Forwarded from کتابهای در دستِ ترجمۀ حوزۀ فلسفه
Dialogues on Relativism Absolutism and Beyond
عنوان: گفتگوهایی دربارة نسبیانگاری، مطلقانگاری و ورای آن دو:چهار روز در هند
وضعیت:اتمام ترجمه
مترجم:حسن امیری آرا
ناشر:کرگدن
@preparing
عنوان: گفتگوهایی دربارة نسبیانگاری، مطلقانگاری و ورای آن دو:چهار روز در هند
وضعیت:اتمام ترجمه
مترجم:حسن امیری آرا
ناشر:کرگدن
@preparing
انتشار كتابى از شاگرد ايرانى مكتب هيدگر - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK
http://www.tabnak.ir/fa/news/742019/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%89-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%89-%D9%85%D9%83%D8%AA%D8%A8-%D9%87%D9%8A%D8%AF%DA%AF%D8%B1
http://www.tabnak.ir/fa/news/742019/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%89-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%89-%D9%85%D9%83%D8%AA%D8%A8-%D9%87%D9%8A%D8%AF%DA%AF%D8%B1
سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK
انتشار كتابى از شاگرد ايرانى مكتب هيدگر
جستارهاى شاگرد ايرانى مكتب مارتين هيدگر درباب چند تن از فيلسوفان يونانى منتشر شد.به گزارش «تابناك»، كتاب «سرآغاز و سرانجام هست ها» كه حاوى شش از مقاله از دكتر پرويز ضياءشهابى است از چهارشنبه گذشته در اختيار علاقمندان قرار گرفت.سه مقاله اين كتاب در باب هستى…
یادداشت یاسر خوشنویس مترجم کتاب "انقلاب علمی" درباره این کتاب 👇
مجموعهای از رویدادها در قرنهای شانزدهم، هفدهم و پس از آن، جهان را به کلی دگرگون کردند، سواحل شرقی مدیترانه، آسیای صغیر، عراقین و خراسان اهمیت تاریخی خود را از دست دادند و مناطقی دورافتاده که نامی از آنها در متون کهن نبود، همچون مناطق دو سوی کانال مانش و سواحل دریای شمال و سلتیک به مراکز جدید جهان بدل شدند.
یکی از این رویدادها انقلاب علمی قرن هفدهم بود، کتابهای زیادی در این باره نوشته شده، اما کتاب استیون شیپن با عنوان کوتاه «انقلاب علمی» (۱۹۹۶) به قول ابوالفضل بیهقی «از لونی دیگر» بر آمده. جمله آغازین کتاب چنین است: «چیزی به عنوان انقلاب علمی وجود نداشت و این کتاب درباره همین موضوع است. ...» غیر از مقدمهای فنی که نویسنده در آن در این باره سخن میگوید که چگونه باید تاریخ علم نوشت و ضمیمه کتابشناختی مفصلی در انتها، سه بخش اصلی کتاب از این قرارند:
(1) [در قرن هفدهم] چه میدانستند؟
(2) چگونه میدانستند؟
(3) دانش در خدمت چه بود؟
آنچه کتاب را از دیگر آثار مربوط به انقلاب علمی متمایز میکند، بحثهای روشنیبخش و در عین حال موجز نویسنده درباره شکلگیری روش علمی جدید (فصل دوم) و نسبت میان علم جدید با دین، سیاست و تکنولوژی در اروپای قرن هفدهم (فصل سوم) است. از میان کتابهایی که ترجمه کردهام، می توانم درباره این یکی بگویم: حتماً بخوانید.
@kargadanpub
مجموعهای از رویدادها در قرنهای شانزدهم، هفدهم و پس از آن، جهان را به کلی دگرگون کردند، سواحل شرقی مدیترانه، آسیای صغیر، عراقین و خراسان اهمیت تاریخی خود را از دست دادند و مناطقی دورافتاده که نامی از آنها در متون کهن نبود، همچون مناطق دو سوی کانال مانش و سواحل دریای شمال و سلتیک به مراکز جدید جهان بدل شدند.
یکی از این رویدادها انقلاب علمی قرن هفدهم بود، کتابهای زیادی در این باره نوشته شده، اما کتاب استیون شیپن با عنوان کوتاه «انقلاب علمی» (۱۹۹۶) به قول ابوالفضل بیهقی «از لونی دیگر» بر آمده. جمله آغازین کتاب چنین است: «چیزی به عنوان انقلاب علمی وجود نداشت و این کتاب درباره همین موضوع است. ...» غیر از مقدمهای فنی که نویسنده در آن در این باره سخن میگوید که چگونه باید تاریخ علم نوشت و ضمیمه کتابشناختی مفصلی در انتها، سه بخش اصلی کتاب از این قرارند:
(1) [در قرن هفدهم] چه میدانستند؟
(2) چگونه میدانستند؟
(3) دانش در خدمت چه بود؟
آنچه کتاب را از دیگر آثار مربوط به انقلاب علمی متمایز میکند، بحثهای روشنیبخش و در عین حال موجز نویسنده درباره شکلگیری روش علمی جدید (فصل دوم) و نسبت میان علم جدید با دین، سیاست و تکنولوژی در اروپای قرن هفدهم (فصل سوم) است. از میان کتابهایی که ترجمه کردهام، می توانم درباره این یکی بگویم: حتماً بخوانید.
@kargadanpub
یادداشت امیرمحمد گمینی مترجم و پژوهشگر کتاب "مواجهه با داروین" درباره این کتاب 👇
داستان رویارویی با نظریههای علمی جدید حکایتی خواندنی است و از آن میان لطایف مواجهه با نظریۀ تکامل شاید از همه شنیدنیتر باشد، به ویژه روایت رویارویی اقشار مختلف سکولار و مذهبی عرب و عجم در سرزمینهای اسلامی از مسیحی و مسلمان؛ چرا که نشاندهندۀ تاریخ شیوۀ تفکر اقوامی است که پس از قرنها بحث و مناظرههای نظری، اعم از فرقهای و فلسفی و کلامی و علمی، حالا با چالشی نوین روبرو شده بودند که به هیچ وجه از جنس چالشهای قبل نبود و میراث عظیم افکار قرون میانه را با شبیخونی پیشبینی نشده تهدید میکرد.
کتاب حاضر در دو بخش به معرفی این مسیر و چگونگی رویاروی نخبگان مسلمان و مسیحی در سرزمینهای اسلامی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی میپردازد: در بخش اول ترجمۀ کتاب علوم غربی در جهان عرب: ضربۀ داروینگرایی (۱۸۶۰-۱۹۳۰) نوشتۀ پژوهشگر اُردنی، عادل زیادات، عرضه میشود. زیادات پژوهشگر برجستۀ دانشگاه یرموک، دانشآموختۀ رشتۀ «مطالعات تاریخی و اجتماعی علم» از دانشگاه مونترال کانادا در سال ۱۹۸۳ است و در پژوهش بیسابقه و ارزشمند خود، تأثیرات علم جدید به ویژه نظریۀ داروین را در میان جریانهای مختلف فکریِ سرزمینهای عربی هلال حاصلخیز پی میگیرد و ما را با دیدگاههای گروههای مختلف سکولار و مذهبیِ مسیحی و مسلمان آشنا میکند.
وی نشان میدهد چطور مادهگراهایی، چون شبلی شُمیّل، از نظریۀ تکامل به نفع فلسفۀ خود سوءاستفاده کردند و چطور بعضی از علمای عرب مسیحی، چون لوییس شیخو، تحت تأثیر همین نگرش با کلیت این نظریه مخالفت میکردند.
در بخش دوم نتیجۀ پژوهشهای مترجم بر بخشی از آرای محمدرضا اصفهانی، عالم ایرانیتبار حوزۀ علمیۀ نجف و قم، عرضه میشود، و اینکه وی چگونه با این نظریه در کتاب نقد فلسفة داروَن روبرو شد و، علیرغم تلاشهای مادهگراها، تلاش کرد جنبههای علمی این نظریه را از حواشی فلسفی آن جدا کند؛ هرچند خودش نیز از القائات دینی رهایی نداشت.
@kargadanpub
داستان رویارویی با نظریههای علمی جدید حکایتی خواندنی است و از آن میان لطایف مواجهه با نظریۀ تکامل شاید از همه شنیدنیتر باشد، به ویژه روایت رویارویی اقشار مختلف سکولار و مذهبی عرب و عجم در سرزمینهای اسلامی از مسیحی و مسلمان؛ چرا که نشاندهندۀ تاریخ شیوۀ تفکر اقوامی است که پس از قرنها بحث و مناظرههای نظری، اعم از فرقهای و فلسفی و کلامی و علمی، حالا با چالشی نوین روبرو شده بودند که به هیچ وجه از جنس چالشهای قبل نبود و میراث عظیم افکار قرون میانه را با شبیخونی پیشبینی نشده تهدید میکرد.
کتاب حاضر در دو بخش به معرفی این مسیر و چگونگی رویاروی نخبگان مسلمان و مسیحی در سرزمینهای اسلامی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی میپردازد: در بخش اول ترجمۀ کتاب علوم غربی در جهان عرب: ضربۀ داروینگرایی (۱۸۶۰-۱۹۳۰) نوشتۀ پژوهشگر اُردنی، عادل زیادات، عرضه میشود. زیادات پژوهشگر برجستۀ دانشگاه یرموک، دانشآموختۀ رشتۀ «مطالعات تاریخی و اجتماعی علم» از دانشگاه مونترال کانادا در سال ۱۹۸۳ است و در پژوهش بیسابقه و ارزشمند خود، تأثیرات علم جدید به ویژه نظریۀ داروین را در میان جریانهای مختلف فکریِ سرزمینهای عربی هلال حاصلخیز پی میگیرد و ما را با دیدگاههای گروههای مختلف سکولار و مذهبیِ مسیحی و مسلمان آشنا میکند.
وی نشان میدهد چطور مادهگراهایی، چون شبلی شُمیّل، از نظریۀ تکامل به نفع فلسفۀ خود سوءاستفاده کردند و چطور بعضی از علمای عرب مسیحی، چون لوییس شیخو، تحت تأثیر همین نگرش با کلیت این نظریه مخالفت میکردند.
در بخش دوم نتیجۀ پژوهشهای مترجم بر بخشی از آرای محمدرضا اصفهانی، عالم ایرانیتبار حوزۀ علمیۀ نجف و قم، عرضه میشود، و اینکه وی چگونه با این نظریه در کتاب نقد فلسفة داروَن روبرو شد و، علیرغم تلاشهای مادهگراها، تلاش کرد جنبههای علمی این نظریه را از حواشی فلسفی آن جدا کند؛ هرچند خودش نیز از القائات دینی رهایی نداشت.
@kargadanpub
یادداشت محسن کرمی مترجم کتاب "در باب حرف مفت" درباره این کتاب 👇
کتابِ در بابِ حرفِمفت، در اصل، متنِ سخنرانیای است که فرانکفورت به سالِ ۱۹۸۵ در دانشگاهِ یِیل ایراد کرد و آنگاه آن را به صورتِ مقالهای در یک مجلّهیِ دانشگاهیِ نهچندان شناختهشده و، دو سال بعد، در مجموعهای از مقالاتش به چاپ رساند. امّا، از قضایِ روزگار، این سخنرانیِ حالامقالهشده نرمنرمک شهرتی یافت و سرویراستارِ انتشاراتِ پرینستون را بر آن داشت که در سالِ ۲۰۰۵ به فرانکفورت پیشنهادِ کتابشدنش را بدهد. او حتّی، برایِ اطمینانِخاطردادن به استاد از بابتِ اقبالِ مخاطبان به اثر، خبرش میدهد که، به واسطهیِ انتشارِ مقالهیِ «در بابِ حرفِمفت»، در میانِ اهلِِفنّ و تاحدّی غیرِاهلِفنّ شهرتی به هم زده. باری، در بابِ حرفِمفت سرانجام در قالبِ کتابچهای از سویِ انتشاراتِ پرینستون منتشر میشود و، پس از اندکزمانی، به فروشی حیرتانگیز دست مییابد و به بیش از شانزده زبان ترجمه میشود.
امّا فرانکفورت در این اثرِ موجز و عمیق چه میکند؟ او در بخشِ اعظمِ جستار میکوشد از خلالِ بررسیِ مفاهیمی چون شیّادی، نادرستنمایی، دروغگویی، و لافزنی نرمنرمک به ما درکی از مفهومِ حرفِمفت بدهد. برایِ انجامِ این کار، در هر مورد میکوشد شباهتها و تفاوتهایِ مهمِّ هر کدام از این مفاهیم را با حرفِمفت نشان دهد. و در انتهایِ جستار نیز بخشی را به تبیینِ این واقعیّت اختصاص میدهد که در روزگارِ ما حرفِمفت خیلی زیاد است، و بر سه امر تأکید میورزد: نخست، اوضاعواحوالی است که در آن افراد سوق داده میشوند به این که در بابِ اموری سخن بگویند که آگاهیِ چندانی از آن ندارند. دومین عاملی که سببِ شده است تا ما، از هر سو، چنین آماجِ حرفِمفت قرار گیریم و چهبسا خود نیز دستی در تولیدش داشته باشیم این اعتقادِ رایج است که «مسئولیّتِ شهروند در یک نظامِ مردمسالار است که دربارهیِ هر چیزی، یا دستکم هر چیزی که به ادارهیِ امورِ کشورش ربط دارد، عقیدهای داشته باشد». و سومین عامل را، که در نسبت با دو عاملِ قبلی عمیقتر است، باید در پارهای از آموزههایِ فلسفیِ پساتجدّدگرایانه جست، «در اَشکالِ متنوّعِ شکّاکیّتی که امکانِ هر گونه دسترسیِ قابلِاعتمادِ ما به واقعیّتِ عینی را انکار میکند و، بنابراین، امکانِ شناختِ چگونگیِ حقیقیِ چیزها را مردود میشمارد». در این سیاق، افراد صادقبودن نسبت به خود را در بیرونریختنِ هر چه به ذهن و ضمیرشان میآید میبینند، و روشن است که محصولِ این وضع چیزی جز افزودن بر حجمِ حرفِمفتها نخواهد بود.
@kargadanpub
کتابِ در بابِ حرفِمفت، در اصل، متنِ سخنرانیای است که فرانکفورت به سالِ ۱۹۸۵ در دانشگاهِ یِیل ایراد کرد و آنگاه آن را به صورتِ مقالهای در یک مجلّهیِ دانشگاهیِ نهچندان شناختهشده و، دو سال بعد، در مجموعهای از مقالاتش به چاپ رساند. امّا، از قضایِ روزگار، این سخنرانیِ حالامقالهشده نرمنرمک شهرتی یافت و سرویراستارِ انتشاراتِ پرینستون را بر آن داشت که در سالِ ۲۰۰۵ به فرانکفورت پیشنهادِ کتابشدنش را بدهد. او حتّی، برایِ اطمینانِخاطردادن به استاد از بابتِ اقبالِ مخاطبان به اثر، خبرش میدهد که، به واسطهیِ انتشارِ مقالهیِ «در بابِ حرفِمفت»، در میانِ اهلِِفنّ و تاحدّی غیرِاهلِفنّ شهرتی به هم زده. باری، در بابِ حرفِمفت سرانجام در قالبِ کتابچهای از سویِ انتشاراتِ پرینستون منتشر میشود و، پس از اندکزمانی، به فروشی حیرتانگیز دست مییابد و به بیش از شانزده زبان ترجمه میشود.
امّا فرانکفورت در این اثرِ موجز و عمیق چه میکند؟ او در بخشِ اعظمِ جستار میکوشد از خلالِ بررسیِ مفاهیمی چون شیّادی، نادرستنمایی، دروغگویی، و لافزنی نرمنرمک به ما درکی از مفهومِ حرفِمفت بدهد. برایِ انجامِ این کار، در هر مورد میکوشد شباهتها و تفاوتهایِ مهمِّ هر کدام از این مفاهیم را با حرفِمفت نشان دهد. و در انتهایِ جستار نیز بخشی را به تبیینِ این واقعیّت اختصاص میدهد که در روزگارِ ما حرفِمفت خیلی زیاد است، و بر سه امر تأکید میورزد: نخست، اوضاعواحوالی است که در آن افراد سوق داده میشوند به این که در بابِ اموری سخن بگویند که آگاهیِ چندانی از آن ندارند. دومین عاملی که سببِ شده است تا ما، از هر سو، چنین آماجِ حرفِمفت قرار گیریم و چهبسا خود نیز دستی در تولیدش داشته باشیم این اعتقادِ رایج است که «مسئولیّتِ شهروند در یک نظامِ مردمسالار است که دربارهیِ هر چیزی، یا دستکم هر چیزی که به ادارهیِ امورِ کشورش ربط دارد، عقیدهای داشته باشد». و سومین عامل را، که در نسبت با دو عاملِ قبلی عمیقتر است، باید در پارهای از آموزههایِ فلسفیِ پساتجدّدگرایانه جست، «در اَشکالِ متنوّعِ شکّاکیّتی که امکانِ هر گونه دسترسیِ قابلِاعتمادِ ما به واقعیّتِ عینی را انکار میکند و، بنابراین، امکانِ شناختِ چگونگیِ حقیقیِ چیزها را مردود میشمارد». در این سیاق، افراد صادقبودن نسبت به خود را در بیرونریختنِ هر چه به ذهن و ضمیرشان میآید میبینند، و روشن است که محصولِ این وضع چیزی جز افزودن بر حجمِ حرفِمفتها نخواهد بود.
@kargadanpub
مصاحبه روزنامه شرق با علی سرزعیم نویسنده کتاب پوپولیسم ایرانی (نشر کرگدن) درباره پوپولیسم اقتصادی 👇
@kargadanpub
@kargadanpub