سفر از ذهن تا آگاهی
28 subscribers
30 photos
1 video
7 files
7 links
درون توست اگر خلوتی و انجمنیست
برون زخویش کجا میروی ؟ جهان خالیست
“بیدل دهلوی”
آگاهی یعنی دانستن اینکه من خالق زندگی خویشم و نه قربانی مفهومی به نام سرنوشت! اینجا جاییست که می‌آموزیم چگونه با گفتار، پندار و کردار ، واقعیت جدید زندگی‌مان را خلق کنیم.
Download Telegram
روز همگی بخیر
جلسه فردا دوباره تو اتاق ۴۰۳ طبقه چهارم برگزار میشه.
به امید دیدارتون👋🤗🥰
دوستای عزیز، امروز بخاطر صحبتهایی که شد، شاید یه سری احساسات و انرژیهایی تو خیلی از ما بیدار شد که فرصت نکردیم در موردش زیاد صحبت کنیم. و همین که نتونستیم به اندازه کافی در موردش صحبت کنیم شاید باعث ناآرامی خیلیهامون بشه. پیشنهاد میکنم و خیلی خوشحال میشم که اگه تونستید انجامش بدید🙏
قبل از اینکه بخوابید لطفا فقط سه دقیقه نه بیشتر توی یه گوشه دنج این چند تا جمله ( یا فقط بعضی از جملات رو ) یا تو دلتون یا با صدای بلند به خودتون بگید:

من در امنیت کامل هستم و‌اونچه که حس میکنم فقط نشانه های تغییره

من در مسیر امنِ رها کردن گذشته و انتخاب مسیر شفای درون هستم

زخم‌های قدیمی من دیده می‌شن، شنیده می‌شن و حالا اجازه‌ی ترمیم دارن

لازم نیست برای ادامه‌ی زندگی، درد گذشته رو با خودم حمل کنم

من شایسته‌ی آرامش، عشق و شروعی تازه هستم

بدنم و ذهنم می‌دونن چطور شفا پیدا کنن؛ من به این فرایند اعتماد دارم.

هر روز، حتی با قدم‌های کوچک، به نسخه‌ی سالم‌تر و رهاتر خودم نزدیک‌تر می‌شم.


امشب به خودم اجازه می‌دم استراحت کنم و فردا رو سبک‌تر شروع کنم.

من در امنیت کامل هستم❤️


و اگه دوست داشتید این رو هم گوش بدید:
https://youtu.be/-aeGiT17fQg?si=GN3Vg0Nop-m_r_Z9

برای دوستانی که با زبان انگلیسی راحتن این مدیتیشن میتونه خیلی کمک کنه:

https://youtu.be/KW675ZFyIwI?si=WJtEMDCd7jafK_yB

برای همگی از ته دل یه شب آروم رو آرزو دارم❤️🌙
خلاصه مطالب جلسه چهارم 🌸

(جمع‌بندی تغییر باور و ساختن زندگی جدید)

منطقه امن چیه و چرا بدن مقاومت می‌کنه؟

منطقه امن همون جاییه که ذهن و بدن بهش عادت کردن.
حتی اگه اون فضا برامون دردناک باشه، ولی چون آشناست، حس امنیت کاذب می‌ده.

وقتی می‌خوایم یه باور قدیمی رو تغییر بدیم (مثلاً «من کافی نیستم»)،
در واقع داریم یه مسیر عصبی قدیمی رو که سال‌ها ازش استفاده کردیم، کنار می‌ذاریم.

بدن مقاومت می‌کنه چون:
• به الگوی قبلی عادت کرده
• با همون احساسات قبلی هویت ساخته
• تغییر رو مساوی با خطر می‌بینه

ذهن قدیمی میگه:
«همین که هستی بمون، حداقل بلدم اینجوری زنده بمونم!»



یادزدایی (Unlearning) یعنی چی؟

یادزدایی یعنی
آگاهانه تصمیم بگیریم از یه باور یا الگوی قدیمی دیگه استفاده نکنیم.

از نظر عصبی وقتی یه شبکه عصبی کمتر استفاده می‌شه:
• ارتباطاتش ضعیف‌تر می‌شن
• سیناپس‌ها کم‌کم هرس می‌شن
• مسیر جدیدی که تمرین می‌کنیم قوی‌تر می‌شه

یعنی واقعاً مغز داره سیم‌کشی جدید انجام می‌ده.

پس هر بار که به جای واکنش قدیمی، یه انتخاب تازه می‌کنیم،
داریم مسیر جدید رو قوی‌تر و مسیر قبلی رو ضعیف‌تر می‌کنیم.



خویشتن پذیری

لوئیز هی می‌گه:
مهم‌ترین قدم برای هر تغییری اینه که همین الان خودت رو همون‌طور که هستی بپذیری.

چرا این مهم‌ترین قدمه؟

چون تغییر از تنفر و سرزنش شروع نمی‌شه.
تغییر واقعی از عشق و پذیرش شروع می‌شه.

وقتی با خودت می‌جنگی،
بدنت وارد حالت بقا می‌شه.
ولی وقتی خودت رو می‌پذیری،
سیستم عصبی آروم می‌شه
و تازه امکان رشد ایجاد می‌شه.




چرا این مفاهیم برای تغییر زندگی مهمن و چطور باید انجام بشن؟

تغییر بیرون از درون شروع می‌شه.
و این چند تا اصل پایه‌ای‌ترین ابزارهای تغییرن:



۱. سرزنش نکردن خود و دیگران

سرزنش یعنی موندن در گذشته.
وقتی تقصیر رو گردن خودمون یا دیگران می‌ندازیم،
قدرت تغییر رو از خودمون می‌گیریم.

تغییر زمانی شروع می‌شه که بگیم:
«باشه، این تجربه بوده. حالا از اینجا به بعد چی؟»



۲. پذیرش خود در لحظه اکنون

نه نسخه آینده‌مون.
نه نسخه ایده‌آل‌مون.
همین آدمی که الان هستیم.

پذیرش یعنی گفتن:
«من همین‌جا هم ارزشمندم.»

این پذیرش، زمینه امن رشد رو می‌سازه.



۳. بخشیدن خود و دیگران

بخشش یعنی آزاد کردن خودمون از بند گذشته.
نه اینکه بگیم اتفاق درست بوده،
بلکه بگیم:
«نمی‌خوام دیگه انرژی‌مو صرف این درد کنم.»

تا وقتی گذشته رو نگه داشتیم،
دست‌هامون برای ساختن آینده خالی نیست.

بخشش لطفی هست که داریم در حق خودمون انجام میدیم! بخشش یعنی رهایی از گذشته!
موندن تو انرژی گذشته یعنی تکرار باورهای گذشته و تکرار باورهای گذشته یعنی تمرار تجربه های تکراری گذشته!


۴. شفقت و همدلی به جای دلسوزی

دلسوزی یعنی نگاه از بالا به پایین.
شفقت یعنی:
«می‌فهممت. کنارت هستم.»

وقتی با خودمون شفقت داشته باشیم،
سیستم عصبی آروم می‌شه
و احساس امنیت شکل می‌گیره.



۵. عزت نفس و خوددوستی (Self-Love)

خوددوستی یعنی انتخاب‌هایی بکنم که به نفع رشد منه.
مرز سالم بذارم.
به خودم احترام بذارم.
با خودم مهربون حرف بزنم.

این پایه همه تغییره.

آدمی که خودش رو دوست داره، آرومه. از درون احساس «کافی بودن» داره.

اما غرور یا خودشیفتگی توخالی معمولاً یه زره دفاعیه.
پشتش ترسه:
• ترس از کافی نبودن
• ترس از طرد شدن
• ترس از دیده نشدن

غرور می‌گه: «من از همه بهترم.»
ولی تهش یه صدای پنهانه که می‌گه: «نکنه من کافی نباشم…»

خوددوستی از عشق میاد
غرور از ترس!


۶. تمرین آینه (Mirror Work)

یکی از عمیق‌ترین تمرین‌های لوئیز هی.

روزانه ۵ تا ۱۰ دقیقه
جلوی آینه فقط تو چشم‌های خودت نگاه کن.

اسم خودتو صدا بزن و بگو:
«… ، من دوستت دارم.»
«همین‌طور که هستی قبولت دارم.»

ممکنه اولش سخت باشه.
ممکنه اشک بیاد.
ممکنه مقاومت بیاد بالا.

این یعنی دقیقاً داری به همون جایی دست می‌زنی که نیاز به ترمیم داره.

چرا این تمرین کار می‌کنه؟
• تماس چشمی مستقیم با خودت، سیستم عصبی رو درگیر می‌کنه
• پیام عشق مستقیم وارد ناخودآگاه می‌شه
• کودک درون حس دیده شدن می‌گیره
• شبکه‌های عصبی «من کافی نیستم» کم‌کم ضعیف می‌شن

تکرار روزانه باعث می‌شه مغز باور جدید رو به عنوان واقعیت بپذیره.



۷. مسئولیت‌پذیری

مسئولیت‌پذیری یعنی قبول کنیم:

آنچه الان در زندگی فردی‌مون تجربه می‌کنیم
تا حد زیادی انعکاس ارتعاشات درونی خودمونه.

نه از سر سرزنش.
نه از سر گناه.
بلکه از سر قدرت.

وقتی می‌گیم «زندگی قانونمنده» منظور اینه که جهان تصادفی و بی‌حساب‌وکتاب کار نمی‌کنه.
یه‌سری قوانین انرژی توش فعاله؛
مثل قانون علت و معلول،
قانون ارتعاش،
قانون جذب.

یعنی هر چیزی که ما در سطح فکر، احساس، گفتار و رفتار از خودمون ساطع می‌کنیم،
داره یه موج می‌فرسته بیرون.
و اون موج، دیر یا زود، به شکلی برمی‌گرده.

1
یعنی همه‌چی تقصیر ماست؟

نه. این نگاه اصلاً برای مقصر پیدا کردن نیست.
این نگاه برای برگردوندن قدرت خلق به خودمونه.

فرقش اینه:

قربانی می‌گه:
«دنیا با من این کارو کرد.»

فرد مسئول می‌گه:
«چه ارتعاشی در من فعال بوده که این تجربه رو جذب کرده؟
و از اینجا به بعد چی رو انتخاب می‌کنم؟»



در سطح فردی

اگر سال‌ها با خودم فکر کردم:
«من کافی نیستم»
«آدم‌ها قابل اعتماد نیستن»
«پول سخت به دست میاد»

این‌ها فقط جمله نیستن.
اینا ارتعاشن.
و زندگی شروع می‌کنه شرایطی بسازه که این باورها رو تأیید کنه.

چرا؟
چون ذهن ناخودآگاه همیشه دنبال اثبات باورهای قبلیه.

وقتی مسئولیت می‌پذیرم، می‌گم:
باشه. شاید ناآگاهانه این الگو رو ساختم.
ولی الان آگاه شدم.
و می‌تونم تغییرش بدم.



در سطح جمعی

همین قانون در مقیاس جمعی هم کار می‌کنه.

وقتی اکثریت یه جامعه:
• در ترس مزمن زندگی می‌کنن
• در خشم و نفرت می‌مونن
• یا احساس بی‌قدرتی دارن

اون ارتعاش جمعی، واقعیت‌های جمعی خلق می‌کنه.

ولی برعکسش هم صادقه.

وقتی یه تعداد آگاه:
• مسئولیت ارتعاش خودشون رو می‌پذیرن
• آگاهانه صلح، عشق و ثبات رو تمرین می‌کنن
• واکنش‌های هیجانی رو تبدیل به پاسخ آگاهانه می‌کنن

اون‌ها دارن موج متفاوتی وارد میدان جمعی می‌کنن.



چرا این نگاه مهمه؟

چون تا وقتی فکر کنیم همه‌چیز بیرون از ما تعیین می‌شه،
در نقش قربانی می‌مونیم.

ولی وقتی بپذیریم:

من با افکارم
با کلماتی که استفاده می‌کنم
با داستانی که درباره خودم تعریف می‌کنم
و با واکنش‌هام

دارم در حال شکل دادن به آینده‌ام هستم…

اون لحظه، قدرت برمی‌گرده.



مسئولیت‌پذیری یعنی سرزنش نکردن، بلکه انتخاب آگاهانه

این مفهوم اصلاً معنیش این نیست که:

«پس هر اتفاق بدی افتاده تقصیر خودته.»

نه.
بعضی اتفاق‌ها حاصل ارتعاشات تاریخی، جمعی و پیچیده‌ان.

اما حتی اون‌جا هم
مسئولیت‌پذیری یعنی انتخاب کنیم:

من قراره با این اتفاق چطور پاسخ بدم؟
در ترس بمونم؟
یا ازش رشد بسازم؟



خلاصه ساده و کاربردی 🌿

مسئولیت‌پذیری یعنی:

من قربانی شرایط نیستم.
من هم‌خلق‌کننده تجربه‌هام هستم.

و اگر چیزی در زندگی‌م دوست ندارم،
به‌جای جنگیدن با بیرون،
ارتعاش درونم رو تغییر می‌دم.

چون وقتی فکر تغییر می‌کنه،
احساس تغییر می‌کنه.
وقتی احساس تغییر می‌کنه،
انتخاب تغییر می‌کنه.
و وقتی انتخاب تغییر می‌کنه،
مسیر زندگی هم تغییر می‌کنه.

و این یعنی برگشتن به قدرت خالق بودن. 🌱.



۸. رها کردن ترس‌ها و عبور از منطقه امن

رشد همیشه یه مقدار ناآرامی داره و باعث میشه که اوایل احساس سردرگمی کنیم.
چون داریم از آشنا عبور می‌کنیم و وارد دنیای ناشناخته ها میشیم.

اما هر بار که یه قدم کوچیک بیرون از منطقه امن برمی‌داریم،
به مغزمون یاد می‌دیم:
«من امنم، حتی در تغییر.»



۹. قدردانی و شکرگزاری 🌿

قدردانی یکی از سریع‌ترین راه‌های بالا بردن ارتعاشه.
وقتی روی داشته‌هامون تمرکز می‌کنیم:
• مغز دنبال چیزهای خوب بیشتری می‌گرده
• سیستم عصبی وارد حالت آرامش می‌شه
• احساس وفور فعال می‌شه

شکرگزاری یعنی اعلام به جهان:
«من آماده دریافت بیشترم.»



جمع‌بندی نهایی 🌸

تغییر واقعی از جنگیدن با خودمون شروع نمی‌شه.
از دوست داشتن خودمون شروع می‌شه.

وقتی:
• خودمون رو تحقیر نکنیم
• ببخشیم
• بپذیریم
• مسئولیت بگیریم
• و هر روز آگاهانه باور جدید رو تمرین کنیم.
اون‌وقت مغز، بدن و انرژی ما
همه با هم شروع می‌کنن به ساختن واقعیت جدید.
و این یعنی:
ما قربانی گذشته نیستیم.
ما خالق آینده‌ایم. 💛
دوستان عزیز لطفا اگه وقت داشتید و دوست داشتید چند تا از تمرینهای مربوط به خویشتن پذیری که ساده و‌مشخص هست رو‌ خودتون انجام بدید. دیروز وقت نکردیم رو این مبحث کار کنیم .حتما جلسه بعدی مواردی که ناآشنا هستند رو باهم مرور میکنیم. 🙏
Forwarded from Mahboub
Forwarded from Mahboub
در شرایطی که فشار روانی جمعی بالاست و بسیاری از ما با احساساتی مثل اضطراب، بی‌قراری، خستگی یا ناتوانی در تمرکز روبه‌رو هستیم، وجود فضاهای حمایتی و همدلانه بیش از همیشه ضروری‌ست.
در این جلسه با تمرین‌های تنفسي و مشاهده ي بدن تلاش ميكنيم تا ارامش رو به بدنمون برگردونيم و دوباره با بدن و درون خود ارتباط برقرار کنیم.

در صورت امكان همراه خودتون مت يوگا بياريد و اگر امكانش رو نداريد اعلام كنيد تا براتون تهيه بشه. براي كساني كه امكان نشستن روي زمين رو ندارن، ميتونن تمرينات رو روي صندلي انجام بدن.
لطفا لباس هاي راحت بپوشيد و در صورت نياز همراهتون بطري اب بياريد.

منتظر حضور گرمتون هستيم❤️.

🗓 سه‌شنبه ١٧ فوريه ۲۰۲۶
ساعت ١٨:٠٠-١٩:٣٠
📍 Humboldt-Haus

برای شرکت در کارگاه، لطفاً به آیدی زیر پیام دهید:
@Mahboobehms
3
سفر از ذهن تا آگاهی pinned «پیاده روی / جنگل گردی🌳»
سفر از ذهن تا آگاهی pinned «در شرایطی که فشار روانی جمعی بالاست و بسیاری از ما با احساساتی مثل اضطراب، بی‌قراری، خستگی یا ناتوانی در تمرکز روبه‌رو هستیم، وجود فضاهای حمایتی و همدلانه بیش از همیشه ضروری‌ست. در این جلسه با تمرین‌های تنفسي و مشاهده ي بدن تلاش ميكنيم تا ارامش رو به بدنمون…»