عین عدمند اگر وجودی دارند
چون سوختنِ بدون دودی دارند
خون همهی جانوران سرخ بُوَد
عشاق ولی خون کبودی دارند
#واران
گفت:
"خون همه جانوران سرخ بُوَد و خونِ عاشقان کبود."
#ابوالحسن_خرقانی
#مستعلیق
چون سوختنِ بدون دودی دارند
خون همهی جانوران سرخ بُوَد
عشاق ولی خون کبودی دارند
#واران
گفت:
"خون همه جانوران سرخ بُوَد و خونِ عاشقان کبود."
#ابوالحسن_خرقانی
#مستعلیق
Forwarded from اکرام بسیم
اتفاقاً عشق مشکل نیست
یک کلیکِ ساده روی صفحۀ گوشی:
«دوستت دارم!»
زیر آن، یک قلب قرمز مىگذارد
با کلیکی نرم
دستِ مشتاقی که آن پُشت است
عشق، کارِ قلب، دیگر نیست
کارِ انگشت است!
#سیدعلی_میرافضلی
یک کلیکِ ساده روی صفحۀ گوشی:
«دوستت دارم!»
زیر آن، یک قلب قرمز مىگذارد
با کلیکی نرم
دستِ مشتاقی که آن پُشت است
عشق، کارِ قلب، دیگر نیست
کارِ انگشت است!
#سیدعلی_میرافضلی
"خەولوان"منتشر شد
"خەولوان"نخستین مجموعەی شعر کوردی من ، در 209 صفحە شامل 171قطعە شعر در قالب های غزل ، رباعی و نورباعیست.این مجموعە با تلاش های دوستان عزیزم آقایان فرهادشاهمرادیان و حسین شکربیگی در حوزەهنری استان و محمدمرادی نصاری مدیر نشر وزین باشور، به شکلی شایستە،چاپ و منتشر شدە است.از این عزیزان سپاسگزارم.
"خەولوان"نخستین مجموعەی شعر کوردی من ، در 209 صفحە شامل 171قطعە شعر در قالب های غزل ، رباعی و نورباعیست.این مجموعە با تلاش های دوستان عزیزم آقایان فرهادشاهمرادیان و حسین شکربیگی در حوزەهنری استان و محمدمرادی نصاری مدیر نشر وزین باشور، به شکلی شایستە،چاپ و منتشر شدە است.از این عزیزان سپاسگزارم.
عشق آمد و ریخت در سرم چه عرقی
از نور گذاشت پیش رویم طبقی
فرمود که اقراء! اقراء! اقراء!اقراء!
من جز ورق یار نخواندم ورقی
#واران
اين همه رنجها از آن شد
كه ورق خود مىخوانيد
ورقِ يار
هيچ نمىخوانيد.
#مقالات_شمس
#مستعلیق
از نور گذاشت پیش رویم طبقی
فرمود که اقراء! اقراء! اقراء!اقراء!
من جز ورق یار نخواندم ورقی
#واران
اين همه رنجها از آن شد
كه ورق خود مىخوانيد
ورقِ يار
هيچ نمىخوانيد.
#مقالات_شمس
#مستعلیق
حبیب محبوب
حبیب اله بخشوده یکی از ستارگان درخشان آسمان فرهنگ و ادب این سامان است که سهم بزرگی در شکوفایی و بالندگی شعر و ادبیات فارسی و کوردی ایلام دارد.حبیب به سان رودی زلال و خروشان ،جاری و پرجنب و جوش است. رودخانەای پر از قزل آلاهای زیبا که هر تماشاگری را مسحور زیبایی و زلالی خود می کند.رودخانەای کە از جان زلال و روان ناب او سرچشمه می گیرد و سالهاست همچنان پویا و ساری و جاریست.
زیستی آیینە وار دارد و زلال و بی غل و غش است.هربار کە می بینمش ،چیزی از او یاد می گیرم .حبیب به راستی معلمی صادق و استادی فرزانەاست.سجایای اخلاقی حبیب از او چهرەای ممتاز و دوست داشتنی ساختە است او به راستی مجسمەی انسانیت است.سرشار از انرژی مثبت ، خیرخواه دیگران، پاکدل و نیک اندیش ، خالی از کینە و حسادت و لبریز از روشنایی است.شعرش آیینەی تمام نمای زیست والای انسانی اوست.ازپیشگامان شعر مدرن فارسی و کوردی است و در هردوزبان سرآمد و شاخص است.شعرش ریشەدار ، اصیل و باهویت است.نوآور و نوجوست و کشاف آن های شاعرانەی بسیاریست کە شعرش را شناسنامەدار کردەاست.بر قوالب کلاسیک مسلط است و فرم های مدرن شعر فارسی را به همان قوت و قدرت شعر کلاسیک می سراید.غزل، رباعی ، دوبیتی ، نیمایی، شعرسپید و هایکو را به زیبایی می سراید .دفترهای متعدد شعر او در این قالب ها گواه روشنی بر مدعای ماست.حبیب منتقدی آگاه و متبحڕ است .تسلط او بر شعرمتقدمین و متاخرین فارسی و کوردی ، ریزبینی، نکتەسنجی و نکتەبینی او، تسلط بر مکاتب ادبی غربی و آشنایی دقیق و بەروزش با شعرمعاصر فارسی از او منتقدی چیرەدست و صاحب نظر ساختە است.من این توفیق را داشتەام کە هموارە از نقدها و نظرهای صائبش بهرەها ببرم و به راستی و بی هیچ تعارفی ، استاد هموارە و همیشەی من بودە و هست.صداقت کم نظیرش در نقد شعر مثال زدنی است.حبیب نە تنها معلم و استاد من و خیل کثیری از شعرا و نویسندگان استان بودە و هست، استاد اخلاق و آموزگار انسانیت است.سلوکی عارفانە و زیستی خردمندانە دارد و حائز سجایای اخلاقی بسیاری است. از پیشروان وپیشگامان و سرآمدان شعر و ادبیات کوردی است و وزنەای سنگین و پشتوانەای قابل اتکا برای زبان و ادبیات کوردیست.علاوە بر تسلط عالی بر قالب های کلاسیک شعر کوردی، از پیشروان و جریان سازان شعرمدرن کوردیست .غزل، دوبیتی، رباعی و شعرسپید کوردی را نیز به زیبایی تمام می سراید و از نخستین شاعرانیست کە هایکو کوردی سرودە و آثار زیبایی خلق کردەاست.ترانەهای حبیب ، ورد زبان مردم کوچە و بازاراست و خوانندەهای مشهور کورد بسیاری از شعرهای زیبایش را خواندەاند .ترانەهای حبیب ، محبوبیت ویژەای دربین مردم کوردزبان ایران و عراق دارند.از بهترین منتقدان شعرمعاصر کوردیست و البتە از معدود کسانی کە نقد مکتوب آثار کوردی را وجهەی همت خود قراردادەاست.
دکتر بخشودە کارنامەای درخشان و پربار در حوزەی شعر و ادبیات فارسی و کوردی دارد.سالها رییس کانون شعرا و نویسندگان استان بودە، رییس و دبیر انجمنهای شعر فارسی و کوردی ، دبیر و داور دهها جشنواره ملی ، منطقەای و استانی، دبیرموفق و محبوب ادبیات مدارس استان، استاد ادبیات دانشگاەهای مختلف استان، منتقد جلسات پرتعداد نقد و بررسی شعرای استان ، تالیف دهها مقالە در نقد و بررسی شعر معاصر ، تالیف چندین کتاب ارزشمند شعر و پژوهش و نقد ، برگزیدە و برندەی دهها جایزەی معتبر ملی و استانی و....و تربیت دهها شاعر و نویسندە در استان ، نمونەهای کوچک از خدمات پررنگ استاد بخشودە هستند
سالها مدیرانجمن کوردی هانا بودە و مدتهاست مدیر انستیوی زبان و ادبیات کوردی است. به راستی خدمات حبیب در حوزەی زبان مادری بسیار برجستە و ارزشمند است و حق بزرگی برگردن فرهنگ و ادبیات کوردی دارد.
از نعمتهایی کە به لطف خدا نصیب من شده و هموارە شکرگزار آن بودەام ، شاگردی حبیب عزیز بودە و این شاگردی کماکان تداوم دارد.حبیب در ایلام قدرش پاس داشتە نشدە ، و بایستە و شایستە حقش ادا نگشتەاست.جادارد متولیان دولتی فرهنگ و هنر استان ، بزرگداشتی در خور شان و جایگاه حبیب برگزار کنند و قدر این استاد فرزانە را بیشتربدانند.از حبیب، شعرش،کتاب هایش، نقدهایش، اخلاق والایش ، سجایای رفتاری اش، خدماتش به فرهنگ و ادبیات فارسی و کوردی می شود کتابی قطور نوشت .از حبیب عزیز به خاطر تمام چیزهایی کە از او آموختەام سپاسگزارم و برایش بهترین ها را آرزومندم.شاگردی حبیب ، غنیمتی برای من بودە و هست .من و شعرم، ایلام و شاعران و شعرهایشان ، مدیون حبیب محبوب و دوست داشتنی هستیم.پایدار و ماناباد.
حبیب اله بخشوده یکی از ستارگان درخشان آسمان فرهنگ و ادب این سامان است که سهم بزرگی در شکوفایی و بالندگی شعر و ادبیات فارسی و کوردی ایلام دارد.حبیب به سان رودی زلال و خروشان ،جاری و پرجنب و جوش است. رودخانەای پر از قزل آلاهای زیبا که هر تماشاگری را مسحور زیبایی و زلالی خود می کند.رودخانەای کە از جان زلال و روان ناب او سرچشمه می گیرد و سالهاست همچنان پویا و ساری و جاریست.
زیستی آیینە وار دارد و زلال و بی غل و غش است.هربار کە می بینمش ،چیزی از او یاد می گیرم .حبیب به راستی معلمی صادق و استادی فرزانەاست.سجایای اخلاقی حبیب از او چهرەای ممتاز و دوست داشتنی ساختە است او به راستی مجسمەی انسانیت است.سرشار از انرژی مثبت ، خیرخواه دیگران، پاکدل و نیک اندیش ، خالی از کینە و حسادت و لبریز از روشنایی است.شعرش آیینەی تمام نمای زیست والای انسانی اوست.ازپیشگامان شعر مدرن فارسی و کوردی است و در هردوزبان سرآمد و شاخص است.شعرش ریشەدار ، اصیل و باهویت است.نوآور و نوجوست و کشاف آن های شاعرانەی بسیاریست کە شعرش را شناسنامەدار کردەاست.بر قوالب کلاسیک مسلط است و فرم های مدرن شعر فارسی را به همان قوت و قدرت شعر کلاسیک می سراید.غزل، رباعی ، دوبیتی ، نیمایی، شعرسپید و هایکو را به زیبایی می سراید .دفترهای متعدد شعر او در این قالب ها گواه روشنی بر مدعای ماست.حبیب منتقدی آگاه و متبحڕ است .تسلط او بر شعرمتقدمین و متاخرین فارسی و کوردی ، ریزبینی، نکتەسنجی و نکتەبینی او، تسلط بر مکاتب ادبی غربی و آشنایی دقیق و بەروزش با شعرمعاصر فارسی از او منتقدی چیرەدست و صاحب نظر ساختە است.من این توفیق را داشتەام کە هموارە از نقدها و نظرهای صائبش بهرەها ببرم و به راستی و بی هیچ تعارفی ، استاد هموارە و همیشەی من بودە و هست.صداقت کم نظیرش در نقد شعر مثال زدنی است.حبیب نە تنها معلم و استاد من و خیل کثیری از شعرا و نویسندگان استان بودە و هست، استاد اخلاق و آموزگار انسانیت است.سلوکی عارفانە و زیستی خردمندانە دارد و حائز سجایای اخلاقی بسیاری است. از پیشروان وپیشگامان و سرآمدان شعر و ادبیات کوردی است و وزنەای سنگین و پشتوانەای قابل اتکا برای زبان و ادبیات کوردیست.علاوە بر تسلط عالی بر قالب های کلاسیک شعر کوردی، از پیشروان و جریان سازان شعرمدرن کوردیست .غزل، دوبیتی، رباعی و شعرسپید کوردی را نیز به زیبایی تمام می سراید و از نخستین شاعرانیست کە هایکو کوردی سرودە و آثار زیبایی خلق کردەاست.ترانەهای حبیب ، ورد زبان مردم کوچە و بازاراست و خوانندەهای مشهور کورد بسیاری از شعرهای زیبایش را خواندەاند .ترانەهای حبیب ، محبوبیت ویژەای دربین مردم کوردزبان ایران و عراق دارند.از بهترین منتقدان شعرمعاصر کوردیست و البتە از معدود کسانی کە نقد مکتوب آثار کوردی را وجهەی همت خود قراردادەاست.
دکتر بخشودە کارنامەای درخشان و پربار در حوزەی شعر و ادبیات فارسی و کوردی دارد.سالها رییس کانون شعرا و نویسندگان استان بودە، رییس و دبیر انجمنهای شعر فارسی و کوردی ، دبیر و داور دهها جشنواره ملی ، منطقەای و استانی، دبیرموفق و محبوب ادبیات مدارس استان، استاد ادبیات دانشگاەهای مختلف استان، منتقد جلسات پرتعداد نقد و بررسی شعرای استان ، تالیف دهها مقالە در نقد و بررسی شعر معاصر ، تالیف چندین کتاب ارزشمند شعر و پژوهش و نقد ، برگزیدە و برندەی دهها جایزەی معتبر ملی و استانی و....و تربیت دهها شاعر و نویسندە در استان ، نمونەهای کوچک از خدمات پررنگ استاد بخشودە هستند
سالها مدیرانجمن کوردی هانا بودە و مدتهاست مدیر انستیوی زبان و ادبیات کوردی است. به راستی خدمات حبیب در حوزەی زبان مادری بسیار برجستە و ارزشمند است و حق بزرگی برگردن فرهنگ و ادبیات کوردی دارد.
از نعمتهایی کە به لطف خدا نصیب من شده و هموارە شکرگزار آن بودەام ، شاگردی حبیب عزیز بودە و این شاگردی کماکان تداوم دارد.حبیب در ایلام قدرش پاس داشتە نشدە ، و بایستە و شایستە حقش ادا نگشتەاست.جادارد متولیان دولتی فرهنگ و هنر استان ، بزرگداشتی در خور شان و جایگاه حبیب برگزار کنند و قدر این استاد فرزانە را بیشتربدانند.از حبیب، شعرش،کتاب هایش، نقدهایش، اخلاق والایش ، سجایای رفتاری اش، خدماتش به فرهنگ و ادبیات فارسی و کوردی می شود کتابی قطور نوشت .از حبیب عزیز به خاطر تمام چیزهایی کە از او آموختەام سپاسگزارم و برایش بهترین ها را آرزومندم.شاگردی حبیب ، غنیمتی برای من بودە و هست .من و شعرم، ایلام و شاعران و شعرهایشان ، مدیون حبیب محبوب و دوست داشتنی هستیم.پایدار و ماناباد.
Forwarded from صدا (یوحنا)
«خەولوان»: هوایی تازە در شعر کردی جنوبی
نگاهی بە مجموعه شعر جلیل صفربیگی
چکیده
نوگرایی در شعر کردی جنوبی،ضرورتی تاریخی است. مجموعهی خەولوان اثر جلیل صفربیگی، تلاشی آگاهانه برای عبور از ساختارهای تثبیتشده و دمیدن روحی تازه در کالبد زبان و فرم شعر کردی است. صفربیگی با اتکا به تجربهی خود در شعر فارسی و شناخت گستردە اش به زبانی دست یافته که هم بومی است و هم مدرن. در این متن، ویژگیهای سبکی و زبانی خەولوان در سه حوزهی «تحول در غزل»، «نوآوری واژگانی» و «بومیگرایی» بررسی میشود.
۱. مقدمه: نوگرایی بهمثابه خطر و امکان
نوگرایی همواره در مرز میان خطر و امکان ایستاده است. شاعر نوگرا با هر تجربهی تازه، سنت را به چالش میکشد و از همین رو، ناگزیر با مقاومت مخاطب و گاه طرد از سوی جریانهای رسمی روبهرو میشود. در شعر فارسی، نیما یوشیج نمونهی برجستهی چنین گسستی است که توانست میان سنت و مدرنیته پلی تازه بزند.
شعر کردی جنوبی نیز، گرچه سابقهای کهن دارد، در دهههای اخیر با کوششهایی پراکنده برای نوآوری روبهرو بوده است. اما خەولوان از نخستین تجربههایی در شعر کلاسیک کردی است که این حرکت را به شکلی منسجم و اندیشیده سامان میدهد؛ تجربهای که زبان کردی جنوبی را از درون متحول میسازد.
۲. غزل در خەولوان: از تکمضمونی تا چندمضمونی
در سنت شعر کردی جنوبی، غزل غالباً محدود به بیان عواطف عاشقانه بوده است. صفربیگی در خەولوان با عبور از این قاعده، غزل را به میدان اندیشه و اجتماع وارد میکند. او در عین حفظ موسیقی درونی، چندلایهگی معنایی را جانشین تکمضمونی سنتی کرده است:
در چنین ابیاتی، غزل از حالت گفتوگوی عاشق و معشوق خارج شده و به گفتوگویی میان انسان و جهان تبدیل میشود.
از حیث سبکشناختی، صفربیگی در غزلهای خود، تلفیقی از سبکهای عراقی و هندی را به کار گرفته است. نازکخیالی سبک هندی با شفافیت زبانی سبک عراقی در هم آمیخته و نتیجه، زبانی است روشن و تأملبرانگیز.
برای مثال در ابیات زیر:
و
کەێ
در این نمونهها، شاعر همزمان از ظرفیت عاطفی، عرفانی و اجتماعیِ زبان استفاده کرده است.
۳. سپیدسرایی در غزل: عبور از تقارن سنتی
صفربیگی در بخشی از غزلهای خود، منطق شعر سپید را وارد ساختار غزل کرده است. در این نوع از غزل، سطر به جای بیت مینشیند و ریتم آزاد جایگزین تقارن سنتی میشود. بر
دە وەرم
در این نمونهها، معنا از دل فرم زاده میشود و قافیه، نه هدف نهایی، بلکه بخشی از آهنگ درونی شعر است.
۴. نوآوریهای زبانی و واژگانی
از شاخصترین ویژگیهای خەولوان، توانایی شاعر در گسترش مرزهای زبان است. صفربیگی با خلق ترکیبها و مصدرهای تازه، ظرفیت تداعی و موسیقی در زبان کردی جنوبی را
ئەناریمە
در این بیت، واژگان تازهای چون «سێفیمە» و «ئەناریمە» ضمن حفظ ریتم، بار تصویری و نمادین شعر را افزایش میده
ە، گەماڵینم
در اینجا، شاعر با آمیختن ریشههای کهن زبانی و ساختن مصدرهای ابداعی، جهان واژگان کردی را از بستهبودن به گشودگی میرساند.
۵. بومیگرایی و جهانبینی کردی
نوگرایی در خەولوان نه انقطاع از سنت، بلکه گفتوگویی خلاق با آن است. صفربیگی در عین مدرن بودن، ریشه در هویت کردی خود دارد. این هویت، نه به صورت شعار، بلکه در بافت زبانی و جهانبینی
نگاهی بە مجموعه شعر جلیل صفربیگی
چکیده
نوگرایی در شعر کردی جنوبی،ضرورتی تاریخی است. مجموعهی خەولوان اثر جلیل صفربیگی، تلاشی آگاهانه برای عبور از ساختارهای تثبیتشده و دمیدن روحی تازه در کالبد زبان و فرم شعر کردی است. صفربیگی با اتکا به تجربهی خود در شعر فارسی و شناخت گستردە اش به زبانی دست یافته که هم بومی است و هم مدرن. در این متن، ویژگیهای سبکی و زبانی خەولوان در سه حوزهی «تحول در غزل»، «نوآوری واژگانی» و «بومیگرایی» بررسی میشود.
۱. مقدمه: نوگرایی بهمثابه خطر و امکان
نوگرایی همواره در مرز میان خطر و امکان ایستاده است. شاعر نوگرا با هر تجربهی تازه، سنت را به چالش میکشد و از همین رو، ناگزیر با مقاومت مخاطب و گاه طرد از سوی جریانهای رسمی روبهرو میشود. در شعر فارسی، نیما یوشیج نمونهی برجستهی چنین گسستی است که توانست میان سنت و مدرنیته پلی تازه بزند.
شعر کردی جنوبی نیز، گرچه سابقهای کهن دارد، در دهههای اخیر با کوششهایی پراکنده برای نوآوری روبهرو بوده است. اما خەولوان از نخستین تجربههایی در شعر کلاسیک کردی است که این حرکت را به شکلی منسجم و اندیشیده سامان میدهد؛ تجربهای که زبان کردی جنوبی را از درون متحول میسازد.
۲. غزل در خەولوان: از تکمضمونی تا چندمضمونی
در سنت شعر کردی جنوبی، غزل غالباً محدود به بیان عواطف عاشقانه بوده است. صفربیگی در خەولوان با عبور از این قاعده، غزل را به میدان اندیشه و اجتماع وارد میکند. او در عین حفظ موسیقی درونی، چندلایهگی معنایی را جانشین تکمضمونی سنتی کرده است:
هەرچەن ک زێمم وازە وَلێ جاڕ نیەکیشم
خوا کەن دەمل زمم و هاوار نیەکیشم
هەرچەن سەینی کەێ سەرم ئەڵ بان لەش خوەم
مەنسوور نیمم، منەتدار نیەکیشم
شان وە دەنگ کەس م نیەکەمەێ پلە ئڕا خوەم
تا خوەم بچمەو بان کەسێ و ئە خوار نیەکیشم
در چنین ابیاتی، غزل از حالت گفتوگوی عاشق و معشوق خارج شده و به گفتوگویی میان انسان و جهان تبدیل میشود.
از حیث سبکشناختی، صفربیگی در غزلهای خود، تلفیقی از سبکهای عراقی و هندی را به کار گرفته است. نازکخیالی سبک هندی با شفافیت زبانی سبک عراقی در هم آمیخته و نتیجه، زبانی است روشن و تأملبرانگیز.
برای مثال در ابیات زیر:
دڵەکم دەێ کە دە خوەم مەرگ بخەێگم ئەو خواریا در جایی دیگر
چگەسەو بان دە جەسەم مەرگ، بخەێگم ئەو خوار
منمە سان سیەێ ک هە پلم دەێگ وە زوور
سووک خوەم چنە کەم، مەرگ بخەێگم ئەو خوار
:ێ
چەنێ بێارێ خەنگ وە لێو مەردم وە دڵ پڕ خون
چەنێ بایەد دە نام خوەێ بسوزێ دەلقەک تەنیا
و
ن
یز:
وەنێگۊ عشق دەێ بانە ک ڕشیانە ملێ یەێ ڕووژ
یەکێ تێشگ دە گیانێ دا، یەکێ دێرێ زخاڵێ
کەێ
در این نمونهها، شاعر همزمان از ظرفیت عاطفی، عرفانی و اجتماعیِ زبان استفاده کرده است.
۳. سپیدسرایی در غزل: عبور از تقارن سنتی
صفربیگی در بخشی از غزلهای خود، منطق شعر سپید را وارد ساختار غزل کرده است. در این نوع از غزل، سطر به جای بیت مینشیند و ریتم آزاد جایگزین تقارن سنتی میشود. بر
ایئە
مثال:
چم سەرێ دێم و دە ئازادی و حالی پرسم
قەفەسێگم پەڕ و باڵێ کەمە وەر دێم ئەو دەر
چم گوپێ ئاو بونجم دە کیەنیی لێوێ
خەرگێگم ک سفاڵێ کەمە وەر دێم
و دەاڕ ها
ر
و یا:
چگنم م، قەتار هادە وەرم
چەنە ئەسپێ بوخار هادە وەرم
کاج دەرزن دە نام گیان و لەشم
سەد قڵا قیڕ ق
دە وەرم
در این نمونهها، معنا از دل فرم زاده میشود و قافیه، نه هدف نهایی، بلکه بخشی از آهنگ درونی شعر است.
۴. نوآوریهای زبانی و واژگانی
از شاخصترین ویژگیهای خەولوان، توانایی شاعر در گسترش مرزهای زبان است. صفربیگی با خلق ترکیبها و مصدرهای تازه، ظرفیت تداعی و موسیقی در زبان کردی جنوبی را
افزایشەێ خاکە
داده است.
م ئەو مەمنووعەمە ک کەس نەبایەد دە قەرەێ م باێ
دە باخ ئاسمان سێفیمە، د
ئەناریمە
در این بیت، واژگان تازهای چون «سێفیمە» و «ئەناریمە» ضمن حفظ ریتم، بار تصویری و نمادین شعر را افزایش میده
ند.پەڕ پەچی
یا در
غزلی دیگر:
مێەێگم دە قەپ گورگەو سەنن یەشەو لەش زامم
پەڵنگ کەێ بوو وەماو کەێ؟ دەێ
ە، گەماڵینم
در اینجا، شاعر با آمیختن ریشههای کهن زبانی و ساختن مصدرهای ابداعی، جهان واژگان کردی را از بستهبودن به گشودگی میرساند.
۵. بومیگرایی و جهانبینی کردی
نوگرایی در خەولوان نه انقطاع از سنت، بلکه گفتوگویی خلاق با آن است. صفربیگی در عین مدرن بودن، ریشه در هویت کردی خود دارد. این هویت، نه به صورت شعار، بلکه در بافت زبانی و جهانبینی
Forwarded from صدا (یوحنا)
شعر جاری است.
سەرەتر دە تەمام گەورە خاتۊنەیل کوردستان
م سۊن کوردە ماڵان بۊمە صاحب
سەروەنێ بۊمە
در اینجا، تعلق به سرزمین و زبان، در تاروپود ریتم و نحو شعر تنیده شده است. شاعر با زبانی بومی، جهانی میاندیشد و به این ترتیب، شعر کردی را از اقلیم محلی به افق انسانی ارتقاء می دهد
۶. رباعی و «چوارینە»: استمرار تجربهی فارسی در افق کردی
جلیل صفربیگی در شعر فارسی از شناختهشدهترین چهرههای رباعیسرایی معاصر است. ورود او به شعر کردی نیز از همین مسیر آغاز میشود. رباعیهای کردی خەولوان که او آنها را «چوارینە» نامیده، نمونهای از بومیسازی موفق قالب کلاسیک در زبان کردی است.
این «چوارینە»ها واجد ایجاز اندیشمندانه و زبان صیقلخوردهاند و نشان میدهند که چگونه میتوان تجربهی فارسی را در اقلیم کردی بازآفرینی کرد بدون آنکه به تقلید افتاد. صفربیگی همچنین قالب ابداعی خود نو رباعی را در شعر کردی جنوبی آوردە و چونان هدیە ای آن را بە شعر کردی تقدیم کردە است . بررسی رباعی ها و نورباعی مجموعه خەولوان مجال دیگری می طلبد و در این مطلب کوتاە صرفا بە غزل های مجموعه خەولوان پرداختە شدە است
نتیجهگیری
مجموعهی خەولوان را باید یکی از تجربههای جدی در مسیر نوسازی شعر کردی جنوبی دانست. صفربیگی با ترکیب سنت و نوگرایی، غزل و سپید، و بومیگرایی و جهاننگری، افقی تازه پیش روی شعر کردی گشوده است. خەولوان نشان میدهد که نوآوری، اگر با آگاهی از سنت همراه شود، میتواند نه تهدید، بلکه ضامن تداوم حیات زبان و شعر باشد.
#جلیل_صفربیگی
#مجموعه_شعر_کوردی_خەولوان
#خەولوان