🎓 مهر، ماه آموزش با تخفیفهای پاییزی!
🎁 از 24 شهریور تا 6 مهر
✅ دورههای ویژه ورود به بازار کار
کلیک کنید و با تخفیف ثبتنام کنید👇👇
👉 https://B2n.ir/e43708
☑ با مدرک معتبر و قابل ترجمه
🔰 ارتباط با ما و مشاوره رایگان:
📱 تلگرام: 09377533910
☎️ تماس: 02167641999
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
✓ جهاد دانشگاهی صنعتی شریف؛ یک پله بالاتر از تخصص
🎁 از 24 شهریور تا 6 مهر
✅ دورههای ویژه ورود به بازار کار
کلیک کنید و با تخفیف ثبتنام کنید👇👇
👉 https://B2n.ir/e43708
☑ با مدرک معتبر و قابل ترجمه
🔰 ارتباط با ما و مشاوره رایگان:
📱 تلگرام: 09377533910
☎️ تماس: 02167641999
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
✓ جهاد دانشگاهی صنعتی شریف؛ یک پله بالاتر از تخصص
❤1
خیلی از مدیرای با استعداد و پرانگیزه، تمام دوران کاریشون رو توی فشار و استرس زیاد میگذرونن، چون هیچکس بهشون یاد نداده که فرق بین حل مسئله شتابزده
- مشکل رو میبینی.
- مشکل رو حل میکنی.
- مشکل بعدی رو پیدا میکنی.
- مشکل مال کیه؟
- آیا اصلاً لازمه این مشکل حل بشه؟
ـ آیا الان وقتشه که حل بشه؟
- آیا ما ریشه مشکل رو میدونیم؟
- آیا لازمه که ریشه مشکل حل بشه؟
- چه راهحلهایی داریم؟
- آیا راهحلهایی هست که به فکر نمیرسن؟
- آیا راهحل ما ممکنه مشکلات جدیدی ایجاد کنه؟
- آیا با این مشکلات جدید مشکلی نداریم؟
- کی باید این مشکل رو حل کنه؟
- چجوری بفهمیم که مشکل حل شده؟
- چجوری میتونیم جلوی تکرار این مشکل رو بگیریم؟
حل مسئله شتابزده
اما اونایی که به این روش اعتیاد دارن، کار کردن رو با سرعت، و سرعت رو با پیشرفت اشتباه میگیرن.
حل مسئله مؤثر
یعنی مراحل بیشتری داره، پس باید کندتر باشه، نه؟ مثل تبلیغ نایک که میگه "فقط انجامش بده"، پس وقتی به مشکلی میرسی، باید به هر قیمتی سریع حلش کنی، درسته؟
در واقع، حل مسئله مؤثر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥3👍2
‼️ از آموزش تا بازار کار مدیر محصول
🔵 دوره جامع مدیریت محصول
📌 90 ساعت آموزش + 3 ساعت ویدیو آموزشی رایگان بعد فنی محصول
⭕️ برای مشاهده اطلاعات دوره کلیک کنید.
🔷 توسعه محصول بر اساس نیازهای بازار
🔸 در کنار اساتید خبره
✅ به همراه ارائه مدرک قابل ترجمه
🔶 کسب اطلاعات بیشتر و مشاوره:
📱 تلگرام: 09377933048
☎️ تماس: 02167641999
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
✓ جهاد دانشگاهی صنعتی شریف؛ یک پله بالاتر از تخصص
🔵 دوره جامع مدیریت محصول
📌 90 ساعت آموزش + 3 ساعت ویدیو آموزشی رایگان بعد فنی محصول
⭕️ برای مشاهده اطلاعات دوره کلیک کنید.
🔷 توسعه محصول بر اساس نیازهای بازار
🔸 در کنار اساتید خبره
✅ به همراه ارائه مدرک قابل ترجمه
🔶 کسب اطلاعات بیشتر و مشاوره:
📱 تلگرام: 09377933048
☎️ تماس: 02167641999
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
✓ جهاد دانشگاهی صنعتی شریف؛ یک پله بالاتر از تخصص
به نصیحتهای خرهای دانا که توصیه میکنن «کارمندی فایده نداره و باید برای خودتون کار کنید» توجه نباید کرد. کارآفرینی و حتا خویشفرمایی اصلن ساده نیست برای خیلیها، چنانکه کارمندی اصلن ساده نیست برای برخی دیگه.
راه حل، از شناخت درست خود، میگذره و انتخاب راهی متناسب با تواناییهای خود.
در کار کارمندی سخت، فضیلتی نیست، در گرفتن حقوق بیشتر به ازای کاری مشابه یا سادهتر چرا!
چند سال پیش اگر از میپرسیدن، میگفتم چیره شدن بر یک محیط کار پرچالش باعث تعالی شخصیته. الان میگم جاخالی دادن و رفتن سراغ کار بهتر، تعالی واقعیه.
فضیلت واقعی در نجنگیدن و پیروز شدنه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11👎3🔥1
برای اینکه بتونید به رضایت شغلی برسید (نه اینکه فقط خوشحال باشید)، این دو جمله در مورد بهرهوری رو باهاتون به اشتراک میذارم:
از سم آلتمن:
«مهم نیست چقدر سریع حرکت میکنی اگر به سمت اشتباهی حرکت میکنی. انتخاب کار درست برای انجام دادن، مهمترین بخش بهرهوریه که اغلب نادیده گرفته میشه.»
از پل گراهام:
«
🔍 یکی از دلایل خطرناک بودن اهمالکاری بلندمدت اینه که خودش رو به شکل کار جا میزنه. شما فقط بیکار ننشستید؛ دارید به شدت روی چیز دیگهای کار میکنید. به همین خاطر اهمالکاری بلندمدت مثل اهمالکاری کوتاهمدت هشدار نمیده. شما اونقدر مشغولید که متوجهش نمیشید.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🔥2
اگر پروژه بزرگی را به قسمتهای کوچکتر تقسیم کنی و به درستی مرتبشان کنی، میتوانی هر کاری را انجام دهی. البته این تئوری است، در عمل با موانع فنی زیادی مواجه میشوی که پشتکار را آزمایش میکند.
فقط بسیاری از کارهای کوچک هستند که وقتی کنار هم قرار میگیرند، ترسناک به نظر میرسند. یک کار بزرگ را به بخشهای کوچک تقسیم کن و آنها را به ترتیب مناسب انجام بده—و "موفق میشوی."
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6🔥2❤1
چرا هدف دقیق برای زندگی میتواند شما را محدود کند؟
یا شجاعت شنیدن ندای درونی خودتان
📱 John Whitmore
😊 همه ما دوست داریم که دیگران ما رو قبول داشته باشن. به همین خاطر سعی میکنیم رفتاری داشته باشیم که به نظر بقیه پذیرفتنیه و نمیخواهیم از چارچوبهای تعیینشده بیرون بزنیم. اما خوشبختی واقعی زمانی به دست میاد که شروع کنیم به پیدا کردن مسیر خودمون.
💪 شجاعت دو نوعه: یکی شجاعت در برابر خطرات فیزیکی و یکی شجاعت در تصمیمهای روانی و ذهنی. به نظرم شجاعت واقعی، اون جاییه که ما تصمیم بگیریم در زندگی تغییر ایجاد کنیم. خیلی از افراد از این میترسن که از دنیای شناختهشده به سمت ناشناختهها برن. اما همین خروج از منطقه امن و وارد شدن به دنیای جدید، بخش سخت زندگیه. من خودم بارها این تجربه رو داشتم و میدونم چقدر سخته.
🔍 هر کسی مسیر خودش رو داره. مهمه که بتونیم با سوالهایی که ممکنه خودمون تا حالا بهش فکر نکرده باشیم، مسیرمون رو پیدا کنیم. مثلاً از خودمون بپرسیم: "چرا دارم این کار رو میکنم؟" این سوالهای ساده، ولی تاثیرگذار، به ما کمک میکنن که بیشتر در مورد راهی که در زندگی داریم، فکر کنیم. جوابها رو کسی به ما نمیده؛ باید توی خودمون دنبالشون بگردیم. شاید برای بعضیها این جوابها زودتر پیدا بشن، اما بیشترمون دور خودمون دیوارهایی از دفاع و حفاظت ساختیم که پیدا کردن جوابها رو سختتر میکنه.
🌱 ما توی جامعهای بزرگ شدیم که بیشتر به ما یاد داده دنبال مسیرهایی بریم که دیگران برامون تعیین کردن؛ چه خانواده، چه جامعه، چه دنیای تجارت. ولی تا وقتی این مسیرها رو دنبال میکنیم، به رضایت نمیرسیم. رضایت واقعی (نه شادی) زمانی به دست میاد که شروع کنیم به پیدا کردن مسیر خودمون و نه مسیری که جامعه یا دیگران برامون چیدن.
🌊 ما توی فرهنگی پر از ترس زندگی میکنیم، فرهنگی که به جای اعتماد کردن به زندگی، ازش میترسیم. اما زندگی خودش جریان داره و وقتی بهش اعتماد کنی، بهت نشون میده کجا باید بری. نیازی نیست که نقشهی دقیقی برای پنج سال آیندهات داشته باشی؛ چون همین هدف ها ممکنه جلوی شنیدن ندای درونت رو بگیرن و نذارن بفهمی امروز یا فردا باید کجا باشی.
👤 کارسوق، کاوشی در کار و بازار
💡 @KarmicFlow
یا شجاعت شنیدن ندای درونی خودتان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥6👍3👏1
چه توی کار، چه توی اتفاقات بزرگ اجتماعی. شاید بهترین چیزی که میتونیم از این ماجراها یاد بگیریم اینه که بدونیم چرا شکست خوردیم و بتونیم با هر شکستی کنار بیایم. و یاد بگیریم که شکست گریز ناپذیره ولی در لحظه میشه مشکلات رو حل کرد. پس لزومی به اون همه تحلیل پیچیده نبوده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5🔥3👍1
اینکه نظر چه آدمهایی برات مهم باشه (و تو چه موضوعاتی)، و اینکه تا کی برات مهم بمونه. بیشتر آدمها اولی رو خوب متوجه میشن، اما دومی کمتر به چشمشون میاد.⏳
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1❤3👍3👏3🔥2
اغلب از من میپرسند: «من ۱۹ سالمه و بلندپروازم، باید چهکار کنم؟» سوال خوبیه! بعد از دیدن تجربههای مختلف، توصیههایی دارم که شاید برایتان مفید باشد.
سه گزینه معمول پیش روی شماست: دانشگاه رفتن و کار روی پروژههای جانبی، پیوستن به یک شرکت، یا راهاندازی استارتاپ. خبر خوب این است که هیچ جواب قطعیای وجود ندارد و هرکدام میتوانند گزینه درستی باشند. نکته مهم این است که انتخابتان شما را به مسیری هدایت کند که بتوانید کاری بزرگ انجام دهید.
در هر مسیری که هستید، دو چیز را فراموش نکنید:
این میتواند یک پروژه متنباز، استارتاپ، یا حتی ایدهای جدید در محیط کار باشد. اما یادتان باشد که فقط حرف زدن درباره ساختن وبسایت با دوستانتان کافی نیست!
بودن در کنار افراد الهامبخش، شما را به سمت کارهای بهتر سوق میدهد. اگر بین چند گزینه گیر کردید، این دو فاکتور میتوانند فیلتر خوبی باشند.
بیشتر افراد تصور درستی از ریسک ندارند. مثلاً خیلیها فکر میکنند ماندن در دانشگاه بیخطر است، اما اگر در دانشگاه، چهار سال هیچ کاری نکنید، این خودش یک ریسک بزرگ است. از طرف دیگر، شروع استارتاپی که عاشقش هستید، ریسک درستی است. اما پیوستن به شرکتی که احتمال شکستش بالاست، نه.
در دانشگاه، حتماً چیزهای ارزشمند یاد بگیرید و روی پروژههای جالب کار کنید. دانشگاه بهترین مکان برای پیدا کردن همکارهای آینده است. اگر نگرانید که ترک دانشگاه شما را از تجربههای اجتماعی خاصی محروم کند، شاید بهتر باشد بمانید.
به شرکتهایی بپیوندید که در مسیر موفقیت بزرگ هستند، اما هنوز جهان آنقدر که باید، آنها را جدی نگرفته است. این شرکتها معمولاً به افراد جوان و بلندپرواز نیاز دارند. در چنین محیطی، یادگیری عمیق، همکاری با افراد خبره، و تجربه موفقیت را به دست میآورید. از طرفی، پیوستن به شرکتی که در حال شکست است یا شرکتی که از قبل به موفقیت عظیم رسیده، گزینههای بهتری نیستند.
استارتاپ را فقط وقتی شروع کنید که ایدهای دارید که عاشقش هستید. اگر فقط برای گفتن اینکه "استارتاپ دارم" شروع به کار میکنید، احتمالاً مسیر درستی را انتخاب نکردهاید. البته، شکست در استارتاپ کمتر از شکست بهعنوان کارمند یک شرکت، به اعتبارتان ضربه میزند. اما به یاد داشته باشید که استارتاپها تعهدی ۶ تا ۱۰ ساله میخواهند، پس منتظر ایدهای درست باشید.
هزینههای زندگیتان را پایین نگه دارید و تعهدات خود را به حداقل برسانید. فرصتهای بزرگ ممکن است به خاطر محدودیت زمانی یا مالی از دست بروند.
همانطور که در سخنرانیهای انگیزشی گفته میشه: «فقط کافی است یکبار درست عمل کنید.» خطر اصلی، خارج ماندن از مسیری است که شانس موفقیت آن یکبار را به شما میدهد. پس، روی مسیری تمرکز کنید که شما را به همان لحظه درست میرساند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥7❤3👍2👌2
چون وقتی کسی خودش رو بهتر بشناسه، نه تنها مسئلهای که در اون لحظه باهاش روبهرو هست رو حل میکنه، بلکه توانایی حل هر مشکلی که تو زندگی، چه شخصی چه کاری، سر راهش قرار بگیره رو پیدا میکنه. این یعنی کوچینگ در سطحی که میتونه زندگی افراد رو تغییر بده.خیلیا وقتی صحبت از مدیران تحولگرا میشه، به اشتباه فکر میکنن منظور مدیریه که سریع افراد رو به پستهای بالاتر میرسونه. اما این اصلاً تحولگرا نیست. یه مدیر واقعی که تحولگرا باشه، به افراد کمک میکنه تا خودشون رو بهتر درک کنن، نه اینکه صرفاً اونا رو ارتقا بده تا به نفع خودش باشه.🏋♀
چطور میتونیم به کسی کمک کنیم خودش رو بشناسه؟ دو روش اصلی وجود داره:
1⃣ اول اینکه به جای بازخورد دادن، مشاهداتمون رو با اون شخص در میون بذاریم،2⃣ دوم اینکه سوالای درستی ازش بپرسیم.
اما وقتی مشاهداتمون رو به اشتراک میذاریم، اون فرد احساس نمیکنه مورد قضاوت قرار گرفته. همچنین، وقتی سوالای درستی میپرسیم، به اون شخص کمک میکنیم به درک عمیقتری از خودش برسه.👤
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5🔥2👏1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥4👍1
Forwarded from Out of Distribution (Mahdi)
حکمتی از لاکپشتهای نینجا
امروز در راه بازگشت به خانه، روی صندلیهای آبی سفت مترو، برای گذروندن وقت، داشتم توییتر میدیدم که یک توییت جالب فارسی دیدم. درباره فلسفه سلاحهایی که استاد اسپیلینتر به هر یک از لاکپشتهای نینجا داده بود نوشته بود. از اونجایی که ۹۰ درصد از محتوای غیرمتبذل و زرد توییتر فارسی هم کپی از توییتر انگلیسی یا ردیت هست، سرچ کردم و دیدم بله چه قدر متن نوشته شده برای این موضوع. چیزی که مورد اتفاق بود این بود که اسپلینتر با آگاهی از نقص هر کدوم از لاکپشتها، سلاحهایی رو برای اونها انتخاب کرده بود که هر لاکپشتی در کار با اون سلاح با پیامد ناخواسته اون نقصش درگیر بشه و رشد کنه.
به رافائل که خشنترین و تهاجمیترین عضو گروه هست، خنجری رو داد که دفاعیترین سلاح ممکنه و باهاش نمیشه کار تهاجمی کرد. تا رافائل صبرکردن در قبال دشمنش رو یاد بگیره.
به مایکل آنجلو که حواسپرت و ADHDترین عضو گروهه، نانچیکو رو داد که استفاده ازش سخته و تمرکز میخواد و در صورت عدم تمرکز به خود به کاربرندهاش آسیب میزنه، تا آنجلو تمرکزکردن رو یاد بگیره.
به داناتلو که نردترین عضو گروهه، یک چوب ساده داد تا داناتلو بیش از حد بر ابزارها و تکنولوژیها وابسته نشه و بتونه با خلاقیت خودش و سادهترین ابزار ممکن نبرد کنه.
و در نهایت به لئوناردو که عاقلترین و بااخلاقترین فرد گروهه، شمشیر که کشندهترین سلاح هست رو داد. تا لئوناردو بدونه که رهبر بعضی اوقات بایستی علی رغم اخلاقیبودنش سختترین تصمیمات که گرفتن جون یک نفر دیگه هست رو بگیره و البته به عنوان رهبر گروه، خطرناکترین سلاح دست اونه تا مسئولیت به جلو بردن گروه رو داشته باشه.
اسپلینتر به هر یک از ما چه سلاحی میداد؟
منبع:
https://www.reddit.com/r/TMNT/comments/cb49kj/master_splinter_intentionally_gave_the_turtles/
امروز در راه بازگشت به خانه، روی صندلیهای آبی سفت مترو، برای گذروندن وقت، داشتم توییتر میدیدم که یک توییت جالب فارسی دیدم. درباره فلسفه سلاحهایی که استاد اسپیلینتر به هر یک از لاکپشتهای نینجا داده بود نوشته بود. از اونجایی که ۹۰ درصد از محتوای غیرمتبذل و زرد توییتر فارسی هم کپی از توییتر انگلیسی یا ردیت هست، سرچ کردم و دیدم بله چه قدر متن نوشته شده برای این موضوع. چیزی که مورد اتفاق بود این بود که اسپلینتر با آگاهی از نقص هر کدوم از لاکپشتها، سلاحهایی رو برای اونها انتخاب کرده بود که هر لاکپشتی در کار با اون سلاح با پیامد ناخواسته اون نقصش درگیر بشه و رشد کنه.
به رافائل که خشنترین و تهاجمیترین عضو گروه هست، خنجری رو داد که دفاعیترین سلاح ممکنه و باهاش نمیشه کار تهاجمی کرد. تا رافائل صبرکردن در قبال دشمنش رو یاد بگیره.
به مایکل آنجلو که حواسپرت و ADHDترین عضو گروهه، نانچیکو رو داد که استفاده ازش سخته و تمرکز میخواد و در صورت عدم تمرکز به خود به کاربرندهاش آسیب میزنه، تا آنجلو تمرکزکردن رو یاد بگیره.
به داناتلو که نردترین عضو گروهه، یک چوب ساده داد تا داناتلو بیش از حد بر ابزارها و تکنولوژیها وابسته نشه و بتونه با خلاقیت خودش و سادهترین ابزار ممکن نبرد کنه.
و در نهایت به لئوناردو که عاقلترین و بااخلاقترین فرد گروهه، شمشیر که کشندهترین سلاح هست رو داد. تا لئوناردو بدونه که رهبر بعضی اوقات بایستی علی رغم اخلاقیبودنش سختترین تصمیمات که گرفتن جون یک نفر دیگه هست رو بگیره و البته به عنوان رهبر گروه، خطرناکترین سلاح دست اونه تا مسئولیت به جلو بردن گروه رو داشته باشه.
اسپلینتر به هر یک از ما چه سلاحی میداد؟
منبع:
https://www.reddit.com/r/TMNT/comments/cb49kj/master_splinter_intentionally_gave_the_turtles/
Reddit
From the TMNT community on Reddit
Explore this post and more from the TMNT community
🔥11❤6👍3
🧠 اگر میخواهید واقعاً موفق شوید، باید مخالف ولی درست باشید.
💯 همیشه از خودم میپرسیدم: «چه کاری میتوانم انجام دهم که درهای جدیدی را به روی من باز کند؟»
من در آفریقای جنوبی بزرگ شدم و به یک دبیرستان آفریکانس رفتم؛ در خانه هم انگلیسی صحبت نمیکردیم.
اما خودم را مجبور کردم به دانشگاهی انگلیسیزبان بروم، و این تصمیم در جدیدی را برایم باز کرد.
سپس تصمیم گرفتم در مککنزی کار کنم، چون فکر میکردم این هم دری دیگر را باز میکند و شاید فرصتی برای کار در خارج از کشور فراهم شود.
🗝 هر وقت با کسی مصاحبه میکنم، درباره آن لحظات کلیدی زندگیاش میپرسم که تصمیمات شغلی گرفته است.
به نظرم شرکتها هم همینطور هستند؛ لحظات سرنوشتساز وجود دارند که تأثیر زیادی بر نتایج نهایی میگذارند.
بارها پیش آمده که سرمایهگذاری کردهام و دیگران به من خندیدهاند:
یوتیوب، اینستاگرام، مونگودیبی.
همیشه در دل خودم میگویم: «صبر کنید، به شما نشان میدهیم!»
📌 اغلب، بر اساس احساسی که در دومین ملاقات با یک نفر دارم، قضاوت میکنم.
با بیشتر افراد میتوانید یک بار گفتوگوی جالبی داشته باشید،
🔥 هیچچیز بهاندازه نشستن در اتاقی با یک بنیانگذار و همفکری درباره ایدهاش هیجانانگیز نیست.
👤 کارسوق، کاوشی در کار و بازار
💡 @KarmicFlow
📌 . بیوگرافی رئولوف بوتا، سرمایهگذار و مدیر در یوتیوب و پی پال
من در آفریقای جنوبی بزرگ شدم و به یک دبیرستان آفریکانس رفتم؛ در خانه هم انگلیسی صحبت نمیکردیم.
اما خودم را مجبور کردم به دانشگاهی انگلیسیزبان بروم، و این تصمیم در جدیدی را برایم باز کرد.
سپس تصمیم گرفتم در مککنزی کار کنم، چون فکر میکردم این هم دری دیگر را باز میکند و شاید فرصتی برای کار در خارج از کشور فراهم شود.
به نظرم شرکتها هم همینطور هستند؛ لحظات سرنوشتساز وجود دارند که تأثیر زیادی بر نتایج نهایی میگذارند.
🔍 . به دنبال چه چیزی هستم؟💥 . ناهنجاریها و افراد غیرمعمول.
بارها پیش آمده که سرمایهگذاری کردهام و دیگران به من خندیدهاند:
یوتیوب، اینستاگرام، مونگودیبی.
همیشه در دل خودم میگویم: «صبر کنید، به شما نشان میدهیم!»
عاشق وقتگذرانی با چنین افرادی هستم.🚩 افراد با طرز فکر اصیل برای من جذاب هستند، کسانی که غیرعادیاند و شاید کمی خارج از دایره معمول باشند.
با بیشتر افراد میتوانید یک بار گفتوگوی جالبی داشته باشید،
اما آزمون واقعی، ملاقات دوم است—آیا علاقهام از دست میرود؟
یا تخیلم به پرواز در میآید و درباره ایده آن شخص و عمق و اهمیتش بیشتر فکر میکنم؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌5👍2🔥2
"میانگین" نتیجه از دید ریاضی، با "نتیجهای که بهطور معمول و واقعی تجربه میکنیم" متفاوت باشد.
بیایید داستان را سادهتر تعریف کنیم:
دو تا کشور داریم:
همین الآن، ۱ سیب دقیقاً برابر ۱ پرتقال مبادله میشود؛ یعنی ۱ سیب میدهید و در عوض ۱ پرتقال میگیرید.
نرخ مبادله تغییر خواهد کرد، اما به کدام سمت؟ دو حالت ممکن با احتمال مساوی (۵۰٪):
حالت اول: ۱ سیب = ۲ پرتقال.
حالت دوم: ۱ پرتقال = ۲ سیب.
مصرفکنندهٔ سیب (در کشور «A») ۱ سیب میدهد و ۱ پرتقال میگیرد.
مصرفکنندهٔ پرتقال (در کشور «B») ۱ پرتقال میدهد و ۱ سیب میگیرد.
از دید مصرفکنندهٔ سیب:
او الان ۱ سیب داده و ۱ پرتقال گرفته.
اگر نرخ بشود ۱ سیب = ۲ پرتقال، آن پرتقال معادل ۲ سیب ارزش خواهد داشت!
اگر نرخ بشود ۱ پرتقال = ۲ سیب، آن پرتقال فقط ۰٫۵ سیب ارزش خواهد داشت.
(۰٫۵ × ۲) + (۰٫۵ × ۰٫۵) = ۱ + ۰٫۲۵ = ۱٫۲۵ سیب.
او فکر میکند: "من که ۱ سیب دادم، الان ۱٫۲۵ سیب دارم!" یعنی ۰٫۲۵ سیب سود کرده است.
از دید مصرفکنندهٔ پرتقال:
او الان ۱ پرتقال داده و ۱ سیب گرفته.
اگر نرخ بشود ۱ پرتقال = ۲ سیب، آن سیب معادل ۲ پرتقال خواهد شد!
اگر نرخ بشود ۱ سیب = ۲ پرتقال، آن سیب فقط ۰٫۵ پرتقال ارزش دارد.
(۰٫۵ × ۲) + (۰٫۵ × ۰٫۵) = ۱ + ۰٫۲۵ = ۱٫۲۵ پرتقال.
او هم فکر میکند: "من که ۱ پرتقال دادم، الان ۱٫۲۵ پرتقال دارم!" یعنی ۰٫۲۵ پرتقال سود کرده است.
در نگاه اوّل، انگار هر دو طرف برندهاند و هر دو «انتظار» دارند که از این مبادله سود کنند. اما واقعیت این است که تنها یکی از این دو فرد باید سود کنند.
اگر واقعاً سال آینده نرخ ۱ سیب = ۲ پرتقال بشود، مصرفکنندهٔ سیب سود خواهد کرد و مصرفکنندهٔ پرتقال ضرر. و برعکس اگر نرخ بشود ۱ پرتقال = ۲ سیب، آنوقت مصرفکنندهٔ پرتقال برنده است و مصرفکنندهٔ سیب بازنده.
این مثال نشان میدهد که
میانگین (یا امید ریاضی) در سناریوهای دوگانه میتواند بهظاهرسود را به هردوطرف نشان دهد؛ در حالیکه در واقعیت، تنها یک سناریو اتفاق میافتد و نمیتواند همزمان به سود هر دو طرف باشد.این تناقض یا شگفتی اغلب به پارادوکس سیگل ربط داده میشود که در معاملات ضربی (وقتی نرخ یا ارزش بهصورت «دو برابر شدن» یا «نصف شدن» متغیر است) میانگین حسابی ممکن است دید گمراهکنندهای از سود و زیان واقعی به ما بدهد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥5👍3🤔2👎1👏1
ماموریت ما اینه که هوش مصنوعی عمومی (AGI) باید به نفع همهی انسانها باشه.
ـ AGI دقیقا چیه؟ تعریف دقیق نداره، ولی ساده بگیم: سیستمی که میتونه مسائل پیچیده رو در سطح انسان، توی حوزههای مختلف حل کنه.
1️⃣
هوش یک مدل AI ≈ لگاریتم منابع پردازشی و آموزشی
2️⃣
هزینهی استفاده از یک سطح خاص از AI هر ۱۲ ماه ۱۰ برابر کاهش پیدا میکنه و این باعث استفادهی بیشتر میشه.!📉
3️⃣
ارزش اقتصادی AI فوق نمایی رشد میکنه📈
📌
همونطور که ترانزیستور کل صنعت رو متحول کرد، AI هم میتونه تو همهی بخشهای اقتصاد نفوذ کنه و به یه فناوری زیربنایی تبدیل بشه که دیگه زیاد دربارهش فکر نمیکنیم، ولی همهجا حضور داره.
🦾
در این دنیای در حال تغییر، تصمیمگیری درست و تطبیقپذیری، از ارزشمندترین مهارتها میشن. AGI بزرگترین ابزاری خواهد شد که ارادهی انسانها رو تقویت میکنه و بهشون امکان تاثیرگذاری بیشتر از همیشه میده، نه کمتر.
⚖️ چالشها و فرصتها
📌 تاثیر AGI روی همهی صنایع یکسان نخواهد بود. بعضی حوزهها تغییر زیادی نمیکنن، مثلا پیشرفت علمی با سرعتی سرسامآور جلو خواهد رفت.
📉 قیمت خیلی از کالاها (که به خاطر محدودیت هوش و انرژی، گرون بودن) به شدت کاهش پیدا میکنه، ولی بعضی منابع مثل زمین و کالاهای لوکس ممکنه گرونتر بشن. 💎
از نظر فنی، مسیر آینده تقریبا روشنه، اما سیاستگذاریها و نگاه عمومی به نحوهی ورود AGI به جامعه خیلی اهمیت داره. به همین خاطر، ما محصولات جدید رو زود و بهطور مداوم عرضه میکنیم تا هم جامعه و هم فناوری فرصت داشته باشن با هم سازگار بشن.
هوش مصنوعی قراره توی همهی بخشهای جامعه نفوذ کنه، و احتمالا لازم باشه که مردم کنترل بیشتری روی تکنولوژی داشته باشن، مثلا بیشتر اوپنسورس بشه. البته همیشه باید تعادلی بین امنیت و آزادی فردی برقرار کنیم.
ما نمیخوایم بیپروا عمل کنیم، ولی در عین حال، فکر میکنیم که در نهایت باید به سمت توانمندسازی افراد بریم. اگه این کارو نکنیم، ممکنه AI به ابزار کنترل حکومتهای اقتدارگرا تبدیل بشه!
🎯 توزیع عادلانهی منافع AGI
تاریخ نشون داده که تکنولوژی کیفیت زندگی رو بهبود میده، ولی لزوما برابری رو بیشتر نمیکنه!. بنابراین، برای اینکه از مزایای AGI همهی افراد بهره ببرن، نیاز به ایدههای جدید داریم.
ما در حال بررسی این ایده هستیم که به هر فرد روی زمین «بودجه محاسباتی» بدهیم تا آزادانه از هوش مصنوعی استفاده کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🔥2👌1
🤔 با پیشرفت هوش مصنوعی، باید به فکر کردن اصولی برگردیم.
◀️ شریاس دوشی - با اندکی دخل و تصرف
با بهتر شدن هوش مصنوعی، افراد باید دوباره به اصول اولیهی فکر کردن رو بیارن. ما آدما دوست داشتیم بگیم فکر کردن یه توانایی خاص خودمونه—و واقعاً هم هست—ولی بیشترمون فکر میکنیم که خیلی خوب و دقیق فکر میکنیم. اما راستش رو بخوای، با ظهور ابزارهای جدید هوش مصنوعی خیلی وقتا از همهی توانایی موجود برای فکر کردن استفاده نمیکنیم.
🟥 چرا عمیق فکر کردن سخته؟
اولین قدم برای تقویت مهارت تفکر اینه که یاد بگیریم با ناراحتی و سختیِ تفکر عمیق کنار بیاییم. چرا ناراحتکننده است؟ چون:
1️⃣ کلی انرژی میبره – ذهنمون ترجیح میده یه کارو سریع شروع کنه تا این که ساعتها روش فکر کنه.
2️⃣ ما رو با پیشداوریها، غرور و ضعفهای خودمون روبهرو میکنه – وقتی عمیق فکر میکنیم، میفهمیم که شاید تو خیلی چیزا اشتباه کرده باشیم.
3️⃣ کمتر از "شروع سریع یک کار" لذتبخشه – برای خیلیا، زدن یک تیک در لیست کارها حس بهتری داره تا اینکه روی یک موضوع عمیق فکر کنن.
💚 یک مثال ملموس
فرض کن کلی ویس از کلاسهات داری و میخوای برای امتحان آماده بشی:
🔴 روش سنتی: همون اول یکییکی روی 2X گوش میدی، یادداشت برمیداری، زمان زیادی صرف میکنی و آخرش یه جزوهی دست نویس داری.
✖️ روش هوشمندانه: از خودت میپرسی که ورودی و خروجی این کارت چیه؟ خب حدس میزنی که با پیشرفت هوش مصنوعی، احتمالا برای تبدیل ویس فارسی به متن باید ابزاری برای این تبدیل ویس به جزوه ساخته شده باشه. میری سراغ یه ابزار بهتر مثل هیولا، ویسها رو بهش میدی و اون برات متن، جزوه و مایندمپ درست میکنه—سریع، راحت و بدون دردسر.
🚀 بعضیا دنبال راه میانبرن، ولی مشکل همونه.
شاید الان بعضیها بگن: «خب، یه چیز پیشرفتهتر بگو که همین امروز به کارم بیاد.» ولی واقعیت اینه که بیشتر آدما نمیتونن همین قدم اول رو بردارن و با این حال دنبال نکتههای پیچیدهترن. و همینجا دوباره به اول خط برمیگردیم—چون فرار کردن از ناراحتی نگاه کردن به خودمون، همون چیزیه که باعث میشه تو همهی کارامون دنبال راههای سریع و میانبر باشیم.
👤 کارسوق، کاوشی در کار و بازار
💡 @KarmicFlow
با بهتر شدن هوش مصنوعی، افراد باید دوباره به اصول اولیهی فکر کردن رو بیارن. ما آدما دوست داشتیم بگیم فکر کردن یه توانایی خاص خودمونه—و واقعاً هم هست—ولی بیشترمون فکر میکنیم که خیلی خوب و دقیق فکر میکنیم. اما راستش رو بخوای، با ظهور ابزارهای جدید هوش مصنوعی خیلی وقتا از همهی توانایی موجود برای فکر کردن استفاده نمیکنیم.
اولین قدم برای تقویت مهارت تفکر اینه که یاد بگیریم با ناراحتی و سختیِ تفکر عمیق کنار بیاییم. چرا ناراحتکننده است؟ چون:
فرض کن کلی ویس از کلاسهات داری و میخوای برای امتحان آماده بشی:
شاید الان بعضیها بگن: «خب، یه چیز پیشرفتهتر بگو که همین امروز به کارم بیاد.» ولی واقعیت اینه که بیشتر آدما نمیتونن همین قدم اول رو بردارن و با این حال دنبال نکتههای پیچیدهترن. و همینجا دوباره به اول خط برمیگردیم—چون فرار کردن از ناراحتی نگاه کردن به خودمون، همون چیزیه که باعث میشه تو همهی کارامون دنبال راههای سریع و میانبر باشیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥3👎2👌1
تو دنیای شلوغ و در هم ریخته امروز، یه مهارت طلایی هست که خیلیا ازش جا میمونن: "شفاف سازی تو هرج و مرج".
اینکه بتونی وسط یه عالمه حرف و نظر و اولویت متضاد، یه جوری همه چیو روشن کنی که آدما نفس راحتی بکشن - این خودش یه هنره!
خیلی کم پیش میاد که کسی این کار رو خوب انجام بده، حتی با اینکه بیشتر آدمها هوش لازم برای این کار رو دارن.
دقیقاً یعنی چی؟ منظورم اینه که بتونی سه تا کار اصلی رو انجام بدی:
جالب اینجاست که اکثر آدما اطلاعات و هوش لازم رو دارن، اما چرا موفق نمیشن؟ چون:
رمز اصلی: کم کردن، نه اضافه کردن!نکته طلایی اینجاست: شفافیت فقط با کم کردن میاد، نه اضافه کردن! یعنی:✂️
🛤️ مسیر رسیدن بهشونو نشون بده
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4🔥3👌2
🤫 چیزهایی که نمیتونی بگی - قسمت اول
✍️ نوشتهی پاول گراهام
🗓 ژانویه ۲۰۰۴
تا حالا شده عکسهای قدیمی خودتو ببینی و از مدل لباست خجالت بکشی؟ 🤔 واقعاً ما اینطوری لباس میپوشیدیم؟ بله، همینطور بود و خودمون هم اصلاً نمیدونستیم چقدر ممکنه عجیب به نظر برسیم! 😅 مد، ماهیتش همینه؛ نامرئی بودنه، درست مثل حرکت زمین که برای ما که روش سواریم، حس نمیشه.
چیزی که منو واقعاً میترسونه، اینه که مدهای اخلاقی هم وجود دارن. 🤯 اینا هم دقیقاً مثل مدهای لباس، دلبخواهی و برای بیشتر مردم نامرئیان، اما خیلی خطرناکترن. مد لباس ممکنه با یه طراحی خوب اشتباه گرفته بشه؛ اما مد اخلاقی با "درست" بودن یا "سمت درست تاریخ بودن"! لباس عجیب پوشیدن باعث خندیدن بقیه بهت میشه، اما زیر پا گذاشتن مدهای اخلاقی میتونه باعث اخراج، طرد شدن از اجتماع، زندانی شدن، یا حتی کشته شدنت بشه. 😱
اگه میتونستی با ماشین زمان به گذشته سفر کنی، یه چیز همیشه حقیقت داشت، هرجا که میرفتی:
🤫 عقایدی که الان کاملاً بیخطر میدونیم، اون موقع میتونستن تو رو به دردسر بزرگی بندازن. من همین الان هم حداقل یه چیزی گفتم که توی قرن هفدهم توی بیشتر اروپا حسابی دردسرساز میشد و وقتی گالیله گفتش، براش دردسر بزرگی درست کرد: اینکه زمین حرکت میکنه. 🌍💫
به نظر میاد این یه ثابت تاریخیه: توی هر دورهای، مردم چیزهایی رو باور داشتن که کاملاً مسخره بودن، و اونقدر محکم بهشون اعتقاد داشتن که اگه حرف دیگهای میزدی، حسابی به مشکل میخوردی.
حالا آیا زمان ما فرق میکنه؟ 🤔 هر کسی که یه کم تاریخ خونده باشه، جوابش تقریباً قطعاً "نه" هست.
فکر کردن به اینکه ما چیزهایی رو باور داریم که مردم آینده اونها رو مسخره میدونن، خیلی جذابه. 🤩 کسی که با ماشین زمان میاد پیش ما، باید مراقب باشه چه چیزی نگه؟ این همون چیزیه که من میخوام اینجا بررسی کنم. اما قصدم فقط شوکه کردن با حرفهای عجیبوغریب امروز نیست. میخوام دستورالعملهای کلی برای کشف اینکه توی هر دورهای چه چیزهایی رو نمیتونی بگی، پیدا کنم.
آزمون همرنگ جماعت 🐑
بیا با یه آزمایش شروع کنیم:
اگه جوابت "نه" هست، شاید بهتره یه لحظه وایستی و بهش فکر کنی. اگه هر چیزی که باور داری، دقیقاً همون چیزیه که "باید" باور داشته باشی، ممکنه این یه اتفاق تصادفی باشه؟ 🤔 احتمالاً نه! به احتمال زیاد تو فقط همون چیزی رو فکر میکنی که بهت گفته شده. 🤷♂️
راه دیگه اینه که بگی هر سوالی رو مستقل بررسی کردی و دقیقاً به همون جوابهایی رسیدی که الان قابلقبولن. این یه کم بعیده، چون در این صورت باید همون اشتباهات رو هم انجام بدی! نقشهکشها عمداً اشتباهات کوچیکی توی نقشههاشون میذارن تا اگه کسی ازشون کپی کرد، بفهمن. اگه یه نقشه دیگه همون اشتباهو داشته باشه، این یه مدرک خیلی قویه. 🗺
مثل هر دوره دیگهای توی تاریخ، نقشهی اخلاقی ما هم تقریباً مطمئناً چندتا اشتباه داره. و هر کسی که همین اشتباهات رو انجام بده، احتمالاً تصادفی نبوده. این مثل کسیه که ادعا کنه توی سال ۱۹۷۲ خودش مستقل تصمیم گرفته که شلوارهای پاچه گشاد ایده خوبیه! 👖😅
اگه الان هر چیزی رو که باید باور کنی، باور داری، چطور میتونی مطمئن باشی که اگه توی خانوادههای صاحب مزرعهدار قبل از جنگ داخلی آمریکا، یا توی آلمان دهه ۱۹۳۰ – یا حتی بین مغولها توی سال ۱۲۰۰، بزرگ میشدی – هم همون چیزایی رو که باید، باور نمیکردی؟ 🤷♀️ احتمالاً همونطور میشدی!
اون زمانها یه واژهای رایج بود: «آدم متعادل». یعنی اگه عقیدهای داشتی که نمیتونستی راحت بگی، یه مشکلی داشتی.
ولی واقعیت شاید برعکس باشه:
📍ادامه داره...
👤 کارسوق، کاوشی در کار و بازار
💡 @KarmicFlow
✍️ نوشتهی پاول گراهام
🗓 ژانویه ۲۰۰۴
تا حالا شده عکسهای قدیمی خودتو ببینی و از مدل لباست خجالت بکشی؟ 🤔 واقعاً ما اینطوری لباس میپوشیدیم؟ بله، همینطور بود و خودمون هم اصلاً نمیدونستیم چقدر ممکنه عجیب به نظر برسیم! 😅 مد، ماهیتش همینه؛ نامرئی بودنه، درست مثل حرکت زمین که برای ما که روش سواریم، حس نمیشه.
چیزی که منو واقعاً میترسونه، اینه که مدهای اخلاقی هم وجود دارن. 🤯 اینا هم دقیقاً مثل مدهای لباس، دلبخواهی و برای بیشتر مردم نامرئیان، اما خیلی خطرناکترن. مد لباس ممکنه با یه طراحی خوب اشتباه گرفته بشه؛ اما مد اخلاقی با "درست" بودن یا "سمت درست تاریخ بودن"! لباس عجیب پوشیدن باعث خندیدن بقیه بهت میشه، اما زیر پا گذاشتن مدهای اخلاقی میتونه باعث اخراج، طرد شدن از اجتماع، زندانی شدن، یا حتی کشته شدنت بشه. 😱
اگه میتونستی با ماشین زمان به گذشته سفر کنی، یه چیز همیشه حقیقت داشت، هرجا که میرفتی:
باید مواظب حرفات میبودی!
🤫 عقایدی که الان کاملاً بیخطر میدونیم، اون موقع میتونستن تو رو به دردسر بزرگی بندازن. من همین الان هم حداقل یه چیزی گفتم که توی قرن هفدهم توی بیشتر اروپا حسابی دردسرساز میشد و وقتی گالیله گفتش، براش دردسر بزرگی درست کرد: اینکه زمین حرکت میکنه. 🌍💫
به نظر میاد این یه ثابت تاریخیه: توی هر دورهای، مردم چیزهایی رو باور داشتن که کاملاً مسخره بودن، و اونقدر محکم بهشون اعتقاد داشتن که اگه حرف دیگهای میزدی، حسابی به مشکل میخوردی.
حالا آیا زمان ما فرق میکنه؟ 🤔 هر کسی که یه کم تاریخ خونده باشه، جوابش تقریباً قطعاً "نه" هست.
خیلی بعیده که دوران ما اولین دورهای باشه که همهچی رو کاملاً درست فهمیده!
فکر کردن به اینکه ما چیزهایی رو باور داریم که مردم آینده اونها رو مسخره میدونن، خیلی جذابه. 🤩 کسی که با ماشین زمان میاد پیش ما، باید مراقب باشه چه چیزی نگه؟ این همون چیزیه که من میخوام اینجا بررسی کنم. اما قصدم فقط شوکه کردن با حرفهای عجیبوغریب امروز نیست. میخوام دستورالعملهای کلی برای کشف اینکه توی هر دورهای چه چیزهایی رو نمیتونی بگی، پیدا کنم.
آزمون همرنگ جماعت 🐑
بیا با یه آزمایش شروع کنیم:
آیا عقیدهای داری که توی جمع همکارهات یا دوستات، از گفتنش اکراه داشته باشی؟ 🤫
اگه جوابت "نه" هست، شاید بهتره یه لحظه وایستی و بهش فکر کنی. اگه هر چیزی که باور داری، دقیقاً همون چیزیه که "باید" باور داشته باشی، ممکنه این یه اتفاق تصادفی باشه؟ 🤔 احتمالاً نه! به احتمال زیاد تو فقط همون چیزی رو فکر میکنی که بهت گفته شده. 🤷♂️
راه دیگه اینه که بگی هر سوالی رو مستقل بررسی کردی و دقیقاً به همون جوابهایی رسیدی که الان قابلقبولن. این یه کم بعیده، چون در این صورت باید همون اشتباهات رو هم انجام بدی! نقشهکشها عمداً اشتباهات کوچیکی توی نقشههاشون میذارن تا اگه کسی ازشون کپی کرد، بفهمن. اگه یه نقشه دیگه همون اشتباهو داشته باشه، این یه مدرک خیلی قویه. 🗺
مثل هر دوره دیگهای توی تاریخ، نقشهی اخلاقی ما هم تقریباً مطمئناً چندتا اشتباه داره. و هر کسی که همین اشتباهات رو انجام بده، احتمالاً تصادفی نبوده. این مثل کسیه که ادعا کنه توی سال ۱۹۷۲ خودش مستقل تصمیم گرفته که شلوارهای پاچه گشاد ایده خوبیه! 👖😅
اگه الان هر چیزی رو که باید باور کنی، باور داری، چطور میتونی مطمئن باشی که اگه توی خانوادههای صاحب مزرعهدار قبل از جنگ داخلی آمریکا، یا توی آلمان دهه ۱۹۳۰ – یا حتی بین مغولها توی سال ۱۲۰۰، بزرگ میشدی – هم همون چیزایی رو که باید، باور نمیکردی؟ 🤷♀️ احتمالاً همونطور میشدی!
اون زمانها یه واژهای رایج بود: «آدم متعادل». یعنی اگه عقیدهای داشتی که نمیتونستی راحت بگی، یه مشکلی داشتی.
ولی واقعیت شاید برعکس باشه:
اگه هیچ فکری تو ذهنت نیست که از گفتنش بترسی، شاید واقعاً یه مشکلی داری.
📍ادامه داره...
👤 کارسوق، کاوشی در کار و بازار
💡 @KarmicFlow
👍7❤4
کارسوق
🤫 چیزهایی که نمیتونی بگی - قسمت اول ✍️ نوشتهی پاول گراهام 🗓 ژانویه ۲۰۰۴ تا حالا شده عکسهای قدیمی خودتو ببینی و از مدل لباست خجالت بکشی؟ 🤔 واقعاً ما اینطوری لباس میپوشیدیم؟ بله، همینطور بود و خودمون هم اصلاً نمیدونستیم چقدر ممکنه عجیب به نظر برسیم!…
آنچه نمی_توان گفت.wav
21.9 MB
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👏1