قانون باورها
هرآنچه را باور داشته باشید واقعیت می یابد. شما آن چه را که صرفاً می بینید باور نمی کنید،بلکه شما آن چه را می بینید که قبلاً در باورتان شکل گرفته است . شما باید باورهایی که مانع پیشرفت شما شده است را مشخص کرده و آنها را حذف کنید .
با تمام وجود تصور کنید فردی موفق هستیدکه از همه جهات شبیه به او رفتار می کنید ، این باور را در خود تقویت کنید .
اشخاص موفق در زمینه های مختلف این گونه فکر می کنند.
@kasbokarinformation
هرآنچه را باور داشته باشید واقعیت می یابد. شما آن چه را که صرفاً می بینید باور نمی کنید،بلکه شما آن چه را می بینید که قبلاً در باورتان شکل گرفته است . شما باید باورهایی که مانع پیشرفت شما شده است را مشخص کرده و آنها را حذف کنید .
با تمام وجود تصور کنید فردی موفق هستیدکه از همه جهات شبیه به او رفتار می کنید ، این باور را در خود تقویت کنید .
اشخاص موفق در زمینه های مختلف این گونه فکر می کنند.
@kasbokarinformation
قانون خوش بینی
نگرش ذهنی مثبت در مراحل مختلف زندگی امری ضروری است.
نگرش شما در حقیقت بیان کننده ارزش ها ، باورها و انتظاراتی است که شما از خود دارید.
برای اینکه اهداف تان را با دقت بیشتر انتخاب کنید باید اندیشه مثبترا به دانستن مثبت تبدیل کنید باید بدون کوچکترین تردید کارهایی را انجام دهید باید آن قدر مصمم عمل کنید که این باور در شما ایجاد شود که هیچ مانع و مشکلی نمی تواندسد راه شما شود.
@kasbokarinformation
نگرش ذهنی مثبت در مراحل مختلف زندگی امری ضروری است.
نگرش شما در حقیقت بیان کننده ارزش ها ، باورها و انتظاراتی است که شما از خود دارید.
برای اینکه اهداف تان را با دقت بیشتر انتخاب کنید باید اندیشه مثبترا به دانستن مثبت تبدیل کنید باید بدون کوچکترین تردید کارهایی را انجام دهید باید آن قدر مصمم عمل کنید که این باور در شما ایجاد شود که هیچ مانع و مشکلی نمی تواندسد راه شما شود.
@kasbokarinformation
فواید چرت بعدازظهر😴😴😴😴
👌یک چرت کوتاه میتواند از ایجاد رفتارهای خشن پرخاشگرانه جلوگیری کند
👌مطالعات روانشناسان نشان داده که یک چرت کوتاه مدت،بر صبوری وقدرت کنترل اعصاب تاثیر بسزایی دارد.
@kasbokarinformation
👌یک چرت کوتاه میتواند از ایجاد رفتارهای خشن پرخاشگرانه جلوگیری کند
👌مطالعات روانشناسان نشان داده که یک چرت کوتاه مدت،بر صبوری وقدرت کنترل اعصاب تاثیر بسزایی دارد.
@kasbokarinformation
📍منتظر تماس مشتریان نباشید
دوستانى كه كسب و كار دارين خودتون با اونا تماس بگیرید و هر زمانی که فکر ميكنيد مشتریان ممکنه سفارش داشته باشن بهشون تلفن کنید و سفارش بگیرید. حداقل یک روز در هفته رو به این کار اختصاص بديد.
از همين الان شروع كنيد .
@kasbokarinformation
دوستانى كه كسب و كار دارين خودتون با اونا تماس بگیرید و هر زمانی که فکر ميكنيد مشتریان ممکنه سفارش داشته باشن بهشون تلفن کنید و سفارش بگیرید. حداقل یک روز در هفته رو به این کار اختصاص بديد.
از همين الان شروع كنيد .
@kasbokarinformation
قانون مسئولیت
درهرجایگاهی که اکنون قرار دارید و هرچه هستید نتیجه انتخابی است که شما در گذشتهانجام داده اید.
مسئولیت کامل زندگی شمادر گذشته ، حال و ، آینده فقط برعهده خودتان است . بدون قبول کردن مسئولیت کامل زندگی خود هیچ پیشرفتی ایجاد نمی شود از طرف دیگر با پذیرش کامل مسئولیت زندگی خود می توانید محدودیت ها و موانع سر راه خود را کنار بزنید .
این عبارت تاکیدیدر این مورد به شما کمک می کند : «من مسئولیت پذیر هستم»
@kasbokarinformation
درهرجایگاهی که اکنون قرار دارید و هرچه هستید نتیجه انتخابی است که شما در گذشتهانجام داده اید.
مسئولیت کامل زندگی شمادر گذشته ، حال و ، آینده فقط برعهده خودتان است . بدون قبول کردن مسئولیت کامل زندگی خود هیچ پیشرفتی ایجاد نمی شود از طرف دیگر با پذیرش کامل مسئولیت زندگی خود می توانید محدودیت ها و موانع سر راه خود را کنار بزنید .
این عبارت تاکیدیدر این مورد به شما کمک می کند : «من مسئولیت پذیر هستم»
@kasbokarinformation
قانون حداقل تلاش
همیشه شما سعی می کنید با کمترین تلاش و کوشش به اهداف و خواسته هایتان دسترسی پیدا کنید. در عصری که ما در آن زندگی می کنیم مهمترین هدف تمام فناوری های دستیابی به کارآیی و بازده بیشتر با انجام کار کمتر است . بنابراین قانون حداقل تلاش در مورد اغلب افراد صدق میکند . انسانها اصولاً تنبل بوده و در جستجوی ساده ترین راه برای دستیابی به اهداف خود هستند.
@kasbokarinformation
همیشه شما سعی می کنید با کمترین تلاش و کوشش به اهداف و خواسته هایتان دسترسی پیدا کنید. در عصری که ما در آن زندگی می کنیم مهمترین هدف تمام فناوری های دستیابی به کارآیی و بازده بیشتر با انجام کار کمتر است . بنابراین قانون حداقل تلاش در مورد اغلب افراد صدق میکند . انسانها اصولاً تنبل بوده و در جستجوی ساده ترین راه برای دستیابی به اهداف خود هستند.
@kasbokarinformation
هلند، کشوری کوچک که دنیا را تغذیه میکند؛
راز موفقیت در چیست؟
داستان هلند در زمینه کشاورزی پر از درس هایی است که جهان باید فرا گیرد.
هلند، کشوری کوچک، با 17 میلیون جمعیت به دومین صادرکننده محصولات غذایی جهان تبدل شده است.
این کشور تقریباً از تمامی منابعی که برای کشاورزی در مقیاس بزرگ لازم است محروم است.
هلند دومین صادرکننده محصولات کشاورزی غذایی بعد از آمریکایی است که 270 برابر بیشتر زمین کشاورزی دارد.
هلند بزرگترین صادرکننده گوجه فرنگی، سیب زمینی و پیاز و دومین صادرکننده سبزیجات در دنیا است.
یک سوم تجارت جهانی دانه های سبزیجات خوراکی از هلند سرچشمه می گیرد.
این موفقیت ها فقط در 94 کیلومتر مربع گلخانه (ها) بدست آمده است. مساحت شهر تهران 730 کیلومتر مربع است.
راز موفقیت در چیست؟
راز موفقیت هلند استفاده از تکنولوژی های برتر و گلخانههای پیشرفته کشاورزی است.
این تکنولوژی ها برداشت در سطح هکتار را به شدت افزایش داده است
نمونه ای از تکنولوژی های بکار رفته در هلند:
با استفاده از سنسورهای حساس، در مصرف آب برخی از محصولات کلیدی تا 90 درصد صرفه جویی بعمل آمده است.
در هلند 15 نوع گوجه فرنگی با ارتفاع 6 متر پروش داده می شوند که ریشه آنها نه در خاک بلکه در محلولهای مغزی قرار دارد
هلند به طور کامل استفاده از آفت کشهای شیمیایی را کنار گذاشته است.
از سال 2009 به بعد پروش دهندگان مرغ و دام و طیور استفاده از آنتی بیوتیک را حدود 60 درصد کاهش داده اند.
کشاورزان برای تنظیم دمای گلخانه ها از انرژی زمین گرمایی (geothermal) استفاده میکنند.
کشاورزی هیدروپونیک که در آن محصولان بدون خاک و با استفاده از محلولهای مغزی رشد میکنند، مصرف آب و هزینه ها را به شدت کاهش داده است.
راز پیشرفتها در تحقیقاتی است که در دانشگاه واخنینگن (Wageningen) هلند صورت می گیرد.
این دانشگاه بهترین موسسه تحقیقاتی جهان در زمینه کشاورزی است.
اگر آمریکا سیلیکون ولی (Silicon Valley) کالیفرنیا را به عنوان مرکز نوآوری های تکنولوژیکی دنیا در اختیار دارد، هلند نیز فوود ولی (Food Valley) را به عنوان مرکز تحقیقات کشاورزی دنیا دارد.
اگر دانشگاه کالیفرنیا مرکز ثقل سیلیکون ولی آمریکاست، دانشگاه واخنینگن نیز مرکز ثقل فوود ولی هلند است.
@kasbokarinformation
راز موفقیت در چیست؟
داستان هلند در زمینه کشاورزی پر از درس هایی است که جهان باید فرا گیرد.
هلند، کشوری کوچک، با 17 میلیون جمعیت به دومین صادرکننده محصولات غذایی جهان تبدل شده است.
این کشور تقریباً از تمامی منابعی که برای کشاورزی در مقیاس بزرگ لازم است محروم است.
هلند دومین صادرکننده محصولات کشاورزی غذایی بعد از آمریکایی است که 270 برابر بیشتر زمین کشاورزی دارد.
هلند بزرگترین صادرکننده گوجه فرنگی، سیب زمینی و پیاز و دومین صادرکننده سبزیجات در دنیا است.
یک سوم تجارت جهانی دانه های سبزیجات خوراکی از هلند سرچشمه می گیرد.
این موفقیت ها فقط در 94 کیلومتر مربع گلخانه (ها) بدست آمده است. مساحت شهر تهران 730 کیلومتر مربع است.
راز موفقیت در چیست؟
راز موفقیت هلند استفاده از تکنولوژی های برتر و گلخانههای پیشرفته کشاورزی است.
این تکنولوژی ها برداشت در سطح هکتار را به شدت افزایش داده است
نمونه ای از تکنولوژی های بکار رفته در هلند:
با استفاده از سنسورهای حساس، در مصرف آب برخی از محصولات کلیدی تا 90 درصد صرفه جویی بعمل آمده است.
در هلند 15 نوع گوجه فرنگی با ارتفاع 6 متر پروش داده می شوند که ریشه آنها نه در خاک بلکه در محلولهای مغزی قرار دارد
هلند به طور کامل استفاده از آفت کشهای شیمیایی را کنار گذاشته است.
از سال 2009 به بعد پروش دهندگان مرغ و دام و طیور استفاده از آنتی بیوتیک را حدود 60 درصد کاهش داده اند.
کشاورزان برای تنظیم دمای گلخانه ها از انرژی زمین گرمایی (geothermal) استفاده میکنند.
کشاورزی هیدروپونیک که در آن محصولان بدون خاک و با استفاده از محلولهای مغزی رشد میکنند، مصرف آب و هزینه ها را به شدت کاهش داده است.
راز پیشرفتها در تحقیقاتی است که در دانشگاه واخنینگن (Wageningen) هلند صورت می گیرد.
این دانشگاه بهترین موسسه تحقیقاتی جهان در زمینه کشاورزی است.
اگر آمریکا سیلیکون ولی (Silicon Valley) کالیفرنیا را به عنوان مرکز نوآوری های تکنولوژیکی دنیا در اختیار دارد، هلند نیز فوود ولی (Food Valley) را به عنوان مرکز تحقیقات کشاورزی دنیا دارد.
اگر دانشگاه کالیفرنیا مرکز ثقل سیلیکون ولی آمریکاست، دانشگاه واخنینگن نیز مرکز ثقل فوود ولی هلند است.
@kasbokarinformation
آینده جهان از زبان مدیر عامل شرکت بنز
۸۰ درصد رفت و آمدهای شهری حذف خواهد شد!
رقیبان ما شرکتهای تولید خودرو نیستند بلکه شرکتهایی مثل اپل, گوگل و سیسکو هستند.
در پنج تا ده سال آینده نرم افزار و اطلاعات همه صنایع را خواهد بلعید.
شرکت خدماتی اوبر UBER که الآن بزرگترین شرکت تاکسیرانی است صاحب یک ماشین هم نیست و فقط یک نرم افزار هست.
هم اکنون شرکت ایرباس بزرگترین شرکت هتلداری جهان است بدون داشتن حتی یک هتل ملکی
شرکت Watson با ارایه نرم افزار تشخیصی خود، با دقت صد در صد به کمک پزشکان در تشخیص انواع سرطان خواهد آمد.
نرم افزارهای شبیه ساز ساختار DNA ، شانس موفقیت در لقاح مصنوعی یا IVF را به ۹۹ درصد خواهند رساند.
تا ۸۰ درصد از رفت و آمدهای شهری حذف خواهند شد و سیستمهای اطلاعاتی جای آنها را خواهند گرفت ... بنابراین آلودگی هوا نداریم، تصادف به حداقل خواهد رسید و وقت بیشتری برای تفریح خواهیم داشت.
به دو دلیل شرکتهای بیمه به لبه ورشکستگی خواهند رسید، اول بخاطر کاهش فعالیتهای فیزیکی بخصوص در حمل و نقل و دوم پیش بینی بسیار دقیق سیستمهای هوش مصنوعی از آینده، نیاز ما به بیمه را کمتر خواهد کرد.
کشاورزی بدون خاک و مبتنی بر اطلاعات با بهره وری ۹۹ درصدی در مصرف آب ، جای کشاورزی سنتی را خواهد گرفت
پول جای خود را به اطلاعات یا پول دیجیتالی میدهد ، پول دیجیتالی نقش پشتوانه ارز را در جهان بازی خواهد کرد.
شاید بتوان گفت تنها کسب و کار فیزیکی که در آینده رشد خواهد کرد ، گردشگری است.
انسانها کارهای خود را به سیستمهای اطلاعاتی واگذار خواهند کرد و تفریح را برای خود نگه خواهند داشت.
@kasbokarinformation
۸۰ درصد رفت و آمدهای شهری حذف خواهد شد!
رقیبان ما شرکتهای تولید خودرو نیستند بلکه شرکتهایی مثل اپل, گوگل و سیسکو هستند.
در پنج تا ده سال آینده نرم افزار و اطلاعات همه صنایع را خواهد بلعید.
شرکت خدماتی اوبر UBER که الآن بزرگترین شرکت تاکسیرانی است صاحب یک ماشین هم نیست و فقط یک نرم افزار هست.
هم اکنون شرکت ایرباس بزرگترین شرکت هتلداری جهان است بدون داشتن حتی یک هتل ملکی
شرکت Watson با ارایه نرم افزار تشخیصی خود، با دقت صد در صد به کمک پزشکان در تشخیص انواع سرطان خواهد آمد.
نرم افزارهای شبیه ساز ساختار DNA ، شانس موفقیت در لقاح مصنوعی یا IVF را به ۹۹ درصد خواهند رساند.
تا ۸۰ درصد از رفت و آمدهای شهری حذف خواهند شد و سیستمهای اطلاعاتی جای آنها را خواهند گرفت ... بنابراین آلودگی هوا نداریم، تصادف به حداقل خواهد رسید و وقت بیشتری برای تفریح خواهیم داشت.
به دو دلیل شرکتهای بیمه به لبه ورشکستگی خواهند رسید، اول بخاطر کاهش فعالیتهای فیزیکی بخصوص در حمل و نقل و دوم پیش بینی بسیار دقیق سیستمهای هوش مصنوعی از آینده، نیاز ما به بیمه را کمتر خواهد کرد.
کشاورزی بدون خاک و مبتنی بر اطلاعات با بهره وری ۹۹ درصدی در مصرف آب ، جای کشاورزی سنتی را خواهد گرفت
پول جای خود را به اطلاعات یا پول دیجیتالی میدهد ، پول دیجیتالی نقش پشتوانه ارز را در جهان بازی خواهد کرد.
شاید بتوان گفت تنها کسب و کار فیزیکی که در آینده رشد خواهد کرد ، گردشگری است.
انسانها کارهای خود را به سیستمهای اطلاعاتی واگذار خواهند کرد و تفریح را برای خود نگه خواهند داشت.
@kasbokarinformation
⭕️▪️چه موقع باید شغلم را عوض کنم؟
✍ علیرضا قنادان
امروزه بخش بزرگی از زندگی ما آدمها صرف زمانی میشود که مشغول کار هستیم. این موضوع برای ایرانیان، علیالخصوص قشر شهرنشین بسیار پررنگتر است به شکلی که که اغلب برای امرار معاش بیش از ۸ ساعت در روز کار میکنند.
اتفاقا در طول شبانهروز، ساعات کاری مهمترین و با کیفیتترین ساعات را اشغال کرده و خیلی از ما همکاران خود را حتی از عزیزترین و نزدیکترین اعضای خانواده و دوستانمان بیشتر میبینیم.
همه اینها بدان معناست که کیفیت شغل ما بر کیفیت زندگیمان بسیار اثرگذار است و نمیتوان به شغل فقط به عنوان بهانهای برای کسب درآمد نگریست. اما علیرغم همه این حرفها من افراد زیادی را میشناسم که نسبت به تاثیر شغل و محیط کاریشان در احساس توسعه، خوشبختی و رضایت از زندگی نگاه عمیقی ندارند.
صحبت اینجاست که از کجا میتوان فهمید وقتش رسیده که شغلمان را عوض کنیم؟
مقاله زیر بعضی از نشانههایی را معرفی کرده است که به شما هشدار میدهند وقتش رسیده که شغلتان را عوض کنید.
👥@kasbokarinformation👥
✍ علیرضا قنادان
امروزه بخش بزرگی از زندگی ما آدمها صرف زمانی میشود که مشغول کار هستیم. این موضوع برای ایرانیان، علیالخصوص قشر شهرنشین بسیار پررنگتر است به شکلی که که اغلب برای امرار معاش بیش از ۸ ساعت در روز کار میکنند.
اتفاقا در طول شبانهروز، ساعات کاری مهمترین و با کیفیتترین ساعات را اشغال کرده و خیلی از ما همکاران خود را حتی از عزیزترین و نزدیکترین اعضای خانواده و دوستانمان بیشتر میبینیم.
همه اینها بدان معناست که کیفیت شغل ما بر کیفیت زندگیمان بسیار اثرگذار است و نمیتوان به شغل فقط به عنوان بهانهای برای کسب درآمد نگریست. اما علیرغم همه این حرفها من افراد زیادی را میشناسم که نسبت به تاثیر شغل و محیط کاریشان در احساس توسعه، خوشبختی و رضایت از زندگی نگاه عمیقی ندارند.
صحبت اینجاست که از کجا میتوان فهمید وقتش رسیده که شغلمان را عوض کنیم؟
مقاله زیر بعضی از نشانههایی را معرفی کرده است که به شما هشدار میدهند وقتش رسیده که شغلتان را عوض کنید.
👥@kasbokarinformation👥
ویژگی های شخصیتی مدیران موفق
انگیزه
انگیزه یکی از ویژگی های مدیر موفق است که حتی می توان به عنوان یک صفت شخصیتی از آن نام برد .
مهارتهای ارتباطی
رهبر یا مدیر باید قادر به برقراری ارتباط با سبک و شیوه خاص سازمان یا گروه بوده و پیام و منظور او مناسب با فهم و درک شنوندگان و حضار باشد .
ذکاوت و زیرکی
مدیر باهوش و با ذکاوت ، مدیری است که بتواند به طور دقیق وضعیت خلقی زیردستان را تشخیص داده و به رفع ناراحتی ها و مشکلات روحی آنها بپردازد.
راستی و صداقت
زیردستان اغلب از مدیری اطاعت میکنند که صادق و قابل اطمینان باشد . پذیرا بودن و خلوص دو ویژگی هستند که اغلب زیردستان از آن تقدیر میکنند و دوست دارند که مدیر آنان دارای این دو ویژگی باشد.
تشویق و پاداش
مدیری موفق است که بتواند به موقع و به طرز مناسبی کلیه کارکنان تحت امرش را که به گونه ای مفید و اثر بخش برای سازمان کار می کنند ، مورد تشویق قرار دهد ، حتی تشویق کلامی و در این راه رعایت عدل و انصاف را نیز بکند .
قدرت پیش بینی
مدیر موفق ، مدیری است که در تعیین احتمالات ، واقع بین باشد مدیر باید هنر درک امکانات و احتمالات را داشته باشد .
عملگرا بودن
مدیر زمانی موفق است که در اجرای تصمیماتش راسخ باشد و آنها را به منصه ظهور برساند . مدیر باید آمادگی رویارویی با ناکامی ها ، کارشکنی ها و انتقادات درست و نادرست را در راه اجرای تصمیماتش داشته و در این راه از هیچ گونه کوششی دریغ نکند .
تفویض قدرت
ویژگی مشترک در تمام مدیران موفق توانایی آنها در کار گروهی و پیوند با زیردستانی است که قادر به همکاری در جهت اداره بهینه سازمان هستند .
اعتماد به نفس
یکی دیگر از ویژگی های شخصیتی مشترک مدیران موفق ، اعتماد به نفس و انعطاف پذیری آنان است . نیاز خیلی کمی به تأیید دیگران دارند ، آنها کلاً افرادی مطمئن و فاقد احساس گناه بوده و معمولاً تحت تأثیر اشتباهات و شکست های گذشته قرار نمیگیرند .
تسلط
مدیر باید فردی قاطع ، جسور و مسلط بوده و در شیوه های تفکر و نگرش نسبت به دیگران راسخ و مصمم باشد .
ثبات هیجانی
یک مدیر خوب باید قادر به تحمل ناکامی و فشار روانی باشد . بنابراین او باید بلوغ فکری و قدرت سازگاری مناسب را برای کنار آمدن با مشکلات پیش آمده داشته باشد .
👥@kasbokarinformation👥
انگیزه
انگیزه یکی از ویژگی های مدیر موفق است که حتی می توان به عنوان یک صفت شخصیتی از آن نام برد .
مهارتهای ارتباطی
رهبر یا مدیر باید قادر به برقراری ارتباط با سبک و شیوه خاص سازمان یا گروه بوده و پیام و منظور او مناسب با فهم و درک شنوندگان و حضار باشد .
ذکاوت و زیرکی
مدیر باهوش و با ذکاوت ، مدیری است که بتواند به طور دقیق وضعیت خلقی زیردستان را تشخیص داده و به رفع ناراحتی ها و مشکلات روحی آنها بپردازد.
راستی و صداقت
زیردستان اغلب از مدیری اطاعت میکنند که صادق و قابل اطمینان باشد . پذیرا بودن و خلوص دو ویژگی هستند که اغلب زیردستان از آن تقدیر میکنند و دوست دارند که مدیر آنان دارای این دو ویژگی باشد.
تشویق و پاداش
مدیری موفق است که بتواند به موقع و به طرز مناسبی کلیه کارکنان تحت امرش را که به گونه ای مفید و اثر بخش برای سازمان کار می کنند ، مورد تشویق قرار دهد ، حتی تشویق کلامی و در این راه رعایت عدل و انصاف را نیز بکند .
قدرت پیش بینی
مدیر موفق ، مدیری است که در تعیین احتمالات ، واقع بین باشد مدیر باید هنر درک امکانات و احتمالات را داشته باشد .
عملگرا بودن
مدیر زمانی موفق است که در اجرای تصمیماتش راسخ باشد و آنها را به منصه ظهور برساند . مدیر باید آمادگی رویارویی با ناکامی ها ، کارشکنی ها و انتقادات درست و نادرست را در راه اجرای تصمیماتش داشته و در این راه از هیچ گونه کوششی دریغ نکند .
تفویض قدرت
ویژگی مشترک در تمام مدیران موفق توانایی آنها در کار گروهی و پیوند با زیردستانی است که قادر به همکاری در جهت اداره بهینه سازمان هستند .
اعتماد به نفس
یکی دیگر از ویژگی های شخصیتی مشترک مدیران موفق ، اعتماد به نفس و انعطاف پذیری آنان است . نیاز خیلی کمی به تأیید دیگران دارند ، آنها کلاً افرادی مطمئن و فاقد احساس گناه بوده و معمولاً تحت تأثیر اشتباهات و شکست های گذشته قرار نمیگیرند .
تسلط
مدیر باید فردی قاطع ، جسور و مسلط بوده و در شیوه های تفکر و نگرش نسبت به دیگران راسخ و مصمم باشد .
ثبات هیجانی
یک مدیر خوب باید قادر به تحمل ناکامی و فشار روانی باشد . بنابراین او باید بلوغ فکری و قدرت سازگاری مناسب را برای کنار آمدن با مشکلات پیش آمده داشته باشد .
👥@kasbokarinformation👥
به همکارانتان کمک کنید تا روزی مدیر بزرگی شوید!
تجربه نشان داده که مدیران ردههای پایین و کارمندانی که در محل کار به همکاران خود کمک میکنند و گرهی از کار آنها باز میکنند، در آینده به مدیران بزرگ و موفقی تبدیل خواهند شد که نردبان ترقی را با سرعت بیشتری طی خواهند کرد .
در اینجابه هفت دلیل مرتبط با علل موفقتر بودن کسانی اشاره خواهد شد که در تمام دوران کاری شان به دیگران کمک میکنند، بدون اینکه مجبور به این کار باشند. البته تاکید بر این هفت عامل به معنای نادیده گرفتن فاکتورهای دیگری چون استعدادهای رهبری، هوشمندی، آگاهی و نفوذ شخصیتی افرادی که میتوانند در آینده به مدیران بزرگی تبدیل شوند نیست، بلکه مکمل آنها است.
۱. همدل بودن
کارکنانی که در محل کارشان به دیگران کمک میکنند، در واقع بالاترین درجه همدلی را با آنها نشان میدهند و همین مساله موجب میشود آنها درک درستی از شرایط حاکم بر بخشهای مختلف سازمان داشته باشند و چالشهای کاری هر کدام از کارکنان را بهطور کامل درک کنند.
این همان مهارتی است که هنگام تصدی مدیریت یک تیم کاری یا یک سازمان بزرگ بهکار آنها خواهد آمد. در چنین وضعیتی سایر کارکنان شرکت به آن فرد کمک کننده به عنوان یک عامل یاریگر در زمان بحران نگاه میکنند و این همان توان مدیریت افراد در زمان بروز مشکلات است.
۲. واقع بین بودن
کسانی که به دیگران برای حل مشکلاتشان کمک میکنند همیشه واقعیتهای کاری و حرفهای را بهتر از هر کس دیگری درک میکنند و این مهارتی است که هر مدیری برای موفق شدن به آن نیاز دارد.
۳. متواضع بودن
شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که خواسته یا ناخواسته کیف رئیس تان یا هر فرد مهم دیگری را برای او حمل کنید یا کاری برای او انجام دهید. در این میان شاید انگیزههایی چون نشان دادن تواناییهای خود یا جلب نظر آن فرد مهم برای شما اهمیت داشته باشد، اما اگر شما همین کار را بدون چشمداشتی برای همکارانتان یا زیردستان خود انجام دهید، در واقع فروتنی تان را به اثبات رساندهاید و مطمئن باشید کسانی که شما روزی نسبت به آنها فروتن بودهاید هیچگاه این کار شما را فراموش نخواهند کرد و در زمان مدیر شدن، به محبوبترین رهبر دنیا تبدیل خواهید شد.
۴. متمرکز بودن
وقتی به همکاران امروزتان در کارهایشان کمک کنید، هنگام تکیه زدن بر صندلی مدیریت و رهبری در آینده، از بالاترین درجه تمرکز و توجه در میان همان افراد و کارشان برخوردار خواهید بود و همین مساله باعث میشود به عنوان رهبر مجموعه کاملا سوار بر کار خود باشید و در نتیجه توجه شما به حواشی کار و جزئیات فاقد ارزش و غیرمهم، منحرف نخواهد شد.
۵. آگاهی از جزئیات امور
کمککنندگان به دیگران را به درستی «مدیران کوچک» مینامند. در واقع وقتی به همکارانتان در حل مشکلات کاریشان کمک میکنید، در عمل یک تیم حداقل دو نفره را رهبری میکنید و مدیریت یک پروژه کوچک را برعهده گرفتهاید که اگر با موفقیت به پایان برسد، یک تجربه موفق مدیریتی برای شما به حساب میآید که باعث شده ضمن آگاهی از جزئیات امور به تدریج بر تواناییهای رهبری خود بیفزایید .
۶. رعایت اخلاقیات کاری
اصول اخلاقی در کار حکم میکند که به عنوان یک کارمند معمولی یا مدیری سطح پایین به همکاران خود در انجام کارهایشان کمک کنید و ناگفته پیدا است که هر عملی را عکسالعملی است و کمک کردن شما به دیگران موجب میشود آنها نیز در صورت نیاز به کمک شما بشتابند.
۷. تمرین خودمدیریتی و انضباط
یاری رساندن به همکاران برای انجام کارهایشان معمولا در اوقات فراغت شما صورت میگیرد و همین مساله موجب میشود در وقت استراحت به تمرین مدیریت خود و دیگران بپردازید و مجموعه همین تمرینات است که شما را به تدریج برای مدیریت تیم های بزرگتر آماده میسازد.
منبع: Forbes
👥@kasbokarinformation👥
تجربه نشان داده که مدیران ردههای پایین و کارمندانی که در محل کار به همکاران خود کمک میکنند و گرهی از کار آنها باز میکنند، در آینده به مدیران بزرگ و موفقی تبدیل خواهند شد که نردبان ترقی را با سرعت بیشتری طی خواهند کرد .
در اینجابه هفت دلیل مرتبط با علل موفقتر بودن کسانی اشاره خواهد شد که در تمام دوران کاری شان به دیگران کمک میکنند، بدون اینکه مجبور به این کار باشند. البته تاکید بر این هفت عامل به معنای نادیده گرفتن فاکتورهای دیگری چون استعدادهای رهبری، هوشمندی، آگاهی و نفوذ شخصیتی افرادی که میتوانند در آینده به مدیران بزرگی تبدیل شوند نیست، بلکه مکمل آنها است.
۱. همدل بودن
کارکنانی که در محل کارشان به دیگران کمک میکنند، در واقع بالاترین درجه همدلی را با آنها نشان میدهند و همین مساله موجب میشود آنها درک درستی از شرایط حاکم بر بخشهای مختلف سازمان داشته باشند و چالشهای کاری هر کدام از کارکنان را بهطور کامل درک کنند.
این همان مهارتی است که هنگام تصدی مدیریت یک تیم کاری یا یک سازمان بزرگ بهکار آنها خواهد آمد. در چنین وضعیتی سایر کارکنان شرکت به آن فرد کمک کننده به عنوان یک عامل یاریگر در زمان بحران نگاه میکنند و این همان توان مدیریت افراد در زمان بروز مشکلات است.
۲. واقع بین بودن
کسانی که به دیگران برای حل مشکلاتشان کمک میکنند همیشه واقعیتهای کاری و حرفهای را بهتر از هر کس دیگری درک میکنند و این مهارتی است که هر مدیری برای موفق شدن به آن نیاز دارد.
۳. متواضع بودن
شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که خواسته یا ناخواسته کیف رئیس تان یا هر فرد مهم دیگری را برای او حمل کنید یا کاری برای او انجام دهید. در این میان شاید انگیزههایی چون نشان دادن تواناییهای خود یا جلب نظر آن فرد مهم برای شما اهمیت داشته باشد، اما اگر شما همین کار را بدون چشمداشتی برای همکارانتان یا زیردستان خود انجام دهید، در واقع فروتنی تان را به اثبات رساندهاید و مطمئن باشید کسانی که شما روزی نسبت به آنها فروتن بودهاید هیچگاه این کار شما را فراموش نخواهند کرد و در زمان مدیر شدن، به محبوبترین رهبر دنیا تبدیل خواهید شد.
۴. متمرکز بودن
وقتی به همکاران امروزتان در کارهایشان کمک کنید، هنگام تکیه زدن بر صندلی مدیریت و رهبری در آینده، از بالاترین درجه تمرکز و توجه در میان همان افراد و کارشان برخوردار خواهید بود و همین مساله باعث میشود به عنوان رهبر مجموعه کاملا سوار بر کار خود باشید و در نتیجه توجه شما به حواشی کار و جزئیات فاقد ارزش و غیرمهم، منحرف نخواهد شد.
۵. آگاهی از جزئیات امور
کمککنندگان به دیگران را به درستی «مدیران کوچک» مینامند. در واقع وقتی به همکارانتان در حل مشکلات کاریشان کمک میکنید، در عمل یک تیم حداقل دو نفره را رهبری میکنید و مدیریت یک پروژه کوچک را برعهده گرفتهاید که اگر با موفقیت به پایان برسد، یک تجربه موفق مدیریتی برای شما به حساب میآید که باعث شده ضمن آگاهی از جزئیات امور به تدریج بر تواناییهای رهبری خود بیفزایید .
۶. رعایت اخلاقیات کاری
اصول اخلاقی در کار حکم میکند که به عنوان یک کارمند معمولی یا مدیری سطح پایین به همکاران خود در انجام کارهایشان کمک کنید و ناگفته پیدا است که هر عملی را عکسالعملی است و کمک کردن شما به دیگران موجب میشود آنها نیز در صورت نیاز به کمک شما بشتابند.
۷. تمرین خودمدیریتی و انضباط
یاری رساندن به همکاران برای انجام کارهایشان معمولا در اوقات فراغت شما صورت میگیرد و همین مساله موجب میشود در وقت استراحت به تمرین مدیریت خود و دیگران بپردازید و مجموعه همین تمرینات است که شما را به تدریج برای مدیریت تیم های بزرگتر آماده میسازد.
منبع: Forbes
👥@kasbokarinformation👥
دو برابر کردن حقوق و دستمزد؛
تصمیمی که هنری فورد را میلیاردر کرد!
هنری فورد با یک مشکل مواجه بود! رشد روزافزون شهرت خودرو مدل T کارخانه فورد، موجب شد او دوباره به تولید انبوه فکر کند. آقای فورد قبلا در سال ۱۹۱۳ خط مونتاژ متحرک را در "هایلند پارک" خود واقع در ایالت میشیگان راه اندازی کرده بود که خیلی بهتر از آنچه تصور می کرد، کار می کرد. سال قبل از نصب این خط مونتاژ، با دوبرابر کردن تعداد نیروی کار، توانسته بود تولید این خودرو را دوبرابر کند. اما پس از نصب خط مونتاژ ، تقریبا تعداد خودرو تولیدی را با همان تعداد نیروی کار دوبرابر کرد. خط مونتاژ آنقدر کارایی کارخانه را بالابرد که به دلیل ماشین محور شدن کار، در واقع میزان دستمزد پرداختی به کارگران افت کرد!
مشکل اینجا بود که نرخ جابجایی (استخدام و استعفا) کارگران به طرز هشدارآمیزی افزایش یافت. کار کسل کننده و تکراری روی خط مونتاژ موجب دلسردی کارگران می شد و پاسخ آنها به این کارهای تکراری که نیاز به فکر کردن هم نداشت، استعفا و ترک کار بود.
در نتیجه فورد با معاون خود "جِیمز کوزِنس" وارد مشورت شده و تصمیم به انجام یک کار اساسی می گیرد. روز پنجم ژانویه ۱۹۱۴ فورد و کوزنس خبرنگاران را به کارخانه فراخواندند تا تغییرات سیاست های استخدامی خود را به منظور بهبود اوضاع و حفظ کارکنان ، در "هایلند پارک" به اطلاع عموم برسانند.
1.اول اینکه شرکت ساعات کاری را از ۹ ساعت به ۸ ساعت کاهش می دهد.
2.دوم اینکه به جای دو شیفت کاری، سه شیفت کاری خواهد بود؛ که این به معنی خلق فرصت های شغلی فراوان است.
3.اما خبر بزرگ در بخش سوم اعلام عمومی آمد! به دلیل شرایط خاص، شرکت فورد میزان دستمزد روزانه را به ۵ دلار یعنی بیش از دو برابر افزایش می دهد! این به معنای خرج کردن سالانه ۱۰ میلیون دلار اضافی به منظور نگه داشتن، افزایش بهره وری و بهبود اوضاع زندگی کارگران بود!
خبر به سرعت در جنوب شرقی میشیگان پیچید تا جایی که تیتر خبری روزنامه ای این بود: "یک کار سخاوتمندانه باشکوه"!
اما ۵ دلار در روز تبدیل به یک سرمایه گذاری عالی شد! طی یک سال، میزان جابجایی کارگران از ۳۷۰ درصد به ۱۶ درصد کاهش یافت و همزمان؛ بهره وری از ۴۰ درصد به ۷۰ درصد افزایش یافت!
بین سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۹ هنری فورد توانست قیمت خودرو مدل T را از ۸۰۰ دلار به ۳۵۰ دلار کاهش داده، و با افزایش تولید از ۱۸هزار خودرو در سال ۱۹۰۹ به ۱میلیون خودرو در سال ۱۹۲۰؛ موقعیت خود را به عنوان بزرگترین خودروساز جهان تثبیت و خودش را میلیاردر کند!
فورد در مصاحبه با خبرنگاران در همان روز اعلام عمومی گفت:
"ما بجای میلیونر کردن چند کارفرما که از کارگران سخت کار می کشند، به خوشبخت و خشنود کردن ۲۰ هزار انسان (کارگران و کارکنان) اعتقاد داریم."
هنری فورد خوب فهمیده بود که پول باید بچرخد و با توزیع پول میان ۲۰ هزار نفر کارگر و کارمند، علاوه بر بالابردن اشتیاق و وفاداری در آنها؛ به جهت سهیم بودن؛ آنها تبدیل به ۲۰ هزار خریدار خودرو اضافی (علاوه بر فروش روتین) خواهند شد و هر خودرو روی جاده به معنای جذب ده ها مشتری جدید برای محصولات کارخانه فورد خواهد بود که همین برای خلق ثروت ۲۰۰ میلیارد دلاری (به ارزش امروز) فورد کافی بود!
بجای تمرکز روی سخت کار کشیدن از کارکنان و کاهش حقوق و تعدیل به منظور انباشتن ثروت برای چند شریک و سهامدار شرکت، می توانیم تمرکزمان را در "قدم اول" روی توانمندسازی نیروها و کسب ثروت مستقیم از محل بالا رفتن بهره وری و هزینه کردن یا سرمایه گذاری مشتاقانه کارکنان برای محصولاتمان (و یا غیر مستقیم از طریق رونق اقتصادی حاصل از افزایش مصرف)، و سپس روی ترغیب مشتریان عمومی بازار قرار دهیم!
👥@kasbokarinformation👥
تصمیمی که هنری فورد را میلیاردر کرد!
هنری فورد با یک مشکل مواجه بود! رشد روزافزون شهرت خودرو مدل T کارخانه فورد، موجب شد او دوباره به تولید انبوه فکر کند. آقای فورد قبلا در سال ۱۹۱۳ خط مونتاژ متحرک را در "هایلند پارک" خود واقع در ایالت میشیگان راه اندازی کرده بود که خیلی بهتر از آنچه تصور می کرد، کار می کرد. سال قبل از نصب این خط مونتاژ، با دوبرابر کردن تعداد نیروی کار، توانسته بود تولید این خودرو را دوبرابر کند. اما پس از نصب خط مونتاژ ، تقریبا تعداد خودرو تولیدی را با همان تعداد نیروی کار دوبرابر کرد. خط مونتاژ آنقدر کارایی کارخانه را بالابرد که به دلیل ماشین محور شدن کار، در واقع میزان دستمزد پرداختی به کارگران افت کرد!
مشکل اینجا بود که نرخ جابجایی (استخدام و استعفا) کارگران به طرز هشدارآمیزی افزایش یافت. کار کسل کننده و تکراری روی خط مونتاژ موجب دلسردی کارگران می شد و پاسخ آنها به این کارهای تکراری که نیاز به فکر کردن هم نداشت، استعفا و ترک کار بود.
در نتیجه فورد با معاون خود "جِیمز کوزِنس" وارد مشورت شده و تصمیم به انجام یک کار اساسی می گیرد. روز پنجم ژانویه ۱۹۱۴ فورد و کوزنس خبرنگاران را به کارخانه فراخواندند تا تغییرات سیاست های استخدامی خود را به منظور بهبود اوضاع و حفظ کارکنان ، در "هایلند پارک" به اطلاع عموم برسانند.
1.اول اینکه شرکت ساعات کاری را از ۹ ساعت به ۸ ساعت کاهش می دهد.
2.دوم اینکه به جای دو شیفت کاری، سه شیفت کاری خواهد بود؛ که این به معنی خلق فرصت های شغلی فراوان است.
3.اما خبر بزرگ در بخش سوم اعلام عمومی آمد! به دلیل شرایط خاص، شرکت فورد میزان دستمزد روزانه را به ۵ دلار یعنی بیش از دو برابر افزایش می دهد! این به معنای خرج کردن سالانه ۱۰ میلیون دلار اضافی به منظور نگه داشتن، افزایش بهره وری و بهبود اوضاع زندگی کارگران بود!
خبر به سرعت در جنوب شرقی میشیگان پیچید تا جایی که تیتر خبری روزنامه ای این بود: "یک کار سخاوتمندانه باشکوه"!
اما ۵ دلار در روز تبدیل به یک سرمایه گذاری عالی شد! طی یک سال، میزان جابجایی کارگران از ۳۷۰ درصد به ۱۶ درصد کاهش یافت و همزمان؛ بهره وری از ۴۰ درصد به ۷۰ درصد افزایش یافت!
بین سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۹ هنری فورد توانست قیمت خودرو مدل T را از ۸۰۰ دلار به ۳۵۰ دلار کاهش داده، و با افزایش تولید از ۱۸هزار خودرو در سال ۱۹۰۹ به ۱میلیون خودرو در سال ۱۹۲۰؛ موقعیت خود را به عنوان بزرگترین خودروساز جهان تثبیت و خودش را میلیاردر کند!
فورد در مصاحبه با خبرنگاران در همان روز اعلام عمومی گفت:
"ما بجای میلیونر کردن چند کارفرما که از کارگران سخت کار می کشند، به خوشبخت و خشنود کردن ۲۰ هزار انسان (کارگران و کارکنان) اعتقاد داریم."
هنری فورد خوب فهمیده بود که پول باید بچرخد و با توزیع پول میان ۲۰ هزار نفر کارگر و کارمند، علاوه بر بالابردن اشتیاق و وفاداری در آنها؛ به جهت سهیم بودن؛ آنها تبدیل به ۲۰ هزار خریدار خودرو اضافی (علاوه بر فروش روتین) خواهند شد و هر خودرو روی جاده به معنای جذب ده ها مشتری جدید برای محصولات کارخانه فورد خواهد بود که همین برای خلق ثروت ۲۰۰ میلیارد دلاری (به ارزش امروز) فورد کافی بود!
بجای تمرکز روی سخت کار کشیدن از کارکنان و کاهش حقوق و تعدیل به منظور انباشتن ثروت برای چند شریک و سهامدار شرکت، می توانیم تمرکزمان را در "قدم اول" روی توانمندسازی نیروها و کسب ثروت مستقیم از محل بالا رفتن بهره وری و هزینه کردن یا سرمایه گذاری مشتاقانه کارکنان برای محصولاتمان (و یا غیر مستقیم از طریق رونق اقتصادی حاصل از افزایش مصرف)، و سپس روی ترغیب مشتریان عمومی بازار قرار دهیم!
👥@kasbokarinformation👥
تاکتیکهای مذاکره برای جذب سرمایهگذار
جذب سرمایه برای استارتآپها همواره جزئی از هفتخوان کارآفرینی است که اگرچه نمیدانیم خوان چندم است ولی مسیری است که نمیتوان آنرا حذف کرد و حتما بایستی با تمام دشواریهایش پیموده شود.
دنبال حرف اول و آخر نباشید که آن را ایده میگویند یا سرمایه یا تیم یا هر چیز دیگری، مهم آن است که بدون جذب سرمایه خیلی از استارتآپهایی که از تیمهای قوی و ایدههای مناسب و از مدل کسبوکار قابل اتکایی برخوردار بودند، امروزه وجود ندارند چون به دلیل عدم جذب سرمایه مناسب نتوانستهاند حتی شکل بگیرند تا اینکه بخواهند بر اثر چالشهای پیش رو از بین بروند. اینکه یک استارتآپ به دلیل شکست محو شود، خیلی ارزشمندتر از آن است که به دلیل عدم جذب سرمایه، شکل نگرفته حذف شود. پس شاید جزو خوانهای اول بتوان جذب سرمایه را نام برد ولی خوانی دشوارتر در ابتدای مسیر است که دست و پنجه نرم کردن با آن کمی پختگی میخواهد که باتوجه به سن و سال اغلب کارآفرینان استارتآپها این شرایط و موعد زمانی برای مذاکره کمی غیرمنصفانه است. لذا در اکثر استارتآپهای موفق دنیا جلسات مذاکره با سرمایهگذار توسط مذاکرهکنندگان حرفهای و مشاوران سرمایهگذاری و بازاریابی و حتی مشاوران حقوقی اداره و طراحی میشود و موسسان استارتآپ بیشتر به ایفای نقش میپردازند تا طراحی سناریو. البته متقاعد کردن این مشاوران برای همکاری، خود یک نوع مذاکره است و نوعی Pitch محسوب میشود که بایستی بتوان باور مشاوران را برای همکاری جذب کرد حتی اگر قرار باشد بهجای حقالزحمه به آنان سهمی از استارتآپ را ارائه کرد.
سرمایه مانند سایر اجزای استارتآپ از اهمیت ویژهای برخوردار است و کارآفرینان مجبورند برای تحقق آن تمامی تکههای پازل کسبوکار خود را بهدرستی سر جای خود قرار دهند .
جذب سرمایه در هر مرحلهای و از هر شخصیت حقیقی و حقوقی چه سرمایهگذار سنتی و چه سرمایهگذار خطرپذیر مراحل مختلفی دارد ولی یکی از شاخصترین قسمتهای آن جلسه اولیه معرفی استارتآپ و ایده به سرمایهگذار است که به آن Pitch deck گویند.
جلسه پیچدک قاعده و ریزهکاری خود را دارد و ما اگر بخواهیم به آن از ارتفاع چند هزار پایی نگاهی بیندازیم، میتوانیم ماهیت آنرا در سطرهای ذیل ببینیم.
جلسه پیچدک یکی از پرچگالیترین انواع مذاکره است که بایستی در بازه زمان کوتاهی جریان عظیمی از اشتیاق و تمایل در سرمایهگذار ایجاد شود.
این مذاکره پرچگالی در حالت کلی جریانی یکطرفه دارد؛ یعنی جریانی از سوی کارآفرینان به سمت سرمایهگذاران ایجاد میشود. زمانی که این قاعده در جهتدهی جریان، از بین برود و مانند سایر انواع مذاکرات شاهد یک جریان منطقی دوطرفه باشیم، آن وقت باید بگوییم که پیچدک صحیحی را اجرا نکردهایم.
منظور از یکطرفهبودن جریان از سوی کارآفرین به سمت سرمایهگذار این است که در یک پیچدک اثربخش طوری جریان اشتیاق و انگیزه برای سرمایهگذاری روی طرح از سوی کارآفرین و موسسان ایجاد میشود که سرمایهگذار کاملا تحت تاثیر قرار میگیرد و تمایل پیدا میکند روی طرح سرمایهگذاری کند و در صورت ایجاد این تمایل وانگیزه میتوانیم بگوییم موضع و جایگاه مذاکرهکنندگان نیز شکل میگیرد.
اگر این ایجاد جریان انگیزه و اشتیاق به درستی صورت بگیرد و حتی اگر سوالاتی از سوی سرمایهگذار شکل گیرد در واقع کمکی است در شکلگیری این جریان ایجاد انگیزه از سوی کارآفرین.
یکی از شهرهترین جلسات پیچدک مربوط به استارتآپ AirBNB است که ۱۰ برابر انتظار اولیه پیشبینی شده توانست جذب سرمایه کند .
اصول طراحی محتوا یک پیچدک توسط مبتکران مارکتینگ و مشاوران سرمایهگذاری طراحی و تهیه میشود و توسط موسسان و کارآفرینان ارائه میشود.
👥@kasbokarinformation👥
جذب سرمایه برای استارتآپها همواره جزئی از هفتخوان کارآفرینی است که اگرچه نمیدانیم خوان چندم است ولی مسیری است که نمیتوان آنرا حذف کرد و حتما بایستی با تمام دشواریهایش پیموده شود.
دنبال حرف اول و آخر نباشید که آن را ایده میگویند یا سرمایه یا تیم یا هر چیز دیگری، مهم آن است که بدون جذب سرمایه خیلی از استارتآپهایی که از تیمهای قوی و ایدههای مناسب و از مدل کسبوکار قابل اتکایی برخوردار بودند، امروزه وجود ندارند چون به دلیل عدم جذب سرمایه مناسب نتوانستهاند حتی شکل بگیرند تا اینکه بخواهند بر اثر چالشهای پیش رو از بین بروند. اینکه یک استارتآپ به دلیل شکست محو شود، خیلی ارزشمندتر از آن است که به دلیل عدم جذب سرمایه، شکل نگرفته حذف شود. پس شاید جزو خوانهای اول بتوان جذب سرمایه را نام برد ولی خوانی دشوارتر در ابتدای مسیر است که دست و پنجه نرم کردن با آن کمی پختگی میخواهد که باتوجه به سن و سال اغلب کارآفرینان استارتآپها این شرایط و موعد زمانی برای مذاکره کمی غیرمنصفانه است. لذا در اکثر استارتآپهای موفق دنیا جلسات مذاکره با سرمایهگذار توسط مذاکرهکنندگان حرفهای و مشاوران سرمایهگذاری و بازاریابی و حتی مشاوران حقوقی اداره و طراحی میشود و موسسان استارتآپ بیشتر به ایفای نقش میپردازند تا طراحی سناریو. البته متقاعد کردن این مشاوران برای همکاری، خود یک نوع مذاکره است و نوعی Pitch محسوب میشود که بایستی بتوان باور مشاوران را برای همکاری جذب کرد حتی اگر قرار باشد بهجای حقالزحمه به آنان سهمی از استارتآپ را ارائه کرد.
سرمایه مانند سایر اجزای استارتآپ از اهمیت ویژهای برخوردار است و کارآفرینان مجبورند برای تحقق آن تمامی تکههای پازل کسبوکار خود را بهدرستی سر جای خود قرار دهند .
جذب سرمایه در هر مرحلهای و از هر شخصیت حقیقی و حقوقی چه سرمایهگذار سنتی و چه سرمایهگذار خطرپذیر مراحل مختلفی دارد ولی یکی از شاخصترین قسمتهای آن جلسه اولیه معرفی استارتآپ و ایده به سرمایهگذار است که به آن Pitch deck گویند.
جلسه پیچدک قاعده و ریزهکاری خود را دارد و ما اگر بخواهیم به آن از ارتفاع چند هزار پایی نگاهی بیندازیم، میتوانیم ماهیت آنرا در سطرهای ذیل ببینیم.
جلسه پیچدک یکی از پرچگالیترین انواع مذاکره است که بایستی در بازه زمان کوتاهی جریان عظیمی از اشتیاق و تمایل در سرمایهگذار ایجاد شود.
این مذاکره پرچگالی در حالت کلی جریانی یکطرفه دارد؛ یعنی جریانی از سوی کارآفرینان به سمت سرمایهگذاران ایجاد میشود. زمانی که این قاعده در جهتدهی جریان، از بین برود و مانند سایر انواع مذاکرات شاهد یک جریان منطقی دوطرفه باشیم، آن وقت باید بگوییم که پیچدک صحیحی را اجرا نکردهایم.
منظور از یکطرفهبودن جریان از سوی کارآفرین به سمت سرمایهگذار این است که در یک پیچدک اثربخش طوری جریان اشتیاق و انگیزه برای سرمایهگذاری روی طرح از سوی کارآفرین و موسسان ایجاد میشود که سرمایهگذار کاملا تحت تاثیر قرار میگیرد و تمایل پیدا میکند روی طرح سرمایهگذاری کند و در صورت ایجاد این تمایل وانگیزه میتوانیم بگوییم موضع و جایگاه مذاکرهکنندگان نیز شکل میگیرد.
اگر این ایجاد جریان انگیزه و اشتیاق به درستی صورت بگیرد و حتی اگر سوالاتی از سوی سرمایهگذار شکل گیرد در واقع کمکی است در شکلگیری این جریان ایجاد انگیزه از سوی کارآفرین.
یکی از شهرهترین جلسات پیچدک مربوط به استارتآپ AirBNB است که ۱۰ برابر انتظار اولیه پیشبینی شده توانست جذب سرمایه کند .
اصول طراحی محتوا یک پیچدک توسط مبتکران مارکتینگ و مشاوران سرمایهگذاری طراحی و تهیه میشود و توسط موسسان و کارآفرینان ارائه میشود.
👥@kasbokarinformation👥
ایجاد شهر هوشمند در تورنتو
شرکت آلفابت که گوگل تنها یکی از زیرمجموعه های آن است، قصد دارد شهر هوشمندی به مساحت ۸ کیلومتر مربع را در همسایگی تورنتو ایجاد کند.
جانمایی این شهر توسط شعبه گوگل در کانادا انجام شده و این شرکت قصد دارد ساختمان های مرکزی خود را به این شهر هوشمند منتقل کند.
گوگل خود در این زمینه ۵۰ میلیون دلار سرمایه گذاری خواهد کرد تا مرحله اول اجرای این طرح به طور آزمایشی به پایان برسد. اما اجرای کل این طرح به یک میلیارد دلار هزینه و سرمایه گذاری نیاز دارد.
همچنین قرار است مقامات محلی شهر تورنتو نیز در این زمینه ۱.۲۵ میلیارد دلار سرمایه گذاری کنند. جاستین ترودو نخست وزیر کانادا هدف از این اقدام را هوشمندتر کردن، سبزتر کردن و افزایش شمول و جامعیت شهرها توصیف کرده و اظهار امیدواری نموده هوشمندسازی شهرها از تورنتو فراتر رود و همه جهان را در بر گیرد.
مهم ترین ویژگی این شهر هوشمند متحول سازی سیستم حمل و نقل و زیرساخت های آن با استفاده از دستاوردهای دنیای فناوری است. ایجاد مسکن با قیمت مناسب و سیاست گذاری شفاف دولتی در ارتباط با محافظت از داده ها و حریم شخصی ویژگی دیگر این شهر است. در این شهر از فناوری های حمل و نقل خودکار، سیستم های تامین انرژی دوستدار محیط زیست و غیره استفاده خواهد شد.
👥@kasbokarinformation👥
شرکت آلفابت که گوگل تنها یکی از زیرمجموعه های آن است، قصد دارد شهر هوشمندی به مساحت ۸ کیلومتر مربع را در همسایگی تورنتو ایجاد کند.
جانمایی این شهر توسط شعبه گوگل در کانادا انجام شده و این شرکت قصد دارد ساختمان های مرکزی خود را به این شهر هوشمند منتقل کند.
گوگل خود در این زمینه ۵۰ میلیون دلار سرمایه گذاری خواهد کرد تا مرحله اول اجرای این طرح به طور آزمایشی به پایان برسد. اما اجرای کل این طرح به یک میلیارد دلار هزینه و سرمایه گذاری نیاز دارد.
همچنین قرار است مقامات محلی شهر تورنتو نیز در این زمینه ۱.۲۵ میلیارد دلار سرمایه گذاری کنند. جاستین ترودو نخست وزیر کانادا هدف از این اقدام را هوشمندتر کردن، سبزتر کردن و افزایش شمول و جامعیت شهرها توصیف کرده و اظهار امیدواری نموده هوشمندسازی شهرها از تورنتو فراتر رود و همه جهان را در بر گیرد.
مهم ترین ویژگی این شهر هوشمند متحول سازی سیستم حمل و نقل و زیرساخت های آن با استفاده از دستاوردهای دنیای فناوری است. ایجاد مسکن با قیمت مناسب و سیاست گذاری شفاف دولتی در ارتباط با محافظت از داده ها و حریم شخصی ویژگی دیگر این شهر است. در این شهر از فناوری های حمل و نقل خودکار، سیستم های تامین انرژی دوستدار محیط زیست و غیره استفاده خواهد شد.
👥@kasbokarinformation👥
The account of the user that created this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 28 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have a creator.
The account of the user that created this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 19 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have a creator.
The account of the user that created this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 8 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have a creator.