عشق آمد و ریخت در سرم چه عرقی
از نور گذاشت پیش رویم طبقی
فرمود که اقراء! اقراء! اقراء!اقراء!
من جز ورق یار نخواندم ورقی
#واران
اين همه رنجها از آن شد
كه ورق خود مىخوانيد
ورقِ يار
هيچ نمىخوانيد.
#مقالات_شمس
#مستعلیق
از نور گذاشت پیش رویم طبقی
فرمود که اقراء! اقراء! اقراء!اقراء!
من جز ورق یار نخواندم ورقی
#واران
اين همه رنجها از آن شد
كه ورق خود مىخوانيد
ورقِ يار
هيچ نمىخوانيد.
#مقالات_شمس
#مستعلیق
حبیب محبوب
حبیب اله بخشوده یکی از ستارگان درخشان آسمان فرهنگ و ادب این سامان است که سهم بزرگی در شکوفایی و بالندگی شعر و ادبیات فارسی و کوردی ایلام دارد.حبیب به سان رودی زلال و خروشان ،جاری و پرجنب و جوش است. رودخانەای پر از قزل آلاهای زیبا که هر تماشاگری را مسحور زیبایی و زلالی خود می کند.رودخانەای کە از جان زلال و روان ناب او سرچشمه می گیرد و سالهاست همچنان پویا و ساری و جاریست.
زیستی آیینە وار دارد و زلال و بی غل و غش است.هربار کە می بینمش ،چیزی از او یاد می گیرم .حبیب به راستی معلمی صادق و استادی فرزانەاست.سجایای اخلاقی حبیب از او چهرەای ممتاز و دوست داشتنی ساختە است او به راستی مجسمەی انسانیت است.سرشار از انرژی مثبت ، خیرخواه دیگران، پاکدل و نیک اندیش ، خالی از کینە و حسادت و لبریز از روشنایی است.شعرش آیینەی تمام نمای زیست والای انسانی اوست.ازپیشگامان شعر مدرن فارسی و کوردی است و در هردوزبان سرآمد و شاخص است.شعرش ریشەدار ، اصیل و باهویت است.نوآور و نوجوست و کشاف آن های شاعرانەی بسیاریست کە شعرش را شناسنامەدار کردەاست.بر قوالب کلاسیک مسلط است و فرم های مدرن شعر فارسی را به همان قوت و قدرت شعر کلاسیک می سراید.غزل، رباعی ، دوبیتی ، نیمایی، شعرسپید و هایکو را به زیبایی می سراید .دفترهای متعدد شعر او در این قالب ها گواه روشنی بر مدعای ماست.حبیب منتقدی آگاه و متبحڕ است .تسلط او بر شعرمتقدمین و متاخرین فارسی و کوردی ، ریزبینی، نکتەسنجی و نکتەبینی او، تسلط بر مکاتب ادبی غربی و آشنایی دقیق و بەروزش با شعرمعاصر فارسی از او منتقدی چیرەدست و صاحب نظر ساختە است.من این توفیق را داشتەام کە هموارە از نقدها و نظرهای صائبش بهرەها ببرم و به راستی و بی هیچ تعارفی ، استاد هموارە و همیشەی من بودە و هست.صداقت کم نظیرش در نقد شعر مثال زدنی است.حبیب نە تنها معلم و استاد من و خیل کثیری از شعرا و نویسندگان استان بودە و هست، استاد اخلاق و آموزگار انسانیت است.سلوکی عارفانە و زیستی خردمندانە دارد و حائز سجایای اخلاقی بسیاری است. از پیشروان وپیشگامان و سرآمدان شعر و ادبیات کوردی است و وزنەای سنگین و پشتوانەای قابل اتکا برای زبان و ادبیات کوردیست.علاوە بر تسلط عالی بر قالب های کلاسیک شعر کوردی، از پیشروان و جریان سازان شعرمدرن کوردیست .غزل، دوبیتی، رباعی و شعرسپید کوردی را نیز به زیبایی تمام می سراید و از نخستین شاعرانیست کە هایکو کوردی سرودە و آثار زیبایی خلق کردەاست.ترانەهای حبیب ، ورد زبان مردم کوچە و بازاراست و خوانندەهای مشهور کورد بسیاری از شعرهای زیبایش را خواندەاند .ترانەهای حبیب ، محبوبیت ویژەای دربین مردم کوردزبان ایران و عراق دارند.از بهترین منتقدان شعرمعاصر کوردیست و البتە از معدود کسانی کە نقد مکتوب آثار کوردی را وجهەی همت خود قراردادەاست.
دکتر بخشودە کارنامەای درخشان و پربار در حوزەی شعر و ادبیات فارسی و کوردی دارد.سالها رییس کانون شعرا و نویسندگان استان بودە، رییس و دبیر انجمنهای شعر فارسی و کوردی ، دبیر و داور دهها جشنواره ملی ، منطقەای و استانی، دبیرموفق و محبوب ادبیات مدارس استان، استاد ادبیات دانشگاەهای مختلف استان، منتقد جلسات پرتعداد نقد و بررسی شعرای استان ، تالیف دهها مقالە در نقد و بررسی شعر معاصر ، تالیف چندین کتاب ارزشمند شعر و پژوهش و نقد ، برگزیدە و برندەی دهها جایزەی معتبر ملی و استانی و....و تربیت دهها شاعر و نویسندە در استان ، نمونەهای کوچک از خدمات پررنگ استاد بخشودە هستند
سالها مدیرانجمن کوردی هانا بودە و مدتهاست مدیر انستیوی زبان و ادبیات کوردی است. به راستی خدمات حبیب در حوزەی زبان مادری بسیار برجستە و ارزشمند است و حق بزرگی برگردن فرهنگ و ادبیات کوردی دارد.
از نعمتهایی کە به لطف خدا نصیب من شده و هموارە شکرگزار آن بودەام ، شاگردی حبیب عزیز بودە و این شاگردی کماکان تداوم دارد.حبیب در ایلام قدرش پاس داشتە نشدە ، و بایستە و شایستە حقش ادا نگشتەاست.جادارد متولیان دولتی فرهنگ و هنر استان ، بزرگداشتی در خور شان و جایگاه حبیب برگزار کنند و قدر این استاد فرزانە را بیشتربدانند.از حبیب، شعرش،کتاب هایش، نقدهایش، اخلاق والایش ، سجایای رفتاری اش، خدماتش به فرهنگ و ادبیات فارسی و کوردی می شود کتابی قطور نوشت .از حبیب عزیز به خاطر تمام چیزهایی کە از او آموختەام سپاسگزارم و برایش بهترین ها را آرزومندم.شاگردی حبیب ، غنیمتی برای من بودە و هست .من و شعرم، ایلام و شاعران و شعرهایشان ، مدیون حبیب محبوب و دوست داشتنی هستیم.پایدار و ماناباد.
حبیب اله بخشوده یکی از ستارگان درخشان آسمان فرهنگ و ادب این سامان است که سهم بزرگی در شکوفایی و بالندگی شعر و ادبیات فارسی و کوردی ایلام دارد.حبیب به سان رودی زلال و خروشان ،جاری و پرجنب و جوش است. رودخانەای پر از قزل آلاهای زیبا که هر تماشاگری را مسحور زیبایی و زلالی خود می کند.رودخانەای کە از جان زلال و روان ناب او سرچشمه می گیرد و سالهاست همچنان پویا و ساری و جاریست.
زیستی آیینە وار دارد و زلال و بی غل و غش است.هربار کە می بینمش ،چیزی از او یاد می گیرم .حبیب به راستی معلمی صادق و استادی فرزانەاست.سجایای اخلاقی حبیب از او چهرەای ممتاز و دوست داشتنی ساختە است او به راستی مجسمەی انسانیت است.سرشار از انرژی مثبت ، خیرخواه دیگران، پاکدل و نیک اندیش ، خالی از کینە و حسادت و لبریز از روشنایی است.شعرش آیینەی تمام نمای زیست والای انسانی اوست.ازپیشگامان شعر مدرن فارسی و کوردی است و در هردوزبان سرآمد و شاخص است.شعرش ریشەدار ، اصیل و باهویت است.نوآور و نوجوست و کشاف آن های شاعرانەی بسیاریست کە شعرش را شناسنامەدار کردەاست.بر قوالب کلاسیک مسلط است و فرم های مدرن شعر فارسی را به همان قوت و قدرت شعر کلاسیک می سراید.غزل، رباعی ، دوبیتی ، نیمایی، شعرسپید و هایکو را به زیبایی می سراید .دفترهای متعدد شعر او در این قالب ها گواه روشنی بر مدعای ماست.حبیب منتقدی آگاه و متبحڕ است .تسلط او بر شعرمتقدمین و متاخرین فارسی و کوردی ، ریزبینی، نکتەسنجی و نکتەبینی او، تسلط بر مکاتب ادبی غربی و آشنایی دقیق و بەروزش با شعرمعاصر فارسی از او منتقدی چیرەدست و صاحب نظر ساختە است.من این توفیق را داشتەام کە هموارە از نقدها و نظرهای صائبش بهرەها ببرم و به راستی و بی هیچ تعارفی ، استاد هموارە و همیشەی من بودە و هست.صداقت کم نظیرش در نقد شعر مثال زدنی است.حبیب نە تنها معلم و استاد من و خیل کثیری از شعرا و نویسندگان استان بودە و هست، استاد اخلاق و آموزگار انسانیت است.سلوکی عارفانە و زیستی خردمندانە دارد و حائز سجایای اخلاقی بسیاری است. از پیشروان وپیشگامان و سرآمدان شعر و ادبیات کوردی است و وزنەای سنگین و پشتوانەای قابل اتکا برای زبان و ادبیات کوردیست.علاوە بر تسلط عالی بر قالب های کلاسیک شعر کوردی، از پیشروان و جریان سازان شعرمدرن کوردیست .غزل، دوبیتی، رباعی و شعرسپید کوردی را نیز به زیبایی تمام می سراید و از نخستین شاعرانیست کە هایکو کوردی سرودە و آثار زیبایی خلق کردەاست.ترانەهای حبیب ، ورد زبان مردم کوچە و بازاراست و خوانندەهای مشهور کورد بسیاری از شعرهای زیبایش را خواندەاند .ترانەهای حبیب ، محبوبیت ویژەای دربین مردم کوردزبان ایران و عراق دارند.از بهترین منتقدان شعرمعاصر کوردیست و البتە از معدود کسانی کە نقد مکتوب آثار کوردی را وجهەی همت خود قراردادەاست.
دکتر بخشودە کارنامەای درخشان و پربار در حوزەی شعر و ادبیات فارسی و کوردی دارد.سالها رییس کانون شعرا و نویسندگان استان بودە، رییس و دبیر انجمنهای شعر فارسی و کوردی ، دبیر و داور دهها جشنواره ملی ، منطقەای و استانی، دبیرموفق و محبوب ادبیات مدارس استان، استاد ادبیات دانشگاەهای مختلف استان، منتقد جلسات پرتعداد نقد و بررسی شعرای استان ، تالیف دهها مقالە در نقد و بررسی شعر معاصر ، تالیف چندین کتاب ارزشمند شعر و پژوهش و نقد ، برگزیدە و برندەی دهها جایزەی معتبر ملی و استانی و....و تربیت دهها شاعر و نویسندە در استان ، نمونەهای کوچک از خدمات پررنگ استاد بخشودە هستند
سالها مدیرانجمن کوردی هانا بودە و مدتهاست مدیر انستیوی زبان و ادبیات کوردی است. به راستی خدمات حبیب در حوزەی زبان مادری بسیار برجستە و ارزشمند است و حق بزرگی برگردن فرهنگ و ادبیات کوردی دارد.
از نعمتهایی کە به لطف خدا نصیب من شده و هموارە شکرگزار آن بودەام ، شاگردی حبیب عزیز بودە و این شاگردی کماکان تداوم دارد.حبیب در ایلام قدرش پاس داشتە نشدە ، و بایستە و شایستە حقش ادا نگشتەاست.جادارد متولیان دولتی فرهنگ و هنر استان ، بزرگداشتی در خور شان و جایگاه حبیب برگزار کنند و قدر این استاد فرزانە را بیشتربدانند.از حبیب، شعرش،کتاب هایش، نقدهایش، اخلاق والایش ، سجایای رفتاری اش، خدماتش به فرهنگ و ادبیات فارسی و کوردی می شود کتابی قطور نوشت .از حبیب عزیز به خاطر تمام چیزهایی کە از او آموختەام سپاسگزارم و برایش بهترین ها را آرزومندم.شاگردی حبیب ، غنیمتی برای من بودە و هست .من و شعرم، ایلام و شاعران و شعرهایشان ، مدیون حبیب محبوب و دوست داشتنی هستیم.پایدار و ماناباد.
Forwarded from صدا (یوحنا)
«خەولوان»: هوایی تازە در شعر کردی جنوبی
نگاهی بە مجموعه شعر جلیل صفربیگی
چکیده
نوگرایی در شعر کردی جنوبی،ضرورتی تاریخی است. مجموعهی خەولوان اثر جلیل صفربیگی، تلاشی آگاهانه برای عبور از ساختارهای تثبیتشده و دمیدن روحی تازه در کالبد زبان و فرم شعر کردی است. صفربیگی با اتکا به تجربهی خود در شعر فارسی و شناخت گستردە اش به زبانی دست یافته که هم بومی است و هم مدرن. در این متن، ویژگیهای سبکی و زبانی خەولوان در سه حوزهی «تحول در غزل»، «نوآوری واژگانی» و «بومیگرایی» بررسی میشود.
۱. مقدمه: نوگرایی بهمثابه خطر و امکان
نوگرایی همواره در مرز میان خطر و امکان ایستاده است. شاعر نوگرا با هر تجربهی تازه، سنت را به چالش میکشد و از همین رو، ناگزیر با مقاومت مخاطب و گاه طرد از سوی جریانهای رسمی روبهرو میشود. در شعر فارسی، نیما یوشیج نمونهی برجستهی چنین گسستی است که توانست میان سنت و مدرنیته پلی تازه بزند.
شعر کردی جنوبی نیز، گرچه سابقهای کهن دارد، در دهههای اخیر با کوششهایی پراکنده برای نوآوری روبهرو بوده است. اما خەولوان از نخستین تجربههایی در شعر کلاسیک کردی است که این حرکت را به شکلی منسجم و اندیشیده سامان میدهد؛ تجربهای که زبان کردی جنوبی را از درون متحول میسازد.
۲. غزل در خەولوان: از تکمضمونی تا چندمضمونی
در سنت شعر کردی جنوبی، غزل غالباً محدود به بیان عواطف عاشقانه بوده است. صفربیگی در خەولوان با عبور از این قاعده، غزل را به میدان اندیشه و اجتماع وارد میکند. او در عین حفظ موسیقی درونی، چندلایهگی معنایی را جانشین تکمضمونی سنتی کرده است:
در چنین ابیاتی، غزل از حالت گفتوگوی عاشق و معشوق خارج شده و به گفتوگویی میان انسان و جهان تبدیل میشود.
از حیث سبکشناختی، صفربیگی در غزلهای خود، تلفیقی از سبکهای عراقی و هندی را به کار گرفته است. نازکخیالی سبک هندی با شفافیت زبانی سبک عراقی در هم آمیخته و نتیجه، زبانی است روشن و تأملبرانگیز.
برای مثال در ابیات زیر:
و
کەێ
در این نمونهها، شاعر همزمان از ظرفیت عاطفی، عرفانی و اجتماعیِ زبان استفاده کرده است.
۳. سپیدسرایی در غزل: عبور از تقارن سنتی
صفربیگی در بخشی از غزلهای خود، منطق شعر سپید را وارد ساختار غزل کرده است. در این نوع از غزل، سطر به جای بیت مینشیند و ریتم آزاد جایگزین تقارن سنتی میشود. بر
دە وەرم
در این نمونهها، معنا از دل فرم زاده میشود و قافیه، نه هدف نهایی، بلکه بخشی از آهنگ درونی شعر است.
۴. نوآوریهای زبانی و واژگانی
از شاخصترین ویژگیهای خەولوان، توانایی شاعر در گسترش مرزهای زبان است. صفربیگی با خلق ترکیبها و مصدرهای تازه، ظرفیت تداعی و موسیقی در زبان کردی جنوبی را
ئەناریمە
در این بیت، واژگان تازهای چون «سێفیمە» و «ئەناریمە» ضمن حفظ ریتم، بار تصویری و نمادین شعر را افزایش میده
ە، گەماڵینم
در اینجا، شاعر با آمیختن ریشههای کهن زبانی و ساختن مصدرهای ابداعی، جهان واژگان کردی را از بستهبودن به گشودگی میرساند.
۵. بومیگرایی و جهانبینی کردی
نوگرایی در خەولوان نه انقطاع از سنت، بلکه گفتوگویی خلاق با آن است. صفربیگی در عین مدرن بودن، ریشه در هویت کردی خود دارد. این هویت، نه به صورت شعار، بلکه در بافت زبانی و جهانبینی
نگاهی بە مجموعه شعر جلیل صفربیگی
چکیده
نوگرایی در شعر کردی جنوبی،ضرورتی تاریخی است. مجموعهی خەولوان اثر جلیل صفربیگی، تلاشی آگاهانه برای عبور از ساختارهای تثبیتشده و دمیدن روحی تازه در کالبد زبان و فرم شعر کردی است. صفربیگی با اتکا به تجربهی خود در شعر فارسی و شناخت گستردە اش به زبانی دست یافته که هم بومی است و هم مدرن. در این متن، ویژگیهای سبکی و زبانی خەولوان در سه حوزهی «تحول در غزل»، «نوآوری واژگانی» و «بومیگرایی» بررسی میشود.
۱. مقدمه: نوگرایی بهمثابه خطر و امکان
نوگرایی همواره در مرز میان خطر و امکان ایستاده است. شاعر نوگرا با هر تجربهی تازه، سنت را به چالش میکشد و از همین رو، ناگزیر با مقاومت مخاطب و گاه طرد از سوی جریانهای رسمی روبهرو میشود. در شعر فارسی، نیما یوشیج نمونهی برجستهی چنین گسستی است که توانست میان سنت و مدرنیته پلی تازه بزند.
شعر کردی جنوبی نیز، گرچه سابقهای کهن دارد، در دهههای اخیر با کوششهایی پراکنده برای نوآوری روبهرو بوده است. اما خەولوان از نخستین تجربههایی در شعر کلاسیک کردی است که این حرکت را به شکلی منسجم و اندیشیده سامان میدهد؛ تجربهای که زبان کردی جنوبی را از درون متحول میسازد.
۲. غزل در خەولوان: از تکمضمونی تا چندمضمونی
در سنت شعر کردی جنوبی، غزل غالباً محدود به بیان عواطف عاشقانه بوده است. صفربیگی در خەولوان با عبور از این قاعده، غزل را به میدان اندیشه و اجتماع وارد میکند. او در عین حفظ موسیقی درونی، چندلایهگی معنایی را جانشین تکمضمونی سنتی کرده است:
هەرچەن ک زێمم وازە وَلێ جاڕ نیەکیشم
خوا کەن دەمل زمم و هاوار نیەکیشم
هەرچەن سەینی کەێ سەرم ئەڵ بان لەش خوەم
مەنسوور نیمم، منەتدار نیەکیشم
شان وە دەنگ کەس م نیەکەمەێ پلە ئڕا خوەم
تا خوەم بچمەو بان کەسێ و ئە خوار نیەکیشم
در چنین ابیاتی، غزل از حالت گفتوگوی عاشق و معشوق خارج شده و به گفتوگویی میان انسان و جهان تبدیل میشود.
از حیث سبکشناختی، صفربیگی در غزلهای خود، تلفیقی از سبکهای عراقی و هندی را به کار گرفته است. نازکخیالی سبک هندی با شفافیت زبانی سبک عراقی در هم آمیخته و نتیجه، زبانی است روشن و تأملبرانگیز.
برای مثال در ابیات زیر:
دڵەکم دەێ کە دە خوەم مەرگ بخەێگم ئەو خواریا در جایی دیگر
چگەسەو بان دە جەسەم مەرگ، بخەێگم ئەو خوار
منمە سان سیەێ ک هە پلم دەێگ وە زوور
سووک خوەم چنە کەم، مەرگ بخەێگم ئەو خوار
:ێ
چەنێ بێارێ خەنگ وە لێو مەردم وە دڵ پڕ خون
چەنێ بایەد دە نام خوەێ بسوزێ دەلقەک تەنیا
و
ن
یز:
وەنێگۊ عشق دەێ بانە ک ڕشیانە ملێ یەێ ڕووژ
یەکێ تێشگ دە گیانێ دا، یەکێ دێرێ زخاڵێ
کەێ
در این نمونهها، شاعر همزمان از ظرفیت عاطفی، عرفانی و اجتماعیِ زبان استفاده کرده است.
۳. سپیدسرایی در غزل: عبور از تقارن سنتی
صفربیگی در بخشی از غزلهای خود، منطق شعر سپید را وارد ساختار غزل کرده است. در این نوع از غزل، سطر به جای بیت مینشیند و ریتم آزاد جایگزین تقارن سنتی میشود. بر
ایئە
مثال:
چم سەرێ دێم و دە ئازادی و حالی پرسم
قەفەسێگم پەڕ و باڵێ کەمە وەر دێم ئەو دەر
چم گوپێ ئاو بونجم دە کیەنیی لێوێ
خەرگێگم ک سفاڵێ کەمە وەر دێم
و دەاڕ ها
ر
و یا:
چگنم م، قەتار هادە وەرم
چەنە ئەسپێ بوخار هادە وەرم
کاج دەرزن دە نام گیان و لەشم
سەد قڵا قیڕ ق
دە وەرم
در این نمونهها، معنا از دل فرم زاده میشود و قافیه، نه هدف نهایی، بلکه بخشی از آهنگ درونی شعر است.
۴. نوآوریهای زبانی و واژگانی
از شاخصترین ویژگیهای خەولوان، توانایی شاعر در گسترش مرزهای زبان است. صفربیگی با خلق ترکیبها و مصدرهای تازه، ظرفیت تداعی و موسیقی در زبان کردی جنوبی را
افزایشەێ خاکە
داده است.
م ئەو مەمنووعەمە ک کەس نەبایەد دە قەرەێ م باێ
دە باخ ئاسمان سێفیمە، د
ئەناریمە
در این بیت، واژگان تازهای چون «سێفیمە» و «ئەناریمە» ضمن حفظ ریتم، بار تصویری و نمادین شعر را افزایش میده
ند.پەڕ پەچی
یا در
غزلی دیگر:
مێەێگم دە قەپ گورگەو سەنن یەشەو لەش زامم
پەڵنگ کەێ بوو وەماو کەێ؟ دەێ
ە، گەماڵینم
در اینجا، شاعر با آمیختن ریشههای کهن زبانی و ساختن مصدرهای ابداعی، جهان واژگان کردی را از بستهبودن به گشودگی میرساند.
۵. بومیگرایی و جهانبینی کردی
نوگرایی در خەولوان نه انقطاع از سنت، بلکه گفتوگویی خلاق با آن است. صفربیگی در عین مدرن بودن، ریشه در هویت کردی خود دارد. این هویت، نه به صورت شعار، بلکه در بافت زبانی و جهانبینی
Forwarded from صدا (یوحنا)
شعر جاری است.
سەرەتر دە تەمام گەورە خاتۊنەیل کوردستان
م سۊن کوردە ماڵان بۊمە صاحب
سەروەنێ بۊمە
در اینجا، تعلق به سرزمین و زبان، در تاروپود ریتم و نحو شعر تنیده شده است. شاعر با زبانی بومی، جهانی میاندیشد و به این ترتیب، شعر کردی را از اقلیم محلی به افق انسانی ارتقاء می دهد
۶. رباعی و «چوارینە»: استمرار تجربهی فارسی در افق کردی
جلیل صفربیگی در شعر فارسی از شناختهشدهترین چهرههای رباعیسرایی معاصر است. ورود او به شعر کردی نیز از همین مسیر آغاز میشود. رباعیهای کردی خەولوان که او آنها را «چوارینە» نامیده، نمونهای از بومیسازی موفق قالب کلاسیک در زبان کردی است.
این «چوارینە»ها واجد ایجاز اندیشمندانه و زبان صیقلخوردهاند و نشان میدهند که چگونه میتوان تجربهی فارسی را در اقلیم کردی بازآفرینی کرد بدون آنکه به تقلید افتاد. صفربیگی همچنین قالب ابداعی خود نو رباعی را در شعر کردی جنوبی آوردە و چونان هدیە ای آن را بە شعر کردی تقدیم کردە است . بررسی رباعی ها و نورباعی مجموعه خەولوان مجال دیگری می طلبد و در این مطلب کوتاە صرفا بە غزل های مجموعه خەولوان پرداختە شدە است
نتیجهگیری
مجموعهی خەولوان را باید یکی از تجربههای جدی در مسیر نوسازی شعر کردی جنوبی دانست. صفربیگی با ترکیب سنت و نوگرایی، غزل و سپید، و بومیگرایی و جهاننگری، افقی تازه پیش روی شعر کردی گشوده است. خەولوان نشان میدهد که نوآوری، اگر با آگاهی از سنت همراه شود، میتواند نه تهدید، بلکه ضامن تداوم حیات زبان و شعر باشد.
#جلیل_صفربیگی
#مجموعه_شعر_کوردی_خەولوان
#خەولوان
آە از دل بی عاطفەی سنگی تو
از قلب سیاەگشتەی زنگی تو
مثل رسن دور گلوی حسنک
من را خبە کردەاست دلتنگی تو
#واران
"و حسنک را سوی دار بردند و به جایگاه رسانیدند. بر مرکبی که هرگز ننشسته بود نشانیدند و جلادش استوار ببست و رسنها فرود آورد و آواز دادند که سنگ زنید. هیچکس دست به سنگ نمیکرد و همه زار میگریستند، خاصه نشابوریان.
پس مشتی رِند را سیم دادند که سنگ زنند و مرد خود مرده بود، که جلادش رسن به گلو افکنده بود و خبه کرده. چون ازین فارغ شدند بوسهل و قوم از پای دار بازگشتند و حسنک تنها ماند، چنانکه تنها آمده بود، از شکم مادر. این است حسنک و روزگارش و گفتارش این بود که گفتی «مرا دعای نشابوریان بسازد.» و نساخت.
و این افسانهای است با بسیار عبارت"
#تاریخ_بیهقی
#مستعلیق
از قلب سیاەگشتەی زنگی تو
مثل رسن دور گلوی حسنک
من را خبە کردەاست دلتنگی تو
#واران
"و حسنک را سوی دار بردند و به جایگاه رسانیدند. بر مرکبی که هرگز ننشسته بود نشانیدند و جلادش استوار ببست و رسنها فرود آورد و آواز دادند که سنگ زنید. هیچکس دست به سنگ نمیکرد و همه زار میگریستند، خاصه نشابوریان.
پس مشتی رِند را سیم دادند که سنگ زنند و مرد خود مرده بود، که جلادش رسن به گلو افکنده بود و خبه کرده. چون ازین فارغ شدند بوسهل و قوم از پای دار بازگشتند و حسنک تنها ماند، چنانکه تنها آمده بود، از شکم مادر. این است حسنک و روزگارش و گفتارش این بود که گفتی «مرا دعای نشابوریان بسازد.» و نساخت.
و این افسانهای است با بسیار عبارت"
#تاریخ_بیهقی
#مستعلیق
Forwarded from روان نوشت...
✍️بوی بد مرگ میدهد زندگیام
با بغض و سکوت در پدرخواندگیام
آجر آجر به سنگ بستم خود را
دیوارم و لولام به در ماندگیام! ...
👤 #جلیل_صفربیگی
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
با بغض و سکوت در پدرخواندگیام
آجر آجر به سنگ بستم خود را
دیوارم و لولام به در ماندگیام! ...
👤 #جلیل_صفربیگی
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
Forwarded from شعر ها و یادداشت های من
مهدی آرمانی
خەو لوان
خەولوان، مجموعه شعر، جلیل صفربیگی، رباعی سرای مطرح روزگار ماست؛ جلیل، پیش از این، خالق مجموعه شعرهای متعدد فارسی به ویژه رباعی بوده و نو آور و خلاق ایستگاه های شعری را می پیماید و پیشرو و جریان ساز به ویژه در قالب رباعی مرزهای شعری را در می نوردد و مبدع نوع دیگری از شعر، نو رباعی است. نو رباعی، که گویی عصاره ی تمام پیکره ی رباعی در تک بیتی است.
جلیل صفربیگی، سابقه ترجمه دوبیتی های کردی فرهاد شاهمرادیان، "تو کنار آتشی من برف پارو میکنم" بودای کرد،" اشعار آزاد حسین شکربیگی،" عکسی یادگیری با مرگ، شعر " سپید کوتاه سامان بختیاری را دارد و همچنین در قالب دوبیتی دیر روزگاری طبع آزمایی نموده.
صفربیگی، شاعری است با اندوخته ای وسیع از شعر کلاسیک و معاصر و آشنا با تکنیک های شعری، می توان مجموعه شعری "خەولوان"
را، حاصل سیر و سلوک شاعرانه جلیل در منازل مختلف شعری به زبان کردی دانست.
جلیلی، که رندانه، با اشاراتی شیرین در این مجموعه به خود اشاره دارد. شاعری که در بیتی چنین می گوید:
دە پووس خوەم درامەو دەر، چمە پووس جلیل تر
هە دێم ئەو لا دە خوەم پووس و، وە لوولوولوو دە خەو ئەڵسم....
خەولوان، مجموعه ای از، قصیده ای بلند در ابتدای کتاب، چهل غزل هفتاد و هشت رباعی، و پنجاه و هشت نو رباعی، در دویست و نه صفحه، که نشر باشور، به چاپ رسانده است.
خەولوان، عنوانی بدیع و برساخته خود شاعر و گرفته شده از بیتی زیبا، از کتاب است.
خەو لوان، مجموعه ای است در سه بخش، داڵێن، غزل ها، گوڵەیل خار وە دەس، رباعی ها، و پەڵنگ دە خوەم ئەڵسم، نو رباعی ها، با درون مایه ای متنوع، که گاه بازتاب نگاه فلسفی، گاه اجتماعی، و گاه عاشقانه ی شاعر است.
دە قەدیمە بردگە هەر خوارزاێ ئەو خاڵوانێ
شاعرم م، جۊر گێشت خاڵوانم خەولوانم
و خواب، " شاهراهی، به سوی ناخودآگاه است؛
آنجا که سرچشمه امیال، آرزوها، ناکامی ها، و همچنین خاستگاه آثار هنری و شعر است.
خاڵوان، واژه ای نام آشنا، با اهالی زاگرس است و نشان از قرابتی دیرین و شیرین در
این دیار است. و همچنین، " خاڵوان" می تواند یادآور شاعران سده های پیش باشد که در سرزمین اعجاب انگیز و سحر آلود شعر قدم نهاده، عنوان " خەو لوان" به صورتی ضمنی بیانگر تازگی و دگرگون بودن دارد که نوعی آمادگی ذهنی را در ضمیر و ذهن خواننده اثر ایجاد می کند.
جلد کتاب، پرتره ای از شاعر در حال لبخند با پس زمینه ای سیاه، که می تواند تعابیر روان شناختی، به دنبال داشته باشد.
درست مانند شمعی در تاریکی!
شمعی که با شعله افروزی به تاریکی لعنت می فرستد و شاعری که با سلاح خنده آماده رویارویی با قسمت تاریک زندگی است.
ئڕا چە گیان م ڕووشنەو نەۊ، مەگەر دە قەڵبم فتیلە نەێرم
م دی شەکەت بۊمە دەێ تیەریکە، تە حەمڵ ئێ جەلیلە نەێرم
صفربیگی، در دنیای سحرآمیز شعر بی محابا دست به خلق می زند، کلمه ها را به تحرک وا می دارد، و از زاویای تازه مضامین شعری اش را می پرورد.
در قصیده انار، با زبانی فخیم و استوار؛
دە باخ سینگ ت هاتمە ئەنار وە دەس
هزار دار ڕێ ئەڵ م بەسینە دار وە دەس
مەگەر ک کەو هەفی عشق قۊتیانەو بەێ
ک چوار دەور دڵم پڕ بۊە دە مار وە دەس
دو پەل وە نام یەکەو هاتنە و تکەو بۊنە
چمان ک گرتگە گیس ت زوڵفەقار وە دەس
تو را برای اتفاقی دگرگونه آماده می سازد،
قصیده ای که بر خلاف عادت دیرین مدح
و وصف زدگی، عشق و عرفان را به هم می آمیزد.
گومیم دە نام شەو خەس گیست
کلیل ڕووژ نیە دە دەس شەوار وە دەس
غزل های صفربیگی، تجربه زیسته اوست؛ تجربه ی زیسته ای که در شعر او تجلی یافته،
در کلمه ها، به راه افتاده، و در مصراع ها، پیدا و پنهان می شود. صحنه ای است از زندگی، زندگی ها و زخم ها، زندگی و فریادها، بی آنکه گرد اندوه و درماندگی بر پیکره ی شعر بنشیند.
کوچگ دادە دەس باوگم، کلوانەو دە زیەم کوانەێ
چمانێ دە کلگ دێرێ، دە زیەم باوگ م کلوانەێ
هەر چەن ک زیەمم وازە، وەلێ هاوار نیەکیشم
خوا کەن دە مل زامم و هاوار نیەکیشم
ئڕا مەردم فکر کەن شاعرەێل ئارام و بێ دەردن
کەسێ ک چەن کەلیمە شعر ئۊشێ هۊچ خەم نەێرێ
جۊر تافەێ دە نەڵاتەۊمە تەمام عمر خوەم
هۊچ هاوارێ دە نام سینگم ئەمبار نەۊ
ئەگەر فێرم بکەن دە دەفتر شێعرێ م ئەو دۊنی
خوەمەو دە نام شێعرم، دە کەلیمەێلم هەشاریمە
ئوتوو کەم یەێ زیەم تازەێ، قەرارێ وەرد خوەم دێرم
دڵم نامە دە گیفانم، قومارێ وەرد خوەم دێرم
تەمام کارو بارم کردمەو دە ماڵ دێمەو دەر
م خەێر ئەز خوا وە زیەم داێن، چ کارێ وەرد خوەم دێرم
شاعر مجموعه " خەولوان" در پرداخت اشعار خود ضمن مضمون پردازی ها تازه، و کشف های تصویری و زبانی، در ساخت شعری خود پایبند به لحن " کردیاتی" است و رگه های این قلندری ها و ظرافت ها را در غزل ها، رباعی ها، و نو رباعی ها می توان دنبال کرد.
و از نمونه های قابل تأمل، که با اشاراتی شیرین و طنز آمیز همراه است:
خەو لوان
خەولوان، مجموعه شعر، جلیل صفربیگی، رباعی سرای مطرح روزگار ماست؛ جلیل، پیش از این، خالق مجموعه شعرهای متعدد فارسی به ویژه رباعی بوده و نو آور و خلاق ایستگاه های شعری را می پیماید و پیشرو و جریان ساز به ویژه در قالب رباعی مرزهای شعری را در می نوردد و مبدع نوع دیگری از شعر، نو رباعی است. نو رباعی، که گویی عصاره ی تمام پیکره ی رباعی در تک بیتی است.
جلیل صفربیگی، سابقه ترجمه دوبیتی های کردی فرهاد شاهمرادیان، "تو کنار آتشی من برف پارو میکنم" بودای کرد،" اشعار آزاد حسین شکربیگی،" عکسی یادگیری با مرگ، شعر " سپید کوتاه سامان بختیاری را دارد و همچنین در قالب دوبیتی دیر روزگاری طبع آزمایی نموده.
صفربیگی، شاعری است با اندوخته ای وسیع از شعر کلاسیک و معاصر و آشنا با تکنیک های شعری، می توان مجموعه شعری "خەولوان"
را، حاصل سیر و سلوک شاعرانه جلیل در منازل مختلف شعری به زبان کردی دانست.
جلیلی، که رندانه، با اشاراتی شیرین در این مجموعه به خود اشاره دارد. شاعری که در بیتی چنین می گوید:
دە پووس خوەم درامەو دەر، چمە پووس جلیل تر
هە دێم ئەو لا دە خوەم پووس و، وە لوولوولوو دە خەو ئەڵسم....
خەولوان، مجموعه ای از، قصیده ای بلند در ابتدای کتاب، چهل غزل هفتاد و هشت رباعی، و پنجاه و هشت نو رباعی، در دویست و نه صفحه، که نشر باشور، به چاپ رسانده است.
خەولوان، عنوانی بدیع و برساخته خود شاعر و گرفته شده از بیتی زیبا، از کتاب است.
خەو لوان، مجموعه ای است در سه بخش، داڵێن، غزل ها، گوڵەیل خار وە دەس، رباعی ها، و پەڵنگ دە خوەم ئەڵسم، نو رباعی ها، با درون مایه ای متنوع، که گاه بازتاب نگاه فلسفی، گاه اجتماعی، و گاه عاشقانه ی شاعر است.
دە قەدیمە بردگە هەر خوارزاێ ئەو خاڵوانێ
شاعرم م، جۊر گێشت خاڵوانم خەولوانم
و خواب، " شاهراهی، به سوی ناخودآگاه است؛
آنجا که سرچشمه امیال، آرزوها، ناکامی ها، و همچنین خاستگاه آثار هنری و شعر است.
خاڵوان، واژه ای نام آشنا، با اهالی زاگرس است و نشان از قرابتی دیرین و شیرین در
این دیار است. و همچنین، " خاڵوان" می تواند یادآور شاعران سده های پیش باشد که در سرزمین اعجاب انگیز و سحر آلود شعر قدم نهاده، عنوان " خەو لوان" به صورتی ضمنی بیانگر تازگی و دگرگون بودن دارد که نوعی آمادگی ذهنی را در ضمیر و ذهن خواننده اثر ایجاد می کند.
جلد کتاب، پرتره ای از شاعر در حال لبخند با پس زمینه ای سیاه، که می تواند تعابیر روان شناختی، به دنبال داشته باشد.
درست مانند شمعی در تاریکی!
شمعی که با شعله افروزی به تاریکی لعنت می فرستد و شاعری که با سلاح خنده آماده رویارویی با قسمت تاریک زندگی است.
ئڕا چە گیان م ڕووشنەو نەۊ، مەگەر دە قەڵبم فتیلە نەێرم
م دی شەکەت بۊمە دەێ تیەریکە، تە حەمڵ ئێ جەلیلە نەێرم
صفربیگی، در دنیای سحرآمیز شعر بی محابا دست به خلق می زند، کلمه ها را به تحرک وا می دارد، و از زاویای تازه مضامین شعری اش را می پرورد.
در قصیده انار، با زبانی فخیم و استوار؛
دە باخ سینگ ت هاتمە ئەنار وە دەس
هزار دار ڕێ ئەڵ م بەسینە دار وە دەس
مەگەر ک کەو هەفی عشق قۊتیانەو بەێ
ک چوار دەور دڵم پڕ بۊە دە مار وە دەس
دو پەل وە نام یەکەو هاتنە و تکەو بۊنە
چمان ک گرتگە گیس ت زوڵفەقار وە دەس
تو را برای اتفاقی دگرگونه آماده می سازد،
قصیده ای که بر خلاف عادت دیرین مدح
و وصف زدگی، عشق و عرفان را به هم می آمیزد.
گومیم دە نام شەو خەس گیست
کلیل ڕووژ نیە دە دەس شەوار وە دەس
غزل های صفربیگی، تجربه زیسته اوست؛ تجربه ی زیسته ای که در شعر او تجلی یافته،
در کلمه ها، به راه افتاده، و در مصراع ها، پیدا و پنهان می شود. صحنه ای است از زندگی، زندگی ها و زخم ها، زندگی و فریادها، بی آنکه گرد اندوه و درماندگی بر پیکره ی شعر بنشیند.
کوچگ دادە دەس باوگم، کلوانەو دە زیەم کوانەێ
چمانێ دە کلگ دێرێ، دە زیەم باوگ م کلوانەێ
هەر چەن ک زیەمم وازە، وەلێ هاوار نیەکیشم
خوا کەن دە مل زامم و هاوار نیەکیشم
ئڕا مەردم فکر کەن شاعرەێل ئارام و بێ دەردن
کەسێ ک چەن کەلیمە شعر ئۊشێ هۊچ خەم نەێرێ
جۊر تافەێ دە نەڵاتەۊمە تەمام عمر خوەم
هۊچ هاوارێ دە نام سینگم ئەمبار نەۊ
ئەگەر فێرم بکەن دە دەفتر شێعرێ م ئەو دۊنی
خوەمەو دە نام شێعرم، دە کەلیمەێلم هەشاریمە
ئوتوو کەم یەێ زیەم تازەێ، قەرارێ وەرد خوەم دێرم
دڵم نامە دە گیفانم، قومارێ وەرد خوەم دێرم
تەمام کارو بارم کردمەو دە ماڵ دێمەو دەر
م خەێر ئەز خوا وە زیەم داێن، چ کارێ وەرد خوەم دێرم
شاعر مجموعه " خەولوان" در پرداخت اشعار خود ضمن مضمون پردازی ها تازه، و کشف های تصویری و زبانی، در ساخت شعری خود پایبند به لحن " کردیاتی" است و رگه های این قلندری ها و ظرافت ها را در غزل ها، رباعی ها، و نو رباعی ها می توان دنبال کرد.
و از نمونه های قابل تأمل، که با اشاراتی شیرین و طنز آمیز همراه است:
Forwarded from شعر ها و یادداشت های من
یەێ ڕوو وتمەێ ت وە چە گیانم سینی؟
یەێ جفت پیاڵە نا دە بان سینی
ئەو جفت پیاڵە ک دە قەسرەو خەیتەێ
ئیلام ڕەین دە نامێەو دۊنی
باڵم نەچنن م تەو قیێگم دە خوەتان
مەجنوون خومار شەوقیێگم دە خوەتان
یەێ ڕووژ منی عشق دە بەغدا تاران
" یابە "! وە خودا م سەوقیێگم دە خوەتان
هەر ساڵ دە خەو وەهار هیلێگمە جی
گوڵ چووگ دە لام، یار هیێگمە جی
ئیلام قەتار ئەڕەێ نەکیشانە وەلێ
ڕووژێ دو دەفە قەتار هیلێگمە جی
زخم "زیەم" واژه ای است که در شعرهای صفربیگی گاه دهان باز می کند و روی دیگر زندگی را پیش روی تو می نمایاند.
و در نبردگاه شعری او، زخم مغلوب است؛
زخم ها را به بازی می گیرد و از کنار آن ها می
گذرد و فراونی زخم ها و دردها را با اعجاز شعر تاب می آورد و ناگاه و بی اختیار لبخند را در گوشه لب های خود می بینی:
ها کوو دەس خەێرێ ک وە ئیمە جا بەێ
خۊن و خەڕگاو ئێ خراوە لا بەێ
زەخم ئێقرە دەێرە فرەسە ک نیەتۊەنیم
بۊشیم وە زەخمێ ک تەکێ ئەو لا بەێ
و از نو رباعی ها یی از این دست:
گوم بۊمنە
دە ژێر دەس و پاێ وڵات
هەێ خەم
ت ملت دریژە
بۊ هایمنە کوو؟
هەرچگ کوچگە
ئەڵ بچنن دەێ خاکە
ئمساڵ
دە جی گەنم مەلۊچگ خەیمن
" خەولوان" حاصل و عصاره ی سالها تجربه اندوزی جلیل صفربیگی در شعر فارسی، به زبان کردی است و سرشار از همان تازگی ها، تصویر آفرینی ها و مضمون پردازی ها است.
میدان شعری او وسیع و گسترده است و از چشم اندازهای تازه به مناظر شعر می نگرد
و در مقابل تابلو های نقاشی شعر او می توان ایستاد و تأمل کرد و به شعر امروز فکر کرد....
یەێ جفت پیاڵە نا دە بان سینی
ئەو جفت پیاڵە ک دە قەسرەو خەیتەێ
ئیلام ڕەین دە نامێەو دۊنی
باڵم نەچنن م تەو قیێگم دە خوەتان
مەجنوون خومار شەوقیێگم دە خوەتان
یەێ ڕووژ منی عشق دە بەغدا تاران
" یابە "! وە خودا م سەوقیێگم دە خوەتان
هەر ساڵ دە خەو وەهار هیلێگمە جی
گوڵ چووگ دە لام، یار هیێگمە جی
ئیلام قەتار ئەڕەێ نەکیشانە وەلێ
ڕووژێ دو دەفە قەتار هیلێگمە جی
زخم "زیەم" واژه ای است که در شعرهای صفربیگی گاه دهان باز می کند و روی دیگر زندگی را پیش روی تو می نمایاند.
و در نبردگاه شعری او، زخم مغلوب است؛
زخم ها را به بازی می گیرد و از کنار آن ها می
گذرد و فراونی زخم ها و دردها را با اعجاز شعر تاب می آورد و ناگاه و بی اختیار لبخند را در گوشه لب های خود می بینی:
ها کوو دەس خەێرێ ک وە ئیمە جا بەێ
خۊن و خەڕگاو ئێ خراوە لا بەێ
زەخم ئێقرە دەێرە فرەسە ک نیەتۊەنیم
بۊشیم وە زەخمێ ک تەکێ ئەو لا بەێ
و از نو رباعی ها یی از این دست:
گوم بۊمنە
دە ژێر دەس و پاێ وڵات
هەێ خەم
ت ملت دریژە
بۊ هایمنە کوو؟
هەرچگ کوچگە
ئەڵ بچنن دەێ خاکە
ئمساڵ
دە جی گەنم مەلۊچگ خەیمن
" خەولوان" حاصل و عصاره ی سالها تجربه اندوزی جلیل صفربیگی در شعر فارسی، به زبان کردی است و سرشار از همان تازگی ها، تصویر آفرینی ها و مضمون پردازی ها است.
میدان شعری او وسیع و گسترده است و از چشم اندازهای تازه به مناظر شعر می نگرد
و در مقابل تابلو های نقاشی شعر او می توان ایستاد و تأمل کرد و به شعر امروز فکر کرد....
شد پنبه هر آرزو که در دل رشتیم
با جوهر خود، خون جگر آغشتیم
"کاغذ برسید و شب به آخر آمد"
سطری ز مصیبت غمت ننوشتیم
#واران
◾️تعزیتنامه...
اگر کار بر مراد من بودی، و قلم به مراد خود بر کاغذ نهادمی؛ جز تعزیتنامهها ننوشتمی امّا تو صاحب مصیبت نیستی، و مرا از آن غیرت آید که هر کس در احوال مصیبتزدگان نگاه کند از راه تماشا. مصیبتزدهای بایستی تا اندوه خود با او بگفتمی.
کاغذ برسید، و شب به آخِر آمد...
#نامههای_عینالقضات_همدانی
#مستعلیق
با جوهر خود، خون جگر آغشتیم
"کاغذ برسید و شب به آخر آمد"
سطری ز مصیبت غمت ننوشتیم
#واران
◾️تعزیتنامه...
اگر کار بر مراد من بودی، و قلم به مراد خود بر کاغذ نهادمی؛ جز تعزیتنامهها ننوشتمی امّا تو صاحب مصیبت نیستی، و مرا از آن غیرت آید که هر کس در احوال مصیبتزدگان نگاه کند از راه تماشا. مصیبتزدهای بایستی تا اندوه خود با او بگفتمی.
کاغذ برسید، و شب به آخِر آمد...
#نامههای_عینالقضات_همدانی
#مستعلیق