Forwarded from واران (جلیل صفربیگی)
در میکده بر شراب سطری بنویس
بیدفتر و بیکتاب سطری بنویس
بگذار بدانند که کی رد شده است
با خون خودت بر آب سطری بنویس
#واران
بر همه چيزي کتابت بُوَد، مگر بر آب.
اگر گذر کني بر دريا، از خون خويش بر آب کتابت کن!
تا آن که از پيِ تو درآيد، داند که عاشقان و مستان و سوختگان رفتهاند.
#شیخ_فریدالدین_عطار_نیشابوری
#تذکره_الاولیاء
#مستعلیق
بیدفتر و بیکتاب سطری بنویس
بگذار بدانند که کی رد شده است
با خون خودت بر آب سطری بنویس
#واران
بر همه چيزي کتابت بُوَد، مگر بر آب.
اگر گذر کني بر دريا، از خون خويش بر آب کتابت کن!
تا آن که از پيِ تو درآيد، داند که عاشقان و مستان و سوختگان رفتهاند.
#شیخ_فریدالدین_عطار_نیشابوری
#تذکره_الاولیاء
#مستعلیق
Forwarded from از گذشته و اکنون (احمدرضا بهرامپور عمران)
Forwarded from واران (جلیل صفربیگی)
تا کی ز گلوی ما صدا خواهد کند ؟
صوت و سخن و حرف و هجا خواهد کند؟
موی سَرِ ما ریختە شد، پس ایام
کی سبلت ظلم را ز جا خواهد کند؟
#واران
#محاکات
خطابی با فلک کردم که از راه جفا کُشتی
شهان عالمآرای و جوانمردان برمک را
زمام حلّ و عقد خود نهادی در کف جمعی
که از روی خرد باشد بر ایشان صد شرف سگ را
نهان در گوش هوشم گفت: فارغ باش از این معنی
که سبلت برکَند ایّام هر ده روز یکیک را
#انوری_ابیوردی
Track 1
Unknown artist
#پوشه_شنیداری
درسگفتار«رباعیات خواجو و جریان رباعیسرایی در قرن هشتم»
سخنران:سیدعلی میرافضلی
زمان:۱۹ مهرماه ۱۳۹۶
@Bookcitycc
درسگفتار«رباعیات خواجو و جریان رباعیسرایی در قرن هشتم»
سخنران:سیدعلی میرافضلی
زمان:۱۹ مهرماه ۱۳۹۶
@Bookcitycc
Forwarded from جگرگوشهها
Forwarded from تاریخ،فرهنگ،هنر و ادبیات ایرانزمین (ج.ط نژند)
حکمت چه بُوَد تقویت جان کردن
برخوردۀ رنج کسبِ آسان کردن
انصاف بده که ناخوشیها دارد
از بهرِ دو نان، خدمتِ دونان کردن
#شمسالدینمبارکشاهبنالاعزسنجری
#مبارکشاه
تذکرۀ لبابالالباب؛ محمّدبن محمّد عوفی؛ به تصحیحِ ادوارد جی. براون؛ با مقدمۀ محمّد قزوینی و تصحیحاتِ جدید و حواشی و تعلیقاتِ سعید نفیسی؛ هرمس؛ ۱۳۸۹: ج۲: ۶۷۹.
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
برخوردۀ رنج کسبِ آسان کردن
انصاف بده که ناخوشیها دارد
از بهرِ دو نان، خدمتِ دونان کردن
#شمسالدینمبارکشاهبنالاعزسنجری
#مبارکشاه
تذکرۀ لبابالالباب؛ محمّدبن محمّد عوفی؛ به تصحیحِ ادوارد جی. براون؛ با مقدمۀ محمّد قزوینی و تصحیحاتِ جدید و حواشی و تعلیقاتِ سعید نفیسی؛ هرمس؛ ۱۳۸۹: ج۲: ۶۷۹.
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
Telegram
تاریخ،فرهنگ،هنر و ادبیات ایرانزمین
یادداشتهایی برای روشنگریِ تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیاتِ ایرانِ بزرگِ تاریخی
ج.ط نژند (سروش نژند)
@S_nazhand
ج.ط نژند (سروش نژند)
@S_nazhand
Forwarded from رباعیات فارسی
از غصّهٔ روزهای بد گریه نکن
فردا از راه میرسد، گریه نکن
همخانه! بیا پاک کنم اشکت را
همسایه نگاه میکند، گریه نکن
#امید_مهدی_نژاد
✍✍✍
دوستانتان را به دنیای رباعيات زيبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
فردا از راه میرسد، گریه نکن
همخانه! بیا پاک کنم اشکت را
همسایه نگاه میکند، گریه نکن
#امید_مهدی_نژاد
✍✍✍
دوستانتان را به دنیای رباعيات زيبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
Forwarded from اکرام بسیم
همواره سپُرد راه با من سایه
افتاد به پرتگاه با من سایه
پایم که شکست، پای او نیز شکست
اما نکشید آه با من سایه
یعنی باش یاور و نیاور به زبان
عمری بُرده بارِ زمین را خورشید
بخشیده همیشه نور و گرما خورشید
اما در را تا نگشاید، هرگز
در خلوت کس نمینهد پا خورشید
بخشندگی و همین بده و نستان
باد آمد و زد نخست پهلو بر برگ
باران که گرفت شد کلاهی تر، برگ
از دستِ درخت اگر رها شد، بگذاشت
تا خاکشدن به روی پایش سر، برگ
اینگونه دهند پاسخ خوردنِ نان
با لحن ملایم خودش نم نم، ابر
بارید، اگرچه کمکمک شد کم، ابر
یک ریگ شکست شیشه را، لیک شهاب
بشکافتش و دوباره شد مدغم، ابر
این است طبیعت ملایمخویان
میگوید هر چهراست سرحد، دیوار
از حدِ خودش نمیشود رد دیوار
پیش روی دزد شده سد دیوار
جنبیده اگر نمیتواند دیوار
گاهی خود را از ایستادن نتکان
#اکرام_بسیم
@ikrsim
افتاد به پرتگاه با من سایه
پایم که شکست، پای او نیز شکست
اما نکشید آه با من سایه
یعنی باش یاور و نیاور به زبان
عمری بُرده بارِ زمین را خورشید
بخشیده همیشه نور و گرما خورشید
اما در را تا نگشاید، هرگز
در خلوت کس نمینهد پا خورشید
بخشندگی و همین بده و نستان
باد آمد و زد نخست پهلو بر برگ
باران که گرفت شد کلاهی تر، برگ
از دستِ درخت اگر رها شد، بگذاشت
تا خاکشدن به روی پایش سر، برگ
اینگونه دهند پاسخ خوردنِ نان
با لحن ملایم خودش نم نم، ابر
بارید، اگرچه کمکمک شد کم، ابر
یک ریگ شکست شیشه را، لیک شهاب
بشکافتش و دوباره شد مدغم، ابر
این است طبیعت ملایمخویان
میگوید هر چهراست سرحد، دیوار
از حدِ خودش نمیشود رد دیوار
پیش روی دزد شده سد دیوار
جنبیده اگر نمیتواند دیوار
گاهی خود را از ایستادن نتکان
#اکرام_بسیم
@ikrsim
من خسته و از درون و بیرون ، زخمی
تو واژه به واژه ، لفظ و مضمون ، زخمی
ما خوب نمی شویم دیگر ای شعر
با این نود و چهار میلیون زخمی
#رحیم_رسولی
تو واژه به واژه ، لفظ و مضمون ، زخمی
ما خوب نمی شویم دیگر ای شعر
با این نود و چهار میلیون زخمی
#رحیم_رسولی
یک عصر پر از خاطرهی ابریِ سرد
یک پنجرهی گشوده بر وسعت درد
طوفانِ نبودن تو از راه رسید
در حوضچهی حیاطمان غرقم کرد
#حسن_شوهانی
یک پنجرهی گشوده بر وسعت درد
طوفانِ نبودن تو از راه رسید
در حوضچهی حیاطمان غرقم کرد
#حسن_شوهانی
ای زخمی خوش قواره برمی خیزی
زیبایِ هزارپاره برمی خیزی
هرچند که خردو خسته وتاشده ای
ایران!
ایران!
دوباره برمی خیزی
#دکتر_رضا_علی_اکبری
زیبایِ هزارپاره برمی خیزی
هرچند که خردو خسته وتاشده ای
ایران!
ایران!
دوباره برمی خیزی
#دکتر_رضا_علی_اکبری
ای ناله،چه شد دردلِ او تاثیرت
کامشب نبودیک سرمو تاثیرت
باغیرگذشت وجانم از غیرت سوخت
ای آهِ دلِ شکسته ،کوتاثیرت
#رهی_معیّری
کامشب نبودیک سرمو تاثیرت
باغیرگذشت وجانم از غیرت سوخت
ای آهِ دلِ شکسته ،کوتاثیرت
#رهی_معیّری
Forwarded from جمهوری شهریاری هوشنگ (محمد)
بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل
این غم که مراست، کوه قاف است، نه غم
آن دل که تو راست، سنگ خاراست، نه دل
بی روی تو خورشید جهانسوز مباد
هم بی تو چراغ عالمافروز مباد
با وصل تو کس چو من بد آموز مباد
روزی که تو را نبینم آن روز مباد!
وا فریادا ز عشق، وا فریادا
کارم به یکی طرفهنگار افتادا
گر دادِ منِ شکسته دادا، دادا
ور نه من و عشق هر چه بادا بادا
نارفته به شاهراهِ وصلت گامی
نایافته از حُسنِ جمالت کامی
ناگاه شنیدم ز فلک پیغامی
«کز خُمِ فراق نوش بادت جامی!»
از کعبه، کلیسیا نشینم کردی
آخر در کفر، بیقرینم کردی
بعد از دو هزار سجده بر درگه دوست
ای عشق! چه بیگانه ز دینم کردی
ای نالهٔ پیر خانقاه از غم تو
وی گریهٔ طفل بیگناه از غم تو
افغان خروس صبح گاه از غم تو
آه از غم تو! هزار آه از غم تو
زلفت دیدم، سر از چمان پیچیده
وندر گل سرخ ارغوان پیچیده
در هر بندی هزار دل در بندش
در هر پیچی هزار جان پیچیده
نامت شنوم، دل ز فرح زنده شود
حال من از اقبال تو فرخنده شود
وز غیر تو هر جا سخن آید به میان
خاطر به هزار غم پراگنده شود
جز حادثه هرگز طلبم کس نکند
یک پرسش گرم جز تبم کس نکند
ور جان به لب آیدم، به جز مردم چشم
یک قطرهٔ آب بر لبم کس نکند
در رهگذر باد چراغی که تو راست
ترسم که بمیرد از فراغی که تو راست
بوی جگر سوخته عالم بگرفت
گر نشنیدی، زهی دماغی که تو راست
با آن که دلم از غم هجرت خون است
شادی به غمِ توام ز غم افزون است
اندیشه کنم هر شب و گویم «یا رب!
هجرانش چنین است، وصالش چون است؟»
رودکی سمرقندی
https://t.me/Jshhooshang1
بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل
این غم که مراست، کوه قاف است، نه غم
آن دل که تو راست، سنگ خاراست، نه دل
بی روی تو خورشید جهانسوز مباد
هم بی تو چراغ عالمافروز مباد
با وصل تو کس چو من بد آموز مباد
روزی که تو را نبینم آن روز مباد!
وا فریادا ز عشق، وا فریادا
کارم به یکی طرفهنگار افتادا
گر دادِ منِ شکسته دادا، دادا
ور نه من و عشق هر چه بادا بادا
نارفته به شاهراهِ وصلت گامی
نایافته از حُسنِ جمالت کامی
ناگاه شنیدم ز فلک پیغامی
«کز خُمِ فراق نوش بادت جامی!»
از کعبه، کلیسیا نشینم کردی
آخر در کفر، بیقرینم کردی
بعد از دو هزار سجده بر درگه دوست
ای عشق! چه بیگانه ز دینم کردی
ای نالهٔ پیر خانقاه از غم تو
وی گریهٔ طفل بیگناه از غم تو
افغان خروس صبح گاه از غم تو
آه از غم تو! هزار آه از غم تو
زلفت دیدم، سر از چمان پیچیده
وندر گل سرخ ارغوان پیچیده
در هر بندی هزار دل در بندش
در هر پیچی هزار جان پیچیده
نامت شنوم، دل ز فرح زنده شود
حال من از اقبال تو فرخنده شود
وز غیر تو هر جا سخن آید به میان
خاطر به هزار غم پراگنده شود
جز حادثه هرگز طلبم کس نکند
یک پرسش گرم جز تبم کس نکند
ور جان به لب آیدم، به جز مردم چشم
یک قطرهٔ آب بر لبم کس نکند
در رهگذر باد چراغی که تو راست
ترسم که بمیرد از فراغی که تو راست
بوی جگر سوخته عالم بگرفت
گر نشنیدی، زهی دماغی که تو راست
با آن که دلم از غم هجرت خون است
شادی به غمِ توام ز غم افزون است
اندیشه کنم هر شب و گویم «یا رب!
هجرانش چنین است، وصالش چون است؟»
رودکی سمرقندی
https://t.me/Jshhooshang1
Telegram
جمهوری شهریاری هوشنگ
t.me/Jshhooshang1
کانال محمدرمضانیفرخانی
آیدی من در تلگرام:
@farxani1970
کانال محمدرمضانیفرخانی
آیدی من در تلگرام:
@farxani1970
Forwarded from جگرگوشهها
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
0324
دیگر همه چیز رنگ غم خواهد خورد
روی همه نامها قلم خواهد خورد
تقویم زمستانی ما از امسال
خون بهمن اسفند، رقم خواهد خورد
#محمدعلی_شیوا
@jegargooshe_ha
دیگر همه چیز رنگ غم خواهد خورد
روی همه نامها قلم خواهد خورد
تقویم زمستانی ما از امسال
خون بهمن اسفند، رقم خواهد خورد
#محمدعلی_شیوا
@jegargooshe_ha
Forwarded from واران (جلیل صفربیگی)
بر شانهام از گریه، هزاران کوه است
تنهایی من به یُمن غم، بشکوه است
بردار زکات مال من را ای شیخ
دارایی من فقط همین اندوه است
#واران
گفت: هر چیزی را زکاتیست و زکاتِ عقل، اندوهیست طویل.
#شیخ_فریدالدین_عطار_نیشابوری
#تذکره_الاولیاء
#ذکر_فضیل_عیاض
#مستعلیق
تنهایی من به یُمن غم، بشکوه است
بردار زکات مال من را ای شیخ
دارایی من فقط همین اندوه است
#واران
گفت: هر چیزی را زکاتیست و زکاتِ عقل، اندوهیست طویل.
#شیخ_فریدالدین_عطار_نیشابوری
#تذکره_الاولیاء
#ذکر_فضیل_عیاض
#مستعلیق
صددست اگر برآورد عزرائیل
حاشا که حریف من شود عزرائیل
جانی که گرفتم از تو با یک بوسه
والله نمیدهم به صد عزرائیل
#حسن_شوهانی
حاشا که حریف من شود عزرائیل
جانی که گرفتم از تو با یک بوسه
والله نمیدهم به صد عزرائیل
#حسن_شوهانی