Forwarded from عجائبالمخلوقات (Erfan Khosravi)
عجایبالمخلوقات - معرفی کتاب
امیرمحمد گمینی
Forwarded from عجائبالمخلوقات (Erfan Khosravi)
عجایبالمخلوقات - درباره کتاب
عطا کالیراد
Forwarded from عجائبالمخلوقات (Erfan Khosravi)
عجایبالمخلوقات - مواجهه با زیستشناسی نوین در ایران
عرفان خسروی
Forwarded from عجائبالمخلوقات (Erfan Khosravi)
عجایبالمخلوقات - مواجهه با علوم جدید در ایران
امیرمحمد گمینی
Forwarded from عجائبالمخلوقات (Erfan Khosravi)
عجایبالمخلوقات - سابقه احتمالی نظریه تکامل در ایران
عرفان خسروی
Forwarded from عجائبالمخلوقات (Erfan Khosravi)
عجایبالمخلوقات - سوالات دکتر شیخرضایی درباره مواجهه با تکامل
حسین شیخرضایی
عجایبالمخلوقات
جلسه نقد و بررسی کتاب مواجهه با داروین
سوالات دکتر شیخرضایی درباره مواجهه با تکامل
t.me/ajamax
جلسه نقد و بررسی کتاب مواجهه با داروین
سوالات دکتر شیخرضایی درباره مواجهه با تکامل
t.me/ajamax
Forwarded from عجائبالمخلوقات (Erfan Khosravi)
عجایبالمخلوقات - مواجهه با علوم جدید در ایران
امیرمحمد گمینی
Forwarded from عجائبالمخلوقات (Erfan Khosravi)
عجایبالمخلوقات - نخستین بحثها پیرامون تکامل انسان در ایران
عرفان خسروی
عجایبالمخلوقات
جلسه نقد و بررسی کتاب مواجهه با داروین
نخستین بحثها پیرامون تکامل انسان در ایران
t.me/ajamax
جلسه نقد و بررسی کتاب مواجهه با داروین
نخستین بحثها پیرامون تکامل انسان در ایران
t.me/ajamax
Forwarded from عجائبالمخلوقات (Erfan Khosravi)
عجايبالمخلوقات - درباره انتخاب واژه تکامل
عرفان خسروی
Forwarded from پارینه/پالئوگرام (Erfan Khosravi)
مواجهه با داروین میان اعراب و ایرانیان
نشست نقد و بررسی کتاب «مواجه با داروین؛ نخستین برخوردها با نظریه تکامل در شرق مسیحی و اسلامی» دوشنبه (۱۳ آذرماه) با حضور امیرمحمد گمینی، مترجم و پژوهشگر اثر، عطا کالیراد و عرفان خسروی در سرای اهل قلم برگزار شد.
خسروی در این نشست با بیان اینکه مواجهه با نظریه داروین چندین مرحله دارد که ما را به مقایسه نخبگان ایرانی با نخبگان عرب میرساند، گفت: مهمترین ایرانیانی که در این کتاب نقدی بر داروین داشتند و به آن اشاره شده است سیدجمالالدین اسدآبادی و محمدرضا نجفی اصفهانی است که مدتها پس از ارائه نظریه داروین، آن را بیشوکم نقد کردند؛ در حالی که در سده نوزدهم طی مدت کوتاهی جامعه روشنفکری عرب برخورد بسیار بازتری با نظریه تکامل کرد و به نقد و بررسی آن پرداخت.
وی تاریخچهای از کتابهایی که در این حوزه نگاشته شده ارایه کرد و گفت: کتاب «جانورنامه» (انصاری کاشانی) در سال ۱۲۸۷ قمری نوشته شد اما کوچکترین ارتباطی با نظریه داروین ندارد. زیستشناسی مدرن شاخصهای دارد که مهمترین آن مفهوم تاریخ طبیعی است. در کتاب «جانورنامه» تاریخ طبیعی وجود دارد اما در کنار بررسی جانوران زهرناک و مضر ایران، یعنی همآنچه از دید علمای قدیم، علوم نافع شمرده میشود. آنچه از دیرینهشناسی و ردهبندی در این کتاب مطرح میشود ارتباطی به داروین ندارد.
کتاب اصول علم گیاهشناسی (ناظمالعلوم) نیز که بعدها منتشر شد تاریخ طبیعی بسیار کمرنگی دارد. کتاب «حیوانشناسی» (گراویه و ولیالله خان) نیز فاقد اشاره به تکامل است و «علمالاشیاء» (بیرجندی) نیز اشارهای به تاریخ طبیعی و نگاه غایتگرایانه دارد. بعدها کتاب «تاریخ طبیعی» (گلگلاب) منتشر شد که باز اشارهای به دیرینهشناسی در آن نمیشود. اکنون این سوال مطرح میشود که آیا در این فاصله از نظریه تکامل اطلاعی نداشتند؟ پاسخ این است که با توجه به نگارش کتاب نجفی اصفهانی احتمالا نخبگان ایران از نظریه داروین اطلاع داشتند. مثلا علیاصغر حکمت در سال ۱۲۹۳ شمسی کتاب «فلسفه نشو و ارتقا» را ترجمه میکند، اما تا سال ۱۳۵۴ از ترس اتهام الحاد آن را منتشر نمیکند.
در سال ۱۳۱۴ که کتاب «علوم طبیعی» (هاشمی) منتشر میشود، نام داروین برای نخستین بار آورده میشود. چهار سال بعد، عباس شوقی ترجمه ناقصی از کتاب داروین باعنوان بنیاد انواع منتشر میکند. نگاهی به آثار فوق نشان میدهد که در ایران برخورد محتاطانه با داروین صورت گرفته است در حالی که اعراب نگاه بازتری با نظریه داروین داشتهاند.
https://goo.gl/ff9EJu
گزارشی که ایبنا از این نشست منتشرکرده کمی مخدوش است. بعضی تاریخها و نامها را اشتباه ذکر کردهاند. برخی جزئیات در گزیده بالا تصحیحشدهاند.
نشست نقد و بررسی کتاب «مواجه با داروین؛ نخستین برخوردها با نظریه تکامل در شرق مسیحی و اسلامی» دوشنبه (۱۳ آذرماه) با حضور امیرمحمد گمینی، مترجم و پژوهشگر اثر، عطا کالیراد و عرفان خسروی در سرای اهل قلم برگزار شد.
خسروی در این نشست با بیان اینکه مواجهه با نظریه داروین چندین مرحله دارد که ما را به مقایسه نخبگان ایرانی با نخبگان عرب میرساند، گفت: مهمترین ایرانیانی که در این کتاب نقدی بر داروین داشتند و به آن اشاره شده است سیدجمالالدین اسدآبادی و محمدرضا نجفی اصفهانی است که مدتها پس از ارائه نظریه داروین، آن را بیشوکم نقد کردند؛ در حالی که در سده نوزدهم طی مدت کوتاهی جامعه روشنفکری عرب برخورد بسیار بازتری با نظریه تکامل کرد و به نقد و بررسی آن پرداخت.
وی تاریخچهای از کتابهایی که در این حوزه نگاشته شده ارایه کرد و گفت: کتاب «جانورنامه» (انصاری کاشانی) در سال ۱۲۸۷ قمری نوشته شد اما کوچکترین ارتباطی با نظریه داروین ندارد. زیستشناسی مدرن شاخصهای دارد که مهمترین آن مفهوم تاریخ طبیعی است. در کتاب «جانورنامه» تاریخ طبیعی وجود دارد اما در کنار بررسی جانوران زهرناک و مضر ایران، یعنی همآنچه از دید علمای قدیم، علوم نافع شمرده میشود. آنچه از دیرینهشناسی و ردهبندی در این کتاب مطرح میشود ارتباطی به داروین ندارد.
کتاب اصول علم گیاهشناسی (ناظمالعلوم) نیز که بعدها منتشر شد تاریخ طبیعی بسیار کمرنگی دارد. کتاب «حیوانشناسی» (گراویه و ولیالله خان) نیز فاقد اشاره به تکامل است و «علمالاشیاء» (بیرجندی) نیز اشارهای به تاریخ طبیعی و نگاه غایتگرایانه دارد. بعدها کتاب «تاریخ طبیعی» (گلگلاب) منتشر شد که باز اشارهای به دیرینهشناسی در آن نمیشود. اکنون این سوال مطرح میشود که آیا در این فاصله از نظریه تکامل اطلاعی نداشتند؟ پاسخ این است که با توجه به نگارش کتاب نجفی اصفهانی احتمالا نخبگان ایران از نظریه داروین اطلاع داشتند. مثلا علیاصغر حکمت در سال ۱۲۹۳ شمسی کتاب «فلسفه نشو و ارتقا» را ترجمه میکند، اما تا سال ۱۳۵۴ از ترس اتهام الحاد آن را منتشر نمیکند.
در سال ۱۳۱۴ که کتاب «علوم طبیعی» (هاشمی) منتشر میشود، نام داروین برای نخستین بار آورده میشود. چهار سال بعد، عباس شوقی ترجمه ناقصی از کتاب داروین باعنوان بنیاد انواع منتشر میکند. نگاهی به آثار فوق نشان میدهد که در ایران برخورد محتاطانه با داروین صورت گرفته است در حالی که اعراب نگاه بازتری با نظریه داروین داشتهاند.
https://goo.gl/ff9EJu
گزارشی که ایبنا از این نشست منتشرکرده کمی مخدوش است. بعضی تاریخها و نامها را اشتباه ذکر کردهاند. برخی جزئیات در گزیده بالا تصحیحشدهاند.
Forwarded from س.ا.ج
فصل سخن6 .wma
13 MB
Forwarded from س.ا.ج
فصل سخن6.wma
14.7 MB
Forwarded from مرکز فرهنگی شهرکتاب
در باب حرف مفت*
رویا صدر
تصور کنید که به ملاقات بیماری رفتهاید و او بگوید: "احساس سگی را دارم که زیرش گرفتهاند." بهاحتمالزیاد، آنگونه که ویتگنشتاین هنگام احوالپرسی از فانیا پاسکال به او پرخاش کرد و گفت: "تو چه میدانی که یک سگ زیرگرفتهشده چه احساسی دارد"، برنمیآشوبید؛ بلکه بیمار را دلداری میدهید که: "ایشالا بهتر میشی، غصه نخور." آنوقت با فراغت خاطر سراغ شنیدن حرفهای بیمعنی بعدی میروید! امروزه حرف مفت سکۀ رایج بسیاری از مکالمات و نوشتهها شده، فقط هم مختص جامعۀ ما نیست. کافی است به نطقی که ترامپ در توجیه به رسمیت شناختن اورشلیم بهعنوان پایتخت اسراییل ایراد کرد مراجعه کنید تا حجم عظیمی از آن را یکجا شاهد باشید!... ولی درهرحال حضور روشن این پدیده در مناسبات فردی و اجتماعی جامعۀ ما امری نیست که بتوان از کنار آن بهراحتی گذشت و آن را قابل قیاس با یک نطق یا نوشته دانست. زمانی شهرداری، دیوارهای شهر پر دود و ترافیک شهرمان را پرکرده بود از عبارت زیبای: "زمانی آسمان شهرمان آبی بود." توگویی این عمۀ گرامی ما بود که باغ خراب میکرد و مجوز برجسازی میداد... امروزه امر وقف از اهمیت بسزایی برخوردار شده و به شهروندان بیخیال! عزیز توصیه میشود که آن را جدی بگیرند... درودیوار ایستگاههای مترو، خیابانها، کوچهها، پارکها، ادارات و سازمانها پر است از جملات نغز و بیمعنا... مجریان رسانۀ رسمی، زمین و زمان را با نخ عبارات بیمعنی به هم میدوزند. در فضای مجازی، حرف مفت دریایی است که همراه با استیکر گل و بوس و غنچه بر سر مخاطب آوار میشود. هرکدام از ما، روزانه به حجم زیادی از ادعاها و جملههای بدون پشتوانه و بیمعنا در دنیای حقیقی و مجازی برمیخوریم و از کنار آنها مثل امری بدیهی میگذریم. حرف مفت برخلاف دروغ، دغدغۀ صدق و کذب را ندارد، نسبت بهدرستی گزارههایی که بیان میکند بیتفاوت است و ارتباط معناداری با واقعیت ندارد؛ چراکه مثل قضیۀ سگِ زیرگرفته شده، قصدش نه گزارش کردن حقیقت است و نه کتمان آن؛ بنابراین ما آن را کمتر جدی میگیریم و در برابرش خشم و یا حساسیتی را که دروغ در ما برمیانگیزد نشان نمیدهیم. حرف مفت زن، درصدد توجیه خودش است، میخواهد خودنمایی و جلوه فروشی کند و خود را مهمتر ازآنچه هست نشان دهد. ما هم در برابرش حداکثر پوزخندی میزنیم و شانهای بالا میاندازیم. رواج حرف مفت، بیشتر در آموزههای فلسفی پساتجددگرایانه و ستیزش آن با واقعگرایی و تردیدش در امکان دسترسی قابلاعتماد به واقعیات عینی ریشه دارد. دسترسی نداشتن شهروندان به عناصر آگاهیبخش و بیتوجهی تولیدکنندگان پیام به نگاه و زبان و مقتضیات مخاطب باعث میشود تا در جامعهای که همه خودشان را همهچیزدان میشناسند و در برابر هر چیزی بیش ازآنچه فکر کنند نظر میدهند تولید حرف مفت به مقیاس انبوه برسد و جامعه در برابرش دچار مصونیت گردد. ما به قدرت تخریب و خطر حرف مفت بیاعتناییم؛ فراموش میکنیم که حرف مفت به نسبت دروغ دشمن بزرگتر و خطرناکتری برای حقیقت است. چراکه دروغ حقیقت را به رسمیت میشناسد ولی در برابر آن قد برمیافرازد ولی حرف مفت، حقیقت را نادیده میگیرد و توجهی به آن نمیکند و بر دنیایی از تخیل بنا میشود. ازاینرو مخاطب را عادت میدهد که دغدغۀ انطباق حرفها را با واقعیات نداشته باشد، عادت طبیعی او را به توجه کردن به چگونگی امور ضعیف میکند و نگاه غیرواقعی و انتزاعی و ناتوانی از صدور هرگونه حکمی دربارۀ واقعیات را برای او به امری عادی تبدیل میکند؛ چیزی که در جامعۀ خودمان نیز شاهد آنیم. بسیاری از ما در برابر حرف مفت دچار مصونیت و بیحسی شدهایم و هیچچیز خطرناکتر از بیحسی آدمیان نیست!...
............
*برگرفته از کتابی با همین نام نوشتۀ هری فرانکفورت٬ ترجمه محسن کرمی٬ نشر کرگدن.
رویا صدر
تصور کنید که به ملاقات بیماری رفتهاید و او بگوید: "احساس سگی را دارم که زیرش گرفتهاند." بهاحتمالزیاد، آنگونه که ویتگنشتاین هنگام احوالپرسی از فانیا پاسکال به او پرخاش کرد و گفت: "تو چه میدانی که یک سگ زیرگرفتهشده چه احساسی دارد"، برنمیآشوبید؛ بلکه بیمار را دلداری میدهید که: "ایشالا بهتر میشی، غصه نخور." آنوقت با فراغت خاطر سراغ شنیدن حرفهای بیمعنی بعدی میروید! امروزه حرف مفت سکۀ رایج بسیاری از مکالمات و نوشتهها شده، فقط هم مختص جامعۀ ما نیست. کافی است به نطقی که ترامپ در توجیه به رسمیت شناختن اورشلیم بهعنوان پایتخت اسراییل ایراد کرد مراجعه کنید تا حجم عظیمی از آن را یکجا شاهد باشید!... ولی درهرحال حضور روشن این پدیده در مناسبات فردی و اجتماعی جامعۀ ما امری نیست که بتوان از کنار آن بهراحتی گذشت و آن را قابل قیاس با یک نطق یا نوشته دانست. زمانی شهرداری، دیوارهای شهر پر دود و ترافیک شهرمان را پرکرده بود از عبارت زیبای: "زمانی آسمان شهرمان آبی بود." توگویی این عمۀ گرامی ما بود که باغ خراب میکرد و مجوز برجسازی میداد... امروزه امر وقف از اهمیت بسزایی برخوردار شده و به شهروندان بیخیال! عزیز توصیه میشود که آن را جدی بگیرند... درودیوار ایستگاههای مترو، خیابانها، کوچهها، پارکها، ادارات و سازمانها پر است از جملات نغز و بیمعنا... مجریان رسانۀ رسمی، زمین و زمان را با نخ عبارات بیمعنی به هم میدوزند. در فضای مجازی، حرف مفت دریایی است که همراه با استیکر گل و بوس و غنچه بر سر مخاطب آوار میشود. هرکدام از ما، روزانه به حجم زیادی از ادعاها و جملههای بدون پشتوانه و بیمعنا در دنیای حقیقی و مجازی برمیخوریم و از کنار آنها مثل امری بدیهی میگذریم. حرف مفت برخلاف دروغ، دغدغۀ صدق و کذب را ندارد، نسبت بهدرستی گزارههایی که بیان میکند بیتفاوت است و ارتباط معناداری با واقعیت ندارد؛ چراکه مثل قضیۀ سگِ زیرگرفته شده، قصدش نه گزارش کردن حقیقت است و نه کتمان آن؛ بنابراین ما آن را کمتر جدی میگیریم و در برابرش خشم و یا حساسیتی را که دروغ در ما برمیانگیزد نشان نمیدهیم. حرف مفت زن، درصدد توجیه خودش است، میخواهد خودنمایی و جلوه فروشی کند و خود را مهمتر ازآنچه هست نشان دهد. ما هم در برابرش حداکثر پوزخندی میزنیم و شانهای بالا میاندازیم. رواج حرف مفت، بیشتر در آموزههای فلسفی پساتجددگرایانه و ستیزش آن با واقعگرایی و تردیدش در امکان دسترسی قابلاعتماد به واقعیات عینی ریشه دارد. دسترسی نداشتن شهروندان به عناصر آگاهیبخش و بیتوجهی تولیدکنندگان پیام به نگاه و زبان و مقتضیات مخاطب باعث میشود تا در جامعهای که همه خودشان را همهچیزدان میشناسند و در برابر هر چیزی بیش ازآنچه فکر کنند نظر میدهند تولید حرف مفت به مقیاس انبوه برسد و جامعه در برابرش دچار مصونیت گردد. ما به قدرت تخریب و خطر حرف مفت بیاعتناییم؛ فراموش میکنیم که حرف مفت به نسبت دروغ دشمن بزرگتر و خطرناکتری برای حقیقت است. چراکه دروغ حقیقت را به رسمیت میشناسد ولی در برابر آن قد برمیافرازد ولی حرف مفت، حقیقت را نادیده میگیرد و توجهی به آن نمیکند و بر دنیایی از تخیل بنا میشود. ازاینرو مخاطب را عادت میدهد که دغدغۀ انطباق حرفها را با واقعیات نداشته باشد، عادت طبیعی او را به توجه کردن به چگونگی امور ضعیف میکند و نگاه غیرواقعی و انتزاعی و ناتوانی از صدور هرگونه حکمی دربارۀ واقعیات را برای او به امری عادی تبدیل میکند؛ چیزی که در جامعۀ خودمان نیز شاهد آنیم. بسیاری از ما در برابر حرف مفت دچار مصونیت و بیحسی شدهایم و هیچچیز خطرناکتر از بیحسی آدمیان نیست!...
............
*برگرفته از کتابی با همین نام نوشتۀ هری فرانکفورت٬ ترجمه محسن کرمی٬ نشر کرگدن.
🎊🎊 بهزودی منتشر میشود 🎊🎊
🔹 گفتوگوی چهار نفره؛ حق با منه تو اشتباه میکنی
نوشته تیموتی ویلیامسن
ترجمه کامران شهبازی و سعیده بیات
تیموتی ویلیامسن فیلسوف بریتانیایی و استاد فلسفه و منطق در دانشگاه آکسفورد است. حوزههای تخصص او عبارتاند از: معرفتشناسی، منطق فلسفی، فلسفۀ زبان و متافیزیک. او در
این کتاب گفتوگویی خیالی میان چهار نفر (باب، سارا، زک و رکسانا) ترتیب داده است. باب نماد انسانهای خرافاتی است. سارا فرزند وفادار روشنگری است. زک نمایندۀ نسبیگرایان است. و رکسانا، که شاید نزدیکترین فرد به شخصیت فکری خود ویلیامسن باشد، مدافع تمامعیار عقلانیت منطقی است. این چهار نفر در قطاری با یکدیگر همصحبت میشوند و دربارۀ طیف گستردهای از موضوعات بهظاهر ساده اما فلسفی، مانند اختلافنظر، درستی و نادرستی، شناخت، باور، منطق، خطاپذیری، نسبیگرایی، مطلقگرایی، اخلاق، ارزشها و ...، بحث میکنند.
@kargadanpub
🔹 گفتوگوی چهار نفره؛ حق با منه تو اشتباه میکنی
نوشته تیموتی ویلیامسن
ترجمه کامران شهبازی و سعیده بیات
تیموتی ویلیامسن فیلسوف بریتانیایی و استاد فلسفه و منطق در دانشگاه آکسفورد است. حوزههای تخصص او عبارتاند از: معرفتشناسی، منطق فلسفی، فلسفۀ زبان و متافیزیک. او در
این کتاب گفتوگویی خیالی میان چهار نفر (باب، سارا، زک و رکسانا) ترتیب داده است. باب نماد انسانهای خرافاتی است. سارا فرزند وفادار روشنگری است. زک نمایندۀ نسبیگرایان است. و رکسانا، که شاید نزدیکترین فرد به شخصیت فکری خود ویلیامسن باشد، مدافع تمامعیار عقلانیت منطقی است. این چهار نفر در قطاری با یکدیگر همصحبت میشوند و دربارۀ طیف گستردهای از موضوعات بهظاهر ساده اما فلسفی، مانند اختلافنظر، درستی و نادرستی، شناخت، باور، منطق، خطاپذیری، نسبیگرایی، مطلقگرایی، اخلاق، ارزشها و ...، بحث میکنند.
@kargadanpub