Forwarded from دموکراسی درکار ♦️
♦️
قسمت ۲۴ دموکراسی درکار با عنوان «شبکههای ضداجتماعی» منتشر شد.
طی چند سال اخیر و با ظهور ترامپ چرخش بزرگی در جو و سویه و ساختار شبکههای اجتماعی پدید آمده است که وجهه پیشرو، مدرن و پروگرسیو آنها را به چهرهای متهجر، ضد علم و سرشار از راستگرایی افراطی و فاشیسم کرده است. حضور ترامپ و ایلان ماسک در این شبکهها و خریدن توییتر توسط ماسک و چرخش عظیم فسبوک و زاکربرگ در اتمام راستیآزامایی و تعدیل محتوا را میتوان در این راستا دید. این تغییر و تاثیر مخرب آن در جامعه و سیاست دنیا را چطور باید ببینیم و چگونه از خود و اچتماع اطراف خود محافظت کنیم.
از هر جایی که پادکستهاتون رو مشترک هستید بشنوید.
https://democracydarkar.com/episode0024/
قسمت ۲۴ دموکراسی درکار با عنوان «شبکههای ضداجتماعی» منتشر شد.
طی چند سال اخیر و با ظهور ترامپ چرخش بزرگی در جو و سویه و ساختار شبکههای اجتماعی پدید آمده است که وجهه پیشرو، مدرن و پروگرسیو آنها را به چهرهای متهجر، ضد علم و سرشار از راستگرایی افراطی و فاشیسم کرده است. حضور ترامپ و ایلان ماسک در این شبکهها و خریدن توییتر توسط ماسک و چرخش عظیم فسبوک و زاکربرگ در اتمام راستیآزامایی و تعدیل محتوا را میتوان در این راستا دید. این تغییر و تاثیر مخرب آن در جامعه و سیاست دنیا را چطور باید ببینیم و چگونه از خود و اچتماع اطراف خود محافظت کنیم.
از هر جایی که پادکستهاتون رو مشترک هستید بشنوید.
https://democracydarkar.com/episode0024/
Forwarded from کانون نویسندگان ایران
بیانیه
چرخهی وحشتزا و نفرتانگیز اعدام را متوقف کنید
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-02-15-2
چرخهی وحشتزا و نفرتانگیز اعدام را متوقف کنید
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-02-15-2
https://tinyurl.com/yckdek67
#درسهای_انقلاب_سودان
متن دهم
پروندهی سودان:
کمیتههای محلات و منشور انقلابی
گفتگو با عثمان عبدالله
گفتگوکننده: مروان عثمان
توضیح کارگاه: زمانی که در کارگاه دیالکتیک پروژهی «#درسهای_انقلاب_سودان» را کلید زدیم (آبان ۱۴۰۱) مردمانِ جغرافیای سودان و ایران شاهد پویش جنبشهای انقلابی بودند: اولی در میانهی راهی ناهموار (پس از کودتای نظامیان در اکتبر ۲۰۲۱)؛ و دومی در ابتدای راهی پرشور که نویدبخش مینمود. پس، در آن زمان، هدف اولیهی ما که انتقال بخشی از تجارب انقلابیِ معاصر به فضای سیاسی ایران بود، با ضرورتی ملموس پیوند داشت و موجه بهنظر میرسید. اکنون که هر کدام از آن جنبشهای انقلابی، در چنبرهی دو دستهی متفاوت از شرایط تاریخیِ ضدانقلابی، به افول گراییدهاند شاید ایدهی «انتقال تجارب انقلابی» همچون نوعی لجبازی کودکانه بهنظر برسد. با این حال، ما [نیز] بر آنیم که نزد مردمانی که برای رهایی از ستم چارهای جز مبارزه ندارند، پویش انقلابی (و باور به انقلاب) گرچه دچار افول میشود، ولی نابود نمیشود. برای چنین مردمانی نهفقط نگریستن در دقایق پیشرویِ انقلابیِ دیگر مردمان، بلکه نگریستن در دقایق هزیمت و افول آنان نیز آموزنده خواهد بود. اگر جنبشهای مردمی در هر لحظه از حرکتشان به تأمل در مسیر رفته و گامهای بعدی خود نیاز دارند، نگریستن به دیگر جنبشها امکانی برای این خودنگری به آنها عرضه میکند. دیدگاهی که این داعیه را متناقض تلقی میکند، یحتمل بر تفاوت شرایط تاریخی–انضمامیِ جنبشهای مختلف در جغرافیاهای متفاوت تأکید دارد. حال آنکه از قضا این تفاوتها خود میانجیِ تأمل انتقادیست نه مانعی در برابر آن. (گو اینکه در مناسبات حاکم بر جهان امروز، تفاوتهای موجود میان شرایط انضمامی ستمدیدگان در جوامع مختلف با شباهتهای موجود در سازوکارهای بنیادین خالق آن شرایط تعدیل میشوند).
مخاطبان این مصاحبه همهی کسانیاند که بازاندیشی دربارهی قیام ژینا و دلایل شکست آن را برای تدارک بهتر پیکارهای حال و آینده جدی میگیرند. اما مخاطبان ویژهی این متن – از دید ما – کسانیاند که طی قیام ژینا (یا پس از آن) در برپایی یا تقویت کمیتههای مقاومت محلات و سایر کمیتههای مقاومت مردمی فعال بودند یا حتی سهمی در تقویت ایدهی کمیتههای مقاومت داشتهاند. چون بهنظر ما تجربهی کمیتهها در فضای مبارزاتی ایران تجربهی ناتمام و بازگشتپذیریست که با شروع ناگزیر خیزش تودهای بعدی، بار دیگر از خاکستر شکستِ خود برخواهد خاست. ما مخاطبان این متن را دعوت میکنیم به تعمق دربارهی دلایل ناکامیِ خیزش انقلابی سودان، با وجود توفیق قبلیاش در برپایی بیش از دوهزار کمیتهی مقاومت محلات. چون در پرتو این واکاوی میتوان منظرهای بازاندیشی انتقادی دربارهی تجربهی کمیتههای برپاشده در قیام ژینا را گسترش داد، تا مسیرهای مطمئنتری برای بازسازی آتی کمیتههای مقاومت مردمی نمایان شوند. برای مثال، آیا در اینخصوص باید جمعبندی فشردهی «گروه نویسندگان سرخط» را تصدیق کرد که [نقل به مضمون] پاشنهی آشیل جنبش انقلابی سودان را غلبهی انگارهی افقیگرایی و لذا فقدان عزم و آمادگیِ لازم نزد کمیتهها برای تصاحب قدرت سیاسی ارزیابی کردهاند؟ پاسخ ما منفیست و حتی ارزیابی فشردهی این رفقا را یکسویه و تحریفآمیز تلقی میکنیم. چرا که این ارزیابی اگرچه بهدرستی به ضرورت کسب قدرت سیاسی از سوی جنبشهای انقلابی ارجاع میدهد، اما بر ترسیم یک دوقطبی کاذب و خود–تاییدگر از «بیداد افقیگرایی» و «ضرورت انسجام سازمانی» استوار است؛ طوریکه استخراج حکم مورد نظر از این طرحوارهی دوقطبیْ مستلزم آن است که سازوکار سازمانی حاکم بر کمیتههای مقاومت سودان را از جنس «افقیگرایی» تلقی کنیم. بدین اعتبار، در ارزیابی این رفقا، نهفقط واقعیات تاریخیِ جنبش انقلابی سودان [به قرینه] تحریف شده است، بلکه – مهمتر از آن – درستی یک حکم عام و انتزاعیْ دستمایهی نادیدهگرفتن پیچیدگیهای انضمامیِِ مسیر انقلابی شده است؛ پیچیدگیهایی که ازقضا بازشناسیِ و فهم جمعی و عبور از آنها چالشی اساسی برای ارتقای جنبش انقلابی بهسمت تسخیر قدرت سیاسیست. ذکر این مثال صرفاً تاکیدیست بر اهمیت تحلیل ژرفتر شکستِ نسبیِ تجربهی تاریخی کمیتههای مقاومت سودان. چون اگر چشمانداز انقلاب اجتماعی با خودگردانیِ سازمانیافتهی تودهها پیوند داشته باشد، مسیر پیکار انقلابی نیز نمیتواند بدون «سازمانیابی متکثر و توامان هماهنگِ» تودههای ستمدیده قابل تصور باشد. ایدهی برپایی سازمانی مشترک از کمیتههای مقاومتِ مردمی الگوی مهمی برای تصور این مسیر انقلابیست؛ و کمیتههای انقلابی سودان بیگمان نمونهی تاریخی زندهای از پیکریابی مادی این ایده بودهاند (گیریم نارسا و ناتمام).
بهمن ۱۴۰۳
ادامهی مطلب:
https://kaargaah.net/?p=1475
#درسهای_انقلاب_سودان
متن دهم
پروندهی سودان:
کمیتههای محلات و منشور انقلابی
گفتگو با عثمان عبدالله
گفتگوکننده: مروان عثمان
توضیح کارگاه: زمانی که در کارگاه دیالکتیک پروژهی «#درسهای_انقلاب_سودان» را کلید زدیم (آبان ۱۴۰۱) مردمانِ جغرافیای سودان و ایران شاهد پویش جنبشهای انقلابی بودند: اولی در میانهی راهی ناهموار (پس از کودتای نظامیان در اکتبر ۲۰۲۱)؛ و دومی در ابتدای راهی پرشور که نویدبخش مینمود. پس، در آن زمان، هدف اولیهی ما که انتقال بخشی از تجارب انقلابیِ معاصر به فضای سیاسی ایران بود، با ضرورتی ملموس پیوند داشت و موجه بهنظر میرسید. اکنون که هر کدام از آن جنبشهای انقلابی، در چنبرهی دو دستهی متفاوت از شرایط تاریخیِ ضدانقلابی، به افول گراییدهاند شاید ایدهی «انتقال تجارب انقلابی» همچون نوعی لجبازی کودکانه بهنظر برسد. با این حال، ما [نیز] بر آنیم که نزد مردمانی که برای رهایی از ستم چارهای جز مبارزه ندارند، پویش انقلابی (و باور به انقلاب) گرچه دچار افول میشود، ولی نابود نمیشود. برای چنین مردمانی نهفقط نگریستن در دقایق پیشرویِ انقلابیِ دیگر مردمان، بلکه نگریستن در دقایق هزیمت و افول آنان نیز آموزنده خواهد بود. اگر جنبشهای مردمی در هر لحظه از حرکتشان به تأمل در مسیر رفته و گامهای بعدی خود نیاز دارند، نگریستن به دیگر جنبشها امکانی برای این خودنگری به آنها عرضه میکند. دیدگاهی که این داعیه را متناقض تلقی میکند، یحتمل بر تفاوت شرایط تاریخی–انضمامیِ جنبشهای مختلف در جغرافیاهای متفاوت تأکید دارد. حال آنکه از قضا این تفاوتها خود میانجیِ تأمل انتقادیست نه مانعی در برابر آن. (گو اینکه در مناسبات حاکم بر جهان امروز، تفاوتهای موجود میان شرایط انضمامی ستمدیدگان در جوامع مختلف با شباهتهای موجود در سازوکارهای بنیادین خالق آن شرایط تعدیل میشوند).
مخاطبان این مصاحبه همهی کسانیاند که بازاندیشی دربارهی قیام ژینا و دلایل شکست آن را برای تدارک بهتر پیکارهای حال و آینده جدی میگیرند. اما مخاطبان ویژهی این متن – از دید ما – کسانیاند که طی قیام ژینا (یا پس از آن) در برپایی یا تقویت کمیتههای مقاومت محلات و سایر کمیتههای مقاومت مردمی فعال بودند یا حتی سهمی در تقویت ایدهی کمیتههای مقاومت داشتهاند. چون بهنظر ما تجربهی کمیتهها در فضای مبارزاتی ایران تجربهی ناتمام و بازگشتپذیریست که با شروع ناگزیر خیزش تودهای بعدی، بار دیگر از خاکستر شکستِ خود برخواهد خاست. ما مخاطبان این متن را دعوت میکنیم به تعمق دربارهی دلایل ناکامیِ خیزش انقلابی سودان، با وجود توفیق قبلیاش در برپایی بیش از دوهزار کمیتهی مقاومت محلات. چون در پرتو این واکاوی میتوان منظرهای بازاندیشی انتقادی دربارهی تجربهی کمیتههای برپاشده در قیام ژینا را گسترش داد، تا مسیرهای مطمئنتری برای بازسازی آتی کمیتههای مقاومت مردمی نمایان شوند. برای مثال، آیا در اینخصوص باید جمعبندی فشردهی «گروه نویسندگان سرخط» را تصدیق کرد که [نقل به مضمون] پاشنهی آشیل جنبش انقلابی سودان را غلبهی انگارهی افقیگرایی و لذا فقدان عزم و آمادگیِ لازم نزد کمیتهها برای تصاحب قدرت سیاسی ارزیابی کردهاند؟ پاسخ ما منفیست و حتی ارزیابی فشردهی این رفقا را یکسویه و تحریفآمیز تلقی میکنیم. چرا که این ارزیابی اگرچه بهدرستی به ضرورت کسب قدرت سیاسی از سوی جنبشهای انقلابی ارجاع میدهد، اما بر ترسیم یک دوقطبی کاذب و خود–تاییدگر از «بیداد افقیگرایی» و «ضرورت انسجام سازمانی» استوار است؛ طوریکه استخراج حکم مورد نظر از این طرحوارهی دوقطبیْ مستلزم آن است که سازوکار سازمانی حاکم بر کمیتههای مقاومت سودان را از جنس «افقیگرایی» تلقی کنیم. بدین اعتبار، در ارزیابی این رفقا، نهفقط واقعیات تاریخیِ جنبش انقلابی سودان [به قرینه] تحریف شده است، بلکه – مهمتر از آن – درستی یک حکم عام و انتزاعیْ دستمایهی نادیدهگرفتن پیچیدگیهای انضمامیِِ مسیر انقلابی شده است؛ پیچیدگیهایی که ازقضا بازشناسیِ و فهم جمعی و عبور از آنها چالشی اساسی برای ارتقای جنبش انقلابی بهسمت تسخیر قدرت سیاسیست. ذکر این مثال صرفاً تاکیدیست بر اهمیت تحلیل ژرفتر شکستِ نسبیِ تجربهی تاریخی کمیتههای مقاومت سودان. چون اگر چشمانداز انقلاب اجتماعی با خودگردانیِ سازمانیافتهی تودهها پیوند داشته باشد، مسیر پیکار انقلابی نیز نمیتواند بدون «سازمانیابی متکثر و توامان هماهنگِ» تودههای ستمدیده قابل تصور باشد. ایدهی برپایی سازمانی مشترک از کمیتههای مقاومتِ مردمی الگوی مهمی برای تصور این مسیر انقلابیست؛ و کمیتههای انقلابی سودان بیگمان نمونهی تاریخی زندهای از پیکریابی مادی این ایده بودهاند (گیریم نارسا و ناتمام).
بهمن ۱۴۰۳
ادامهی مطلب:
https://kaargaah.net/?p=1475
Telegraph
پروندهی سودان: کمیتههای محلات و منشور انقلابی
پروندهی سودان: کمیتههای محلات و منشور انقلابی1 گفتگو با عثمان عبدالله گفتگوکننده: مروان عثمان؛ ویراستار: اِبِرهارد یونگفر توضیح کارگاه: زمانی که در کارگاه دیالکتیک پروژهی «#درسهایـانقلابـسودان» را کلید زدیم (آبان ۱۴۰۱) مردمانِ جغرافیای سودان و ایران…
کارگاه دیالکتیک
https://tinyurl.com/yckdek67 #درسهای_انقلاب_سودان متن دهم پروندهی سودان: کمیتههای محلات و منشور انقلابی گفتگو با عثمان عبدالله گفتگوکننده: مروان عثمان توضیح کارگاه: زمانی که در کارگاه دیالکتیک پروژهی «#درسهای_انقلاب_سودان» را کلید زدیم (آبان ۱۴۰۱) مردمانِ…
(ادامه)
پانویسها:
۱. این مصاحبه در تاریخ ۱۸ مه ۲۰۲۴ ضبط و سپس رونویسی و ویرایش شده و در هفتم آگوست ۲۰۲۴ منتشر شده است.
۲. در فضای سیاسی–رسانهای فارسیزبان، نشریهی منجنیق بهسهم خود ضمن برجستهکردن اهمیت کمیتههای مقاومت مردمی و ضرورت برپایی آنها در حوزههای مختلف (خصوصا در خلال قیام ژینا)، مداخلات ارزندهای برای بازاندیشی انتقادی و جمعی دربارهی تجربهی کمیتههای مقاومت در ایران داشته است. تعداد متنها و گفتگوهای مربوطه بیش از آن است که در اینجا سیاههای از آنها قابل ارائه باشد. خوانندهی علاقمند را به وبسایت نشریهی منجنیق یا کانال تلگرامی آن ارجاع میدهیم.
۳. «در سودان کمیتههای مردمی آنقدر از کسب قدرت سیاسی کردند و به گسترش شبکههای افقی در درون جامعه امید بستند که سرانجام جنگ داخلی نزدیک به تمامیِ انقلاب سودان را بلعید و نابود کرد.» (چه کسی مرکز جهان است؟ در پاسخ به نقد آزاده ثبوت؛ گروه نویسندگان سرخط، ۱۴ آگوست ۲۰۲۴)
ادامهی متن (مصاحبه) را در اینجا بخوانید:
https://kaargaah.net/?p=1475
-----------------
@kdialectic
پانویسها:
۱. این مصاحبه در تاریخ ۱۸ مه ۲۰۲۴ ضبط و سپس رونویسی و ویرایش شده و در هفتم آگوست ۲۰۲۴ منتشر شده است.
۲. در فضای سیاسی–رسانهای فارسیزبان، نشریهی منجنیق بهسهم خود ضمن برجستهکردن اهمیت کمیتههای مقاومت مردمی و ضرورت برپایی آنها در حوزههای مختلف (خصوصا در خلال قیام ژینا)، مداخلات ارزندهای برای بازاندیشی انتقادی و جمعی دربارهی تجربهی کمیتههای مقاومت در ایران داشته است. تعداد متنها و گفتگوهای مربوطه بیش از آن است که در اینجا سیاههای از آنها قابل ارائه باشد. خوانندهی علاقمند را به وبسایت نشریهی منجنیق یا کانال تلگرامی آن ارجاع میدهیم.
۳. «در سودان کمیتههای مردمی آنقدر از کسب قدرت سیاسی کردند و به گسترش شبکههای افقی در درون جامعه امید بستند که سرانجام جنگ داخلی نزدیک به تمامیِ انقلاب سودان را بلعید و نابود کرد.» (چه کسی مرکز جهان است؟ در پاسخ به نقد آزاده ثبوت؛ گروه نویسندگان سرخط، ۱۴ آگوست ۲۰۲۴)
ادامهی متن (مصاحبه) را در اینجا بخوانید:
https://kaargaah.net/?p=1475
-----------------
@kdialectic
174_Sudan_Rev_Committees_Interview.pdf
568.3 KB
نسخهی پی.دی.اف.:
پروندهی سودان:
کمیتههای محلات و منشور انقلابی
گفتگو با عثمان عبدالله
گفتگوکننده: مروان عثمان
ترجمه: کارگاه دیالکتیک
بهمن ۱۴۰۳
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1475
------------------------------------------------
@kdialectic
پروندهی سودان:
کمیتههای محلات و منشور انقلابی
گفتگو با عثمان عبدالله
گفتگوکننده: مروان عثمان
ترجمه: کارگاه دیالکتیک
بهمن ۱۴۰۳
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1475
------------------------------------------------
@kdialectic
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ترجمهی سخنرانی #یانیس_واروفاکیس در حاشیهی #کنفرانس_امنیتی_مونیخ در رابطه با حمایتِ رهبرانِ اتحادیهی اروپا از فاشیسم و کسب و کارِ جنگطلبان
#نئوفاشیسم #علیه_فاشیسم #آلمان #یونان #اتحادیه_اروپا #بروکسل #اوکراین #جنگ_اوکراین #فلسطین #نسل_کشی_در_غزه #صهیوفاشیسم #صهیونیسم #صنعت_جنگ
@Blackfishvoice1
#نئوفاشیسم #علیه_فاشیسم #آلمان #یونان #اتحادیه_اروپا #بروکسل #اوکراین #جنگ_اوکراین #فلسطین #نسل_کشی_در_غزه #صهیوفاشیسم #صهیونیسم #صنعت_جنگ
@Blackfishvoice1
Forwarded from کلکتیو ۹۸
Burning Country, final.pdf
2.5 MB
🚩 «کشور سوزان، سوریه در انقلاب و جنگ»
نویسندگان: رابین یاسین-قصاب، لیلا الشامی
ترجمه: فاطمه کریمخان
نسخهی فعلی بر مبنای ویرایش سال ۲۰۱۸ کتاب است، زمانی که هنوز سقوط اسد و تسلیم کشور به جبهه تحریر شام در تصور نبود. با نگاهی به وقایع امروز سوریه، کتاب به بررسی مسیری که سوریه را به اینجا کشانده است کمک میکند.
مترجم در توضیح کتاب نوشته:
این کتاب هم مانند باقی کتابهای مترجم خارج از سیستم نظارت و اخذ مجوز وزارت ارشاد و رایگان منتشر شده است. کتاب به طور کلی موضع تندی نسبت به تمام مخالفان انقلاب سوریه و از آن جمله نسبت به ایران دارد که مورد تایید مترجم نیست، برخی از جملات نویسندگان که میتوانست اتهامات گزافی مانند تبلیغ علیه نظام به همراه داشته باشد پوشاندهام. از مخاطبان آگاه بابت این احتیاط لازم عذرخواهی میکنم. مسئولیت تمام اشکالات نگارشی و سجاوندی به عهده مترجم است. برای حمایت از مترجم میتوانید مبلغ دلخواهی را به شماره کارت 5022291044101713 واریز کنید.
@colelctive98
نویسندگان: رابین یاسین-قصاب، لیلا الشامی
ترجمه: فاطمه کریمخان
نسخهی فعلی بر مبنای ویرایش سال ۲۰۱۸ کتاب است، زمانی که هنوز سقوط اسد و تسلیم کشور به جبهه تحریر شام در تصور نبود. با نگاهی به وقایع امروز سوریه، کتاب به بررسی مسیری که سوریه را به اینجا کشانده است کمک میکند.
مترجم در توضیح کتاب نوشته:
این کتاب هم مانند باقی کتابهای مترجم خارج از سیستم نظارت و اخذ مجوز وزارت ارشاد و رایگان منتشر شده است. کتاب به طور کلی موضع تندی نسبت به تمام مخالفان انقلاب سوریه و از آن جمله نسبت به ایران دارد که مورد تایید مترجم نیست، برخی از جملات نویسندگان که میتوانست اتهامات گزافی مانند تبلیغ علیه نظام به همراه داشته باشد پوشاندهام. از مخاطبان آگاه بابت این احتیاط لازم عذرخواهی میکنم. مسئولیت تمام اشکالات نگارشی و سجاوندی به عهده مترجم است. برای حمایت از مترجم میتوانید مبلغ دلخواهی را به شماره کارت 5022291044101713 واریز کنید.
@colelctive98
کلکتیو ۹۸
Burning Country, final.pdf
https://tinyurl.com/2czfw22h
#بازنشر:
پیوند سیاستهای امپریالیستی حکومت اسلامی ايران با ستمگریهای آن در داخل
گفتوگو با: یاسین الحاج صالح (روشنفکر سوری)
گفتوگوگر: فریدا آفاری
توضیح کارگاه دربارهی بازنشر این متن:
این مصاحبه نخستینبار در خرداد ۱۳۹۴ در رادیو زمانه منتشر شد. از آنجا که اکنون ظاهرا لینک مطلب در رادیو زمانه غیرفعال است، به این شیوه اقدام به بازنشر آن کردیم. خاطرنشان میکنیم که بازنشر این مصاحبه در راستای ضرورت بازاندیشی جمعی دربارهی درهمتنیدگی تحولات خاورمیانه انجام میشود، با این باور که این فرآیند بازاندیشی باید با دیالوگ مستمر با مبارزان و فعالان سیاسیِ مترقی در سایر جوامع خاورمیانه همراه باشد. یاسین الحاج در این مصاحبه حقیقت مهمی را به ما یادآور میشود: اینکه پیشبرد سیاستهای سرکوب داخلی (در تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی) توسط رژیم ایران پیوند مستقیمی دارد با راهبردها و سیاستهای امپریالیستیِ منطقهای آن. برای سنجش این گزاره و اهمیت آن، حتی اگر نخواهیم به انبوه سوابق دور و نزدیک رجوع کنیم، کافیست در مورد این فاکت تامل کنیم که اخیرا دولت ایران، بهموازات امواج خُردکنندهی گرانیها و اعدامها و سرکوبهای عریان سیاسی، بودجهی سالانهی دستگاههای نظامی را ۲۰۰ درصد افزایش داده است تا - بههزینهی مردم و بهمیانجی تشدید خفقان سیاسی - رویهی دیرین نظامیگریاش را باز هم تقویت کند.
بهسهم خود از رفیق ارجمند فریدا آفاری بابت ابتکارعمل این مصاحبه قدردانی میکنیم.
ضمنا برای آشنایی بیشتر مخاطبان علاقمند با دیدگاههای یاسین الحاج صالح و سهولت دسترسی، لینکهای ترجمهی برخی دیگر از مصاحبهها و مقالات یاسین الحاج را میآوریم:
با بزرگترین جنگ نیم قرن اخیر، تنها یک اشتباه محاسباتی فاصله داریم (گفتوگوی ایمان گنجی با یاسین الحاج صالح)
https://www.radiozamaneh.com/
آرمان سوریه و مبارزه با امپریالیسم
https://www.radiozamaneh.com/480066/
سوریه، جنگ داخلی و چپگرایان غربی
https://www.radiozamaneh.com/208556/
یاسین الحاج صالح: چرا آنتیامپریالیسم چامسکی امپریالیستی است؟
https://www.radiozamaneh.com/709790/
سوریه و جهان: بازگشت و پیشرَویِ ارتجاع
https://problematica-archive.com/syriaandworld/
هیولاهای آدمخوار و شرقگرایی؛ گفتوگو با یاسین الحاج صالح
https://www.radiozamaneh.com/233622/
سقوط اسد: فعالان و روشنفکران سوریه چه میگویند؟
https://www.radiozamaneh.com/842574/
مدخل ویکیپدیا (فارسی) دربارهی یاسین الحاج:
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD
----------------------
پيشگفتار رادیو زمانه:
یاسین الحاج صالح یک روشنفکر برجستهی سوری و زندانی سیاسی سابق است که از آغاز انقلاب سوریه در بهار سال ۲۰۱۱ در آن شرکت داشت. او در اکتبر ۲۰۱۳ به تبعید رانده شد. اکنون در ترکیه ساکن است، مدام مینویسد و در دفاع از اهداف انقلاب سوریه سخن میگوید. الحاج صالح مقالات متعددی برای روزنامههای عرب زبان از جمله الحیات نوشته و چندین کتاب نیز به زبان عربی منتشر کرده است، از جمله سوریه ی نامرئی (۲۰۰۹)، روی یک پا راه رفتن (۲۰۱۱)، رستگاری، ای مردان جوان: شانزده سال در زندانهای سوری (۲۰۱۲)، افسانههای جانشینان: نقدی بر اسلام معاصر و نقدی بر نقد (۲۰۱۲). رهایی یا ویرانی؟ سوریه بر سر دوراهی (۲۰۱۴) نام مجموعه مقالاتی است که او اخیراً به عنوان ویراستار منتشر کرده. در سال ۲۰۱۲ “جایزهی شاهزاده کلاوس” بهمنظور “بزرگداشت مردم سوریه و انقلاب سوریه” به او اهدا شد اما از آنجا که الحاج صالح در آن زمان در دمشق مخفی شده بود، نتوانست این جایزه را شخصا دریافت کند. مصاحبهی زیر به زبان انگلیسی صورت گرفته و توسط خود مصاحبهگر به فارسی ترجمه شده است.
-----------------------------
#همبستگی_انترناسیونالیستی_ستمدیدگان
#انقلاب_سوریه
#یاسین_الحاج_صالح
#فریدا_آفاری
-------------------------------
@kdialectic
#بازنشر:
پیوند سیاستهای امپریالیستی حکومت اسلامی ايران با ستمگریهای آن در داخل
گفتوگو با: یاسین الحاج صالح (روشنفکر سوری)
گفتوگوگر: فریدا آفاری
توضیح کارگاه دربارهی بازنشر این متن:
این مصاحبه نخستینبار در خرداد ۱۳۹۴ در رادیو زمانه منتشر شد. از آنجا که اکنون ظاهرا لینک مطلب در رادیو زمانه غیرفعال است، به این شیوه اقدام به بازنشر آن کردیم. خاطرنشان میکنیم که بازنشر این مصاحبه در راستای ضرورت بازاندیشی جمعی دربارهی درهمتنیدگی تحولات خاورمیانه انجام میشود، با این باور که این فرآیند بازاندیشی باید با دیالوگ مستمر با مبارزان و فعالان سیاسیِ مترقی در سایر جوامع خاورمیانه همراه باشد. یاسین الحاج در این مصاحبه حقیقت مهمی را به ما یادآور میشود: اینکه پیشبرد سیاستهای سرکوب داخلی (در تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی) توسط رژیم ایران پیوند مستقیمی دارد با راهبردها و سیاستهای امپریالیستیِ منطقهای آن. برای سنجش این گزاره و اهمیت آن، حتی اگر نخواهیم به انبوه سوابق دور و نزدیک رجوع کنیم، کافیست در مورد این فاکت تامل کنیم که اخیرا دولت ایران، بهموازات امواج خُردکنندهی گرانیها و اعدامها و سرکوبهای عریان سیاسی، بودجهی سالانهی دستگاههای نظامی را ۲۰۰ درصد افزایش داده است تا - بههزینهی مردم و بهمیانجی تشدید خفقان سیاسی - رویهی دیرین نظامیگریاش را باز هم تقویت کند.
بهسهم خود از رفیق ارجمند فریدا آفاری بابت ابتکارعمل این مصاحبه قدردانی میکنیم.
ضمنا برای آشنایی بیشتر مخاطبان علاقمند با دیدگاههای یاسین الحاج صالح و سهولت دسترسی، لینکهای ترجمهی برخی دیگر از مصاحبهها و مقالات یاسین الحاج را میآوریم:
با بزرگترین جنگ نیم قرن اخیر، تنها یک اشتباه محاسباتی فاصله داریم (گفتوگوی ایمان گنجی با یاسین الحاج صالح)
https://www.radiozamaneh.com/
آرمان سوریه و مبارزه با امپریالیسم
https://www.radiozamaneh.com/480066/
سوریه، جنگ داخلی و چپگرایان غربی
https://www.radiozamaneh.com/208556/
یاسین الحاج صالح: چرا آنتیامپریالیسم چامسکی امپریالیستی است؟
https://www.radiozamaneh.com/709790/
سوریه و جهان: بازگشت و پیشرَویِ ارتجاع
https://problematica-archive.com/syriaandworld/
هیولاهای آدمخوار و شرقگرایی؛ گفتوگو با یاسین الحاج صالح
https://www.radiozamaneh.com/233622/
سقوط اسد: فعالان و روشنفکران سوریه چه میگویند؟
https://www.radiozamaneh.com/842574/
مدخل ویکیپدیا (فارسی) دربارهی یاسین الحاج:
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD
----------------------
پيشگفتار رادیو زمانه:
یاسین الحاج صالح یک روشنفکر برجستهی سوری و زندانی سیاسی سابق است که از آغاز انقلاب سوریه در بهار سال ۲۰۱۱ در آن شرکت داشت. او در اکتبر ۲۰۱۳ به تبعید رانده شد. اکنون در ترکیه ساکن است، مدام مینویسد و در دفاع از اهداف انقلاب سوریه سخن میگوید. الحاج صالح مقالات متعددی برای روزنامههای عرب زبان از جمله الحیات نوشته و چندین کتاب نیز به زبان عربی منتشر کرده است، از جمله سوریه ی نامرئی (۲۰۰۹)، روی یک پا راه رفتن (۲۰۱۱)، رستگاری، ای مردان جوان: شانزده سال در زندانهای سوری (۲۰۱۲)، افسانههای جانشینان: نقدی بر اسلام معاصر و نقدی بر نقد (۲۰۱۲). رهایی یا ویرانی؟ سوریه بر سر دوراهی (۲۰۱۴) نام مجموعه مقالاتی است که او اخیراً به عنوان ویراستار منتشر کرده. در سال ۲۰۱۲ “جایزهی شاهزاده کلاوس” بهمنظور “بزرگداشت مردم سوریه و انقلاب سوریه” به او اهدا شد اما از آنجا که الحاج صالح در آن زمان در دمشق مخفی شده بود، نتوانست این جایزه را شخصا دریافت کند. مصاحبهی زیر به زبان انگلیسی صورت گرفته و توسط خود مصاحبهگر به فارسی ترجمه شده است.
-----------------------------
#همبستگی_انترناسیونالیستی_ستمدیدگان
#انقلاب_سوریه
#یاسین_الحاج_صالح
#فریدا_آفاری
-------------------------------
@kdialectic
Telegraph
پیوند سیاستهای امپریالیستی حکومت اسلامی ايران با ستمگریهای آن در داخل
پیوند سیاستهای امپریالیستی حکومت اسلامی ايرانبا ستمگری های آن در داخل گفت وگو با: یاسین الحاج صالح (روشنفکر سوری) گفتوگوگر: فریدا آفاری توضیح کارگاه دربارهی بازنشر این متن: این مصاحبه نخستینبار در خرداد ۱۳۹۴ در رادیو زمانه منتشر شد. از آنجا که اکنون…
Forwarded from نقد
🔹 نوشتههای دریافتی 🔹
▫️ انترناسیونالیسم در زمانه پس از سیاستهای تودهای
19 فوریه 2025
بنجامین فوگل
ترجمهی: آرش سیفی
🔸 در جهان امروز با بحرانهای عمیق سیاسی، اقتصادی و زیستمحیطی مواجه هستیم؛ قدرت گرفتن راست افراطی، یورش الیگارشها و ابرثروتمندان به پهنههای سیاسی و اجتماعی و کنترل آنها بر شرکتهای فنآوری و شبکههای اجتماعی، استمرار جنگهای خانمانسوز و رقابتهای سیاسی و اقتصادی میان کشورها و ظهور فاز تازهای از سرمایهداری جهانی که پس از شکست مفتضحانهی نئولیبرالیسم پدیدههایی چون ترامپیسم در آمریکا و نئوفاشیسم در اروپا را رقم زده، همه نشاندهندهی محدودیتها و خطرات نگاه ملی در حل این گرفتاریهای جهانی هستند. انترناسیونالیسم در چنین شرایطی فرصتی برای بازاندیشی در مفهوم همبستگی و عدالت اجتماعی فراهم میکند.
🔸 «انترناسیونالیسم در زمانهی پس از سیاستهای تودهای» نوشتهی بنجامین فوگل، با رویکردی تاریخی، شکلگیری ناسیونالیسم و انترناسیونالیسم را تحلیل میکند و نشان میدهد که این دو مفهوم چگونه همچنان بر پویاییهای سیاسی و اجتماعی جهان معاصر تأثیرگذارند. فوگل با تأکید بر نقش ناسیونالیسم در تعمیق چالشهای جهانی، همبستگی بینالمللی را تنها راهحل پایدار برای مقابله با بحرانهای زیستمحیطی، اقتصادی و سیاسی معرفی میکند.
🔸 نوشتهی فوگل فراتر از یک تحلیل نظری صرف، بر ضرورت تبدیل انترناسیونالیسم از یک شعار به کنشی عملی تأکید دارد. این دیدگاه از نظر مترجم یادآور این حقیقت است که چشماندازهای انترناسیونالیستی، تنها در صورت پیوند با جنبشهای مردمی و سازمانیافته میتوانند به بدیلی پایدار برای سرمایهداری و ناسیونالیسم تبدیل شوند. انترناسیونالیسم، بهعنوان یک جنبش مقاومتی، میتواند در برابر نیروهای واپسگرای جهان امروز ایستادگی کند و با ایجاد همبستگیهای فراملی و گشودگی به سوی عدالت اجتماعی، بدیلی واقعی برای مقابله با تهدیدهای پیش رویمان ارائه دهد.
🔹 این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-4Dk
#بنجامین_فوگل #آرش_سیفی #انترناسیونالیستیم #مبارزه_طبقاتی #نقد_ناسیونالیسم
👇🏽
🖋@naghd_com
▫️ انترناسیونالیسم در زمانه پس از سیاستهای تودهای
19 فوریه 2025
بنجامین فوگل
ترجمهی: آرش سیفی
🔸 در جهان امروز با بحرانهای عمیق سیاسی، اقتصادی و زیستمحیطی مواجه هستیم؛ قدرت گرفتن راست افراطی، یورش الیگارشها و ابرثروتمندان به پهنههای سیاسی و اجتماعی و کنترل آنها بر شرکتهای فنآوری و شبکههای اجتماعی، استمرار جنگهای خانمانسوز و رقابتهای سیاسی و اقتصادی میان کشورها و ظهور فاز تازهای از سرمایهداری جهانی که پس از شکست مفتضحانهی نئولیبرالیسم پدیدههایی چون ترامپیسم در آمریکا و نئوفاشیسم در اروپا را رقم زده، همه نشاندهندهی محدودیتها و خطرات نگاه ملی در حل این گرفتاریهای جهانی هستند. انترناسیونالیسم در چنین شرایطی فرصتی برای بازاندیشی در مفهوم همبستگی و عدالت اجتماعی فراهم میکند.
🔸 «انترناسیونالیسم در زمانهی پس از سیاستهای تودهای» نوشتهی بنجامین فوگل، با رویکردی تاریخی، شکلگیری ناسیونالیسم و انترناسیونالیسم را تحلیل میکند و نشان میدهد که این دو مفهوم چگونه همچنان بر پویاییهای سیاسی و اجتماعی جهان معاصر تأثیرگذارند. فوگل با تأکید بر نقش ناسیونالیسم در تعمیق چالشهای جهانی، همبستگی بینالمللی را تنها راهحل پایدار برای مقابله با بحرانهای زیستمحیطی، اقتصادی و سیاسی معرفی میکند.
🔸 نوشتهی فوگل فراتر از یک تحلیل نظری صرف، بر ضرورت تبدیل انترناسیونالیسم از یک شعار به کنشی عملی تأکید دارد. این دیدگاه از نظر مترجم یادآور این حقیقت است که چشماندازهای انترناسیونالیستی، تنها در صورت پیوند با جنبشهای مردمی و سازمانیافته میتوانند به بدیلی پایدار برای سرمایهداری و ناسیونالیسم تبدیل شوند. انترناسیونالیسم، بهعنوان یک جنبش مقاومتی، میتواند در برابر نیروهای واپسگرای جهان امروز ایستادگی کند و با ایجاد همبستگیهای فراملی و گشودگی به سوی عدالت اجتماعی، بدیلی واقعی برای مقابله با تهدیدهای پیش رویمان ارائه دهد.
🔹 این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-4Dk
#بنجامین_فوگل #آرش_سیفی #انترناسیونالیستیم #مبارزه_طبقاتی #نقد_ناسیونالیسم
👇🏽
🖋@naghd_com
نقد: نقد اقتصاد سیاسی - نقد بتوارگی - نقد ایدئولوژی
انترناسیونالیسم در زمانه پس از سیاستهای تودهای
نوشتهی: بنجامین فوگل ترجمهی: آرش سیفی برای تبدیل انترناسیونالیسم از یک آرمان به واقعیت، باید یک جایگزین عملی برای سرمایهداری ارائه دهیم و سپس جنبشهایی ایجاد کنیم که بتوانند این چشمانداز را به…
Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین که به ایالات متحده سفر کرده، با تمجید از موفقیتهای ایلان ماسک در سازمان کارآمدی آمریکا، یک اره برقی به او هدیه داد.
رئیسجمهور آرژانتین این اره برقی را در حاشیه کنفرانس «کنش محافظهکار سیاسی» که در ایالت مریلند برگزار میشود به ایلان ماسک داد و آقای ماسک با در دست گرفتن آن فریاد زد که این اره مخصوص بوروکراسی است.
خاویر میلی در دوران مبارزات انتخاباتی خود در آرژانتین یک اره برقی در دست میگرفت که از آن به عنوان نماد مبارزه با بوروکراسی و تلاش برای کوچکسازی دولت یاد میشد.
@VahidHeadline
📡 @VahidOnline
رئیسجمهور آرژانتین این اره برقی را در حاشیه کنفرانس «کنش محافظهکار سیاسی» که در ایالت مریلند برگزار میشود به ایلان ماسک داد و آقای ماسک با در دست گرفتن آن فریاد زد که این اره مخصوص بوروکراسی است.
خاویر میلی در دوران مبارزات انتخاباتی خود در آرژانتین یک اره برقی در دست میگرفت که از آن به عنوان نماد مبارزه با بوروکراسی و تلاش برای کوچکسازی دولت یاد میشد.
@VahidHeadline
📡 @VahidOnline
Vahid Online وحید آنلاین
خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین که به ایالات متحده سفر کرده، با تمجید از موفقیتهای ایلان ماسک در سازمان کارآمدی آمریکا، یک اره برقی به او هدیه داد. رئیسجمهور آرژانتین این اره برقی را در حاشیه کنفرانس «کنش محافظهکار سیاسی» که در ایالت مریلند برگزار میشود…
#حاشیهی_اخبار
ارهبرقیای که خاویر میلی به ایلان ماسک هدیه داد چه «طنینی» دارد؟
این حرکت نمادین شاید سنخنمای تحولاتیست که با ظهور مجدد ترامپ شتاب گرفته و ابعاد وسیعتر و روشنتری یافتهاند. از جمله به این دلیل که - در گذشته - موسولینی از نماد تبر برای بیان رویکرد نهایی فاشیسم استفاده کرده بود، که اشاره داشت به قدرت قاهر امپراتوری روم. اکنون این هواداران شاخص فاشیسم در زمانهی ما (میلی و ماسک) از نماد ارهبرقی استفاده کردهاند که گویا تمثال مدرن تبر است. سوال این است که آیا ما صرفا شاهد ظهور یک «فاشیسم نمادین» هستیم، یا برآمدن یک فاشیسم واقعی، که فقط با شرایط عصر امروز سازگار شده است: نئوفاشیسم.
ارهبرقیای که خاویر میلی به ایلان ماسک هدیه داد چه «طنینی» دارد؟
این حرکت نمادین شاید سنخنمای تحولاتیست که با ظهور مجدد ترامپ شتاب گرفته و ابعاد وسیعتر و روشنتری یافتهاند. از جمله به این دلیل که - در گذشته - موسولینی از نماد تبر برای بیان رویکرد نهایی فاشیسم استفاده کرده بود، که اشاره داشت به قدرت قاهر امپراتوری روم. اکنون این هواداران شاخص فاشیسم در زمانهی ما (میلی و ماسک) از نماد ارهبرقی استفاده کردهاند که گویا تمثال مدرن تبر است. سوال این است که آیا ما صرفا شاهد ظهور یک «فاشیسم نمادین» هستیم، یا برآمدن یک فاشیسم واقعی، که فقط با شرایط عصر امروز سازگار شده است: نئوفاشیسم.
Forwarded from هماندیشی چپ
کتاب #هماندیشیـچپ
ویژهی انقلاب ۵۷
پیشگفتار
از #انقلاب۵۷ نزدیک به نیم قرن گذشت؛ از انقلابی، یا قیامی، که امید بود ازادی بیاورد و نیاورد. و امید بود رفاه و عدالت بیاورد و نیاورد.
نزدیک به نیم قرن از انقلابی، یا قیامی، گذشت که به وعدهی سفرهای نان و سقفی بر سر، از دستهای خالی پل ساخت و بر شانههای خسته سوار شد و گرسنه را به حراج کلیه واداشت و گود نشین را به گورخوابی.
اینگونه بود که فضای ذهنی همهی این نیم قرن تا امروز اشباع شد از بیشمار پرسش:
چرا انقلاب شد؟ و چرا و چگونه به سرنوشتیِ چنین دچار شد؟ راز شکستی چنین سنگین در چه بود؟
آیا انقلاب ۵۷ گریزناپذیر بود؟
چگونه بود که در ماههای مشرف به بهمن ۵۷، در سراسر سپهر سیاسی کشور، گروه و گرایشی یافت نمیشد که در خیزش عمومی حضوری نداشته باشد و نقشی نپذیرفته باشد؟
و چرا منهای بخشی از دهقانان، طبقهی اجتماعی دیگری نبود که در آن ماهها به قطار انقلاب سوار نشده باشد؟
در کندوکاو تاریخ، بهعنوان مسئول تیرهروزی و فلاکت کنونی، انگشت اتهام را میتوان به سمت کدام جریان سیاسی یا اجتماعی گرفت؟
جایگاه و نقش چپ در انقلاب و شکست آن کجاست؟
امروز، سوژهی رهاییبخش چطور تعریف میشود؟ و راه نجات از کدام سمت؟
زمینههای رشد راست افراطی وشبهفاشیست به چه اندازه است؟
این گرایشها تحت کدام شرایط ممکن است موفق شوند تودهی اتمیزه و بیشکل را به خدمت «ناجی» و «پیشوا»ی دیگری در آورند؟
از بهمن ۵۷ هر چه بیشتر دور شدیم و غبار فراموشی بر حافظهها بیشتر نشست، بار ذهنی پاسخهایی که به چنین پرسشهایی داده شده سنگین تر شد و راه بر جعل و فریب و وارونهسازی هموارتر. و نیز هر چه تودهی محروم و فرودست خستهتر، خشمگینتر و مایوستر شده، و خود رهانی را دشوارتر یافته، قلب واقعیتها آسانتر شده و هزینهاش کمتر. در چنین بزنگاهی است که بازماندههای فرقهی #پهلوی فضای روانی موجود را مناسب یافتهاند و به سودای بازگشت به قدرت و تحمیل دور باطلی دیگر به تاریخ، از تاریکخانههای لاس وگاس بیرون امدهاند. به کنار از مساعدت فضای ذهنی، این فرقه برای ریلگذاری افکار عمومی به داشتن پشتوانههای مادی بسیاری دلگرم است. میکوشد ازمنابع مالی هنگفت و هژمونی رسانهای تا اطاقهای فکر و حمایت شماری از دولتها و برخی دستگاههای اطلاعاتی همه را به خدمت انحراف ذهنیت افکار عمومی و انقیاد آن در آورد.
رو در رو با چنین تهدیدهایی، پاسخدادن به پرسشهایی که فضای عمومی را اشباع کرده ضرورتی است حیاتی؛ بهویژه از سوی کسانی که همچنان بر حقانیت قیام مردم علیه حکومت پهلوی باور دارند. #هماندیشیـچپ در عمل به این تکلیف میکوشد گامی بردارد و انتشار ویژهنامهای که پیش رو دارید بخشی از این کوشش است. مجموعهای که گرد آمده؛ مقالهها، یادداشتها، گفتوگوها و اسناد، حاصل یاری و مشارکت بسیاری از نویسندگان، هنرمندان، کنشگران سیاسی و اجتماعی، پژوهشگران و تحلیلگران داخل و خارج کشور است که به دعوت ما پاسخ مثبت دادهاند. ضمن قدردانی از یکایک انان، لازم است تأکید شود آنچه تا کنون انجام شده، تنها مقدمهای است بر آنچه بسیار گستردهتر و فراگیرتر باید دنبال شود. با این امید که در گامهای بعد از یاری و هماندیشی طیف هر چه وسیعتری از افراد و گرایشهای #چپ برخوردار گردیم.
⬅️ جلد اول
⬅️ جلد دوم
ویژهی انقلاب ۵۷
پیشگفتار
از #انقلاب۵۷ نزدیک به نیم قرن گذشت؛ از انقلابی، یا قیامی، که امید بود ازادی بیاورد و نیاورد. و امید بود رفاه و عدالت بیاورد و نیاورد.
نزدیک به نیم قرن از انقلابی، یا قیامی، گذشت که به وعدهی سفرهای نان و سقفی بر سر، از دستهای خالی پل ساخت و بر شانههای خسته سوار شد و گرسنه را به حراج کلیه واداشت و گود نشین را به گورخوابی.
اینگونه بود که فضای ذهنی همهی این نیم قرن تا امروز اشباع شد از بیشمار پرسش:
چرا انقلاب شد؟ و چرا و چگونه به سرنوشتیِ چنین دچار شد؟ راز شکستی چنین سنگین در چه بود؟
آیا انقلاب ۵۷ گریزناپذیر بود؟
چگونه بود که در ماههای مشرف به بهمن ۵۷، در سراسر سپهر سیاسی کشور، گروه و گرایشی یافت نمیشد که در خیزش عمومی حضوری نداشته باشد و نقشی نپذیرفته باشد؟
و چرا منهای بخشی از دهقانان، طبقهی اجتماعی دیگری نبود که در آن ماهها به قطار انقلاب سوار نشده باشد؟
در کندوکاو تاریخ، بهعنوان مسئول تیرهروزی و فلاکت کنونی، انگشت اتهام را میتوان به سمت کدام جریان سیاسی یا اجتماعی گرفت؟
جایگاه و نقش چپ در انقلاب و شکست آن کجاست؟
امروز، سوژهی رهاییبخش چطور تعریف میشود؟ و راه نجات از کدام سمت؟
زمینههای رشد راست افراطی وشبهفاشیست به چه اندازه است؟
این گرایشها تحت کدام شرایط ممکن است موفق شوند تودهی اتمیزه و بیشکل را به خدمت «ناجی» و «پیشوا»ی دیگری در آورند؟
از بهمن ۵۷ هر چه بیشتر دور شدیم و غبار فراموشی بر حافظهها بیشتر نشست، بار ذهنی پاسخهایی که به چنین پرسشهایی داده شده سنگین تر شد و راه بر جعل و فریب و وارونهسازی هموارتر. و نیز هر چه تودهی محروم و فرودست خستهتر، خشمگینتر و مایوستر شده، و خود رهانی را دشوارتر یافته، قلب واقعیتها آسانتر شده و هزینهاش کمتر. در چنین بزنگاهی است که بازماندههای فرقهی #پهلوی فضای روانی موجود را مناسب یافتهاند و به سودای بازگشت به قدرت و تحمیل دور باطلی دیگر به تاریخ، از تاریکخانههای لاس وگاس بیرون امدهاند. به کنار از مساعدت فضای ذهنی، این فرقه برای ریلگذاری افکار عمومی به داشتن پشتوانههای مادی بسیاری دلگرم است. میکوشد ازمنابع مالی هنگفت و هژمونی رسانهای تا اطاقهای فکر و حمایت شماری از دولتها و برخی دستگاههای اطلاعاتی همه را به خدمت انحراف ذهنیت افکار عمومی و انقیاد آن در آورد.
رو در رو با چنین تهدیدهایی، پاسخدادن به پرسشهایی که فضای عمومی را اشباع کرده ضرورتی است حیاتی؛ بهویژه از سوی کسانی که همچنان بر حقانیت قیام مردم علیه حکومت پهلوی باور دارند. #هماندیشیـچپ در عمل به این تکلیف میکوشد گامی بردارد و انتشار ویژهنامهای که پیش رو دارید بخشی از این کوشش است. مجموعهای که گرد آمده؛ مقالهها، یادداشتها، گفتوگوها و اسناد، حاصل یاری و مشارکت بسیاری از نویسندگان، هنرمندان، کنشگران سیاسی و اجتماعی، پژوهشگران و تحلیلگران داخل و خارج کشور است که به دعوت ما پاسخ مثبت دادهاند. ضمن قدردانی از یکایک انان، لازم است تأکید شود آنچه تا کنون انجام شده، تنها مقدمهای است بر آنچه بسیار گستردهتر و فراگیرتر باید دنبال شود. با این امید که در گامهای بعد از یاری و هماندیشی طیف هر چه وسیعتری از افراد و گرایشهای #چپ برخوردار گردیم.
⬅️ جلد اول
⬅️ جلد دوم
Telegram
هماندیشی چپ
کتاب #هماندیشیـچپ
ویژهی انقلاب ۵۷
جلد نخست
بخشهایی از پیشگفتار
از #انقلاب۵۷ نزدیک به نیم قرن گذشت؛ از انقلابی، یا قیامی، که امید بود آزادی بیاورد و نیاورد. و امید بود رفاه و عدالت بیاورد و نیاورد.
چرا انقلاب شد؟ و چرا و چگونه به سرنوشتیِ چنین دچار…
ویژهی انقلاب ۵۷
جلد نخست
بخشهایی از پیشگفتار
از #انقلاب۵۷ نزدیک به نیم قرن گذشت؛ از انقلابی، یا قیامی، که امید بود آزادی بیاورد و نیاورد. و امید بود رفاه و عدالت بیاورد و نیاورد.
چرا انقلاب شد؟ و چرا و چگونه به سرنوشتیِ چنین دچار…
Forwarded from بيدارزنى
🟣 تداوم کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در ۳۷ زندان کشور در هفته پنجاهوهفتم با پیوستن زندان چوبیندر قزوین
حکومت مستبد ولایتفقیه پس از پایان مراسم حکومتی در بهمنماه، بار دیگر اجرای احکام اعدام را افزایش داده است؛ بهطوری که تنها در روزهای اول و دوم اسفندماه، ۱۷ تن از زندانیان اعدام شدند که ۱۰ نفر از آنان در زندان قزلحصار به دار آویخته شدند.
کشتار زندانیان صرفاً از طریق اعدام صورت نمیگیرد؛ متأسفانه در هفته گذشته، سه تن از زندانیان در زندانهای ارومیه، لاجوردی ایرانشهر و دهدشت بر اثر نبود رسیدگیهای پزشکی جان باختند. این وضعیت، جان بسیاری از زندانیان دیگر را نیز تهدید میکند. مرگ زندانیان بیمار به دلیل عدم رسیدگی پزشکی بهموقع، چیزی جز «قتل سیستماتیک» نیست.
با افزایش اعدامها و سرکوب گسترده زندانیان، جمعی از زندانیان زندان قزوین اعلام کردند که در راستای مقابله با احکام ظالمانه اعدام زندانیان سیاسی و غیرسیاسی، روز سهشنبه این هفته، هفتم اسفندماه، همسو با سایر اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» دست به اعتصاب غذا خواهند زد و تا توقف ماشین سرکوب و اعدام، این اعتصاب را در همراهی با کارزار ادامه خواهند داد.
طبق اخبار منتشرشده، روز یکشنبه ۵ اسفند، اعاده دادرسی زندانیان سیاسی #مهدی_حسنی و #بهروز_احسانی - که پیشتر به اعدام محکوم شده بودند - از سوی دیوان عالی کشور رد شد و این دو زندانی در خطر قریبالوقوع اجرای حکم اعدام قرار دارند. این شرایط هولناک برای زندانیانی چون #پخشان_عزیزی و #وریشه_مرادی در زندان اوین، #شریفه_محمدی در زندان لاکان رشت و بسیاری دیگر نیز وجود دارد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیشتر با انتصاب جعفر منتظری - دادستان سابق کل کشور - به ریاست دیوان عالی کشور، با توجه به سوابق او در حاکمکردن نهادهای امنیتی بر قوه قضائیه و نقض بیشتر استقلال دستگاه قضایی، احتمال «کانالیزهکردن پروندههای زندانیان» در دیوان و تعیین شعبات خاص برای تأیید احکام بیپایه و اساس دادگاه انقلاب را پیشبینی کرده بود. این انتصاب، ناکارآمدی این ارگان در تأمین دادرسی منصفانه را بهطور کامل نمایان ساخت.
اعضای این کارزار در دفاع از «حق دادخواهی»، بهویژه برای شهروندانی که عزیزانشان از «حق حیات» محروم شدهاند، خواهان آزادی تمامی دادخواهان در بند، بهویژه خانم ناهید شیرپیشه - معلم دادخواه و مادر جانباخته زندهیاد پویا بختیاری، معترض آبان ۹۸ - هستند. متأسفانه او هفته گذشته در پی فشارهای زندان و نهادهای امنیتی دست به خودکشی زده است. بیتردید، روزی خواهد رسید که دادخواهی محقق شده و آمران و عاملان این جنایات محاکمه خواهند شد.
این کارزار تمامی احکام اعدام، صرفنظر از اتهامات منتسب به محکومان را قویاً محکوم میکند و برای پیشگیری و لغو مجازات اعدام در ایران از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد بود. از این رو، از همه مدافعان حقوق بشر، فعالان سیاسی، مدنی، صنفی و وجدانهای بیدار در ایران و سراسر جهان دعوت میکند تا برای لغو اعدام در ایران، همراه و متحد شوند و صدای زندانیان محکوم به اعدام باشند.
🔸 اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته پنجاهوهفتم، روز سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، در ۳۷ زندان زیر دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
۱. زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)
۲. زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)
۳. زندان مرکزی کرج
۴. زندان تهران بزرگ
۵. زندان خورین ورامین
۶. زندان اراک
۷. زندان خرمآباد
۸. زندان اسدآباد اصفهان
۹. زندان دستگرد اصفهان
۱۰. زندان شیبان اهواز
۱۱. زندان سپیدار اهواز
۱۲. زندان نظام شیراز
۱۳. زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)
۱۴. زندان برازجان
۱۵. زندان رامهرمز
۱۶. زندان بم
۱۷. زندان کهنوج
۱۸. زندان طبس
۱۹. زندان جوین
۲۰. زندان مشهد
۲۱. زندان گنبدکاووس
۲۲. زندان قائمشهر
۲۳. زندان رشت (بند زنان و مردان)
۲۴. زندان رودسر
۲۵. زندان حویق تالش
۲۶. زندان دیزلآباد کرمانشاه
۲۷. زندان اردبیل
۲۸. زندان تبریز
۲۹. زندان ارومیه
۳۰. زندان سلماس
۳۱. زندان خوی
۳۲. زندان نقده
۳۳. زندان سقز
۳۴. زندان بانه
۳۵. زندان مریوان
۳۶. زندان کامیاران
۳۷. زندان چوبیندر قزوین
هفته پنجاه و هفتم
سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#قیام_علیه_اعدام
#ژن_ژیان_آزادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
حکومت مستبد ولایتفقیه پس از پایان مراسم حکومتی در بهمنماه، بار دیگر اجرای احکام اعدام را افزایش داده است؛ بهطوری که تنها در روزهای اول و دوم اسفندماه، ۱۷ تن از زندانیان اعدام شدند که ۱۰ نفر از آنان در زندان قزلحصار به دار آویخته شدند.
کشتار زندانیان صرفاً از طریق اعدام صورت نمیگیرد؛ متأسفانه در هفته گذشته، سه تن از زندانیان در زندانهای ارومیه، لاجوردی ایرانشهر و دهدشت بر اثر نبود رسیدگیهای پزشکی جان باختند. این وضعیت، جان بسیاری از زندانیان دیگر را نیز تهدید میکند. مرگ زندانیان بیمار به دلیل عدم رسیدگی پزشکی بهموقع، چیزی جز «قتل سیستماتیک» نیست.
با افزایش اعدامها و سرکوب گسترده زندانیان، جمعی از زندانیان زندان قزوین اعلام کردند که در راستای مقابله با احکام ظالمانه اعدام زندانیان سیاسی و غیرسیاسی، روز سهشنبه این هفته، هفتم اسفندماه، همسو با سایر اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» دست به اعتصاب غذا خواهند زد و تا توقف ماشین سرکوب و اعدام، این اعتصاب را در همراهی با کارزار ادامه خواهند داد.
طبق اخبار منتشرشده، روز یکشنبه ۵ اسفند، اعاده دادرسی زندانیان سیاسی #مهدی_حسنی و #بهروز_احسانی - که پیشتر به اعدام محکوم شده بودند - از سوی دیوان عالی کشور رد شد و این دو زندانی در خطر قریبالوقوع اجرای حکم اعدام قرار دارند. این شرایط هولناک برای زندانیانی چون #پخشان_عزیزی و #وریشه_مرادی در زندان اوین، #شریفه_محمدی در زندان لاکان رشت و بسیاری دیگر نیز وجود دارد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیشتر با انتصاب جعفر منتظری - دادستان سابق کل کشور - به ریاست دیوان عالی کشور، با توجه به سوابق او در حاکمکردن نهادهای امنیتی بر قوه قضائیه و نقض بیشتر استقلال دستگاه قضایی، احتمال «کانالیزهکردن پروندههای زندانیان» در دیوان و تعیین شعبات خاص برای تأیید احکام بیپایه و اساس دادگاه انقلاب را پیشبینی کرده بود. این انتصاب، ناکارآمدی این ارگان در تأمین دادرسی منصفانه را بهطور کامل نمایان ساخت.
اعضای این کارزار در دفاع از «حق دادخواهی»، بهویژه برای شهروندانی که عزیزانشان از «حق حیات» محروم شدهاند، خواهان آزادی تمامی دادخواهان در بند، بهویژه خانم ناهید شیرپیشه - معلم دادخواه و مادر جانباخته زندهیاد پویا بختیاری، معترض آبان ۹۸ - هستند. متأسفانه او هفته گذشته در پی فشارهای زندان و نهادهای امنیتی دست به خودکشی زده است. بیتردید، روزی خواهد رسید که دادخواهی محقق شده و آمران و عاملان این جنایات محاکمه خواهند شد.
این کارزار تمامی احکام اعدام، صرفنظر از اتهامات منتسب به محکومان را قویاً محکوم میکند و برای پیشگیری و لغو مجازات اعدام در ایران از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد بود. از این رو، از همه مدافعان حقوق بشر، فعالان سیاسی، مدنی، صنفی و وجدانهای بیدار در ایران و سراسر جهان دعوت میکند تا برای لغو اعدام در ایران، همراه و متحد شوند و صدای زندانیان محکوم به اعدام باشند.
🔸 اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته پنجاهوهفتم، روز سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، در ۳۷ زندان زیر دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
۱. زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)
۲. زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)
۳. زندان مرکزی کرج
۴. زندان تهران بزرگ
۵. زندان خورین ورامین
۶. زندان اراک
۷. زندان خرمآباد
۸. زندان اسدآباد اصفهان
۹. زندان دستگرد اصفهان
۱۰. زندان شیبان اهواز
۱۱. زندان سپیدار اهواز
۱۲. زندان نظام شیراز
۱۳. زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)
۱۴. زندان برازجان
۱۵. زندان رامهرمز
۱۶. زندان بم
۱۷. زندان کهنوج
۱۸. زندان طبس
۱۹. زندان جوین
۲۰. زندان مشهد
۲۱. زندان گنبدکاووس
۲۲. زندان قائمشهر
۲۳. زندان رشت (بند زنان و مردان)
۲۴. زندان رودسر
۲۵. زندان حویق تالش
۲۶. زندان دیزلآباد کرمانشاه
۲۷. زندان اردبیل
۲۸. زندان تبریز
۲۹. زندان ارومیه
۳۰. زندان سلماس
۳۱. زندان خوی
۳۲. زندان نقده
۳۳. زندان سقز
۳۴. زندان بانه
۳۵. زندان مریوان
۳۶. زندان کامیاران
۳۷. زندان چوبیندر قزوین
هفته پنجاه و هفتم
سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#قیام_علیه_اعدام
#ژن_ژیان_آزادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
Forwarded from هماندیشی چپ
پروندهای دربارهی پرویز ثابتی، شکنجه و ساواک
هفتهی پیش، سه تن از زندانیان سیاسی زمان شاه که بهدست #ساواک #شکنجه شده بودند، شکایتی را در آمریکا علیه #پرویزـثابتی، رئیس ادارهی سوم ساواک و معمار نهادینهسازی شکنجه در ایران، به اتهام داشتن مسئولیت در دستگیری و شکنجه، ثبت کردند.
#هماندیشیـچپ سال گذشته، در پی گفتوگوهای تلویزیون منوتو با ثابتی، چندین گفتوگو با برخی از زندانیان سیاسی شکنجهشده بهدست ساواک انجام داد.
سپس، بیش از ۱۰۰۰ تن از دادخواهان، ازجمله شمار زیادی از زندانیان سیاسی شکنجهشده در زمان شاه، «فراخوان دادخواهی علیه پرویز ثابتی و دیگر آمران و عاملان شکنجه و کشتار مردم در نظام سلطنتی» را امضا کردند.
«جمعی از زندانیان سیاسی دوران محمد رضا شاه» نیز هفتهی پیش، فراخوان دیگری را در حمایت از شکایت از ثابتی امضا کردند.
اکنون، آن گفتوگوها و فراخوانها را در یک پرونده بازنشر میکنیم.
🔷 گفتوگوهای هماندیشی چپ
یوسف اردلان و محمدرضا شالگونی - ۱
https://t.me/left_forum/26
یوسف اردلان و محمدرضا شالگونی - ۲
https://t.me/left_forum/28
ناهید و نوشزاد ناظمی
https://t.me/left_forum/30
تقی روزبه - ۱
https://t.me/left_forum/34
تقی روزبه - ۲
https://t.me/left_forum/36
نسرین آزاد - ۱
https://t.me/left_forum/39
نسرین آزاد - ۲
https://t.me/left_forum/41
روبن مارکاريان - ۱
https://t.me/left_forum/46
روبن مارکاريان - ۲
https://t.me/left_forum/49
تقی تام
https://t.me/left_forum/51
اردشیر مهرداد
https://t.me/left_forum/55
اصغر ایزدی
https://t.me/left_forum/77
🔷 دو گفتوگو از رسانههای دیگر
اردشیر مهرداد - ۱
https://t.me/left_forum/110
اردشیر مهرداد - ۲
https://t.me/left_forum/146
🔷 فراخوان دادخواهی علیه پرویز ثابتی و دیگر آمران و عاملان شکنجه و کشتار مردم در نظام سلطنتی
https://t.me/left_forum/97
🔷 جمعی از زندانیان سیاسی دوران محمد رضا شاه: از طرح شکایت و محاکمهی پرویز ثابتی حمایت میکنیم!
https://t.me/left_forum/166
https://t.me/left_forum/167
هفتهی پیش، سه تن از زندانیان سیاسی زمان شاه که بهدست #ساواک #شکنجه شده بودند، شکایتی را در آمریکا علیه #پرویزـثابتی، رئیس ادارهی سوم ساواک و معمار نهادینهسازی شکنجه در ایران، به اتهام داشتن مسئولیت در دستگیری و شکنجه، ثبت کردند.
#هماندیشیـچپ سال گذشته، در پی گفتوگوهای تلویزیون منوتو با ثابتی، چندین گفتوگو با برخی از زندانیان سیاسی شکنجهشده بهدست ساواک انجام داد.
سپس، بیش از ۱۰۰۰ تن از دادخواهان، ازجمله شمار زیادی از زندانیان سیاسی شکنجهشده در زمان شاه، «فراخوان دادخواهی علیه پرویز ثابتی و دیگر آمران و عاملان شکنجه و کشتار مردم در نظام سلطنتی» را امضا کردند.
«جمعی از زندانیان سیاسی دوران محمد رضا شاه» نیز هفتهی پیش، فراخوان دیگری را در حمایت از شکایت از ثابتی امضا کردند.
اکنون، آن گفتوگوها و فراخوانها را در یک پرونده بازنشر میکنیم.
🔷 گفتوگوهای هماندیشی چپ
یوسف اردلان و محمدرضا شالگونی - ۱
https://t.me/left_forum/26
یوسف اردلان و محمدرضا شالگونی - ۲
https://t.me/left_forum/28
ناهید و نوشزاد ناظمی
https://t.me/left_forum/30
تقی روزبه - ۱
https://t.me/left_forum/34
تقی روزبه - ۲
https://t.me/left_forum/36
نسرین آزاد - ۱
https://t.me/left_forum/39
نسرین آزاد - ۲
https://t.me/left_forum/41
روبن مارکاريان - ۱
https://t.me/left_forum/46
روبن مارکاريان - ۲
https://t.me/left_forum/49
تقی تام
https://t.me/left_forum/51
اردشیر مهرداد
https://t.me/left_forum/55
اصغر ایزدی
https://t.me/left_forum/77
🔷 دو گفتوگو از رسانههای دیگر
اردشیر مهرداد - ۱
https://t.me/left_forum/110
اردشیر مهرداد - ۲
https://t.me/left_forum/146
🔷 فراخوان دادخواهی علیه پرویز ثابتی و دیگر آمران و عاملان شکنجه و کشتار مردم در نظام سلطنتی
https://t.me/left_forum/97
🔷 جمعی از زندانیان سیاسی دوران محمد رضا شاه: از طرح شکایت و محاکمهی پرویز ثابتی حمایت میکنیم!
https://t.me/left_forum/166
https://t.me/left_forum/167
بازنشر به مناسبت ۸ مارس: 👇🏾
دربارهی فمینیسم سرمایهدارانه:
مسیرهای ادغام کنشگری فمینیستیِ فردگرایانه در سرمایهداری
مانیا بهروزی | اسفند ۱۴۰۰
https://kaargaah.net/?p=1233
@kdialectic
دربارهی فمینیسم سرمایهدارانه:
مسیرهای ادغام کنشگری فمینیستیِ فردگرایانه در سرمایهداری
مانیا بهروزی | اسفند ۱۴۰۰
https://kaargaah.net/?p=1233
@kdialectic
Forwarded from کارگاه دیالکتیک
دربارهی فمینیسم سرمایهدارانه:
مسیرهای ادغام کنشگری فمینیستیِ فردگرایانه در سرمایهداری
مانیا بهروزی
اسفند ۱۴۰۰
-------------------------------
سرمایهداریِ جهانیشده قادر است به تمامی «زبانهای زندهی اجتماعی» تکلم کند. اگر پیچیدگی و سیالیت سرمایهداری را جدی نگیریم، در تمامیِ مبارزاتمان محکوم به تکرار بیپایان شکست هستیم.
برشی از متن: 👇🏾
مقدمه: در این نوشتار کوتاه میکوشم نشان دهم که چرا امروزه فمینیسم و جنبش فمینیستی بیش از همیشه در معرض گزند سرمایهداری و سازوکارهای ادغام و مستحیلسازیِ آن قرار دارند. هدف متن حاضر برجستهسازی این تهدید و بهدستدادن یک زمینهی تحلیلی مقدماتی (در حد طرح بحث) برای تأمل دربارهی خاستگاه و خطرات این وضعیت است. نقطهی عزیمت این بحث، بازاندیشی در تشدید و تعمیق شکافهای درون جنبش فمینیستی در پی ظهور و عروج نسبتاً سریع نوعی فمینیسم تمامیتطلب در فضای رسانهایست که بهرغم رتوریک و نمایشهای ظاهراً رادیکالاش، عمیقا با سازوکارهای سرمایهداری خویشاوندی دارد و بعضا حتی با داعیهی چپْ نسخهی امروزی «فمینیسم سرمایهدارانه» را نمایندگی میکند؛ نسخهای که از بسیاری جهات متفاوت و فراتر از آن چیزیست که از دیرباز فمینیسم لیبرال خوانده میشود.
امیدوارم مضمون خود متن نشان دهد که قصدم بههیچرو کمرنگسازی اهمیت مبارزات روزمرهی فمینیستها و دستاوردهای جنبش فمینیستی نیست؛ بهعکس، این نوشتار – درست از منظر باور به اهمیت تاریخی رشد و تعمیق این مبارزات – میکوشد نشان دهد که چندپارگی کنونی جنبش فمینیستی نتیجهی طبیعی پویش تکاملی آن در بستر سرمایهداری و خصوصا نتیجهی مواجههی ناگزیر و فزآیندهی آن با خود سرمایهداریست؛ و لذا با نظر به ماهیت قطببندیهای موجود در این چندپارگی، و سازوکارهای پشتیبانیِ گزینشی سرمایهداری، وضعیت حاضر بخشی از فرآیند عامتر ادغام سرمایهدارانهی فمینیسم و جنبش فمینیستیست. دغدغهی نوشتار حاضر آن است که این فرآیند ادغام امروزه تا مرز هشداردهندهای پیش رفته است و تداوم آن نهفقط میتواند گرایشهای مترقی در درون جنبش فمینیستی را بهحاشیه براند، بلکه تهدیدیست برای اهداف اصلیِ فمینیسم در مبارزه با بنیادهای مردسالاری. بر این اساس، قصد نهایی این متن پشتیبانی از رویکردیست که بر ضرورت پیکارهای هدفمند ضدهژمونیک در درون خود جنبش فمینیستی پای میفشارد.
.....
شواهد تاریخی گواهی میدهند که مهمترین عامل بازتولید سرمایهداری متاخر، توان ادغامکنندگیِ مخوف آن است، که خصوصا به ادغام هر آن چیزی گرایش دارد که از دل پویش تضادمند سرمایهداری نخست در هیات ناسازهای خلافآمد ظاهر شده و بهتدریج به یک منبع نیرو برای بسیج اجتماعی–سیاسی بدل میشود. از همین روست که امروزه با پدیدههای تماما متناقضنمایی چون کارگرگرایی یا اتحادیهگراییِ سرمایهدارانه، چپگراییِ سرمایهدارانه (نظیر جریانات چپ آنتیامپ/ در ایران: چپ محور مقاومت)، اومانیسم یا حقوقبشرگراییِ سرمایهدارانه، محیطزیستگراییِ سرمایهدارانه، دینگرایی سرمایهدارانه، و نظایر آنها مواجه بودهایم/هستیم.
بنابراین، چرا باید از ظهور و رواج فمینیسم سرمایهدارانه (و کوییرگرایی سرمایهدارانه)، که درجهت مهار و مدیریت پیامدهای بیداریِ گریزناپذیرِ فمینیستی عمل میکند متعجب شویم؟ و اگر چنین است، چرا باید از ترس امکان سوءاستفاده مردسالاران و مرتجعان یا چندپارهشدن جنبش فمینیستی، دربارهی ضرورت سخنگفتن از آن دچار تردید گردیم؟ حال آنکه بهواقع جایی برای اینگونه تردیدها و احتیاطهای خیرخواهانه نمانده است، چون گسترهی فمینیسم در امتداد رشد تاریخیاش، بیش از آنچه تصور کنیم دچار چندپارگی و همستیزی شده است؛ ستیزی که با نظر به پهنهی تضادمند حیات سرمایهداری و سازوکارهای ادغامکنندهی آن، خاستگاهی اجتنابناپذیر دارد و لاجرم شدت میگیرد. در همین راستاست که امروزه شاهد فشاری روزافزون برای همنواسازی فمینیسم با ملزومات نظم سرمایهدارانه هستیم. درنتیجه، با نظر به گرایش درونی سرمایه بهسمت کسب جایگاه سوژگیِ تاریخیِ مطلق، آنچه حافظان نظم موجود در این رویارویی دنبال میکنند، تصاحب انحصاریِ میراث تاریخی فمینیسم و اهلیسازیِ سرمایهدارانهی آن است.
----------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:👇🏾
https://kaargaah.net/?p=1233
دریافت متن در فرمت پی.دی.اف.👇🏾
http://pdf.kaargaah.net/147_Individual_Feminism_and_Assimilation_in_Capitalism_ManiaB.pdf
دریافت متن در فرمت ورد
-------------------------------------------
#فمینیسم_سرمایهدارانه
#سیاست_فمینیستی
#فمینیسم_پساساختارگرا
#ادغامگری_سرمایهداری
#جنبش_فمینیستی
#فمینیسم_سلبریتی_محور
-------------------------------------------
کانال تلگرام کارگاه دیالکتیک:
@kdialectic
مسیرهای ادغام کنشگری فمینیستیِ فردگرایانه در سرمایهداری
مانیا بهروزی
اسفند ۱۴۰۰
-------------------------------
سرمایهداریِ جهانیشده قادر است به تمامی «زبانهای زندهی اجتماعی» تکلم کند. اگر پیچیدگی و سیالیت سرمایهداری را جدی نگیریم، در تمامیِ مبارزاتمان محکوم به تکرار بیپایان شکست هستیم.
برشی از متن: 👇🏾
مقدمه: در این نوشتار کوتاه میکوشم نشان دهم که چرا امروزه فمینیسم و جنبش فمینیستی بیش از همیشه در معرض گزند سرمایهداری و سازوکارهای ادغام و مستحیلسازیِ آن قرار دارند. هدف متن حاضر برجستهسازی این تهدید و بهدستدادن یک زمینهی تحلیلی مقدماتی (در حد طرح بحث) برای تأمل دربارهی خاستگاه و خطرات این وضعیت است. نقطهی عزیمت این بحث، بازاندیشی در تشدید و تعمیق شکافهای درون جنبش فمینیستی در پی ظهور و عروج نسبتاً سریع نوعی فمینیسم تمامیتطلب در فضای رسانهایست که بهرغم رتوریک و نمایشهای ظاهراً رادیکالاش، عمیقا با سازوکارهای سرمایهداری خویشاوندی دارد و بعضا حتی با داعیهی چپْ نسخهی امروزی «فمینیسم سرمایهدارانه» را نمایندگی میکند؛ نسخهای که از بسیاری جهات متفاوت و فراتر از آن چیزیست که از دیرباز فمینیسم لیبرال خوانده میشود.
امیدوارم مضمون خود متن نشان دهد که قصدم بههیچرو کمرنگسازی اهمیت مبارزات روزمرهی فمینیستها و دستاوردهای جنبش فمینیستی نیست؛ بهعکس، این نوشتار – درست از منظر باور به اهمیت تاریخی رشد و تعمیق این مبارزات – میکوشد نشان دهد که چندپارگی کنونی جنبش فمینیستی نتیجهی طبیعی پویش تکاملی آن در بستر سرمایهداری و خصوصا نتیجهی مواجههی ناگزیر و فزآیندهی آن با خود سرمایهداریست؛ و لذا با نظر به ماهیت قطببندیهای موجود در این چندپارگی، و سازوکارهای پشتیبانیِ گزینشی سرمایهداری، وضعیت حاضر بخشی از فرآیند عامتر ادغام سرمایهدارانهی فمینیسم و جنبش فمینیستیست. دغدغهی نوشتار حاضر آن است که این فرآیند ادغام امروزه تا مرز هشداردهندهای پیش رفته است و تداوم آن نهفقط میتواند گرایشهای مترقی در درون جنبش فمینیستی را بهحاشیه براند، بلکه تهدیدیست برای اهداف اصلیِ فمینیسم در مبارزه با بنیادهای مردسالاری. بر این اساس، قصد نهایی این متن پشتیبانی از رویکردیست که بر ضرورت پیکارهای هدفمند ضدهژمونیک در درون خود جنبش فمینیستی پای میفشارد.
.....
شواهد تاریخی گواهی میدهند که مهمترین عامل بازتولید سرمایهداری متاخر، توان ادغامکنندگیِ مخوف آن است، که خصوصا به ادغام هر آن چیزی گرایش دارد که از دل پویش تضادمند سرمایهداری نخست در هیات ناسازهای خلافآمد ظاهر شده و بهتدریج به یک منبع نیرو برای بسیج اجتماعی–سیاسی بدل میشود. از همین روست که امروزه با پدیدههای تماما متناقضنمایی چون کارگرگرایی یا اتحادیهگراییِ سرمایهدارانه، چپگراییِ سرمایهدارانه (نظیر جریانات چپ آنتیامپ/ در ایران: چپ محور مقاومت)، اومانیسم یا حقوقبشرگراییِ سرمایهدارانه، محیطزیستگراییِ سرمایهدارانه، دینگرایی سرمایهدارانه، و نظایر آنها مواجه بودهایم/هستیم.
بنابراین، چرا باید از ظهور و رواج فمینیسم سرمایهدارانه (و کوییرگرایی سرمایهدارانه)، که درجهت مهار و مدیریت پیامدهای بیداریِ گریزناپذیرِ فمینیستی عمل میکند متعجب شویم؟ و اگر چنین است، چرا باید از ترس امکان سوءاستفاده مردسالاران و مرتجعان یا چندپارهشدن جنبش فمینیستی، دربارهی ضرورت سخنگفتن از آن دچار تردید گردیم؟ حال آنکه بهواقع جایی برای اینگونه تردیدها و احتیاطهای خیرخواهانه نمانده است، چون گسترهی فمینیسم در امتداد رشد تاریخیاش، بیش از آنچه تصور کنیم دچار چندپارگی و همستیزی شده است؛ ستیزی که با نظر به پهنهی تضادمند حیات سرمایهداری و سازوکارهای ادغامکنندهی آن، خاستگاهی اجتنابناپذیر دارد و لاجرم شدت میگیرد. در همین راستاست که امروزه شاهد فشاری روزافزون برای همنواسازی فمینیسم با ملزومات نظم سرمایهدارانه هستیم. درنتیجه، با نظر به گرایش درونی سرمایه بهسمت کسب جایگاه سوژگیِ تاریخیِ مطلق، آنچه حافظان نظم موجود در این رویارویی دنبال میکنند، تصاحب انحصاریِ میراث تاریخی فمینیسم و اهلیسازیِ سرمایهدارانهی آن است.
----------------
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:👇🏾
https://kaargaah.net/?p=1233
دریافت متن در فرمت پی.دی.اف.👇🏾
http://pdf.kaargaah.net/147_Individual_Feminism_and_Assimilation_in_Capitalism_ManiaB.pdf
دریافت متن در فرمت ورد
-------------------------------------------
#فمینیسم_سرمایهدارانه
#سیاست_فمینیستی
#فمینیسم_پساساختارگرا
#ادغامگری_سرمایهداری
#جنبش_فمینیستی
#فمینیسم_سلبریتی_محور
-------------------------------------------
کانال تلگرام کارگاه دیالکتیک:
@kdialectic
Forwarded from بيدارزنى
🟣 وریشه مرادی: برای همهی آنانی که سر به سینهی خاک سپردند تا دیگران نفسی تازه بگیرند
وریشه مرادی، مبارز سیاسی کورد محکوم به اعدام، بهمناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن، نامهای را بهنگارش درآورده که جهت انتشار در اختیار #بیدارزنی قرار گرفته است. متن کامل نامه به شرح زیر است:
«از پس میلههای زندان، آن جا که نور را در ذهن و دل آدمی باید جست، ۸ مارس را به زنان مبارز و پیشاهنگ در هر کجای این کرهی خاکی که باشند تبریک می گویم. امسال در روزهای گرم کنشگری و فعالیت زنان به استقبال ۸ مارس میرویم، به هر کجا که مینگرم، بوی خوش دستاوردهای زنان به مشام میرسد و خوشحالم در سدهی ۲۱، زنجیرهی مبارزات زنان روزبهروز پیوستهتر از گذشته میشود.
بارها گفته شده که سدهی ۲۱ سدهی آزادی زنان است و با آزادی زنان است که آزادی جامعه رقم خواهد خورد.
جنگ جهانی سوم در جریان است و این موضوع بر رویدادها و دیزاین خاورمیانه تاثیرگذار است، جنگی که از سوی دولتمردان و در راستای خدمت به سیستمی ضدزن و جنسیتگرا روی میدهد، نه تنها مطالبات جامعه و بهویژه زنان را مدنظر قرار نمیدهد، بلکه موجب میشود که حیات آنان نیز به خطر بیفتد.
در سال ۲۰۲۴، خلقها و حاکمیتها، بیشتر در تقابل با یکدیگر قرار گرفتند، سیاست جنسیتگرایی اگرچه گسترش یافت، اما مقاومت نیز بیشتر و بیشتر گشت! دولت-ملتها بر آتش جنگ میافروختند، جامعه برای برقراری صلح و دموکراسی میجنگید. ملیگرایی و دینگرایی، پایهای ترین سیاست حاکمیتها گشت، اما در مقابل، جامعه اصرار بر برابری و همهی تفاوتهای ملی – مذهبی داشت و خوشبختانه زنان پیشاهنگ این پروسههای آزادیخواهانه بودند. البته که حاکمیت ایران نیز از این قضیه مستثنی نیست و در سال ۲۰۲۴ به جنگ عریان با جامعه و پیشاهنگان آن رفت.
⚪️ زندانهای ایران، یک دم از حملات رژیم در امان نماند، برای من و برخی از زندانیان دیگر، حکم اعدام صادر گشت، برخی از زنان در زندانهای دیگر، از جمله #زینب_جلالیان از کوچکترین و طبیعیترین حقوقشان محروم ماندند، اما در برابر این مواضع غیرانسانی مشاهده نمودیم که زندان، به مکتب اندیشه و تفکر، به سنگر مقاومت و مبارزه مبدل شد و من و همبندیهایم بار دیگر خواستیم نشان دهیم هر روز برایمان ۸ مارس است.
مگر میشود تهاجم باشد و تو از خودت دفاع نکنی؟ مگر میتوان در برابر ظلم و ستم سکوت پیشه کرد؟ مگر میتوان رنج را در چشمان کودکان، زنان و جوانان و دیگر اقشار ستمدیده دید و چشم از مبارزه شست؟ مسلما نه! تاریخ به ما آموخت که گامهای مبارز، کورهراه و پستی و ناهمواری نمیشناسد، آغوش گرم مبارزه نیز برای هر آنکه دلش برای آزادی میتپد و شوق پرواز دارد، باز است و ما زادهی این تاریخ پر از مقاومت و مبارزه هستیم. چشمانمان در تاریکترین مکان نیز باشد، به دوردستها مینگرد و معتقدم که افقمان همچنان روشن است.
من از تبار زنانی هستم که هر لحظهشان سرشار از مبارزه و مقاومت بوده است، همان زنانی که الفبای مبارزه را در برابر ستمهای تحمیل شده به ما آموختند.
از همین جا، دست گرم همهی زنانی را میفشارم که در کنار امید به برقراری صلح و دموکراسی برای رقم زدن روزهای آزاد و بهدور از ظلم و ستم مبارزه مینمایند. همواره همصدا و همراهتان هستم و معتقدم که مبارزه محدودهی مکانی و زمانی نمیشناسد و تا زمان رسیدن به آزادی و جشن گرفتن این روز در زمان و مکانی آزاد، برای گرامیداشت یاد همهی آزادیخواهان از گذشته تا به اکنون، نباید یک دم از پای نشست.
زنده باد ۸ مارس
زنده باد مقاومت زنان
ژن ژیان آزادی
وریشه مرادی
زندانی محکوم به اعدام
اسفند ۱۴۰۳»
#ژن_ژیان_آزادی
@bidarzani
وریشه مرادی، مبارز سیاسی کورد محکوم به اعدام، بهمناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن، نامهای را بهنگارش درآورده که جهت انتشار در اختیار #بیدارزنی قرار گرفته است. متن کامل نامه به شرح زیر است:
«از پس میلههای زندان، آن جا که نور را در ذهن و دل آدمی باید جست، ۸ مارس را به زنان مبارز و پیشاهنگ در هر کجای این کرهی خاکی که باشند تبریک می گویم. امسال در روزهای گرم کنشگری و فعالیت زنان به استقبال ۸ مارس میرویم، به هر کجا که مینگرم، بوی خوش دستاوردهای زنان به مشام میرسد و خوشحالم در سدهی ۲۱، زنجیرهی مبارزات زنان روزبهروز پیوستهتر از گذشته میشود.
بارها گفته شده که سدهی ۲۱ سدهی آزادی زنان است و با آزادی زنان است که آزادی جامعه رقم خواهد خورد.
جنگ جهانی سوم در جریان است و این موضوع بر رویدادها و دیزاین خاورمیانه تاثیرگذار است، جنگی که از سوی دولتمردان و در راستای خدمت به سیستمی ضدزن و جنسیتگرا روی میدهد، نه تنها مطالبات جامعه و بهویژه زنان را مدنظر قرار نمیدهد، بلکه موجب میشود که حیات آنان نیز به خطر بیفتد.
در سال ۲۰۲۴، خلقها و حاکمیتها، بیشتر در تقابل با یکدیگر قرار گرفتند، سیاست جنسیتگرایی اگرچه گسترش یافت، اما مقاومت نیز بیشتر و بیشتر گشت! دولت-ملتها بر آتش جنگ میافروختند، جامعه برای برقراری صلح و دموکراسی میجنگید. ملیگرایی و دینگرایی، پایهای ترین سیاست حاکمیتها گشت، اما در مقابل، جامعه اصرار بر برابری و همهی تفاوتهای ملی – مذهبی داشت و خوشبختانه زنان پیشاهنگ این پروسههای آزادیخواهانه بودند. البته که حاکمیت ایران نیز از این قضیه مستثنی نیست و در سال ۲۰۲۴ به جنگ عریان با جامعه و پیشاهنگان آن رفت.
⚪️ زندانهای ایران، یک دم از حملات رژیم در امان نماند، برای من و برخی از زندانیان دیگر، حکم اعدام صادر گشت، برخی از زنان در زندانهای دیگر، از جمله #زینب_جلالیان از کوچکترین و طبیعیترین حقوقشان محروم ماندند، اما در برابر این مواضع غیرانسانی مشاهده نمودیم که زندان، به مکتب اندیشه و تفکر، به سنگر مقاومت و مبارزه مبدل شد و من و همبندیهایم بار دیگر خواستیم نشان دهیم هر روز برایمان ۸ مارس است.
مگر میشود تهاجم باشد و تو از خودت دفاع نکنی؟ مگر میتوان در برابر ظلم و ستم سکوت پیشه کرد؟ مگر میتوان رنج را در چشمان کودکان، زنان و جوانان و دیگر اقشار ستمدیده دید و چشم از مبارزه شست؟ مسلما نه! تاریخ به ما آموخت که گامهای مبارز، کورهراه و پستی و ناهمواری نمیشناسد، آغوش گرم مبارزه نیز برای هر آنکه دلش برای آزادی میتپد و شوق پرواز دارد، باز است و ما زادهی این تاریخ پر از مقاومت و مبارزه هستیم. چشمانمان در تاریکترین مکان نیز باشد، به دوردستها مینگرد و معتقدم که افقمان همچنان روشن است.
من از تبار زنانی هستم که هر لحظهشان سرشار از مبارزه و مقاومت بوده است، همان زنانی که الفبای مبارزه را در برابر ستمهای تحمیل شده به ما آموختند.
از همین جا، دست گرم همهی زنانی را میفشارم که در کنار امید به برقراری صلح و دموکراسی برای رقم زدن روزهای آزاد و بهدور از ظلم و ستم مبارزه مینمایند. همواره همصدا و همراهتان هستم و معتقدم که مبارزه محدودهی مکانی و زمانی نمیشناسد و تا زمان رسیدن به آزادی و جشن گرفتن این روز در زمان و مکانی آزاد، برای گرامیداشت یاد همهی آزادیخواهان از گذشته تا به اکنون، نباید یک دم از پای نشست.
زنده باد ۸ مارس
زنده باد مقاومت زنان
ژن ژیان آزادی
وریشه مرادی
زندانی محکوم به اعدام
اسفند ۱۴۰۳»
#ژن_ژیان_آزادی
@bidarzani
Forwarded from نقد
▫️در آستانهی سال هشتم فعالیت نقد
۹ مارس ۲۰۲۵
📝 سالی که گذشت برای «نقد» تلاشی نفسگیر برای تداوم حیات رسانهای بود که با کمترین امکانات در راه خاموش نشدن این صدا میجنگد؛ مبارزهی روزمره در فضایی آلوده، میان روحیهای مبلغ دلسردی و نومیدی دمافزون و امیدهای اندک و قدرتمند، که همچون شعلههای نور در دل تاریکی زبانه میکشند. با این همه، تلاش کردیم «نقد» را به هنگام نگاه داریم: کوشیدیم با انتشار مقالاتیْ رذالت قدرتهای جهانی را در تحلیلهای مشخص و نظری نشان دهیم و در این زمانهی بدسگال مبلغ امید و روشنایی باشیم.
در سال هفتم فعالیت «نقد» پروژه امپریالیسم را در پنج بخش به پایان رساندیم. بخشی از مقالات این پروژه در قالب یک کتاب منتشر شده و بقیه در کتاب دیگری که به زودی منتشر خواهد شد در دسترس علاقهمندان قرار خواهد گرفت. پروژهی ترجمهی انباشت سرمایه اثر رزا لوکزامبورگ و نیز جلد دوم نظریههای ارزش اضافی اثر کارل مارکس توسط کمال خسروی از دیگر فعالیتهای نقد در سال گذشته بود. قصد داریم سال آینده را با پروژهی جدیدی به نام دولت آغاز کنیم که در چندین بخش منتشر خواهد شد...
🔹 متن کامل یادداشت ما به مناسبت آغاز هشتمین سال فعالیتمان را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-4FO
👇🏽
🖋@naghd_com
۹ مارس ۲۰۲۵
📝 سالی که گذشت برای «نقد» تلاشی نفسگیر برای تداوم حیات رسانهای بود که با کمترین امکانات در راه خاموش نشدن این صدا میجنگد؛ مبارزهی روزمره در فضایی آلوده، میان روحیهای مبلغ دلسردی و نومیدی دمافزون و امیدهای اندک و قدرتمند، که همچون شعلههای نور در دل تاریکی زبانه میکشند. با این همه، تلاش کردیم «نقد» را به هنگام نگاه داریم: کوشیدیم با انتشار مقالاتیْ رذالت قدرتهای جهانی را در تحلیلهای مشخص و نظری نشان دهیم و در این زمانهی بدسگال مبلغ امید و روشنایی باشیم.
در سال هفتم فعالیت «نقد» پروژه امپریالیسم را در پنج بخش به پایان رساندیم. بخشی از مقالات این پروژه در قالب یک کتاب منتشر شده و بقیه در کتاب دیگری که به زودی منتشر خواهد شد در دسترس علاقهمندان قرار خواهد گرفت. پروژهی ترجمهی انباشت سرمایه اثر رزا لوکزامبورگ و نیز جلد دوم نظریههای ارزش اضافی اثر کارل مارکس توسط کمال خسروی از دیگر فعالیتهای نقد در سال گذشته بود. قصد داریم سال آینده را با پروژهی جدیدی به نام دولت آغاز کنیم که در چندین بخش منتشر خواهد شد...
🔹 متن کامل یادداشت ما به مناسبت آغاز هشتمین سال فعالیتمان را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-4FO
👇🏽
🖋@naghd_com
نقد: نقد اقتصاد سیاسی - نقد بتوارگی - نقد ایدئولوژی
در آستانهی سال هشتم فعالیت «نقد»
سال ۱۴۰۳ را شاید بتوان در جمعبندی کوتاهی، سالِ چشماندازهای ناروشن جهان و بهویژه خاورمیانه نامید: قدرتگیری روزافزون گرایش فاشیستی راست در جهان، انتخاب ترامپ در آمریکا و جهتگیریهای جدید آن در ه…
Forwarded from نقد
📚 سالنامهی نقد ۱۴۰۲-۱۴۰۳ منتشر شد.
در آستانهی هشتمین سال فعالیت «نقد»، کارنامهی یکسالهی مقالاتی که در سال گذشته منتشر کردهایم در فایل پیدیاف زیر در دسترس شماست:
👇🏼👇🏼
https://www.naghd.info/naghd-book-1403-a4-s.pdf
#سالنامه
🖋@naghd_com
در آستانهی هشتمین سال فعالیت «نقد»، کارنامهی یکسالهی مقالاتی که در سال گذشته منتشر کردهایم در فایل پیدیاف زیر در دسترس شماست:
👇🏼👇🏼
https://www.naghd.info/naghd-book-1403-a4-s.pdf
#سالنامه
🖋@naghd_com