در هنگام صحبت كردن با دیگران از لغاتی استفاده كنید كه حس احترام، شادی و موفقیت را در آنها زنده كند. پیش از اینكه هر یك از پروژههای خود را عملی كنید، نتیجه موفقیتبخش آن را در ذهن خود مجسم كنید، اگر این كار را با تمركز و ایمان كامل انجام دهید، مطمئناً از نتیجه بهدست آمده شگفتزده خواهید شد. سعی كنید حداقل روزی یكبار یك صفحه از اشعار امیدبخش ادبی را مطالعه كنید. فیلم و سریالهایی را تماشا كنید كه باعث ایجاد خوشحالی در شما میشوند. اخبار نگاه كنید و روزنامه بخوانید اما این كار را كاملاً بیطرفانه و بدون جانبداری از فرد یا گروه خاصی انجام دهید.
🍦@zebazehn🍦
🍦@zebazehn🍦
شخصیت کاریزماتیک چیست؟
افرادی كه انرژى مثبت دارند،
اغلب مهربان و با عاطفه هستند،
به زمين و زمان مهربانی مي كنند،
غصه دارند اما آن را قصه نمی كنند تا خُلق مردم را تنگ نکنند،
اغلب افرادى خوش خُلقند،
دنبال نقاط مثبت هستند،
در برابر نا ملايمات زندگی خم به ابرو نمی آورند.
اين افراد در بلند مدت يك نيرویی بدست می آورند كه از همه لحاظ مورد قبول اطرافيان هستند و به قول روانشناسان "شخصیت كاريزماتیک" دارند.
کاریزماتیک باشید، پر از ديد مثبت!
☕ @zebazehn☕
افرادی كه انرژى مثبت دارند،
اغلب مهربان و با عاطفه هستند،
به زمين و زمان مهربانی مي كنند،
غصه دارند اما آن را قصه نمی كنند تا خُلق مردم را تنگ نکنند،
اغلب افرادى خوش خُلقند،
دنبال نقاط مثبت هستند،
در برابر نا ملايمات زندگی خم به ابرو نمی آورند.
اين افراد در بلند مدت يك نيرویی بدست می آورند كه از همه لحاظ مورد قبول اطرافيان هستند و به قول روانشناسان "شخصیت كاريزماتیک" دارند.
کاریزماتیک باشید، پر از ديد مثبت!
☕ @zebazehn☕
دو آهنگ بی کلام آرامش بخش تقدیم به شما زیباذهنی های عزیزم چهارشنبه شب پر آرامشی داشته باشین.
Forwarded from شهلامعینی
ایرادگیرها و از خود مطمئن فیلم جنگی می بینند
فرد علاقهمند به فیلمهای مربوط به جنگ، اسیران جنگی، عملیاتهای مخفی نظامی و آموزش نظامی (War) فردی آشفته، سردرگم، سرزنشگر، ایرادگیر، خودكامه و ارباب است و مانند بالادستها رفتار میكند. این افراد فشار خون بالایی دارند. صدای شان خشن، گرفته و اغلب زیر و بلند است. به احساسات و افكار دیگران اهمیت زیادی نمیدهند و منزوی، سرد و از خود مطمئن به نظر میرسند.
فرد علاقهمند به فیلمهای مربوط به جنگ، اسیران جنگی، عملیاتهای مخفی نظامی و آموزش نظامی (War) فردی آشفته، سردرگم، سرزنشگر، ایرادگیر، خودكامه و ارباب است و مانند بالادستها رفتار میكند. این افراد فشار خون بالایی دارند. صدای شان خشن، گرفته و اغلب زیر و بلند است. به احساسات و افكار دیگران اهمیت زیادی نمیدهند و منزوی، سرد و از خود مطمئن به نظر میرسند.
Forwarded from شهلامعینی
یك دلهره عجیب
علاقهمندان به فیلمهای هیجانانگیز كه در آنها تعلیق، كشش و هیجان به عنوان عناصر اصلی استفاده شده است (Thriller) اشخاصی هستند وابسته به پاداش و گشادهرو. اینها نسبت به سایر افراد گرما، صمیمیت و مهربانی بیشتری دارند و در عین حال بیانگیزگی، گوشهگیری، سردی و استقلالشان كمتر است. اینها برای لذتجویی و جستوجو كردن تجربیات تازه كمتر تمركز میكنند. این دسته افراد زندگی جالب، غیرمعمولی و اغلب عجیب و غریبی دارند.
علاقهمندان به فیلمهای هیجانانگیز كه در آنها تعلیق، كشش و هیجان به عنوان عناصر اصلی استفاده شده است (Thriller) اشخاصی هستند وابسته به پاداش و گشادهرو. اینها نسبت به سایر افراد گرما، صمیمیت و مهربانی بیشتری دارند و در عین حال بیانگیزگی، گوشهگیری، سردی و استقلالشان كمتر است. اینها برای لذتجویی و جستوجو كردن تجربیات تازه كمتر تمركز میكنند. این دسته افراد زندگی جالب، غیرمعمولی و اغلب عجیب و غریبی دارند.
عارفی را پرسیدند :
زندگی به "" جبر "" است یا به "" اختیار "" ؟
پاسخ داد :
امروز را به "" اختیار "" است...
تا چه بکارم ...
اما
فردا ""جبر "" است... چرا که به "" اجبار "" باید درو کنم هر آنچه را که دیروز به ""اختیار"" کاشته ام .
حباب ها همیشه قربانی هوای درون خودشان هستند.
"افکار امروز"
نقش مهمی در "فردای تو دارد"
تکرار اشتباه دیگر اشتباه نیست
انتخاب است... معینی
زندگی به "" جبر "" است یا به "" اختیار "" ؟
پاسخ داد :
امروز را به "" اختیار "" است...
تا چه بکارم ...
اما
فردا ""جبر "" است... چرا که به "" اجبار "" باید درو کنم هر آنچه را که دیروز به ""اختیار"" کاشته ام .
حباب ها همیشه قربانی هوای درون خودشان هستند.
"افکار امروز"
نقش مهمی در "فردای تو دارد"
تکرار اشتباه دیگر اشتباه نیست
انتخاب است... معینی
#پيام_صبحگاهي
خداوندا!از رؤیاهای ما مراقبت کن،چرا که رؤیا داشتن شیوه ای برای نیایش است.کاری کن تا فارغ از سن و سال و شرایط،شعله ی مقدس امید و پایداری را در قلب خود روشن نگاه داریم.
خداوندا!از زندگی ما مراقبت کن،زیرا زندگی یگانه راهی است که برای تجلی معجزه ی تو داریم .
باشد که زمین،همچنان بذر را گندم کند و ما همچنان گندم را نان کنیم.و این ممکن است؛تنها اگر عشق بورزیم که در این صورت هرگز تنها نمانیم .
خداوندا!همراهی ات را همواره ارزانی ما کن و همراهی کن مردان و زنانی را که شک دارند،پیش میروند،رؤیا می بینند،شیفته اند و زندگی میکنند؛به گونه ای که انگار هر روزشان سراسر وقف جلال توست...
تو اين روزاي سرد زمستوني دلتون گرم از ايمان و اميد به وقوع معجزات
سلام دوستان عزیزصبحتون بخیر🌺🌺🌺
خداوندا!از رؤیاهای ما مراقبت کن،چرا که رؤیا داشتن شیوه ای برای نیایش است.کاری کن تا فارغ از سن و سال و شرایط،شعله ی مقدس امید و پایداری را در قلب خود روشن نگاه داریم.
خداوندا!از زندگی ما مراقبت کن،زیرا زندگی یگانه راهی است که برای تجلی معجزه ی تو داریم .
باشد که زمین،همچنان بذر را گندم کند و ما همچنان گندم را نان کنیم.و این ممکن است؛تنها اگر عشق بورزیم که در این صورت هرگز تنها نمانیم .
خداوندا!همراهی ات را همواره ارزانی ما کن و همراهی کن مردان و زنانی را که شک دارند،پیش میروند،رؤیا می بینند،شیفته اند و زندگی میکنند؛به گونه ای که انگار هر روزشان سراسر وقف جلال توست...
تو اين روزاي سرد زمستوني دلتون گرم از ايمان و اميد به وقوع معجزات
سلام دوستان عزیزصبحتون بخیر🌺🌺🌺
🔮#داستانهای_افراد_موفق:
کاظم قلم چي، متولد دي ماه سال 1334، تهران-ميدان خراسان. يک برادر دارد. مادر و خاله هاي قلم چي فرهنگي بودند، کاظم قلم چي زياد از پدر خود که حدود 30 سال از او دور بوده صحبت نمي کند و بيشترين تاکيد وي بر روي نقش مادرش در زندگي اوست، قلم چي مي گويد يکي از دلايل مهمي که وارد حوزه آموزش شده است شغل مادر او، يعني معلمي بوده است.
در بالاترين طبقه ساختمان بزرگ بنياد قلم چي، در محل سالن کنفرانس اين بنياد منتظر کاظم قلم چي هستيم. در بالاي سالن باز مي شود. بنيان گذار بنياد قلم چي، بزرگترين سازمان بخش خصوصي در امر آموزش، چيزي شبيه به آموزش و پرورش خصوصي وارد سالن مي شود. مردي ميانسال با قامت حدودا 165 سانتي متر و کت و شلوار سورمه اي رنگ در چهارچوب در جاي مي گيرد، يک مکث کوتاه مي کند. قدم هاي کوتاه و سريع دارد. مستقيم و سريع به سمت بالاترين صندلي سالن مي رود. قبل از پاسخ به هر سوالي ـ در مورد زندگي شخصي ـ ابتدا چند لحظه به روبرو خيره مي شود.
مردي که زندگي پرحادثه اي داشته و تمايل چنداني به بازگويي حوادث زندگي خود به خصوص در سال هاي پاياني دهه 70 ندارد، سال هايي که او از آنها حرفي نمي زند اما برخي معتقدند قلم چي به دليل عقايد چپ گرايانه خود در زندان به سر برده و به همين دليل هم از آموزش و پرورش اخراج شده است. مشخص است که لااقل او در حال حاضر در حال حاضر اهل ايراد گرفتن به شرايط و به چالش کحشيدن موضوعات نيست و در گفته هاي خود نيز چند بار به اين موضوع اشاره مي کند. به نظر مي رسد دسته کم در حال حاضر به کاري که مي کند بيشتر اهميت بدهد، جاي خالي او در مصاحبه ها و اظهار نظر ها به خوبي بيانگر اين موضوع است.
کاظم قلم چي، متولد دي ماه سال 1334، تهران-ميدان خراسان. يک برادر دارد. مادر و خاله هاي قلم چي فرهنگي بودند، کاظم قلم چي زياد از پدر خود که حدود 30 سال از او دور بوده صحبت نمي کند و بيشترين تاکيد وي بر روي نقش مادرش در زندگي اوست، قلم چي مي گويد يکي از دلايل مهمي که وارد حوزه آموزش شده است شغل مادر او، يعني معلمي بوده است.
او از شرايط بد اقتصادي خانواده در سنين کودکي تا نوجواني مي گويد و اينکه از کلاس چهارم ابتدايي مجبور به کار شده و در سه سال آخر دبيرستان ترک تحصيل کرده است. طي دوره تحصيلش در حدود 13 مدرسه درس خوانده و در نهايت در رشته رياضي فارغ التحصيل شده است. در حال حاضر بنيانگذار بنياد قلم چي يک پسر و يک دختر به نام هاي پندار و پرستو دارد که يکي در رشته کاميپوتر تحصيل مي کند و ديگري در مقطع دوم دبيرستان. جالب آنکه فرزند کاظم قلم چي خود در دبيرستان دولتي تحصيل مي کند.
🔮شما کجا متولد شديد، چه کسي از اعضاي خانواده بيشتر در زندگي شما نقش ايفا کرد؟
من متولد سال 1334 در يکي از مناطق جنوب شرقي تهران هستم. تقريبا مي توانم بگويم بيشترين نقش را در زندگي من مادرم ايفا کردند. در دوره اي که من هشت سالم بود، او(مادرم) تا کلاس شش دبستان درس خوانده بود اما هم زمان درس هم ميداد. در يک دبستاني تدريس مي کرد براي کلاس پنجم دبستان. در مدرسه اسلامي موحدين در خيابان جهان پناه که نزديک ميدان خراسان بود. و بعد سال هاي دبيرستان را شبانه درس مي خواند، شش سال دبيرستان را در سه سال خواند. هر دو سال را در يک سال مي خواند و در همه دوره هاي تحصيلش در تهران شاگرد اول بود. در فوق ديپلم تربيت معلم شرکت کرد، در آنجا شاگرد اول شد. در کنکور شرکت کرد و در رشته ادبيات دانشگاه تهران براي مقطع ليسانس پذيرفته شد. و بعد در مقطع فوق ليسانس در رشته علوم اجتماعي در همان دانشگاه تهران قبول شد. همزمان هم درس مي خواند و درس مي داد و هم سرپرستي ما را داشت. وقتي من در سال 1352 وارد دانشکده فني دانشگاه تهران شدم، مادرم هم همزمان دانشجو بود و البته مي خواست براي دکتري بخواند که سرطان گرفت و فکر مي کنم در سن 43 سالگي فوت کرد.
🔮از بين اعضاي خانواده شما در حال حاضر به جز شما شخص ديگري هم در اين حوزه يعني آموزش فعاليت دارد؟
نه، فقط من هستم.
🔮نام فاميل شما يعني «قلم چي» سنخيت جالبي با نوع فعاليت شما دارد، آيا اين فعاليت در خانواده شما موروثي است؟
من از پدرم شنيدم که مثل اينکه پدر بزرگم نويسنده بوده يا در چنين زمينه هايي کار مي کردند براي همين نام فاميل را قلم چي انتخاب کردند.
🔮از دوره تحصيل خودتان بگوييد، در آن دوره هيچ وقت تجديد يا رد شده بوديد؟
نه، من هميشه در دوره تحصيلم يا شاگرد اول بودم يا شاگرد دوم. علت عمده آن هم اين بود که از دوره ابتدايي تا دبيرستان مادرم هميشه ما را حمايت آموزشي مي کرد. و هميشه به ما درس مي داد.
Telegram.me/zebazehn
کاظم قلم چي، متولد دي ماه سال 1334، تهران-ميدان خراسان. يک برادر دارد. مادر و خاله هاي قلم چي فرهنگي بودند، کاظم قلم چي زياد از پدر خود که حدود 30 سال از او دور بوده صحبت نمي کند و بيشترين تاکيد وي بر روي نقش مادرش در زندگي اوست، قلم چي مي گويد يکي از دلايل مهمي که وارد حوزه آموزش شده است شغل مادر او، يعني معلمي بوده است.
در بالاترين طبقه ساختمان بزرگ بنياد قلم چي، در محل سالن کنفرانس اين بنياد منتظر کاظم قلم چي هستيم. در بالاي سالن باز مي شود. بنيان گذار بنياد قلم چي، بزرگترين سازمان بخش خصوصي در امر آموزش، چيزي شبيه به آموزش و پرورش خصوصي وارد سالن مي شود. مردي ميانسال با قامت حدودا 165 سانتي متر و کت و شلوار سورمه اي رنگ در چهارچوب در جاي مي گيرد، يک مکث کوتاه مي کند. قدم هاي کوتاه و سريع دارد. مستقيم و سريع به سمت بالاترين صندلي سالن مي رود. قبل از پاسخ به هر سوالي ـ در مورد زندگي شخصي ـ ابتدا چند لحظه به روبرو خيره مي شود.
مردي که زندگي پرحادثه اي داشته و تمايل چنداني به بازگويي حوادث زندگي خود به خصوص در سال هاي پاياني دهه 70 ندارد، سال هايي که او از آنها حرفي نمي زند اما برخي معتقدند قلم چي به دليل عقايد چپ گرايانه خود در زندان به سر برده و به همين دليل هم از آموزش و پرورش اخراج شده است. مشخص است که لااقل او در حال حاضر در حال حاضر اهل ايراد گرفتن به شرايط و به چالش کحشيدن موضوعات نيست و در گفته هاي خود نيز چند بار به اين موضوع اشاره مي کند. به نظر مي رسد دسته کم در حال حاضر به کاري که مي کند بيشتر اهميت بدهد، جاي خالي او در مصاحبه ها و اظهار نظر ها به خوبي بيانگر اين موضوع است.
کاظم قلم چي، متولد دي ماه سال 1334، تهران-ميدان خراسان. يک برادر دارد. مادر و خاله هاي قلم چي فرهنگي بودند، کاظم قلم چي زياد از پدر خود که حدود 30 سال از او دور بوده صحبت نمي کند و بيشترين تاکيد وي بر روي نقش مادرش در زندگي اوست، قلم چي مي گويد يکي از دلايل مهمي که وارد حوزه آموزش شده است شغل مادر او، يعني معلمي بوده است.
او از شرايط بد اقتصادي خانواده در سنين کودکي تا نوجواني مي گويد و اينکه از کلاس چهارم ابتدايي مجبور به کار شده و در سه سال آخر دبيرستان ترک تحصيل کرده است. طي دوره تحصيلش در حدود 13 مدرسه درس خوانده و در نهايت در رشته رياضي فارغ التحصيل شده است. در حال حاضر بنيانگذار بنياد قلم چي يک پسر و يک دختر به نام هاي پندار و پرستو دارد که يکي در رشته کاميپوتر تحصيل مي کند و ديگري در مقطع دوم دبيرستان. جالب آنکه فرزند کاظم قلم چي خود در دبيرستان دولتي تحصيل مي کند.
🔮شما کجا متولد شديد، چه کسي از اعضاي خانواده بيشتر در زندگي شما نقش ايفا کرد؟
من متولد سال 1334 در يکي از مناطق جنوب شرقي تهران هستم. تقريبا مي توانم بگويم بيشترين نقش را در زندگي من مادرم ايفا کردند. در دوره اي که من هشت سالم بود، او(مادرم) تا کلاس شش دبستان درس خوانده بود اما هم زمان درس هم ميداد. در يک دبستاني تدريس مي کرد براي کلاس پنجم دبستان. در مدرسه اسلامي موحدين در خيابان جهان پناه که نزديک ميدان خراسان بود. و بعد سال هاي دبيرستان را شبانه درس مي خواند، شش سال دبيرستان را در سه سال خواند. هر دو سال را در يک سال مي خواند و در همه دوره هاي تحصيلش در تهران شاگرد اول بود. در فوق ديپلم تربيت معلم شرکت کرد، در آنجا شاگرد اول شد. در کنکور شرکت کرد و در رشته ادبيات دانشگاه تهران براي مقطع ليسانس پذيرفته شد. و بعد در مقطع فوق ليسانس در رشته علوم اجتماعي در همان دانشگاه تهران قبول شد. همزمان هم درس مي خواند و درس مي داد و هم سرپرستي ما را داشت. وقتي من در سال 1352 وارد دانشکده فني دانشگاه تهران شدم، مادرم هم همزمان دانشجو بود و البته مي خواست براي دکتري بخواند که سرطان گرفت و فکر مي کنم در سن 43 سالگي فوت کرد.
🔮از بين اعضاي خانواده شما در حال حاضر به جز شما شخص ديگري هم در اين حوزه يعني آموزش فعاليت دارد؟
نه، فقط من هستم.
🔮نام فاميل شما يعني «قلم چي» سنخيت جالبي با نوع فعاليت شما دارد، آيا اين فعاليت در خانواده شما موروثي است؟
من از پدرم شنيدم که مثل اينکه پدر بزرگم نويسنده بوده يا در چنين زمينه هايي کار مي کردند براي همين نام فاميل را قلم چي انتخاب کردند.
🔮از دوره تحصيل خودتان بگوييد، در آن دوره هيچ وقت تجديد يا رد شده بوديد؟
نه، من هميشه در دوره تحصيلم يا شاگرد اول بودم يا شاگرد دوم. علت عمده آن هم اين بود که از دوره ابتدايي تا دبيرستان مادرم هميشه ما را حمايت آموزشي مي کرد. و هميشه به ما درس مي داد.
Telegram.me/zebazehn
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☢از مترسکی سوال کردم آیا از
ماندن در مزرعه بیزار نشده ای ؟
پاسخم داد و گفت : در ترساندن و آزار دیگران لذتی بیاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم ..
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم ..
گفت : تو اشتباه می کنی زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آن که درونش از کاه پر شده باشد ..
🌹روانشناسی زیباذهن🌹
https://telegram.me/zebazehn
ماندن در مزرعه بیزار نشده ای ؟
پاسخم داد و گفت : در ترساندن و آزار دیگران لذتی بیاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم ..
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم ..
گفت : تو اشتباه می کنی زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آن که درونش از کاه پر شده باشد ..
🌹روانشناسی زیباذهن🌹
https://telegram.me/zebazehn
مشكلات رواني، هنگامي گريبانتان را مي گيرد كه نمي توانيد شكست را بپذيريد. آنها هنگاميكه در مسير موفقيت هستيد، پديد نمي آيند. هنگاميكه همه چيز خوب به پيش مي رود و شما كاملا موفق هستيد، چه مشكلات رواني اي مي تواند وجود داشته باشد؟ مشكل هنگامي رخ مي دهد كه دوره موفقيتها به پايان رسيده و دوره تاريك و سياه شكست فرا رسيده است. انرژي اي كه هنگام كسب پيروزها بر آن سوار بوديد و به پيش مي تاختيد، حالا در شكست، مقابلتان قرار گرفته و در حال نابود كردنتان است. هنگاميكه هيتلر در اوج پيروزي بود، كسي حتي فكر نمي كرد كه او ديوانه باشد، ولي در لحظات آخر، حتي خودش هم متوجه شده بود كه ديوانه شده است و خودكشي كرد. مشكل هنگامي بروز مي كند كه زنجيره پيروزيها قطع مي شود. پس هنگام پيروزي و موفقيت، خيلي موقعيت خود را جدي نگيريد. شكست و پيروزي مهم نيستند. آنچه اهميت دارد، اين است كه از آنچه مي كنيد، لذت ببريد. هر موقعيتي با شكست همراه است؛ همانطور كه در پي روز، شب مي آيد. زندگي در پويايي و حركت دايمي است. هيچ چيز ثابت نيست. هم اكنون جوانيد، ولي روزي پير خواهيد شد. حالا پولدار هستيد، ولي روزي فرا مي رسد كه فقير مي شويد. اگر جدي نگيريد، هيچ مشكلي پيش نخواهد آمد. هيچ چيز را خيلي جدي نگيريد.
اشو
@zebazehn
اشو
@zebazehn