراسی ما!” که در شهرداریها، ساختمانهای فدرال، و حتی شهرهای بینالمللی مانند لندن و برلین طنینانداز شد.
حضور گسترده امروز تنها یک اعتراض نبود، بلکه اعلامی پرطنین بود که قدرت مردمی زنده است و آماده است برای مبارزه در راه عدالت و برابری."
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
در میان ما ایرانیان، هستند کسانی که شیفتگان اقتدارگراییاند؛ مسحور شکوه دروغین اقتدار پوشالی، چه در هیبت سلطنت پیشین، چه در سیمای آنچه امروز در كشور آمريكا میگذرد. مسحوران اقتدار، همواره دلسپرده همان شکوه دروغینی بودهاند که ستم را بهجای عدالت مینشاند، بیآنکه دریابند، راه را برای چنگاندازی بیشرمانه قدرت هموار میسازند. ناآگاهی آنان، زمین حاصلخیزیست برای رویش بذرهای فاشیسم؛ همان فاشیسمی که در هیاهوی شعارهای توخالی، آزادی را خفه میکند، عدالت را قربانی میسازد و برابری را به سخره میگیرد.
برای کسانی که از عدم قطعیت یا احساس ناتوانی دچار استیصال شدهاند، تسلیم شدن به یک رهبر یا ایدئولوژی که وعده نظم و وضوح میدهد، میتواند از نظر روانی آرامشبخش باشد.
این به این معنا نیست که آنها نمیتوانند برای خود فکر کنند، بلکه به این معناست که آنها به امنیت حاصل از همگرایی و حذف مسئولیت شخصی جذب میشوند.
اما، آنان که امروز با سادهدلی یا تعصب، به ستایش قدرتهای سرکوبگر میپردازند، فردا خود نخستین قربانیان همان سرکوب خواهند بود، زيرا ماشین اقتدار، وفاداری نمیشناسد، تنها اطاعت میطلبد. شگفت آنکه برخى از آنان، كه خود زمانی قربانی سرکوب بودهاند، و هنوز ادعای مخالفت با اقتدار را دارند، در همدستی با شكلى ديگر از همان ستم ایستادهاند.
آنان که فقط آزادی را برای خود میخواهند، فرقی نمیکند در کجای دنیا مسکن گزیدهاند؛ هر جا که هستند، برای سرکوب عدالت و برابری، سرمستانه کف میزنند.
و البته آنگاه که باران عدالت و آزادی با اراده و سازماندهى مردم فرود آید، نه از سرپناه ستم خبری خواهد بود و نه از سنگرهای دروغ.
متنى كه در ادامه مى آيد، ترجمه پُستى برگرفته از صفحه تلگرام يك شهروند امريكايى درباره "اعتراضات دست ها كوتاه" است ، كه ديروز پنجم آوريل ٢٠٢٥، در سرتاسر كشور آمريكا برگزار شد:
"دستها كوتاه!
اعتراضات “دستها كوتاه!” امروز چیزی کمتر از یک رویداد تاریخی نبود. این اعتراضات نشاندهنده ایستادگی قدرتمند و متحدی علیه آنچه برگزارکنندگان "چنگاندازی بیشرمانه براى تصاحب قدرت در تاریخ معاصر" خواندهاند، بود. با بیش از ۱۴۰۰ تظاهرات در تمامی ۵۰ ايالات و صدها هزار شرکتکننده، این جنبش، ائتلافی متنوع از کارگران، فعالان و شهروندان عادی را گرد هم آورد تا پایان نفوذ میلیاردرها، کاهش برنامههای حیاتی مانند تأمین اجتماعی و بيمه دولتىِ مدیکید و حملات به گروه هاى به حاشیه راندهشده را مطالبه کنند.
از تجمعات پرشور در واشنگتن دیسی تا گردهماییهای کوچکتر در شهرهای محافظهکار، پیام روشن بود: آمریکاییها از سیاستهایی که به نفع ثروتمندان و به ضرر دموکراسی و حقوق اولیه است، خستهاند. جو موجود در محل اعتراضات پرشور بود، با شعارهایی مانند “دستها كوتاه از شغلهای ما، مراقبتهای بهداشتی ما، دموکراسی ما!” که در شهرداریها، ساختمانهای فدرال، و حتی شهرهای بینالمللی مانند لندن و برلین طنینانداز شد.
حضور گسترده امروز تنها یک اعتراض نبود، بلکه اعلامی پرطنین بود که قدرت مردمی زنده است و آماده است برای مبارزه در راه عدالت و برابری."
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
Telegram
دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
روانشناسي فرد و جامعه
راه ارتباط با من:
@golkomyayad
راه ارتباط با من:
@golkomyayad
Forwarded from نقد اقتصاد سیاسی
«چپ آوازه افکند و از راست شد»؛ داستان این روزهای برخی کنشگران و تحلیلگران در ایران است که آرامآرام ترس و خجالت را کنار میگذارند و اعتراف میکنند که نه فقط بیش از پیش به راست گراییدهاند، که حتی آمادهاند تا از ارتجاع اعادهی سلطنت در ایران دفاع کنند.
__________
👈متن کامل
__________
👈متن کامل
بهسوی یک
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک دسترسی به مطلب:
https://kaargaah.net/?p=1494
------------
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
#علیه_استبداد
#علیه_جنگ
#علیه_نظامیگری
#علیه_امپریالیسم
#لیلا_الشامی
#آنتی_امپریالیسم_احمقها
#antiimperialism_of_idiots
-------------
@kdialectic
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک دسترسی به مطلب:
https://kaargaah.net/?p=1494
------------
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
#علیه_استبداد
#علیه_جنگ
#علیه_نظامیگری
#علیه_امپریالیسم
#لیلا_الشامی
#آنتی_امپریالیسم_احمقها
#antiimperialism_of_idiots
-------------
@kdialectic
بهسوی یک
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
یادداشت مترجم:
خاستگاه روایت اردوگاهی از دلالتهای مقولهی امپریالیسم و رویکرد قدرتمدار به آنتیامپریالیسم به کشاکشهای جنگ سرد بازمیگردد؛ پیشینهای که در ایرانِ حوالیِ ۱۳۵۷ هم نمودهای بارز و مخربی داشت. در فضای سیاسی متاخر ایران، احیای خوانشی اردوگاهی از امپریالیسم با برآمدن راهبرد دولتیِ «محور مقاومت» مقارن و مرتبط بود و به تکوین و تقویت لایهای از چپگرایان انجامید که رویکردهای تحلیلی و سیاسیشان (مصداق عبارت «چپ شبهآنتیامپریالیست» یا «چپ آنتیامپ») بهسهم خود عاملی بود در تشدیدِ پراکندگیهای درونی چپ و تضعیف امکانات بازیابیِ قوای اجتماعی–سیاسیِ آن. اما این نوع متاخر از «بیماری چپروی کودکانه» مختص چپ ایران نبوده است؛ بلکه در اتمسفر شکست تاریخی چپْ بذرهای آن در سراسر جهان – در خاک استیصال – ریشه دوانیده و تکثیر شده است.
متن پیشِ رو ضمن نقد برخی روایتهای متناقض و بازدارنده از «آنتیامپریالیسم» در زمانهی پرتلاطم معاصر، این پرسش بنیانی را پیش میکشد که در بافتار تاریخی «رژیم جهانیِ جنگ» (Global War Regime) و «انباشتِ نظامیشده» (Militarized Accumulation)، مبانی یک انترناسیونالیسم جدید «درجهت تدارک یک رهاییِ جهانشمول» چه میتواند باشد.
مولفان، در پاسخ به این پرسش، ازجمله بر این نکته تأکید دارند که در شرایط کنونیْ رویکرد انترناسیونالیستی، بهمنزلهی کنش جمعیِ ضدسرمایهدارانه و فراسوی مرزهای ملی، بهویژه «میباید بر ضد ماشینهای جنگیِ جهانی متمرکز شود»؛ و اینکه یک انترناسیونالیسمِ بدیل میباید مبارزه با نظامیگری را در پیوند با سیاستورزی حول نیازهای اجتماعیِ فرودستان پیش ببرد.
با توجه به تشدید رویههای نئوفاشیستی در سطح جهانی، و خصوصا بسط نظامیگریِ امپریالیستی و غوغای جنگطلبیِ دولتها در جغرافیای ایران و خاورمیانه، انگیزهی اصلیِ ترجمهی مقالهی حاضر این بوده است که – بهسهم خود – جایگاه ضروریِ پیکار علیه نظامیگری را در متن پیکار عمومی برای رهاییِ اجتماعی برجسته کند؛ و اینکه چنین پیکارهایی تنها با اتخاذ چشماندازی انترناسیونالیستی و ضدسرمایهدارانه قادر خواهند بود از گرایشهای ساختاری به ادغام در نظم مسلط برهند.
نکاتی دربارهی ترجمهی این مقاله و پیوست آن: حفظ عنوان ظاهراً تحریکآمیز این مقاله در ترجمهی فارسی، فارغ از وفاداری به متن اصلی، بهدلیل ارجاع نویسندگان به اصطلاح «آنتیامپریالیسم احمقها»ست. این اصطلاح گویا نخستینبار توسط لیلا الشامی، اکتیویست چپ سوری، در نوشتار کوتاهی (آوریل ۲۰۱۸) در نقد رویکرد نارسا و مخربِ طیفی از چپگرایان در مواجهه با بحران سوریه بهکار گرفته شد (مخاطب علاقمند میتواند ترجمهی فارسی نوشتهی لیلا الشامی را نیز در پیوست مقالهی حاضر ملاحظه کند). پس از آن، عبارت «آنتیامپریالیسم احمقها» در متون زیادی مورد استفاده قرار گرفت؛ ازجمله در عنوان و متن نامهی جمعی سرگشادهای که چندی بعد ( مارس ۲۰۲۱) از سوی جمع بزرگی از نویسندگان و فعالان سیاسیِ سوری – با همراهی فعالانی از سایر کشورها – دربارهی رویکرد بخشی از چپگرایان نسبت به تحولات سوریه منتشر شد. خوشبختانه این نامه به فارسی هم ترجمه و منتشر شده است («آنتیامپریالیسم احمقها: امحاء مردم سوریه با دروغپراکنی، ترجمهی: سارا محمدی). برای سهولت دسترسی مخاطبان به این متونِ مرتبط، ترجمهی فارسی این نامهی سرگشاده را نیز عینا در پیوست دوم همین متن میآورم.
ا. ح. – فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک دسترسی به مطلب:
https://kaargaah.net/?p=1494
------------
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
#علیه_استبداد
#علیه_جنگ
#علیه_نظامیگری
#علیه_امپریالیسم
#لیلا_الشامی
#آنتی_امپریالیسم_احمقها
#antiimperialism_of_idiots
-------------
@kdialectic
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
یادداشت مترجم:
خاستگاه روایت اردوگاهی از دلالتهای مقولهی امپریالیسم و رویکرد قدرتمدار به آنتیامپریالیسم به کشاکشهای جنگ سرد بازمیگردد؛ پیشینهای که در ایرانِ حوالیِ ۱۳۵۷ هم نمودهای بارز و مخربی داشت. در فضای سیاسی متاخر ایران، احیای خوانشی اردوگاهی از امپریالیسم با برآمدن راهبرد دولتیِ «محور مقاومت» مقارن و مرتبط بود و به تکوین و تقویت لایهای از چپگرایان انجامید که رویکردهای تحلیلی و سیاسیشان (مصداق عبارت «چپ شبهآنتیامپریالیست» یا «چپ آنتیامپ») بهسهم خود عاملی بود در تشدیدِ پراکندگیهای درونی چپ و تضعیف امکانات بازیابیِ قوای اجتماعی–سیاسیِ آن. اما این نوع متاخر از «بیماری چپروی کودکانه» مختص چپ ایران نبوده است؛ بلکه در اتمسفر شکست تاریخی چپْ بذرهای آن در سراسر جهان – در خاک استیصال – ریشه دوانیده و تکثیر شده است.
متن پیشِ رو ضمن نقد برخی روایتهای متناقض و بازدارنده از «آنتیامپریالیسم» در زمانهی پرتلاطم معاصر، این پرسش بنیانی را پیش میکشد که در بافتار تاریخی «رژیم جهانیِ جنگ» (Global War Regime) و «انباشتِ نظامیشده» (Militarized Accumulation)، مبانی یک انترناسیونالیسم جدید «درجهت تدارک یک رهاییِ جهانشمول» چه میتواند باشد.
مولفان، در پاسخ به این پرسش، ازجمله بر این نکته تأکید دارند که در شرایط کنونیْ رویکرد انترناسیونالیستی، بهمنزلهی کنش جمعیِ ضدسرمایهدارانه و فراسوی مرزهای ملی، بهویژه «میباید بر ضد ماشینهای جنگیِ جهانی متمرکز شود»؛ و اینکه یک انترناسیونالیسمِ بدیل میباید مبارزه با نظامیگری را در پیوند با سیاستورزی حول نیازهای اجتماعیِ فرودستان پیش ببرد.
با توجه به تشدید رویههای نئوفاشیستی در سطح جهانی، و خصوصا بسط نظامیگریِ امپریالیستی و غوغای جنگطلبیِ دولتها در جغرافیای ایران و خاورمیانه، انگیزهی اصلیِ ترجمهی مقالهی حاضر این بوده است که – بهسهم خود – جایگاه ضروریِ پیکار علیه نظامیگری را در متن پیکار عمومی برای رهاییِ اجتماعی برجسته کند؛ و اینکه چنین پیکارهایی تنها با اتخاذ چشماندازی انترناسیونالیستی و ضدسرمایهدارانه قادر خواهند بود از گرایشهای ساختاری به ادغام در نظم مسلط برهند.
نکاتی دربارهی ترجمهی این مقاله و پیوست آن: حفظ عنوان ظاهراً تحریکآمیز این مقاله در ترجمهی فارسی، فارغ از وفاداری به متن اصلی، بهدلیل ارجاع نویسندگان به اصطلاح «آنتیامپریالیسم احمقها»ست. این اصطلاح گویا نخستینبار توسط لیلا الشامی، اکتیویست چپ سوری، در نوشتار کوتاهی (آوریل ۲۰۱۸) در نقد رویکرد نارسا و مخربِ طیفی از چپگرایان در مواجهه با بحران سوریه بهکار گرفته شد (مخاطب علاقمند میتواند ترجمهی فارسی نوشتهی لیلا الشامی را نیز در پیوست مقالهی حاضر ملاحظه کند). پس از آن، عبارت «آنتیامپریالیسم احمقها» در متون زیادی مورد استفاده قرار گرفت؛ ازجمله در عنوان و متن نامهی جمعی سرگشادهای که چندی بعد ( مارس ۲۰۲۱) از سوی جمع بزرگی از نویسندگان و فعالان سیاسیِ سوری – با همراهی فعالانی از سایر کشورها – دربارهی رویکرد بخشی از چپگرایان نسبت به تحولات سوریه منتشر شد. خوشبختانه این نامه به فارسی هم ترجمه و منتشر شده است («آنتیامپریالیسم احمقها: امحاء مردم سوریه با دروغپراکنی، ترجمهی: سارا محمدی). برای سهولت دسترسی مخاطبان به این متونِ مرتبط، ترجمهی فارسی این نامهی سرگشاده را نیز عینا در پیوست دوم همین متن میآورم.
ا. ح. – فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک دسترسی به مطلب:
https://kaargaah.net/?p=1494
------------
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
#علیه_استبداد
#علیه_جنگ
#علیه_نظامیگری
#علیه_امپریالیسم
#لیلا_الشامی
#آنتی_امپریالیسم_احمقها
#antiimperialism_of_idiots
-------------
@kdialectic
176_Ein_Antiimperialismus_ohne_Idioten_Farsi.pdf
463.1 KB
نسخهی پیدیاف:
بهسوی یک
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1494
-------------
@kdialectic
بهسوی یک
آنتیامپریالیسم بدون احمقها
وانسا تامپسون – رائول زِلیک
بهپیوست:
سوریه و آنتیامپریالیسم احمقها
لیلا الشامی
ترجمه: امین حصوری
۱۷ فروردین ۱۴۰۴
------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1494
-------------
@kdialectic