واران
1.78K subscribers
465 photos
305 videos
10 files
129 links
🌸شعرهای واران(جلیل صفربیگی)
کانال رباعی،نو رباعی @kar471
🌸ارتباط با واران @js471
Download Telegram
ه༅✿ #رباعی ✿༅ه


ناگاه دچار مّد بی خوابی شد
از خویش برون نرفت و مردابی شد
عشق آمد وتور ماه گیری انداخت
دریاچه پراز ماهی قلابی شد

#جلیل_صفربیگی


࿇༅✿ @js313 ✿༅࿇
Forwarded from واران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ه༅✿ #رباعی ✿༅ه


درخویش مچاله بوده ام پیش ازاین
خاکستر ناله بوده ام پیش از این
در من چقدر چراغ روشن شده است
دشت گل لاله بوده ام پیش از این

#جلیل_صفربیگی


࿇༅✿ @js313 ✿༅࿇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from واران
هر خیر که در حساب من موجود است
از جود جواد است که نا محدود است
من دل به جواد بسته ام روز حساب
روزی که حساب ها همه مسدود است
جلیل صفربیگی
@js313
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ه༅✿ #رباعی ✿༅ه

لبخند بزن که بغض، آواز شود
تا هر رگ من سیم یکی ساز شود
تا بال درآورند در من کلمات
تا این همه زخم، نطقشان بازشود

#جلیل_صفربیگی

࿇༅✿ @js313 ✿༅࿇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزل
به بار و میوه اگر چه خوش آب و رنگ ترند
درخت های بدون ثمر قشنگ ترند

نگاه کن به سپیدار و سروهای ستبر
به بیدهای پریشان که شوخ و شنگ ترند

به بی تعلقی خود بناز ،اهل معاش
به قول خواجه ی شیراز ،چشم تنگ ترند

بگیر دلبر نازک دل سیه چرده
که دلبران پری چهره قلب سنگ ترند

دوقطره باده ی کهنه بریز در ته جام
شراب های کهنسال پرشرنگ ترند
#جلیل_صفربیگی
https://www.instagram.com/p/CC9J9HrJb_7/?igshid=zimopjnveuc5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ه༅✿ #رباعی ✿༅ه

بی شاخه و برگ و برگ برگم امروز
افتاده به دست و پای مرگم امروز
دیروز بلوط پیرسالی بودم
یک دفتر مشق شصت برگم امروز

#جلیل_صفربیگی

࿇༅✿ @js313 ✿༅࿇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزل

مثل خورشیدی که دست ماه را گم می کند
هر که عاشق شد یقینا راه را گم می کند

نا برادر عشق باشد یوسف صدیق هم
روز روشن راه را و چاه را گم می کند

حق ندارد هیچ کس آهی برآرد از جگر
گرچه این آیینه رد آه را گم می کند

جای خود در آینه باید ببینی دوست را
عشق گور آدم خودخواه را گم می کند

توبه ی عاشق سرانجامی ندارد دوستان
قاری این سوره بسم الله را گم می کند
#جلیل_صفربیگی
https://www.instagram.com/p/CDOB2Gxpl9P/?igshid=17mlu3ra75s86
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزل
بعد از سلام، عرض شود خدمت شما
ما نیز آدمیم بلانسبت شما

بانوی من! زیاد مزاحم نمی شوم
یک عمر داده است دلم زحمت شما

باور کنید باز همین چند لحظه پیش
با عشق باز بود سر صحبت شما

اما! هنوز هم به دلم -این دل غریب-
سر می زند زنی به قد و قامت شما

انگار سال هاست که کوچیده ای و ما
بر دوش می کشیم غم غربت شما

ما درد خویش را به خدا هم نگفته ایم
تا نشکنیم پیش کسی حرمت شما

من بیش از این مزاحم وقتت نمی شوم
بانو! خدا زیاد کند عزّت شما
#جلیل_صفربیگی

🌹این غزل محصول دهه هفتاد است.نزدیک به سی سال عمر دارد.سال های نخست شاعری.اولین بار در اولین کتاب شعر کلاسیکم منتشر شد.شکلکی برای مرگ.سال ۱۳۸۲.این روزها خیلی جاها نقل می شود گفتم خودم هم اینجا منتشرش کنم.ببخشید تکراریه.
https://www.instagram.com/p/CDRARwzJqSn/?igshid=6anshe86qi7t
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ه༅✿ #رباعی ✿༅ه
من -پنجره‌ی شکسته‌ی جنگ‌زده-
هرکس که رسیده به سرم سنگ زده
در خویش مچاله دورم انداخته‌اند
چون آهن ضایعاتی زنگ‌زده

#جلیل_صفربیگی

࿇༅✿ @js313 ✿༅࿇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ه༅✿ #رباعی ✿༅ه

این سنگ -خدایان که تبر می شکنند
روزی که بیایی از کمر می شکنند
بردار تبر را و بزن ابراهیم!
بت های بزرگ زودتر می شکنند

#جلیل_صفربیگی

࿇༅✿ @js313 ✿༅࿇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عاشقی جرم قشنگی است.

بهروز یاسمی دوست داشتن است .مهربانی است. غزل است.روان و سلیس و عاشقانه ،مثل غزل های زیبای بهروز یاسمی.برگشتن از دوست داشتنش ارتداد است چرا که این حب -با تلفظ غلیظ ب،چیزی نزدیک به تشدید-خودش یک دین است.اگر کورد نباشید نیمی از بهروز را نتوانسته اید ببینید.لهجه ی شیرین و دوست داشتنی کلهری اش ،نیمی از زیبایی و دوست داشتن اوست.دست هایش معجزه ی او هستند فقط بلد است با دست هایش حرف بزند ، دست هایش شعر بلند دوستی است.من بهروز را خیلی وقت است بلدم.از سال های خیلی دور که من تازه شروع به دوست داشتن کرده بودم پیغمبری زیبا بود عصا قورت نداده ،با چین و چروکی در پیراهن.پیراهنی که در اهواز از شش جهت پاره شده بود.بهروز را به حق تهمت جادوگری زده بودند پیغمبری که شاعربود مجنون بود و ساحر.ماری در آستین نداشت اما سحر کلامش معجزه می کرد.شعرهایش راه نمی رفتند می دویدند کلمه هایش از جندی شاپور تا ایلام از ایلام تا تهران و از تهران تا تمام ایران را یک نفس دویده بودند.من حواری اش شدم بی معجزه ای در کلام و کلمه.بی سحری در شعر،و او مرا پذیرفته بود چرا که ساحر اعظم بود و من حواری چشم هایش .بهروز روز است . بهترین روز .در ایلام سه شنبه بود.پارک کودک را بغل می کرد و ایلام را پر از شعر .ایلام ،سه شنبه ها بهروز بود.روزی که به تهران رفت جمعه بود.ایلام هنوز جمعه است .تهران هر روز سه شنبه .من سه شنبه را دوست دارم .حتما بهروز یک روز که سه شنبه است به ایلام می آید و ما را از جمعه در می آورد.از عصر جمعه که غریب است و دلگیر .
یک نفری نمی توان بهروز را دوست داشت ‌تا شما شعری از بهروز می خوانید من می روم کمک بیاورم .

با توام امشب و می ترسم از آن سان بی تو
که پس از این شب و شب های فراوان بی تو

آه اگر این شب بی سایه به پایان برسد
چه کنم با تب فردای هراسان بی تو

خوش به حال من خوشبخت سر افشان با تو
بد به حال من بدبخت پریشان بی تو

با توام امشب و می خوانم از اندوه اتاق
بهت فردا شب این کلبه حیران بی تو

تو نباشی و نریزی و نپاشی در آن
به چه کار آیدم این خانه ویران بی تو؟

به تماشای عبور چه کسی باز شود
چشم این پنجره رو به خیابان بی تو؟

چشم این پنجره خیس تماشا دارد
صبح از آینه گردانی باران بی تو

اتفاقی که قرارست بیفتد این است:
دل ویران و سر بی سروسامان بی تو

چشمم از گریه چه سیلی که نینداخت به راه
به کجا می رود این رود شتابان بی تو؟
@behroozyasemi
https://www.instagram.com/p/CDTbd7NJuZD/?igshid=c8tc4o8koowr