معرفی_مجموعه_رباعی_شیر_و_خورشید.pdf
129.9 KB
📜 معرفی مجموعه رباعی
🔆 #شیر_و_خورشید
از
🔆 #جلیل_صفربیگی
🔹 به قلم: #صدیقه_محمدجانی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
🔆 #شیر_و_خورشید
از
🔆 #جلیل_صفربیگی
🔹 به قلم: #صدیقه_محمدجانی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•
☆¤۱¤☆
هم با رگههایی از جنون برمیگشت
هم خشکی رگهاش به خون برمیگشت
آن سر به هوا که سر به زیر است الان
"خار " آمده "لاله واژگون" برمیگشت
☆¤۲¤☆
دا، مشت به سینه، بغض انبوهی که...
دا، روله و رود رود...، اندوهی که...
سوگ آمد و سوی چشمهایش را برد
خم شد به مرور اشترانکوهی که...
☆¤۳¤☆
دیشو همه حرفامه به آیینه زدوم
هی سنگ تونه به تخت ای سینه زدوم
نذر تو همه پخت و پزام، از قولت
دیشو دو سه کاسه آش ترخینه زدوم
☆¤۴¤☆
غم داشت به دل، تظاهری میرقصید
با ناله و آه و دلخوری میرقصید
آواز دهل شنیده بود از لب باد
این برگ که دائماً لری میرقصید
☆¤۵¤☆
دم کرده برای دردهایت دم نوش
این دشت که بغض کهنهات را آغوش
کافیست غم و گلایه، پاییز عزیز!
لبخند بزن، دختر برنوبردوش!
#مرضیه_شهیدی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
☆¤۱¤☆
هم با رگههایی از جنون برمیگشت
هم خشکی رگهاش به خون برمیگشت
آن سر به هوا که سر به زیر است الان
"خار " آمده "لاله واژگون" برمیگشت
☆¤۲¤☆
دا، مشت به سینه، بغض انبوهی که...
دا، روله و رود رود...، اندوهی که...
سوگ آمد و سوی چشمهایش را برد
خم شد به مرور اشترانکوهی که...
☆¤۳¤☆
دیشو همه حرفامه به آیینه زدوم
هی سنگ تونه به تخت ای سینه زدوم
نذر تو همه پخت و پزام، از قولت
دیشو دو سه کاسه آش ترخینه زدوم
☆¤۴¤☆
غم داشت به دل، تظاهری میرقصید
با ناله و آه و دلخوری میرقصید
آواز دهل شنیده بود از لب باد
این برگ که دائماً لری میرقصید
☆¤۵¤☆
دم کرده برای دردهایت دم نوش
این دشت که بغض کهنهات را آغوش
کافیست غم و گلایه، پاییز عزیز!
لبخند بزن، دختر برنوبردوش!
#مرضیه_شهیدی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
Telegram
رباعی - نو رباعی
رباعی - نو رباعی
✔ ارتباط با جلیل صفربیگی: @js471
✔ ارتباط با جلیل صفربیگی: @js471
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•
در اوجِ توان و نای خود، لِه میکرد
انگار که با جفای خود، لِه میکرد
سیگارِ به دستِ مرگ بودیم که او
پُک میزد و زیر پای خود، لِه میکرد
#مرتضی_برخورداری
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
در اوجِ توان و نای خود، لِه میکرد
انگار که با جفای خود، لِه میکرد
سیگارِ به دستِ مرگ بودیم که او
پُک میزد و زیر پای خود، لِه میکرد
#مرتضی_برخورداری
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
✅ #خبر
📚 انتشار دومین مجموعه رباعی در کارگاه تخصصی رباعی📚
✦••┈❁✿❁┈••✦
📓 انتشارات #باشور دومین جلد گزیدهی رباعیات اعضای #کارگاه_تخصصی_رباعی #جلیل_صفربیگی را به زودی منتشر میکند.
✦••┈❁✿❁┈••✦
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
📚 انتشار دومین مجموعه رباعی در کارگاه تخصصی رباعی📚
✦••┈❁✿❁┈••✦
📓 انتشارات #باشور دومین جلد گزیدهی رباعیات اعضای #کارگاه_تخصصی_رباعی #جلیل_صفربیگی را به زودی منتشر میکند.
✦••┈❁✿❁┈••✦
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
⚜ #رباعی_معاصر ⚜
آنگونه که ماه و شب به هم مرتبط است
آیینهی شعر من به غم مرتبط است
امشب که نشستهام لب حوض حیاط
با حسرت ماهیان دلم مرتبط است
🔆 #سیدعلی_میرافضلی
📚 #گنجشک_ناتمام
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
آنگونه که ماه و شب به هم مرتبط است
آیینهی شعر من به غم مرتبط است
امشب که نشستهام لب حوض حیاط
با حسرت ماهیان دلم مرتبط است
🔆 #سیدعلی_میرافضلی
📚 #گنجشک_ناتمام
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
Forwarded from رباعی - نو رباعی
⚜ #رباعی_معاصر⚜
🔸۱🔸
حیف است که چون کوزه بمانی خاموش
تا آن که چه کس ترا کشد بر سر دوش
چون رود روان باش به طبع رفتار
برخیز و بیاشوب و بفرسای و بکوش.
🔸۲🔸
مهتاب دمید و گل بیفروخت چو خون
می گیر و دمی رها شو از چند و ز چون
گر بر نهدت زمانه، اندوه مخور
ور برکشدت، مباش ایمن ز فسون
||| #نیما_یوشیج |||
══༻🔻༺══
🔆 تاملی در رباعیات نیما یوشیج (اندیشههای خیامی)
✍ به قلم آقای #عباس_حسنپور (شيون نوری)،
🔸شاعر و پژوهشگر نوری،
🔸به بهانهی ۲۱ آبان ماه،
🔸يکصد ودوازدهمين سالروز تولد نيما يوشيج:
💫رباعیات یک راز نگهدار عجیبی برای من شده است، خودم نمیخواهم فکر کنم چرا؟ (نیما)
پیشگامی نیما در شعر نو و ارمغانی که از این رهگذر به یادگار گذاشت، باعث شد آثار قلمی دیگرش نظیر داستانها، نقد، رباعیات ، نامهها، اشعار تبری و... ناخوانده و سر بسته بماند، جامعهی ادبی ایران او را فقط با شعر نو و تئوریهای مربوط به آن، شناخته و شناسانده است و این مایهی دریغی بس بزرگ است؛ چرا که درصد قابل توجهی از اندیشههای شاعر در قاب غفلت محصور مانده است.
💫از ظاهر عملکرد ادبی در مورد نیما بر میآید، فقط اشعار حوزهی مکتب او، توسط منتقدین و علاقمندان، کدخوانی و رمزگشایی شد و بقیه آثار، تاملات و رهیافت هایش در حاشیه قرار گرفتهاند، که خود محصول نوعی کوررنگی در مقابل رنگارنگی اندیشه و آثار متنوع اوست.
💫نیما شاعر و نویسندهای چند وجهی است و درصدد یافتن و تجربهی تواناییهای خویش، به همین دلیل، عرصههای دیگر را هم رج میزند و رصد میکند بنابراین موجودی تکمحصولی نیست که فقط شعر بگوید و آن هم شعرنو؛ اگر شعر نو را متن کارش قلمداد کنیم، حواشی کارش به همین اندازه.، قابل بررسی و تامل است.
💫یکی از بخشهای از نگاه و نظر افتادهی آثار این شاعر، رباعیات اوست. ۵۹۳ رباعی که ۵۵ صفحه از دیوان اشعارش را پر کرده است. نیما با سرایش این تعداد از رباعی که هر کدام بار اندیشهای را بر دوش میکشند و از نهاد ناآرام و خستهی او برآمدهاند، رکورد قابل ملاحظهای را در بین شاعران کلاسیک و نو به یادگار گذاشته است ( اگر چه در مقدمهی رباعیات آنرا چند هزار برمیشمارد!)
💫او در ابتدای رباعیات خود، نکات درخور اعتنایی را عرضه میدارد." اگر رباعیات نبودند من شاید در مهلکهای ورود میکردم، شاید زندگی بر من بسیار ناشایست و تلخ میشد؛ در رباعیات به طور مجمل بیان احوال خود کردهام .... رباعیات یک راز نگهدار عجیبی برای من شده است. خودم نمیخواهم فکر کنم چرا؟ آیا چندین هزار رباعی باشد؟
💫رباعی که اکثر پژوهندگان آنرا قالبی کاملاً ایرانی دانستهاند یکی از قالبهای کوتاه شعری است با مجالی اندک اما محمل اندیشههای بزرگ؛ به عبارت دیگر ایجاز و اقتصاد کلام ولی تراکم تصویر و معنی، از ویژگیهای ذاتی این قالب شعری است. جوشش و بارش شاعر در این قالب دفعی است نه تدریجی؛ چرا که باید بلافاصله پس از سلام، والسلام گفت. بنابراین به تعبیر دکتر غلامحسین یوسفی در چشمهی روشن « جادوی بیانی»، ویژهای را میطلبد.
💫نیما در رباعیات خود برخلاف شعر نو که بیشتر، شاعر اجتماعی – طبیعی است، همسان ساری است که آرام ندارد و به این شاخه آن شاخه می پرد۲ و تکثیر میشود به هیات هر چیزی و هر کسی تنوع مضمونهها، رباعیات را به معجونی از اندیشههای شاعرانه و فلسفی بدل کردهاست به طوری که فهرست کردن موضوعی آنها ( آن طوری که صادق هدایت برای خیام کرده است) دشوار به نظر می رسد.
💫نیما در رباعیات هم، شاعری اندیشهگر است و در صدد ابلاغ پیام و کلام بوده و قدر وقت خود و مخاطب را میداند، زبان، واژگان و گاهی هم، وزن در رباعیات نیما تحتالشعاع اندیشه و معنی قرار دارند او در این اشعار، هیچ وسواسی در یک دستسازی ساختاری و گزینش واژگان، به نفع واژگان امروزینه ندارد. گویی پذیرفته است، رباعیات را باید در همان فرم متعارف سرود و گذشت.
✨ادامهی این مقالهی خواندنی را در سایت مازندنومه
در لینک زیر مطالعه بفرمایین:
👇👇👇
http://www.mazandnume.com/fullcontent/10165/تاملی-در-رباعیات-نیما-یوشیج(اندیشه-های-خیامی)/
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
🔸۱🔸
حیف است که چون کوزه بمانی خاموش
تا آن که چه کس ترا کشد بر سر دوش
چون رود روان باش به طبع رفتار
برخیز و بیاشوب و بفرسای و بکوش.
🔸۲🔸
مهتاب دمید و گل بیفروخت چو خون
می گیر و دمی رها شو از چند و ز چون
گر بر نهدت زمانه، اندوه مخور
ور برکشدت، مباش ایمن ز فسون
||| #نیما_یوشیج |||
══༻🔻༺══
🔆 تاملی در رباعیات نیما یوشیج (اندیشههای خیامی)
✍ به قلم آقای #عباس_حسنپور (شيون نوری)،
🔸شاعر و پژوهشگر نوری،
🔸به بهانهی ۲۱ آبان ماه،
🔸يکصد ودوازدهمين سالروز تولد نيما يوشيج:
💫رباعیات یک راز نگهدار عجیبی برای من شده است، خودم نمیخواهم فکر کنم چرا؟ (نیما)
پیشگامی نیما در شعر نو و ارمغانی که از این رهگذر به یادگار گذاشت، باعث شد آثار قلمی دیگرش نظیر داستانها، نقد، رباعیات ، نامهها، اشعار تبری و... ناخوانده و سر بسته بماند، جامعهی ادبی ایران او را فقط با شعر نو و تئوریهای مربوط به آن، شناخته و شناسانده است و این مایهی دریغی بس بزرگ است؛ چرا که درصد قابل توجهی از اندیشههای شاعر در قاب غفلت محصور مانده است.
💫از ظاهر عملکرد ادبی در مورد نیما بر میآید، فقط اشعار حوزهی مکتب او، توسط منتقدین و علاقمندان، کدخوانی و رمزگشایی شد و بقیه آثار، تاملات و رهیافت هایش در حاشیه قرار گرفتهاند، که خود محصول نوعی کوررنگی در مقابل رنگارنگی اندیشه و آثار متنوع اوست.
💫نیما شاعر و نویسندهای چند وجهی است و درصدد یافتن و تجربهی تواناییهای خویش، به همین دلیل، عرصههای دیگر را هم رج میزند و رصد میکند بنابراین موجودی تکمحصولی نیست که فقط شعر بگوید و آن هم شعرنو؛ اگر شعر نو را متن کارش قلمداد کنیم، حواشی کارش به همین اندازه.، قابل بررسی و تامل است.
💫یکی از بخشهای از نگاه و نظر افتادهی آثار این شاعر، رباعیات اوست. ۵۹۳ رباعی که ۵۵ صفحه از دیوان اشعارش را پر کرده است. نیما با سرایش این تعداد از رباعی که هر کدام بار اندیشهای را بر دوش میکشند و از نهاد ناآرام و خستهی او برآمدهاند، رکورد قابل ملاحظهای را در بین شاعران کلاسیک و نو به یادگار گذاشته است ( اگر چه در مقدمهی رباعیات آنرا چند هزار برمیشمارد!)
💫او در ابتدای رباعیات خود، نکات درخور اعتنایی را عرضه میدارد." اگر رباعیات نبودند من شاید در مهلکهای ورود میکردم، شاید زندگی بر من بسیار ناشایست و تلخ میشد؛ در رباعیات به طور مجمل بیان احوال خود کردهام .... رباعیات یک راز نگهدار عجیبی برای من شده است. خودم نمیخواهم فکر کنم چرا؟ آیا چندین هزار رباعی باشد؟
💫رباعی که اکثر پژوهندگان آنرا قالبی کاملاً ایرانی دانستهاند یکی از قالبهای کوتاه شعری است با مجالی اندک اما محمل اندیشههای بزرگ؛ به عبارت دیگر ایجاز و اقتصاد کلام ولی تراکم تصویر و معنی، از ویژگیهای ذاتی این قالب شعری است. جوشش و بارش شاعر در این قالب دفعی است نه تدریجی؛ چرا که باید بلافاصله پس از سلام، والسلام گفت. بنابراین به تعبیر دکتر غلامحسین یوسفی در چشمهی روشن « جادوی بیانی»، ویژهای را میطلبد.
💫نیما در رباعیات خود برخلاف شعر نو که بیشتر، شاعر اجتماعی – طبیعی است، همسان ساری است که آرام ندارد و به این شاخه آن شاخه می پرد۲ و تکثیر میشود به هیات هر چیزی و هر کسی تنوع مضمونهها، رباعیات را به معجونی از اندیشههای شاعرانه و فلسفی بدل کردهاست به طوری که فهرست کردن موضوعی آنها ( آن طوری که صادق هدایت برای خیام کرده است) دشوار به نظر می رسد.
💫نیما در رباعیات هم، شاعری اندیشهگر است و در صدد ابلاغ پیام و کلام بوده و قدر وقت خود و مخاطب را میداند، زبان، واژگان و گاهی هم، وزن در رباعیات نیما تحتالشعاع اندیشه و معنی قرار دارند او در این اشعار، هیچ وسواسی در یک دستسازی ساختاری و گزینش واژگان، به نفع واژگان امروزینه ندارد. گویی پذیرفته است، رباعیات را باید در همان فرم متعارف سرود و گذشت.
✨ادامهی این مقالهی خواندنی را در سایت مازندنومه
در لینک زیر مطالعه بفرمایین:
👇👇👇
http://www.mazandnume.com/fullcontent/10165/تاملی-در-رباعیات-نیما-یوشیج(اندیشه-های-خیامی)/
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
⚜ #رباعی_معاصر⚜
آمد رسن گاو نرش بر سر دوش
با من بسپرد گاو و استاد خموش
از من همه پی ز پی تقلا که: نر است!
از وی همه دم به دم تمنا که: بدوش!
#نیما_یوشیج
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
آمد رسن گاو نرش بر سر دوش
با من بسپرد گاو و استاد خموش
از من همه پی ز پی تقلا که: نر است!
از وی همه دم به دم تمنا که: بدوش!
#نیما_یوشیج
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
Telegram
رباعی - نو رباعی
رباعی - نو رباعی
✔ ارتباط با جلیل صفربیگی: @js471
✔ ارتباط با جلیل صفربیگی: @js471
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•
✨به دختر یکسالهام (یاس) :
" با،با - با،با " ترانهی یاس من است
لالایی مادرانهی یاس من است
لبخندپراکنی به سمت بابا
سرگرمی کودکانهی یاس من است
#حنظله_ربانی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
✨به دختر یکسالهام (یاس) :
" با،با - با،با " ترانهی یاس من است
لالایی مادرانهی یاس من است
لبخندپراکنی به سمت بابا
سرگرمی کودکانهی یاس من است
#حنظله_ربانی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•
از بس که همیشه درد بسیار کشید
سرمای تنش را همه جا جار کشید
تهران من، -این دختر کبریت فروش-
زانو به بغل گرفت و سیگار کشید
#مرضیه_شهیدی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
از بس که همیشه درد بسیار کشید
سرمای تنش را همه جا جار کشید
تهران من، -این دختر کبریت فروش-
زانو به بغل گرفت و سیگار کشید
#مرضیه_شهیدی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
⚜ #رباعی_معاصر ⚜
ابر آمد و پابرهنه از باغ گذشت
چون گردش باد در علفکوچهی دشت
دلتنگ شتابم از سراشیبی کوه
با من، غم چشمهای بارانی "رشت"
✨ #شیون_فومنی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
ابر آمد و پابرهنه از باغ گذشت
چون گردش باد در علفکوچهی دشت
دلتنگ شتابم از سراشیبی کوه
با من، غم چشمهای بارانی "رشت"
✨ #شیون_فومنی
┄┅─═◈═─┅┄
#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471