Forwarded from رباعی - نو رباعی
#رباعی_خوانی
برف آمده بود و یکهتازی میکرد
با روح و روانِ خسته بازی میکرد
میگفت:"سپید رنگ عشق است فقط"!
در شهر چنین شایعهسازی میکرد
#نسیم_محمدجانی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
@kar471
برف آمده بود و یکهتازی میکرد
با روح و روانِ خسته بازی میکرد
میگفت:"سپید رنگ عشق است فقط"!
در شهر چنین شایعهسازی میکرد
#نسیم_محمدجانی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
@kar471
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•
این شهر پراز تاک و انارستان است
هر نار در آن ستارهای تابان است
با اینهمه کهکشان نوری چه کنیم؟
شاید که همه هیزم پاییزان است
#پروین_چوقادی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
این شهر پراز تاک و انارستان است
هر نار در آن ستارهای تابان است
با اینهمه کهکشان نوری چه کنیم؟
شاید که همه هیزم پاییزان است
#پروین_چوقادی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•
شاید که صدای من به تو بد برسد
با این همه هرچه هست باید برسد
مرسوله شکستنیست؛ ای باد بپا!
کالسکهی قاصدک به مقصد برسد
#علی_شیبانی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
شاید که صدای من به تو بد برسد
با این همه هرچه هست باید برسد
مرسوله شکستنیست؛ ای باد بپا!
کالسکهی قاصدک به مقصد برسد
#علی_شیبانی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•
"غم" لبّ کلام "دوستت دارم" هاست
"دلسنگ" مرام "دوستت دارم" هاست
این سینه که آه من در آن حبس شده
تابوت تمام "دوستت دارم" هاست
#پویا_اسفرجانی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
"غم" لبّ کلام "دوستت دارم" هاست
"دلسنگ" مرام "دوستت دارم" هاست
این سینه که آه من در آن حبس شده
تابوت تمام "دوستت دارم" هاست
#پویا_اسفرجانی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•
در کنجِ دلم غصه فراوان دارم
سردم... بغلی پر از زمستان دارم
هر شب دو دقیقه مانده تا ساعتِ صفر
با چشمِ ترم قرارِ باران دارم
#مهدی_رجبی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
در کنجِ دلم غصه فراوان دارم
سردم... بغلی پر از زمستان دارم
هر شب دو دقیقه مانده تا ساعتِ صفر
با چشمِ ترم قرارِ باران دارم
#مهدی_رجبی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•
اشک آمده از چَشمِ تَرم میریزد
بر شانه و بر بال و پرم میریزد
من بی تو، درخت مُرده در پاییزم
پُشت سر هم برگ و برم میریزد
#محمدرضا_محمدی_شیدا
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
اشک آمده از چَشمِ تَرم میریزد
بر شانه و بر بال و پرم میریزد
من بی تو، درخت مُرده در پاییزم
پُشت سر هم برگ و برم میریزد
#محمدرضا_محمدی_شیدا
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
Audio
🔼🔼🔼
••✾• #رباعی_خوانی•✾••
🎤 شعر و صدای:
#سیدموسی_موسوی_کوهی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
••✾• #رباعی_خوانی•✾••
🎤 شعر و صدای:
#سیدموسی_موسوی_کوهی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
•┈••✾• #چند_رباعی•✾••┈•
لب باز کن و بخوان به آواز مرا
مومن به توام! به شک نینداز مرا
انگور و بساط عشق آماده که شد
با بوسه ببر تا دل شیراز مرا
💢💢💢
دیدم که تن مرا ملخها خوردند
تابوت مرا مورچهها آوُردند
مانند شما خیال کردم خواب است!
تا اینکه مرا گورکنانی بردند....
💢💢💢
میخواست که شعر اجتماعی بشود
مفهومی عمیق و انتزاعی بشود!
اندازهی یک قصیده مضمون آورد
دلگیر شد از اینکه رباعی بشود...
💢💢💢
با گریه لباس رفتنش را تا کرد
توی چمدان، گذشتهها را جا کرد
میخواست به ابتدای خود برگردد...
او رفت و تمام شهر را تنها کرد...
💢💢💢
پر کرد از انتظار خورجینش را
بر دوش گذاشت بار سنگینش را
خشکاند به آستین پیراهن خود
پیشانی شرمندهی پرچینش را
💢💢💢
بر موت که شانه میزنی با وسواس
بر شانه میافتد آبشار الماس
دل میبری از بهار تا میریزد
از روی سرت شکوفههای گیلاس
💢💢💢
با برف دلم لک زده پرواز کنم
با تو سفری به عشق آغاز کنم
باید که تمام بوسههایم را در
یخچالهی گونههات جاساز کنم
💢💢💢
نه حوصله و نه قیل و قالی مانده
حتی نه برای غم مجالی مانده!
در کنج حیاط خلوت قلب من
یک میز و دو صندلی خالی مانده
💢💢💢
مانند گذشتههاش بیپروا نیست
دیگر به سرش هزار و یک سودا نیست
آرام درون خود فرو میریزد
رود است، ولی نه... مقصدش دریا نیست
#عسل_فراستکیا
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
لب باز کن و بخوان به آواز مرا
مومن به توام! به شک نینداز مرا
انگور و بساط عشق آماده که شد
با بوسه ببر تا دل شیراز مرا
💢💢💢
دیدم که تن مرا ملخها خوردند
تابوت مرا مورچهها آوُردند
مانند شما خیال کردم خواب است!
تا اینکه مرا گورکنانی بردند....
💢💢💢
میخواست که شعر اجتماعی بشود
مفهومی عمیق و انتزاعی بشود!
اندازهی یک قصیده مضمون آورد
دلگیر شد از اینکه رباعی بشود...
💢💢💢
با گریه لباس رفتنش را تا کرد
توی چمدان، گذشتهها را جا کرد
میخواست به ابتدای خود برگردد...
او رفت و تمام شهر را تنها کرد...
💢💢💢
پر کرد از انتظار خورجینش را
بر دوش گذاشت بار سنگینش را
خشکاند به آستین پیراهن خود
پیشانی شرمندهی پرچینش را
💢💢💢
بر موت که شانه میزنی با وسواس
بر شانه میافتد آبشار الماس
دل میبری از بهار تا میریزد
از روی سرت شکوفههای گیلاس
💢💢💢
با برف دلم لک زده پرواز کنم
با تو سفری به عشق آغاز کنم
باید که تمام بوسههایم را در
یخچالهی گونههات جاساز کنم
💢💢💢
نه حوصله و نه قیل و قالی مانده
حتی نه برای غم مجالی مانده!
در کنج حیاط خلوت قلب من
یک میز و دو صندلی خالی مانده
💢💢💢
مانند گذشتههاش بیپروا نیست
دیگر به سرش هزار و یک سودا نیست
آرام درون خود فرو میریزد
رود است، ولی نه... مقصدش دریا نیست
#عسل_فراستکیا
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
Telegram
رباعی - نو رباعی
رباعی - نو رباعی
✔ ارتباط با جلیل صفربیگی: @js471
✔ ارتباط با جلیل صفربیگی: @js471
🔼🔼🔼
🔆نظر سرکار خانم #عسل_فراستکیا دربارهی دوره آموزش تخصصی رباعی🔆
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
🔆نظر سرکار خانم #عسل_فراستکیا دربارهی دوره آموزش تخصصی رباعی🔆
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•
هر وقت صدا زدم تو را، گوش بشو
حرفی نزن و یکسره خاموش بشو
از تو طلبی ندارم اینبار فقط
بنشین و کمی برایم آغوش بشو
#الهه_رضایی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
هر وقت صدا زدم تو را، گوش بشو
حرفی نزن و یکسره خاموش بشو
از تو طلبی ندارم اینبار فقط
بنشین و کمی برایم آغوش بشو
#الهه_رضایی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471