زندان ابد، عاقبت جستن بود
افتادن برگ، حاصل رستن بود
با بوسه به باد…قاصدک رفت به باد
این عاقبت به باد دل بستن بود
گل مرد، ولی تو منتِ خار نکش
کوتاه بیا این همه سیگار نکش
بگذار که آزاد و رها پر بکشد
بیهوده به دور باد، دیوار نکش
#مهدی_طاهری
@kar471
افتادن برگ، حاصل رستن بود
با بوسه به باد…قاصدک رفت به باد
این عاقبت به باد دل بستن بود
گل مرد، ولی تو منتِ خار نکش
کوتاه بیا این همه سیگار نکش
بگذار که آزاد و رها پر بکشد
بیهوده به دور باد، دیوار نکش
#مهدی_طاهری
@kar471
Forwarded from طوطی هند
دستنویس وینفیلد از رباعیات خیام محفوظ در کتابخانۀ بادلیان
ادوارد هنری وینفیلد مترجم بریتانیایی، در 1836 زاده شد و در 1922 از دنیا رفت.
شهرت او به دلیل ترجمۀ آثار ادبی فارسی به انگلیسی است از جمله دیوان حافظ، مثنوی معنوی (چاپ در 1898)، گلشن راز و شرح لاهیجی بر آن (چاپ در 1880)، لوایح (چاپ در 1906) و نیز رباعیات خیام.
ترجمه رباعیات خیام او در 1883 به چاپ رسید.
او تحصیلات عالی در رشتۀ حقوق را حاصل کرد و در ایالت بنگال هند به خدمات دولتی اشتغال داشت.
T.me/tutiyehind
ادوارد هنری وینفیلد مترجم بریتانیایی، در 1836 زاده شد و در 1922 از دنیا رفت.
شهرت او به دلیل ترجمۀ آثار ادبی فارسی به انگلیسی است از جمله دیوان حافظ، مثنوی معنوی (چاپ در 1898)، گلشن راز و شرح لاهیجی بر آن (چاپ در 1880)، لوایح (چاپ در 1906) و نیز رباعیات خیام.
ترجمه رباعیات خیام او در 1883 به چاپ رسید.
او تحصیلات عالی در رشتۀ حقوق را حاصل کرد و در ایالت بنگال هند به خدمات دولتی اشتغال داشت.
T.me/tutiyehind
Forwarded from واران (جلیل صفربیگی)
افسوس که برگ هممسیر باد است
عدل از ترهات عهد استبداد است
هر شعله شهیدِ کشورِ تاریکیست
هر شاخه زمینِ بازیِ صیاد است
پیوسته به دام، دانه آمیختهای
از سر به کمر کمر به سر ریختهای
ای بافهی آبشار زیبایی و حسن
شب را به کجای شانه آویختهای
بی پا و سری پی ثمر میگردی
بر کام نیامده هدر میگردی
اینجا چیزی به جز پریشانی نیست
ای آه که میروی و برمیگردی
#محسنمرادیمصطفالو
@kar471
عدل از ترهات عهد استبداد است
هر شعله شهیدِ کشورِ تاریکیست
هر شاخه زمینِ بازیِ صیاد است
پیوسته به دام، دانه آمیختهای
از سر به کمر کمر به سر ریختهای
ای بافهی آبشار زیبایی و حسن
شب را به کجای شانه آویختهای
بی پا و سری پی ثمر میگردی
بر کام نیامده هدر میگردی
اینجا چیزی به جز پریشانی نیست
ای آه که میروی و برمیگردی
#محسنمرادیمصطفالو
@kar471
غم در دل ما طبق طبق جا کرده
گل غنچه ی اشک را شکوفا کرده
بر دوش وطن نشسته بارِ غربت
وین غم ، کمرِ مامِ وطن تا کرده
#محمدرضاکوزهگرکالجی
@kar471
گل غنچه ی اشک را شکوفا کرده
بر دوش وطن نشسته بارِ غربت
وین غم ، کمرِ مامِ وطن تا کرده
#محمدرضاکوزهگرکالجی
@kar471
هر چند که نقشهی بر آبی زدهام
اما به گمان چه طرح نابی زدهام
از وسعت غم پناه بردم بر شعر
من تکیه به دیوار خرابی زدهام
#حسن_شوهانی
@kar471
اما به گمان چه طرح نابی زدهام
از وسعت غم پناه بردم بر شعر
من تکیه به دیوار خرابی زدهام
#حسن_شوهانی
@kar471
هر سال که میرسد غمین است بهار
با خون شکوفه ها عجین است بهار
ما جشن گرفتیم و نمی فهمیدیم
صد زخمِ نبسته ی زمین است بهار
ای طُرفه شرابِ نابِ هستی، برخیز
بر دیده بزن آب و ز مستی، برخیز
این بار به احترام رویاهایت
ای آنکه درونِ من نشستی، برخیز
#مهدیس_رحمانی_سامانی
@kar471
با خون شکوفه ها عجین است بهار
ما جشن گرفتیم و نمی فهمیدیم
صد زخمِ نبسته ی زمین است بهار
ای طُرفه شرابِ نابِ هستی، برخیز
بر دیده بزن آب و ز مستی، برخیز
این بار به احترام رویاهایت
ای آنکه درونِ من نشستی، برخیز
#مهدیس_رحمانی_سامانی
@kar471
Forwarded from پرنیان ۷ رنگ
دوشــم * بگرفــت آن نگـار سـرمســت
کـز دست مــن ِ دلشــده نتوانی جَســت
گفتم که شب است دستم از دست بدار
تــا بــا تو نگیردم کسی دست به دست!
#مهستیگنجوی
این رباعی که در نزههالمجالس ( سده ۷ هجری ) و خلاصهالاشعار ( سده ۸ هجری ) به نام مهستی ثبت شده، از زاويه نگاه يک زن سروده شده و نشانگر دغدغه خاطر و محافظهکاری زن در جامعه سنتی ایران است.
گرچه تاریخ ادبیات ایران به لحاظ فضا و زبان در کل تاریخی مردانه است و عاشقانههای زنان شاعر نیز اغلب تحتالشعاع این فضای مردسالار، فاقد هویت زنانه هستند؛ اما مهستی گاه این حصار را میشکند و از فضای مردانه رها میشود، فردیت زنانه خود را فریاد میزند و از خود ردپایی زنانه در شعر بر جای میگذارد.
* در خلاصهالاشعار: دستم
https://t.me/parniyan7rang
کـز دست مــن ِ دلشــده نتوانی جَســت
گفتم که شب است دستم از دست بدار
تــا بــا تو نگیردم کسی دست به دست!
#مهستیگنجوی
این رباعی که در نزههالمجالس ( سده ۷ هجری ) و خلاصهالاشعار ( سده ۸ هجری ) به نام مهستی ثبت شده، از زاويه نگاه يک زن سروده شده و نشانگر دغدغه خاطر و محافظهکاری زن در جامعه سنتی ایران است.
گرچه تاریخ ادبیات ایران به لحاظ فضا و زبان در کل تاریخی مردانه است و عاشقانههای زنان شاعر نیز اغلب تحتالشعاع این فضای مردسالار، فاقد هویت زنانه هستند؛ اما مهستی گاه این حصار را میشکند و از فضای مردانه رها میشود، فردیت زنانه خود را فریاد میزند و از خود ردپایی زنانه در شعر بر جای میگذارد.
* در خلاصهالاشعار: دستم
https://t.me/parniyan7rang
Telegram
پرنیان ۷ رنگ
یادداشتهای ادبی
مهدی دهقان
@Mehdi52d
مهدی دهقان
@Mehdi52d
Forwarded from امضای مستقبل
عشق تو بکشت عالم و عامی را
زلف تو برانداخت نکونامی را
چشم سیه مست تو بیرون آورد
از صومعه بایزید بسطامی را
خاقانی
زلف تو برانداخت نکونامی را
چشم سیه مست تو بیرون آورد
از صومعه بایزید بسطامی را
خاقانی
Forwarded from zhinestan🖤
آنقدر که سختی فراوان دیده
پیهِ همهچیز را به تن مالیده
هر دانهی برف، دانهی باران است
که روز سقوط خود کفن پوشیده
#جعفر_مقیمیان
@kar471
پیهِ همهچیز را به تن مالیده
هر دانهی برف، دانهی باران است
که روز سقوط خود کفن پوشیده
#جعفر_مقیمیان
@kar471
Forwarded from خوشه های شعر (Arash Zarbkhsh)
.
.
.
چند رباعی از دهه های پیش :
هی درد و بلا به جان خریدن تا کی؟
خودسوزی خویش را ندیدن تا کی؟
یکبار خطا..بهشت..حوا...کافیست
این بازی "آدم" آفریدن تا کی؟
###
هر چند کمم ولی زیادم با "عشق"
گاهی غمگین و گاه شادم با "عشق"
از دست تورم مضاعف امسال
تمدید نشد قراردادم با "عشق"
###
گل داد و شناختیم پژمردن را
در اوج بهار زندگی مردن را
از "عشق" فقط سه چیز را فهمیدم
دلتنگی و درد و خون دل خوردن را..
ح.ز
.
.
چند رباعی از دهه های پیش :
هی درد و بلا به جان خریدن تا کی؟
خودسوزی خویش را ندیدن تا کی؟
یکبار خطا..بهشت..حوا...کافیست
این بازی "آدم" آفریدن تا کی؟
###
هر چند کمم ولی زیادم با "عشق"
گاهی غمگین و گاه شادم با "عشق"
از دست تورم مضاعف امسال
تمدید نشد قراردادم با "عشق"
###
گل داد و شناختیم پژمردن را
در اوج بهار زندگی مردن را
از "عشق" فقط سه چیز را فهمیدم
دلتنگی و درد و خون دل خوردن را..
ح.ز
۱. اسمی نه و
رسمی نه
از آن شاه فقط
تصویری
بر شیشهی قلیانی ماند
۲. دربانی هستم
دم این کاخ بزرگ
که خواب
ندارم و
خیالم "تخت" است
#جعفر_مقیمیان
#نورباعی
@kar471
رسمی نه
از آن شاه فقط
تصویری
بر شیشهی قلیانی ماند
۲. دربانی هستم
دم این کاخ بزرگ
که خواب
ندارم و
خیالم "تخت" است
#جعفر_مقیمیان
#نورباعی
@kar471
Forwarded from نسخ خطّی فارسی در کتابخانههای جهان (سیاوش بیگی)
رباعیّات_ابوسعید،_به_خطّ_استاد_سعید_نفیسی_.pdf
39 MB
رباعیّات ابوسعید ابوالخیر
دستنویس شمارهٔ ۸۹۸۳ کتابخانهٔ دانشگاه تهران، نستعلیق، کاتب استاد سعید نفیسی، کتابت شعبان ۱۳۴۰ هق، ۴۲گ، ۱۳س.
@n_kh_f_j
دستنویس شمارهٔ ۸۹۸۳ کتابخانهٔ دانشگاه تهران، نستعلیق، کاتب استاد سعید نفیسی، کتابت شعبان ۱۳۴۰ هق، ۴۲گ، ۱۳س.
@n_kh_f_j
گفتم مانی به سرو، میمانم گفت
ماند دهنت به غنچه، میدانم گفت
گفتم سخنی بگوی ای غنچهدهان
در خنده شد از ناز که نتوانم گفت
#همایون_اسفراینی
@kar471
ماند دهنت به غنچه، میدانم گفت
گفتم سخنی بگوی ای غنچهدهان
در خنده شد از ناز که نتوانم گفت
#همایون_اسفراینی
@kar471
فریاد من از گلوی خونین آید
از بغض فروخوردهی دیرین آید
بشکافم و من سینه خود چاک کنم
شاید که خدا ز عرش پایین آید
#علی_اوسط_حسینی
@kar471
از بغض فروخوردهی دیرین آید
بشکافم و من سینه خود چاک کنم
شاید که خدا ز عرش پایین آید
#علی_اوسط_حسینی
@kar471
رویای محالِ ذهنِ لبها! لبخند
بسته ست به دست و پای شادیها بند
ای شمع تو چند قرن روشن نشدی؟
ای آینهها غبار کیلویی چند؟
#حسن_شوهانی
@kar471
بسته ست به دست و پای شادیها بند
ای شمع تو چند قرن روشن نشدی؟
ای آینهها غبار کیلویی چند؟
#حسن_شوهانی
@kar471
دلواپس و دلتنگ و دچارت بوده
با هر تپشی در انتظارت بوده
تا نقطه صفر مرزی مرگ رسید
نبضی که همیشه بی قرارت بوده
#محمد_کفشدوز
@kar471
با هر تپشی در انتظارت بوده
تا نقطه صفر مرزی مرگ رسید
نبضی که همیشه بی قرارت بوده
#محمد_کفشدوز
@kar471
Forwarded from چهار خطی
NF_Volume 24_Issue 1_Pages 61-89.pdf
592.9 KB
▫️
«رباعیّات خاقانی در سه رباعینامۀ کهن»، سیدعلی میرافضلی، نامۀ فرهنگستان، دورۀ ۲۴، شمارۀ اول (پیاپی ۹۵)، فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴، صفحۀ ۶۱-۸۹
..
خاقانی شروانی در تاریخ شعر فارسی با چکامههایش پُرآوازه است. زبان سخته و پُر از اشارتهای پیدا و پنهان، قصایدش را شایستۀ شرح کرده است. امّا آنچه در این گفتار در موردِ آن سخن گفتهایم، رباعیات اوست. قالبی که کمتر مورد بررسی پژوهشگرانِ اشعار خاقانی قرار گرفته است. موضوع مقالۀ حاضر بررسیِ رباعیات خاقانی در سه رباعینامۀ کهن است: نزهةالمجالسِ جمال خلیل شروانی (اواسطِ قرن هفتم ق)، خلاصةالاشعار فی الرباعیاتِ ابوالمجد تبریزی (اوایلِ قرن هشتم ق) و سفینۀ رباعیاتِ کتابخانۀ دانشگاه استانبول (اواخرِ قرن هشتم ق). در این بررسی نظری نیز به دیگر جُنگها و سفینههای شعر افکنده و رباعیاتِ موجود در آنها را با آنچه در سه منبع مذکور آمده، سنجیدهایم.
در پیوست مقاله، ۲۱ رباعیِ نویافتۀ خاقانی را آوردهایم.
..
ـ رباعیات اسیر شهرستانی در دیوان خاقانی، اینجا
ـ رباعیات صرفی کشمیری در دیوان خاقانی، اینجا
..
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
«رباعیّات خاقانی در سه رباعینامۀ کهن»، سیدعلی میرافضلی، نامۀ فرهنگستان، دورۀ ۲۴، شمارۀ اول (پیاپی ۹۵)، فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴، صفحۀ ۶۱-۸۹
..
خاقانی شروانی در تاریخ شعر فارسی با چکامههایش پُرآوازه است. زبان سخته و پُر از اشارتهای پیدا و پنهان، قصایدش را شایستۀ شرح کرده است. امّا آنچه در این گفتار در موردِ آن سخن گفتهایم، رباعیات اوست. قالبی که کمتر مورد بررسی پژوهشگرانِ اشعار خاقانی قرار گرفته است. موضوع مقالۀ حاضر بررسیِ رباعیات خاقانی در سه رباعینامۀ کهن است: نزهةالمجالسِ جمال خلیل شروانی (اواسطِ قرن هفتم ق)، خلاصةالاشعار فی الرباعیاتِ ابوالمجد تبریزی (اوایلِ قرن هشتم ق) و سفینۀ رباعیاتِ کتابخانۀ دانشگاه استانبول (اواخرِ قرن هشتم ق). در این بررسی نظری نیز به دیگر جُنگها و سفینههای شعر افکنده و رباعیاتِ موجود در آنها را با آنچه در سه منبع مذکور آمده، سنجیدهایم.
در پیوست مقاله، ۲۱ رباعیِ نویافتۀ خاقانی را آوردهایم.
..
ـ رباعیات اسیر شهرستانی در دیوان خاقانی، اینجا
ـ رباعیات صرفی کشمیری در دیوان خاقانی، اینجا
..
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4