آنقدر که سختی فراوان دیده
پیهِ همهچیز را به تن مالیده
هر دانهی برف، دانهی باران است
که روز سقوط خود کفن پوشیده
#جعفر_مقیمیان
@kar471
پیهِ همهچیز را به تن مالیده
هر دانهی برف، دانهی باران است
که روز سقوط خود کفن پوشیده
#جعفر_مقیمیان
@kar471
Forwarded from خوشه های شعر (Arash Zarbkhsh)
.
.
.
چند رباعی از دهه های پیش :
هی درد و بلا به جان خریدن تا کی؟
خودسوزی خویش را ندیدن تا کی؟
یکبار خطا..بهشت..حوا...کافیست
این بازی "آدم" آفریدن تا کی؟
###
هر چند کمم ولی زیادم با "عشق"
گاهی غمگین و گاه شادم با "عشق"
از دست تورم مضاعف امسال
تمدید نشد قراردادم با "عشق"
###
گل داد و شناختیم پژمردن را
در اوج بهار زندگی مردن را
از "عشق" فقط سه چیز را فهمیدم
دلتنگی و درد و خون دل خوردن را..
ح.ز
.
.
چند رباعی از دهه های پیش :
هی درد و بلا به جان خریدن تا کی؟
خودسوزی خویش را ندیدن تا کی؟
یکبار خطا..بهشت..حوا...کافیست
این بازی "آدم" آفریدن تا کی؟
###
هر چند کمم ولی زیادم با "عشق"
گاهی غمگین و گاه شادم با "عشق"
از دست تورم مضاعف امسال
تمدید نشد قراردادم با "عشق"
###
گل داد و شناختیم پژمردن را
در اوج بهار زندگی مردن را
از "عشق" فقط سه چیز را فهمیدم
دلتنگی و درد و خون دل خوردن را..
ح.ز
۱. اسمی نه و
رسمی نه
از آن شاه فقط
تصویری
بر شیشهی قلیانی ماند
۲. دربانی هستم
دم این کاخ بزرگ
که خواب
ندارم و
خیالم "تخت" است
#جعفر_مقیمیان
#نورباعی
@kar471
رسمی نه
از آن شاه فقط
تصویری
بر شیشهی قلیانی ماند
۲. دربانی هستم
دم این کاخ بزرگ
که خواب
ندارم و
خیالم "تخت" است
#جعفر_مقیمیان
#نورباعی
@kar471
Forwarded from نسخ خطّی فارسی در کتابخانههای جهان (سیاوش بیگی)
رباعیّات_ابوسعید،_به_خطّ_استاد_سعید_نفیسی_.pdf
39 MB
رباعیّات ابوسعید ابوالخیر
دستنویس شمارهٔ ۸۹۸۳ کتابخانهٔ دانشگاه تهران، نستعلیق، کاتب استاد سعید نفیسی، کتابت شعبان ۱۳۴۰ هق، ۴۲گ، ۱۳س.
@n_kh_f_j
دستنویس شمارهٔ ۸۹۸۳ کتابخانهٔ دانشگاه تهران، نستعلیق، کاتب استاد سعید نفیسی، کتابت شعبان ۱۳۴۰ هق، ۴۲گ، ۱۳س.
@n_kh_f_j
گفتم مانی به سرو، میمانم گفت
ماند دهنت به غنچه، میدانم گفت
گفتم سخنی بگوی ای غنچهدهان
در خنده شد از ناز که نتوانم گفت
#همایون_اسفراینی
@kar471
ماند دهنت به غنچه، میدانم گفت
گفتم سخنی بگوی ای غنچهدهان
در خنده شد از ناز که نتوانم گفت
#همایون_اسفراینی
@kar471
فریاد من از گلوی خونین آید
از بغض فروخوردهی دیرین آید
بشکافم و من سینه خود چاک کنم
شاید که خدا ز عرش پایین آید
#علی_اوسط_حسینی
@kar471
از بغض فروخوردهی دیرین آید
بشکافم و من سینه خود چاک کنم
شاید که خدا ز عرش پایین آید
#علی_اوسط_حسینی
@kar471
رویای محالِ ذهنِ لبها! لبخند
بسته ست به دست و پای شادیها بند
ای شمع تو چند قرن روشن نشدی؟
ای آینهها غبار کیلویی چند؟
#حسن_شوهانی
@kar471
بسته ست به دست و پای شادیها بند
ای شمع تو چند قرن روشن نشدی؟
ای آینهها غبار کیلویی چند؟
#حسن_شوهانی
@kar471
دلواپس و دلتنگ و دچارت بوده
با هر تپشی در انتظارت بوده
تا نقطه صفر مرزی مرگ رسید
نبضی که همیشه بی قرارت بوده
#محمد_کفشدوز
@kar471
با هر تپشی در انتظارت بوده
تا نقطه صفر مرزی مرگ رسید
نبضی که همیشه بی قرارت بوده
#محمد_کفشدوز
@kar471
Forwarded from چهار خطی
NF_Volume 24_Issue 1_Pages 61-89.pdf
592.9 KB
▫️
«رباعیّات خاقانی در سه رباعینامۀ کهن»، سیدعلی میرافضلی، نامۀ فرهنگستان، دورۀ ۲۴، شمارۀ اول (پیاپی ۹۵)، فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴، صفحۀ ۶۱-۸۹
..
خاقانی شروانی در تاریخ شعر فارسی با چکامههایش پُرآوازه است. زبان سخته و پُر از اشارتهای پیدا و پنهان، قصایدش را شایستۀ شرح کرده است. امّا آنچه در این گفتار در موردِ آن سخن گفتهایم، رباعیات اوست. قالبی که کمتر مورد بررسی پژوهشگرانِ اشعار خاقانی قرار گرفته است. موضوع مقالۀ حاضر بررسیِ رباعیات خاقانی در سه رباعینامۀ کهن است: نزهةالمجالسِ جمال خلیل شروانی (اواسطِ قرن هفتم ق)، خلاصةالاشعار فی الرباعیاتِ ابوالمجد تبریزی (اوایلِ قرن هشتم ق) و سفینۀ رباعیاتِ کتابخانۀ دانشگاه استانبول (اواخرِ قرن هشتم ق). در این بررسی نظری نیز به دیگر جُنگها و سفینههای شعر افکنده و رباعیاتِ موجود در آنها را با آنچه در سه منبع مذکور آمده، سنجیدهایم.
در پیوست مقاله، ۲۱ رباعیِ نویافتۀ خاقانی را آوردهایم.
..
ـ رباعیات اسیر شهرستانی در دیوان خاقانی، اینجا
ـ رباعیات صرفی کشمیری در دیوان خاقانی، اینجا
..
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
«رباعیّات خاقانی در سه رباعینامۀ کهن»، سیدعلی میرافضلی، نامۀ فرهنگستان، دورۀ ۲۴، شمارۀ اول (پیاپی ۹۵)، فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴، صفحۀ ۶۱-۸۹
..
خاقانی شروانی در تاریخ شعر فارسی با چکامههایش پُرآوازه است. زبان سخته و پُر از اشارتهای پیدا و پنهان، قصایدش را شایستۀ شرح کرده است. امّا آنچه در این گفتار در موردِ آن سخن گفتهایم، رباعیات اوست. قالبی که کمتر مورد بررسی پژوهشگرانِ اشعار خاقانی قرار گرفته است. موضوع مقالۀ حاضر بررسیِ رباعیات خاقانی در سه رباعینامۀ کهن است: نزهةالمجالسِ جمال خلیل شروانی (اواسطِ قرن هفتم ق)، خلاصةالاشعار فی الرباعیاتِ ابوالمجد تبریزی (اوایلِ قرن هشتم ق) و سفینۀ رباعیاتِ کتابخانۀ دانشگاه استانبول (اواخرِ قرن هشتم ق). در این بررسی نظری نیز به دیگر جُنگها و سفینههای شعر افکنده و رباعیاتِ موجود در آنها را با آنچه در سه منبع مذکور آمده، سنجیدهایم.
در پیوست مقاله، ۲۱ رباعیِ نویافتۀ خاقانی را آوردهایم.
..
ـ رباعیات اسیر شهرستانی در دیوان خاقانی، اینجا
ـ رباعیات صرفی کشمیری در دیوان خاقانی، اینجا
..
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
از تجربەی شکست میآید دل
آنگونه که بود و هست میآید دل
افسانه و اندوه و جنون را با هم
ترکیب کنی، به دست میآید دل.
#سید_حسن_حسینی
@kar471
آنگونه که بود و هست میآید دل
افسانه و اندوه و جنون را با هم
ترکیب کنی، به دست میآید دل.
#سید_حسن_حسینی
@kar471
پوشیده به انبوه غبارم کرده
با خاشاک و خس استتارم کرده
مانند بهار سال پیشم در باغ
پاییز دوباره نونوارم کرده!
#رحیمی_رامهرمزی
@kar471
با خاشاک و خس استتارم کرده
مانند بهار سال پیشم در باغ
پاییز دوباره نونوارم کرده!
#رحیمی_رامهرمزی
@kar471
از درد، سری به دار باید بزنم
داد از غم روزگار باید بزنم
بر پینه ی پیشانی بختم اینبار
یک بوسه ی آه دار باید بزنم
سر مست شده، محال را می نوشد
او ساغری از خیال را می نوشد
پیراهن هر کارگری از سرِ صبح
تا شب عرق حلال را می نوشد
پیچوخم موبهموی سرمستی ماست
هر رشته از این موی رها دام بلاست
بادی که گذشت از سر مویت گفت
هو هو هو هو هوش من امروز کجاست؟
#زهره_داودی
@kar471
داد از غم روزگار باید بزنم
بر پینه ی پیشانی بختم اینبار
یک بوسه ی آه دار باید بزنم
سر مست شده، محال را می نوشد
او ساغری از خیال را می نوشد
پیراهن هر کارگری از سرِ صبح
تا شب عرق حلال را می نوشد
پیچوخم موبهموی سرمستی ماست
هر رشته از این موی رها دام بلاست
بادی که گذشت از سر مویت گفت
هو هو هو هو هوش من امروز کجاست؟
#زهره_داودی
@kar471
غمبادهی مست میخورم از چشمت
غم هرچه که هست میخورم از چشمت
هر روز به جنگ با غمت میآیم
هر روز شکست میخورم از چشمت
#حسن_شوهانی
@kar471
غم هرچه که هست میخورم از چشمت
هر روز به جنگ با غمت میآیم
هر روز شکست میخورم از چشمت
#حسن_شوهانی
@kar471
این صندلی شکسته را میبینی؟
آن پنجرههای بسته را میبینی؟
این ساعت دیواری بیحوصله را
آن عقربههای خسته را میبینی؟
#پرویز_بیگی_حبیب_آبادی
@kar471
آن پنجرههای بسته را میبینی؟
این ساعت دیواری بیحوصله را
آن عقربههای خسته را میبینی؟
#پرویز_بیگی_حبیب_آبادی
@kar471
مهمان من ای رسیده از راه ، بنوش
لب تشنهی غم شدیم هرگاه ، بنوش
ای زخم فرود آمدهی تازهی من
با من بنشین و جرعهای آه بنوش
گفتند:چو من جنون نیاورده هنوز
از آدم تاکنون نیاورده هنوز
سنگی که جنون به چاه افکنده منم
صد عقل مرا برون نیاورده هنوز
#حسن_شوهانی
لب تشنهی غم شدیم هرگاه ، بنوش
ای زخم فرود آمدهی تازهی من
با من بنشین و جرعهای آه بنوش
گفتند:چو من جنون نیاورده هنوز
از آدم تاکنون نیاورده هنوز
سنگی که جنون به چاه افکنده منم
صد عقل مرا برون نیاورده هنوز
#حسن_شوهانی
Forwarded from واران (جلیل صفربیگی)
Forwarded from خشت روی خشت (محمد)
۱)
دل را به خوشی نمیسپارد غم تو
در شادی من، ادامه دارد غم تو
گفتم که بِهِل غم جهان گذران
فرمود مرا نمیگذارد غم تو
۲)
هر لاله که شدت مهیبی دارد
از خون سیاوشان نصیبی دارد
پایان شب سیه، سپیدار چه گفت؟
این مَظلَمه، صبح عنقریبی دارد
۳)
آشفتهتر از زلف تو خوابی دیدم
در خواب، پیالهی شرابی دیدم
پرسیدم از آن پیاله تعبیر شراب
فرمود که حُجب را حجابی دیدم
#رباعی #شعر_فارسی #شعر_ایرانشهر #شاعران_ایران #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی
https://t.me/DoBeytKashi
دل را به خوشی نمیسپارد غم تو
در شادی من، ادامه دارد غم تو
گفتم که بِهِل غم جهان گذران
فرمود مرا نمیگذارد غم تو
۲)
هر لاله که شدت مهیبی دارد
از خون سیاوشان نصیبی دارد
پایان شب سیه، سپیدار چه گفت؟
این مَظلَمه، صبح عنقریبی دارد
۳)
آشفتهتر از زلف تو خوابی دیدم
در خواب، پیالهی شرابی دیدم
پرسیدم از آن پیاله تعبیر شراب
فرمود که حُجب را حجابی دیدم
#رباعی #شعر_فارسی #شعر_ایرانشهر #شاعران_ایران #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی
https://t.me/DoBeytKashi
Telegram
خشت روی خشت
رباعیات
محمد رمضانی فرخانی
ویراست رباعیهایی که در سالهای ۹۱ تا ۹۷ در مشهد نوشتهام و نیز رباعیهایی که پس از آن گهگاه در تهران نوشتهام یا مینویسم
.
محمد رمضانی فرخانی
ویراست رباعیهایی که در سالهای ۹۱ تا ۹۷ در مشهد نوشتهام و نیز رباعیهایی که پس از آن گهگاه در تهران نوشتهام یا مینویسم
.