یادداشت امیرمحمد گمینی مترجم و پژوهشگر کتاب "مواجهه با داروین" درباره این کتاب 👇
داستان رویارویی با نظریههای علمی جدید حکایتی خواندنی است و از آن میان لطایف مواجهه با نظریۀ تکامل شاید از همه شنیدنیتر باشد، به ویژه روایت رویارویی اقشار مختلف سکولار و مذهبی عرب و عجم در سرزمینهای اسلامی از مسیحی و مسلمان؛ چرا که نشاندهندۀ تاریخ شیوۀ تفکر اقوامی است که پس از قرنها بحث و مناظرههای نظری، اعم از فرقهای و فلسفی و کلامی و علمی، حالا با چالشی نوین روبرو شده بودند که به هیچ وجه از جنس چالشهای قبل نبود و میراث عظیم افکار قرون میانه را با شبیخونی پیشبینی نشده تهدید میکرد.
کتاب حاضر در دو بخش به معرفی این مسیر و چگونگی رویاروی نخبگان مسلمان و مسیحی در سرزمینهای اسلامی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی میپردازد: در بخش اول ترجمۀ کتاب علوم غربی در جهان عرب: ضربۀ داروینگرایی (۱۸۶۰-۱۹۳۰) نوشتۀ پژوهشگر اُردنی، عادل زیادات، عرضه میشود. زیادات پژوهشگر برجستۀ دانشگاه یرموک، دانشآموختۀ رشتۀ «مطالعات تاریخی و اجتماعی علم» از دانشگاه مونترال کانادا در سال ۱۹۸۳ است و در پژوهش بیسابقه و ارزشمند خود، تأثیرات علم جدید به ویژه نظریۀ داروین را در میان جریانهای مختلف فکریِ سرزمینهای عربی هلال حاصلخیز پی میگیرد و ما را با دیدگاههای گروههای مختلف سکولار و مذهبیِ مسیحی و مسلمان آشنا میکند.
وی نشان میدهد چطور مادهگراهایی، چون شبلی شُمیّل، از نظریۀ تکامل به نفع فلسفۀ خود سوءاستفاده کردند و چطور بعضی از علمای عرب مسیحی، چون لوییس شیخو، تحت تأثیر همین نگرش با کلیت این نظریه مخالفت میکردند.
در بخش دوم نتیجۀ پژوهشهای مترجم بر بخشی از آرای محمدرضا اصفهانی، عالم ایرانیتبار حوزۀ علمیۀ نجف و قم، عرضه میشود، و اینکه وی چگونه با این نظریه در کتاب نقد فلسفة داروَن روبرو شد و، علیرغم تلاشهای مادهگراها، تلاش کرد جنبههای علمی این نظریه را از حواشی فلسفی آن جدا کند؛ هرچند خودش نیز از القائات دینی رهایی نداشت.
@kargadanpub
داستان رویارویی با نظریههای علمی جدید حکایتی خواندنی است و از آن میان لطایف مواجهه با نظریۀ تکامل شاید از همه شنیدنیتر باشد، به ویژه روایت رویارویی اقشار مختلف سکولار و مذهبی عرب و عجم در سرزمینهای اسلامی از مسیحی و مسلمان؛ چرا که نشاندهندۀ تاریخ شیوۀ تفکر اقوامی است که پس از قرنها بحث و مناظرههای نظری، اعم از فرقهای و فلسفی و کلامی و علمی، حالا با چالشی نوین روبرو شده بودند که به هیچ وجه از جنس چالشهای قبل نبود و میراث عظیم افکار قرون میانه را با شبیخونی پیشبینی نشده تهدید میکرد.
کتاب حاضر در دو بخش به معرفی این مسیر و چگونگی رویاروی نخبگان مسلمان و مسیحی در سرزمینهای اسلامی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی میپردازد: در بخش اول ترجمۀ کتاب علوم غربی در جهان عرب: ضربۀ داروینگرایی (۱۸۶۰-۱۹۳۰) نوشتۀ پژوهشگر اُردنی، عادل زیادات، عرضه میشود. زیادات پژوهشگر برجستۀ دانشگاه یرموک، دانشآموختۀ رشتۀ «مطالعات تاریخی و اجتماعی علم» از دانشگاه مونترال کانادا در سال ۱۹۸۳ است و در پژوهش بیسابقه و ارزشمند خود، تأثیرات علم جدید به ویژه نظریۀ داروین را در میان جریانهای مختلف فکریِ سرزمینهای عربی هلال حاصلخیز پی میگیرد و ما را با دیدگاههای گروههای مختلف سکولار و مذهبیِ مسیحی و مسلمان آشنا میکند.
وی نشان میدهد چطور مادهگراهایی، چون شبلی شُمیّل، از نظریۀ تکامل به نفع فلسفۀ خود سوءاستفاده کردند و چطور بعضی از علمای عرب مسیحی، چون لوییس شیخو، تحت تأثیر همین نگرش با کلیت این نظریه مخالفت میکردند.
در بخش دوم نتیجۀ پژوهشهای مترجم بر بخشی از آرای محمدرضا اصفهانی، عالم ایرانیتبار حوزۀ علمیۀ نجف و قم، عرضه میشود، و اینکه وی چگونه با این نظریه در کتاب نقد فلسفة داروَن روبرو شد و، علیرغم تلاشهای مادهگراها، تلاش کرد جنبههای علمی این نظریه را از حواشی فلسفی آن جدا کند؛ هرچند خودش نیز از القائات دینی رهایی نداشت.
@kargadanpub
یادداشت محسن کرمی مترجم کتاب "در باب حرف مفت" درباره این کتاب 👇
کتابِ در بابِ حرفِمفت، در اصل، متنِ سخنرانیای است که فرانکفورت به سالِ ۱۹۸۵ در دانشگاهِ یِیل ایراد کرد و آنگاه آن را به صورتِ مقالهای در یک مجلّهیِ دانشگاهیِ نهچندان شناختهشده و، دو سال بعد، در مجموعهای از مقالاتش به چاپ رساند. امّا، از قضایِ روزگار، این سخنرانیِ حالامقالهشده نرمنرمک شهرتی یافت و سرویراستارِ انتشاراتِ پرینستون را بر آن داشت که در سالِ ۲۰۰۵ به فرانکفورت پیشنهادِ کتابشدنش را بدهد. او حتّی، برایِ اطمینانِخاطردادن به استاد از بابتِ اقبالِ مخاطبان به اثر، خبرش میدهد که، به واسطهیِ انتشارِ مقالهیِ «در بابِ حرفِمفت»، در میانِ اهلِِفنّ و تاحدّی غیرِاهلِفنّ شهرتی به هم زده. باری، در بابِ حرفِمفت سرانجام در قالبِ کتابچهای از سویِ انتشاراتِ پرینستون منتشر میشود و، پس از اندکزمانی، به فروشی حیرتانگیز دست مییابد و به بیش از شانزده زبان ترجمه میشود.
امّا فرانکفورت در این اثرِ موجز و عمیق چه میکند؟ او در بخشِ اعظمِ جستار میکوشد از خلالِ بررسیِ مفاهیمی چون شیّادی، نادرستنمایی، دروغگویی، و لافزنی نرمنرمک به ما درکی از مفهومِ حرفِمفت بدهد. برایِ انجامِ این کار، در هر مورد میکوشد شباهتها و تفاوتهایِ مهمِّ هر کدام از این مفاهیم را با حرفِمفت نشان دهد. و در انتهایِ جستار نیز بخشی را به تبیینِ این واقعیّت اختصاص میدهد که در روزگارِ ما حرفِمفت خیلی زیاد است، و بر سه امر تأکید میورزد: نخست، اوضاعواحوالی است که در آن افراد سوق داده میشوند به این که در بابِ اموری سخن بگویند که آگاهیِ چندانی از آن ندارند. دومین عاملی که سببِ شده است تا ما، از هر سو، چنین آماجِ حرفِمفت قرار گیریم و چهبسا خود نیز دستی در تولیدش داشته باشیم این اعتقادِ رایج است که «مسئولیّتِ شهروند در یک نظامِ مردمسالار است که دربارهیِ هر چیزی، یا دستکم هر چیزی که به ادارهیِ امورِ کشورش ربط دارد، عقیدهای داشته باشد». و سومین عامل را، که در نسبت با دو عاملِ قبلی عمیقتر است، باید در پارهای از آموزههایِ فلسفیِ پساتجدّدگرایانه جست، «در اَشکالِ متنوّعِ شکّاکیّتی که امکانِ هر گونه دسترسیِ قابلِاعتمادِ ما به واقعیّتِ عینی را انکار میکند و، بنابراین، امکانِ شناختِ چگونگیِ حقیقیِ چیزها را مردود میشمارد». در این سیاق، افراد صادقبودن نسبت به خود را در بیرونریختنِ هر چه به ذهن و ضمیرشان میآید میبینند، و روشن است که محصولِ این وضع چیزی جز افزودن بر حجمِ حرفِمفتها نخواهد بود.
@kargadanpub
کتابِ در بابِ حرفِمفت، در اصل، متنِ سخنرانیای است که فرانکفورت به سالِ ۱۹۸۵ در دانشگاهِ یِیل ایراد کرد و آنگاه آن را به صورتِ مقالهای در یک مجلّهیِ دانشگاهیِ نهچندان شناختهشده و، دو سال بعد، در مجموعهای از مقالاتش به چاپ رساند. امّا، از قضایِ روزگار، این سخنرانیِ حالامقالهشده نرمنرمک شهرتی یافت و سرویراستارِ انتشاراتِ پرینستون را بر آن داشت که در سالِ ۲۰۰۵ به فرانکفورت پیشنهادِ کتابشدنش را بدهد. او حتّی، برایِ اطمینانِخاطردادن به استاد از بابتِ اقبالِ مخاطبان به اثر، خبرش میدهد که، به واسطهیِ انتشارِ مقالهیِ «در بابِ حرفِمفت»، در میانِ اهلِِفنّ و تاحدّی غیرِاهلِفنّ شهرتی به هم زده. باری، در بابِ حرفِمفت سرانجام در قالبِ کتابچهای از سویِ انتشاراتِ پرینستون منتشر میشود و، پس از اندکزمانی، به فروشی حیرتانگیز دست مییابد و به بیش از شانزده زبان ترجمه میشود.
امّا فرانکفورت در این اثرِ موجز و عمیق چه میکند؟ او در بخشِ اعظمِ جستار میکوشد از خلالِ بررسیِ مفاهیمی چون شیّادی، نادرستنمایی، دروغگویی، و لافزنی نرمنرمک به ما درکی از مفهومِ حرفِمفت بدهد. برایِ انجامِ این کار، در هر مورد میکوشد شباهتها و تفاوتهایِ مهمِّ هر کدام از این مفاهیم را با حرفِمفت نشان دهد. و در انتهایِ جستار نیز بخشی را به تبیینِ این واقعیّت اختصاص میدهد که در روزگارِ ما حرفِمفت خیلی زیاد است، و بر سه امر تأکید میورزد: نخست، اوضاعواحوالی است که در آن افراد سوق داده میشوند به این که در بابِ اموری سخن بگویند که آگاهیِ چندانی از آن ندارند. دومین عاملی که سببِ شده است تا ما، از هر سو، چنین آماجِ حرفِمفت قرار گیریم و چهبسا خود نیز دستی در تولیدش داشته باشیم این اعتقادِ رایج است که «مسئولیّتِ شهروند در یک نظامِ مردمسالار است که دربارهیِ هر چیزی، یا دستکم هر چیزی که به ادارهیِ امورِ کشورش ربط دارد، عقیدهای داشته باشد». و سومین عامل را، که در نسبت با دو عاملِ قبلی عمیقتر است، باید در پارهای از آموزههایِ فلسفیِ پساتجدّدگرایانه جست، «در اَشکالِ متنوّعِ شکّاکیّتی که امکانِ هر گونه دسترسیِ قابلِاعتمادِ ما به واقعیّتِ عینی را انکار میکند و، بنابراین، امکانِ شناختِ چگونگیِ حقیقیِ چیزها را مردود میشمارد». در این سیاق، افراد صادقبودن نسبت به خود را در بیرونریختنِ هر چه به ذهن و ضمیرشان میآید میبینند، و روشن است که محصولِ این وضع چیزی جز افزودن بر حجمِ حرفِمفتها نخواهد بود.
@kargadanpub
مصاحبه روزنامه شرق با علی سرزعیم نویسنده کتاب پوپولیسم ایرانی (نشر کرگدن) درباره پوپولیسم اقتصادی 👇
@kargadanpub
@kargadanpub
یادداشت دکتر اسکندر صالحی درباره کتاب "سرآغاز و سرانجام هستها" از دکتر پرویز ضیاءشهابی (نشر کرگدن) 👇
http://www.tabnak.ir/fa/news/745506/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2%D9%8A%D9%86-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%A7%D8%B6%D8%B9-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA
@kargadanpub
http://www.tabnak.ir/fa/news/745506/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2%D9%8A%D9%86-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%A7%D8%B6%D8%B9-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA
@kargadanpub
سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK
آنچه ازين كتاب متواضع میتوان آموخت
دكتر اسكندر صالحى
خوشبختانه باخبر شدیم ترجمه کتاب "تاریخچه فلسفه زمان" (نشر کرگدن) در جشنواره کتاب سال دانشجویی در شاخه دین و فلسفه اثر مورد تقدیر بوده است. با تبریک به آقای حسن امیریآرا مترجم کتاب.
http://www.isna.ir/news/96082212684/برگزیدگان-کتاب-سال-دانشجویی-معرفی-شدند
@kargadanpub
http://www.isna.ir/news/96082212684/برگزیدگان-کتاب-سال-دانشجویی-معرفی-شدند
@kargadanpub
ایسنا
برگزیدگان کتاب سال دانشجویی معرفی شدند
برگزیدگان و شایستگان تقدیر بیست و چهارمین جشنواره کتاب سال دانشجویی معرفی شدند.
Forwarded from اخبار فلسفه
#کتاب «تاریخچه فلسفه زمان» اثر آدریان باردون با ترجمه حسن امیری آرا، منتشر شده توسط نشر کرگدن، در شاخه دین و فلسفه بخش اصلی جشنواره بیست و چهارم کتاب سال دانشجویی شایسته تقدیر اعلام شد
@philosophynews
@philosophynews
در بخش "قلم برتر"، در سومین دوره اهدای نشان دهخدا، به پاس خدمات گذشته و حال بزرگان قلم از دکتر پرویز ضیاشهابی تقدیر شد. نشر کرگدن این رویداد فرخنده را به استاد ضیاءشهابی تبریک میگوید و برای ایشان سلامتی و موفقیت روزافزون آرزومند است.
@kargadanpub
http://www.ettelaat.com/etiran/?p=326021
@kargadanpub
http://www.ettelaat.com/etiran/?p=326021
روزنامه اطلاعات
اعطاي سومين دوره نشان دهخدا به برگزيدگانكتاب سال هيأت علمي
سومين دوره نشان دهخدا ويژه كتاب سال اعضاي هيات علمي دانشگاهها در رشتههاي علوم انساني در سالن جابر بن حيان دانشگاه تربيت مدرس به برگزيدگان اهداء شد. به گزارش خبرنگار ما، دكتر مسعود كوثري، د...
Forwarded from پژوهشکده تاریخ علم
معرفی و بررسی کتاب: مواجهه با داروین: نخستین برخوردها با نظریۀ تکامل در شرق مسیحی و اسلامی
درسرای اهل قلم
عطاکالیراد(پژوهشگاه دانشهای بنیادی)
عرفان خسروی (دانشگاه تهران)
امیرمحمد گمینی
13 آذر 17-19
درسرای اهل قلم
عطاکالیراد(پژوهشگاه دانشهای بنیادی)
عرفان خسروی (دانشگاه تهران)
امیرمحمد گمینی
13 آذر 17-19
معرفی کتاب "در باب حرف مفت" (نشر کرگدن) در روزنامه اعتماد، پنجشنبه ۹ آذر 👇
@kargadanpub
@kargadanpub
محسن آزموده، روزنامه اعتماد، پنجشنبه ۹ آذر، معرفی کتاب "در باب حرف مفت" (نشر کرگرن)
حرف مفت نزن!
پيشنهاد پنجشنبهها
آمار حرف مفت بالا رفته. همه حرف مفت ميزنند، ما هم مفت حرف ميزنيم، ماليات كه ندارد، كسي جلودارمان نيست، كنتور هم ندارد. در نهايت اگر كار بيخ پيدا كرد ديوار حاشا بلند است. كسي دليل نميخواهد، ما هم طلب استدلال نميكنيم، اصلا حرف مثل باد است، ميآيد و ميرود، بيخيال راست و دروغ. درباره همهچيز اظهارنظر ميكنيم، از فوايد داروهاي گياهي گرفته تا علل و عوامل بالا و پايين رفتن قيمت نفت در اوپك. حرف مفت آن طور كه هري فرانكفورت، فيلسوف امريكايي در كتابچه كوچكي به همين نام نشان ميدهد، حرفي است كه بدون توجه به صدق و كذب بيان ميشود و قصد گوينده از بيانش نه ارايه اطلاعاتي درست يا غلط بلكه چيز ديگري است.
فرض كنيد من به شما ميگويم سن كره زمين تقريبا ٥/٤ ميليارد سال است. ممكن است اين حرف درست باشد، يعني مطابق آخرين تحقيقات دانشمندان زمين همين اندازه عمر كرده باشد. در اين صورت من راستگو هستم. امكانش هم هست كه اين ادعا غلط باشد، يعني سن زمين مثلا ٣ ميليارد سال باشد. تا زماني كه من از روي قصد و اراده اين سخن كذب را نگفته باشم و تنها در نتيجه اطلاعاتي غلط يا تحقيقاتي نادرست به اين نتيجه رسيده باشم، اگرچه حرف خطايي بر زبانم جاري شده، اما دروغگو در معناي اخلاقي نيستم، يعني عامدا و از روي قصد نخواستهام واقعيت را طور ديگري به شما نشان دهم. دروغگو كسي است كه از روي اراده (با هر نيت و هدفي) واقعيت را متفاوت از آنچه به نظرش ميرسد، بازنمايي ميكند. نكته مشترك در مورد سه حالت بالا يعني آدم راستگو و فردي كه سهوا كذب ميگويد و انسان دروغگو اين است كه در هر سه وضعيت جمله يا عبارتي كه گفته شده، ناظر به صدق و كذب است. حرف مفت اما ربطي به صدق و كذب و راستي و ناراستي ندارد و آدم حرف مفت زن، اصلا كاري به اين ندارد كه آنچه ميگويد درست است يا غلط. يعني حتي گاهي پيش ميآيد كه حرفش درست باشد، اما اين درستي اتفاقي و ناشي از تصادفي پيش پا افتاده است. حرف مفتزن، حرف ميزند كه حرف زده باشد؛ كه نگويند هيچ چيز نميفهمد يا زبان ندارد.
البته هري فرانكفورت در جستار خواندنياش نشان ميدهد كه آدم حرف مفتزن هم در اصل دروغگو است، اما به شيوهاي متفاوت از يك دروغگوي معمولي. آدم دروغگو چنان كه گفتيم عمدا واقعيتي را پنهان ميكند يا جور ديگري به نمايش ميگذارد، اما حرف مفت زن با لاطائلاتي كه سر هم ميكند، در اصل خودش را پنهان ميكند. او ميخواهد ميگويد كه «من هم بله»؛ و اين كار را با جملهپردازي و وراجي و واژه آرايي به انجام ميرساند. ته حرف او هيچ است، به همين خاطر حرف او به مفت هم نميارزد. گفتيم در روزگار ما حرف مفت زن زياد شده. فرانكفورت براي رواج آن سه علت بر ميشمارد، يكي اينكه زندگيها به سمتي پيش رفته كه آدمها براي اينكه سري در سرها درآورند، ناگزيرند حرف مفت بزنند وگرنه مردم آنها را تحويل نميگيرند. در غير اين صورت ديگران فكر ميكنند آنها هيچي سرشان نميشود. در چنين وضعيتي بازار حرف مفت رونق ميگيرد. فيلسوف امريكايي علت دوم را مردمسالاري ميداند؛ اينكه زندگي دموكرات مآب زمانه ما اقتضا ميكند در هر موضوعي از مردم نظرسنجي شود. شايد به دليل فوايد دموكراسي، از اين موضوع گريز و گزيري نباشد، اما به هر حال در شرايط دموكراتيكي كه همه با هم از حقوق يكساني برخوردار ميشوند و مدام هم از آدمها نظرشان پرسيده ميشود، حرف مفت هم زياد ميشود. علت سوم از نظر هري فرانكفورت گسترش گفتارهاي نسبيانگارانه و حرفهاي «پسامدرن» است. اين ادعاها كه حقيقت مطلقي وجود ندارد و چيزها ذات ندارند و از هر چشماندازي ميتوان واقعيتي واحد را به شيوهاي متفاوت ديد و اصلا واقعيتي وجود ندارد و... محسن كرمي، مترجم كتاب اما در مقدمه روشنگرش مينويسد: «با حرف مفت بايد در دو جبهه بجنگيم: نخست بايد بكوشيم سرچشمههاي حرف مفت را در درونمان بخشكانيم و آن گاه بايد در جبهه بيرون با ساير مظاهر حرف مفتزني مقابله كنيم.» مهمترين راه مبارزه نيز از نگاه او توجه نكردن و اهميت ندادن به حرف مفتزنها و چرنديات و جفنگياتي است كه ميگويند.
@kargadanpub
حرف مفت نزن!
پيشنهاد پنجشنبهها
آمار حرف مفت بالا رفته. همه حرف مفت ميزنند، ما هم مفت حرف ميزنيم، ماليات كه ندارد، كسي جلودارمان نيست، كنتور هم ندارد. در نهايت اگر كار بيخ پيدا كرد ديوار حاشا بلند است. كسي دليل نميخواهد، ما هم طلب استدلال نميكنيم، اصلا حرف مثل باد است، ميآيد و ميرود، بيخيال راست و دروغ. درباره همهچيز اظهارنظر ميكنيم، از فوايد داروهاي گياهي گرفته تا علل و عوامل بالا و پايين رفتن قيمت نفت در اوپك. حرف مفت آن طور كه هري فرانكفورت، فيلسوف امريكايي در كتابچه كوچكي به همين نام نشان ميدهد، حرفي است كه بدون توجه به صدق و كذب بيان ميشود و قصد گوينده از بيانش نه ارايه اطلاعاتي درست يا غلط بلكه چيز ديگري است.
فرض كنيد من به شما ميگويم سن كره زمين تقريبا ٥/٤ ميليارد سال است. ممكن است اين حرف درست باشد، يعني مطابق آخرين تحقيقات دانشمندان زمين همين اندازه عمر كرده باشد. در اين صورت من راستگو هستم. امكانش هم هست كه اين ادعا غلط باشد، يعني سن زمين مثلا ٣ ميليارد سال باشد. تا زماني كه من از روي قصد و اراده اين سخن كذب را نگفته باشم و تنها در نتيجه اطلاعاتي غلط يا تحقيقاتي نادرست به اين نتيجه رسيده باشم، اگرچه حرف خطايي بر زبانم جاري شده، اما دروغگو در معناي اخلاقي نيستم، يعني عامدا و از روي قصد نخواستهام واقعيت را طور ديگري به شما نشان دهم. دروغگو كسي است كه از روي اراده (با هر نيت و هدفي) واقعيت را متفاوت از آنچه به نظرش ميرسد، بازنمايي ميكند. نكته مشترك در مورد سه حالت بالا يعني آدم راستگو و فردي كه سهوا كذب ميگويد و انسان دروغگو اين است كه در هر سه وضعيت جمله يا عبارتي كه گفته شده، ناظر به صدق و كذب است. حرف مفت اما ربطي به صدق و كذب و راستي و ناراستي ندارد و آدم حرف مفت زن، اصلا كاري به اين ندارد كه آنچه ميگويد درست است يا غلط. يعني حتي گاهي پيش ميآيد كه حرفش درست باشد، اما اين درستي اتفاقي و ناشي از تصادفي پيش پا افتاده است. حرف مفتزن، حرف ميزند كه حرف زده باشد؛ كه نگويند هيچ چيز نميفهمد يا زبان ندارد.
البته هري فرانكفورت در جستار خواندنياش نشان ميدهد كه آدم حرف مفتزن هم در اصل دروغگو است، اما به شيوهاي متفاوت از يك دروغگوي معمولي. آدم دروغگو چنان كه گفتيم عمدا واقعيتي را پنهان ميكند يا جور ديگري به نمايش ميگذارد، اما حرف مفت زن با لاطائلاتي كه سر هم ميكند، در اصل خودش را پنهان ميكند. او ميخواهد ميگويد كه «من هم بله»؛ و اين كار را با جملهپردازي و وراجي و واژه آرايي به انجام ميرساند. ته حرف او هيچ است، به همين خاطر حرف او به مفت هم نميارزد. گفتيم در روزگار ما حرف مفت زن زياد شده. فرانكفورت براي رواج آن سه علت بر ميشمارد، يكي اينكه زندگيها به سمتي پيش رفته كه آدمها براي اينكه سري در سرها درآورند، ناگزيرند حرف مفت بزنند وگرنه مردم آنها را تحويل نميگيرند. در غير اين صورت ديگران فكر ميكنند آنها هيچي سرشان نميشود. در چنين وضعيتي بازار حرف مفت رونق ميگيرد. فيلسوف امريكايي علت دوم را مردمسالاري ميداند؛ اينكه زندگي دموكرات مآب زمانه ما اقتضا ميكند در هر موضوعي از مردم نظرسنجي شود. شايد به دليل فوايد دموكراسي، از اين موضوع گريز و گزيري نباشد، اما به هر حال در شرايط دموكراتيكي كه همه با هم از حقوق يكساني برخوردار ميشوند و مدام هم از آدمها نظرشان پرسيده ميشود، حرف مفت هم زياد ميشود. علت سوم از نظر هري فرانكفورت گسترش گفتارهاي نسبيانگارانه و حرفهاي «پسامدرن» است. اين ادعاها كه حقيقت مطلقي وجود ندارد و چيزها ذات ندارند و از هر چشماندازي ميتوان واقعيتي واحد را به شيوهاي متفاوت ديد و اصلا واقعيتي وجود ندارد و... محسن كرمي، مترجم كتاب اما در مقدمه روشنگرش مينويسد: «با حرف مفت بايد در دو جبهه بجنگيم: نخست بايد بكوشيم سرچشمههاي حرف مفت را در درونمان بخشكانيم و آن گاه بايد در جبهه بيرون با ساير مظاهر حرف مفتزني مقابله كنيم.» مهمترين راه مبارزه نيز از نگاه او توجه نكردن و اهميت ندادن به حرف مفتزنها و چرنديات و جفنگياتي است كه ميگويند.
@kargadanpub
Forwarded from نشستهای گفتار و انديشه
☘️نشست های گفتار و اندیشه جلسه17
📚کتاب : در باب حرف مفت
🎤سخنران : کاوه بهبهانی
🗓چهارشنبه29 آذر. ساعت 18:30
شیراز خیابان قصردشت کوچه39 پلاک 50 دفترحزب اتحاد ملت ایران اسلامی (منطقه فارس)
📚کتاب : در باب حرف مفت
🎤سخنران : کاوه بهبهانی
🗓چهارشنبه29 آذر. ساعت 18:30
شیراز خیابان قصردشت کوچه39 پلاک 50 دفترحزب اتحاد ملت ایران اسلامی (منطقه فارس)
مجموعه مطالبی مرتبط با جلسه نقد و بررسی کتاب مواجهه با داروین از کانال آقای عرفان خسروی 👇
@kargadanpub
@kargadanpub
Forwarded from عجائبالمخلوقات (Erfan Khosravi)
معرفی و بررسی کتاب «مواجهه با داروین: نخستین برخوردها با نظریۀ تکامل در شرق مسیحی و اسلامی»
عطاکالیراد (پژوهشگاه دانشهای بنیادی)
عرفان خسروی (دانشگاه تهران)
امیرمحمد گمینی
۱۳ آذر ساعت ۱۷ تا ۱۹
در سرای اهل قلم: انقلاب، فلسطین جنوبی، کوچه خواجهنصیر، کاشی دوم
یادداشت آقای کاوه فیضاللهی (روزنامهنگار علم، مترجم و جانورشناس) درباره این کتاب:
تصور رایج از علم در جهان اسلام دانشی است که به کار آید، چیزی که به ما کمک کند قدرتمندتر و ثروتمندتر شویم و زندگی آسودهتری داشته باشیم. پس وقتی علم از حیطه عملی خارج و به حیطه نظری وارد میشود، و بهویژه هنگامی که این کار را با یک نظریه بنیادی و بنیانکن انجام میدهد که از سوی بعضی اندیشمندان به «اسید همگانی» تشبیه شده، کاملا طبیعی و قابل پیشبینی است که با «مواجهه» روبهرو شود. اما در مورد نظریه تکامل اوضاع کمی فرق میکند. با نظریه داروین، در خود اروپا و پیش از ورود به شرق، و نه فقط از سوی فیلسوفان و دینشناسان بلکه حتا بیشتر از سوی خود دانشمندان، چنان مخالفتهایی صورت گرفت که وقتی به شرق عمدتا مسلمان رسید، در مخالفت با آن نه تنها تقدمی نبود، بلکه عمدتا موضوعی داخلی مختص فرهنگی بیگانه تلقی شد و بحث چندانی را برنینگیخت. در چنین فضایی حتا موافقتهایی نیز با آن صورت گرفت و بسیاری از حکمای اسلامی آن را تایید کردند. با این همه باید تاکید کرد که تقریبا هیچ کدام از نقدهای شرقی بر نظریه تکامل کاری به مسائل علمی ندارند و صرفا پیامدهای فلسفی و معرفتشناختی این نظریه را در نظر میگیرند.
کتاب «مواجهه با داروین» حاصل ترجمه و پژوهش امیرمحمد گمینی، عضو هیئت علمی پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران، و شامل دو بخش عمده است. بخش نخست و اصلی کتاب ترجمهای است از کتابی نوشته عادل زیادات، پژوهشگر دانشگاه یرموک در اردن، که در سال ۱۹۸۶ به زبان انگلیسی با عنوان «علم غربی در جهان عرب: تاثیر داروینیسم، ۱۸۶۰ تا ۱۹۳۰» منتشر شد. بخش دیگر آن که مکمل و ضمیمه بخش نخست کتاب شده، خلاصهای از پژوهشهای دکتر گمینی درباره مواجهه شیخ محمدرضا نجفی اصفهانی (۱۲۴۹ تا ۱۳۲۱) با نظریه تکامل انسان است. نثر کتاب و صفحهآرایی آن پاکیزه و دانشورانه است و با پانویسها، پینوشتها و منابع تفصیلی تکمیل شده است. با این حال وجود یک نمایه میتوانست به خوانندگان در یافتن مطالب دلخواه درون کتاب کمک کند. این کتاب دومین عنوان از مجموعه «مطالعات علم و فناوری» است که با دبیری دکتر حسین شیخرضایی از سوی نشر کرگدن منتشر میشود.
https://www.instagram.com/p/BcPePXHBhEn/
عطاکالیراد (پژوهشگاه دانشهای بنیادی)
عرفان خسروی (دانشگاه تهران)
امیرمحمد گمینی
۱۳ آذر ساعت ۱۷ تا ۱۹
در سرای اهل قلم: انقلاب، فلسطین جنوبی، کوچه خواجهنصیر، کاشی دوم
یادداشت آقای کاوه فیضاللهی (روزنامهنگار علم، مترجم و جانورشناس) درباره این کتاب:
تصور رایج از علم در جهان اسلام دانشی است که به کار آید، چیزی که به ما کمک کند قدرتمندتر و ثروتمندتر شویم و زندگی آسودهتری داشته باشیم. پس وقتی علم از حیطه عملی خارج و به حیطه نظری وارد میشود، و بهویژه هنگامی که این کار را با یک نظریه بنیادی و بنیانکن انجام میدهد که از سوی بعضی اندیشمندان به «اسید همگانی» تشبیه شده، کاملا طبیعی و قابل پیشبینی است که با «مواجهه» روبهرو شود. اما در مورد نظریه تکامل اوضاع کمی فرق میکند. با نظریه داروین، در خود اروپا و پیش از ورود به شرق، و نه فقط از سوی فیلسوفان و دینشناسان بلکه حتا بیشتر از سوی خود دانشمندان، چنان مخالفتهایی صورت گرفت که وقتی به شرق عمدتا مسلمان رسید، در مخالفت با آن نه تنها تقدمی نبود، بلکه عمدتا موضوعی داخلی مختص فرهنگی بیگانه تلقی شد و بحث چندانی را برنینگیخت. در چنین فضایی حتا موافقتهایی نیز با آن صورت گرفت و بسیاری از حکمای اسلامی آن را تایید کردند. با این همه باید تاکید کرد که تقریبا هیچ کدام از نقدهای شرقی بر نظریه تکامل کاری به مسائل علمی ندارند و صرفا پیامدهای فلسفی و معرفتشناختی این نظریه را در نظر میگیرند.
کتاب «مواجهه با داروین» حاصل ترجمه و پژوهش امیرمحمد گمینی، عضو هیئت علمی پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران، و شامل دو بخش عمده است. بخش نخست و اصلی کتاب ترجمهای است از کتابی نوشته عادل زیادات، پژوهشگر دانشگاه یرموک در اردن، که در سال ۱۹۸۶ به زبان انگلیسی با عنوان «علم غربی در جهان عرب: تاثیر داروینیسم، ۱۸۶۰ تا ۱۹۳۰» منتشر شد. بخش دیگر آن که مکمل و ضمیمه بخش نخست کتاب شده، خلاصهای از پژوهشهای دکتر گمینی درباره مواجهه شیخ محمدرضا نجفی اصفهانی (۱۲۴۹ تا ۱۳۲۱) با نظریه تکامل انسان است. نثر کتاب و صفحهآرایی آن پاکیزه و دانشورانه است و با پانویسها، پینوشتها و منابع تفصیلی تکمیل شده است. با این حال وجود یک نمایه میتوانست به خوانندگان در یافتن مطالب دلخواه درون کتاب کمک کند. این کتاب دومین عنوان از مجموعه «مطالعات علم و فناوری» است که با دبیری دکتر حسین شیخرضایی از سوی نشر کرگدن منتشر میشود.
https://www.instagram.com/p/BcPePXHBhEn/
Instagram
Erfan Khosravi
معرفی و بررسی کتاب «مواجهه با داروین: نخستین برخوردها با نظریۀ تکامل در شرق مسیحی و اسلامی» عطاکالیراد (پژوهشگاه دانشهای بنیادی) عرفان خسروی (دانشگاه تهران) امیرمحمد گمینی ۱۳ آذر ساعت ۱۷ تا ۱۹ در سرای اهل قلم: انقلاب، فلسطین جنوبی، کوچه خواجهنصیر، کاشی…
Forwarded from پژوهشکده تاریخ علم
نشست معرفی و بررسی کتاب «مواجه با داروین؛ نخستین برخوردها با نظریه تکامل در شرق مسیحی و اسلامی» دوشنبه (13 آذرماه) با حضور امیرمحمد گمینی، مترجم اثر، عطا کالیراد و عرفان خسروی در سرای اهل قلم