واران
1.78K subscribers
465 photos
305 videos
10 files
129 links
🌸شعرهای واران(جلیل صفربیگی)
کانال رباعی،نو رباعی @kar471
🌸ارتباط با واران @js471
Download Telegram
ه༅✿ #رباعی ✿༅ه

این سنگ -خدایان که تبر می شکنند
روزی که بیایی از کمر می شکنند
بردار تبر را و بزن ابراهیم!
بت های بزرگ زودتر می شکنند

#جلیل_صفربیگی

࿇༅✿ @js313 ✿༅࿇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عاشقی جرم قشنگی است.

بهروز یاسمی دوست داشتن است .مهربانی است. غزل است.روان و سلیس و عاشقانه ،مثل غزل های زیبای بهروز یاسمی.برگشتن از دوست داشتنش ارتداد است چرا که این حب -با تلفظ غلیظ ب،چیزی نزدیک به تشدید-خودش یک دین است.اگر کورد نباشید نیمی از بهروز را نتوانسته اید ببینید.لهجه ی شیرین و دوست داشتنی کلهری اش ،نیمی از زیبایی و دوست داشتن اوست.دست هایش معجزه ی او هستند فقط بلد است با دست هایش حرف بزند ، دست هایش شعر بلند دوستی است.من بهروز را خیلی وقت است بلدم.از سال های خیلی دور که من تازه شروع به دوست داشتن کرده بودم پیغمبری زیبا بود عصا قورت نداده ،با چین و چروکی در پیراهن.پیراهنی که در اهواز از شش جهت پاره شده بود.بهروز را به حق تهمت جادوگری زده بودند پیغمبری که شاعربود مجنون بود و ساحر.ماری در آستین نداشت اما سحر کلامش معجزه می کرد.شعرهایش راه نمی رفتند می دویدند کلمه هایش از جندی شاپور تا ایلام از ایلام تا تهران و از تهران تا تمام ایران را یک نفس دویده بودند.من حواری اش شدم بی معجزه ای در کلام و کلمه.بی سحری در شعر،و او مرا پذیرفته بود چرا که ساحر اعظم بود و من حواری چشم هایش .بهروز روز است . بهترین روز .در ایلام سه شنبه بود.پارک کودک را بغل می کرد و ایلام را پر از شعر .ایلام ،سه شنبه ها بهروز بود.روزی که به تهران رفت جمعه بود.ایلام هنوز جمعه است .تهران هر روز سه شنبه .من سه شنبه را دوست دارم .حتما بهروز یک روز که سه شنبه است به ایلام می آید و ما را از جمعه در می آورد.از عصر جمعه که غریب است و دلگیر .
یک نفری نمی توان بهروز را دوست داشت ‌تا شما شعری از بهروز می خوانید من می روم کمک بیاورم .

با توام امشب و می ترسم از آن سان بی تو
که پس از این شب و شب های فراوان بی تو

آه اگر این شب بی سایه به پایان برسد
چه کنم با تب فردای هراسان بی تو

خوش به حال من خوشبخت سر افشان با تو
بد به حال من بدبخت پریشان بی تو

با توام امشب و می خوانم از اندوه اتاق
بهت فردا شب این کلبه حیران بی تو

تو نباشی و نریزی و نپاشی در آن
به چه کار آیدم این خانه ویران بی تو؟

به تماشای عبور چه کسی باز شود
چشم این پنجره رو به خیابان بی تو؟

چشم این پنجره خیس تماشا دارد
صبح از آینه گردانی باران بی تو

اتفاقی که قرارست بیفتد این است:
دل ویران و سر بی سروسامان بی تو

چشمم از گریه چه سیلی که نینداخت به راه
به کجا می رود این رود شتابان بی تو؟
@behroozyasemi
https://www.instagram.com/p/CDTbd7NJuZD/?igshid=c8tc4o8koowr
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزل
ای پر از عاطفه در قحط محبت با من
کاش می شد بگشایی سر صحبت با من

هیچ کس نیست که تقسیم شود در اینجا
درد تنهایی و بی برگی و غربت با من

از خروشانی امواج نگاهت دیریست
باد نگشوده لبش را به حکایت با من

خواستم پر بزنم با تو به معراج خیال
آسمان دور شد از روی حسادت با من

بعد از این شور غزلهای شکوفا با تو
بعد از این مرثیه و غربت و حسرت با من

گرچه کوچیدی از این باغ ولی خواهد ماند
داغ چشمان تو تا روز قیامت با من
#جلیل_صفربیگی

🌹این غزل هم از کتاب شکلکی برای مرگه.مال دهه هفتاد.ببخشید تکراریه ولی اولین باره اینجا میذارم.
https://www.instagram.com/p/CDYdovsJ6Hh/?igshid=1qa5rfdz64cj8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزل
صبح، رخ باخته در وسعت بیمارستان
گریه آمیخته با غربت بیمارستان

مرگ از چار طرف –مثل چنار لب حوض-
سایه انداخته بر خلوت بیمارستان

بوی تنهایی و سرگیجه ی سکرآور خواب
الکلِ ریخته بر صورت بیمارستان

صبح خاکستری جمعه و طعم گس مرگ
مزّه ای تلخ تر از شربت بیمارستان

چشم بیمار اتاق صد و هفتاد و چهار
مانده بر عقربه ی ساعت بیمارستان

#جلیل_صفربیگی

🌹این غزل هم مال دهه هفتاده.کتاب شکلکلی برای مرگ.خودسوزی در ایلام بیداد می کرد.بیمار اتاق ۱۷۴ بلوطی بود که خودسوزی کرده بود.همین
https://www.instagram.com/p/CDdijFZpYfX/?igshid=nnwa81656j17
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزل
کاش بارانی ببارد قلب ها را تر کند
بگذرد از هفت بند ما، صدا را تر کند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگ های هوا را تر کند

بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را
شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا ناکجا را تر کند

چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران -که می بارد- شما را تر کند

#جلیل_صفربیگی

🌹این غزل هم از کتاب شکلکی برای مرگ هست.دهه هفتاد.
🌹🌹دوستان عزیز من تازه به توییتر پیوستم شما هم به من بپیوندید!!😊😇‏جلیل صفربیگی (‎@CDpVxxYogUhxy2o)
https://www.instagram.com/p/CDgDPB2JMm-/?igshid=rfmkccj7rg9l
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from واران
شعرم ذکر است تا علی می گویم
با هر کلمه دو یا علی می گویم
وصف تو به هیچ قالبی جا نشود
با عشق تو من رباعلی می گویم
جلیل صفربیگی
@js313
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما زاده شدیم از تراب تو علی!
آباد دلی که شد خراب تو علی
گویند حساب خلق در دست علی است
خوردم همه جا می به حساب تو علی!
جلیل صفربیگی
@js313
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM