زندگـی شیرینـ 🌹Nana
50.4K subscribers
24.2K photos
96.7K videos
182 files
2.25K links
✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓@Kapfko💓🧿
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خانه هاتون پر از صداى شادى 🥰😍❤️

✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓@Kapfko💓🧿
👏2015
#سرگذشت

#برشی_از_یک_زندگی
#نازبانو
#قسمت_صدوچهلونهم

با همه دل شکستگیم تو دلم آق بانو رو بخشیدم اون پیر زن ساده ای بود که درست منو نشناخته بود وبه قول پسرش تو خیال خودش فکر ها کرده بودچند روز بعد دوباره همسر دکتر طاعت و تومحوطه بیمارستان دیدم.دلم میخواست بدونم اون اونجا چیکار میکنه اما بخاطر کاری که باهام کرده بود نمیتونستم بهش نزدیک بشم.گاهی میدیدم تو محوطه با دختربچه ای بازی میکنه و بعد هم با همون دختر بچه از بیمارستان میرفت.یه روز عصر با عجله داشتم از بیمارستان خارج میشدم قرار بود عصر با طلعت بچه ها رو ببریم گردش نزدیک در از کنارم جوونی بلندقامت با مو و ریش تیره رد شدچقد نگاهش برام آشنا بود به اندازه ای که یه لحظه جا خوردم شک نداشتم اونو جایی دیدم اما هر چی فکر کردم یادم نیومد کجا دیدمش اهمیتی ندادم و از کنارش گذشتم.چهار سال از طلاقم میگذشت و اوضاع ما روبه راه تر از گذشته شده بودتو همین گیر و دار خبری شنیدم که واقعا شوکه شدم اصلا برام باورکردنی نبود اکبر نیر و به دور از چشم وجیهه عقد کرده بودو وقتی دایه رضوان و فخر السادات ازش علت اینکارش و پرسیده بودن گفته بود فقط نیر

هست که تو این بل بشوهوای منو داره بچه هامو تر و خشک میکنه و وقتی همه شما منو طرد کردیداون دور و برم و گرفت و نزاشت غصه بخورم.من برعکس بقیه خیلی خوب میتونستم اکبر و درک کنم.نیر با محبت خالصش هر کسی رو تسلیم خودش میکرداز طاهره پرسیدم وجیهه وقتی فهمید چیکار کرد؟طاهره با ناراحتی گفت وجیهه حال ندار تر از این حرفهاس که بخواد ببینه اکبر چیکار میکنه ولی خبر نداره مطمئنا وقتی بفهمه خیلی ناراحت میشه.بیچاره دست از زندگی کشیده اون اوضاع و زندگی چیزی نبود که وجیهه انتظارشو داشت شاید هم واقعا دلش برا اکبر سوخته بودبعدها هم شنیدم نیر هم کنار اکبر معتاد شده از شنیدنش اصلاتعجب نکردم چون نیر عاشق کارهای ممنوعه بودیه روز سرد زمستون بود که برف هم ریز ریز میبارید و حیاط بزرگ بیمارستان و سفید پوش کرده بودداشتم میرفتم سمت مطب دکتر کریمی که جلوی در اورژانس دایه رضوان و فخر السادات و دیدم که با حال آشفته وایساده بودن.از دیدنشون تعجب کردم ترسیدم برای نیر اتفاقی افتاده باشه دیدار اونا بعد اون همه سال برام یادآور خاطرات تلخم بود تو سالن خشکم زده بود که دایه رضوان متوجه نگاههای من شد و برگشت سمتم به همون اندازه هم اونا از دیدنم تعحب کردن بی اختیار رفتم سمتشون و سلام دادم فخر السادات نگاهی به من کرد و با افسوس جواب داد اما دایه نتونست شوقش و از دیدن من پنهون کنه و محکم بغلم کرد و گفت نازبانو چشام داره درست میبینه تویی تو اینجا چیکار میکنی ؟فخر السادات هم که نمیتونست نگاههای کنجکاوش و ازم برداره خیره شده بود بهم.گفتم چیزی شده اتفاقی افتاده که اینجاییددایه اشکهاش جاری شد و گفت آقا سکته کرده اوردیمش اینجا میگن حال نداره اما نمیزارن بریم بالاسرش.بلند شدم و رفتم سمت اتاقی که آقا توش بودرفتم تو و کنار تختش وایسادم چشمهاشو باز کرد و از دیدن من اشک تو چشاش حلقه زد و با دستهای بی جونش نوک انگشتهای منو محکم گرفت و با چشمای اشک آلودش بهم خیره شدقدرت تکلم نداشت اما نگاهش بینهایت غم داشت.مثل نگاه آدمی که عاقبت بخیر نشده نتونستم خودمونگهدارم و قطرات اشک از گوشه چشمم جاری شدفهمیدم با اون نگاههای پر التماسش ازم حلالیت میخواد اماجفایی که اونا بهم کردن از دلم بیرون نمیرفت نمیدونم تونستم حلالش کنم یا نه اما میدونم که دلم براش خیلی سوخت.اون شب آقا دووم نیاورد و فوت کرداز بی کسی آقا و دوتا زن ها خیلی بهم ریختم.حال خیلی بدی داشتم بلاخره آقا باقر پدر بزرگ بچه هام بود و چند سالی نون و نمکش و خورده بودم اون شب برگشتم خونه.خانوم جون کنار حوض داشت دست و روی احمد و که کثیف شده بود میشست.با دیدن بچم بغضم ترکید خانوم نگران اومد سمتم احمد و از بغلش گرفت و بوسیدمش خانوم گفت چی شده تو این سرما با این حال و اوضاع برگشتی چیزی شده هوا سرد بود و داشتم مثل. بید میلرزیدم دستمو گرفت و باهم رفتیم تو خونه ماجرای اون روز و براشون تعریف کردم.زن عمو و خانوم جون تصمیم گرفتن برای عرض تسلیت برن خونه فخر السادات خانوم جون بخاطر عرض ارادت ولی زن عمو برای اقناع حس کنجکاوی ولی من مخالفت کردم اما زن عمو که دلش میخواست به هر قیمتی شده بره و خودش از نزدیک اوضاع رو رصد کنه با حرص گفت یه فاتحه خوندن کسی رو نمیکشه دوست نداری تو نیااخر سر تصمیم گرفتم برم اما فقط برای دیدن نیر میخواستم برم بیشتر از چهار سال بود که اونو ندیده بودم و حسابی دلتنگش بودم درسته اون الان زن اکبرشده بود اما هنوز ته دلم دوسش داشتم.نمیدونم چه رازی بود که من هیچ وقت تحت هیچ شرایطی احساسم به نیر تغییر نمیکردبالاخره راهی اونجا شدیم وارد خونه که شدم قلبم به درد اومد
74👍21👏10🤔10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوگندهای مشهور قبل از گرفتن فال حافظ:

ای حافظ شیرازی تو محرم هر رازی؛ تو را به خدا و به شاخ نبات قسم می‌دهم که هر چه صلاح و مصلحت می‌بینی برایم آشکار و آرزوی مرا بر آورده سازی.

ای حافظ شیرازی، تو کاشف هر رازی، ما طالب یک فالیم، بر ما بنما رازی.

ای حافظ شیرازی، بر من نظر اندازی، من طالب یک رازم، تو کاشف هر فالی، قسم به شاخه نباتت قسم می‌دهم به قرآنی که در سینه داری، این فال مرا بگشای.

ای خواجه حافظ شیرازی / تو که دانای هر رازی / آینده ما را خوب بنوازی

حافظ #یلدا

یلداتون مبارک❤️


✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓@Kapfko💓🧿
25👏2🤣1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یلدا دهه شصت 😂👏🏼


✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓@Kapfko💓🧿
24🤣8👍2🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در ایران باستان فردای "شب يلدا "، روز برابری بود و همه از جمله پادشاه لباس ساده اى میپوشیدند تا یکسان باشند و کسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و کارها داوطلبانه انجام میگرفت!



✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓
@kapfko💓🧿
👍2315👏3🤯2🤣2🥰1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
10🤣2🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدایا دستم به آسمانت نمیرسد
اما تو که دستت بزمین میرسد
در این شب زیبای یلدا عزت
مردم مظلوم سرزمینم را تاعرش
کبریایی خود بلند کن و عطاکن
به آنان هر آنچه برایشان خیر
است و دلشان را لبریزکن از شادی

آخرین شب پاییزی تون خوش 🦋


✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓
@Kapfko💓🧿
30👍10🙏4🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الهی در این شب بلند
دلتان روشن از نور امیرالمؤمنین
سهم روزی‌تان عطر نجف باشد
پناه دلتان نگاه مهربان مولا
و فال امشبتان نوید وصال دوست
یلدایتان علوی و دلتان آرام🥰




✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓
@Kapfko💓🧿
🙏2714🤔6🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
17🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوبتیم باشه نوبت دی ماهیاست.....تولدتون مبارک فرزندای ارشد زمستان......✨️🎈🎈🎉🎉🧨🧨🎀🎀🎁🎁🎊🎊🎉🎉🎈

 

✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓@Kapfko💓🧿
19👍5👏5🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سلام 🌻

صبحتون بخیـ‌ـ‌ـ‌ـ‌ـ‌ــ‌ـ‌ـر و شادی 🌻

الهـ‌ـ‌ـ‌ـی به امیـ‌ـ‌ـ‌ـ‌ـ‌ــ‌ـ‌ـد 🌷🪷🌞

✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓@Kapfko💓🧿
20🙏4🕊4👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در اولين ساعات
فصل زمستان ❄️
براتون
💖قلبی عاری از
❄️بغض و کدورت
❄️چشمی بینا
❄️دستی توانگر
💖و دلی آسمونی آرزومندم🙏

✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓
@Kapfko💓🧿
22🙏7🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹
❄️سوز و سرمای گلستانت بخیر
عطر باران، بوی بستانت بخیر

❄️تیشه زن بر ریشه های این خزان
ناله های بت پرستانت بخیر

❄️زیر پا افتاده این پائیز پیر
فرش زیبای مهستانت بخیر

❄️جان به سر شد ماه آذر، دی رسید
اولین روز زمستانت بخیر

❄️امیدوارم شروع فصل زمستانی،
آغازی برای برآورده شدن آرزوهاتون باشه


✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓
@Kapfko💓🧿
34🙏9👏4🕊2
❄️۱ دی؛
🪷روز میلاد خورشید
❄️یا جشن خرم
💫روز نخستین
❄️(جشن دی گان) مبارک

🌞روزی که خورشید
🌙دوباره بعد از بلندترین شب سال
🌕طلوع می‌کند
💥و باز به دنیا زندگی می‌بخشد

✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓
@Kapfko💓🧿
35👍8👏2🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☃️درود بر شما صبح بخیر☀️
☀️به
#زمستان خوش آمدید🙏🏼

❄️یادتان باشد، اینجا کسی به اندازه💧
💧دانه‌های رقصان بـرف و بـاران
❄️برایتان آرزوهای خوب دارد💧
💧 تقدیم به دوستان گلم
اولـــــیـــــن روز 💧
💧زمـــســـتان رسید
خـــــوب یــــا بـــــد 💧
💧پایــیــــــــز تـــمام شــد
الهی زمستان براتون 💧
💧 پراز برکت و شادی
پــر از آرامــش 💧
💧خوشبختی
موفقیت💧
💧ایمــان
آرزوهاتـون💧
💧 برآورده به خیر
صحت و سلامتی 💧
💧روزی شما وعزیزانتون
رحمت خداوند 💧
💧بدرقه ی راهو
زندگیتون💧
💧باشه

✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓
@Kapfko💓🧿
22🙏16🕊4😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍭یـه روز خـوب رو بـاید

🍭از همـون صبحش سـاخت...

🍭صبحتون شـاد و دل انگیز

✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓
@Kapfko💓🧿
23🙏5🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خودت درست كن و حالش رو ببر 😍😋😋😋😋


✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓@Kapfko💓🧿
20👏12🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حرفه و مهارت و جراعت 😍👏🏼👏🏼👏🏼👏🏼👏🏼

✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓@Kapfko💓🧿
👏195🕊5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اونی که بخوادت نگاه به
مکان و زمان و شرایط نمیکنه...


✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓@Kapfko💓🧿
😢19👌188💯4🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی دکتر ازم می پرسه کدوم قسمت بدنت درد میکنه😂

✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓@Kapfko💓🧿
😁2914🕊3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شهر ایمیاکون در شرق سیبری روسیه قرار دارد و به عنوان سردترین شهر مسکونی جهان شناخته می‌شود دمای ثبت‌شده در این شهر به منفی ۷۱٫۲ درجه سانتی‌گراد رسیده که یکی از پایین‌ترین دماهای ثبت‌شده روی زمین است در زمستان خورشید فقط چند ساعت در آسمان دیده
می‌شود و یخ‌زدگی دائمی زمین باعث شده خاک این منطقه هرگز به طور کامل ذوب نشود ماشین‌ها باید شبانه‌روز روشن بمانند چون اگر خاموش شوند موتور یخ می‌زند و دیگر روشن نخواهد شد مدارس تا دمای منفی ۵۲ درجه تعطیل نمی‌شوند و زندگی روزمره در چنین شرایطی کاملاً عادی تلقی می‌شود غذاهای محلی بیشتر شامل گوشت یخ‌زده ماهی و گوزن است چون امکان کشاورزی وجود ندارد ایمیاکون نشان می‌دهد انسان تا چه حد می‌تواند با سخت‌ترین شرایط طبیعت سازگار شود



✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓@Kapfko💓🧿
24😱139👌4👏3🕊3