#روانشناسی
هزارپایی بود وقتی می رقصید
جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند ؛
همه ، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت :
یک لاک پشت حسود ...
او یک نامه به هزارپا نوشت :
ای هزارپای بی نظیر!
من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شما هستم.
و میخواهم بپرسم چگونه می رقصید.
آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟
یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟
در انتظار پاسخ هستم .
با احترام تمام ، لاک پشت.
هزارپا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت
که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه میکند ؟
و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند میکند؟
و بعد از آن کدام پا را ؟
متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه
دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد.
سخنان بیهوده دیگران از روی بدخواهی وحسادت ؛
میتواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده
و مانع پیشرفت و بلند پروازی ما شود ...
از کتاب دنیای سوفی
یوستین گاردر
@zebazehn
❤️
هزارپایی بود وقتی می رقصید
جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند ؛
همه ، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت :
یک لاک پشت حسود ...
او یک نامه به هزارپا نوشت :
ای هزارپای بی نظیر!
من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شما هستم.
و میخواهم بپرسم چگونه می رقصید.
آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟
یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟
در انتظار پاسخ هستم .
با احترام تمام ، لاک پشت.
هزارپا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت
که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه میکند ؟
و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند میکند؟
و بعد از آن کدام پا را ؟
متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه
دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد.
سخنان بیهوده دیگران از روی بدخواهی وحسادت ؛
میتواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده
و مانع پیشرفت و بلند پروازی ما شود ...
از کتاب دنیای سوفی
یوستین گاردر
@zebazehn
❤️
جوجه اردک زشت 🐦
جوجه اردک زشت، قُوی زیبایی بود. او زشت به نظر می آمد برای آنکه از بد حادثه قاطی یک دسته اردک شده بود. بر خلاف آنچه به نظر می رسید او زیبا بود ولی تنها در پایان داستان این را می فهمد، آن هم وقتی که دیگر جوجه نیست (بلوغ) و در دریاچه ای شنا می کند و مردم او را با انگشت به هم نشان می دهند و او برای اولین بار در انعکاس آب زیبایی اش را در می یابد.
🌺من این داستان را خیلی دوست دارم. داستان عجیب جوجه اردکی که اصلا اردک نبود. گاهی فکر می کنم که داستان همه ی ما شبیه آن جوجه اردک زشت است و درون هرکدام از ما قوی زیبای منحصر به فردی است که در تقابل با جامعه ای خشن فردیتش را از دست می دهد و قاطی اردک ها به فراموش سپرده می شود. او بارها و بارها زمین می خورد، له می شود و تحقیر می شود و مردم او را با انگشت نشان می دهند و ریشخندش می کنند . آنها از او انتظار دارند که شکل اردکی باشد که نیست. دردناک تر آن که خودش هم تصویر خود را در آب ندیده است و نمی داند کیست. او سردرگم و تحقیر شده و بیهوده تلاش می کند که اردک خوبی باشد ، اما نتیجه نمی گیرد برای اینکه اردک نیست، او یک قوست!
🍁دنیا پر است از جوجه اردک های زشتی که هرگز نمی فهمند که اردک نبوده اند: کارمند های معمولی ای که می توانستند کارگردان موفقی باشند، کارگرانی که می توانستند کارشناس باشند، مدیران ناخوشنودی که باید نقاش یا شاعر می شدند ، زنان و شوهرانی که در نارضایتی در کنار هم پیر می شوند و هرگز نمی فهمند، حسابدارانی که از ریاضیات متنفرند و می توانستند طراح لباس باشند، زن های خانه داری که می توانستند خلبان هواپیما باشند. دنیا پر است از کسانی که قهرمان زندگی خود نبوده اند، نشده اند، نتوانسته اند، نفهمیده اند و به هر دلیلی آن چیزی که باید باشند نشده اند .
🌟دنیا پر است از جوجه اردک هایی که عمری را در ناخشنودی و تکرار زندگی می کنند و می میرند بدون آنکه تصویر واقعی خود را ببینند ...
@zebazehn
جوجه اردک زشت، قُوی زیبایی بود. او زشت به نظر می آمد برای آنکه از بد حادثه قاطی یک دسته اردک شده بود. بر خلاف آنچه به نظر می رسید او زیبا بود ولی تنها در پایان داستان این را می فهمد، آن هم وقتی که دیگر جوجه نیست (بلوغ) و در دریاچه ای شنا می کند و مردم او را با انگشت به هم نشان می دهند و او برای اولین بار در انعکاس آب زیبایی اش را در می یابد.
🌺من این داستان را خیلی دوست دارم. داستان عجیب جوجه اردکی که اصلا اردک نبود. گاهی فکر می کنم که داستان همه ی ما شبیه آن جوجه اردک زشت است و درون هرکدام از ما قوی زیبای منحصر به فردی است که در تقابل با جامعه ای خشن فردیتش را از دست می دهد و قاطی اردک ها به فراموش سپرده می شود. او بارها و بارها زمین می خورد، له می شود و تحقیر می شود و مردم او را با انگشت نشان می دهند و ریشخندش می کنند . آنها از او انتظار دارند که شکل اردکی باشد که نیست. دردناک تر آن که خودش هم تصویر خود را در آب ندیده است و نمی داند کیست. او سردرگم و تحقیر شده و بیهوده تلاش می کند که اردک خوبی باشد ، اما نتیجه نمی گیرد برای اینکه اردک نیست، او یک قوست!
🍁دنیا پر است از جوجه اردک های زشتی که هرگز نمی فهمند که اردک نبوده اند: کارمند های معمولی ای که می توانستند کارگردان موفقی باشند، کارگرانی که می توانستند کارشناس باشند، مدیران ناخوشنودی که باید نقاش یا شاعر می شدند ، زنان و شوهرانی که در نارضایتی در کنار هم پیر می شوند و هرگز نمی فهمند، حسابدارانی که از ریاضیات متنفرند و می توانستند طراح لباس باشند، زن های خانه داری که می توانستند خلبان هواپیما باشند. دنیا پر است از کسانی که قهرمان زندگی خود نبوده اند، نشده اند، نتوانسته اند، نفهمیده اند و به هر دلیلی آن چیزی که باید باشند نشده اند .
🌟دنیا پر است از جوجه اردک هایی که عمری را در ناخشنودی و تکرار زندگی می کنند و می میرند بدون آنکه تصویر واقعی خود را ببینند ...
@zebazehn
💟آیا میتوان با استفاده از قانون جذب یک فرد خاص را مجذوب خود کرد؟
🐝 @zebazehn🐝
☯یکی از سوالای که مکرراً پرسیده میشود این است که "آیا میتوانید با استفاده از قانون جاذبه یک فرد خاص را مجذوب خود کرد؟" خوشبختانه پاسخ آن مثبت است.
عشق یکی از مهمترین احساسات موجود در این جهان است. وقتی صحبت از پول، شغل و خیلی چیزهای دیگر به میان میآید آدمها برای نشان دادن آن سختی زیادی متحمل نمیشوند. اما در مسائل احساسی، اگر آن چیزی که میخواهید را به دست نیاورید، دچار درد عمیقی میشوید. کسی که دوستش دارید، آن فرد خاص، مهمترین فرد برای شماست و حتی کل دنیا نمیتواند برایتان جایگزین او شود. خبر خیلی خیلی خوبی برایتان داریم. شما میتوانید کسی که دوست دارید را مجذوب خودتان کنید. پس همین امروز روش ما را امتحان کنید.
🐝@zebazehn🐝
🐝 @zebazehn🐝
☯یکی از سوالای که مکرراً پرسیده میشود این است که "آیا میتوانید با استفاده از قانون جاذبه یک فرد خاص را مجذوب خود کرد؟" خوشبختانه پاسخ آن مثبت است.
عشق یکی از مهمترین احساسات موجود در این جهان است. وقتی صحبت از پول، شغل و خیلی چیزهای دیگر به میان میآید آدمها برای نشان دادن آن سختی زیادی متحمل نمیشوند. اما در مسائل احساسی، اگر آن چیزی که میخواهید را به دست نیاورید، دچار درد عمیقی میشوید. کسی که دوستش دارید، آن فرد خاص، مهمترین فرد برای شماست و حتی کل دنیا نمیتواند برایتان جایگزین او شود. خبر خیلی خیلی خوبی برایتان داریم. شما میتوانید کسی که دوست دارید را مجذوب خودتان کنید. پس همین امروز روش ما را امتحان کنید.
🐝@zebazehn🐝
در هنگام صحبت كردن با دیگران از لغاتی استفاده كنید كه حس احترام، شادی و موفقیت را در آنها زنده كند. پیش از اینكه هر یك از پروژههای خود را عملی كنید، نتیجه موفقیتبخش آن را در ذهن خود مجسم كنید، اگر این كار را با تمركز و ایمان كامل انجام دهید، مطمئناً از نتیجه بهدست آمده شگفتزده خواهید شد. سعی كنید حداقل روزی یكبار یك صفحه از اشعار امیدبخش ادبی را مطالعه كنید. فیلم و سریالهایی را تماشا كنید كه باعث ایجاد خوشحالی در شما میشوند. اخبار نگاه كنید و روزنامه بخوانید اما این كار را كاملاً بیطرفانه و بدون جانبداری از فرد یا گروه خاصی انجام دهید.
🍦@zebazehn🍦
🍦@zebazehn🍦
شخصیت کاریزماتیک چیست؟
افرادی كه انرژى مثبت دارند،
اغلب مهربان و با عاطفه هستند،
به زمين و زمان مهربانی مي كنند،
غصه دارند اما آن را قصه نمی كنند تا خُلق مردم را تنگ نکنند،
اغلب افرادى خوش خُلقند،
دنبال نقاط مثبت هستند،
در برابر نا ملايمات زندگی خم به ابرو نمی آورند.
اين افراد در بلند مدت يك نيرویی بدست می آورند كه از همه لحاظ مورد قبول اطرافيان هستند و به قول روانشناسان "شخصیت كاريزماتیک" دارند.
کاریزماتیک باشید، پر از ديد مثبت!
☕ @zebazehn☕
افرادی كه انرژى مثبت دارند،
اغلب مهربان و با عاطفه هستند،
به زمين و زمان مهربانی مي كنند،
غصه دارند اما آن را قصه نمی كنند تا خُلق مردم را تنگ نکنند،
اغلب افرادى خوش خُلقند،
دنبال نقاط مثبت هستند،
در برابر نا ملايمات زندگی خم به ابرو نمی آورند.
اين افراد در بلند مدت يك نيرویی بدست می آورند كه از همه لحاظ مورد قبول اطرافيان هستند و به قول روانشناسان "شخصیت كاريزماتیک" دارند.
کاریزماتیک باشید، پر از ديد مثبت!
☕ @zebazehn☕
دو آهنگ بی کلام آرامش بخش تقدیم به شما زیباذهنی های عزیزم چهارشنبه شب پر آرامشی داشته باشین.
Forwarded from شهلامعینی
ایرادگیرها و از خود مطمئن فیلم جنگی می بینند
فرد علاقهمند به فیلمهای مربوط به جنگ، اسیران جنگی، عملیاتهای مخفی نظامی و آموزش نظامی (War) فردی آشفته، سردرگم، سرزنشگر، ایرادگیر، خودكامه و ارباب است و مانند بالادستها رفتار میكند. این افراد فشار خون بالایی دارند. صدای شان خشن، گرفته و اغلب زیر و بلند است. به احساسات و افكار دیگران اهمیت زیادی نمیدهند و منزوی، سرد و از خود مطمئن به نظر میرسند.
فرد علاقهمند به فیلمهای مربوط به جنگ، اسیران جنگی، عملیاتهای مخفی نظامی و آموزش نظامی (War) فردی آشفته، سردرگم، سرزنشگر، ایرادگیر، خودكامه و ارباب است و مانند بالادستها رفتار میكند. این افراد فشار خون بالایی دارند. صدای شان خشن، گرفته و اغلب زیر و بلند است. به احساسات و افكار دیگران اهمیت زیادی نمیدهند و منزوی، سرد و از خود مطمئن به نظر میرسند.
Forwarded from شهلامعینی
یك دلهره عجیب
علاقهمندان به فیلمهای هیجانانگیز كه در آنها تعلیق، كشش و هیجان به عنوان عناصر اصلی استفاده شده است (Thriller) اشخاصی هستند وابسته به پاداش و گشادهرو. اینها نسبت به سایر افراد گرما، صمیمیت و مهربانی بیشتری دارند و در عین حال بیانگیزگی، گوشهگیری، سردی و استقلالشان كمتر است. اینها برای لذتجویی و جستوجو كردن تجربیات تازه كمتر تمركز میكنند. این دسته افراد زندگی جالب، غیرمعمولی و اغلب عجیب و غریبی دارند.
علاقهمندان به فیلمهای هیجانانگیز كه در آنها تعلیق، كشش و هیجان به عنوان عناصر اصلی استفاده شده است (Thriller) اشخاصی هستند وابسته به پاداش و گشادهرو. اینها نسبت به سایر افراد گرما، صمیمیت و مهربانی بیشتری دارند و در عین حال بیانگیزگی، گوشهگیری، سردی و استقلالشان كمتر است. اینها برای لذتجویی و جستوجو كردن تجربیات تازه كمتر تمركز میكنند. این دسته افراد زندگی جالب، غیرمعمولی و اغلب عجیب و غریبی دارند.
عارفی را پرسیدند :
زندگی به "" جبر "" است یا به "" اختیار "" ؟
پاسخ داد :
امروز را به "" اختیار "" است...
تا چه بکارم ...
اما
فردا ""جبر "" است... چرا که به "" اجبار "" باید درو کنم هر آنچه را که دیروز به ""اختیار"" کاشته ام .
حباب ها همیشه قربانی هوای درون خودشان هستند.
"افکار امروز"
نقش مهمی در "فردای تو دارد"
تکرار اشتباه دیگر اشتباه نیست
انتخاب است... معینی
زندگی به "" جبر "" است یا به "" اختیار "" ؟
پاسخ داد :
امروز را به "" اختیار "" است...
تا چه بکارم ...
اما
فردا ""جبر "" است... چرا که به "" اجبار "" باید درو کنم هر آنچه را که دیروز به ""اختیار"" کاشته ام .
حباب ها همیشه قربانی هوای درون خودشان هستند.
"افکار امروز"
نقش مهمی در "فردای تو دارد"
تکرار اشتباه دیگر اشتباه نیست
انتخاب است... معینی
#پيام_صبحگاهي
خداوندا!از رؤیاهای ما مراقبت کن،چرا که رؤیا داشتن شیوه ای برای نیایش است.کاری کن تا فارغ از سن و سال و شرایط،شعله ی مقدس امید و پایداری را در قلب خود روشن نگاه داریم.
خداوندا!از زندگی ما مراقبت کن،زیرا زندگی یگانه راهی است که برای تجلی معجزه ی تو داریم .
باشد که زمین،همچنان بذر را گندم کند و ما همچنان گندم را نان کنیم.و این ممکن است؛تنها اگر عشق بورزیم که در این صورت هرگز تنها نمانیم .
خداوندا!همراهی ات را همواره ارزانی ما کن و همراهی کن مردان و زنانی را که شک دارند،پیش میروند،رؤیا می بینند،شیفته اند و زندگی میکنند؛به گونه ای که انگار هر روزشان سراسر وقف جلال توست...
تو اين روزاي سرد زمستوني دلتون گرم از ايمان و اميد به وقوع معجزات
سلام دوستان عزیزصبحتون بخیر🌺🌺🌺
خداوندا!از رؤیاهای ما مراقبت کن،چرا که رؤیا داشتن شیوه ای برای نیایش است.کاری کن تا فارغ از سن و سال و شرایط،شعله ی مقدس امید و پایداری را در قلب خود روشن نگاه داریم.
خداوندا!از زندگی ما مراقبت کن،زیرا زندگی یگانه راهی است که برای تجلی معجزه ی تو داریم .
باشد که زمین،همچنان بذر را گندم کند و ما همچنان گندم را نان کنیم.و این ممکن است؛تنها اگر عشق بورزیم که در این صورت هرگز تنها نمانیم .
خداوندا!همراهی ات را همواره ارزانی ما کن و همراهی کن مردان و زنانی را که شک دارند،پیش میروند،رؤیا می بینند،شیفته اند و زندگی میکنند؛به گونه ای که انگار هر روزشان سراسر وقف جلال توست...
تو اين روزاي سرد زمستوني دلتون گرم از ايمان و اميد به وقوع معجزات
سلام دوستان عزیزصبحتون بخیر🌺🌺🌺
🔮#داستانهای_افراد_موفق:
کاظم قلم چي، متولد دي ماه سال 1334، تهران-ميدان خراسان. يک برادر دارد. مادر و خاله هاي قلم چي فرهنگي بودند، کاظم قلم چي زياد از پدر خود که حدود 30 سال از او دور بوده صحبت نمي کند و بيشترين تاکيد وي بر روي نقش مادرش در زندگي اوست، قلم چي مي گويد يکي از دلايل مهمي که وارد حوزه آموزش شده است شغل مادر او، يعني معلمي بوده است.
در بالاترين طبقه ساختمان بزرگ بنياد قلم چي، در محل سالن کنفرانس اين بنياد منتظر کاظم قلم چي هستيم. در بالاي سالن باز مي شود. بنيان گذار بنياد قلم چي، بزرگترين سازمان بخش خصوصي در امر آموزش، چيزي شبيه به آموزش و پرورش خصوصي وارد سالن مي شود. مردي ميانسال با قامت حدودا 165 سانتي متر و کت و شلوار سورمه اي رنگ در چهارچوب در جاي مي گيرد، يک مکث کوتاه مي کند. قدم هاي کوتاه و سريع دارد. مستقيم و سريع به سمت بالاترين صندلي سالن مي رود. قبل از پاسخ به هر سوالي ـ در مورد زندگي شخصي ـ ابتدا چند لحظه به روبرو خيره مي شود.
مردي که زندگي پرحادثه اي داشته و تمايل چنداني به بازگويي حوادث زندگي خود به خصوص در سال هاي پاياني دهه 70 ندارد، سال هايي که او از آنها حرفي نمي زند اما برخي معتقدند قلم چي به دليل عقايد چپ گرايانه خود در زندان به سر برده و به همين دليل هم از آموزش و پرورش اخراج شده است. مشخص است که لااقل او در حال حاضر در حال حاضر اهل ايراد گرفتن به شرايط و به چالش کحشيدن موضوعات نيست و در گفته هاي خود نيز چند بار به اين موضوع اشاره مي کند. به نظر مي رسد دسته کم در حال حاضر به کاري که مي کند بيشتر اهميت بدهد، جاي خالي او در مصاحبه ها و اظهار نظر ها به خوبي بيانگر اين موضوع است.
کاظم قلم چي، متولد دي ماه سال 1334، تهران-ميدان خراسان. يک برادر دارد. مادر و خاله هاي قلم چي فرهنگي بودند، کاظم قلم چي زياد از پدر خود که حدود 30 سال از او دور بوده صحبت نمي کند و بيشترين تاکيد وي بر روي نقش مادرش در زندگي اوست، قلم چي مي گويد يکي از دلايل مهمي که وارد حوزه آموزش شده است شغل مادر او، يعني معلمي بوده است.
او از شرايط بد اقتصادي خانواده در سنين کودکي تا نوجواني مي گويد و اينکه از کلاس چهارم ابتدايي مجبور به کار شده و در سه سال آخر دبيرستان ترک تحصيل کرده است. طي دوره تحصيلش در حدود 13 مدرسه درس خوانده و در نهايت در رشته رياضي فارغ التحصيل شده است. در حال حاضر بنيانگذار بنياد قلم چي يک پسر و يک دختر به نام هاي پندار و پرستو دارد که يکي در رشته کاميپوتر تحصيل مي کند و ديگري در مقطع دوم دبيرستان. جالب آنکه فرزند کاظم قلم چي خود در دبيرستان دولتي تحصيل مي کند.
🔮شما کجا متولد شديد، چه کسي از اعضاي خانواده بيشتر در زندگي شما نقش ايفا کرد؟
من متولد سال 1334 در يکي از مناطق جنوب شرقي تهران هستم. تقريبا مي توانم بگويم بيشترين نقش را در زندگي من مادرم ايفا کردند. در دوره اي که من هشت سالم بود، او(مادرم) تا کلاس شش دبستان درس خوانده بود اما هم زمان درس هم ميداد. در يک دبستاني تدريس مي کرد براي کلاس پنجم دبستان. در مدرسه اسلامي موحدين در خيابان جهان پناه که نزديک ميدان خراسان بود. و بعد سال هاي دبيرستان را شبانه درس مي خواند، شش سال دبيرستان را در سه سال خواند. هر دو سال را در يک سال مي خواند و در همه دوره هاي تحصيلش در تهران شاگرد اول بود. در فوق ديپلم تربيت معلم شرکت کرد، در آنجا شاگرد اول شد. در کنکور شرکت کرد و در رشته ادبيات دانشگاه تهران براي مقطع ليسانس پذيرفته شد. و بعد در مقطع فوق ليسانس در رشته علوم اجتماعي در همان دانشگاه تهران قبول شد. همزمان هم درس مي خواند و درس مي داد و هم سرپرستي ما را داشت. وقتي من در سال 1352 وارد دانشکده فني دانشگاه تهران شدم، مادرم هم همزمان دانشجو بود و البته مي خواست براي دکتري بخواند که سرطان گرفت و فکر مي کنم در سن 43 سالگي فوت کرد.
🔮از بين اعضاي خانواده شما در حال حاضر به جز شما شخص ديگري هم در اين حوزه يعني آموزش فعاليت دارد؟
نه، فقط من هستم.
🔮نام فاميل شما يعني «قلم چي» سنخيت جالبي با نوع فعاليت شما دارد، آيا اين فعاليت در خانواده شما موروثي است؟
من از پدرم شنيدم که مثل اينکه پدر بزرگم نويسنده بوده يا در چنين زمينه هايي کار مي کردند براي همين نام فاميل را قلم چي انتخاب کردند.
🔮از دوره تحصيل خودتان بگوييد، در آن دوره هيچ وقت تجديد يا رد شده بوديد؟
نه، من هميشه در دوره تحصيلم يا شاگرد اول بودم يا شاگرد دوم. علت عمده آن هم اين بود که از دوره ابتدايي تا دبيرستان مادرم هميشه ما را حمايت آموزشي مي کرد. و هميشه به ما درس مي داد.
Telegram.me/zebazehn
کاظم قلم چي، متولد دي ماه سال 1334، تهران-ميدان خراسان. يک برادر دارد. مادر و خاله هاي قلم چي فرهنگي بودند، کاظم قلم چي زياد از پدر خود که حدود 30 سال از او دور بوده صحبت نمي کند و بيشترين تاکيد وي بر روي نقش مادرش در زندگي اوست، قلم چي مي گويد يکي از دلايل مهمي که وارد حوزه آموزش شده است شغل مادر او، يعني معلمي بوده است.
در بالاترين طبقه ساختمان بزرگ بنياد قلم چي، در محل سالن کنفرانس اين بنياد منتظر کاظم قلم چي هستيم. در بالاي سالن باز مي شود. بنيان گذار بنياد قلم چي، بزرگترين سازمان بخش خصوصي در امر آموزش، چيزي شبيه به آموزش و پرورش خصوصي وارد سالن مي شود. مردي ميانسال با قامت حدودا 165 سانتي متر و کت و شلوار سورمه اي رنگ در چهارچوب در جاي مي گيرد، يک مکث کوتاه مي کند. قدم هاي کوتاه و سريع دارد. مستقيم و سريع به سمت بالاترين صندلي سالن مي رود. قبل از پاسخ به هر سوالي ـ در مورد زندگي شخصي ـ ابتدا چند لحظه به روبرو خيره مي شود.
مردي که زندگي پرحادثه اي داشته و تمايل چنداني به بازگويي حوادث زندگي خود به خصوص در سال هاي پاياني دهه 70 ندارد، سال هايي که او از آنها حرفي نمي زند اما برخي معتقدند قلم چي به دليل عقايد چپ گرايانه خود در زندان به سر برده و به همين دليل هم از آموزش و پرورش اخراج شده است. مشخص است که لااقل او در حال حاضر در حال حاضر اهل ايراد گرفتن به شرايط و به چالش کحشيدن موضوعات نيست و در گفته هاي خود نيز چند بار به اين موضوع اشاره مي کند. به نظر مي رسد دسته کم در حال حاضر به کاري که مي کند بيشتر اهميت بدهد، جاي خالي او در مصاحبه ها و اظهار نظر ها به خوبي بيانگر اين موضوع است.
کاظم قلم چي، متولد دي ماه سال 1334، تهران-ميدان خراسان. يک برادر دارد. مادر و خاله هاي قلم چي فرهنگي بودند، کاظم قلم چي زياد از پدر خود که حدود 30 سال از او دور بوده صحبت نمي کند و بيشترين تاکيد وي بر روي نقش مادرش در زندگي اوست، قلم چي مي گويد يکي از دلايل مهمي که وارد حوزه آموزش شده است شغل مادر او، يعني معلمي بوده است.
او از شرايط بد اقتصادي خانواده در سنين کودکي تا نوجواني مي گويد و اينکه از کلاس چهارم ابتدايي مجبور به کار شده و در سه سال آخر دبيرستان ترک تحصيل کرده است. طي دوره تحصيلش در حدود 13 مدرسه درس خوانده و در نهايت در رشته رياضي فارغ التحصيل شده است. در حال حاضر بنيانگذار بنياد قلم چي يک پسر و يک دختر به نام هاي پندار و پرستو دارد که يکي در رشته کاميپوتر تحصيل مي کند و ديگري در مقطع دوم دبيرستان. جالب آنکه فرزند کاظم قلم چي خود در دبيرستان دولتي تحصيل مي کند.
🔮شما کجا متولد شديد، چه کسي از اعضاي خانواده بيشتر در زندگي شما نقش ايفا کرد؟
من متولد سال 1334 در يکي از مناطق جنوب شرقي تهران هستم. تقريبا مي توانم بگويم بيشترين نقش را در زندگي من مادرم ايفا کردند. در دوره اي که من هشت سالم بود، او(مادرم) تا کلاس شش دبستان درس خوانده بود اما هم زمان درس هم ميداد. در يک دبستاني تدريس مي کرد براي کلاس پنجم دبستان. در مدرسه اسلامي موحدين در خيابان جهان پناه که نزديک ميدان خراسان بود. و بعد سال هاي دبيرستان را شبانه درس مي خواند، شش سال دبيرستان را در سه سال خواند. هر دو سال را در يک سال مي خواند و در همه دوره هاي تحصيلش در تهران شاگرد اول بود. در فوق ديپلم تربيت معلم شرکت کرد، در آنجا شاگرد اول شد. در کنکور شرکت کرد و در رشته ادبيات دانشگاه تهران براي مقطع ليسانس پذيرفته شد. و بعد در مقطع فوق ليسانس در رشته علوم اجتماعي در همان دانشگاه تهران قبول شد. همزمان هم درس مي خواند و درس مي داد و هم سرپرستي ما را داشت. وقتي من در سال 1352 وارد دانشکده فني دانشگاه تهران شدم، مادرم هم همزمان دانشجو بود و البته مي خواست براي دکتري بخواند که سرطان گرفت و فکر مي کنم در سن 43 سالگي فوت کرد.
🔮از بين اعضاي خانواده شما در حال حاضر به جز شما شخص ديگري هم در اين حوزه يعني آموزش فعاليت دارد؟
نه، فقط من هستم.
🔮نام فاميل شما يعني «قلم چي» سنخيت جالبي با نوع فعاليت شما دارد، آيا اين فعاليت در خانواده شما موروثي است؟
من از پدرم شنيدم که مثل اينکه پدر بزرگم نويسنده بوده يا در چنين زمينه هايي کار مي کردند براي همين نام فاميل را قلم چي انتخاب کردند.
🔮از دوره تحصيل خودتان بگوييد، در آن دوره هيچ وقت تجديد يا رد شده بوديد؟
نه، من هميشه در دوره تحصيلم يا شاگرد اول بودم يا شاگرد دوم. علت عمده آن هم اين بود که از دوره ابتدايي تا دبيرستان مادرم هميشه ما را حمايت آموزشي مي کرد. و هميشه به ما درس مي داد.
Telegram.me/zebazehn