رباعی - نو رباعی
2.02K subscribers
1.58K photos
102 videos
105 files
1.69K links
رباعی - نو رباعی
ارتباط با جلیل صفربیگی: @js471
Download Telegram
•┈••✾• #چند_رباعی•✾••┈•

می‌آیی و بوی عطر گندم با توست
اغاز تغـــــزّل و ترنــــــــم با توست
من باز سکوت می‌کنم، حضرت عشق
اول تو بگو، حق تقـــــــدم با توست


🦋🦋🦋
در تُنگ بلـــــورِ دلمان ماهی بود
از سمتِ زمین به آسمان، راهی بود
کودک بودیم، ساده، بی آلایش...
دفترچه‌ی مشق شبمان کاهی بود


🦋🦋🦋
کالسکه‌ی ابر، کودک باران را
ارابه‌ی سنگ، دختر طوفان را
می‌بُرد یکی یکی به مهمانی دشت
خورشید، تمام اهل کوهستان را

#سهیلاالسادات_اولیایی

┄┅─═◈═─┅┄

#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•┈••✾• #چند_رباعی•✾••┈•

تو سوژه‌ی بکر شعرهایم هستی
گلواژه‌ی ذکر شعرهایم هستی
زیبا شده‌ای که شعر زیبا بشود
ممنون که به فکر شعرهایم هستی

⛺️⛺️⛺️
هر چند که پیر، میوه می‌داد ولی
در داخل طرح شهر افتاد ولی
دیوار گلی تمام سعیش را کرد
با آجر و تیرآهن و فولاد، ولی ...

#حسین_شادمهر

┄┅─═◈═─┅┄

#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•

دنیای من است صورت دلجویش
باید که به شانه‌ام بپیچد مویش
گفتند تفاوتی ندارد... اما
فرق است میان پشت گل با رویش

#نسیم_محمدجانی

┄┅─═◈═─┅┄

#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•

این شهر چرا خسته و بی‌روح شده
انگار دلش شکسته... مجروح شده
با دیدن اين زخم زبان‌ها شاید
با کشتی خود منتظر نوح شده

#میثم_یوسفی‌سرخنی

┄┅─═◈═─┅┄

#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•

باد آمد و چشم تنگی‌اش را برداشت!
برگ از شاخه قشنگی‌اش را برداشت!
تا باغ شود قرمز و نارنجی و زرد!
پاییز، مداد رنگی‌اش را برداشت!

#محمدرضا_عبدی

┄┅─═◈═─┅┄

#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•┈••✾• #چند_رباعی•✾••┈•

او رفتگری‌ست که جنونش سرخ است
مستقبل و ماضی و کنونش سرخ است
شاید از پل پریده...پیدایش کن
نارنجی می‌پوشد و خونش سرخ است

🍂🍃🍂
با ظاهر با وقار می‌چرخیدم
مردم را نامحرم خود می‌دیدم
از عشق خودم شعر نمی‌گفتم اگر
اندازه‌ی یک انار می‌فهمیدم

🍃🍂🍃
آرام گذشته از کنار دنیا
یکبار نرفته زیر بار دنیا
بیچاره انار که فقط یک دل خون
سهمش شده از تمام دار دنیا

🍂🍃🍂
باغی را سرما زده و خشکانده
باغی، پیری فاتحه‌اش را خوانده
شهری که درون ذهن خود داری نیست
از ساوه فقط اسم انارش مانده

🍃🍂🍃
اوراق درختان سهی قامت ما
بر روی زمین ریخته از جور و جفا
بلبل به عزای گل نشسته ...تو بگو
پاییز شده به قول امروزی‌ها...

🍂🍃🍂
پاییز؟ تو را خدا نیار اسمش را
ظالم تر از او ندیده‌ام تا حالا
گفته که صدای باغ را لال کنیم
تا یک موقع بر نخورد به آقا!

🍃🍂🍃
خوشبختانه با من، آنکه باید...بد نیست
تا آخر داستان که باید...بد نیست
بر روی درخت برگ سبزی مانده
پاییز هم آنچنان که باید بد نیست

🍂🍃🍂
سر باز زدیم از اشتغال دنیا
همسو نشدیم با زوال دنیا
ده خانه و بیست تا مغازه کافی‌ست
ما چشم نداریم به مال دنیا


#محسن_سرخوش


┄┅─═◈═─┅┄

#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•┈••✾• #چند_رباعی•✾••┈•

صد تاول تازه توی مشتش دارد
غم ریشه در اندام درشتش دارد
با گونیِ زردی از زباله بر دوش
کوهی‌ست که خورشید به پشتش دارد

💎💎💎
شالی همه‌ی هزارتوهایش بود
در دست شبیه دسته-موهایش بود
با زمزمه‌ی ترانه، مسرورانه
مشغول نشاء آرزوهایش بود


#سیدموسی_موسوی‌کوهی

┄┅─═◈═─┅┄

#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•┈••✾• #چند_رباعی•✾••┈•

من رنجم و یک کتیبه‌ی گنج تویی
شیراز پراز بهار نارنج تویی
در صندلی شعر، کنار دل من
هرهفته، سه شنبه، ساعت پنج تویی

🔶🔹🔶
در خاطر ماهیان لجن می‌بینم
در ذهن درخت تا شدن می‌بینم
تاصبح خیال مرگ در من جاری‌ست
شب‌ها که ملافه را کفن می‌بینم

#رضا_علی‌اکبری

┄┅─═◈═─┅┄

#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•

در عکس تو مرگ، مکث می‌اندازد
خود را ز نَفَس ز نَفْس می‌اندازد
انداخته دور گردنت دستش را
با مکث تو مرگ عکس می‌اندازد


#جلیل_صفربیگی

┄┅─═◈═─┅┄

#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•

یک دست شکسته‌ام که با پین بستند
یا دکمه‌ی بالا که به پایین بستند
عشق از نفس انداخته من را مثلِ
اسبی که به کالسکه‌ی سنگین بستند



سختی دیدی برای آسانی من
دارو بودی برای بی‌جانی من
در فصل بدی قصد شکفتن کردی
بدرود شکوفه‌ی زمستانی من

#محسن_سرخوش

┄┅─═◈═─┅┄

#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471