Vahid Online وحید آنلاین
خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین که به ایالات متحده سفر کرده، با تمجید از موفقیتهای ایلان ماسک در سازمان کارآمدی آمریکا، یک اره برقی به او هدیه داد. رئیسجمهور آرژانتین این اره برقی را در حاشیه کنفرانس «کنش محافظهکار سیاسی» که در ایالت مریلند برگزار میشود…
#حاشیهی_اخبار
ارهبرقیای که خاویر میلی به ایلان ماسک هدیه داد چه «طنینی» دارد؟
این حرکت نمادین شاید سنخنمای تحولاتیست که با ظهور مجدد ترامپ شتاب گرفته و ابعاد وسیعتر و روشنتری یافتهاند. از جمله به این دلیل که - در گذشته - موسولینی از نماد تبر برای بیان رویکرد نهایی فاشیسم استفاده کرده بود، که اشاره داشت به قدرت قاهر امپراتوری روم. اکنون این هواداران شاخص فاشیسم در زمانهی ما (میلی و ماسک) از نماد ارهبرقی استفاده کردهاند که گویا تمثال مدرن تبر است. سوال این است که آیا ما صرفا شاهد ظهور یک «فاشیسم نمادین» هستیم، یا برآمدن یک فاشیسم واقعی، که فقط با شرایط عصر امروز سازگار شده است: نئوفاشیسم.
ارهبرقیای که خاویر میلی به ایلان ماسک هدیه داد چه «طنینی» دارد؟
این حرکت نمادین شاید سنخنمای تحولاتیست که با ظهور مجدد ترامپ شتاب گرفته و ابعاد وسیعتر و روشنتری یافتهاند. از جمله به این دلیل که - در گذشته - موسولینی از نماد تبر برای بیان رویکرد نهایی فاشیسم استفاده کرده بود، که اشاره داشت به قدرت قاهر امپراتوری روم. اکنون این هواداران شاخص فاشیسم در زمانهی ما (میلی و ماسک) از نماد ارهبرقی استفاده کردهاند که گویا تمثال مدرن تبر است. سوال این است که آیا ما صرفا شاهد ظهور یک «فاشیسم نمادین» هستیم، یا برآمدن یک فاشیسم واقعی، که فقط با شرایط عصر امروز سازگار شده است: نئوفاشیسم.
Forwarded from هماندیشی چپ
کتاب #هماندیشیـچپ
ویژهی انقلاب ۵۷
پیشگفتار
از #انقلاب۵۷ نزدیک به نیم قرن گذشت؛ از انقلابی، یا قیامی، که امید بود ازادی بیاورد و نیاورد. و امید بود رفاه و عدالت بیاورد و نیاورد.
نزدیک به نیم قرن از انقلابی، یا قیامی، گذشت که به وعدهی سفرهای نان و سقفی بر سر، از دستهای خالی پل ساخت و بر شانههای خسته سوار شد و گرسنه را به حراج کلیه واداشت و گود نشین را به گورخوابی.
اینگونه بود که فضای ذهنی همهی این نیم قرن تا امروز اشباع شد از بیشمار پرسش:
چرا انقلاب شد؟ و چرا و چگونه به سرنوشتیِ چنین دچار شد؟ راز شکستی چنین سنگین در چه بود؟
آیا انقلاب ۵۷ گریزناپذیر بود؟
چگونه بود که در ماههای مشرف به بهمن ۵۷، در سراسر سپهر سیاسی کشور، گروه و گرایشی یافت نمیشد که در خیزش عمومی حضوری نداشته باشد و نقشی نپذیرفته باشد؟
و چرا منهای بخشی از دهقانان، طبقهی اجتماعی دیگری نبود که در آن ماهها به قطار انقلاب سوار نشده باشد؟
در کندوکاو تاریخ، بهعنوان مسئول تیرهروزی و فلاکت کنونی، انگشت اتهام را میتوان به سمت کدام جریان سیاسی یا اجتماعی گرفت؟
جایگاه و نقش چپ در انقلاب و شکست آن کجاست؟
امروز، سوژهی رهاییبخش چطور تعریف میشود؟ و راه نجات از کدام سمت؟
زمینههای رشد راست افراطی وشبهفاشیست به چه اندازه است؟
این گرایشها تحت کدام شرایط ممکن است موفق شوند تودهی اتمیزه و بیشکل را به خدمت «ناجی» و «پیشوا»ی دیگری در آورند؟
از بهمن ۵۷ هر چه بیشتر دور شدیم و غبار فراموشی بر حافظهها بیشتر نشست، بار ذهنی پاسخهایی که به چنین پرسشهایی داده شده سنگین تر شد و راه بر جعل و فریب و وارونهسازی هموارتر. و نیز هر چه تودهی محروم و فرودست خستهتر، خشمگینتر و مایوستر شده، و خود رهانی را دشوارتر یافته، قلب واقعیتها آسانتر شده و هزینهاش کمتر. در چنین بزنگاهی است که بازماندههای فرقهی #پهلوی فضای روانی موجود را مناسب یافتهاند و به سودای بازگشت به قدرت و تحمیل دور باطلی دیگر به تاریخ، از تاریکخانههای لاس وگاس بیرون امدهاند. به کنار از مساعدت فضای ذهنی، این فرقه برای ریلگذاری افکار عمومی به داشتن پشتوانههای مادی بسیاری دلگرم است. میکوشد ازمنابع مالی هنگفت و هژمونی رسانهای تا اطاقهای فکر و حمایت شماری از دولتها و برخی دستگاههای اطلاعاتی همه را به خدمت انحراف ذهنیت افکار عمومی و انقیاد آن در آورد.
رو در رو با چنین تهدیدهایی، پاسخدادن به پرسشهایی که فضای عمومی را اشباع کرده ضرورتی است حیاتی؛ بهویژه از سوی کسانی که همچنان بر حقانیت قیام مردم علیه حکومت پهلوی باور دارند. #هماندیشیـچپ در عمل به این تکلیف میکوشد گامی بردارد و انتشار ویژهنامهای که پیش رو دارید بخشی از این کوشش است. مجموعهای که گرد آمده؛ مقالهها، یادداشتها، گفتوگوها و اسناد، حاصل یاری و مشارکت بسیاری از نویسندگان، هنرمندان، کنشگران سیاسی و اجتماعی، پژوهشگران و تحلیلگران داخل و خارج کشور است که به دعوت ما پاسخ مثبت دادهاند. ضمن قدردانی از یکایک انان، لازم است تأکید شود آنچه تا کنون انجام شده، تنها مقدمهای است بر آنچه بسیار گستردهتر و فراگیرتر باید دنبال شود. با این امید که در گامهای بعد از یاری و هماندیشی طیف هر چه وسیعتری از افراد و گرایشهای #چپ برخوردار گردیم.
⬅️ جلد اول
⬅️ جلد دوم
ویژهی انقلاب ۵۷
پیشگفتار
از #انقلاب۵۷ نزدیک به نیم قرن گذشت؛ از انقلابی، یا قیامی، که امید بود ازادی بیاورد و نیاورد. و امید بود رفاه و عدالت بیاورد و نیاورد.
نزدیک به نیم قرن از انقلابی، یا قیامی، گذشت که به وعدهی سفرهای نان و سقفی بر سر، از دستهای خالی پل ساخت و بر شانههای خسته سوار شد و گرسنه را به حراج کلیه واداشت و گود نشین را به گورخوابی.
اینگونه بود که فضای ذهنی همهی این نیم قرن تا امروز اشباع شد از بیشمار پرسش:
چرا انقلاب شد؟ و چرا و چگونه به سرنوشتیِ چنین دچار شد؟ راز شکستی چنین سنگین در چه بود؟
آیا انقلاب ۵۷ گریزناپذیر بود؟
چگونه بود که در ماههای مشرف به بهمن ۵۷، در سراسر سپهر سیاسی کشور، گروه و گرایشی یافت نمیشد که در خیزش عمومی حضوری نداشته باشد و نقشی نپذیرفته باشد؟
و چرا منهای بخشی از دهقانان، طبقهی اجتماعی دیگری نبود که در آن ماهها به قطار انقلاب سوار نشده باشد؟
در کندوکاو تاریخ، بهعنوان مسئول تیرهروزی و فلاکت کنونی، انگشت اتهام را میتوان به سمت کدام جریان سیاسی یا اجتماعی گرفت؟
جایگاه و نقش چپ در انقلاب و شکست آن کجاست؟
امروز، سوژهی رهاییبخش چطور تعریف میشود؟ و راه نجات از کدام سمت؟
زمینههای رشد راست افراطی وشبهفاشیست به چه اندازه است؟
این گرایشها تحت کدام شرایط ممکن است موفق شوند تودهی اتمیزه و بیشکل را به خدمت «ناجی» و «پیشوا»ی دیگری در آورند؟
از بهمن ۵۷ هر چه بیشتر دور شدیم و غبار فراموشی بر حافظهها بیشتر نشست، بار ذهنی پاسخهایی که به چنین پرسشهایی داده شده سنگین تر شد و راه بر جعل و فریب و وارونهسازی هموارتر. و نیز هر چه تودهی محروم و فرودست خستهتر، خشمگینتر و مایوستر شده، و خود رهانی را دشوارتر یافته، قلب واقعیتها آسانتر شده و هزینهاش کمتر. در چنین بزنگاهی است که بازماندههای فرقهی #پهلوی فضای روانی موجود را مناسب یافتهاند و به سودای بازگشت به قدرت و تحمیل دور باطلی دیگر به تاریخ، از تاریکخانههای لاس وگاس بیرون امدهاند. به کنار از مساعدت فضای ذهنی، این فرقه برای ریلگذاری افکار عمومی به داشتن پشتوانههای مادی بسیاری دلگرم است. میکوشد ازمنابع مالی هنگفت و هژمونی رسانهای تا اطاقهای فکر و حمایت شماری از دولتها و برخی دستگاههای اطلاعاتی همه را به خدمت انحراف ذهنیت افکار عمومی و انقیاد آن در آورد.
رو در رو با چنین تهدیدهایی، پاسخدادن به پرسشهایی که فضای عمومی را اشباع کرده ضرورتی است حیاتی؛ بهویژه از سوی کسانی که همچنان بر حقانیت قیام مردم علیه حکومت پهلوی باور دارند. #هماندیشیـچپ در عمل به این تکلیف میکوشد گامی بردارد و انتشار ویژهنامهای که پیش رو دارید بخشی از این کوشش است. مجموعهای که گرد آمده؛ مقالهها، یادداشتها، گفتوگوها و اسناد، حاصل یاری و مشارکت بسیاری از نویسندگان، هنرمندان، کنشگران سیاسی و اجتماعی، پژوهشگران و تحلیلگران داخل و خارج کشور است که به دعوت ما پاسخ مثبت دادهاند. ضمن قدردانی از یکایک انان، لازم است تأکید شود آنچه تا کنون انجام شده، تنها مقدمهای است بر آنچه بسیار گستردهتر و فراگیرتر باید دنبال شود. با این امید که در گامهای بعد از یاری و هماندیشی طیف هر چه وسیعتری از افراد و گرایشهای #چپ برخوردار گردیم.
⬅️ جلد اول
⬅️ جلد دوم
Telegram
هماندیشی چپ
کتاب #هماندیشیـچپ
ویژهی انقلاب ۵۷
جلد نخست
بخشهایی از پیشگفتار
از #انقلاب۵۷ نزدیک به نیم قرن گذشت؛ از انقلابی، یا قیامی، که امید بود آزادی بیاورد و نیاورد. و امید بود رفاه و عدالت بیاورد و نیاورد.
چرا انقلاب شد؟ و چرا و چگونه به سرنوشتیِ چنین دچار…
ویژهی انقلاب ۵۷
جلد نخست
بخشهایی از پیشگفتار
از #انقلاب۵۷ نزدیک به نیم قرن گذشت؛ از انقلابی، یا قیامی، که امید بود آزادی بیاورد و نیاورد. و امید بود رفاه و عدالت بیاورد و نیاورد.
چرا انقلاب شد؟ و چرا و چگونه به سرنوشتیِ چنین دچار…
Forwarded from بيدارزنى
🟣 تداوم کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در ۳۷ زندان کشور در هفته پنجاهوهفتم با پیوستن زندان چوبیندر قزوین
حکومت مستبد ولایتفقیه پس از پایان مراسم حکومتی در بهمنماه، بار دیگر اجرای احکام اعدام را افزایش داده است؛ بهطوری که تنها در روزهای اول و دوم اسفندماه، ۱۷ تن از زندانیان اعدام شدند که ۱۰ نفر از آنان در زندان قزلحصار به دار آویخته شدند.
کشتار زندانیان صرفاً از طریق اعدام صورت نمیگیرد؛ متأسفانه در هفته گذشته، سه تن از زندانیان در زندانهای ارومیه، لاجوردی ایرانشهر و دهدشت بر اثر نبود رسیدگیهای پزشکی جان باختند. این وضعیت، جان بسیاری از زندانیان دیگر را نیز تهدید میکند. مرگ زندانیان بیمار به دلیل عدم رسیدگی پزشکی بهموقع، چیزی جز «قتل سیستماتیک» نیست.
با افزایش اعدامها و سرکوب گسترده زندانیان، جمعی از زندانیان زندان قزوین اعلام کردند که در راستای مقابله با احکام ظالمانه اعدام زندانیان سیاسی و غیرسیاسی، روز سهشنبه این هفته، هفتم اسفندماه، همسو با سایر اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» دست به اعتصاب غذا خواهند زد و تا توقف ماشین سرکوب و اعدام، این اعتصاب را در همراهی با کارزار ادامه خواهند داد.
طبق اخبار منتشرشده، روز یکشنبه ۵ اسفند، اعاده دادرسی زندانیان سیاسی #مهدی_حسنی و #بهروز_احسانی - که پیشتر به اعدام محکوم شده بودند - از سوی دیوان عالی کشور رد شد و این دو زندانی در خطر قریبالوقوع اجرای حکم اعدام قرار دارند. این شرایط هولناک برای زندانیانی چون #پخشان_عزیزی و #وریشه_مرادی در زندان اوین، #شریفه_محمدی در زندان لاکان رشت و بسیاری دیگر نیز وجود دارد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیشتر با انتصاب جعفر منتظری - دادستان سابق کل کشور - به ریاست دیوان عالی کشور، با توجه به سوابق او در حاکمکردن نهادهای امنیتی بر قوه قضائیه و نقض بیشتر استقلال دستگاه قضایی، احتمال «کانالیزهکردن پروندههای زندانیان» در دیوان و تعیین شعبات خاص برای تأیید احکام بیپایه و اساس دادگاه انقلاب را پیشبینی کرده بود. این انتصاب، ناکارآمدی این ارگان در تأمین دادرسی منصفانه را بهطور کامل نمایان ساخت.
اعضای این کارزار در دفاع از «حق دادخواهی»، بهویژه برای شهروندانی که عزیزانشان از «حق حیات» محروم شدهاند، خواهان آزادی تمامی دادخواهان در بند، بهویژه خانم ناهید شیرپیشه - معلم دادخواه و مادر جانباخته زندهیاد پویا بختیاری، معترض آبان ۹۸ - هستند. متأسفانه او هفته گذشته در پی فشارهای زندان و نهادهای امنیتی دست به خودکشی زده است. بیتردید، روزی خواهد رسید که دادخواهی محقق شده و آمران و عاملان این جنایات محاکمه خواهند شد.
این کارزار تمامی احکام اعدام، صرفنظر از اتهامات منتسب به محکومان را قویاً محکوم میکند و برای پیشگیری و لغو مجازات اعدام در ایران از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد بود. از این رو، از همه مدافعان حقوق بشر، فعالان سیاسی، مدنی، صنفی و وجدانهای بیدار در ایران و سراسر جهان دعوت میکند تا برای لغو اعدام در ایران، همراه و متحد شوند و صدای زندانیان محکوم به اعدام باشند.
🔸 اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته پنجاهوهفتم، روز سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، در ۳۷ زندان زیر دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
۱. زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)
۲. زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)
۳. زندان مرکزی کرج
۴. زندان تهران بزرگ
۵. زندان خورین ورامین
۶. زندان اراک
۷. زندان خرمآباد
۸. زندان اسدآباد اصفهان
۹. زندان دستگرد اصفهان
۱۰. زندان شیبان اهواز
۱۱. زندان سپیدار اهواز
۱۲. زندان نظام شیراز
۱۳. زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)
۱۴. زندان برازجان
۱۵. زندان رامهرمز
۱۶. زندان بم
۱۷. زندان کهنوج
۱۸. زندان طبس
۱۹. زندان جوین
۲۰. زندان مشهد
۲۱. زندان گنبدکاووس
۲۲. زندان قائمشهر
۲۳. زندان رشت (بند زنان و مردان)
۲۴. زندان رودسر
۲۵. زندان حویق تالش
۲۶. زندان دیزلآباد کرمانشاه
۲۷. زندان اردبیل
۲۸. زندان تبریز
۲۹. زندان ارومیه
۳۰. زندان سلماس
۳۱. زندان خوی
۳۲. زندان نقده
۳۳. زندان سقز
۳۴. زندان بانه
۳۵. زندان مریوان
۳۶. زندان کامیاران
۳۷. زندان چوبیندر قزوین
هفته پنجاه و هفتم
سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#قیام_علیه_اعدام
#ژن_ژیان_آزادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
حکومت مستبد ولایتفقیه پس از پایان مراسم حکومتی در بهمنماه، بار دیگر اجرای احکام اعدام را افزایش داده است؛ بهطوری که تنها در روزهای اول و دوم اسفندماه، ۱۷ تن از زندانیان اعدام شدند که ۱۰ نفر از آنان در زندان قزلحصار به دار آویخته شدند.
کشتار زندانیان صرفاً از طریق اعدام صورت نمیگیرد؛ متأسفانه در هفته گذشته، سه تن از زندانیان در زندانهای ارومیه، لاجوردی ایرانشهر و دهدشت بر اثر نبود رسیدگیهای پزشکی جان باختند. این وضعیت، جان بسیاری از زندانیان دیگر را نیز تهدید میکند. مرگ زندانیان بیمار به دلیل عدم رسیدگی پزشکی بهموقع، چیزی جز «قتل سیستماتیک» نیست.
با افزایش اعدامها و سرکوب گسترده زندانیان، جمعی از زندانیان زندان قزوین اعلام کردند که در راستای مقابله با احکام ظالمانه اعدام زندانیان سیاسی و غیرسیاسی، روز سهشنبه این هفته، هفتم اسفندماه، همسو با سایر اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» دست به اعتصاب غذا خواهند زد و تا توقف ماشین سرکوب و اعدام، این اعتصاب را در همراهی با کارزار ادامه خواهند داد.
طبق اخبار منتشرشده، روز یکشنبه ۵ اسفند، اعاده دادرسی زندانیان سیاسی #مهدی_حسنی و #بهروز_احسانی - که پیشتر به اعدام محکوم شده بودند - از سوی دیوان عالی کشور رد شد و این دو زندانی در خطر قریبالوقوع اجرای حکم اعدام قرار دارند. این شرایط هولناک برای زندانیانی چون #پخشان_عزیزی و #وریشه_مرادی در زندان اوین، #شریفه_محمدی در زندان لاکان رشت و بسیاری دیگر نیز وجود دارد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیشتر با انتصاب جعفر منتظری - دادستان سابق کل کشور - به ریاست دیوان عالی کشور، با توجه به سوابق او در حاکمکردن نهادهای امنیتی بر قوه قضائیه و نقض بیشتر استقلال دستگاه قضایی، احتمال «کانالیزهکردن پروندههای زندانیان» در دیوان و تعیین شعبات خاص برای تأیید احکام بیپایه و اساس دادگاه انقلاب را پیشبینی کرده بود. این انتصاب، ناکارآمدی این ارگان در تأمین دادرسی منصفانه را بهطور کامل نمایان ساخت.
اعضای این کارزار در دفاع از «حق دادخواهی»، بهویژه برای شهروندانی که عزیزانشان از «حق حیات» محروم شدهاند، خواهان آزادی تمامی دادخواهان در بند، بهویژه خانم ناهید شیرپیشه - معلم دادخواه و مادر جانباخته زندهیاد پویا بختیاری، معترض آبان ۹۸ - هستند. متأسفانه او هفته گذشته در پی فشارهای زندان و نهادهای امنیتی دست به خودکشی زده است. بیتردید، روزی خواهد رسید که دادخواهی محقق شده و آمران و عاملان این جنایات محاکمه خواهند شد.
این کارزار تمامی احکام اعدام، صرفنظر از اتهامات منتسب به محکومان را قویاً محکوم میکند و برای پیشگیری و لغو مجازات اعدام در ایران از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد بود. از این رو، از همه مدافعان حقوق بشر، فعالان سیاسی، مدنی، صنفی و وجدانهای بیدار در ایران و سراسر جهان دعوت میکند تا برای لغو اعدام در ایران، همراه و متحد شوند و صدای زندانیان محکوم به اعدام باشند.
🔸 اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته پنجاهوهفتم، روز سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، در ۳۷ زندان زیر دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
۱. زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)
۲. زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)
۳. زندان مرکزی کرج
۴. زندان تهران بزرگ
۵. زندان خورین ورامین
۶. زندان اراک
۷. زندان خرمآباد
۸. زندان اسدآباد اصفهان
۹. زندان دستگرد اصفهان
۱۰. زندان شیبان اهواز
۱۱. زندان سپیدار اهواز
۱۲. زندان نظام شیراز
۱۳. زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)
۱۴. زندان برازجان
۱۵. زندان رامهرمز
۱۶. زندان بم
۱۷. زندان کهنوج
۱۸. زندان طبس
۱۹. زندان جوین
۲۰. زندان مشهد
۲۱. زندان گنبدکاووس
۲۲. زندان قائمشهر
۲۳. زندان رشت (بند زنان و مردان)
۲۴. زندان رودسر
۲۵. زندان حویق تالش
۲۶. زندان دیزلآباد کرمانشاه
۲۷. زندان اردبیل
۲۸. زندان تبریز
۲۹. زندان ارومیه
۳۰. زندان سلماس
۳۱. زندان خوی
۳۲. زندان نقده
۳۳. زندان سقز
۳۴. زندان بانه
۳۵. زندان مریوان
۳۶. زندان کامیاران
۳۷. زندان چوبیندر قزوین
هفته پنجاه و هفتم
سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#قیام_علیه_اعدام
#ژن_ژیان_آزادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
Forwarded from هماندیشی چپ
پروندهای دربارهی پرویز ثابتی، شکنجه و ساواک
هفتهی پیش، سه تن از زندانیان سیاسی زمان شاه که بهدست #ساواک #شکنجه شده بودند، شکایتی را در آمریکا علیه #پرویزـثابتی، رئیس ادارهی سوم ساواک و معمار نهادینهسازی شکنجه در ایران، به اتهام داشتن مسئولیت در دستگیری و شکنجه، ثبت کردند.
#هماندیشیـچپ سال گذشته، در پی گفتوگوهای تلویزیون منوتو با ثابتی، چندین گفتوگو با برخی از زندانیان سیاسی شکنجهشده بهدست ساواک انجام داد.
سپس، بیش از ۱۰۰۰ تن از دادخواهان، ازجمله شمار زیادی از زندانیان سیاسی شکنجهشده در زمان شاه، «فراخوان دادخواهی علیه پرویز ثابتی و دیگر آمران و عاملان شکنجه و کشتار مردم در نظام سلطنتی» را امضا کردند.
«جمعی از زندانیان سیاسی دوران محمد رضا شاه» نیز هفتهی پیش، فراخوان دیگری را در حمایت از شکایت از ثابتی امضا کردند.
اکنون، آن گفتوگوها و فراخوانها را در یک پرونده بازنشر میکنیم.
🔷 گفتوگوهای هماندیشی چپ
یوسف اردلان و محمدرضا شالگونی - ۱
https://t.me/left_forum/26
یوسف اردلان و محمدرضا شالگونی - ۲
https://t.me/left_forum/28
ناهید و نوشزاد ناظمی
https://t.me/left_forum/30
تقی روزبه - ۱
https://t.me/left_forum/34
تقی روزبه - ۲
https://t.me/left_forum/36
نسرین آزاد - ۱
https://t.me/left_forum/39
نسرین آزاد - ۲
https://t.me/left_forum/41
روبن مارکاريان - ۱
https://t.me/left_forum/46
روبن مارکاريان - ۲
https://t.me/left_forum/49
تقی تام
https://t.me/left_forum/51
اردشیر مهرداد
https://t.me/left_forum/55
اصغر ایزدی
https://t.me/left_forum/77
🔷 دو گفتوگو از رسانههای دیگر
اردشیر مهرداد - ۱
https://t.me/left_forum/110
اردشیر مهرداد - ۲
https://t.me/left_forum/146
🔷 فراخوان دادخواهی علیه پرویز ثابتی و دیگر آمران و عاملان شکنجه و کشتار مردم در نظام سلطنتی
https://t.me/left_forum/97
🔷 جمعی از زندانیان سیاسی دوران محمد رضا شاه: از طرح شکایت و محاکمهی پرویز ثابتی حمایت میکنیم!
https://t.me/left_forum/166
https://t.me/left_forum/167
هفتهی پیش، سه تن از زندانیان سیاسی زمان شاه که بهدست #ساواک #شکنجه شده بودند، شکایتی را در آمریکا علیه #پرویزـثابتی، رئیس ادارهی سوم ساواک و معمار نهادینهسازی شکنجه در ایران، به اتهام داشتن مسئولیت در دستگیری و شکنجه، ثبت کردند.
#هماندیشیـچپ سال گذشته، در پی گفتوگوهای تلویزیون منوتو با ثابتی، چندین گفتوگو با برخی از زندانیان سیاسی شکنجهشده بهدست ساواک انجام داد.
سپس، بیش از ۱۰۰۰ تن از دادخواهان، ازجمله شمار زیادی از زندانیان سیاسی شکنجهشده در زمان شاه، «فراخوان دادخواهی علیه پرویز ثابتی و دیگر آمران و عاملان شکنجه و کشتار مردم در نظام سلطنتی» را امضا کردند.
«جمعی از زندانیان سیاسی دوران محمد رضا شاه» نیز هفتهی پیش، فراخوان دیگری را در حمایت از شکایت از ثابتی امضا کردند.
اکنون، آن گفتوگوها و فراخوانها را در یک پرونده بازنشر میکنیم.
🔷 گفتوگوهای هماندیشی چپ
یوسف اردلان و محمدرضا شالگونی - ۱
https://t.me/left_forum/26
یوسف اردلان و محمدرضا شالگونی - ۲
https://t.me/left_forum/28
ناهید و نوشزاد ناظمی
https://t.me/left_forum/30
تقی روزبه - ۱
https://t.me/left_forum/34
تقی روزبه - ۲
https://t.me/left_forum/36
نسرین آزاد - ۱
https://t.me/left_forum/39
نسرین آزاد - ۲
https://t.me/left_forum/41
روبن مارکاريان - ۱
https://t.me/left_forum/46
روبن مارکاريان - ۲
https://t.me/left_forum/49
تقی تام
https://t.me/left_forum/51
اردشیر مهرداد
https://t.me/left_forum/55
اصغر ایزدی
https://t.me/left_forum/77
🔷 دو گفتوگو از رسانههای دیگر
اردشیر مهرداد - ۱
https://t.me/left_forum/110
اردشیر مهرداد - ۲
https://t.me/left_forum/146
🔷 فراخوان دادخواهی علیه پرویز ثابتی و دیگر آمران و عاملان شکنجه و کشتار مردم در نظام سلطنتی
https://t.me/left_forum/97
🔷 جمعی از زندانیان سیاسی دوران محمد رضا شاه: از طرح شکایت و محاکمهی پرویز ثابتی حمایت میکنیم!
https://t.me/left_forum/166
https://t.me/left_forum/167
بازنشر به مناسبت ۸ مارس: 👇🏾
دربارهی فمینیسم سرمایهدارانه:
مسیرهای ادغام کنشگری فمینیستیِ فردگرایانه در سرمایهداری
مانیا بهروزی | اسفند ۱۴۰۰
https://kaargaah.net/?p=1233
@kdialectic
دربارهی فمینیسم سرمایهدارانه:
مسیرهای ادغام کنشگری فمینیستیِ فردگرایانه در سرمایهداری
مانیا بهروزی | اسفند ۱۴۰۰
https://kaargaah.net/?p=1233
@kdialectic
Forwarded from کارگاه دیالکتیک
دربارهی فمینیسم سرمایهدارانه:
مسیرهای ادغام کنشگری فمینیستیِ فردگرایانه در سرمایهداری
مانیا بهروزی
اسفند ۱۴۰۰
-------------------------------
سرمایهداریِ جهانیشده قادر است به تمامی «زبانهای زندهی اجتماعی» تکلم کند. اگر پیچیدگی و سیالیت سرمایهداری را جدی نگیریم، در تمامیِ مبارزاتمان محکوم به تکرار بیپایان شکست هستیم.
برشی از متن: 👇🏾
مقدمه: در این نوشتار کوتاه میکوشم نشان دهم که چرا امروزه فمینیسم و جنبش فمینیستی بیش از همیشه در معرض گزند سرمایهداری و سازوکارهای ادغام و مستحیلسازیِ آن قرار دارند. هدف متن حاضر برجستهسازی این تهدید و بهدستدادن یک زمینهی تحلیلی مقدماتی (در حد طرح بحث) برای تأمل دربارهی خاستگاه و خطرات این وضعیت است. نقطهی عزیمت این بحث، بازاندیشی در تشدید و تعمیق شکافهای درون جنبش فمینیستی در پی ظهور و عروج نسبتاً سریع نوعی فمینیسم تمامیتطلب در فضای رسانهایست که بهرغم رتوریک و نمایشهای ظاهراً رادیکالاش، عمیقا با سازوکارهای سرمایهداری خویشاوندی دارد و بعضا حتی با داعیهی چپْ نسخهی امروزی «فمینیسم سرمایهدارانه» را نمایندگی میکند؛ نسخهای که از بسیاری جهات متفاوت و فراتر از آن چیزیست که از دیرباز فمینیسم لیبرال خوانده میشود.
امیدوارم مضمون خود متن نشان دهد که قصدم بههیچرو کمرنگسازی اهمیت مبارزات روزمرهی فمینیستها و دستاوردهای جنبش فمینیستی نیست؛ بهعکس، این نوشتار – درست از منظر باور به اهمیت تاریخی رشد و تعمیق این مبارزات – میکوشد نشان دهد که چندپارگی کنونی جنبش فمینیستی نتیجهی طبیعی پویش تکاملی آن در بستر سرمایهداری و خصوصا نتیجهی مواجههی ناگزیر و فزآیندهی آن با خود سرمایهداریست؛ و لذا با نظر به ماهیت قطببندیهای موجود در این چندپارگی، و سازوکارهای پشتیبانیِ گزینشی سرمایهداری، وضعیت حاضر بخشی از فرآیند عامتر ادغام سرمایهدارانهی فمینیسم و جنبش فمینیستیست. دغدغهی نوشتار حاضر آن است که این فرآیند ادغام امروزه تا مرز هشداردهندهای پیش رفته است و تداوم آن نهفقط میتواند گرایشهای مترقی در درون جنبش فمینیستی را بهحاشیه براند، بلکه تهدیدیست برای اهداف اصلیِ فمینیسم در مبارزه با بنیادهای مردسالاری. بر این اساس، قصد نهایی این متن پشتیبانی از رویکردیست که بر ضرورت پیکارهای هدفمند ضدهژمونیک در درون خود جنبش فمینیستی پای میفشارد.
.....
شواهد تاریخی گواهی میدهند که مهمترین عامل بازتولید سرمایهداری متاخر، توان ادغامکنندگیِ مخوف آن است، که خصوصا به ادغام هر آن چیزی گرایش دارد که از دل پویش تضادمند سرمایهداری نخست در هیات ناسازهای خلافآمد ظاهر شده و بهتدریج به یک منبع نیرو برای بسیج اجتماعی–سیاسی بدل میشود. از همین روست که امروزه با پدیدههای تماما متناقضنمایی چون کارگرگرایی یا اتحادیهگراییِ سرمایهدارانه، چپگراییِ سرمایهدارانه (نظیر جریانات چپ آنتیامپ/ در ایران: چپ محور مقاومت)، اومانیسم یا حقوقبشرگراییِ سرمایهدارانه، محیطزیستگراییِ سرمایهدارانه، دینگرایی سرمایهدارانه، و نظایر آنها مواجه بودهایم/هستیم.
بنابراین، چرا باید از ظهور و رواج فمینیسم سرمایهدارانه (و کوییرگرایی سرمایهدارانه)، که درجهت مهار و مدیریت پیامدهای بیداریِ گریزناپذیرِ فمینیستی عمل میکند متعجب شویم؟ و اگر چنین است، چرا باید از ترس امکان سوءاستفاده مردسالاران و مرتجعان یا چندپارهشدن جنبش فمینیستی، دربارهی ضرورت سخنگفتن از آن دچار تردید گردیم؟ حال آنکه بهواقع جایی برای اینگونه تردیدها و احتیاطهای خیرخواهانه نمانده است، چون گسترهی فمینیسم در امتداد رشد تاریخیاش، بیش از آنچه تصور کنیم دچار چندپارگی و همستیزی شده است؛ ستیزی که با نظر به پهنهی تضادمند حیات سرمایهداری و سازوکارهای ادغامکنندهی آن، خاستگاهی اجتنابناپذیر دارد و لاجرم شدت میگیرد. در همین راستاست که امروزه شاهد فشاری روزافزون برای همنواسازی فمینیسم با ملزومات نظم سرمایهدارانه هستیم. درنتیجه، با نظر به گرایش درونی سرمایه بهسمت کسب جایگاه سوژگیِ تاریخیِ مطلق، آنچه حافظان نظم موجود در این رویارویی دنبال میکنند، تصاحب انحصاریِ میراث تاریخی فمینیسم و اهلیسازیِ سرمایهدارانهی آن است.
----------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:👇🏾
https://kaargaah.net/?p=1233
دریافت متن در فرمت پی.دی.اف.👇🏾
http://pdf.kaargaah.net/147_Individual_Feminism_and_Assimilation_in_Capitalism_ManiaB.pdf
دریافت متن در فرمت ورد
-------------------------------------------
#فمینیسم_سرمایهدارانه
#سیاست_فمینیستی
#فمینیسم_پساساختارگرا
#ادغامگری_سرمایهداری
#جنبش_فمینیستی
#فمینیسم_سلبریتی_محور
-------------------------------------------
کانال تلگرام کارگاه دیالکتیک:
@kdialectic
مسیرهای ادغام کنشگری فمینیستیِ فردگرایانه در سرمایهداری
مانیا بهروزی
اسفند ۱۴۰۰
-------------------------------
سرمایهداریِ جهانیشده قادر است به تمامی «زبانهای زندهی اجتماعی» تکلم کند. اگر پیچیدگی و سیالیت سرمایهداری را جدی نگیریم، در تمامیِ مبارزاتمان محکوم به تکرار بیپایان شکست هستیم.
برشی از متن: 👇🏾
مقدمه: در این نوشتار کوتاه میکوشم نشان دهم که چرا امروزه فمینیسم و جنبش فمینیستی بیش از همیشه در معرض گزند سرمایهداری و سازوکارهای ادغام و مستحیلسازیِ آن قرار دارند. هدف متن حاضر برجستهسازی این تهدید و بهدستدادن یک زمینهی تحلیلی مقدماتی (در حد طرح بحث) برای تأمل دربارهی خاستگاه و خطرات این وضعیت است. نقطهی عزیمت این بحث، بازاندیشی در تشدید و تعمیق شکافهای درون جنبش فمینیستی در پی ظهور و عروج نسبتاً سریع نوعی فمینیسم تمامیتطلب در فضای رسانهایست که بهرغم رتوریک و نمایشهای ظاهراً رادیکالاش، عمیقا با سازوکارهای سرمایهداری خویشاوندی دارد و بعضا حتی با داعیهی چپْ نسخهی امروزی «فمینیسم سرمایهدارانه» را نمایندگی میکند؛ نسخهای که از بسیاری جهات متفاوت و فراتر از آن چیزیست که از دیرباز فمینیسم لیبرال خوانده میشود.
امیدوارم مضمون خود متن نشان دهد که قصدم بههیچرو کمرنگسازی اهمیت مبارزات روزمرهی فمینیستها و دستاوردهای جنبش فمینیستی نیست؛ بهعکس، این نوشتار – درست از منظر باور به اهمیت تاریخی رشد و تعمیق این مبارزات – میکوشد نشان دهد که چندپارگی کنونی جنبش فمینیستی نتیجهی طبیعی پویش تکاملی آن در بستر سرمایهداری و خصوصا نتیجهی مواجههی ناگزیر و فزآیندهی آن با خود سرمایهداریست؛ و لذا با نظر به ماهیت قطببندیهای موجود در این چندپارگی، و سازوکارهای پشتیبانیِ گزینشی سرمایهداری، وضعیت حاضر بخشی از فرآیند عامتر ادغام سرمایهدارانهی فمینیسم و جنبش فمینیستیست. دغدغهی نوشتار حاضر آن است که این فرآیند ادغام امروزه تا مرز هشداردهندهای پیش رفته است و تداوم آن نهفقط میتواند گرایشهای مترقی در درون جنبش فمینیستی را بهحاشیه براند، بلکه تهدیدیست برای اهداف اصلیِ فمینیسم در مبارزه با بنیادهای مردسالاری. بر این اساس، قصد نهایی این متن پشتیبانی از رویکردیست که بر ضرورت پیکارهای هدفمند ضدهژمونیک در درون خود جنبش فمینیستی پای میفشارد.
.....
شواهد تاریخی گواهی میدهند که مهمترین عامل بازتولید سرمایهداری متاخر، توان ادغامکنندگیِ مخوف آن است، که خصوصا به ادغام هر آن چیزی گرایش دارد که از دل پویش تضادمند سرمایهداری نخست در هیات ناسازهای خلافآمد ظاهر شده و بهتدریج به یک منبع نیرو برای بسیج اجتماعی–سیاسی بدل میشود. از همین روست که امروزه با پدیدههای تماما متناقضنمایی چون کارگرگرایی یا اتحادیهگراییِ سرمایهدارانه، چپگراییِ سرمایهدارانه (نظیر جریانات چپ آنتیامپ/ در ایران: چپ محور مقاومت)، اومانیسم یا حقوقبشرگراییِ سرمایهدارانه، محیطزیستگراییِ سرمایهدارانه، دینگرایی سرمایهدارانه، و نظایر آنها مواجه بودهایم/هستیم.
بنابراین، چرا باید از ظهور و رواج فمینیسم سرمایهدارانه (و کوییرگرایی سرمایهدارانه)، که درجهت مهار و مدیریت پیامدهای بیداریِ گریزناپذیرِ فمینیستی عمل میکند متعجب شویم؟ و اگر چنین است، چرا باید از ترس امکان سوءاستفاده مردسالاران و مرتجعان یا چندپارهشدن جنبش فمینیستی، دربارهی ضرورت سخنگفتن از آن دچار تردید گردیم؟ حال آنکه بهواقع جایی برای اینگونه تردیدها و احتیاطهای خیرخواهانه نمانده است، چون گسترهی فمینیسم در امتداد رشد تاریخیاش، بیش از آنچه تصور کنیم دچار چندپارگی و همستیزی شده است؛ ستیزی که با نظر به پهنهی تضادمند حیات سرمایهداری و سازوکارهای ادغامکنندهی آن، خاستگاهی اجتنابناپذیر دارد و لاجرم شدت میگیرد. در همین راستاست که امروزه شاهد فشاری روزافزون برای همنواسازی فمینیسم با ملزومات نظم سرمایهدارانه هستیم. درنتیجه، با نظر به گرایش درونی سرمایه بهسمت کسب جایگاه سوژگیِ تاریخیِ مطلق، آنچه حافظان نظم موجود در این رویارویی دنبال میکنند، تصاحب انحصاریِ میراث تاریخی فمینیسم و اهلیسازیِ سرمایهدارانهی آن است.
----------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:👇🏾
https://kaargaah.net/?p=1233
دریافت متن در فرمت پی.دی.اف.👇🏾
http://pdf.kaargaah.net/147_Individual_Feminism_and_Assimilation_in_Capitalism_ManiaB.pdf
دریافت متن در فرمت ورد
-------------------------------------------
#فمینیسم_سرمایهدارانه
#سیاست_فمینیستی
#فمینیسم_پساساختارگرا
#ادغامگری_سرمایهداری
#جنبش_فمینیستی
#فمینیسم_سلبریتی_محور
-------------------------------------------
کانال تلگرام کارگاه دیالکتیک:
@kdialectic
Forwarded from بيدارزنى
🟣 وریشه مرادی: برای همهی آنانی که سر به سینهی خاک سپردند تا دیگران نفسی تازه بگیرند
وریشه مرادی، مبارز سیاسی کورد محکوم به اعدام، بهمناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن، نامهای را بهنگارش درآورده که جهت انتشار در اختیار #بیدارزنی قرار گرفته است. متن کامل نامه به شرح زیر است:
«از پس میلههای زندان، آن جا که نور را در ذهن و دل آدمی باید جست، ۸ مارس را به زنان مبارز و پیشاهنگ در هر کجای این کرهی خاکی که باشند تبریک می گویم. امسال در روزهای گرم کنشگری و فعالیت زنان به استقبال ۸ مارس میرویم، به هر کجا که مینگرم، بوی خوش دستاوردهای زنان به مشام میرسد و خوشحالم در سدهی ۲۱، زنجیرهی مبارزات زنان روزبهروز پیوستهتر از گذشته میشود.
بارها گفته شده که سدهی ۲۱ سدهی آزادی زنان است و با آزادی زنان است که آزادی جامعه رقم خواهد خورد.
جنگ جهانی سوم در جریان است و این موضوع بر رویدادها و دیزاین خاورمیانه تاثیرگذار است، جنگی که از سوی دولتمردان و در راستای خدمت به سیستمی ضدزن و جنسیتگرا روی میدهد، نه تنها مطالبات جامعه و بهویژه زنان را مدنظر قرار نمیدهد، بلکه موجب میشود که حیات آنان نیز به خطر بیفتد.
در سال ۲۰۲۴، خلقها و حاکمیتها، بیشتر در تقابل با یکدیگر قرار گرفتند، سیاست جنسیتگرایی اگرچه گسترش یافت، اما مقاومت نیز بیشتر و بیشتر گشت! دولت-ملتها بر آتش جنگ میافروختند، جامعه برای برقراری صلح و دموکراسی میجنگید. ملیگرایی و دینگرایی، پایهای ترین سیاست حاکمیتها گشت، اما در مقابل، جامعه اصرار بر برابری و همهی تفاوتهای ملی – مذهبی داشت و خوشبختانه زنان پیشاهنگ این پروسههای آزادیخواهانه بودند. البته که حاکمیت ایران نیز از این قضیه مستثنی نیست و در سال ۲۰۲۴ به جنگ عریان با جامعه و پیشاهنگان آن رفت.
⚪️ زندانهای ایران، یک دم از حملات رژیم در امان نماند، برای من و برخی از زندانیان دیگر، حکم اعدام صادر گشت، برخی از زنان در زندانهای دیگر، از جمله #زینب_جلالیان از کوچکترین و طبیعیترین حقوقشان محروم ماندند، اما در برابر این مواضع غیرانسانی مشاهده نمودیم که زندان، به مکتب اندیشه و تفکر، به سنگر مقاومت و مبارزه مبدل شد و من و همبندیهایم بار دیگر خواستیم نشان دهیم هر روز برایمان ۸ مارس است.
مگر میشود تهاجم باشد و تو از خودت دفاع نکنی؟ مگر میتوان در برابر ظلم و ستم سکوت پیشه کرد؟ مگر میتوان رنج را در چشمان کودکان، زنان و جوانان و دیگر اقشار ستمدیده دید و چشم از مبارزه شست؟ مسلما نه! تاریخ به ما آموخت که گامهای مبارز، کورهراه و پستی و ناهمواری نمیشناسد، آغوش گرم مبارزه نیز برای هر آنکه دلش برای آزادی میتپد و شوق پرواز دارد، باز است و ما زادهی این تاریخ پر از مقاومت و مبارزه هستیم. چشمانمان در تاریکترین مکان نیز باشد، به دوردستها مینگرد و معتقدم که افقمان همچنان روشن است.
من از تبار زنانی هستم که هر لحظهشان سرشار از مبارزه و مقاومت بوده است، همان زنانی که الفبای مبارزه را در برابر ستمهای تحمیل شده به ما آموختند.
از همین جا، دست گرم همهی زنانی را میفشارم که در کنار امید به برقراری صلح و دموکراسی برای رقم زدن روزهای آزاد و بهدور از ظلم و ستم مبارزه مینمایند. همواره همصدا و همراهتان هستم و معتقدم که مبارزه محدودهی مکانی و زمانی نمیشناسد و تا زمان رسیدن به آزادی و جشن گرفتن این روز در زمان و مکانی آزاد، برای گرامیداشت یاد همهی آزادیخواهان از گذشته تا به اکنون، نباید یک دم از پای نشست.
زنده باد ۸ مارس
زنده باد مقاومت زنان
ژن ژیان آزادی
وریشه مرادی
زندانی محکوم به اعدام
اسفند ۱۴۰۳»
#ژن_ژیان_آزادی
@bidarzani
وریشه مرادی، مبارز سیاسی کورد محکوم به اعدام، بهمناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن، نامهای را بهنگارش درآورده که جهت انتشار در اختیار #بیدارزنی قرار گرفته است. متن کامل نامه به شرح زیر است:
«از پس میلههای زندان، آن جا که نور را در ذهن و دل آدمی باید جست، ۸ مارس را به زنان مبارز و پیشاهنگ در هر کجای این کرهی خاکی که باشند تبریک می گویم. امسال در روزهای گرم کنشگری و فعالیت زنان به استقبال ۸ مارس میرویم، به هر کجا که مینگرم، بوی خوش دستاوردهای زنان به مشام میرسد و خوشحالم در سدهی ۲۱، زنجیرهی مبارزات زنان روزبهروز پیوستهتر از گذشته میشود.
بارها گفته شده که سدهی ۲۱ سدهی آزادی زنان است و با آزادی زنان است که آزادی جامعه رقم خواهد خورد.
جنگ جهانی سوم در جریان است و این موضوع بر رویدادها و دیزاین خاورمیانه تاثیرگذار است، جنگی که از سوی دولتمردان و در راستای خدمت به سیستمی ضدزن و جنسیتگرا روی میدهد، نه تنها مطالبات جامعه و بهویژه زنان را مدنظر قرار نمیدهد، بلکه موجب میشود که حیات آنان نیز به خطر بیفتد.
در سال ۲۰۲۴، خلقها و حاکمیتها، بیشتر در تقابل با یکدیگر قرار گرفتند، سیاست جنسیتگرایی اگرچه گسترش یافت، اما مقاومت نیز بیشتر و بیشتر گشت! دولت-ملتها بر آتش جنگ میافروختند، جامعه برای برقراری صلح و دموکراسی میجنگید. ملیگرایی و دینگرایی، پایهای ترین سیاست حاکمیتها گشت، اما در مقابل، جامعه اصرار بر برابری و همهی تفاوتهای ملی – مذهبی داشت و خوشبختانه زنان پیشاهنگ این پروسههای آزادیخواهانه بودند. البته که حاکمیت ایران نیز از این قضیه مستثنی نیست و در سال ۲۰۲۴ به جنگ عریان با جامعه و پیشاهنگان آن رفت.
⚪️ زندانهای ایران، یک دم از حملات رژیم در امان نماند، برای من و برخی از زندانیان دیگر، حکم اعدام صادر گشت، برخی از زنان در زندانهای دیگر، از جمله #زینب_جلالیان از کوچکترین و طبیعیترین حقوقشان محروم ماندند، اما در برابر این مواضع غیرانسانی مشاهده نمودیم که زندان، به مکتب اندیشه و تفکر، به سنگر مقاومت و مبارزه مبدل شد و من و همبندیهایم بار دیگر خواستیم نشان دهیم هر روز برایمان ۸ مارس است.
مگر میشود تهاجم باشد و تو از خودت دفاع نکنی؟ مگر میتوان در برابر ظلم و ستم سکوت پیشه کرد؟ مگر میتوان رنج را در چشمان کودکان، زنان و جوانان و دیگر اقشار ستمدیده دید و چشم از مبارزه شست؟ مسلما نه! تاریخ به ما آموخت که گامهای مبارز، کورهراه و پستی و ناهمواری نمیشناسد، آغوش گرم مبارزه نیز برای هر آنکه دلش برای آزادی میتپد و شوق پرواز دارد، باز است و ما زادهی این تاریخ پر از مقاومت و مبارزه هستیم. چشمانمان در تاریکترین مکان نیز باشد، به دوردستها مینگرد و معتقدم که افقمان همچنان روشن است.
من از تبار زنانی هستم که هر لحظهشان سرشار از مبارزه و مقاومت بوده است، همان زنانی که الفبای مبارزه را در برابر ستمهای تحمیل شده به ما آموختند.
از همین جا، دست گرم همهی زنانی را میفشارم که در کنار امید به برقراری صلح و دموکراسی برای رقم زدن روزهای آزاد و بهدور از ظلم و ستم مبارزه مینمایند. همواره همصدا و همراهتان هستم و معتقدم که مبارزه محدودهی مکانی و زمانی نمیشناسد و تا زمان رسیدن به آزادی و جشن گرفتن این روز در زمان و مکانی آزاد، برای گرامیداشت یاد همهی آزادیخواهان از گذشته تا به اکنون، نباید یک دم از پای نشست.
زنده باد ۸ مارس
زنده باد مقاومت زنان
ژن ژیان آزادی
وریشه مرادی
زندانی محکوم به اعدام
اسفند ۱۴۰۳»
#ژن_ژیان_آزادی
@bidarzani
Forwarded from نقد
▫️در آستانهی سال هشتم فعالیت نقد
۹ مارس ۲۰۲۵
📝 سالی که گذشت برای «نقد» تلاشی نفسگیر برای تداوم حیات رسانهای بود که با کمترین امکانات در راه خاموش نشدن این صدا میجنگد؛ مبارزهی روزمره در فضایی آلوده، میان روحیهای مبلغ دلسردی و نومیدی دمافزون و امیدهای اندک و قدرتمند، که همچون شعلههای نور در دل تاریکی زبانه میکشند. با این همه، تلاش کردیم «نقد» را به هنگام نگاه داریم: کوشیدیم با انتشار مقالاتیْ رذالت قدرتهای جهانی را در تحلیلهای مشخص و نظری نشان دهیم و در این زمانهی بدسگال مبلغ امید و روشنایی باشیم.
در سال هفتم فعالیت «نقد» پروژه امپریالیسم را در پنج بخش به پایان رساندیم. بخشی از مقالات این پروژه در قالب یک کتاب منتشر شده و بقیه در کتاب دیگری که به زودی منتشر خواهد شد در دسترس علاقهمندان قرار خواهد گرفت. پروژهی ترجمهی انباشت سرمایه اثر رزا لوکزامبورگ و نیز جلد دوم نظریههای ارزش اضافی اثر کارل مارکس توسط کمال خسروی از دیگر فعالیتهای نقد در سال گذشته بود. قصد داریم سال آینده را با پروژهی جدیدی به نام دولت آغاز کنیم که در چندین بخش منتشر خواهد شد...
🔹 متن کامل یادداشت ما به مناسبت آغاز هشتمین سال فعالیتمان را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-4FO
👇🏽
🖋@naghd_com
۹ مارس ۲۰۲۵
📝 سالی که گذشت برای «نقد» تلاشی نفسگیر برای تداوم حیات رسانهای بود که با کمترین امکانات در راه خاموش نشدن این صدا میجنگد؛ مبارزهی روزمره در فضایی آلوده، میان روحیهای مبلغ دلسردی و نومیدی دمافزون و امیدهای اندک و قدرتمند، که همچون شعلههای نور در دل تاریکی زبانه میکشند. با این همه، تلاش کردیم «نقد» را به هنگام نگاه داریم: کوشیدیم با انتشار مقالاتیْ رذالت قدرتهای جهانی را در تحلیلهای مشخص و نظری نشان دهیم و در این زمانهی بدسگال مبلغ امید و روشنایی باشیم.
در سال هفتم فعالیت «نقد» پروژه امپریالیسم را در پنج بخش به پایان رساندیم. بخشی از مقالات این پروژه در قالب یک کتاب منتشر شده و بقیه در کتاب دیگری که به زودی منتشر خواهد شد در دسترس علاقهمندان قرار خواهد گرفت. پروژهی ترجمهی انباشت سرمایه اثر رزا لوکزامبورگ و نیز جلد دوم نظریههای ارزش اضافی اثر کارل مارکس توسط کمال خسروی از دیگر فعالیتهای نقد در سال گذشته بود. قصد داریم سال آینده را با پروژهی جدیدی به نام دولت آغاز کنیم که در چندین بخش منتشر خواهد شد...
🔹 متن کامل یادداشت ما به مناسبت آغاز هشتمین سال فعالیتمان را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-4FO
👇🏽
🖋@naghd_com
نقد: نقد اقتصاد سیاسی - نقد بتوارگی - نقد ایدئولوژی
در آستانهی سال هشتم فعالیت «نقد»
سال ۱۴۰۳ را شاید بتوان در جمعبندی کوتاهی، سالِ چشماندازهای ناروشن جهان و بهویژه خاورمیانه نامید: قدرتگیری روزافزون گرایش فاشیستی راست در جهان، انتخاب ترامپ در آمریکا و جهتگیریهای جدید آن در ه…
Forwarded from نقد
📚 سالنامهی نقد ۱۴۰۲-۱۴۰۳ منتشر شد.
در آستانهی هشتمین سال فعالیت «نقد»، کارنامهی یکسالهی مقالاتی که در سال گذشته منتشر کردهایم در فایل پیدیاف زیر در دسترس شماست:
👇🏼👇🏼
https://www.naghd.info/naghd-book-1403-a4-s.pdf
#سالنامه
🖋@naghd_com
در آستانهی هشتمین سال فعالیت «نقد»، کارنامهی یکسالهی مقالاتی که در سال گذشته منتشر کردهایم در فایل پیدیاف زیر در دسترس شماست:
👇🏼👇🏼
https://www.naghd.info/naghd-book-1403-a4-s.pdf
#سالنامه
🖋@naghd_com
Forwarded from منجنیق
falakhan269.pdf
568.8 KB
دسترسی آنلاین به برخی از فیلمها و مستندها در رابطه با موضوع فلسطین
در پرتو رخدادهای جنگ و نسلکشی دولت اسرائیل در غزه، برخی از فیلمسازان امکان دسترسی آنلاین (رایگان) مخاطبان به آثارشان حول مساله فلسطین را فراهم کردند. (به لینکهای پایین رجوع کنید 👇🏿)
برگرفته از کانال:
"Solidarity with Revolutionary Movements"
https://t.me/vbnmgdst
------------------------------------
• "Keeper of Memory" documentary:
https://youtu.be/eywuYeflWzg
• "Empty Seat" documentary:
https://youtu.be/an4hRFWOSQQ
• "Resistance Pilot" documentary:
https://youtu.be/wqSmdZy-Xcg
• "Jenin" documentary:
https://vimeo.com/499672067
• "The Olive Tree" documentary:
https://vimeo.com/432062498
• "Scenes from the Occupation in Gaza" documentary 1973:
https://youtu.be/1JlIwmnYnlE
• Documentary "Gaza Fights For Freedom":
https://youtu.be/HnZSaKYmP2s
• Documentary "Arna's Children":
https://youtu.be/cQZiHgbBBcI
• Short Film "Strawberry":
https://vimeo.com/209189656/e5510a6064
• Short Film "The Place":
https://youtu.be/fgcIVhNvsII
• Documentary "The Mayor":
https://youtu.be/aDvOnhssTcc
• Documentary "The Creation and the Nakba 1948":
https://youtu.be/Bwy-Rf15UIs
• Documentary "Occupation" 101":
https://youtu.be/C56QcWOGSKk
• "The Shadow of Absence" Documentary:
https://vimeo.com/220119035
• "The Don't Exist" Documentary:
https://youtu.be/2WZ_7Z6vbsg
• "As The Poet Said" Documentary:
https://vimeo.com/220116068
• "Five Broken Cameras" Documentary:
https://youtu.be/TZU9hYIgXZw
• "Paradise Now" Feature Film:
https://vimeo.com/510883804
• "Abnadam" Short Film:
https://youtu.be/I--r85cOoXM
• "Wedding of Galilee":
https://youtu.be/dYMQw7hQI1U
• The feature film "Keffiyeh":
https://vimeo.com/780695653
• The documentary film "Slingshot Hip Hop":
https://youtu.be/hHFlWE3N9Ik
• The documentary film "Tall al-Zaatar":
https://youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• The documentary film "Tall al-Zaatar - The Secrets of the Battle":
https://youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• The documentary film "In the Grip of the Resistance":
https://youtu.be/htJ10ACWQJM
• The documentary film "Swings":
https://youtu.be/gMk-Zi9vTGs
• The documentary film "Naji al-Ali: An Artist with Vision:
https://youtu.be/Y31yUi4WVsU
• "The Upper Gate" Documentary:
https://vimeo.com/433362585
• "In Search of Palestine" Documentary:
https://vimeo.com/184213685?1
• "Speak, Bird" Documentary:
https://youtu.be/wdkoxBjKM1Q
در پرتو رخدادهای جنگ و نسلکشی دولت اسرائیل در غزه، برخی از فیلمسازان امکان دسترسی آنلاین (رایگان) مخاطبان به آثارشان حول مساله فلسطین را فراهم کردند. (به لینکهای پایین رجوع کنید 👇🏿)
برگرفته از کانال:
"Solidarity with Revolutionary Movements"
https://t.me/vbnmgdst
------------------------------------
• "Keeper of Memory" documentary:
https://youtu.be/eywuYeflWzg
• "Empty Seat" documentary:
https://youtu.be/an4hRFWOSQQ
• "Resistance Pilot" documentary:
https://youtu.be/wqSmdZy-Xcg
• "Jenin" documentary:
https://vimeo.com/499672067
• "The Olive Tree" documentary:
https://vimeo.com/432062498
• "Scenes from the Occupation in Gaza" documentary 1973:
https://youtu.be/1JlIwmnYnlE
• Documentary "Gaza Fights For Freedom":
https://youtu.be/HnZSaKYmP2s
• Documentary "Arna's Children":
https://youtu.be/cQZiHgbBBcI
• Short Film "Strawberry":
https://vimeo.com/209189656/e5510a6064
• Short Film "The Place":
https://youtu.be/fgcIVhNvsII
• Documentary "The Mayor":
https://youtu.be/aDvOnhssTcc
• Documentary "The Creation and the Nakba 1948":
https://youtu.be/Bwy-Rf15UIs
• Documentary "Occupation" 101":
https://youtu.be/C56QcWOGSKk
• "The Shadow of Absence" Documentary:
https://vimeo.com/220119035
• "The Don't Exist" Documentary:
https://youtu.be/2WZ_7Z6vbsg
• "As The Poet Said" Documentary:
https://vimeo.com/220116068
• "Five Broken Cameras" Documentary:
https://youtu.be/TZU9hYIgXZw
• "Paradise Now" Feature Film:
https://vimeo.com/510883804
• "Abnadam" Short Film:
https://youtu.be/I--r85cOoXM
• "Wedding of Galilee":
https://youtu.be/dYMQw7hQI1U
• The feature film "Keffiyeh":
https://vimeo.com/780695653
• The documentary film "Slingshot Hip Hop":
https://youtu.be/hHFlWE3N9Ik
• The documentary film "Tall al-Zaatar":
https://youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• The documentary film "Tall al-Zaatar - The Secrets of the Battle":
https://youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• The documentary film "In the Grip of the Resistance":
https://youtu.be/htJ10ACWQJM
• The documentary film "Swings":
https://youtu.be/gMk-Zi9vTGs
• The documentary film "Naji al-Ali: An Artist with Vision:
https://youtu.be/Y31yUi4WVsU
• "The Upper Gate" Documentary:
https://vimeo.com/433362585
• "In Search of Palestine" Documentary:
https://vimeo.com/184213685?1
• "Speak, Bird" Documentary:
https://youtu.be/wdkoxBjKM1Q
YouTube
حارس الذاكرة
للاشتراك في الجزيرة الوثائقية: http://ajmn.tv/ytsub
حارس الذاكره طارق بكري باحث فلسطيني مقدسي يعمل على تشبيك العوائل الفلسطينية في الشتات والوطن بتاريخهم وما تركه أجدادهم ليوثق القصة الفلسطينية في كل بيت
تردداتنا: http://sat.aljazeera.net/ar
موقعنا الإلكتروني:…
حارس الذاكره طارق بكري باحث فلسطيني مقدسي يعمل على تشبيك العوائل الفلسطينية في الشتات والوطن بتاريخهم وما تركه أجدادهم ليوثق القصة الفلسطينية في كل بيت
تردداتنا: http://sat.aljazeera.net/ar
موقعنا الإلكتروني:…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نژادپرستی: میراث مسموم و جانسخت جمهوری اسلامی
معضل ماندگاری نظامهای سیاسی منحط و سرکوبگر فقط تداوم ستمها و سرکوبهایی نیست که بر آنها استوارند (ستمهای درهمتنیدهای که بازتولید آن نظام سیاسی بر بازتولید ساختاریِ آنها متکیست). معضل مهم دیگرِ ماندگاری ایندست نظامها، که دستکم وجه تراژیک بیشتری دارد، آن است که تا جایی که بتوانند مسیرهای مبارزه با خود (یا گذار از خود) را با مصالحی همجنس، و بهسمت ارتجاعی دیگر، کانالیزه یا ریلگذاری میکنند؛ چیزی شبیه تکثیر تباهیِ موجود رو به آینده، یا مسمومسازی پیشاپیشِ چشمهساری که تشنگان در تکاپوی رسیدن به آناند.
رژیم سلطنتی پهلوی و رژیم جمهوری اسلامی - هر دو - نمونههای تاریخی چشمگیری از همین نوع سازوکارِ میراثسازی را محقق کردهاند.
این درک که هر پیکار تودهای علیه یک نظام سلطه در درون خود نیازمند پیکارهای ضدهژمونیک است، بخشا معطوف به برجستهسازیِ ضرورت مبارزهی همزمان با میراث جانسخت ارتجاع است که (با پشتوانهی قدرتهای مستقر و گفتمانهای غالب) برای تکثیر خود در آینده و شکلدادن به نظم سیاسی-اجتماعیِ آتی تقلا میکند.
---------------------
@kdialectic
معضل ماندگاری نظامهای سیاسی منحط و سرکوبگر فقط تداوم ستمها و سرکوبهایی نیست که بر آنها استوارند (ستمهای درهمتنیدهای که بازتولید آن نظام سیاسی بر بازتولید ساختاریِ آنها متکیست). معضل مهم دیگرِ ماندگاری ایندست نظامها، که دستکم وجه تراژیک بیشتری دارد، آن است که تا جایی که بتوانند مسیرهای مبارزه با خود (یا گذار از خود) را با مصالحی همجنس، و بهسمت ارتجاعی دیگر، کانالیزه یا ریلگذاری میکنند؛ چیزی شبیه تکثیر تباهیِ موجود رو به آینده، یا مسمومسازی پیشاپیشِ چشمهساری که تشنگان در تکاپوی رسیدن به آناند.
رژیم سلطنتی پهلوی و رژیم جمهوری اسلامی - هر دو - نمونههای تاریخی چشمگیری از همین نوع سازوکارِ میراثسازی را محقق کردهاند.
این درک که هر پیکار تودهای علیه یک نظام سلطه در درون خود نیازمند پیکارهای ضدهژمونیک است، بخشا معطوف به برجستهسازیِ ضرورت مبارزهی همزمان با میراث جانسخت ارتجاع است که (با پشتوانهی قدرتهای مستقر و گفتمانهای غالب) برای تکثیر خود در آینده و شکلدادن به نظم سیاسی-اجتماعیِ آتی تقلا میکند.
---------------------
@kdialectic
در حاشیهی رویدادهای اخیر ارومیه:
https://t.me/VahidOnline/63496?single
خیز دولت ایران برای بهرهبرداری از بحرانهای خودساخته
۵ فروردین ۱۴۰۴
کارگاه دیالکتیک
جمهوری اسلامی فقط وارث ساختارهای ستم ملی نبود، بلکه بهمیانجیِ توتالیتاریسم مذهبی و ناسیونالیسم شیعیْ ابعاد و ژرفای این ستم و تبعیضهای نظاممندِ مرتبط با آن را بهطرز چشمگیری گسترش داده است.
این ویدئو بهسان یک سند تاریخی موجز بهروشنی نشان میدهد که چگونه حاکمان اسلامی ماهیت دولتمحور و تمرکزگرای ستم ملی را ازطریق ایجاد، تقویت و بازنماییِ جهتدار شکاف بین ملتهای تحت ستم پنهان میکنند.
آنچه این ویدیو از مارش هماهنگ و عربدهکشی چماقداران تصویر میکند همچنین تاییدیست بر سویههای فاشیستی دستگاه سیاسی مسلط بر جغرافیای ایران: برساختن «دیگریِ» ضاله (و مهدورالدم) به پشتوانهی ایدئولوژی موهوم، بسیج دولتی خشم و نفرت و خشونت علیه این «دیگری»، قدرتنمایی برای ارعاب همهی «دیگری»های بالقوه، زمینهسازی برای حذف یا فرودستسازی/حاشیهرانیِ «دیگری»شدهها، و نفی و تحقیر نشانههای زندگی و سرزندگی و تقدیس مرگ ...
حرکت هماهنگ چوبدستهای همقواره (دُم خروس) و غریو عربدههای «حیدرحیدر» تحت هدایت نیروهای دولتی در ارومیه، شاید بهتر از صدها متن تحقیقی و روشنگرانه بهسهم خود بار دیگر خویشاوندی ماهوی جمهوری اسلامی با نظامهای فاشیستی را عیان کرده است. (دیگر نمود متاخرِ این خویشاوندی، بسیج دولتیِ احساسات و افکار عمومی، دستگاههای قانونگذاری و بوروکراسی، و نیروهای نظامی و انتظامی علیه مهاجران افغانستانی بوده است)
اینکه این مانور دولتی در همان سرزمین ستارخان و باقرخان و پیشهوری و بهنام مردم آذربایجان رقم خورده است، نشانهی دیگریست از سیاست راهبردی حاکمیت برای مهندسی مسالهی ستم ملی و مدیریت پیامدهای ستم ملی درجهت بقای مرکز؛ یادآور این آموزهی کلی که هر جا پتانسیلی برای مقابله با (و مقاومت علیه) ستم وجود دارد، سازوکارهای ادغامساز و مستحیلکنندهی دولتی هم فعالانه حضور دارند. دولت از اینطریق آگاهانه نابودی امکانات همبستگی ستمدیدگان (در اینجا ملتهای تحتستم) در مبارزاتشان علیه دشمن مشترک را نشانه میرود.
دولتی که بنا به شالودههای حیاتاش ابعاد ستم ملی را به مرزهای بحرانی رسانده است، اگرچه مایل/قادر نیست این بحران را مرتفع کند، اما بیگمان قادر است (و تلاش میکند تا) از پیامدهای بحران تغذیه کند. با این همه، کشاکش ارتجاع و نیروی رهاییبخش در پهنهی مبارزه با ستم ملی همچنان ادامه دارد (و خواهد داشت). کشاکشی که ماحصل آن تاریخ نفرینشدهی جغرافیای ستم ما را ورق خواهد زد.
و در آخر، بهیاد بیاوریم که: از نظم مولد ستمها و دستگاه سیاسیاش رها نخواهیم شد اگر مسالهی ستم ملی و مسئولیت مبارزه با آن را تنها مربوط به ملتهای تحتستم ببینیم*.
*پ.ن. این گزاره همچنین در رابطه با مسالهی ستم بر زنان* هم صادق است.
---------------------------
@kdialectic
https://t.me/VahidOnline/63496?single
خیز دولت ایران برای بهرهبرداری از بحرانهای خودساخته
۵ فروردین ۱۴۰۴
کارگاه دیالکتیک
جمهوری اسلامی فقط وارث ساختارهای ستم ملی نبود، بلکه بهمیانجیِ توتالیتاریسم مذهبی و ناسیونالیسم شیعیْ ابعاد و ژرفای این ستم و تبعیضهای نظاممندِ مرتبط با آن را بهطرز چشمگیری گسترش داده است.
این ویدئو بهسان یک سند تاریخی موجز بهروشنی نشان میدهد که چگونه حاکمان اسلامی ماهیت دولتمحور و تمرکزگرای ستم ملی را ازطریق ایجاد، تقویت و بازنماییِ جهتدار شکاف بین ملتهای تحت ستم پنهان میکنند.
آنچه این ویدیو از مارش هماهنگ و عربدهکشی چماقداران تصویر میکند همچنین تاییدیست بر سویههای فاشیستی دستگاه سیاسی مسلط بر جغرافیای ایران: برساختن «دیگریِ» ضاله (و مهدورالدم) به پشتوانهی ایدئولوژی موهوم، بسیج دولتی خشم و نفرت و خشونت علیه این «دیگری»، قدرتنمایی برای ارعاب همهی «دیگری»های بالقوه، زمینهسازی برای حذف یا فرودستسازی/حاشیهرانیِ «دیگری»شدهها، و نفی و تحقیر نشانههای زندگی و سرزندگی و تقدیس مرگ ...
حرکت هماهنگ چوبدستهای همقواره (دُم خروس) و غریو عربدههای «حیدرحیدر» تحت هدایت نیروهای دولتی در ارومیه، شاید بهتر از صدها متن تحقیقی و روشنگرانه بهسهم خود بار دیگر خویشاوندی ماهوی جمهوری اسلامی با نظامهای فاشیستی را عیان کرده است. (دیگر نمود متاخرِ این خویشاوندی، بسیج دولتیِ احساسات و افکار عمومی، دستگاههای قانونگذاری و بوروکراسی، و نیروهای نظامی و انتظامی علیه مهاجران افغانستانی بوده است)
اینکه این مانور دولتی در همان سرزمین ستارخان و باقرخان و پیشهوری و بهنام مردم آذربایجان رقم خورده است، نشانهی دیگریست از سیاست راهبردی حاکمیت برای مهندسی مسالهی ستم ملی و مدیریت پیامدهای ستم ملی درجهت بقای مرکز؛ یادآور این آموزهی کلی که هر جا پتانسیلی برای مقابله با (و مقاومت علیه) ستم وجود دارد، سازوکارهای ادغامساز و مستحیلکنندهی دولتی هم فعالانه حضور دارند. دولت از اینطریق آگاهانه نابودی امکانات همبستگی ستمدیدگان (در اینجا ملتهای تحتستم) در مبارزاتشان علیه دشمن مشترک را نشانه میرود.
دولتی که بنا به شالودههای حیاتاش ابعاد ستم ملی را به مرزهای بحرانی رسانده است، اگرچه مایل/قادر نیست این بحران را مرتفع کند، اما بیگمان قادر است (و تلاش میکند تا) از پیامدهای بحران تغذیه کند. با این همه، کشاکش ارتجاع و نیروی رهاییبخش در پهنهی مبارزه با ستم ملی همچنان ادامه دارد (و خواهد داشت). کشاکشی که ماحصل آن تاریخ نفرینشدهی جغرافیای ستم ما را ورق خواهد زد.
و در آخر، بهیاد بیاوریم که: از نظم مولد ستمها و دستگاه سیاسیاش رها نخواهیم شد اگر مسالهی ستم ملی و مسئولیت مبارزه با آن را تنها مربوط به ملتهای تحتستم ببینیم*.
*پ.ن. این گزاره همچنین در رابطه با مسالهی ستم بر زنان* هم صادق است.
---------------------------
@kdialectic
Telegram
Vahid Online وحید آنلاین
رحیم جانبخش، فرمانده انتظامی آذربایجان غربی از «شناسایی و دستگیری ۲۲ نفر از عوامل اصلی» » خبر داد که به گفته او « قصد ترویج نفرتپراکنی و فتنه قومی» داشتند.
آقای جانبخش گفت در مراسم عزاداری حضرت علی «برخی جریانات تجزیهطلب» تلاش کردند با فراخوان از این مراسم…
آقای جانبخش گفت در مراسم عزاداری حضرت علی «برخی جریانات تجزیهطلب» تلاش کردند با فراخوان از این مراسم…
بازنشر:
«وُوک»، «وُوکیسم» و چپ
نویسنده: شیرین کریمی
نقد اقتصاد سیاسی
۲۴ بهمن ۱۴۰۳
فرازی از متن:
در گفتارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگیِ امروز دو مفهوم وُوک و وُوکیسم رواج یافته است. [۱] این دو از ثمرات حرکتهای پرشتاب و تحولاتِ عصر پرآشوبی است که در آن زندگی میکنیم. کلمهی وُوک در زبان انگلیسی، در اصل در آمریکا، و در گفتار عامیانهی سیاهان این کشور رایج شد، اما امروز بیشتر از زبان کنشگران حقوق بشر و همچنین سیاستمدارانِ گوناگون غربی، و اخیراً در گفتارهای فارسیزبانان نیز، بیان میشود؛ شاید بحث دربارهی وُوک و وُوکیسم «بسیار آمریکایی» به نظر بیاید، اما این دو اصطلاح بیشتر در گفتار و رفتار مردم جهان در شبکهها و رسانههای اجتماعی آنلاین استفاده میشود که محدود به آمریکا و غرب نیست. در عین حال، بر سر معنای این دو مفهوم اختلافنظرهایی وجود دارد؛ برخی جنبش وُوک را مثبت و سازنده میدانند، و برخی با استفادهی هدفمند از اصطلاح وُوکیسم گفتارها و کنشگریهای افراد و گروههای وُوک را آسیبزننده و حتی «نابودکنندهی بشر» میدانند. مفاهیم میتوانند با نیّات خوب ابداع و بر زبانها رانده شوند، اما در طول زمان ممکن است از طریق فرایند فرهنگپذیریِ زبانی تغییر معنا دهند یا حاوی معانی چندگانهای شوند و افراد طی توافقی ناآگاهانه این تغییرات را بپذیرند، تا جایی که کلمات و مفاهیمی که در اصل با نیکخواهی ابداع شدند به ابزار سیاسی یا سلاح خشونتورزی تبدیل شوند و در خدمت حذف انسانها و گروهها درآیند. پرداختن به این دو مفهوم از آن رو اهمیت دارد که بسیار مستعد کژفهمی و ابزاریسازی هستند. امروز، سال ۲۰۲۵، دولتهای راست افراطی در کشورهای مختلف جهان، بهخصوص دولت دونالد ترامپ در آمریکا، بهواسطهی رتوریک یا لفاظی ضد وُوک برآمدهاند و سیاستهایی ارتجاعی را اجرایی میکنند که نابودکنندهی دستاوردهای گوناگون فعالان حقوق بشر و فعالان محیط زیست است که طی چند قرن بهدشواری، بهتدریج و به بهای سنگینی بهدست آمدهاند. در این مقاله میکوشم خاستگاه و تحولات معنایی این دو مفهوم را بررسی کنم و به مناقشات مختلف حول این دو مفهوم بپردازم. این بحث را با طرح این پرسشها پیش میبرم: وُوک و وُوکیسم به چه معناست؟، پیشینه و روند تغییر معنای وُوک و وُوکیسم چیست؟، منتقدان چه میگویند؟، و آیا باید از ایدهها و مفاهیم وُوکها کاملاً صرفنظر کرد؟
وُوک و وُوکیسم به چه معناست؟
کلمهی وُوک (Woke) به آگاهی فرد اشاره دارد، این کلمه اغلب بار معنایی خنثی یا مثبت دارد و بر «آگاهی حینِ کنشگری» تأکید دارد. اصطلاح وُوکیسم (Wokeism) از کلمهی وُوک مشتق شده است. وُوکیسم به جنبش، ایدئولوژی یا مجموعهای از باورها و کردوکارهای مرتبط با وُوکبودن اشاره دارد. امروز برخی اصطلاح وُوکیسم را در معنای منفی، هدفمندانه و بهمنظور اشاره به ایدئولوژیهای شکستخورده و زیانبار استفاده میکنند. وُوک به معنی «آگاهیِ اجتماعی از مسائل نابرابری و بیعدالتی» یا «بیداری و هشیاری اجتماعی نسبت به مسائل نابرابری و بیعدالتی» بهویژه در حوزههای نژادی، جنسیتی و محیط زیستی است. در مجموع وُوک کلمهای مثبت بوده است، اما در دهههای اخیر مشتقاتِ این کلمه، از جمله Wokeism، Wokeness وWokery در گفتارهای سیاسی و اجتماعیِ محافظهکاران و راستگرایان، اغلب بار منفی یافته و حامل معانی ضدونقیضی شده است.
...
دسترسی به نسخهی کامل مقاله در وبسایت نقد اقتصاد سیاسی
-----------------------
@kdialectic
«وُوک»، «وُوکیسم» و چپ
نویسنده: شیرین کریمی
نقد اقتصاد سیاسی
۲۴ بهمن ۱۴۰۳
فرازی از متن:
در گفتارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگیِ امروز دو مفهوم وُوک و وُوکیسم رواج یافته است. [۱] این دو از ثمرات حرکتهای پرشتاب و تحولاتِ عصر پرآشوبی است که در آن زندگی میکنیم. کلمهی وُوک در زبان انگلیسی، در اصل در آمریکا، و در گفتار عامیانهی سیاهان این کشور رایج شد، اما امروز بیشتر از زبان کنشگران حقوق بشر و همچنین سیاستمدارانِ گوناگون غربی، و اخیراً در گفتارهای فارسیزبانان نیز، بیان میشود؛ شاید بحث دربارهی وُوک و وُوکیسم «بسیار آمریکایی» به نظر بیاید، اما این دو اصطلاح بیشتر در گفتار و رفتار مردم جهان در شبکهها و رسانههای اجتماعی آنلاین استفاده میشود که محدود به آمریکا و غرب نیست. در عین حال، بر سر معنای این دو مفهوم اختلافنظرهایی وجود دارد؛ برخی جنبش وُوک را مثبت و سازنده میدانند، و برخی با استفادهی هدفمند از اصطلاح وُوکیسم گفتارها و کنشگریهای افراد و گروههای وُوک را آسیبزننده و حتی «نابودکنندهی بشر» میدانند. مفاهیم میتوانند با نیّات خوب ابداع و بر زبانها رانده شوند، اما در طول زمان ممکن است از طریق فرایند فرهنگپذیریِ زبانی تغییر معنا دهند یا حاوی معانی چندگانهای شوند و افراد طی توافقی ناآگاهانه این تغییرات را بپذیرند، تا جایی که کلمات و مفاهیمی که در اصل با نیکخواهی ابداع شدند به ابزار سیاسی یا سلاح خشونتورزی تبدیل شوند و در خدمت حذف انسانها و گروهها درآیند. پرداختن به این دو مفهوم از آن رو اهمیت دارد که بسیار مستعد کژفهمی و ابزاریسازی هستند. امروز، سال ۲۰۲۵، دولتهای راست افراطی در کشورهای مختلف جهان، بهخصوص دولت دونالد ترامپ در آمریکا، بهواسطهی رتوریک یا لفاظی ضد وُوک برآمدهاند و سیاستهایی ارتجاعی را اجرایی میکنند که نابودکنندهی دستاوردهای گوناگون فعالان حقوق بشر و فعالان محیط زیست است که طی چند قرن بهدشواری، بهتدریج و به بهای سنگینی بهدست آمدهاند. در این مقاله میکوشم خاستگاه و تحولات معنایی این دو مفهوم را بررسی کنم و به مناقشات مختلف حول این دو مفهوم بپردازم. این بحث را با طرح این پرسشها پیش میبرم: وُوک و وُوکیسم به چه معناست؟، پیشینه و روند تغییر معنای وُوک و وُوکیسم چیست؟، منتقدان چه میگویند؟، و آیا باید از ایدهها و مفاهیم وُوکها کاملاً صرفنظر کرد؟
وُوک و وُوکیسم به چه معناست؟
کلمهی وُوک (Woke) به آگاهی فرد اشاره دارد، این کلمه اغلب بار معنایی خنثی یا مثبت دارد و بر «آگاهی حینِ کنشگری» تأکید دارد. اصطلاح وُوکیسم (Wokeism) از کلمهی وُوک مشتق شده است. وُوکیسم به جنبش، ایدئولوژی یا مجموعهای از باورها و کردوکارهای مرتبط با وُوکبودن اشاره دارد. امروز برخی اصطلاح وُوکیسم را در معنای منفی، هدفمندانه و بهمنظور اشاره به ایدئولوژیهای شکستخورده و زیانبار استفاده میکنند. وُوک به معنی «آگاهیِ اجتماعی از مسائل نابرابری و بیعدالتی» یا «بیداری و هشیاری اجتماعی نسبت به مسائل نابرابری و بیعدالتی» بهویژه در حوزههای نژادی، جنسیتی و محیط زیستی است. در مجموع وُوک کلمهای مثبت بوده است، اما در دهههای اخیر مشتقاتِ این کلمه، از جمله Wokeism، Wokeness وWokery در گفتارهای سیاسی و اجتماعیِ محافظهکاران و راستگرایان، اغلب بار منفی یافته و حامل معانی ضدونقیضی شده است.
...
دسترسی به نسخهی کامل مقاله در وبسایت نقد اقتصاد سیاسی
-----------------------
@kdialectic
نقد اقتصاد سیاسی
«وُوک»، «وُوکیسم» و چپ / شیرین کریمی - نقد اقتصاد سیاسی
در گفتارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگیِ امروز دو مفهوم وُوک و وُوکیسم رواج یافته است. این دو از ثمرات حرکتهای پرشتاب و تحولاتِ عصر پرآشوبی است که در آن زندگی میکنیم. در این مقاله به این پرسشها پرداخته میشود: وُوک و وُوکیسم به چه معناست؟، پیشینه و روند تغییر…
https://tinyurl.com/3hv3tve5
نکاتی در حاشیهی:
خیز جمهوری اسلامی برای معامله با ترامپ
امین حصوری
۸ فروردین ۱۴۰۴
مقدمه: نحوهی رویارویی دولتهای ایران و آمریکا در دورهی جدید ریاست جمهوری دونالد ترامپ، حتی پیش از آنکه کابینهی جدید رسما شروع به کار کند، موضوع گمانهزنیهای داغِ مفسران و رسانهها بوده است. نامهای که اخیرا ترامپ به خامنهای ارسال کرد، هیاهوی رسانهای و دیپلماتیک ببیشتری حول این موضوع برانگیخته است. سرانجام، شروع مذاکرات برای حصول یک معاملهی محتمل رسما در دستور کار دولتیانِ دو کشور قرار گرفت و اکنون همگان (هر کسی از ظن خود) منتظر نتایج کار هستند. با نظر به دلالتها و تاثیرات این مذاکرات بر شرایط آتی پیکارهای ستمدیدگانِ جغرافیای ستم ایران، تأمل دربارهی چارچوب وقوع این رویداد و خصوصا بافتار تاریخی وسیعتر آن ضروری مینماید. با چنین دغدغهای، متن پیشِ رو به طرح نکاتی در حاشیهی همین موضوع میپردازد.
لینک دسترسی به مقاله:
https://kaargaah.net/?p=1484
----
#علیه_سیاست_هستهای
#علیه_استبداد
#علیه_جنگطلبی
#علیه_نظامیگری
#علیه_مداخلات_امپریالیستی
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
---
@kdialectic
نکاتی در حاشیهی:
خیز جمهوری اسلامی برای معامله با ترامپ
امین حصوری
۸ فروردین ۱۴۰۴
مقدمه: نحوهی رویارویی دولتهای ایران و آمریکا در دورهی جدید ریاست جمهوری دونالد ترامپ، حتی پیش از آنکه کابینهی جدید رسما شروع به کار کند، موضوع گمانهزنیهای داغِ مفسران و رسانهها بوده است. نامهای که اخیرا ترامپ به خامنهای ارسال کرد، هیاهوی رسانهای و دیپلماتیک ببیشتری حول این موضوع برانگیخته است. سرانجام، شروع مذاکرات برای حصول یک معاملهی محتمل رسما در دستور کار دولتیانِ دو کشور قرار گرفت و اکنون همگان (هر کسی از ظن خود) منتظر نتایج کار هستند. با نظر به دلالتها و تاثیرات این مذاکرات بر شرایط آتی پیکارهای ستمدیدگانِ جغرافیای ستم ایران، تأمل دربارهی چارچوب وقوع این رویداد و خصوصا بافتار تاریخی وسیعتر آن ضروری مینماید. با چنین دغدغهای، متن پیشِ رو به طرح نکاتی در حاشیهی همین موضوع میپردازد.
لینک دسترسی به مقاله:
https://kaargaah.net/?p=1484
----
#علیه_سیاست_هستهای
#علیه_استبداد
#علیه_جنگطلبی
#علیه_نظامیگری
#علیه_مداخلات_امپریالیستی
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
---
@kdialectic
175_On_Iran_USA_Deal_HAmin_March2025.pdf
461.2 KB
نسخهی پیدیاف. 👇🏾
نکاتی در حاشیهی:
خیز جمهوری اسلامی برای معامله با ترامپ
امین حصوری
کارگاه دیالکتیک | ۸ فروردین ۱۴۰۴
دسترسی به مقاله در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1484
-----------------------
#علیه_سیاست_هستهای
#علیه_استبداد
#علیه_جنگطلبی
#علیه_نظامیگری
#علیه_مداخلات_امپریالیستی
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
-------------------------
@kdialectic
نکاتی در حاشیهی:
خیز جمهوری اسلامی برای معامله با ترامپ
امین حصوری
کارگاه دیالکتیک | ۸ فروردین ۱۴۰۴
دسترسی به مقاله در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1484
-----------------------
#علیه_سیاست_هستهای
#علیه_استبداد
#علیه_جنگطلبی
#علیه_نظامیگری
#علیه_مداخلات_امپریالیستی
#همبستگی_فراملی_ستمدیدگان
-------------------------
@kdialectic
Forwarded from دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
اعتراضاتِ "دستها كوتاه!"
در میان ما ایرانیان، هستند کسانی که شیفتگان اقتدارگراییاند؛ مسحور شکوه دروغین اقتدار پوشالی، چه در هیبت سلطنت پیشین، چه در سیمای آنچه امروز در كشور آمريكا میگذرد. مسحوران اقتدار، همواره دلسپرده همان شکوه دروغینی بودهاند که ستم را بهجای عدالت مینشاند، بیآنکه دریابند، راه را برای چنگاندازی بیشرمانه قدرت هموار میسازند. ناآگاهی آنان، زمین حاصلخیزیست برای رویش بذرهای فاشیسم؛ همان فاشیسمی که در هیاهوی شعارهای توخالی، آزادی را خفه میکند، عدالت را قربانی میسازد و برابری را به سخره میگیرد.
برای کسانی که از عدم قطعیت یا احساس ناتوانی دچار استیصال شدهاند، تسلیم شدن به یک رهبر یا ایدئولوژی که وعده نظم و وضوح میدهد، میتواند از نظر روانی آرامشبخش باشد.
این به این معنا نیست که آنها نمیتوانند برای خود فکر کنند، بلکه به این معناست که آنها به امنیت حاصل از همگرایی و حذف مسئولیت شخصی جذب میشوند.
اما، آنان که امروز با سادهدلی یا تعصب، به ستایش قدرتهای سرکوبگر میپردازند، فردا خود نخستین قربانیان همان سرکوب خواهند بود، زيرا ماشین اقتدار، وفاداری نمیشناسد، تنها اطاعت میطلبد. شگفت آنکه برخى از آنان، كه خود زمانی قربانی سرکوب بودهاند، و هنوز ادعای مخالفت با اقتدار را دارند، در همدستی با شكلى ديگر از همان ستم ایستادهاند.
آنان که فقط آزادی را برای خود میخواهند، فرقی نمیکند در کجای دنیا مسکن گزیدهاند؛ هر جا که هستند، برای سرکوب عدالت و برابری، سرمستانه کف میزنند.
و البته آنگاه که باران عدالت و آزادی با اراده و سازماندهى مردم فرود آید، نه از سرپناه ستم خبری خواهد بود و نه از سنگرهای دروغ.
متنى كه در ادامه مى آيد، ترجمه پُستى برگرفته از صفحه تلگرام يك شهروند امريكايى درباره "اعتراضات دست ها كوتاه" است ، كه ديروز پنجم آوريل ٢٠٢٥، در سرتاسر كشور آمريكا برگزار شد:
"دستها كوتاه!
اعتراضات “دستها كوتاه!” امروز چیزی کمتر از یک رویداد تاریخی نبود. این اعتراضات نشاندهنده ایستادگی قدرتمند و متحدی علیه آنچه برگزارکنندگان "چنگاندازی بیشرمانه براى تصاحب قدرت در تاریخ معاصر" خواندهاند، بود. با بیش از ۱۴۰۰ تظاهرات در تمامی ۵۰ ايالات و صدها هزار شرکتکننده، این جنبش، ائتلافی متنوع از کارگران، فعالان و شهروندان عادی را گرد هم آورد تا پایان نفوذ میلیاردرها، کاهش برنامههای حیاتی مانند تأمین اجتماعی و بيمه دولتىِ مدیکید و حملات به گروه هاى به حاشیه راندهشده را مطالبه کنند.
از تجمعات پرشور در واشنگتن دیسی تا گردهماییهای کوچکتر در شهرهای محافظهکار، پیام روشن بود: آمریکاییها از سیاستهایی که به نفع ثروتمندان و به ضرر دموکراسی و حقوق اولیه است، خستهاند. جو موجود در محل اعتراضات پرشور بود، با شعارهایی مانند “دستها كوتاه از شغلهای ما، مراقبتهای بهداشتی ما، دموکراسی ما!” که در شهرداریها، ساختمانهای فدرال، و حتی شهرهای بینالمللی مانند لندن و برلین طنینانداز شد.
حضور گسترده امروز تنها یک اعتراض نبود، بلکه اعلامی پرطنین بود که قدرت مردمی زنده است و آماده است برای مبارزه در راه عدالت و برابری."
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
در میان ما ایرانیان، هستند کسانی که شیفتگان اقتدارگراییاند؛ مسحور شکوه دروغین اقتدار پوشالی، چه در هیبت سلطنت پیشین، چه در سیمای آنچه امروز در كشور آمريكا میگذرد. مسحوران اقتدار، همواره دلسپرده همان شکوه دروغینی بودهاند که ستم را بهجای عدالت مینشاند، بیآنکه دریابند، راه را برای چنگاندازی بیشرمانه قدرت هموار میسازند. ناآگاهی آنان، زمین حاصلخیزیست برای رویش بذرهای فاشیسم؛ همان فاشیسمی که در هیاهوی شعارهای توخالی، آزادی را خفه میکند، عدالت را قربانی میسازد و برابری را به سخره میگیرد.
برای کسانی که از عدم قطعیت یا احساس ناتوانی دچار استیصال شدهاند، تسلیم شدن به یک رهبر یا ایدئولوژی که وعده نظم و وضوح میدهد، میتواند از نظر روانی آرامشبخش باشد.
این به این معنا نیست که آنها نمیتوانند برای خود فکر کنند، بلکه به این معناست که آنها به امنیت حاصل از همگرایی و حذف مسئولیت شخصی جذب میشوند.
اما، آنان که امروز با سادهدلی یا تعصب، به ستایش قدرتهای سرکوبگر میپردازند، فردا خود نخستین قربانیان همان سرکوب خواهند بود، زيرا ماشین اقتدار، وفاداری نمیشناسد، تنها اطاعت میطلبد. شگفت آنکه برخى از آنان، كه خود زمانی قربانی سرکوب بودهاند، و هنوز ادعای مخالفت با اقتدار را دارند، در همدستی با شكلى ديگر از همان ستم ایستادهاند.
آنان که فقط آزادی را برای خود میخواهند، فرقی نمیکند در کجای دنیا مسکن گزیدهاند؛ هر جا که هستند، برای سرکوب عدالت و برابری، سرمستانه کف میزنند.
و البته آنگاه که باران عدالت و آزادی با اراده و سازماندهى مردم فرود آید، نه از سرپناه ستم خبری خواهد بود و نه از سنگرهای دروغ.
متنى كه در ادامه مى آيد، ترجمه پُستى برگرفته از صفحه تلگرام يك شهروند امريكايى درباره "اعتراضات دست ها كوتاه" است ، كه ديروز پنجم آوريل ٢٠٢٥، در سرتاسر كشور آمريكا برگزار شد:
"دستها كوتاه!
اعتراضات “دستها كوتاه!” امروز چیزی کمتر از یک رویداد تاریخی نبود. این اعتراضات نشاندهنده ایستادگی قدرتمند و متحدی علیه آنچه برگزارکنندگان "چنگاندازی بیشرمانه براى تصاحب قدرت در تاریخ معاصر" خواندهاند، بود. با بیش از ۱۴۰۰ تظاهرات در تمامی ۵۰ ايالات و صدها هزار شرکتکننده، این جنبش، ائتلافی متنوع از کارگران، فعالان و شهروندان عادی را گرد هم آورد تا پایان نفوذ میلیاردرها، کاهش برنامههای حیاتی مانند تأمین اجتماعی و بيمه دولتىِ مدیکید و حملات به گروه هاى به حاشیه راندهشده را مطالبه کنند.
از تجمعات پرشور در واشنگتن دیسی تا گردهماییهای کوچکتر در شهرهای محافظهکار، پیام روشن بود: آمریکاییها از سیاستهایی که به نفع ثروتمندان و به ضرر دموکراسی و حقوق اولیه است، خستهاند. جو موجود در محل اعتراضات پرشور بود، با شعارهایی مانند “دستها كوتاه از شغلهای ما، مراقبتهای بهداشتی ما، دموکراسی ما!” که در شهرداریها، ساختمانهای فدرال، و حتی شهرهای بینالمللی مانند لندن و برلین طنینانداز شد.
حضور گسترده امروز تنها یک اعتراض نبود، بلکه اعلامی پرطنین بود که قدرت مردمی زنده است و آماده است برای مبارزه در راه عدالت و برابری."
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
Telegram
دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
روانشناسي فرد و جامعه
راه ارتباط با من:
@golkomyayad
راه ارتباط با من:
@golkomyayad