🔴 آزموده را آزمودن خطاست!
✍️ فریبا نظری
در شرایطی بسر میبریم که آزمودن چندباره انبوه گروههای مختلف اجتماعی دارای بحران بقا و زیست روزمره در کشور با محرکهای زیر بهویژه پس از تجربه اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، زنزندگیآزادی ۱۴۰۱ و دی ۱۴۰۴، خطایی بزرگ و غیرقابل جبران است:
۱- گرانی بنزین
۲- افزایش تورم، فقر، و فلاکت اقتصادی
۳- تاکید بر اجرای شبه قانون عفاف و حجاب
۴- توهین و بیاحترامی به کشتهشدگان اعتراضات پیشین هم چون مهسا امینی
۵- اعدام های پیاپی
۶- افزایش انسداد عمومی با عنوان قانون جلوگیری از نفوذ و جاسوسی بیگانه
۷- برنامههای تلویزیونی سخیف، توهینآمیز و غیرکارشناسی رسانه ملی
۸- تداوم قطببندی با اردوکشی خیابانی سازمانیافته
۹- تداوم احکام اخراج، زندان و تعلیق دانشجویان، معلمان و کارگران
۱۰- پافشاری بر سیاست خارجی بحران آفرین و جنگ با تداوم جنگ فرسایشی و تعلیق در ارکان نظام اجتماعی
سالها پیش هنگام خدمت در بنیاد ملی نخبگان، در یکی از جلسات مدیران ستادی و استانی بنیاد، یکی از مدیران دعوت شده از حوزه امنیت و اطلاعات در سخنرانی خود روایت یکی از پروژههای نفوذ یک استاد ایرانی رده بالا را تشریح کرد. در پایان سخن از او پرسیده شد علت این که استادی با درجه بالای منزلت علمی، اقتصادی و اجتماعی به کشور خود خیانت میکند را بهعنوان یک مدیر حوزه امنیتی، در چه چیز میداند؟
او پاسخ داد: در ضعف هویت ملی!
جالب است که بدانیم هویت ملی در خلأ ایجاد نمیشود ( و حتما آن مدیر امنیتی هم میداند ) و وابسته به متغیرهای دیگری مانند سرمایههای چندگانه است که در طول زمان در یک جامعه انباشت یا تخریب میشوند. وقتی از سرمایه حرف میزنم، مرادم صرفاً سرمایه اقتصادی و منابع مالی نیست، بلکه شبکهای از داراییهای ملموس و ناملموس است که به فرد احساس تعلق و امنیت میدهد. بیایید مواردی را با هم مرور کنیم:
۱- سرمایه اجتماعی نسبت مستقیم با اعتماد عمومی به حاکمیت و نهادها، و اعتماد متقابل شهروندان به یکدیگر دارد. وقتی احکام تعلیق و اخراج اساتید و دانشجویان صادر میشود (مورد ۹) یا قطببندیهای کاذب در جامعه تشدید میگردد (مورد ۸)، این سرمایه نابود شده و فرد در سرزمین خودش احساس بیپناهی و بیگانگی میکند.
۲- سرمایه اقتصادی که مستقیم با بحران بقا و شوکهایی مانند گرانی بنزین (مورد ۱) گره خورده است. فقر فزاینده و شدید و دغدغه تامین نیازهای اولیه( مورد ۲)، مجالی برای اندیشیدن به مفاهیم کلانی چون ملیت و همبستگی باقی نمیگذارد.
۳- سرمایه نمادین و فرهنگی عبارتست از منزلت، احترام و کرامتی که یک فرد در جامعه خود حس میکند. وقتی رسانه ملی به برنامههای سخیف روی میآورد (مورد ۷)، یا به جای مرهم گذاشتن بر زخمهای جامعه، به سوگهای اجتماعی بیاحترامی و توهین میشود (مورد ۴)، احساس افتخار فرهنگی و کرامت انسانی افراد به شدت آسیب میبیند.
در برابر این ماشین تخریب اما، استراتژی بقای جامعه مدنی تنها در بازآفرینی سرمایهها از پایین نهفته است. در نبود چتر حمایتی نهادها، ترمیم سرمایه اجتماعی نیازمند توسعه شبکههای همیاری خرد، محلهمحور و صنفی برای حمایت از آسیبدیدگان است تا ضربهگیر شوکهای اقتصادی و روانی باشند. همزمان، جامعه باید با پاسداشت آگاهانه گروههای مرجع و بازگرداندن منزلت سلبشده به کنشگران مستقل، مرجعیت اخلاقی و سرمایه نمادین خود را حفظ کند. تمرین مدارای درونگروهی و مستندسازی حافظه تاریخی نیز کمک میکند تا خشمهای انباشته، به جای خودویرانگری، به آگاهی و همبستگی مدنی بدل شوند.
تا زمانی که سیستم با پافشاری بر سیاستهای قهرآمیز و تکرار خطاهای دهگانه فوق، به طور مستمر در حال تخریب سرمایههای اجتماعی، اقتصادی و نمادین شهروندان است، در واقع تیشه به ریشه هویت ملی میزند. در چنین زمینی که از سرمایه تهی شده، تابآوری عمومی در برابر محرکهای جدید به صفر میرسد و به سوی تابآوری سیاه میرود. در این شرایط، پدیدههایی چون مهاجرتهای انبوه، بیتفاوتی مدنی، خشمهای انفجاری و حتی در مواردی تقابل با منافع ملی، دیگر صرفاً یک پدیده و ناهنجاری فردی نیستند، بلکه پیامد و برونداد یک فروپاشی ساختاری قلمداد میشوند. در چنین بستر شکنندهای، آزمودن دوبارهی آستانه تحمل جامعه، خطایی است که دیگر فرصتی برای جبران باقی نخواهد گذاشت.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
✍️ فریبا نظری
در شرایطی بسر میبریم که آزمودن چندباره انبوه گروههای مختلف اجتماعی دارای بحران بقا و زیست روزمره در کشور با محرکهای زیر بهویژه پس از تجربه اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، زنزندگیآزادی ۱۴۰۱ و دی ۱۴۰۴، خطایی بزرگ و غیرقابل جبران است:
۱- گرانی بنزین
۲- افزایش تورم، فقر، و فلاکت اقتصادی
۳- تاکید بر اجرای شبه قانون عفاف و حجاب
۴- توهین و بیاحترامی به کشتهشدگان اعتراضات پیشین هم چون مهسا امینی
۵- اعدام های پیاپی
۶- افزایش انسداد عمومی با عنوان قانون جلوگیری از نفوذ و جاسوسی بیگانه
۷- برنامههای تلویزیونی سخیف، توهینآمیز و غیرکارشناسی رسانه ملی
۸- تداوم قطببندی با اردوکشی خیابانی سازمانیافته
۹- تداوم احکام اخراج، زندان و تعلیق دانشجویان، معلمان و کارگران
۱۰- پافشاری بر سیاست خارجی بحران آفرین و جنگ با تداوم جنگ فرسایشی و تعلیق در ارکان نظام اجتماعی
سالها پیش هنگام خدمت در بنیاد ملی نخبگان، در یکی از جلسات مدیران ستادی و استانی بنیاد، یکی از مدیران دعوت شده از حوزه امنیت و اطلاعات در سخنرانی خود روایت یکی از پروژههای نفوذ یک استاد ایرانی رده بالا را تشریح کرد. در پایان سخن از او پرسیده شد علت این که استادی با درجه بالای منزلت علمی، اقتصادی و اجتماعی به کشور خود خیانت میکند را بهعنوان یک مدیر حوزه امنیتی، در چه چیز میداند؟
او پاسخ داد: در ضعف هویت ملی!
جالب است که بدانیم هویت ملی در خلأ ایجاد نمیشود ( و حتما آن مدیر امنیتی هم میداند ) و وابسته به متغیرهای دیگری مانند سرمایههای چندگانه است که در طول زمان در یک جامعه انباشت یا تخریب میشوند. وقتی از سرمایه حرف میزنم، مرادم صرفاً سرمایه اقتصادی و منابع مالی نیست، بلکه شبکهای از داراییهای ملموس و ناملموس است که به فرد احساس تعلق و امنیت میدهد. بیایید مواردی را با هم مرور کنیم:
۱- سرمایه اجتماعی نسبت مستقیم با اعتماد عمومی به حاکمیت و نهادها، و اعتماد متقابل شهروندان به یکدیگر دارد. وقتی احکام تعلیق و اخراج اساتید و دانشجویان صادر میشود (مورد ۹) یا قطببندیهای کاذب در جامعه تشدید میگردد (مورد ۸)، این سرمایه نابود شده و فرد در سرزمین خودش احساس بیپناهی و بیگانگی میکند.
۲- سرمایه اقتصادی که مستقیم با بحران بقا و شوکهایی مانند گرانی بنزین (مورد ۱) گره خورده است. فقر فزاینده و شدید و دغدغه تامین نیازهای اولیه( مورد ۲)، مجالی برای اندیشیدن به مفاهیم کلانی چون ملیت و همبستگی باقی نمیگذارد.
۳- سرمایه نمادین و فرهنگی عبارتست از منزلت، احترام و کرامتی که یک فرد در جامعه خود حس میکند. وقتی رسانه ملی به برنامههای سخیف روی میآورد (مورد ۷)، یا به جای مرهم گذاشتن بر زخمهای جامعه، به سوگهای اجتماعی بیاحترامی و توهین میشود (مورد ۴)، احساس افتخار فرهنگی و کرامت انسانی افراد به شدت آسیب میبیند.
در برابر این ماشین تخریب اما، استراتژی بقای جامعه مدنی تنها در بازآفرینی سرمایهها از پایین نهفته است. در نبود چتر حمایتی نهادها، ترمیم سرمایه اجتماعی نیازمند توسعه شبکههای همیاری خرد، محلهمحور و صنفی برای حمایت از آسیبدیدگان است تا ضربهگیر شوکهای اقتصادی و روانی باشند. همزمان، جامعه باید با پاسداشت آگاهانه گروههای مرجع و بازگرداندن منزلت سلبشده به کنشگران مستقل، مرجعیت اخلاقی و سرمایه نمادین خود را حفظ کند. تمرین مدارای درونگروهی و مستندسازی حافظه تاریخی نیز کمک میکند تا خشمهای انباشته، به جای خودویرانگری، به آگاهی و همبستگی مدنی بدل شوند.
تا زمانی که سیستم با پافشاری بر سیاستهای قهرآمیز و تکرار خطاهای دهگانه فوق، به طور مستمر در حال تخریب سرمایههای اجتماعی، اقتصادی و نمادین شهروندان است، در واقع تیشه به ریشه هویت ملی میزند. در چنین زمینی که از سرمایه تهی شده، تابآوری عمومی در برابر محرکهای جدید به صفر میرسد و به سوی تابآوری سیاه میرود. در این شرایط، پدیدههایی چون مهاجرتهای انبوه، بیتفاوتی مدنی، خشمهای انفجاری و حتی در مواردی تقابل با منافع ملی، دیگر صرفاً یک پدیده و ناهنجاری فردی نیستند، بلکه پیامد و برونداد یک فروپاشی ساختاری قلمداد میشوند. در چنین بستر شکنندهای، آزمودن دوبارهی آستانه تحمل جامعه، خطایی است که دیگر فرصتی برای جبران باقی نخواهد گذاشت.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
Telegram
جامعهشناسی گروههای اجتماعی
👈تحلیل، نقد، معرفی کتاب
در حوزه جامعه شناسی گروههای اجتماعی، جنگ، ادبیات، غذا
✅فریبا نظری
دانش آموخته دکترای جامعهشناسی
و مطالبی از دنیای:
👈 موسیقی
👈سینما
📝 @f_nazari :ارتباط با من👈
در حوزه جامعه شناسی گروههای اجتماعی، جنگ، ادبیات، غذا
✅فریبا نظری
دانش آموخته دکترای جامعهشناسی
و مطالبی از دنیای:
👈 موسیقی
👈سینما
📝 @f_nazari :ارتباط با من👈
🔴 احزاب اصلی اروپا در برابر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چه موضعی گرفتهاند؟
✍️ سپهر مدیر
این گزارش بر پایه بیانیه های رسمی احزاب، مواضع فراکسیونها و مذاکرات پارلمانی منتشر شده تا ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶ تنظیم شده است. در مواردی که حزب بیانیه مستقل و صریحی منتشر نکرده، این موضوع در متن مشخص شده و موضع نمایندگان یا خط رسمی دولت مبنای ارزیابی قرار گرفته است.
نکته مشترک تقریباً همه این احزاب آن است که انتقاد از جنگ الزاماً به معنای حمایت از جمهوری اسلامی نیست. بیشتر جریانهای مخالف حمله، همزمان سرکوب معترضان، نقض حقوق زنان، برنامه هستهای و سیاست منطقهای جمهوری اسلامی را نیز محکوم کردهاند. اختلاف اصلی بر سر پرسشی دیگر است: آیا بمباران و تغییر حکومت از خارج میتواند به آزادی، امنیت یا ثبات منجر شود؟
در میان کشورهای بررسیشده، اسپانیا روشنترین و شدیدترین قطببندی حزبی را دارد. موضع دولت و حزب سوسیالیست کارگران اسپانیا، PSOE، نهفقط عدم مشارکت، بلکه محکومیت آشکار جنگ بوده است.
محافظهکاران در آغاز جنگ خواهان همراهی فعالتر با آمریکا بودند و بر لزوم قدرت نظامی، افزایش بودجه دفاعی و حفاظت از مسیرهای تجاری تأکید داشتند. اما با طولانیشدن جنگ، کمی بادنوک، رهبر حزب، از نبود راهبرد روشن و تغییر قواعد بازی از سوی آمریکا سخن گفت. موضع محافظهکاران از حمایت اولیه به نوعی حمایت مشروط تغییر کرده است: مقابله با جمهوری اسلامی و حمایت از متحدان، اما نه اطاعت بیچونوچرا از تصمیمهای ترامپ.
در یک جمعبندی کلی، اسپانیا روشنترین دولت مخالف جنگ را دارد؛ چپ فرانسه گستردهترین اجماع حقوقی علیه حمله را شکل داده است؛ آلمان محتاطترین شکاف را میان عدم مشارکت و تعهدات امنیتی غرب نشان میدهد؛ بریتانیا صحنه مناقشه بر سر پایگاهها و حدود همراهی با آمریکاست؛ و جمهوری ایرلند بیش از دیگران مسئله جنگ را با بیطرفی نظامی و استفاده از فرودگاه شانون پیوند زده است.
جنگ ایران، به این ترتیب، به آزمونی برای سیاست خارجی اروپا تبدیل شده است: آزمونی میان اتحاد با آمریکا و استقلال سیاسی، میان محکومیت جمهوری اسلامی و مخالفت با تغییر حکومت از طریق بمباران، و میان منطق قدرت نظامی و نظمی که اروپا سالها مدعی دفاع از آن بوده است.
متن کامل
منبع: کانال تلگرام نهضت آزادی
@Kaleme
✍️ سپهر مدیر
این گزارش بر پایه بیانیه های رسمی احزاب، مواضع فراکسیونها و مذاکرات پارلمانی منتشر شده تا ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶ تنظیم شده است. در مواردی که حزب بیانیه مستقل و صریحی منتشر نکرده، این موضوع در متن مشخص شده و موضع نمایندگان یا خط رسمی دولت مبنای ارزیابی قرار گرفته است.
نکته مشترک تقریباً همه این احزاب آن است که انتقاد از جنگ الزاماً به معنای حمایت از جمهوری اسلامی نیست. بیشتر جریانهای مخالف حمله، همزمان سرکوب معترضان، نقض حقوق زنان، برنامه هستهای و سیاست منطقهای جمهوری اسلامی را نیز محکوم کردهاند. اختلاف اصلی بر سر پرسشی دیگر است: آیا بمباران و تغییر حکومت از خارج میتواند به آزادی، امنیت یا ثبات منجر شود؟
در میان کشورهای بررسیشده، اسپانیا روشنترین و شدیدترین قطببندی حزبی را دارد. موضع دولت و حزب سوسیالیست کارگران اسپانیا، PSOE، نهفقط عدم مشارکت، بلکه محکومیت آشکار جنگ بوده است.
محافظهکاران در آغاز جنگ خواهان همراهی فعالتر با آمریکا بودند و بر لزوم قدرت نظامی، افزایش بودجه دفاعی و حفاظت از مسیرهای تجاری تأکید داشتند. اما با طولانیشدن جنگ، کمی بادنوک، رهبر حزب، از نبود راهبرد روشن و تغییر قواعد بازی از سوی آمریکا سخن گفت. موضع محافظهکاران از حمایت اولیه به نوعی حمایت مشروط تغییر کرده است: مقابله با جمهوری اسلامی و حمایت از متحدان، اما نه اطاعت بیچونوچرا از تصمیمهای ترامپ.
در یک جمعبندی کلی، اسپانیا روشنترین دولت مخالف جنگ را دارد؛ چپ فرانسه گستردهترین اجماع حقوقی علیه حمله را شکل داده است؛ آلمان محتاطترین شکاف را میان عدم مشارکت و تعهدات امنیتی غرب نشان میدهد؛ بریتانیا صحنه مناقشه بر سر پایگاهها و حدود همراهی با آمریکاست؛ و جمهوری ایرلند بیش از دیگران مسئله جنگ را با بیطرفی نظامی و استفاده از فرودگاه شانون پیوند زده است.
جنگ ایران، به این ترتیب، به آزمونی برای سیاست خارجی اروپا تبدیل شده است: آزمونی میان اتحاد با آمریکا و استقلال سیاسی، میان محکومیت جمهوری اسلامی و مخالفت با تغییر حکومت از طریق بمباران، و میان منطق قدرت نظامی و نظمی که اروپا سالها مدعی دفاع از آن بوده است.
متن کامل
منبع: کانال تلگرام نهضت آزادی
@Kaleme
Telegraph
احزاب اصلی اروپا در برابر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چه موضعی گرفتهاند؟
این گزارش بر پایه بیانیههای رسمی احزاب، مواضع فراکسیونها و مذاکرات پارلمانی منتشرشده تا ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶ تنظیم شده است. در مواردی که حزب بیانیه مستقل و صریحی منتشر نکرده، این موضوع در متن مشخص شده و موضع نمایندگان یا خط رسمی دولت مبنای ارزیابیقرار گرفته است.…
🔴 طرح «مقابله با نفوذ بیگانگان» چه پیامی دارد؟
لینک ویدیو در یوتیوب
منبع: کانال تلگرام علی افشاری
@Kaleme
لینک ویدیو در یوتیوب
منبع: کانال تلگرام علی افشاری
@Kaleme
YouTube
تصویب کلیات طرح «مقابله با نفوذ بیگانگان» و اصلاحناپذیری جمهوریاسلامی
پیامدهای تصویب طرح «مقابله با نفوذ بیگانگان» چیست؟ آیا رهبری مجتبی ...
🔴 آذربایجان در سازوکار C6 چه نقشی ایفا میکند؟
قرقیزستان در پایان ماه گذشته میلادی، در قالب سازوکار مشورتی آسیای مرکزی میزبان رهبران پنج جمهوری آسیای مرکزی و الهام علیف، رئیسجمهور آذربایجان بود و در پایان این نشست بیانیهای نیز با عنوان بیانیه «چولپون-آتا» توسط رهبران شش کشور به امضاء رسید. سازوکار مشورتی آسیای مرکزی موسوم به C5 در نوامبر سال گذشته با پذیرش رسمی آذربایجان در واقع به C6 مبدل شد. در نگاه اول، همکاری و تعامل جمهوریهای پنجگانه آسیای مرکزی با آذربایجان در قالب سازوکارهای چندجانبه اتفاق خارقالعادهای محسوب نمیشود و سابقه بسیاری دارد. با این وجود، پذیرش آذربایجان به عنوان عضو -و نه صرفا شریک- توسط کشورهای آسیای مرکزی در این سازوکار مشورتی منحصر را باید امتیازی دیپلماتیک دانست که در ازای نقشی ویژه در ابتکارات کریدوری و توسعهای به آذربایجان اعطا شده است.
نقش آذربایجان در کریدور میانی
موقعیت جغرافیایی ویژه آذربایجان در ابتکارات کریدوری و حملونقل منطقهای مهمترین عامل افزایش نقش این کشور در معادلات اقتصادی و توسعهای آسیای مرکزی است. کریدور میانی (ترانسکاسپین) بهعنوان مسیری برای اتصال چین، آسیای مرکزی، قفقاز، آناتولی و اروپا (بدون نیاز به ایران یا روسیه) علیرغم محدودیتهای ناشی از تغییر مدل حمل، رشد ترافیک پنج برابری را ظرف کمتر از هفت سال تجربه کرده است و بالاخص پس از جنگ اوکراین، در زمره اولویتهای راهبردی بسیاری از بازیگران، از جمله آمریکا، گنجانده شده است. نامگذاری صندوق دولتی آمریکا برای توسعه کریدور زنگهزور یا تریپ (در ادامه کریدور میانی) با عنوان «صندوق سرمایهگذاری ترانسکاسپین» میتواند نمادی از اهمیت فزاینده کریدور میانی برای آمریکا تلقی شود.
در این کریدور، قلمروی آذربایجان موقعیتی بیبدیل دارد و تنها مدخل قابل استفاده در غرب دریای خزر به حساب میرود. نقش آذربایجان در این کریدور منحصر به مزیت جغرافیایی نیست و این کشور، در میان بازیگران کریدور میانی، بزرگترین ناوگان تجاری و تخصصی را بر پهنه خزر در اختیار دارد و قصد دارد بندر باکو را در فازهای بعدی توسعه به بزرگترین بندر دریای خزر تبدیل کند. برای صادرکنندگان انرژی در شرق دریای خزر، شبکه وسیع خطوط لوله موجود و در دست احداث آذربایجان مسیری مناسب برای تنوعبخشی به مقاصد صادراتی و دسترسی به بازارهای جدید (بالاخص بازارهای اروپایی) به حساب میآید که طرحهای بلندپروازانهای نیز برای احداث خط لوله بر بستر دریای خزر وجود دارد.
شرکتهای آذری و توسعه در آسیای مرکزی
در سالهای اخیر توانمندی شرکتها و هلدینگهای وابسته به دولت آذربایجان برای پیشبرد پروژههای بینالمللی افزایش چشمگیری داشته و آذربایجان به اتکای منابع انباشته درآمدی و دسترسی مناسب فناورانه، به یک شریک توسعهای مناسب برای جمهوریهای آسیای مرکزی مبدل شده است.
فعالیت بینالمللی شرکت ملی نفت آذربایجان، به اختصار «سوکار»، در گذشته بیشتر بر حوزه میاندستی و پاییندستی نفت و گاز تمرکز داشت و اغلب داراییهای خارجی این شرکت در محیط قفقاز، آناتولی یا اروپا متمرکز بود. در سالهای اخیر اما «سوکار» به حوزه بالادست نفت و گاز در آسیای مرکزی علاقهمندی ویژه نشان داده است و برای اکتشاف میدان فراساحلی «دوستی» با ترکمنستان و اکتشاف در فلات «اوستیورت» ازبکستان به توافق رسیده است.
در صنایع پاییندست نفت و گاز نیز، تاجیکستان در نشست اخیر C6 پیشنهاد تاسیس پالایشگاههای مشترک را ارائه کرده که در صورت عملیاتی شدن، نقشآفرینی «سوکار» در آن حتمی خواهد بود. نمونههای دیگر نقشآفرینی توسعهای آذربایجان را میتوان در ورود شرکت معدنی «آذرگلد» به حوزه معادن و منابع کمیاب ازبکستان و محوریت «آذرانرژی» در تشکیل «اتحاد کریدور سبز» برای توسعه انرژیهای پاک با قزاقستان و ازبکستان مشاهده نمود.
ادغام شرق و غرب دریای خزر (آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی) در گذر زمان در قالبهای مختلف همکاری چندجانبه دنبال شده است که ایجاد سازمان دولتهای ترک با محوریت ترکیه متاخرترین نمونه آن محسوب میشد. سازمان دولتهای ترک بستر مناسبی برای ادغام دو سمت دریای خزر به حساب نمیرفت. ترکمنستان در راستای سیاست بیطرفی خود به عضویت ناظر در این سازوکار بسنده کرد و تاجیکستان به موجب هویت غیرترک از مشارکت در آن سرباز زد. علاوه بر این، سایه امیال و اهداف منطقهای ترکیه بر این سازمان آشکارا سنگینی میکرد. حضور آذربایجان در این سازوکار غیرهویتی و جغرافیامحور با توجه به نقش ویژه این کشور در کریدور میانی و افزایش سهم شرکتهای آذری در ابتکارات توسعهای آسیای مرکزی میتواند بازدهی به مراتب بیشتری در این ادغام (و حتی پیشبرد غیرمستقیم اهداف منطقهای ترکیه) داشته باشد.
منبع: اندیشکده تهران
@Kaleme
قرقیزستان در پایان ماه گذشته میلادی، در قالب سازوکار مشورتی آسیای مرکزی میزبان رهبران پنج جمهوری آسیای مرکزی و الهام علیف، رئیسجمهور آذربایجان بود و در پایان این نشست بیانیهای نیز با عنوان بیانیه «چولپون-آتا» توسط رهبران شش کشور به امضاء رسید. سازوکار مشورتی آسیای مرکزی موسوم به C5 در نوامبر سال گذشته با پذیرش رسمی آذربایجان در واقع به C6 مبدل شد. در نگاه اول، همکاری و تعامل جمهوریهای پنجگانه آسیای مرکزی با آذربایجان در قالب سازوکارهای چندجانبه اتفاق خارقالعادهای محسوب نمیشود و سابقه بسیاری دارد. با این وجود، پذیرش آذربایجان به عنوان عضو -و نه صرفا شریک- توسط کشورهای آسیای مرکزی در این سازوکار مشورتی منحصر را باید امتیازی دیپلماتیک دانست که در ازای نقشی ویژه در ابتکارات کریدوری و توسعهای به آذربایجان اعطا شده است.
نقش آذربایجان در کریدور میانی
موقعیت جغرافیایی ویژه آذربایجان در ابتکارات کریدوری و حملونقل منطقهای مهمترین عامل افزایش نقش این کشور در معادلات اقتصادی و توسعهای آسیای مرکزی است. کریدور میانی (ترانسکاسپین) بهعنوان مسیری برای اتصال چین، آسیای مرکزی، قفقاز، آناتولی و اروپا (بدون نیاز به ایران یا روسیه) علیرغم محدودیتهای ناشی از تغییر مدل حمل، رشد ترافیک پنج برابری را ظرف کمتر از هفت سال تجربه کرده است و بالاخص پس از جنگ اوکراین، در زمره اولویتهای راهبردی بسیاری از بازیگران، از جمله آمریکا، گنجانده شده است. نامگذاری صندوق دولتی آمریکا برای توسعه کریدور زنگهزور یا تریپ (در ادامه کریدور میانی) با عنوان «صندوق سرمایهگذاری ترانسکاسپین» میتواند نمادی از اهمیت فزاینده کریدور میانی برای آمریکا تلقی شود.
در این کریدور، قلمروی آذربایجان موقعیتی بیبدیل دارد و تنها مدخل قابل استفاده در غرب دریای خزر به حساب میرود. نقش آذربایجان در این کریدور منحصر به مزیت جغرافیایی نیست و این کشور، در میان بازیگران کریدور میانی، بزرگترین ناوگان تجاری و تخصصی را بر پهنه خزر در اختیار دارد و قصد دارد بندر باکو را در فازهای بعدی توسعه به بزرگترین بندر دریای خزر تبدیل کند. برای صادرکنندگان انرژی در شرق دریای خزر، شبکه وسیع خطوط لوله موجود و در دست احداث آذربایجان مسیری مناسب برای تنوعبخشی به مقاصد صادراتی و دسترسی به بازارهای جدید (بالاخص بازارهای اروپایی) به حساب میآید که طرحهای بلندپروازانهای نیز برای احداث خط لوله بر بستر دریای خزر وجود دارد.
شرکتهای آذری و توسعه در آسیای مرکزی
در سالهای اخیر توانمندی شرکتها و هلدینگهای وابسته به دولت آذربایجان برای پیشبرد پروژههای بینالمللی افزایش چشمگیری داشته و آذربایجان به اتکای منابع انباشته درآمدی و دسترسی مناسب فناورانه، به یک شریک توسعهای مناسب برای جمهوریهای آسیای مرکزی مبدل شده است.
فعالیت بینالمللی شرکت ملی نفت آذربایجان، به اختصار «سوکار»، در گذشته بیشتر بر حوزه میاندستی و پاییندستی نفت و گاز تمرکز داشت و اغلب داراییهای خارجی این شرکت در محیط قفقاز، آناتولی یا اروپا متمرکز بود. در سالهای اخیر اما «سوکار» به حوزه بالادست نفت و گاز در آسیای مرکزی علاقهمندی ویژه نشان داده است و برای اکتشاف میدان فراساحلی «دوستی» با ترکمنستان و اکتشاف در فلات «اوستیورت» ازبکستان به توافق رسیده است.
در صنایع پاییندست نفت و گاز نیز، تاجیکستان در نشست اخیر C6 پیشنهاد تاسیس پالایشگاههای مشترک را ارائه کرده که در صورت عملیاتی شدن، نقشآفرینی «سوکار» در آن حتمی خواهد بود. نمونههای دیگر نقشآفرینی توسعهای آذربایجان را میتوان در ورود شرکت معدنی «آذرگلد» به حوزه معادن و منابع کمیاب ازبکستان و محوریت «آذرانرژی» در تشکیل «اتحاد کریدور سبز» برای توسعه انرژیهای پاک با قزاقستان و ازبکستان مشاهده نمود.
ادغام شرق و غرب دریای خزر (آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی) در گذر زمان در قالبهای مختلف همکاری چندجانبه دنبال شده است که ایجاد سازمان دولتهای ترک با محوریت ترکیه متاخرترین نمونه آن محسوب میشد. سازمان دولتهای ترک بستر مناسبی برای ادغام دو سمت دریای خزر به حساب نمیرفت. ترکمنستان در راستای سیاست بیطرفی خود به عضویت ناظر در این سازوکار بسنده کرد و تاجیکستان به موجب هویت غیرترک از مشارکت در آن سرباز زد. علاوه بر این، سایه امیال و اهداف منطقهای ترکیه بر این سازمان آشکارا سنگینی میکرد. حضور آذربایجان در این سازوکار غیرهویتی و جغرافیامحور با توجه به نقش ویژه این کشور در کریدور میانی و افزایش سهم شرکتهای آذری در ابتکارات توسعهای آسیای مرکزی میتواند بازدهی به مراتب بیشتری در این ادغام (و حتی پیشبرد غیرمستقیم اهداف منطقهای ترکیه) داشته باشد.
منبع: اندیشکده تهران
@Kaleme
Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
🔵 آذربایجان در سازوکار C6 چه نقشی ایفا میکند؟
#اکوتهران
🔸قرقیزستان در پایان ماه گذشته میلادی، در قالب سازوکار مشورتی آسیای مرکزی میزبان رهبران پنج جمهوری آسیای مرکزی و الهام علیف، رئیسجمهور آذربایجان بود و در پایان این نشست بیانیهای نیز با عنوان بیانیه…
#اکوتهران
🔸قرقیزستان در پایان ماه گذشته میلادی، در قالب سازوکار مشورتی آسیای مرکزی میزبان رهبران پنج جمهوری آسیای مرکزی و الهام علیف، رئیسجمهور آذربایجان بود و در پایان این نشست بیانیهای نیز با عنوان بیانیه…
🔴 سخنگوی سپاه: ادعای ترامپ در مورد گفتگوی پشت پرده با سپاه، توهمات ناشی از شکست است.
سخنگوی سپاه در گفتگو با تسنیم و درباره ادعای امروز ترامپ مبنی بر اینکه آمریکا در پشت پرده با مقامات سپاه پاسداران درباره موضوعات جنگ در حال گفتگو است، تاکید کرد: هیچ گفتگویی میان مقامات سپاه با آمریکاییها در جریان نیست و این دروغ ترامپ، صرفاً فانتزیهایی است که به خاطر توهمات و کابوسهای ناشی از شکست و استیصال درجنگ به او دچار شده است.
وی افزود: سپاه، بازو و زبانِ قدرت ملت ایران و جمهوری اسلامی است و حرف خود را در میدان میزند؛ مباحث دیپلماتیک در حوزهی کاری بخشهای دیگری از جمهوری اسلامی است و البته طبق اطلاعی که داریم در حال حاضر هیچ گفتگویی با آمریکاییها صورت نمیگیرد.
@Kaleme
سخنگوی سپاه در گفتگو با تسنیم و درباره ادعای امروز ترامپ مبنی بر اینکه آمریکا در پشت پرده با مقامات سپاه پاسداران درباره موضوعات جنگ در حال گفتگو است، تاکید کرد: هیچ گفتگویی میان مقامات سپاه با آمریکاییها در جریان نیست و این دروغ ترامپ، صرفاً فانتزیهایی است که به خاطر توهمات و کابوسهای ناشی از شکست و استیصال درجنگ به او دچار شده است.
وی افزود: سپاه، بازو و زبانِ قدرت ملت ایران و جمهوری اسلامی است و حرف خود را در میدان میزند؛ مباحث دیپلماتیک در حوزهی کاری بخشهای دیگری از جمهوری اسلامی است و البته طبق اطلاعی که داریم در حال حاضر هیچ گفتگویی با آمریکاییها صورت نمیگیرد.
@Kaleme
🔴 محمدرضا حکیمی دربارهٔ ایران امروز چه میگوید؟
موسسهٔ الحیاة با همکاری موسسهٔ دین و اقتصاد جلسهای با عنوان «محمدرضا حکیمی درباره ایران امروز چه میگوید؟» برگزار میکند.
سخنرانان:
حجهالاسلام محمد سروشمحلاتی
دکتر محمد اسفندیاری
حجهالاسلام محمدرضا زائری
دکتر فرشاد مومنی
زمان:
پنجشنبه ۲۹مردادماه۱۴۰۵، از ساعت ۱۵ تا ۱۸
مکان:
خیابان برادران شهید مظفر شمالی، نبش کوچهٔ ذاکری، موسسهٔ دینواقتصاد
@Kaleme
موسسهٔ الحیاة با همکاری موسسهٔ دین و اقتصاد جلسهای با عنوان «محمدرضا حکیمی درباره ایران امروز چه میگوید؟» برگزار میکند.
سخنرانان:
حجهالاسلام محمد سروشمحلاتی
دکتر محمد اسفندیاری
حجهالاسلام محمدرضا زائری
دکتر فرشاد مومنی
زمان:
پنجشنبه ۲۹مردادماه۱۴۰۵، از ساعت ۱۵ تا ۱۸
مکان:
خیابان برادران شهید مظفر شمالی، نبش کوچهٔ ذاکری، موسسهٔ دینواقتصاد
@Kaleme
🔴 نان به قیمت جان
محمدامین، صیاد ایرانی پس از ساعتها کار در دل دریا، روی قایق خود که در حاشیه تنگه هرمز پهلو گرفته تور ماهیگیری پارهاش را ترمیم میکند؛ او مدتی است به این پهنه آبی بازگشته که سالها منبع درآمدش بوده اما اکنون زیر سایه سنگین تهدید مرگ قرار دارد.
متن کامل گزارش
منبع: یورونیوز
@Kaleme
روایت صیادان ایرانی از بازگشت به آبهای هرمز بهرغم خطر آغاز دوباره درگیریها
محمدامین، صیاد ایرانی پس از ساعتها کار در دل دریا، روی قایق خود که در حاشیه تنگه هرمز پهلو گرفته تور ماهیگیری پارهاش را ترمیم میکند؛ او مدتی است به این پهنه آبی بازگشته که سالها منبع درآمدش بوده اما اکنون زیر سایه سنگین تهدید مرگ قرار دارد.
متن کامل گزارش
منبع: یورونیوز
@Kaleme
🔴 قالیباف: تنگه هرمز تا رفع تحریم نفت و آزادی اموال بلوکهشده باز نخواهد شد
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، تأکید کرد تا زمانی که تمام تعهدات آمریکا از جمله رفع محاصره، آزادسازی داراییهای بلوکهشده، رفع تحریم نفت و پایان تهدیدها و عملیات نظامی در همه جبههها اجرایی نشود، تنگه هرمز باز نخواهد شد.
وی افزود: افزایش قیمت بنزین در شرایط فعلی تصمیمی حسابشده نیست و کاهش مصرف باید با روشهایی عادلانه و با کمترین میزان نارضایتی مردم انجام شود.
قالباف همچنین بر تغییر شیوه استفاده از کالابرگ یا افزایش اعتبار آن برای بهبود قدرت خرید مردم تاکید کرد.
رییس مجلس در پایان افزود: دشمن برای ایجاد نارضایتی و آشوب و ترکیب آن با اقدامات تروریستی و نظامی برنامهریزی کرده است و در این شرایط، حفظ انسجام ملی اهمیت حیاتی دارد.
@Kaleme
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، تأکید کرد تا زمانی که تمام تعهدات آمریکا از جمله رفع محاصره، آزادسازی داراییهای بلوکهشده، رفع تحریم نفت و پایان تهدیدها و عملیات نظامی در همه جبههها اجرایی نشود، تنگه هرمز باز نخواهد شد.
وی افزود: افزایش قیمت بنزین در شرایط فعلی تصمیمی حسابشده نیست و کاهش مصرف باید با روشهایی عادلانه و با کمترین میزان نارضایتی مردم انجام شود.
قالباف همچنین بر تغییر شیوه استفاده از کالابرگ یا افزایش اعتبار آن برای بهبود قدرت خرید مردم تاکید کرد.
رییس مجلس در پایان افزود: دشمن برای ایجاد نارضایتی و آشوب و ترکیب آن با اقدامات تروریستی و نظامی برنامهریزی کرده است و در این شرایط، حفظ انسجام ملی اهمیت حیاتی دارد.
@Kaleme
🔴 اعلام جرم دادستانی تهران علیه برنامه «آزاد» و واکنش مدیر آن
دادستانی تهران به اتهام نشر اکاذیب و فعالیت بدون مجوز رسمی، علیه عوامل برنامه اینترنتی «آزاد» اعلام جرم کرد. در مقابل، مهدی احمدی (مدیر و میزبان این برنامه) با تأیید حضور خود در دادسرا، از خطر نابودی این رسانه خبر داد و از مخاطبان درخواست حمایت کرد.
خبرگزاری میزان ضمن اشاره به قرار نظارت قضایی مبنی بر منع فعالیت رسانهای تا زمان اخذ مجوز برای احمدی، نوشت: برنامه «آزاد» با وجود فعالیت در قالب تلویزیون اینترنتی، فاقد مجوز از هیئت نظارت بر مطبوعات و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.
از این رو، تعابیری مانند «توقیف» درباره این اقدام وجاهت قانونی ندارد.
از سوی دیگر مهدی احمدی اعلام کرد که پس از احضار و تفهیم اتهام «نشر اکاذیب»، با قرار کفالت آزاد شده است، اما رسانه «آزاد» تا اطلاع ثانوی اجازه انتشار هیچ گفتوگویی را ندارد.
به گفته او، با صفر شدن درآمد یوتیوب در این دوره، این تلاش چندساله در خطر نابودی کامل قرار دارد.
رسانه آزاد در سالهای اخیر به بستری پرمخاطب جهت گفتگوی جدی در حوزه مسایل روز ایران تبدیل شده بود.
@Kaleme
دادستانی تهران به اتهام نشر اکاذیب و فعالیت بدون مجوز رسمی، علیه عوامل برنامه اینترنتی «آزاد» اعلام جرم کرد. در مقابل، مهدی احمدی (مدیر و میزبان این برنامه) با تأیید حضور خود در دادسرا، از خطر نابودی این رسانه خبر داد و از مخاطبان درخواست حمایت کرد.
خبرگزاری میزان ضمن اشاره به قرار نظارت قضایی مبنی بر منع فعالیت رسانهای تا زمان اخذ مجوز برای احمدی، نوشت: برنامه «آزاد» با وجود فعالیت در قالب تلویزیون اینترنتی، فاقد مجوز از هیئت نظارت بر مطبوعات و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.
از این رو، تعابیری مانند «توقیف» درباره این اقدام وجاهت قانونی ندارد.
از سوی دیگر مهدی احمدی اعلام کرد که پس از احضار و تفهیم اتهام «نشر اکاذیب»، با قرار کفالت آزاد شده است، اما رسانه «آزاد» تا اطلاع ثانوی اجازه انتشار هیچ گفتوگویی را ندارد.
به گفته او، با صفر شدن درآمد یوتیوب در این دوره، این تلاش چندساله در خطر نابودی کامل قرار دارد.
رسانه آزاد در سالهای اخیر به بستری پرمخاطب جهت گفتگوی جدی در حوزه مسایل روز ایران تبدیل شده بود.
@Kaleme
🔴 فرسایش به جای افزایش اهرم
✍ مرضیه حاجی هاشمی
«جمهوری اسلامی» از روز آغاز جنگ ۴٠ روزه از اهرم «تنگه هرمز» برای توقف جنگ استفاده کرد و سپس در طول این مدت همچنان حتی پس از امضای تفاهم نامه و برقراری آتش بس این اهرم را افزایش داد. «ترامپ» روز سهشنبه، همزمان با پایان مهلت ۶۰ روزه تفاهم میان ایران و آمریکا، در پیامی اعلام کرد که هیچ مذاکره یا گفتوگویی با جمهوری اسلامی در جریان نیست و گفتوگویی نیز برای آینده برنامهریزی نشده است. او تأکید کرد که محاصره دریایی ایران همچنان برقرار است و مدعی شد که تنگه هرمز «باز و عملیاتی» است و همه مینهای دریایی نیز برداشته یا منفجر شدهاند. در مقابل، جمهوری اسلامی اعلام می کند، تنگه هرمز بسته است و تا زمانی که شروط خود را دریافت نکند، آن را باز نخواهد کرد.
به نظر می رسد اکنون شاهد یک بنبست راهبردی هستیم. آمریکا محاصره دریایی و فشار اقتصادی را حفظ کرده و میگوید حاضر نیست برای بازگشت به مذاکره، امتیاز مورد نظر تهران را بدهد و جمهوری اسلامی نیز تلاش می کند نشان دهد کنترل خود بر عبور و مرور در تنگه هرمز را حفظ کرده و همان اهرمی را که برای چانهزنی ضروری میداند، همچنان پرقدرت در دست دارد. گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد که تردد دریایی از هرمز پس از حملات متعدد به کشتیها بهشدت کاهش یافته است.
اما این وضعیت برای جمهوری اسلامی یک تناقض اساسی ایجاد کرده، اگر بر بستن و مختل کردن تنگه پافشاری کند، فشار اقتصادی و محاصره دریایی ادامه خواهد یافت و حفظ این وضعیت بسیار پرهزینه و شاید غیرقابل کنترل خواهد شد و اگر تنگه را باز کند و به میز مذاکره بازگردد، بر این باور است دیگر اهرم فوری و پرقدرتی برای وادار کردن آمریکا به پذیرش خواستههای خود در اختیار نخواهد داشت.
با این وجود به نظر می رسد ارزش اهرم هرمز، در نتیجه نحوه استفاده جمهوری اسلامی از آن، تغییر کرده است. قدرت هرمز برای ایران صرفاً در این نیست که بتواند در یک لحظه عبور کشتیها را متوقف یا مختل کند. ارزش واقعی این اهرم به وابستگی مستمر اقتصاد جهانی به این کریدور استراتژیک مشروط است. تا زمانی که بخش بزرگی از تجارت انرژی جهان ناگزیر از هرمز عبور کند، حتی یک تهدید معتبر به اختلال در آن میتواند قدرت چانهزنی فوقالعادهای به تهران بدهد.
بنابراین، چنین به نظر می رسد که از منظر منافع بلندمدت ایران، باید راهبرد متفاوتی اتخاذ می شد، اینکه پس از تفاهم با آمریکا، عبور عادی کشتیها و بازگشت هرمز به وضعیت عادی حفظ می شد تا جهان همچنان تا حدودی به میزان گذشته بدان وابسته می ماند و با همان قوت، ایران اهرم خود را حفظ میکرد و همه بازیگران میدانستند که در صورت وقوع یک بحران جدید، ایران همچنان ظرفیت مختل کردن یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان را دارد.
به بیان دیگر، برای حفظ قدرت هرمز، ایران لزوماً نباید دائماً از آن استفاده میکرد، کافی بود توانایی استفاده از آن را حفظ کند؛ چرا که به نمایش گذاشتن امکان استفاده از یک اهرم، موثرتر از تحقق دائم این امکان است؛ اما حمله مجدد به کشتیها، درست در نقطهای که امکان بازگشت به یک وضعیت باثباتتر وجود داشت، منطق دیگری را فعال کرد.
ایران با استفاده دوباره از این اهرم توانست در کوتاهمدت هزینه ایجاد کند، اما همزمان به آمریکا، کشورهای منطقه، شرکتهای کشتیرانی و بازارهای انرژی نشان داد که وابستگی به هرمز یک آسیبپذیری راهبردی است که باید کاهش یابد تا جایی که نه تنها کشورهای منطقه؛ حتی چین نیز در پی اخذ تدابیری برای کاهش وابستگی به مسیرهای پرریسک هرمز و بابالمندب است.
هرچه یک دولت بیشتر از یک اهرم وابسته به آسیبپذیری طرف مقابل استفاده کند، انگیزه طرف مقابل برای کاهش آن آسیبپذیری بیشتر میشود. «شورای آتلانتیک» نیز در تحلیل اخیر خود بدین پرداخته که ایران با طولانی کردن اختلال در هرمز در حال فرسوده کردن اهرم خود است؛ زیرا بازارهای انرژی و دولتها فرصت و انگیزه بیشتری برای یافتن مسیرهای جایگزین، ساخت خطوط انتقال و کاهش وابستگی به این آبراه پیدا میکنند.
خطای محاسباتی که در اینجا رخ داده این است که برای حفظ اعتبار تهدید، ارزش اهرم محاسبه نشده. میان اعتبار و ارزش اهرم تفاوتی بنیادی وجود دارد. اعتبار اهرم از توانایی استفاده از آن ناشی میشود، ارزش اهرم از باقی ماندن وابستگی طرف مقابل به آن؛ بنابراین جمهوری اسلامی ناخواسته در حال تغییر دادن همان جهانی است که وابستگیاش به هرمز، اساس قدرت این اهرم را تشکیل میداد و اکنون مسئله فقط این نیست تنگه هرمز کی باز خواهد شد؛ بلکه مهمتر برای آینده ایران این است وقتی تنگه دوباره باز شد، آیا جهان هنوز بدان به همان اندازهای وابسته خواهد بود که پیش از این بحران بود و یا فرسایش به جای افزایش اهرم هرمز ماحصل آن خواهد شد؟
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
✍ مرضیه حاجی هاشمی
«جمهوری اسلامی» از روز آغاز جنگ ۴٠ روزه از اهرم «تنگه هرمز» برای توقف جنگ استفاده کرد و سپس در طول این مدت همچنان حتی پس از امضای تفاهم نامه و برقراری آتش بس این اهرم را افزایش داد. «ترامپ» روز سهشنبه، همزمان با پایان مهلت ۶۰ روزه تفاهم میان ایران و آمریکا، در پیامی اعلام کرد که هیچ مذاکره یا گفتوگویی با جمهوری اسلامی در جریان نیست و گفتوگویی نیز برای آینده برنامهریزی نشده است. او تأکید کرد که محاصره دریایی ایران همچنان برقرار است و مدعی شد که تنگه هرمز «باز و عملیاتی» است و همه مینهای دریایی نیز برداشته یا منفجر شدهاند. در مقابل، جمهوری اسلامی اعلام می کند، تنگه هرمز بسته است و تا زمانی که شروط خود را دریافت نکند، آن را باز نخواهد کرد.
به نظر می رسد اکنون شاهد یک بنبست راهبردی هستیم. آمریکا محاصره دریایی و فشار اقتصادی را حفظ کرده و میگوید حاضر نیست برای بازگشت به مذاکره، امتیاز مورد نظر تهران را بدهد و جمهوری اسلامی نیز تلاش می کند نشان دهد کنترل خود بر عبور و مرور در تنگه هرمز را حفظ کرده و همان اهرمی را که برای چانهزنی ضروری میداند، همچنان پرقدرت در دست دارد. گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد که تردد دریایی از هرمز پس از حملات متعدد به کشتیها بهشدت کاهش یافته است.
اما این وضعیت برای جمهوری اسلامی یک تناقض اساسی ایجاد کرده، اگر بر بستن و مختل کردن تنگه پافشاری کند، فشار اقتصادی و محاصره دریایی ادامه خواهد یافت و حفظ این وضعیت بسیار پرهزینه و شاید غیرقابل کنترل خواهد شد و اگر تنگه را باز کند و به میز مذاکره بازگردد، بر این باور است دیگر اهرم فوری و پرقدرتی برای وادار کردن آمریکا به پذیرش خواستههای خود در اختیار نخواهد داشت.
با این وجود به نظر می رسد ارزش اهرم هرمز، در نتیجه نحوه استفاده جمهوری اسلامی از آن، تغییر کرده است. قدرت هرمز برای ایران صرفاً در این نیست که بتواند در یک لحظه عبور کشتیها را متوقف یا مختل کند. ارزش واقعی این اهرم به وابستگی مستمر اقتصاد جهانی به این کریدور استراتژیک مشروط است. تا زمانی که بخش بزرگی از تجارت انرژی جهان ناگزیر از هرمز عبور کند، حتی یک تهدید معتبر به اختلال در آن میتواند قدرت چانهزنی فوقالعادهای به تهران بدهد.
بنابراین، چنین به نظر می رسد که از منظر منافع بلندمدت ایران، باید راهبرد متفاوتی اتخاذ می شد، اینکه پس از تفاهم با آمریکا، عبور عادی کشتیها و بازگشت هرمز به وضعیت عادی حفظ می شد تا جهان همچنان تا حدودی به میزان گذشته بدان وابسته می ماند و با همان قوت، ایران اهرم خود را حفظ میکرد و همه بازیگران میدانستند که در صورت وقوع یک بحران جدید، ایران همچنان ظرفیت مختل کردن یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان را دارد.
به بیان دیگر، برای حفظ قدرت هرمز، ایران لزوماً نباید دائماً از آن استفاده میکرد، کافی بود توانایی استفاده از آن را حفظ کند؛ چرا که به نمایش گذاشتن امکان استفاده از یک اهرم، موثرتر از تحقق دائم این امکان است؛ اما حمله مجدد به کشتیها، درست در نقطهای که امکان بازگشت به یک وضعیت باثباتتر وجود داشت، منطق دیگری را فعال کرد.
ایران با استفاده دوباره از این اهرم توانست در کوتاهمدت هزینه ایجاد کند، اما همزمان به آمریکا، کشورهای منطقه، شرکتهای کشتیرانی و بازارهای انرژی نشان داد که وابستگی به هرمز یک آسیبپذیری راهبردی است که باید کاهش یابد تا جایی که نه تنها کشورهای منطقه؛ حتی چین نیز در پی اخذ تدابیری برای کاهش وابستگی به مسیرهای پرریسک هرمز و بابالمندب است.
هرچه یک دولت بیشتر از یک اهرم وابسته به آسیبپذیری طرف مقابل استفاده کند، انگیزه طرف مقابل برای کاهش آن آسیبپذیری بیشتر میشود. «شورای آتلانتیک» نیز در تحلیل اخیر خود بدین پرداخته که ایران با طولانی کردن اختلال در هرمز در حال فرسوده کردن اهرم خود است؛ زیرا بازارهای انرژی و دولتها فرصت و انگیزه بیشتری برای یافتن مسیرهای جایگزین، ساخت خطوط انتقال و کاهش وابستگی به این آبراه پیدا میکنند.
خطای محاسباتی که در اینجا رخ داده این است که برای حفظ اعتبار تهدید، ارزش اهرم محاسبه نشده. میان اعتبار و ارزش اهرم تفاوتی بنیادی وجود دارد. اعتبار اهرم از توانایی استفاده از آن ناشی میشود، ارزش اهرم از باقی ماندن وابستگی طرف مقابل به آن؛ بنابراین جمهوری اسلامی ناخواسته در حال تغییر دادن همان جهانی است که وابستگیاش به هرمز، اساس قدرت این اهرم را تشکیل میداد و اکنون مسئله فقط این نیست تنگه هرمز کی باز خواهد شد؛ بلکه مهمتر برای آینده ایران این است وقتی تنگه دوباره باز شد، آیا جهان هنوز بدان به همان اندازهای وابسته خواهد بود که پیش از این بحران بود و یا فرسایش به جای افزایش اهرم هرمز ماحصل آن خواهد شد؟
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
Telegram
مرضیه حاجی هاشمی
جامعه شناسی انقلاب، جامعه شناسی سیاسی، جامعه شناسی تاریخی، تاریخ عقاید سیاسی، اندیشه سیاسی و اندیشه های الهیاتی
- (1).pdf
1.1 MB
🔴 به مناسبت ۲۸ مرداد؛ شاه در قانون اساسی مشروطه اختیار عزل وزرا و نخست وزیر را داشت؟
با گذشت ۷۳ سال از وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، یکی از بحثهای دامنهدار درباره این رویداد همچنان به یک پرسش حقوقی بازمیگردد: آیا شاه، مستقل از مجلس، اختیار عزل نخستوزیر را داشت؟
پاسخ به این پرسش بدون بررسی دقیق نسبت حقوقی شاه، مجلس و هیئت وزیران در نظام مشروطه ممکن نیست. مقاله «تحلیل حقوقی نسبت شاه، هیئت وزیران و مجلس در نظم اساسی رژیم مشروطه» نوشته محمد منصوری بروجنی و نیما تقییار، یکی از پژوهشهای حقوقی موجود است که با بررسی متن قانون اساسی و متمم آن، سوابق پارلمانی و شکلگیری عرفهایی چون رأی تمایل و رأی اعتماد، به این مناقشه بازمیگردد و استدلال میکند که در نظم اساسی مشروطه، نصب وزرا با شاه و عزل آنان در صلاحیت مجلس بوده و حدود ثغور این صلاحیتها را به بحث گذاشته است.
این مقاله دیماه ۱۴۰۳ در مجله تحقیقات حقوقی دانشگاه شهید بهشتی منتشر شده است.
فایل پیدیاف این مقاله که اخیرا در کانال حقوقی نظامات منتشر شده به پیوست است.
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme
با گذشت ۷۳ سال از وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، یکی از بحثهای دامنهدار درباره این رویداد همچنان به یک پرسش حقوقی بازمیگردد: آیا شاه، مستقل از مجلس، اختیار عزل نخستوزیر را داشت؟
پاسخ به این پرسش بدون بررسی دقیق نسبت حقوقی شاه، مجلس و هیئت وزیران در نظام مشروطه ممکن نیست. مقاله «تحلیل حقوقی نسبت شاه، هیئت وزیران و مجلس در نظم اساسی رژیم مشروطه» نوشته محمد منصوری بروجنی و نیما تقییار، یکی از پژوهشهای حقوقی موجود است که با بررسی متن قانون اساسی و متمم آن، سوابق پارلمانی و شکلگیری عرفهایی چون رأی تمایل و رأی اعتماد، به این مناقشه بازمیگردد و استدلال میکند که در نظم اساسی مشروطه، نصب وزرا با شاه و عزل آنان در صلاحیت مجلس بوده و حدود ثغور این صلاحیتها را به بحث گذاشته است.
این مقاله دیماه ۱۴۰۳ در مجله تحقیقات حقوقی دانشگاه شهید بهشتی منتشر شده است.
فایل پیدیاف این مقاله که اخیرا در کانال حقوقی نظامات منتشر شده به پیوست است.
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme
🔴 بیانیهٔ ائتلافِ فعالان و رسانههای دانشجویی در مخالفت با اعدام
اعدام، اجرای عدالت نیست؛ قتلِ عمدیِ انسانی است که دولت با اتکا به قانون، آن را مشروع اعلام میکند. هیچ نامی، از «حد» و «قصاص» تا «مجازاتِ قانونی» و «امنیتِ ملی»، ماهیتِ این عمل را تغییر نمیدهد.
مخالفت با اعدام صرفاً مخالفت با یک مجازات نیست؛ مخالفت با یکی از بنیادیترین ابزارهای سلطه و سرکوبِ دولتی است. میانِ سرکوبِ خیابان، زندان و چوبهدار هیچ گسستی وجود ندارد؛ اینها حلقههای مختلفِ یک زنجیرهاند.
از همینرو، مخالفتِ ما محدود به اعدامِ سیاسی نیست؛ مخالفتِ ما با اصلِ مجازاتِ اعدام است. هیچ دولت، دادگاه یا قانونی نباید اختیارِ سلبِ حقِ حیاتِ انسان را داشته باشد.
ما با هر پروژهٔ سیاسی که عدالت را با انتقام، دادخواهی را با اعدام و گذار از استبداد را با بازتولیدِ ماشینِ کشتارِ دولت یکی بگیرد، مرزبندیِ صریح داریم.
ما، دانشجویانِ امضاکنندهٔ این بیانیه، دفاع از حقِ زندگی را جداییناپذیر از مبارزه برای آزادی، برابری و دموکراسی میدانیم.
متن کامل بیانیه در اسلایدها
منبع: دانشجویان متحد
@Kaleme
اعدام، اجرای عدالت نیست؛ قتلِ عمدیِ انسانی است که دولت با اتکا به قانون، آن را مشروع اعلام میکند. هیچ نامی، از «حد» و «قصاص» تا «مجازاتِ قانونی» و «امنیتِ ملی»، ماهیتِ این عمل را تغییر نمیدهد.
مخالفت با اعدام صرفاً مخالفت با یک مجازات نیست؛ مخالفت با یکی از بنیادیترین ابزارهای سلطه و سرکوبِ دولتی است. میانِ سرکوبِ خیابان، زندان و چوبهدار هیچ گسستی وجود ندارد؛ اینها حلقههای مختلفِ یک زنجیرهاند.
از همینرو، مخالفتِ ما محدود به اعدامِ سیاسی نیست؛ مخالفتِ ما با اصلِ مجازاتِ اعدام است. هیچ دولت، دادگاه یا قانونی نباید اختیارِ سلبِ حقِ حیاتِ انسان را داشته باشد.
ما با هر پروژهٔ سیاسی که عدالت را با انتقام، دادخواهی را با اعدام و گذار از استبداد را با بازتولیدِ ماشینِ کشتارِ دولت یکی بگیرد، مرزبندیِ صریح داریم.
ما، دانشجویانِ امضاکنندهٔ این بیانیه، دفاع از حقِ زندگی را جداییناپذیر از مبارزه برای آزادی، برابری و دموکراسی میدانیم.
متن کامل بیانیه در اسلایدها
منبع: دانشجویان متحد
@Kaleme