جامعە زنان آزاد شرق کردستان KJAR
565 subscribers
569 photos
242 videos
6 files
875 links
ارتباط با ما
t.me/kajarOfficialChannel?direct
Download Telegram
🔻 زندانیان سیاسی و عقیدتی در بند امنیتی «ارشاد» زندان مرکزی ارومیه در اعتراض به کیفیت نامناسب غذای زندان از دریافت غذا خودداری کرده و به‌صورت جمعی آن را بازگرداندند.

بر اساس گزارش شبکه حقوق بشر کردستان، ظهر روز سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، هم‌زمان با توزیع غذای ناهار در بند زندانیان سیاسی و عقیدتی زندان مرکزی ارومیه، تمامی ۴۹ زندانی این بند به دلیل بوی نامطبوع و کیفیت پایین غذا از تحویل آن امتناع کردند و قابلمه‌های غذا را به نشانه اعتراض بازگرداندند.

این اقدام اعتراضی در شرایطی صورت گرفته که هم‌زمان با تشدید فضای امنیتی زندان‌ها در پی جنگ ۴۰ روزه اخیر، محدودیت‌ها بر زندانیان افزایش یافته و ارتباط آنان با خانواده‌ها، از جمله تماس تلفنی و ملاقات حضوری، به‌طور چشمگیری کاهش پیدا کرده است.

در همین حال، افزایش نرخ تورم و گرانی، امکان تأمین نیازهای غذایی از فروشگاه‌های داخل زندان را نیز برای بسیاری از زندانیان دشوار کرده است.

https://t.me/kajarOfficialChannel
1
هاوپەیمانیی ڕۆژهەڵات: هێرشەکان نامانوەستێنێت لە تێکۆشان بۆ بەدیهێنانی مافەکانمان

https://t.me/kajarOfficialChannel
2
هاوپەیمانیی هێزە سیاسییەکانی کوردستانی ئێران ڕایگەیاند، هێرش لە کاتی ئاگربەستدا، نیشانەی بنبەستی سیاسی و سوپایی ڕژێمی ئێرانە، تا ڕووخانی ڕژێمی کۆماری ئیسلامی و بەدیهێنانی مافە نەتەوایەتییەکانی گەلەکەمان، لە خەبات و تێکۆشان بەردەوام دەبین.
دوێنی و ئەمڕۆش، ڕژێمی ئێران بۆردوومانی بۆسەر هەرێمی کوردستان و بەتایبەت پەنابەرانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان دەستپێکردەوە، بە هۆیەوە ژنە پێشمەرگەیەکی کۆمەڵەی زەحمەتکێشانی کوردستان شەهیدبوو و دوو کەسی دیکەش برینداربوون.
لە بارەی هێرشەکانی ڕژێمی ئێرانەوە، هاوپەیمانیی هێزە سیاسییەکانی کوردستانی ئێران ڕاگەیاندراوێکی بڵاوکردەوە و دەقەکەی بەمشێوەیەیە:
“هێرش لە کاتی ئاگربەستدا، نیشانەی بنبەستی سیاسی و سوپایی ڕژێمی ئێرانە
خەڵکی تێکۆشەری کوردستان!
ڕای گشتی و ناوەندە نێودەوڵەتییەکان!
کۆماری ئیسلامیی ئێران، جارێکی دیکە لە ڕێگەی هێرشی درۆنییەوە، سەروەریی خاکی هەرێمی کوردستانی پێشێل کرد و کامپی پەنابەرانی سیاسیی ڕۆژهەڵاتی کوردستانی بە ئامانج گرتەوە. ئەم هێرشانە کە لە کاتی ڕێککەوتنی ئاگربەستدا کران، جارێکی دیکەپەردەی لەسەر ناوەڕۆکی ڕاستەقینەی ڕژێمێک لادا کە هیچ کات بڕوای بە ئاشتی و چارەسەری سیاسی نەبووە و سەرکوت، زەبروزەنگ و تیرۆر کۆڵەکەی سەرەکیی مانەوەیەتی. ئەم پەلامارانە نەک نیشانەی هێز نین، بەڵکوو دەرخەری ئەو ڕاستییەن کە ڕژێم لە ئاست ئیرادەی گەلەکەمان و ئەو بنبەستە سیاسی و نیزامییەی کەوتووە، تووشی شڵەژان و نائومێدی بووە.
بەداخەوە، لە نوێترین شەپۆلی ئەم هێرشانە بۆ سەر کامپەکانی “ئازادی”ـی حزبی دیموکرات و “سوورداش”ـی کۆمەڵەی زەحمەتکێشان، دوو پێشمەرگە بریندار بوون و “غەزاڵ مولان”، کچە پێشمەرگەی کۆمەڵەی زەحمەتکێشان، شەهید بوو.
هاوپەیمانیی کوردستانی ئێران ڕادەگەیەنێت کە بە ئامانجگرتنی شوێنی ژیانی خەڵکی سڤیل و پەنابەران، پێشێلکردنێکی زەقی یاسا نێودەوڵەتییەکان و هەروەها کۆنڤانسیۆنی ژنێڤە. هاوپەیمانیی هێزە سیاسییەکانی کوردستانی ئێران داوا لە حکومەتی فیدراڵیی عێراق، ویلایەتە یەکگرتووەکانی ئەمریکا و ڕێکخراوی نەتەوەیەکگرتووەکان دەکات، تەنیا بە ئیدانەکردنی ئەو هێرش و دەستدرێژییانە نەوەستن و هەنگاوی کردەیی بۆ ڕاگرتنی ئەم پەلامارانە بنێن کە هەم بێڕێزی و پێشێلکردنی سەروەریی عێراق و هەرێمە و هەم بەهێندنەگرتنی یاسا نێودەوڵەتییەکانە.
ڕژێمی ئێران دەبێت بزانێت کە تیرۆر، تۆقاندن و درۆنباران، ناتوانێت ئیرادەی نەتەوەیەک بۆ بەدیهێنانی مافە ڕەواکانی سست بکات و ئەم هێرشانە یەکڕیزیی هێزە سیاسییەکان و جەماوەری کوردستان بۆ کۆتایهێنان بە ستەمکاری و داگیرکاری بەهێزتر دەکات.
هاوپەیمانیی هێزە سیاسییەکان وێڕای نوێکردنەوەی بەڵێن لەگەڵ شەهیدانی ڕێگای ڕزگاری ڕادەگەیەنێت کە هەتا ڕووخانی ڕژێمی کۆماری ئیسلامی و بەدیهێنانی مافە نەتەوایەتییەکانی گەلەکەمان، لە خەبات و تێکۆشان بەردەوام دەبێت.”

https://t.me/kajarOfficialChannel
👏1
ڕۆژباش وڵات / Rôjbaş Welat

🗓 ئەوڕۆپینجشه ممه

27خاکەلێوەی ی 2726ی کوردی
27فروردین 1405 خورشیدی
16April 2026

https://t.me/kajarOfficialChannel
🔸«هیچ قفلی، هیچ دری، هیچ چفتی وجود ندارد که بتوانید بر آزادی ذهن من ببندید.»
◽️ویرجینیا وولف

https://t.me/kajarOfficialChannel
1
پس از ۳۸ روز جستجو پرونده «ماکان نصیری» کودک ۷ ساله و دانش آموز مدرسه میناب بسته شد.
روزنامه شرق در گزارشی نوشت تنها نشانه‌های باقی‌مانده از ماکان، یک پلیور آبی مچاله‌شده و یک لنگه کفش بوده که از زیر آوار مدرسه بیرون کشیده شده است؛ در حالی که با گذشت بیش از یک ماه از حادثه، هیچ اثری از پیکر او به دست نیامده است

https://t.me/kajarOfficialChannel
پشت‌پرده جنگ آمریکا-اسرائیل و ایران و اهداف استراتژیک

جنگ در خاورمیانه با محوریت ایران، یک جنگ نظامی کلاسیک میان دو یا سه بازیگر نیست.

https://t.me/kajarOfficialChannel
ایران قصد دارد اسرائیل و قدرت‌های منطقه‌ای را درگیر «هلال شیعی» کرده و حوزه نفوذ خود را گسترش دهد.
از سوی دیگر، ایران به لطف روابط استراتژیکی که با چین برقرار کرده، به یکی از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان نفت برای چین تبدیل شده است. ایران با دریافت تکنولوژی و زیرساخت‌های نظامی-فنی از چین، تلاش می‌کند تحریم‌ها را بی‌اثر کند. همچنین، ایران مهم‌ترین متحد چین در منطقه برای پروژه «یک کمربند، یک جاده» محسوب می‌شود.
ایران با روسیه که در حال مبارزه هژمونیک علیه آمریکا است، بر پایه روابط استراتژیک، به تبادل اطلاعاتی و همکاری نظامی-فنی می‌پردازد و به این ترتیب در منطقه در برابر منافع آمریکا می‌ایستد. روسیه نیز از موقعیت و وضعیت ایران به عنوان یک عنصر توازن ژئوپولیتیک در برابر غرب سود می‌برد. همچنین، روسیه ایران را فاکتوری مهم برای کاهش نفوذ غرب در خاورمیانه می‌بیند. به همین دلیل، جنگ با مرکزیت ایران تنها یک مسئله منطقه‌ای نیست؛ بلکه در عین حال میدان غیرمستقیم رقابت قدرت‌های بزرگ است.
دلایل اصلی حمله به ایران:
۱- مخالفت ایران با آمریکا و اسرائیل در منطقه و روابط آن با چین و روسیه.
۲- خارج کردن ایران از هدف «هژمونی منطقه‌ای». به همین دلیل به نظام سیاسی ایران و ساختار قدرت سیاسی در کشور حمله می‌شود و تلاش بر این است که تغییر یابد.
۳- مسدود کردن «کریدور ترانس-خزر» در ایران که یکی از رگ‌های حیاتی پروژه «یک کمربند، یک جاده» چین است و کنترل حوضه خزر از طریق ایران.
۴- بر پایه پیوند دادن ایران به سرمایه جهانی؛ ترسیم نقشه استراتژیک جدیدی از آسیای میانه و قفقاز تا اروپا و از تنگه هرمز تا دریای عمان و تحت کنترل گرفتن منابع انرژی و موقعیت ژئواستراتژیک ایران.
پیش از هر چیز باید گفت: برای آمریکا و اسرائیل، مسئله اصلی این است که معماری سیاسی و امنیتی خاورمیانه چگونه بنا شود. جنگ خاورمیانه با مرکزیت ایران، یک جنگ نظامی کلاسیک میان دو یا سه بازیگر نیست. ایران به دلیل ساختار ایدئولوژیک خود، مدل دولتی با هدف صدور انقلاب و شبکه‌های منطقه‌ای‌اش، یکی از کشورهای تعیین‌کننده توازن در خاورمیانه است. به همین دلیل، یک عملیات نظامی علیه ایران خواه ناخواه در سطحی است که بر محاسبات استراتژیک جهانی و توازن قدرت منطقه‌ای تأثیر می‌گذارد.
دو هدف استراتژیک جنگ
بحران‌هایی که در جغرافیای وسیعی از عراق تا سوریه، از غزه تا لبنان و از یمن تا دریای سرخ در جریان است، باعث شد بی‌ثباتی سیستم منطقه‌ای بیشتر دیده شود. اما این بحران‌ها در عین حال به جستجو برای یک نظم نوین جهانی نیز اشاره دارند. جنگ بر سر ایران، یکی از بحرانی‌ترین مراحل این جستجو است. تابلوی پیشِ رو نشان می‌دهد که جنگ حول دو استراتژی بنیادی در جریان است.
نخستین هدف، تغییر نظام در ایران و ایجاد یک تحول سیاسی است که با غرب در هماهنگی باشد. دومین و حتی مهم‌تر، بازطراحی معماری امنیتی جدید خاورمیانه حول محور اسرائیل و ایجاد سیستم جهانی جدید است. اولین گام بزرگ این پروژه در سال ۲۰۲۰ با «پیمان ابراهیم» برداشته شد. امارات، بحرین، مراکش و سودان وارد فرآیند عادی‌سازی روابط با اسرائیل شدند. به این ترتیب، نزدیکی اعراب و اسرائیل به بخشی از معماری علیه ایران تبدیل شد.
مرحله دوم نیز پس از ۷ اکتبر، کاهش مستقیم نفوذ سیاسی و نظامی ایران بود. از سال ۲۰۲۴ به بعد، تکیه‌گاه‌های منطقه‌ای ایران به طور سیستماتیک تضعیف شدند.
حمله به «محور مقاومت»
دولت ایران هم به دلیل میراث تاریخی، هم به دلیل نفوذ و موقعیت جغرافیایی و هم با ظرفیت نظامی، نیروهای نیابتی و تأثیرگذاری‌اش، هدف هژمونی جهانی به پیشاهنگی آمریکا و اسرائیل قرار گرفت. لذا نظام ملایان در ایران از زمان تأسیس، تلاش کرد در سراسر منطقه یک معماری امنیتی متشکل از چندین لایه ایجاد کند. در این چارچوب، از توانمندی‌های موشک بالستیک گرفته تا پهپادهای دوربرد و شبکه‌های گروه‌های مسلح متحد، در حوزه‌ای وسیع سرمایه‌گذاری کرد.
در فرآیند گذشته، پس از حمله ۷ اکتبر حماس به اسرائیل، ضربات مهمی به «هلال شیعی» ایران وارد شد. پس از ۷ اکتبر، فرآیندی بر پایه کاهش مستقیم نفوذ سیاسی و نظامی ایران آغاز گشت. بر این اساس از اواخر سال ۲۰۲۴، تکیه‌گاه‌های ایران در منطقه به صورت سیستماتیک تضعیف شدند. به عبارتی، به تمامی بازوهای این «اختاپوس» ضربه وارد شد.
حماس که یکی از این بازوها بود، در سطحی ضربه خورد که دیگر نتوانست خود را بازسازی کند. حزب‌الله نیز ضربات سنگینی دریافت کرد؛ تقریباً تمام کادر فرماندهی و مدیریتی پیشین آن تصفیه شد. در سوریه با سقوط رژیم اسد، نفوذ ایران در این کشور نیز از هم پاشید. گروه هیئت تحریرالشام (HTS) که جایگزین آن شد، بر اساس استراتژی آمریکا-اسرائیل مستقر شده است.
در میانه سال ۲۰۲۵، با از کار افتادن حماس و حزب‌الله در سطحی قابل توجه، «محور مقاومت» ایران ضربه جدی خورد.
ایران از آن امکاناتی برخوردار نیست که بتواند در برابر اسرائیل و آمریکا یک جنگ طولانی‌مدت، متقارن و در سطح بالا را پیش ببرد.
در مقابل، خط خلیج چنان حساس است که می‌تواند شکسته شده و مستقیماً به سیستم جهانی فشار وارد کند. بی‌ثباتی نامحدود در این جغرافیا که مراکز مالی، راه‌های تجارت دریایی و انرژی در آن قرار دارند، تأثیرات سریعی بر اقتصاد جهان خواهد داشت.
ایران می‌خواهد هزینه جنگ را در سطح منطقه‌ای و جهانی پخش کند و از این طریق کاری کند که پادشاهی‌های منطقه، دولت‌های اتحادیه اروپا و جوامع اروپایی فشار دیپلماتیک بر آمریکا وارد کنند تا از این راه عقب‌نشینی کند.
نقطه اصلی که ایران بر آن تمرکز دارد، بالا بردن نگرانی از ریسک در بازار انرژی است. از این طریق می‌خواهد زمینه‌ای ایجاد کند که مدیریت آمریکا به دلیل دشواری در سیاست داخلی، تن به توافق بدهد. محاسبات ایران به طور عمده بر تأثیر جنگ بر اقتصاد استوار است. با یک استراتژی جنگی که زمان آن نامشخص است، می‌خواهد زمان را به نفع خود بخرد.
تاکتیک دیگر بر این پیش‌بینی استوار است که موشک‌هایی که اسرائیل و آمریکا به کار می‌برند بی‌پایان نیستند. ایران می‌خواهد موشک‌ها و پهپادهای قدیمی خود را به عنوان «طعمه» به کار ببرد و ذخایر دشمن را تمام کند. همچنین هزینه ابزارهایی که موشک‌ها را رهگیری می‌کنند، بسیار بیشتر از موشک‌ها و پهپادهای ایران است. فشار اصلی موشک‌های رهگیر بر آمریکا و اسرائیل، تنها هزینه این سیستم‌ها نیست، بلکه تعداد آن‌ها محدود است و در مدت کوتاه نمی‌توان جایگزینی برایشان یافت. ایران چون به این موضوع آگاه است، بر این نقطه ضعف تمرکز می‌کند.
ایران همچنین با طولانی کردن زمان جنگ می‌خواهد به سلامت از جنگ نجات یابد. ایران محدودیت‌های ترامپ را می‌بیند. ایران این محاسبه را می‌کند که ترامپ می‌خواهد در این جنگ با ایجاد یک شوک و اثر کوتاه‌مدت، با ضربات سریع، محدود و در سطح بالا به نتیجه برسد؛ اما زمانی که جنگ طولانی شود، آمریکا دچار دشواری خواهد شد و ترامپ نخواهد توانست در برابر فشارها مقاومت کند. ایران محاسبات خود را بر محدودیت زمانی دشمن بنا کرده و تلاش می‌کند یک پاسخ سخت و موجودیتی ایجاد کند.
نقطه ضعف دیگر، تنگه هرمز است. هرمز که برای انتقال نفت یکی از حساس‌ترین نقاط جهان است، مزیتی استراتژیک به ایران می‌دهد. ایران از ابتدای این جنگ ظرفیت خود را نشان داد که می‌تواند تردد در خلیج را مسدود کند و از افزایش قیمت انرژی به عنوان یک سلاح بهره ببرد. از این طریق می‌خواهد فشار بین‌المللی را افزایش داده و طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی کند.
ایران اگرچه حملات به کشورهای خلیج را به حضور پایگاه‌های آمریکا استناد می‌دهد، اما یکی از اهداف اصلی‌اش این موضوع است. حمله به کشورهای خلیج برای ایران یک انتخاب حساب‌شده و استراتژیک است. نتایج این انتخاب استراتژیک در مدت کوتاهی احساس شد. ایران امیدوار است که این کشورها به آمریکا فشار بیاورند تا عملیات‌های خود را متوقف یا محدود کند. اما این رویکرد همچنین واجد این ریسک است که این دولت‌ها را بیشتر به سمت اردوگاه اسرائیل-آمریکا هل بدهد. ایران با فشار بر خلیج می‌خواهد به دشمنان و متحدان آن‌ها این پیام را بدهد که اگر جنگ ادامه یابد، در سطح منطقه‌ای و جهانی آسیب‌های جدی خواهند دید.

https://t.me/kajarOfficialChannel
ایالات متحده آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه حملات جدیدی را علیه دولت ایران آغاز کردند. جنگی که آمریکا و اسرائیل به راه انداخته‌اند، جنگی نیست که هدف آن تنها محدود کردن ظرفیت نظامی ایران باشد؛ بلکه جنگی است که می‌خواهد معماری امنیتی و سیاسی خاورمیانه را تعیین کند. برای درک این جنگ و اهداف و انگیزه‌های پشت آن، لازم است به «پروژه خاورمیانه بزرگ» توجه شود که به پیشاهنگی آمریکا از سوی هژمونی بین‌المللی بر خاورمیانه تحمیل می‌شود.
با آغاز قرن بیست و یکم، سیستم دو قطبی جهان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به پایان رسید. با این فروپاشی، حوزه حاکمیت هژمونی جهانی به پیشاهنگی آمریکا گسترش یافت. خاورمیانه از نظر منابع انرژی، معدنی و نقاط مواصلاتی، یکی از چهارراه‌های حیاتی جهان است؛ لذا به میدان رقابت و مبارزه شدید قدرت‌های هژمونیک بین‌المللی و نیروهای استاتوخواه (محافظه‌کار) منطقه‌ای تبدیل شد. آمریکا در مواجهه با این وضعیت جدید، استراتژی خود را در چارچوب «نظم نوین جهانی» تدوین کرد. این استراتژی که توسط آمریکا و انگلیس طراحی شد و اسرائیل بعدها به آن پیوست، پروژه‌ای است که سیستم سرمایه‌داری جهانی از آن حمایت و آن را اجرا می‌کند (هرچند ممکن است در روش‌ها تفاوت‌هایی وجود داشته باشد).
این استراتژی هدف خود را تصفیه تمامی وضعیت‌هایی قرار داده که بر پایه وجود اتحاد شوروی ایجاد شده بودند، تا آن‌ها را مجدداً به سیستم پیوند زده و منطقه خاورمیانه را که مرزها و سطح آن در دوران جنگ‌های جهانی اول و دوم تعیین شده بود، بازطراحی کرده و به سرمایه جهانی متصل کند. مداخله در خاورمیانه که ۳۵ سال پیش با جنگ عراق آغاز شد، تا به امروز در برخی مناطق با مداخله نظامی، در برخی جاها با کودتا و فشارهای سیاسی و در برخی نقاط دیگر با تحریم‌های اقتصادی ادامه یافته است. در این مدت، استراتژی محاصره، کنترل و بر این اساس، به تسلیم واداشتن و وابسته کردن دنبال شده است.
نیروهایی که این استراتژی را پیش می‌برند، سیستم سرمایه‌داری فراملی و سیستم مدرنیته کاپیتالیستی جهانی هستند. این جنگ میان جریان‌هایی که خواهان تغییر وضع «دولت-ملت» در منطقه هستند تا سرمایه سود بیشتری کسب کند، و محافظه‌کارانِ دولت-ملت در منطقه در جریان است. در رأس آن‌ها، انگلستان و قدرت‌هایی که سیستم دولت-ملت را با جنگ جهانی اول در خاورمیانه بنا کردند، مداخلات فراتر از برخی تغییرات را برخلاف منافع خود می‌بینند؛ با این حال، مشخص است که آن‌ها نمی‌توانند خود را از مشارکت در این جنگ و تحقق اهداف آن کنار بکشند.
پروژه‌ای که در ۳۵ سال گذشته تحت عنوان «پروژه خاورمیانه بزرگ» فرموله شده بود، چندین بار نوسازی شد و تحت نام‌های «نظم نوین جهانی» و «پروژه خاورمیانه توسعه‌یافته» مورد بازنگری قرار گرفت. سرانجام در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ با حمله حماس به اسرائیل، این پروژه وارد مرحله متفاوتی شد. هژمونی جهانی به پیشاهنگی آمریکا با تعمیق این پروژه، می‌خواهد شرایطی را که در آن چین و روسیه با اتحاد با یکدیگر قصد هژمون شدن دارند، از بین ببرد؛ بر این اساس بر حوزه‌ها و کریدورهای انرژی حاکم شود، راه‌های تجاری را کنترل کند و به عناصر کمیاب خاک دست یابد.
سیستم امنیتی که پس از جنگ سرد در خاورمیانه شکل گرفت، تا حد زیادی متکی به حضور نظامی آمریکا بود. اما در سال‌های اخیر، تمایل واشنگتن برای کاهش بار نظامی خود در منطقه، جستجوی جدیدی را برای یک معماری امنیتی به همراه آورد. در این مدل جدید، آمریکا به جای مداخله مستقیم، ترجیح می‌دهد قدرت خود را از طریق متحدان منطقه‌ای به نمایش بگذارد. واشنگتن به جای مداخلات نظامی مستقیم در منطقه، می‌خواهد استراتژی منطقه‌ای خود را از طریق شریک استراتژیکش، اسرائیل، به پیش ببرد.
این تحول منجر به خلق یک مدل استراتژیک جدید در خاورمیانه می‌شود که توازن قوا را بازتعریف می‌کند. آمریکا از طریق ائتلاف ایدئولوژیک (نفوذ اِوانجلیست‌ها) و استراتژیک قدرتمندی که با اسرائیل برقرار کرده، تلاش می‌کند تل‌آویو را در مرکز معماری امنیتی خاورمیانه قرار دهد. این فرآیند به معنای هم تقویت اسرائیل و هم طراحی سیستم امنیت منطقه‌ای آمریکا پیرامون اسرائیل است.
وضعیت و جایگاه ایران
بزرگترین مانع در برابر اجرای «پروژه خاورمیانه بزرگ»، دولت ایران دیده می‌شود. ایران در یکی از حیاتی‌ترین چهارراه‌های ژئوپولیتیک جهان قرار دارد. این موقعیت در مرکز آسیای میانه، قفقاز، جنوب آسیا و خاورمیانه، ایران را در طول تاریخ همواره به یک مرکز استراتژیک تبدیل کرده است.
ایران با این وضعیت و موقعیت خود در منطقه، به شکلی آشکار با آمریکا و اسرائیل مخالفت می‌کند. ایران به آمریکا «شیطان بزرگ» و به اسرائیل «شیطان کوچک» می‌گوید؛ ایران می‌خواهد محاسبات آمریکا برای هژمونی منطقه‌ای در خاورمیانه را برهم زده و تلاش‌های اسرائیل برای هژمونی زیرمجموعه‌ای در منطقه را شکست دهد.
حوثی‌های یمن بازوی دیگر این اختاپوس بودند که آن‌ها نیز در سطحی ضربه دیدند. برای کنترل، انحلال و ادغام حشدالشعبی در ارتش عراق نیز تلاش‌هایی صورت گرفت.
پس از این مداخلات در نیروهای نیابتی، در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ مداخله مستقیم در «سرِ اختاپوس» آغاز شد که ۱۲ روز ادامه یافت. این جنگ ۱۲ روزه اساساً برای آزمایش بود. با این مداخله، ضربه سنگینی به سطح فرماندهی ایران وارد شد.
به دلیل تحریم‌های اقتصادی، نظام در میان بحران‌های شدید اقتصادی قرار دارد. در حوزه دفاعی نیز در جنگ ۱۲ روزه آسیب دید. نظام پروتست‌های توده‌ای را که در ابتدای امسال به دلیل بحران اقتصادی آغاز شده بود، با سرکوب شدید متوقف کرد.
آمریکا و اسرائیل که دیدند نارضایتی و بیزاری در میان مردم ایران به بالاترین سطح رسیده است، با آمادگی‌هایی که از قبل داشتند، وضعیت کنونی ایران را فرصتی غیرقابل از دست دادن دانستند و حمله جدید و بنیادینی را آغاز کردند.
اهداف حمله ۲۸ فوریه
این حمله آخرین حلقه از این پروژه است. با این مداخله، هدف این است که نظام ایران سرنگون شود، شبکه نیابتی آن متلاشی گردد و اسرائیل به مرکز و قدرت اصلی در حوزه‌های امنیتی تا تجاری تبدیل شود.
در حمله آمریکا-اسرائیل، ابتدا به خامنه‌ای و حلقه نزدیک به او که پشتوانه سیاسی نظام بودند، ضربه وارد شد. در میان این حلقه، رئیس ستاد کل، وزیر دفاع، فرمانده سپاه پاسداران، دبیر شورای عالی امنیت ملی، رئیس سازمان پژوهش و نوآوری دفاعی که تحقیقات هسته‌ای را انجام می‌داد، حضور داشتند. کشته شدن خامنه‌ای یک فقدان عادی نیست. به شکلی همزمان، چندجانبه و در سطوح مختلف به بدنه سیستم ضربه زده شد.
با این فقدان‌ها، دولت ایران در ذهنیت جمعی خود تکان خورد. ضربه اولیه باعث شد نظام ملایان در ایران با یک بحران موجودیتی روبرو شود. با حمله به سر و بدنه نظام، یک ترومای روانشناختی ایجاد شد؛ ساختار رهبری که بسیار دست‌نیافتنی به نظر می‌رسید، از میان برداشته شد. به این ترتیب، هدف این بود که نظام از درون فرو بپاشد و یک ساختار سیاسی پدید آید که بتواند کنترل بر ایران را برقرار کند.
در واقع، آمریکا می‌خواست با یک ضربه سنگین ایران را به تسلیم وادارد و از راهی کوتاه نظام را تغییر دهد. اما علیرغم اینکه بخش مهمی از کادرهای مدیریت از کار افتادند، نتیجه سیاسی یا قیام مورد انتظار رخ نداد. از آنجا که انتظار فروپاشی سریع نظام در میدان محقق نشد، حمله از سطح پایین روزهای نخست، به سطح یک حمله گسترده و بزرگ فراتر رفت.
واقعیتی که با این حمله آشکار شد، این است که خاورمیانه دیگر نمی‌تواند مانند گذشته بماند. در نتیجه جنگی که بیش از ۴۰ روز ادامه یافته، آنچه مشخص نیست این است که این جنگ چگونه به پایان می‌رسد و به کدام سو خواهد رفت.
موضع ایران در برابر حملات
ایران پاسخی سخت به حملات داد و جنگ را به سطح منطقه‌ای کشاند. حمله علیه خامنه‌ای با هدف مسدود کردن ظرفیت پاسخگویی و تضعیف مرکزیت مکانیزم تصمیم‌گیری ایران بود. اما در مدت کوتاهی مشخص شد که نظام ایران ساختاری نیست که تنها حول یک شخص بنا شده باشد.
از ساعات اولیه حمله، ایران حملات خود با موشک‌های بالستیک و پهپادها را علیه اسرائیل آغاز کرد و همزمان با موشک و پهپاد به تمامی کشورهای حوزه خلیج که سربازان آمریکایی در آن‌ها حضور دارند، حمله کرد. ایران در وهله نخست به کشورهای منطقه از جمله امارات، بحرین، عربستان سعودی، قطر، عمان و عراق حمله برد. با مداخله در تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز، تأثیر جنگ را از سطح منطقه‌ای به سطح جهانی رساند.
حمله ایران به اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا وضعیتی مورد انتظار بود؛ اما حمله به کشورهای خلیج گامی بود که باعث شگفتی شد و محاسبات مخالفانش را پوچ کرد. گسترش جنگ به خلیج توسط ایران، وضعیتی خارج از برنامه‌ریزی‌ها بود.
سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل که مغز متفکر اصلی جنگ بودند، با ضربه اول و نتیجه‌ای که ایجاد کردند نشان دادند کاری بی‌نقص و برنامه‌ریزی‌ای در همان سطح انجام داده‌اند. اما این موضوع را درست نخوانده بودند که ایران پس از ضربه اول، در این جنگ چه پاسخی خواهد داد و جبهه را چگونه بنا خواهد کرد. ایران پاسخ خود را چنان گسترش داد که اسرائیل، پایگاه‌های آمریکا و کشورهای خلیج را نیز در بر گرفت.
این تابلو، فراتر از یک پاسخ‌دهی به اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا، در سطح گسترش یک جبهه استراتژیک است. لذا ایران با پخش کردن جنگ در سطح منطقه نشان داد که یک جنگ موجودیتی را پیش می‌برد و استراتژی‌ای را اجرا کرد که سرنوشت منطقه را به خود گره زد.
پشت این انتخاب، به همان اندازه که ظرفیت نظامی مطرح است، واقعیت اقتصادی و سیاسی نیز وجود دارد. دولت ایران در این جنگِ بقا می‌خواهد جنگ را طولانی کرده و از نقاط ضعف طرف مقابل سود ببرد.
🔻بنیاد نرگس محمدی اعلام کرده که با گذشت ۱۲۴ روز از بازداشت این فعال حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح، وضعیت جسمانی او به‌شدت نگران‌کننده است و سلامت او در معرض خطر جدی قرار دارد.

بر اساس این گزارش، نرگس محمدی در زندان زنجان در بند زندانیان متهم به قتل نگهداری می‌شود؛ موضوعی که برخلاف اصل تفکیک جرایم در آیین‌نامه سازمان زندان‌هاست.

در دو ملاقات حضوری در ۹ و ۲۲ فروردین با حضور مقامات زندان، خانواده او از وخامت وضعیت عمومی‌اش خبر داده‌اند و گفته‌اند که او دچار ضعف شدید و کاهش وزن قابل توجه شده است.

حمیدرضا محمدی، برادر او، نیز گفته که نرگس چندین بار از سوی برخی زندانیان تهدید به مرگ شده است.

همچنین گزارش شده که او در چهارم فروردین دچار حمله قلبی شده و در بند زنان زندان از هوش رفته است.

https://t.me/kajarOfficialChannel
خسارت میلیاردی به زیرساخت‌های ارتباطی روژهلات کوردستان؛ سنه و کرماشان در صدر آسیب‌ها

در پی تداوم تنش‌های نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل، زیرساخت‌های ارتباطی، مخابراتی و پستی در چهار استان روژهلات کوردستان با خساراتی بالغ بر هزاران میلیارد ریال روبرو شده‌اند.

https://t.me/kajarOfficialChannel
حملات و درگیری‌های اخیر در منطقه، علاوه بر ابعاد انسانی، ضربات سنگینی به شبکه‌های حیاتی و خدماتی در استان‌های سنه، کرماشان، اورمیه و ایلام وارد کرده است. گزارش‌های تجمیعی نشان می‌دهد که شبکه‌های فیبر نوری، دکل‌های مخابراتی و ساختمان‌های دولتی بخش ارتباطات، هدف بیشترین آسیب‌ها بوده‌اند.
جزئیات خسارات در استان‌ها
استان سنه؛ بر اساس آمارهای رسمی، ۱۶۰۰ میلیارد ریال خسارت به این بخش وارد شده که سهم زیرساخت‌های مخابراتی ۱۴۰۰ میلیارد و بخش پست ۲۰۰ میلیارد ریال بوده است. بیش از ۲ هزار مورد خرابی در این استان ثبت شده است.
استان کرماشان؛ گزارش‌ها از خسارت تقریبی ۱۸۰۰ میلیارد ریالی به تأسیسات ارتباطی در مناطق مرزی و مرکز استان حکایت دارد. اختلال در شبکه‌های سیار و ثابت در پی آسیب به ایستگاه‌های انتقال، از اصلی‌ترین چالش‌های این استان گزارش شده است.
استان‌های ایلام و اورمیه؛ در این دو استان نیز مجموع خسارات وارده به بخش‌های فناوری اطلاعات و ابنیه پستی بیش از ۲۱۰۰ میلیارد ریال برآورد می‌شود. به‌ویژه در مناطق مرزی اورمیه، تخریب دکل‌های مخابراتی منجر به قطع ارتباط در چندین دهستان شده است.
علیرغم تخمین خسارت کلی بیش از ۵۵۰۰ میلیارد ریالی در سطح روژهلات کوردستان، تیم‌های عملیاتی در شهرهای مختلف در حال ترمیم موقت خرابی‌ها هستند. گزارش‌ها حاکی از آن است که در مجموع بیش از ۵ هزار مورد رفع خرابی در کل منطقه انجام شده تا از قطع کامل دسترسی شهروندان به دنیای خارج جلوگیری شود.
کارشناسان معتقدند تخریب گسترده زیرساخت‌های فناوری اطلاعات در کوردستان، فراتر از اختلال در تماس‌های تلفنی، باعث فلج شدن خدمات بانکی، پستی و کسب‌وکارهای آنلاین در این مناطق شده است. با توجه به فرسودگی پیشین زیرساخت‌ها در این استان‌ها، بازسازی این خسارات در شرایط جنگی و بحران اقتصادی کنونی، سال‌ها به طول خواهد انجامید که این امر موجب تعمیق هرچه بیشتر عقب‌ماندگی اقتصادی و انزوای ارتباطی در روژهلات کوردستان خواهد شد.

https://t.me/kajarOfficialChannel
تداوم قطعی اینترنت در ایران؛ رشد بازار سیاه و افزایش هزینه ارتباطات

در حالی که قطعی اینترنت در ایران وارد چهل‌وهشتمین روز خود شده، داده‌های نهادهای ناظر و گزارش‌های داخلی از تشدید پیامدهای اقتصادی و انسانی این محدودیت گسترده خبر می‌دهند.

https://t.me/kajarOfficialChannel
🔻 بیش از دو ماه از بازداشت شکیلا قاسمی شهروند بهایی و گرافیست ۲۶ ساله در کرمان می‌گذرد و او همچنان در سلول انفرادی زندان مرکزی کرمان نگهداری می‌شود.

به گفته منابع مطلع، خانم قاسمی که به‌عنوان امدادگر و مربی کودکان دارای اوتیسم فعالیت داشته، در ۱۳ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ با هجوم نیروهای امنیتی به منزل شخصی‌اش بازداشت شد. مأموران در جریان این اقدام ضمن تفتیش کامل خانه وسایل الکترونیکی او و اعضای خانواده‌اش را ضبط کردند.

با گذشت این مدت هیچ اطلاع روشنی درباره اتهامات، نهاد بازداشت‌کننده یا روند پرونده به خانواده وی ارائه نشده است. گزارش‌ها همچنین از محدودیت در تماس با خانواده و اعمال فشارهای بازجویی برای اخذ اعترافات اجباری حکایت دارند.

تداوم نگهداری در انفرادی و وضعیت نامشخص پرونده نگرانی‌ها درباره سلامت جسمی و روانی این شهروند را افزایش داده است.

https://t.me/kajarOfficialChannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از دوربین گریلا زیبایی هەورامان را ببینید؛

https://t.me/kajarOfficialChannel
زوج ایرانی بیتا همتی و محمدرضا مجیدی به اتهامات استفاده از مواد منفجره و سلاح، شرکت در تجمعات اعتراضی و بر هم زدن امنیت به اعدام محکوم شدند. اتهاماتی که انظار عمومی جهان می دانند که غیر از دفاع از حقوق انسانی خود، بن مایه ی دیگری ندارد….

https://t.me/kajarOfficialChannel