شریف کاپوت را بالا زده و مشغول وارسی موتور برفپاککن است.
موتور برفپاککنها سوخته و هیچ راه علاجی نیست.
باران با سرعت در حال باریدن است.
میرزا تقی با آن عینک تهاستکانی، کلهاش را میچپاند زیر کاپوت مینیبوس. دنبال چه میگردد خدا میداند.
شریف سرتاپا خیس شده.
مش قربان آفتابه را برداشته و راه افتاده به سمت سرازیری.
شریف از ترس اینکه دوباره مش قربان گم و گور شود، صدا میزند:
«آی تازی! کجا؟»
مش قربان توجه نمیکند.
میرزا تقی میپرسد: «حالا چه کنیم؟ شاید باران حالا حالاها بند نیاید. وسط این بیابان که نمیشود ماند!»
شریف نگاهی به میرزا میاندازد و دستش را میکند داخل شلوارش.
میرزا سرش را برمیگرداند آنطرف و میگوید:
«خجالت بکش مرد!»
شریف خندهاش میگیرد.
میرزا دوباره سرش را به سمت شریف میچرخاند.
شریف کش زیر شلواریاش را بیرون کشیده و یک سر آن را به تیغهی برفپاککن سمت راننده بسته و سر دیگرش را از درز شیشهی بغل به فرمان مینیبوس میبندد.
مش قربان نفسنفسزنان، آفتابهبهدست از سربالایی بالا میآید.
عمو شریف خطاب به میرزا تقی و مش قربان میگوید:
«سوار شوید.»
میرزا میپرسد: «چی شد؟»
شریف پاسخ میدهد: «آبش رو کشیدن، چلو شد!»
و بعد میزند زیر خنده.
راننده شوخ، تالاپی مینشیند پشت فرمان مینیبوس.
دستش را میگذارد روی استارت، دنده را جا میکند و راه میافتد.
باران با شدت تمام میبارد.
سرتاپای شریف خیس شده.
بگمخانم یک پتوی زواردررفته از لای بقچه بیرون میکشد و میاندازد روی دوش شریف.
شریف سرِ کش تنبانش را در دست چپش میگیرد و هر چند دقیقه یکبار به سمت خودش میکشد.
برفپاککن با حرکت دست شریف حرکت میکند و شیشه را پاک مینماید.
مش قربان صلوات میفرستد.
دایی ولی دوباره از خواب میپرد و اینبار یک زهرمار بار مشتی میکند و یک پسگردنی سبک هم به او میزند.
ابتکار شریف جواب میدهد.
بعد صدایش را صاف میکند و شروع میکند از خاطرات در راهماندنها و تجربههای اینچنینی راست و دروغ سرهم بافتن.
حرفهایش تکراری است. کسی گوش نمیدهد.
بگمخانم تسبیحش را داخل جیب میگذارد و چشمهایش را میبندد.
جاده از وسط روستای سَریرآباد رد میشود.
گوسفندها و گاوها در حاشیهی جاده مشغول چرا هستند.
شدت باران کمی کمتر شده، اما جاده خیس و لغزنده است.
بهمحض خروج از روستا، شریف پایش را میگذارد روی پدال گاز.
همین که سرعت میگیرد، یک گاو غولپیکر مثل جن وسط جاده سبز میشود!
عمو شریف دوپایی میرود روی ترمز و فرمان را به سمت چپ جاده میچرخاند.
مسافران مثل کاه میریزند روی هم.
زنها جیغ میزنند.
صدای برخورد مینیبوس با گاو زباننفهم مثل ترکیدن بمب صدا میدهد.
مینیبوس بعد از کلی تلوتلو خوردن متوقف میشود.
سکوت و دلهره همهجا را فرا میگیرد.
شریف نگاهی به سمت مسافران میاندازد و صدا میزند:
«کسی چیزیش نشده؟»
بگمخانم میگوید:
«خیر نبینی شریف! من که مُردم!»
بقیه اعلام حیات میکنند.
شریف که خیالش راحت میشود، میپرد پایین، بالای سر گاو.
دایی ولی و بقیه هم میآیند پایین.
گاو بیچاره پهن شده کنار جاده.
ظاهراً گوشهی سپر خورده به دم گاو و دمش تقریباً از وسط کنده شده.
دایی ولی چاقوی دستهشاخیاش را بیرون میآورد، اصرار دارد که سر گاو را ببرد تا حلال شود.
میرزا تقی خودش دامدار است و تجربه دارد. حال و روز گاو را برانداز میکند و میگوید:
«هیچیش نیست، الان بلند میشه!»
در همین حین، صاحب گاو از راه میرسد.
بیمقدمه شروع میکند به ناله و نفرین.
چشمش که به دم زخمی گاو میافتد، بیشتر شلوغش میکند.
دایی ولی هنوز منتظر فرمان بریدن سر گاو است.
مثل جلادها چاقو را در دست گرفته و صاف توی چشمهای گاو بیچاره نگاه میکند.
در همین احوال پریشان، ناگهان گاو از جا بلند میشود.
خودش را تکانی میدهد و شروع میکند به نشخوار.
دایی ولی که کمکم از بریدن سر گاو ناامید میشود، نگاهی به دم نیمکندهی گاو میاندازد و با چاقوی دستهشاخی، دم گاو را از همانجایی که زخمی شده میبرد و میاندازد وسط جاده.
صاحب گاو هاج و واج به دایی ولی نگاه میکند.
دایی ولی میگوید:
«بریدم که جراحت نکنه!»
میرزا تقی میگوید:
«یه کم خاکستر برای بستن زخم دم گاو لازم دارم.»
یکی از پسربچههایی که دور محل حادثه جمع شدهاند، میرود پی خاکستر.
دایی ولی صدا میزند:
«حالا که میری، پارچه هم بیار!»
چند دقیقه بعد، گاو در حالی که دم نصفه و نیمهاش با خاکستر و پارچه پانسمان شده، شروع میکند به چرا در حاشیهی جاده.
صاحب گاو هم از تک و تای اولیه افتاده.
موتور برفپاککنها سوخته و هیچ راه علاجی نیست.
باران با سرعت در حال باریدن است.
میرزا تقی با آن عینک تهاستکانی، کلهاش را میچپاند زیر کاپوت مینیبوس. دنبال چه میگردد خدا میداند.
شریف سرتاپا خیس شده.
مش قربان آفتابه را برداشته و راه افتاده به سمت سرازیری.
شریف از ترس اینکه دوباره مش قربان گم و گور شود، صدا میزند:
«آی تازی! کجا؟»
مش قربان توجه نمیکند.
میرزا تقی میپرسد: «حالا چه کنیم؟ شاید باران حالا حالاها بند نیاید. وسط این بیابان که نمیشود ماند!»
شریف نگاهی به میرزا میاندازد و دستش را میکند داخل شلوارش.
میرزا سرش را برمیگرداند آنطرف و میگوید:
«خجالت بکش مرد!»
شریف خندهاش میگیرد.
میرزا دوباره سرش را به سمت شریف میچرخاند.
شریف کش زیر شلواریاش را بیرون کشیده و یک سر آن را به تیغهی برفپاککن سمت راننده بسته و سر دیگرش را از درز شیشهی بغل به فرمان مینیبوس میبندد.
مش قربان نفسنفسزنان، آفتابهبهدست از سربالایی بالا میآید.
عمو شریف خطاب به میرزا تقی و مش قربان میگوید:
«سوار شوید.»
میرزا میپرسد: «چی شد؟»
شریف پاسخ میدهد: «آبش رو کشیدن، چلو شد!»
و بعد میزند زیر خنده.
راننده شوخ، تالاپی مینشیند پشت فرمان مینیبوس.
دستش را میگذارد روی استارت، دنده را جا میکند و راه میافتد.
باران با شدت تمام میبارد.
سرتاپای شریف خیس شده.
بگمخانم یک پتوی زواردررفته از لای بقچه بیرون میکشد و میاندازد روی دوش شریف.
شریف سرِ کش تنبانش را در دست چپش میگیرد و هر چند دقیقه یکبار به سمت خودش میکشد.
برفپاککن با حرکت دست شریف حرکت میکند و شیشه را پاک مینماید.
مش قربان صلوات میفرستد.
دایی ولی دوباره از خواب میپرد و اینبار یک زهرمار بار مشتی میکند و یک پسگردنی سبک هم به او میزند.
ابتکار شریف جواب میدهد.
بعد صدایش را صاف میکند و شروع میکند از خاطرات در راهماندنها و تجربههای اینچنینی راست و دروغ سرهم بافتن.
حرفهایش تکراری است. کسی گوش نمیدهد.
بگمخانم تسبیحش را داخل جیب میگذارد و چشمهایش را میبندد.
جاده از وسط روستای سَریرآباد رد میشود.
گوسفندها و گاوها در حاشیهی جاده مشغول چرا هستند.
شدت باران کمی کمتر شده، اما جاده خیس و لغزنده است.
بهمحض خروج از روستا، شریف پایش را میگذارد روی پدال گاز.
همین که سرعت میگیرد، یک گاو غولپیکر مثل جن وسط جاده سبز میشود!
عمو شریف دوپایی میرود روی ترمز و فرمان را به سمت چپ جاده میچرخاند.
مسافران مثل کاه میریزند روی هم.
زنها جیغ میزنند.
صدای برخورد مینیبوس با گاو زباننفهم مثل ترکیدن بمب صدا میدهد.
مینیبوس بعد از کلی تلوتلو خوردن متوقف میشود.
سکوت و دلهره همهجا را فرا میگیرد.
شریف نگاهی به سمت مسافران میاندازد و صدا میزند:
«کسی چیزیش نشده؟»
بگمخانم میگوید:
«خیر نبینی شریف! من که مُردم!»
بقیه اعلام حیات میکنند.
شریف که خیالش راحت میشود، میپرد پایین، بالای سر گاو.
دایی ولی و بقیه هم میآیند پایین.
گاو بیچاره پهن شده کنار جاده.
ظاهراً گوشهی سپر خورده به دم گاو و دمش تقریباً از وسط کنده شده.
دایی ولی چاقوی دستهشاخیاش را بیرون میآورد، اصرار دارد که سر گاو را ببرد تا حلال شود.
میرزا تقی خودش دامدار است و تجربه دارد. حال و روز گاو را برانداز میکند و میگوید:
«هیچیش نیست، الان بلند میشه!»
در همین حین، صاحب گاو از راه میرسد.
بیمقدمه شروع میکند به ناله و نفرین.
چشمش که به دم زخمی گاو میافتد، بیشتر شلوغش میکند.
دایی ولی هنوز منتظر فرمان بریدن سر گاو است.
مثل جلادها چاقو را در دست گرفته و صاف توی چشمهای گاو بیچاره نگاه میکند.
در همین احوال پریشان، ناگهان گاو از جا بلند میشود.
خودش را تکانی میدهد و شروع میکند به نشخوار.
دایی ولی که کمکم از بریدن سر گاو ناامید میشود، نگاهی به دم نیمکندهی گاو میاندازد و با چاقوی دستهشاخی، دم گاو را از همانجایی که زخمی شده میبرد و میاندازد وسط جاده.
صاحب گاو هاج و واج به دایی ولی نگاه میکند.
دایی ولی میگوید:
«بریدم که جراحت نکنه!»
میرزا تقی میگوید:
«یه کم خاکستر برای بستن زخم دم گاو لازم دارم.»
یکی از پسربچههایی که دور محل حادثه جمع شدهاند، میرود پی خاکستر.
دایی ولی صدا میزند:
«حالا که میری، پارچه هم بیار!»
چند دقیقه بعد، گاو در حالی که دم نصفه و نیمهاش با خاکستر و پارچه پانسمان شده، شروع میکند به چرا در حاشیهی جاده.
صاحب گاو هم از تک و تای اولیه افتاده.
👏7❤2
مش قربان رو میکند به صاحب گاو و اسمش را میپرسد.
پیرمرد جواب میدهد: «قنبر.»
مشتی میگوید:
«عمو قنبر! خدا رو شکر کن و برو صدقه و خیرات بده. الحمدلله گاوت سالمه!»
پیرمرد حاضرجوابی میکند:
«شما باید صدقه بدید که گاو من طوریش نشد، وگرنه باید مینیبوس رو همینجا میذاشتید و میرفتید!»
مینیبوس خسارت چندانی ندیده.
سپر آهنی دستسازی که شریف خودش طراحی کرده، از خسارت جدی جلوگیری کرده.
باران بند میآید.
بگمخانم یک پنجقرانی دور سر شریف و بقیه میچرخاند و میگوید:
«این هم صدقهسریِ سلامتیِ مسافران و شوفر سربههوا.»
عمو شریف مینیبوس را روشن میکند و دوباره راه میافتد.
چند دقیقهای به سکوت میگذرد.
بعد دایی ولی شروع میکند از شجاعت خودش در بریدن دم گاو و تیزی چاقوی دستهشاخی گفتن.
شریف حالا با احتیاط بیشتری رانندگی میکند.
بگمخانم رو میکند به دایی ولی و میگوید:
«یک دقیقه زبان به دهن بگیر تا دوباره حواس راننده رو پرت نکنی!»
مش قربان هم تأیید میکند.
یک ساعت بعد، مینیبوس در میدان وسط آبادی فرود میآید.
شریف با ژستی فاتحانه، سیگارش را به نوک نیِ سیگار میزند و دود و دمی راه میاندازد.
بگمخانم بقچهاش را به گرده گرفته و غرغرکنان به سمت منزل حرکت میکند.
میرزا تقی و مش قربان هم به دنبالش راه میافتند.
بقیه هم هر کدام به طرفی، راه خانهی خود را در پیش میگیرند.
تا سال بعد، دوباره چه شود... خدا میداند.
عبدالرضا حاج علی بیگی
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
پیرمرد جواب میدهد: «قنبر.»
مشتی میگوید:
«عمو قنبر! خدا رو شکر کن و برو صدقه و خیرات بده. الحمدلله گاوت سالمه!»
پیرمرد حاضرجوابی میکند:
«شما باید صدقه بدید که گاو من طوریش نشد، وگرنه باید مینیبوس رو همینجا میذاشتید و میرفتید!»
مینیبوس خسارت چندانی ندیده.
سپر آهنی دستسازی که شریف خودش طراحی کرده، از خسارت جدی جلوگیری کرده.
باران بند میآید.
بگمخانم یک پنجقرانی دور سر شریف و بقیه میچرخاند و میگوید:
«این هم صدقهسریِ سلامتیِ مسافران و شوفر سربههوا.»
عمو شریف مینیبوس را روشن میکند و دوباره راه میافتد.
چند دقیقهای به سکوت میگذرد.
بعد دایی ولی شروع میکند از شجاعت خودش در بریدن دم گاو و تیزی چاقوی دستهشاخی گفتن.
شریف حالا با احتیاط بیشتری رانندگی میکند.
بگمخانم رو میکند به دایی ولی و میگوید:
«یک دقیقه زبان به دهن بگیر تا دوباره حواس راننده رو پرت نکنی!»
مش قربان هم تأیید میکند.
یک ساعت بعد، مینیبوس در میدان وسط آبادی فرود میآید.
شریف با ژستی فاتحانه، سیگارش را به نوک نیِ سیگار میزند و دود و دمی راه میاندازد.
بگمخانم بقچهاش را به گرده گرفته و غرغرکنان به سمت منزل حرکت میکند.
میرزا تقی و مش قربان هم به دنبالش راه میافتند.
بقیه هم هر کدام به طرفی، راه خانهی خود را در پیش میگیرند.
تا سال بعد، دوباره چه شود... خدا میداند.
عبدالرضا حاج علی بیگی
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
👏10❤2
به نام خداوند متعال ✨
🗓️ تقویم امروز
☀️شنبه ۰۹ اسفند ۱۴۰۴
🌙 قمری | ١٠ رمضان ١٤٤٧
✝️ میلادی | 28 February 2026
🛡️باستانی | ۰۹ اسفند ۲۵۸۴
📿 ذکر روز | یا رَبِّ الْعالَمِین (صد مرتبه)
🗞مناسبت های امروز
🔺 وفات حضرت خدیجه (س)
🔺 روز حمایت از حقوق مصرف کننده
🔺 روز حمایت از بیماران نادر (بینالمللی)
🕊️ با نهایت تأثر و تأسف، به اطلاع همشهریان عزیز و بیدار دل کارچان میرسانیم که امروز، سالروز وفات بانوی بزرگ اسلام، حضرت خدیجه کبری (س)، همسر با وفای پیامبر اکرم (ص) است. 🖤
در این روز حزنانگیز، ضمن عرض تسلیت، از درگاه ایزد منان علو درجات آن بانوی مکرمه را مسئلت داریم و امید که همگی ما از شفاعت ایشان بهرهمند گردیم.
🌥️ امروز در کارچان شاهد هوایی آفتابی خواهیم بود. دمای هوا بین ۱ تا ۱۵ درجه سانتیگراد متغیر خواهد بود.
---
🔆 حکمت روز: آیین همدلی در سوگ
در روزهای حزن و اندوه، ارزش همدلی و همدردی بیش از پیش نمایان میشود. یادآوری میکنیم که زندگی با تمام زیباییهایش، فانی است و آنچه که باقی میماند، ردپای نیکویی و محبت ما در دلهاست. پس بکوشیم تا میراثی از عشق و مهربانی از خود بر جای بگذاریم.
---
🕋 اوقات شرعی به افق شهر کارچان (امروز)
اذان صبح: ۰۵:۱۹:۵۰
طلوع آفتاب: ۰۶:۴۱:۳۱
اذان ظهر: ۱۲:۲۳:۴۴
غروب آفتاب: ۱۸:۰۶:۲۷
اذان مغرب: ۱۸:۲۴:۲۰
نیمه شب شرعی: ۲۳:۴۳:۰۹
🕰️ صبح فردا
📅 یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
اذان صبح: ۰۵:۱۸:۳۸
طلوع آفتاب: ۰۶:۴۰:۱۷
---
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🗓️ تقویم امروز
☀️شنبه ۰۹ اسفند ۱۴۰۴
🌙 قمری | ١٠ رمضان ١٤٤٧
✝️ میلادی | 28 February 2026
🛡️باستانی | ۰۹ اسفند ۲۵۸۴
📿 ذکر روز | یا رَبِّ الْعالَمِین (صد مرتبه)
🗞مناسبت های امروز
🔺 وفات حضرت خدیجه (س)
🔺 روز حمایت از حقوق مصرف کننده
🔺 روز حمایت از بیماران نادر (بینالمللی)
🕊️ با نهایت تأثر و تأسف، به اطلاع همشهریان عزیز و بیدار دل کارچان میرسانیم که امروز، سالروز وفات بانوی بزرگ اسلام، حضرت خدیجه کبری (س)، همسر با وفای پیامبر اکرم (ص) است. 🖤
در این روز حزنانگیز، ضمن عرض تسلیت، از درگاه ایزد منان علو درجات آن بانوی مکرمه را مسئلت داریم و امید که همگی ما از شفاعت ایشان بهرهمند گردیم.
🌥️ امروز در کارچان شاهد هوایی آفتابی خواهیم بود. دمای هوا بین ۱ تا ۱۵ درجه سانتیگراد متغیر خواهد بود.
---
🔆 حکمت روز: آیین همدلی در سوگ
در روزهای حزن و اندوه، ارزش همدلی و همدردی بیش از پیش نمایان میشود. یادآوری میکنیم که زندگی با تمام زیباییهایش، فانی است و آنچه که باقی میماند، ردپای نیکویی و محبت ما در دلهاست. پس بکوشیم تا میراثی از عشق و مهربانی از خود بر جای بگذاریم.
---
🕋 اوقات شرعی به افق شهر کارچان (امروز)
اذان صبح: ۰۵:۱۹:۵۰
طلوع آفتاب: ۰۶:۴۱:۳۱
اذان ظهر: ۱۲:۲۳:۴۴
غروب آفتاب: ۱۸:۰۶:۲۷
اذان مغرب: ۱۸:۲۴:۲۰
نیمه شب شرعی: ۲۳:۴۳:۰۹
🕰️ صبح فردا
📅 یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
اذان صبح: ۰۵:۱۸:۳۸
طلوع آفتاب: ۰۶:۴۰:۱۷
---
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🔴فوری: آغاز جنگ و حملات گسترده!
وزیر جنگ اسرائیل رسماً اعلام کرد حملات موشکی و پهپادی به اهدافی در ایران آغاز شده است.
همزمان با این اعلام، گزارشهای متعددی از شنیده شدن انفجارهای مهیب و پیدرپی در مناطق مختلف تهران از جمله پاستور، اطراف وزارت کشور و سیدخندان منتشر شده و دود غلیظ در آسمان برخی مناطق مشاهده میشود. صدای پرواز جنگنده نیز در شمال و شرق تهران به گوش رسیده است.
منابع خبری خارجی و رسانههای اسرائیلی، این انفجارها را ناشی از حمله مشترک موشکی اسرائیل و آمریکا به ایران دانستهاند. کانال ۱۲ رژیم صهیونیستی به نقل از یک مقام امنیتی، این عملیات را مشترک اسرائیلی-آمریکایی توصیف کرده است.
در پی این تحولات، حریم هوایی رژیم صهیونیستی نیز به طور کامل بسته شده است.
#اخبار_استان_مرکزی #اخبار_اراک #خبرمرکزی #فوری #جنگ #حمله_موشکی #تهران #اسرائیل #آمریکا
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
وزیر جنگ اسرائیل رسماً اعلام کرد حملات موشکی و پهپادی به اهدافی در ایران آغاز شده است.
همزمان با این اعلام، گزارشهای متعددی از شنیده شدن انفجارهای مهیب و پیدرپی در مناطق مختلف تهران از جمله پاستور، اطراف وزارت کشور و سیدخندان منتشر شده و دود غلیظ در آسمان برخی مناطق مشاهده میشود. صدای پرواز جنگنده نیز در شمال و شرق تهران به گوش رسیده است.
منابع خبری خارجی و رسانههای اسرائیلی، این انفجارها را ناشی از حمله مشترک موشکی اسرائیل و آمریکا به ایران دانستهاند. کانال ۱۲ رژیم صهیونیستی به نقل از یک مقام امنیتی، این عملیات را مشترک اسرائیلی-آمریکایی توصیف کرده است.
در پی این تحولات، حریم هوایی رژیم صهیونیستی نیز به طور کامل بسته شده است.
#اخبار_استان_مرکزی #اخبار_اراک #خبرمرکزی #فوری #جنگ #حمله_موشکی #تهران #اسرائیل #آمریکا
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
👏5❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴🔴🔴 تصویری از دود شدید ناشی از انفجار در آسمان تهران
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
👏7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴🔴🔴 هم اکنون دود غلیظ تو خیابون جمهوری تهران
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
👍8
🔴🔴🔴 رادیو اسرائیل مدعی شد: تاکنون حدود ۳۰ هدف در سراسر ایران، از جمله اقامتگاه رئیس جمهور ایران و یک ستاد اطلاعاتی، مورد حمله قرار گرفتهاند/خراسان
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
👍7
🔴🔴🔴 رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس: پایان این حملات دیگر با شما نیست
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🤣7❤2
#کارچان
🏴 آگهی اولین سالگرد مرحوم حاج عقیل آزادپیما
◼️ شادی روحش بخوانید فاتحه با ذکر صلوات
#من_باشعورم
(چون زباله ها را در طبیعت رها نمی کنم )
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🏴 آگهی اولین سالگرد مرحوم حاج عقیل آزادپیما
◼️ شادی روحش بخوانید فاتحه با ذکر صلوات
#من_باشعورم
(چون زباله ها را در طبیعت رها نمی کنم )
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
❤1
#پویش_تولد
پیام ارسالی از کاربران:
محمد مهدی عزیزم؛
هزاران بار خداراشکر
که چنین روزی را آفرید
تا باغ جهان نظاره گر
شکفتن گلی چون تو باشد.
تولدت مبارک عزیزدلم🥳❤️
اگر دوست دارید تولد عزیز خردادی خود را با او سهیم شوید، کافیست نام، عکس یا کلیپ و تاریخ تولدشان را به ربات ما به آدرس @karchanbot بفرستید.
#من_باشعورم
(چون زباله ها را در طبیعت رها نمی کنم )
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
پیام ارسالی از کاربران:
محمد مهدی عزیزم؛
هزاران بار خداراشکر
که چنین روزی را آفرید
تا باغ جهان نظاره گر
شکفتن گلی چون تو باشد.
تولدت مبارک عزیزدلم🥳❤️
اگر دوست دارید تولد عزیز خردادی خود را با او سهیم شوید، کافیست نام، عکس یا کلیپ و تاریخ تولدشان را به ربات ما به آدرس @karchanbot بفرستید.
#من_باشعورم
(چون زباله ها را در طبیعت رها نمی کنم )
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
به مناسبت ایام نورانی عید قربان و با توجه به اهمیت حضور جمعی در شبها و صبحهای این روزهای مقدس، از تمامی ساکنین محترم دعوت میشود تا در برنامههای معنوی برگزار شده در مسجد جامع امام حسین (ع) شرکت فرمایند:
🕯️ مراسم زیارت و دعای عرفه:
🗓️ روز سهشنبه، ۵ خردادماه
⏰ ساعت ۵:۳۰ عصر
🎤 با نوای مداحان گرانقدر اهل بیت (علیهم السلام)
🕌 برگزاری نماز عید قربان:
🗓️ روز چهارشنبه، ۶ خردادماه
⏰ ساعت ۷:۳۰ صبح
📍 محل: مسجد جامع امام حسین (ع)
حضور شما در این مراسم، همبستگی و پیوند معنوی جامعه کارچان را دوچندان میکند. 🤲✨
#من_باشعورم
(چون زباله ها را در طبیعت رها نمی کنم )
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🕯️ مراسم زیارت و دعای عرفه:
🗓️ روز سهشنبه، ۵ خردادماه
⏰ ساعت ۵:۳۰ عصر
🎤 با نوای مداحان گرانقدر اهل بیت (علیهم السلام)
🕌 برگزاری نماز عید قربان:
🗓️ روز چهارشنبه، ۶ خردادماه
⏰ ساعت ۷:۳۰ صبح
📍 محل: مسجد جامع امام حسین (ع)
حضور شما در این مراسم، همبستگی و پیوند معنوی جامعه کارچان را دوچندان میکند. 🤲✨
#من_باشعورم
(چون زباله ها را در طبیعت رها نمی کنم )
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
📢 آغاز فعالیت مجدد کانال رسمی شهر کارچان
با سلام خدمت همشهریان عزیز و گرامی؛
مفتخریم اعلام کنیم فعالیت کانال رسمی شهر کارچان در پیامرسان تلگرام با هدف اطلاعرسانی سریع و دقیق رویدادها، مجدداً از سر گرفته شد. شایان ذکر است جهت رفاه حال شما، این مجموعه به صورت همزمان در پیامرسانهای بله، ایتا و روبیکا نیز به فعالیت خود ادامه میدهد. با ما همراه باشید تا در جریان آخرین اخبار، پروژههای عمرانی و اطلاعیههای مهم شهر قرار بگیرید.
#کارچان #شهر_کارچان #اخبار_کارچان #اطلاعیه #خبر #اراک
#من_باشعورم
(چون زباله ها را در طبیعت رها نمی کنم )
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
با سلام خدمت همشهریان عزیز و گرامی؛
مفتخریم اعلام کنیم فعالیت کانال رسمی شهر کارچان در پیامرسان تلگرام با هدف اطلاعرسانی سریع و دقیق رویدادها، مجدداً از سر گرفته شد. شایان ذکر است جهت رفاه حال شما، این مجموعه به صورت همزمان در پیامرسانهای بله، ایتا و روبیکا نیز به فعالیت خود ادامه میدهد. با ما همراه باشید تا در جریان آخرین اخبار، پروژههای عمرانی و اطلاعیههای مهم شهر قرار بگیرید.
#کارچان #شهر_کارچان #اخبار_کارچان #اطلاعیه #خبر #اراک
#من_باشعورم
(چون زباله ها را در طبیعت رها نمی کنم )
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#گزارش_تصویری
اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَقْرَبُ مَنْ دُعِيَ وَ أَسْرَعُ مَنْ أَجَابَ وَ أَكْرَمُ مَنْ عَفَا وَ أَوْسَعُ مَنْ أَعْطَى وَ أَسْمَعُ مَنْ سُئِلَ✨🕋
|خدايا تو نزديكترين كسى هستى كه خوانده شود، و سريعترين كسی كه جواب دهد، و بزرگوارترين كسی كه گذشت كند، و وسيعترين كسی كه عطا كند، و شنواترين كسی كه سؤال شود.|
°•قرائت دعای پر فیض عرفه در مسجد جامع امام حسین (ع) شهر کارچان•°✨🌱
#دعای_عرفه
#من_باشعورم
(چون زباله ها را در طبیعت رها نمی کنم )
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَقْرَبُ مَنْ دُعِيَ وَ أَسْرَعُ مَنْ أَجَابَ وَ أَكْرَمُ مَنْ عَفَا وَ أَوْسَعُ مَنْ أَعْطَى وَ أَسْمَعُ مَنْ سُئِلَ✨🕋
|خدايا تو نزديكترين كسى هستى كه خوانده شود، و سريعترين كسی كه جواب دهد، و بزرگوارترين كسی كه گذشت كند، و وسيعترين كسی كه عطا كند، و شنواترين كسی كه سؤال شود.|
°•قرائت دعای پر فیض عرفه در مسجد جامع امام حسین (ع) شهر کارچان•°✨🌱
#دعای_عرفه
#من_باشعورم
(چون زباله ها را در طبیعت رها نمی کنم )
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
به نام یزدان پاک ✨
🗓️ تقویم امروز
☀️ چهارشنبه ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
🌙 قمری | ۱۰ ذوالحجه ۱۴۴۷
✝️ میلادی | ۲۷ می ۲۰۲۶
🛡️باستانی | ۰۶ خرداد ۲۵۸۵
📿 ذکر روز | یا حی یا قیوم (صد مرتبه)
🗞مناسبت های امروز
🔺 عید سعید قربان (عید بندگی و تجلی ایثار)
🔺 جشن خردادگان
🕊️ سلام و درود بر همشهریان عزیز و بیدار دل کارچان 🕊️
صبح دلانگیز چهارشنبه شما بخیر و شادی. انشاءالله روزی پر از برکت و موفقیت را پیش رو داشته باشید. عید بزرگ قربان بر تمامی شما عزیزان مبارک و فرخنده باد.
🌥️ امروز در کارچان شاهد هوایی صاف خواهیم بود. آسمانی آفتابی و درخشان برای این روز فرخنده پیشبینی میشود.
---
🔆 حکمت روز: ایثار و بندگی
عید قربان نماد وارستگی از تعلقات دنیوی و تسلیم محض در برابر اراده پروردگار است. حقیقت این روز در ذبح کردن نفس سرکش و خودخواهیها نهفته است تا در پرتو این گذشت، روح آدمی به آرامش و قرب الهی دست یابد.
---
🕋 اوقات شرعی به افق شهر کارچان (امروز)
اذان صبح: ۰۴:۲۳:۵۷
طلوع آفتاب: ۰۶:۰۲:۴۴
اذان ظهر: ۱۳:۰۸:۲۲
غروب آفتاب: ۲۰:۱۴:۱۶
اذان مغرب: ۲۰:۳۴:۲۱
نیمه شب شرعی: ۲۴:۱۹:۰۷
🕰️ صبح فردا
📅 پنجشنبه ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
اذان صبح: ۰۴:۲۳:۱۵
طلوع آفتاب: ۰۶:۰۲:۱۹
---
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🗓️ تقویم امروز
☀️ چهارشنبه ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
🌙 قمری | ۱۰ ذوالحجه ۱۴۴۷
✝️ میلادی | ۲۷ می ۲۰۲۶
🛡️باستانی | ۰۶ خرداد ۲۵۸۵
📿 ذکر روز | یا حی یا قیوم (صد مرتبه)
🗞مناسبت های امروز
🔺 عید سعید قربان (عید بندگی و تجلی ایثار)
🔺 جشن خردادگان
🕊️ سلام و درود بر همشهریان عزیز و بیدار دل کارچان 🕊️
صبح دلانگیز چهارشنبه شما بخیر و شادی. انشاءالله روزی پر از برکت و موفقیت را پیش رو داشته باشید. عید بزرگ قربان بر تمامی شما عزیزان مبارک و فرخنده باد.
🌥️ امروز در کارچان شاهد هوایی صاف خواهیم بود. آسمانی آفتابی و درخشان برای این روز فرخنده پیشبینی میشود.
---
🔆 حکمت روز: ایثار و بندگی
عید قربان نماد وارستگی از تعلقات دنیوی و تسلیم محض در برابر اراده پروردگار است. حقیقت این روز در ذبح کردن نفس سرکش و خودخواهیها نهفته است تا در پرتو این گذشت، روح آدمی به آرامش و قرب الهی دست یابد.
---
🕋 اوقات شرعی به افق شهر کارچان (امروز)
اذان صبح: ۰۴:۲۳:۵۷
طلوع آفتاب: ۰۶:۰۲:۴۴
اذان ظهر: ۱۳:۰۸:۲۲
غروب آفتاب: ۲۰:۱۴:۱۶
اذان مغرب: ۲۰:۳۴:۲۱
نیمه شب شرعی: ۲۴:۱۹:۰۷
🕰️ صبح فردا
📅 پنجشنبه ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
اذان صبح: ۰۴:۲۳:۱۵
طلوع آفتاب: ۰۶:۰۲:۱۹
---
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
❤2
