. ┈••✾• #رباعی•✾••┈•
🔹۱🔹
بگذار اسیر جاده ات باشم من
یک رهگذر پیاده ات باشم من
تو دختر شاه پریانی اما...
کو اسب؟که شاهزاده ات باشم من
🔹۲🔹
از اول قصه آدمی بد بودی
در دفتر مشق من مردد بودی
من؛یک زنِ مانده زیر باران_چون تو
آن مرد که با اسب نیامد بودی
🔹۳🔹
یک عمر گرفتار بیابان ماندم
در حسرت حس و حال باران ماندم
از عِرق به خاک، رنگ و رویم رفت و...
رویای تو گل نکرد و گلدان ماندم
🔹۴🔹
در راه تو پیر می شوم در باران
همرنگ مسیر می شوم در باران
رویای تو را که شب به شب می بارم
یک تکه کویر می شوم در باران
#محسن_رضاییازنایی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
🔹۱🔹
بگذار اسیر جاده ات باشم من
یک رهگذر پیاده ات باشم من
تو دختر شاه پریانی اما...
کو اسب؟که شاهزاده ات باشم من
🔹۲🔹
از اول قصه آدمی بد بودی
در دفتر مشق من مردد بودی
من؛یک زنِ مانده زیر باران_چون تو
آن مرد که با اسب نیامد بودی
🔹۳🔹
یک عمر گرفتار بیابان ماندم
در حسرت حس و حال باران ماندم
از عِرق به خاک، رنگ و رویم رفت و...
رویای تو گل نکرد و گلدان ماندم
🔹۴🔹
در راه تو پیر می شوم در باران
همرنگ مسیر می شوم در باران
رویای تو را که شب به شب می بارم
یک تکه کویر می شوم در باران
#محسن_رضاییازنایی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
. ┈••✾• #رباعی•✾••┈•
🌱۱🌱
بی رحم ترین حادثه خوابی خالی ست
بی مزه ترین_جرعه ی آبی_خالی ست
تنهایی من آخر دلتنگی نیست...
دلگیرترین منظره قابی خالی ست
🌾۲🌾
ای کوه! دل پیر شدن را داری؟
یا جرات تبخیر شدن را داری؟
من گریه کنم شانه ی تو می لرزد
ظرفیت دلگیر شدن را داری؟
✨ #محسن_رضاییازنایی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
http://t.me/kar471
🌱۱🌱
بی رحم ترین حادثه خوابی خالی ست
بی مزه ترین_جرعه ی آبی_خالی ست
تنهایی من آخر دلتنگی نیست...
دلگیرترین منظره قابی خالی ست
🌾۲🌾
ای کوه! دل پیر شدن را داری؟
یا جرات تبخیر شدن را داری؟
من گریه کنم شانه ی تو می لرزد
ظرفیت دلگیر شدن را داری؟
✨ #محسن_رضاییازنایی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
http://t.me/kar471
. ┈••✾• #رباعی•✾••┈•
🍀۱🍀
هم سفره و پهنِ چار سویش باتو
هم کتلت و سرخی دو رویش باتو
چرخیدن و ناخنک زدن ها با من
بشقاب غذا و تار مویش... با تو!
🍀۲🍀
آغوش بچسبان و بگو جان منی
تزریق کن احساس که درمان منی
بشقاب تَرک خورده ی قلبم چینی ست
بَندش بزنی، ناهار مهمان منی...
✨ #محسن_رضاییازنایی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
http://t.me/kar471
🍀۱🍀
هم سفره و پهنِ چار سویش باتو
هم کتلت و سرخی دو رویش باتو
چرخیدن و ناخنک زدن ها با من
بشقاب غذا و تار مویش... با تو!
🍀۲🍀
آغوش بچسبان و بگو جان منی
تزریق کن احساس که درمان منی
بشقاب تَرک خورده ی قلبم چینی ست
بَندش بزنی، ناهار مهمان منی...
✨ #محسن_رضاییازنایی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
http://t.me/kar471
. ┈••✾• #رباعی•✾••┈•
🌸۱🌸
از گَنجه درآ، تشنه نمان تا زود است
گَرد نفست را بتکان تا زود است
سوغات خزان یک چمدان باران است
ای چتر! خودت را برسان تا زود است
🌸۲🌸
می گَندم از این دلهره ی رسوایی
باید بروم یک طرفی_ یک جایی
ای جاده! نترس،بار من سنگین نیست
قلبم؛ چمدانی ست پر از تنهایی
✨ #محسن_رضاییازنایی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
http://t.me/kar471
🌸۱🌸
از گَنجه درآ، تشنه نمان تا زود است
گَرد نفست را بتکان تا زود است
سوغات خزان یک چمدان باران است
ای چتر! خودت را برسان تا زود است
🌸۲🌸
می گَندم از این دلهره ی رسوایی
باید بروم یک طرفی_ یک جایی
ای جاده! نترس،بار من سنگین نیست
قلبم؛ چمدانی ست پر از تنهایی
✨ #محسن_رضاییازنایی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
http://t.me/kar471
. ┈••✾• #رباعی•✾••┈•
💥۱💥
قبلا که از عشق جیب مردم پر بود...
بازار، از احساس ترحم پر بود
شرمنده ی فرزند نمی شد پدر و...
زنبیلِ ننه از عطر گندم پر بود
💥۲💥
دلگرمترین هدیه ی بازارت چیست؟
هان! پاسخ عاشق طلبکارت چیست؟
زنبیل من از عطر تو خالی مانده...
سوغات خریدار و هوادارت چیست؟
💥۳💥
پاک آینه بی کار شده بی ماهی
سبزه_علفی_خوار شده بی ماهی
بی سفره ی هفت سین و عیدم وقتی...
این تُنگ، لجن زار شده بی ماهی
💥۴💥
مرداب بدون داد و فریاد منم
دلتنگ ترین ماهی آزاد منم
ای غُرش آبشارم ای اوج شکوه!
آن چشمه که از چشم تو افتاد، منم
💥۵💥
یک روز به دنیای تو بر می گردد
همبستر رویای تو بر می گردد
*وقتی که سرش به سنگ ساحل بخورد
این موج به دریای تو بر می گردد
💥۶💥
این خودزنی ات بها ندارد جنگل!
جز ناله و ناسزا ندارد جنگل!
این قدر درختان خودت را نفروش
چون چوب خدا صدا ندارد جنگل!
💥۷💥
بر قلب درخت نقش داغی افتاد
از شانه ی شاخه اش کلاغی افتاد
آن لحظه فقط گلوله ای می دانست
در جنگلشان چه اتفاقی افتاد!
💥۸💥
با تیکِ دلم تو همزمانی یک عمر
با تاکِ لبم تو همزبانی یک عمر
من عقربه های ساعتم را کشتم
تا وقت کُشی کنی بمانی یک عمر
💥۹💥
اعماق من انگار که نَشتی دارد
از بس که جزیره ام پلشتی دارد
در بادِ مخالفِ شبِ اقیانوس...
من قایقی ام که بار کشتی دارد
💥۱۰💥
عُمقی ست که درجا زده، حالش خوش نیست
پاروش، تقلا زده، حالش خوش نیست
تجویز کن ای عشق! برایش ساحل
این قایق دریا زده حالش خوش نیست
💥۱۱💥
دیشب که تمامِ حس مردابش مُرد...
یک باد موافق زد و قایق را برد...
ساحل سر ساعت شنی کوک شد و...
دریا سرِ وقت قرص ماهش را خورد
#محسن_رضاییازنایی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
http://t.me/kar471
💥۱💥
قبلا که از عشق جیب مردم پر بود...
بازار، از احساس ترحم پر بود
شرمنده ی فرزند نمی شد پدر و...
زنبیلِ ننه از عطر گندم پر بود
💥۲💥
دلگرمترین هدیه ی بازارت چیست؟
هان! پاسخ عاشق طلبکارت چیست؟
زنبیل من از عطر تو خالی مانده...
سوغات خریدار و هوادارت چیست؟
💥۳💥
پاک آینه بی کار شده بی ماهی
سبزه_علفی_خوار شده بی ماهی
بی سفره ی هفت سین و عیدم وقتی...
این تُنگ، لجن زار شده بی ماهی
💥۴💥
مرداب بدون داد و فریاد منم
دلتنگ ترین ماهی آزاد منم
ای غُرش آبشارم ای اوج شکوه!
آن چشمه که از چشم تو افتاد، منم
💥۵💥
یک روز به دنیای تو بر می گردد
همبستر رویای تو بر می گردد
*وقتی که سرش به سنگ ساحل بخورد
این موج به دریای تو بر می گردد
💥۶💥
این خودزنی ات بها ندارد جنگل!
جز ناله و ناسزا ندارد جنگل!
این قدر درختان خودت را نفروش
چون چوب خدا صدا ندارد جنگل!
💥۷💥
بر قلب درخت نقش داغی افتاد
از شانه ی شاخه اش کلاغی افتاد
آن لحظه فقط گلوله ای می دانست
در جنگلشان چه اتفاقی افتاد!
💥۸💥
با تیکِ دلم تو همزمانی یک عمر
با تاکِ لبم تو همزبانی یک عمر
من عقربه های ساعتم را کشتم
تا وقت کُشی کنی بمانی یک عمر
💥۹💥
اعماق من انگار که نَشتی دارد
از بس که جزیره ام پلشتی دارد
در بادِ مخالفِ شبِ اقیانوس...
من قایقی ام که بار کشتی دارد
💥۱۰💥
عُمقی ست که درجا زده، حالش خوش نیست
پاروش، تقلا زده، حالش خوش نیست
تجویز کن ای عشق! برایش ساحل
این قایق دریا زده حالش خوش نیست
💥۱۱💥
دیشب که تمامِ حس مردابش مُرد...
یک باد موافق زد و قایق را برد...
ساحل سر ساعت شنی کوک شد و...
دریا سرِ وقت قرص ماهش را خورد
#محسن_رضاییازنایی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
http://t.me/kar471
Telegram
رباعی - نو رباعی
رباعی - نو رباعی
✔ ارتباط با جلیل صفربیگی: @js471
✔ ارتباط با جلیل صفربیگی: @js471
https://www.instagram.com/p/CbRz2_pOg-z/?utm_medium=copy_link
صفحه اینستاگرام کارگاه رباعی .لطفا عضوشوید.ممنونم
صفحه اینستاگرام کارگاه رباعی .لطفا عضوشوید.ممنونم
#رباعی
🍃۱
هر ساعت، ماتم بزرگی بوده
هر لحظه، محرّم بزرگی بوده
درد است که جاری شده در مویرگم
هر ذرّۀ من غم بزرگی بوده
🍃۲
رفتی و دلم شکست از رفتن تو
رفتی و دلم شکست از رفتن تو
رفتی و تمام روز در فکر توام
خواب شب من پُر است از رفتن تو
🍃۳
کوهم من و داغهام صدچندان است
ابرم من و آسمان من، زندان است
دلگیری کوه حاصلش جاریِ رود،
دلگیری ابر باعث باران است
🍃۴
در من غم چشمهای تو جریان داشت
خون در رگ من برای تو جریان داشت
در شاهرگم به جای خون، خندۀ تو
در مویرگم صدای تو جریان داشت
🍃۵
آن شب با هم... من و تو یا تنها من؟
یادم رفته که من تو بودی یا من؟!
دلبسته شد آن طور دلم که دیدم
من رفتم و سایهام نیامد با من!
🍃۶
خورشید! وجودم به تو بستهست و عدم
ای کاش بتابی تو و باشم من هم!
ابر آمد و پوشاند فقط روی تو را
بیچاره منم که سایهام، میمیرم
🍃۷
شبهای دلم لبالب از کابوس است
خوابم پُر دیو و جنّ و اختاپوس است!
بیخوابم و در شهر پیات میگردم
شبها منم آن مرد که با فانوس است
🍃۸
سهم دل من اگر که دلگیری بود
در بند سر زلف تو زنجیری بود
تو وعدۀ آسمان به من دادی و دل،
یک عمر تمام در سرازیری بود
✨ #علی_کاملی
@kar471
🍃۱
هر ساعت، ماتم بزرگی بوده
هر لحظه، محرّم بزرگی بوده
درد است که جاری شده در مویرگم
هر ذرّۀ من غم بزرگی بوده
🍃۲
رفتی و دلم شکست از رفتن تو
رفتی و دلم شکست از رفتن تو
رفتی و تمام روز در فکر توام
خواب شب من پُر است از رفتن تو
🍃۳
کوهم من و داغهام صدچندان است
ابرم من و آسمان من، زندان است
دلگیری کوه حاصلش جاریِ رود،
دلگیری ابر باعث باران است
🍃۴
در من غم چشمهای تو جریان داشت
خون در رگ من برای تو جریان داشت
در شاهرگم به جای خون، خندۀ تو
در مویرگم صدای تو جریان داشت
🍃۵
آن شب با هم... من و تو یا تنها من؟
یادم رفته که من تو بودی یا من؟!
دلبسته شد آن طور دلم که دیدم
من رفتم و سایهام نیامد با من!
🍃۶
خورشید! وجودم به تو بستهست و عدم
ای کاش بتابی تو و باشم من هم!
ابر آمد و پوشاند فقط روی تو را
بیچاره منم که سایهام، میمیرم
🍃۷
شبهای دلم لبالب از کابوس است
خوابم پُر دیو و جنّ و اختاپوس است!
بیخوابم و در شهر پیات میگردم
شبها منم آن مرد که با فانوس است
🍃۸
سهم دل من اگر که دلگیری بود
در بند سر زلف تو زنجیری بود
تو وعدۀ آسمان به من دادی و دل،
یک عمر تمام در سرازیری بود
✨ #علی_کاملی
@kar471
. ┈••✾• #رباعی•✾••┈•
من با تو زوایای تنم را دیدم
در آینهی تو، بدنم را دیدم
درسایهی خویشتن نشستم، آنگاه
در"تو" نگریستم ، "من"م را دیدم!
✨ #پاییز_رحیمی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
http://t.me/kar471
من با تو زوایای تنم را دیدم
در آینهی تو، بدنم را دیدم
درسایهی خویشتن نشستم، آنگاه
در"تو" نگریستم ، "من"م را دیدم!
✨ #پاییز_رحیمی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
http://t.me/kar471