🌿راهی به روشنایی🌿
219 subscribers
2.49K photos
893 videos
42 files
1.89K links
راهی به روشنایی🌺
کانالی با طعم کرند وَ کرمانشاه وَ ایران؛🥀🥀🥀
Download Telegram
رئیس جمهورپزشکیان: 🌺

جنگ باید در یک مقطع به پایان برسد؛ بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و تأکید می‌کنند که آمریکا برخلاف تمام مقررات، به مدارس، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های ما حمله کرده و در دنیا منفور است، جنگ را پایان دهیم.



پی نوشت : 🌿

اگر راه تفاهم باز نشود، وضعیت ایران
فاجعه آمیز خواهد بود! گروههایی در
داخل نمی خواهند شرایط عادی شود.
امید جامعه به آینده کور شده است.🥀🥀🥀
🕊3🤔1
بيستيون كعبه ى دلدارى عشقه🌺

شعر و سدا : فضل الله کریمی

اى نقش و نگار روى قى بيستيونه
مشق عاشقى شازايه ى چينه

وه نيش تيشه ی دلدارى نويساس
ناكامى  فرهاد خلات شيرينه

فتنه ى فرهاد  كوش دس كيوانو( واته ى كيوانو)
پى جيفه ى دنيا آلوده ى خوينه

سالهاى ساله زایه له پرآو
هاوار و مور و واويلاو شينه

وه موداى تيشه سر دا له رّى عشق
شيرين وه  نيشتر چاك دا له سينه

هر كس له راى يار سر سپارد وَ عشق
رژيده ى غيبه و کان  خزينه

سرم سرّ منيه له كارت فلك
دل عاشقان دايم خمينه

بيستيون كعبه ى دلدارى عشقه
قبله عاشقى ايران زمينه

سر چشمه ى سراو چم سيمره
براگه ى پرآو هاوساى هرسينه.🥀🥀🥀
👏6🤗1
جبر و اختیار یا «مثبت اندیشی» 🌺

صاحبان وسایل تولید، و زر و زور و قدرت، که با انواع حیل و دسیسه همواره به عنوان طبقات حاکم در جوامع بشری، فرمانروا بوده اند از کلیه دست آوردهای علمی و غیر‌علمی در طول تاریخ برای تحکیم قدرتشان و بسط و توسعه آن نهایت بهره را برده اند.
هر نوع فکر و ایده ای که یاری رسان بیداری مردم بوده یا سرکوب شده یا تلاش شده از مسیر اصلی منحرف شود.
نقش انسانهای روشنفکر، صاحبان اندیشه و هنرمندان چه‌ آنها که درخدمت طبقات فرا دست هستند و چه آنها که علیه آنان بوده اند، همواره چشم گیر و تاثیر گذار‌ بوده است.  
یکی از این ایده ها بر جسته کردن نقش افراد در مسیر زندگی ست، که هر گونه کم و کاستی فرد را به خود وی نسبت می دهند و با کمال گستاخی می گویند:
«هیچ محدودیتی غیر از ذهن خود آدمی وجود ندارد»
«عینکت را عوض کن تا دنیا را با دید دیگری و یا بهتری ببینی»
« مثبت اندیش باش تا جهان به تو لبخند بزند و انرژی ها را کسب کن»
« همواره نیمه پر لیوان را نگاه کن»
مثال ها فراوانند. پشت پرده این نگرش ها و جملاتی از این دست، این است که آدمی در انجام امورات خود مختار است و مسئول خوشبختی و یا نابسامانی احوال خود می باشد!
حال ببینیم که جبر محیطی در عملکرد افراد تا چه حد تاثیر گذار است.
باید دید آدمی در بدو تولد ، از نظر اقتصادی در چه خانواده ای بدنیا می آید؟( پایین، متوسط، بالا)
محل تولدش کجاست؟ ( روستا، بخش، شهرهای کوچک یا بزرگ) که هر کدام امکانات خاصی دارند.
تحصیلات والدین در چه سطحی است؟
نوع مذهب و آداب و رسوم حاکم ‌چگونه است؟ به قول اندیشمند بزرگی « آداب و سنن گذشتگان چون کوهی بر مغز زندگان فشار می آورد»
چگونگی مدارس و مراحل تحصیلی فرد و عوامل دیگری، بدون اینکه فرد نقشی در انتخاب آن داشته باشد یقیناً در شکل گیری شخصیتش فوق العاده مهم و مؤثر است.
یافته های روانشناسی علمی حاکی ست که مهم تربن ویژگیهای شخصیتی در پنج سال اول زندگی( شاید بیش از پنجاه درصد) شکل می‌گیرد و تا حدود ۱۷ الی ۱۸ سالگی تکمیل می شود و پس از آن فقط تکرار رفتار است. اگر افراد بخواهند تغییر کنند بایستی پروسه تجدید تربیت شکل بگیرد که بسیار دشوار ، پیچیده و رنج آور است.
کتاب داستان پداگوژیکی اثر معلم بزرگ و شهیر، ماکارنکو گویای این موضوع است.
یافته های دانشمندان در علم تغذیه نیز مؤید این است که مواد خوراکی در رشد جسمی و روان افراد بی تأثیر نیست.
نوع تغذیه بر هورمون‌های افراد اثر گذار است و حالات روانی گوناگونی ایجاد می‌کند.
اگر درستی موارد فوق را بپذیریم آیا باز می‌توانیم ادعا کنیم که بشر آزاد است؟ و حرکاتش ارادی و مسئول اعمال خودش است؟
نظریه پردازان طبقات حاکم همواره سعی می‌کنند که نابسامانی های اجتماعی، قوانین و مقررات و وضع موجود را که علت العلل بسیاری از ناهنجاری هاست کم بها جلوه داده و افراد را مقصر بشناسند!
در کشور خودمان  تحصیل در رشته های زیادی بدلیل سهمیه ای بودن مقدور نیست.
یکی از مسئولان امور پزشکی اعلام کرده که حدود ۷۰ درصد تحصیل در رشته پزشکی سهمیه ای ست.
جواب پرسش خنده دار اما پر نغز زیر گویای خیلی از مباحث مطرح بالاست.
از سه نفر و از سه کشور ثروتمند، قحطی زده و استبدادی  می‌پرسند:
نظر شما درباره کمبود مواد غذایی چیست؟
پاسخ فرد از کشور ثروتمند: ‌کمبود؟!!
پاسخ فرد از کشور قحطی زده: غذا؟!!
و پاسخ فرد از کشور استبداد زده:  نظر؟!
بدرستی می‌توان نقش سیستم را در تفکر  نحوه زندگی در کشورها شناخت.
نگارنده از برآیند نظرات و یافته های علمی و تجربی بر آن است که ما انسان ها بمثابه سرنشینان قایق بزرگی هستیم که در رودخانه ای خروشان با حرکات آب و امواج آن پیش می رویم و آزادی مان در حدی است که مسیر اندکی را خلاف جریان  آب می‌توانیم طی کنیم. ولی اگر مجهز به علم و دانش باشیم و تکنولوژی را بکار بگیریم می توانیم بر جاذبه خروشان رودخانه غلبه کنیم و خود را تا حدودی آزاد نماییم.
انسان‌ها تا نادانند، در چنبره جبر محیطی، اجتماعی و تاریخی( دترمینیسم تاریخی، اجتماعی) اسیرند و به محض خودآگاهی می توانند رهایی یابند و آزاد گردند.

  گ . ک هیجدهم مرداد ماه ۱۴۰۵ 🥀🥀🥀
👏6🕊1
داستان صوتی«بانوی گل به دست» 🌺

نوشته ی : اریک امانوئل اشمیت
زاده : ۲۸ مارس ۱۹۶۰ لیون فرانسه
نویسنده،نمایشنامه نویس و فیلسوف فرانسوی
.

نمایشنامه‌هایی از او نظیر«خرده جنایت‌های
زَناشویی» و « مهمانسرای دو دنیا» و آثاری
از مجموعه داستان «گل‌های معرفت» مانند:
« میلارپا »، « ابراهیم آقا و گل‌های قـرآن»
«اسکار و خانم صورتی»و « سوموکاری که
نمـی‌توانسـت تنومند شـود » همـراه چندین
رمان دیگر به فارسی ترجمه شده‌اند.

برگردان داستان بانوی گل به دست:
شهلا حائری
با صدای : بهناز بستان‌دوست . 🥀🥀🥀
👏4
زن سرخ‌پوش میدان فردوسی🌺

زن سرخ‌پوش یا یاقوت متولد  ۱۳۰۵ لقب زنی
است مجهول الهویه از اهالی تهران که حدوداً
۳۰ سال، هر روز، ساکت و آرام با لباس ، کفش،
کیف و جوراب قرمز رنگ در  میدان فردوسی 
واغلب ضلعِ شمال شرقی آن ایستاده وانتظار
می‌کشید. او تا حدود سال‌های ۶۲–۶۱ هر روز
به این کار ادامه می‌داد و به گفته  مردم ، یک
- باره از صحنه محو شد . روایات دربارهٔ این
زن زیاد است و کلاً بر این  باورند  که  او  در
عشق شکست خورده بود و در انتظارمعشوق
گم گشته در آن مکان به انتظار ، می‌ ایستاده‌
است . تنها  مستند  و  تصویری  که  از آن زن
وجود دارد ، صحنه‌هایی از زن سرخ‌ پوش در
فیلم مستند «تهران امروز» ساخته ی  خسرو
سینایی-محصول ۱۳۵۶-است.همچنین مسعود
بهنود در سال ۱۳۵۵خورشیدی بااو مصاحبه‌ای
انجام.خود شخص مصاحبه‌شونده،زن مشهور
به سرخ‌پوش - در مصاحبه چندین بار  عاشق
بودن و روایت های گفته‌ شده درباره خود را
انکار می‌کند.
من وقتی تازه به تهران آمده بودم و همه جا
را به دنبال یافـتن کار پیـاده مـی رفتم بانوی
سرخپوش کنار میدان فردوسـی را می دیدم
امـا جـز سـؤالــی کـه ذهنـم را برای لحظاتـی
درگیر میکرد که این زن بااین شمایل عجیب
کیست و چرا پیوسته در این نقطه از میدان
دیده می شود از حضور مستمـر و چند ساله
او بـی اطلاع بودم و بعدها بود که با غیـبت
او دانستــم که سالهاست در گوشـه ی میدان
مـی ایستــد و مثــل قهرمانان کتابِ بکت در
انتظار گـودوی خویش است!
رباعی خانم مهناز محمودی هم نگاهـی تازه
به بانوی سرخ پوش میدان فردوسـی دارد:

سی سال تمام تا سرِ میدان رفت
در زیرِ تگرگ و برف و در باران رفت
پیراهنِ سرخِ عاشقی می پوشید
در حسرتِ دوست تا خطِ پایان رفت


                      خسرو خاموشی 🥀🥀🥀
💔6🤔1
«شاعر» 🌺

شاعر
پیش از آن‌که شعر بگوید،
درد را
می‌شنود؛

صدای باران را
در کوچه‌های خاموش،
گریه‌ی پرنده را
پشتِ پنجره،
بغضِ زمین را
با آتشفشانی
نهفته در سینه.

و قلبی
که هر بار می‌شکند
و از شکستنِ خود،
شعری تازه
تحریر می‌کند.

شاعر
شاید نتواند
جهان را تغییر دهد،
اما
واژه‌هایش
چون مرهمی
بر زخم‌های خاک
می‌نشیند.

«خیدان زبرجدی»
روز جهانی شاعر گرامی باد.
🥀🥀🥀
👏9
دیوت کوبانی 🌺

شعر و دنگ: فضل الله کریمی


پريزاده ى ديم، قامت وينه ى نى
شان آويز بسايو ، له بان جفتى بى

غرق غرور بيوى، جيور شير له ويشه
دوانچه ى لاميگ،،،خستيوه لاقى

هم شوخ هم شيرين، قامت  كشيده
آيم وه حيران، لار و لنجه گى

عينهو ساقى ، پير ميكده
چاوى پياله ى، پيمانه ى پر مى

هوش له سر برديا، ناز و غرورى
مست كرديا  هيبت،هر دو شمامه ى

هم با اصالت ، هم شير شرزه
نجابت دار بيوى، عشوه و خمزه گى

غرورى وينه ى ،باز له آسمان
دل خسته لرپه ،،،،،،پرته ى چاوه گى

گيان  و روح و دين، وه كل تالان كرد
دلدار هراسان ،قيقطاره گى

تفنگ گرديوه دس،،تك دايو له سنگر
دشمن شكن  بيوى، ،دوربين قناسه ی

له جنگ نيشتمان ،بيوسه اسطوره
گلونى  سرى و ، زلف كلافه ى

بيوسه يادگار ، موزه ى فرنگى
ديوت كوبانى  و جنگ مردانه ى

ثبت بيوى له گينس، شرف و غرور
هم دويت  كوبانى و هم دلداريه گى🥀🥀🥀
👏7
یکم شهریور، روز پزشک مبارک باد 🌺

در کشور ما ایران زادروز ابوعلی سینا - یکم
شهریورماه را به عنوان روز پزشک نام گذاری
کـرده اند . نام گـذاری این روز بـه این نام بـه
پاس تألیفات و خدمات او به علوم پزشکی و
فعالیت او در این رشتـه و همچنین قدردانـی
از تمامی پزشکان است‌.

۱ شهریور روز پزشک را به پزشکان عزیز
کشـور و خاصـه پزشکان حاضـر در گروه
تبریک و تهنیت می گوئیم.

به روان دکتر مردمی شاپور گهواره هم درود
می فرستیم که بسیار زود ما را بی قرار رفتن
نابهنگام خویش کرد.
و روان دکتر اصغر عالی پور هم شاد و انوشه
باد.


مُردیم از این دردِ تورم دکتر !
کس می نرسد به دردِ مردم دکتر !
این شیخِ رئیسِ شهر هم هی بدهد
وعده به سرِ خرمنِ گندم ، دکتر
! 🥀🥀🥀
🕊8🙏1
ساده‌ترین نسخه تغییر قیمت بنزین نیست! 🌺‏‌

طرح_سقاب⁩ برای بنزین و بی‌عرضگی دولت؛ طرحی با ریسک آشوب اجتماعی است.

‏بر اساس گزارش_محرمانه⁩ دولت علت اصلی مصرف بالای بنزین:

‏خودروهای بی‌کیفیت: ۵۶.۷ درصد
‏۲۸ درصد قاچاق یا صادرات
‏و ارزانی قیمت بنزین؛ فقط ۷.۳ درصد است
.

‏یعنی در گزارش خود دولت، “خودروهای بی‌کیفیت” نزدیک به ۸ برابر “ارزانی بنزین” به‌عنوان مهم‌ترین علت مصرف بالا مطرح شده‌اند.

‏چرا از نظر دولت ساده‌ترین نسخه، دست‌بردن به قیمت بنزین و جیب مردم است؟

‏مردم قرار نیست صورت‌حساب بی‌عرضگی مدیران در خودروسازی، حمل‌ونقل، کنترل قاچاق و مدیریت انرژی را پرداخت کنند.

                         یاشار سلطانی 🥀🥀🥀
💔3
ار ملت شاد بون منیش دلشادم....🌺

ار ملت شاد بون منیش دلشادم
وطن آباد بید منیش آبادم

ار دوس کفته دام اسیرم له دل
له حسر در بچید منیش آزادم
 
ار شکیا دلی له باد فغان 
بو درمان اوه داد و فریادم

ار بجنگم من ، له صخره وکویه
له درون حریف تیشه ی فرهادم

ار فریاد بکم ، له ظلم و له داد
امید که داوود بید وه فریادم

چی یه گول غمچه که عطری درتید
شعر و غزلان دل کید ایجادم

ای دل تو پاک و صاف و صادقی
له صداقت خوه د نه یید وه بادم


            بهمن ۱۳۹۵ هما مقصودی 🥀🥀🥀
👏8
پرویز ناتل‌خانلری 🌺

زاده: ۲۹ اسفند ۱۲۹۲ تهران
درگذشته: ۱ شهریور ۱۳۶۹ تهران
سیاستمدار، زبان‌شناس، شاعر و نویسنده


عکسی که استاد خانلری از هدایت گرفته:🌿

توضیح استاد:👇
"عکس را در کافه فردوس از هدایت گرفتم،
هدایت در حال مخصـوص خودش بود ، گاه
ساعت‌ها می‌نشست و در خود فرو می‌رفت
و هیــچ نـمـی‌گفــت و فـقـط لبـخنـد تـلـخ و
استهزاءآمیزی بر لب می‌آورد که من عکسی
از او به یادگار گرفته‌ام."🥀🥀🥀
💔3🕊1
در فهمیدن اندازه خویشتن: 🌺
به یاد استاد پرویز ناتل خانلری
شعر و صدای حسین جنتی:

گفت بچه کلاغ با مادر:
لاشه‌ی سگ نمی‌خورم دیگر!
گرچه صد پُشتِ من زباله‌خور است
دلم از خوردنِ زباله پُر است!
قصد دارم که تَرکِ کار کُنم
بروم زین‌سپس شکار کنم
مادرش گفت: این خیالِ حرام،
از چه پخته‌ست در سرت ای خام؟!
ما کلاغیم و کارِ ما این است
راه و رسمِ تبارِ ما این است
شرم می‌آیدم زِ اجدادم
که چنین است رایِ اولادم!
گفت: مادر! کمی برون از شهر،
اندکی دورتر زِ جانبِ نهر،
دوستی یافتم که تیزپَری‌ست!
در نوکِ هر پَری وِرا هنری‌ست!
می‌پَرَد تیز و تند تا سرِ کوه
هرکه پَر دارد از وِی است سُتوه!
سایه‌اش دامِ دسته‌ی موشان!
پنجه‌اش ختمِ خوابِ خرگوشان!
بیند از آسمان به فضلِ اِله،
مور اگر بگذرد به سنگِ سیاه!
پنجه‌ی تیزِ آهنینم نیست...
چشمِ آگاهِ تیزبینم نیست...
لیک با دوستی که من دارم،
کِی ازین کاستی مِحَن دارم؟!
گفت مادر که: من فدات شَوَم!
من فدای پَرِ سیات شَوَم!
هرکه با دیگری قِران باشد،
نتوان گفت این همان باشد!
آن دوچنگالِ تیزِ غرقه به خون،
با وِی از بیضه آمدی بیرون!
آن خَمِ کارگر به منقارش،
بوده از جَدِّ وِی به طومارش!
گرچه با وِی شوی رفیقِ عزیز،
نشود پنچه‌ات چُنو تَر و تیز!
همنشینی چو بازِمان نکند...
"دوستی هم‌تَرازمان نکند"!
یادم آمد حکایتِ پدرت
که کنون نیست سایه‌اش به سَرَت...
با عقابی رفیق شد چندی
دعوتش کرد بر سرِ گَندی...
باقیِ قصه نَقلِ دیگری است
در کتابِ شریفِ "خانلری" است
..... 🥀🥀🥀
.
👏8
کار ناصواو 🌺

شعر و صدای فضل الله کریمی



صفاى  زندگانى،، فصل وهارمانه
عشق و وفا چراخ،، شويل تارمانه

طالب صلح و دوسى،، گشت مدعى  محبت
جور و جفا وليكن ،،هميشه كارمانه

هر كس وه هر طريقه ى ،، يه جورى حق وه خوى دى
اى كار ناسواوه ،،دايم  مرام مانه


وختى دلى بشكنى ،،وه ظلم و حماقت
دويد گران دردى،، يه روژ   له چاومانه

رحمى خومان هر نيريم ،،هر هايمه كينه توزى
بى رحمى خلايق،، باعث عذاومانه

بايد حذر بكيمن ،،لى خاو نا وه وخته
وى  روژ روشنه دى ،،كى   وخت خاومانه

روِى خوش و قلب پاك،، نيشان آسايشه
اوه كه باعث رنجشه ،،زوان تالمانه

هر چند كتاوى نيرد،، صداقت و رفاقت
مرام صاف و صادق،، درس و كتاومانه

انسانيت ملاكه و ،،وژدان هر جيور قاضى
ترازوى نكته سنج  ،،روژ حساومانه

ثمر ديدن يه روژى ،،حاصل كار و بارد
شيرين و تال و ترشى  ،،حاصل كارمانه

هنر نيه و سربرزى ،، عذاو دوس و ياران
رنج و عذاو دوسيل ،،باعث عذاو مانه

چپى چواشه ايوشم،، يا كه قصه ى حساوى
گشتى حاصل بد مستى،، شعر و شراومانه🥀🥀🥀
👏6
تصویری چشم‎نواز از قلعه لک‌لک‌ها 🌺
و کوه‌های رنگی ماهنشان


پدرام شبیری عکاس حیات وحش ویدئویـی
از لانه ی لک لک ها و کوه های رنگی ماهنشان
زنجان منتشر کرد و نوشت: از بی نظیر ترین
و زیباترین نقاط ایران. 🥀🥀🥀
👏5
عکس رنگی و زندگی سیاه و سفید! 🌺

وقتی به دنیا آمدیم
زندگی رنگی بود
و عکس ها سیاه و سفید
امروز
عکس ها رنگی اند
و زندگی سیاه و سفید...!

شعر : غیاث المدهون
رنگی کردن عکس کار میلاد قمامی 🥀🥀🥀
👏7
طنز روزگار ما ! 🌺

کمیسیون انرژی مجلس برای بررسی قطعی
برق جلسه گذاشته بود که وسط جلسه برقشان رفت
! 🥀🥀🥀
😁2🤔1💔1
منزوی‌تر از کره شمالی ! 🌺
یدالله کریمی پور


لابد از تیتر حدس زدید کدام کشور و رهبر را می‌گویم: انور خوجه، رهبر آلبانی. او در سیاست خارجی با همه قدرت ها درافتاد: ابتدا با یوگسلاوی تیتو، سپس با شوروی خورشچف، و سرانجام با چین دنگ شیائو؛ پیش‌تر هم با آمریکا و اروپا. هیچ قدرتی را شایسته‌ی پیروی و الگوبرداری نمی‌دانست و نسخه‌ی نهایی حقیقت را تنها در ایدئولوژی و شیوه‌ی حکمرانی خودش می‌دید، نه بیش.

سرانجام، آلبانی را به منزوی‌ترین کشور جهان بدل کرد؛ کشوری که ارتباطش با بیرون(از سرمایه گرفته تا اطلاعات خارجی و...) تقریبا به‌کلی قطع شده بود. رادیو تیرانا از پگاه تا شام، رهبران جهان را توطئه‌گر، امپریالیست و دشمن معرفی می‌کرد و «خوجه‌ایسم» را تنها راه رستگاری می‌خواند. حتی پس از قطع کامل مناسبات با چین، کشور به خودکفایی اجباری و انزوای مطلق پناه برد.

آلبانی زیر سایه‌ی طرح‌ و برنامه های  کمونیستی طراز خوجه، فقیرترین، بی‌چاره‌ترین و کم‌توسعه‌یافته‌ترین ملت-دولتِ اروپا شد؛ کشوری که با این‌همه، خود را برترین و مصلح‌ترین می‌پنداشت. جاه‌طلبیِ نظامیگرایانه و دشمن‌ستیزانه‌ی خوجه چنان اوج گرفت که پدیده‌ای جغرافیایی بیمانند در جهان آفرید: ساخت پرهزینه و کمرشکنِ نزدیک به ۱۷۳ هزار سنگر بتونی در سراسر آلبانی، برای دفاع از «خلق» در برابر امپریالیست‌هایی که جز در ذهن او وجود نداشتند.

خوجه در ۱۹۸۵ درگذشت، ولی یادگارهایش ماندند: کشوری فقیر، منزوی، هراسان و بی‌اعتماد به جهان. آلبانیِ پس از او در ۱۹۹۱ وارد دوره گذار شد، و صندوق بین‌المللی پول در همان آغاز، تیرانا را فقیرترین و منزوی‌ترین کشور اروپا توصیف کرد. با ۱۷۰ هزار سنگر بتون مسلح هم هیچ نکردند، چون‌هیچکاری نمی توانستند با آنها انجام دهند؛ سر جاهایشان ماندند، چون تخریب‌شان ده‌ها میلیارد دلار هزینه در بر داشت.

درس خوجه ساده بود: 👇
اگر همه‌ی جهان را خطاکار و تنها خود را محق بدانی، سرانجام شاید بر جهان پیروز نشوی، ولی کشور و ملتت را از جهان جدا خواهی کرد؛ بی‌آن‌که حتی خودت این جدایی را شکست بنامی.🥀🥀🥀
💔5
علی اشرف‌ درویشیان 🌺

زاده: ۳ شهریور ۱۳۲۰ کرمانشاه
درگذشته: ۴ آبان ۱۳۹۶ تهران
نویسنده و پژوهشگر

تکه ای از کتاب سالهای ابری: 🌿

و او شروع می‌کند به گفتن: دورهٔ چادرورداری بود. یک روز رفته بودم بازار لیموعمانی بخرم. چادرسیاهم را به سر انداخته بودم. داشتن چادر جرم بود. یک‌مرتبه یک پاسبان از دور پیدا شد و تا مرا دید، به‌طرفم دوید. من فرار کردم و خودم را تو یک دکان سبزی‌فروشی انداختم. سبزی‌فروش مرا در گوشه‌ای از دکانش نشاند و مقداری سبزی رویم ریخت تا دیده نشوم. پاسبان آمد و با لگد رفت تو سبزی‌ها و مرا از آن زیر بیرون آورد. از ترس جیغ کشیدم. پاسبان چادرم را گرفته بود، اما من هم ول‌کن نبودم. او بکش و من بکش. با چنگ و دندان چادر را چسبیده بودم، مثل گربه‌ای که به گوشت چسبیده باشد. پاسبان باتومش را بالا برد و با شدت به سر و رویم کوبید. ضربتی محکم به شانه‌ام خورد و از حال رفتم. وقتی چشمم را باز کردم، تو خانه بودم و مادر خدابیامرزم کهنهٔ سو زیر بینی‌ام گرفته بود.
🥀🥀🥀
🕊3💔1
‍ ژن کوبانی و کنیشک شنگال 🌺

درود وه کرماشان وه قصرشیرین
درود وه کوهکن، فرهاد دیرین
گوش بیه فغانم، فرهاد کوهکن
بشنو هاوارم شیرین ارمن
فریاد اکم بو فرهاد بی سر
فغان اکم بو شیرین در وه در
فرهاد، تو له عشق کندی بیستون
شیرین ، کوبانید غلطانه له خون
شیرین شیوه گان هانه کش و کوه
شیرین ها له جنگ ، فرهاد ها له کو ؟ 
فرهاد بی سر له خون غلطانه
شیرین نازار سلاح له شانه
اوشیرین شیوه ی بی عشوه و نازه
بساس له داعش در و در وازه
ژن کوبانی ماده شیر شنگال
ها کمین داعش چی ببر بنگال
ژن ایزدی برده و اسیره
داعش خونخوار بی خدا و پیره
داعش شرور وینه ی سگ هار
دیشتان پر کردیه له عقرو و مار
ژن کوبانی و کنیشک شنگال
تفنگ هل گردن چینه دیشت له مال
وه صف وسانه پر له هیبتن
نترس و جسور پر له غیرتن
او شیر ماده پی قتل داعش
کمر محکم کرد سر پر له دانش
او شیر غرانه ،تفنگ له شانه
مایه ی شانازی ژن له جهانه
شرم دیرم له خوه م له وراوه ری 
سرم بگرمه بان له نوای سری
بومن یه شرمه ،هیچ نید له ده سم 
بی دنگ دانیشم من له قفسم
بیلا بنالم بگرمه ده س قلم
ناله م ثبت بکم له ظلم و ستم
بنویسم له داعش وله شر و له ننگ
طفل ایزدی سر نیا له سنگ 
قلم بگرمه ده س  سرم بگرمه بان
بنویسم له جنگ ژنان کوبان
قلم بگرمه ده س له دیشت و له مال
بنویسم جسارت ژنان شنگال
من ده س وه قلم او ده س وه تفنگ
من له چوار دیوار او ها دل جنگ
من ژن کرن ، او ژن کوبانه
آفرت شنگال تاج  سر مانه

سر اوان برز تر له گشت ژنانه
سرم له سودایان مات و حیرانه
هرکس عاقلن تاقی بزانو
دنیا وه بازی طفلان ممانو
هما سر بوه بان وی شانازیه
وی تپ و توز و طفلان وازیه


           تیر ماه ۱۳۹۶ هما مقصودی 🥀🥀🥀
👏6
با بيهودگي ، در آينه 🌿

يك بار دگر عبث در آينه
غمگين و خموش خنده بر من كرد
يك بار دگر ز خوشه‌ی سيگار
در آينه آه و دود خرمن كرد
مشرق چُپُق طلايي خود را
برداشت ، به لب گذاشت، روشن كرد
زرّين دودي گرفت عالم را
آفاق رداي روز بر تن كرد
و آن زلف گلابتونِ آبي پوش
باغي گلِ آتشي به دامن كرد
پرّيد از آشيان پرستو جلد
كي سنگِ پرنده در فلاخن كرد؟
طاووس گشود چترِ بوقلمون
خفّاش به كنج غار مسكن كرد
البرز كلاهٍ سرخ بر سر داشت
برداشت ، قباي زرد بر تن كرد
هر چند كه تازه مي كني دردم
اي صبح ، سلام بر تو، خوش بر دم
!
👍3