واران
1.78K subscribers
465 photos
305 videos
10 files
129 links
🌸شعرهای واران(جلیل صفربیگی)
کانال رباعی،نو رباعی @kar471
🌸ارتباط با واران @js471
Download Telegram
برشاخه اگر درخت برگی دارد
در ریشه هراس از تگرگی دارد
پاییز کتاب فیلسوفیست بزرگ
هر برگ اشارتی به مرگی دارد
#واران
▪️دکترحبیب الله بخشوده

نگاهی به کتاب "مستعلیق" سروده جلیل صفربیگی

"مستعلیق" نوبرانه ای تازه از سه دفتر شعر استاد جلیل صفربیگی،رباعی سرای توانای معاصر است که سه دفتر متفاوت از رباعی ها
و نورباعی های او را در خود جا داده است. مدخل کتاب به مقدمه ای زیبا از استادسیدعلی میرافضلی آراسته شده است و درادامه سه دفتر"مستعلیق"،" درسرگم" و" ای همە تو "آمده است ."مستعلیق" را انتشارات بلم در ۱۹۰ صفحه و در شمارگان ۱۰۰ نسخه به چاپ رسانده است.
عنوان کتاب نامي منحصر به فرد و از بازی های زبانی شاعر نشات می گیرد و یاد آور خط نستعلیق  و روایتی موجز از مست بودن و در تعلیق قرار گرفتن است.عنوانی که  گوشەی چشمی به  مضامین عرفانی دفتر اول این کتاب دارد.
دفتر اول کتاب "مستعلیق"،کاری جدید از سرایندەی این کتاب است که جملات و عبارات کوتاه و بلند کتاب‌های عرفانی و گاه تاریخی را در قالب رباعی ریخته و طرحی نو به کلام بزرگان داده است.این کار جدید ترجمه نیست اما ترجمان دو روح مشترک می تواند باشد.ترجمانی از کلام منثور عرفا و ذوق شاعر مستعلیق که  گاه کلام بزرگان را در تصرف خود درآورده و گاه آینه ای صیقلی است تا بتواند آن سخنان ارجمند را به شکلی موزون و مخیل بازتاباند و به جامعەی ادبی امروز و مخاطبان جدی شعر عرضه نماید.
"مستعلیق "شصت و هفت رباعی دارد و متاثر از امهات متون عرفانی و تاریخی نظیر تذکرة الاولیاء، فیه مافیه،مقالات شمس،مجالس سبعه،کشف الاسرار و عده الابرار،نامه های عین القضات،رسالة الطیر،تاریخ بیهقی و تاریخ جهانگشاست.با این همه توجه شاعر به دو متن عرفانی بیشتر از سایر متون بوده است.نخست تذکرة الاولیا عطار با سی و پنج رباعی و دوم مقالات شمس با ده رباعی.
چند رباعی از بین رباعی های این دفتر چند رباعی امروزی تر و در تصرف اندیشەی شاعر مستعلیق است که دو نمونه از آن را در ادامه می آورم.

هر چند که آغوش تو از گارد پر است
از عشق تو سینەی من از کارد پراست
کم طاقتی و حرف دل من بسیار
بد جور دهان شعرم از آرد پر است
▪️▪️▪️▪️▪️
پر پیچ و خم است و موتر از باریکی
از من تا خود راه به این نزدیکی
ای نور!بگو تو از کجا آمده ای؟
داری به کجا می روی ای تاریکی؟
صفربيگي در دفتر دوم کتاب" مستعلیق ؛یعنی" درسرگم" ادامەی شگردهای سال‌های اخیرش درباعی سرایی را تجربه می کند.
و از ظرفیت کلمات در شعرهایش بهره می برد بازی های زبانی که به نوعی تولید کلمات می انجامد و کلماتی را باز تولید می کند که طعم شعر و ترانه دارند.کلماتی که در فرهنگ‌ لغات زبان فارسی جایی ندارد اما می توانند در فرهنگ واژگان شعری جلیل صفربیگی،برای خود جایی باز کنند و برگه ای منحصر به فرد در دفتر شعرهای او به حساب بیایند.
مثلا "گمگمه "به جای "جمجمه"پریستار"صورتی تازه از "پرستار"یا واژەی " شن - آه" صورتی قدمایی از شناه" یا شنا.
دفتر "در سر گم "به لحاظ مضمون و محتوا،تامین کننده نظر شاعر در پیدا کردن سوژه های جدید و بسط آن نه در چهار مصراع متوالی که در مجموعه ای از رباعی هاست.موضوعی که در سبک هندی در یک بیت به اتمام می رسد.
مضامینی مانند: زندگی،مرگ،امید،عشق،حوا،ناجوانمردی،شعر و سنگ و کوه.
او در سرایش شعر مفسر دانا و جزیی نگریست. که به خوبی سوژه را می پروراند.چنانکه می توان بعضی از رباعی های او را به عنوان ماندگارترین رباعی ها در حافظەی خود نگه داشت.

▫️سوژه ی ناجوانمردی
بسیار دقیق می زند بر آدم
بدجور عمیق می زند بر آدم
با بخیه نمی توان به هم آوردش
زخمی که رفیق می زند برآدم

▪️▪️▪️▪️
▫️سوژەی حوا و آدم
آوارەی کوه و دشت و صحرا حواست
تبعیدی بی هراس و پروا حواست
بستند به او تهمت سیب و گندم
مظلوم ترین آدم دنیا حواست
▪️▪️▪️▪️
▫️سوژه ی فقر
باید که زجسم جان بیارم بیرون
شاید بيتی روان بیارم بیرون
من از شکم کدام یک ازکلمات
روزی دوسه لقمه نان بیارم بیرون‌؟

▫️سوژەی عشق و توصيف معشوق

لب نیست که بسته،پستەی خام است این
چشمک زد و خندید که بادام است این
بیت لب من مقابل بیت لبش
تصحیح رباعیات خیام است این

صفربیگی در دفتر" درسرگم "کنایه هایی طنز آمیز به ریشەی اندیشه های شکل گرفته و معهود زده و نوعی آیرونی مدرن را در قالب کلمات به نمایش گذاشته است.
مثلا در این رباعی ها:

خود را همه جا خلیفه می پندارد
سر سلسلەی حيات می انگارد
زد بیل به خاک عشق و ...آدم لولید
هر باغچه ای کرم خودش را دارد
▪️▪️▪️
گفتیم که " تاج و تختتان را ببرید
از این بَر و بوم رختتان را ببرید
گفتند به ما کلاغ های پر رو
" از لانەی ما درختان را ببرید"

دفتر "در سرگم" سرشار از تصاویر شاعرانه و آنات زیبای شعر است و شاعر،گاه بی اعتنا به زبان امروز به زيبايي های محتوایی و بلاغت کلام اندیشیده است و این واژگان را در هم آغوشی با کلمات ملموس امروز پیوند داده است
کلماتی مانند : بگریم،ابریق،فراق،کونین،خرگاه،عیش مدام،مفتون، کتم عدم
در کنار واژه هایی مانند: کنسرت،قسط،کرو کودیل،خانه ی سالمند،سق زدن،کفشدوزک

اما دفتر سوم مستعلیق با عنوان" ای همه تو"
با ۹۹ نو رباعی،دفتری رنگارنگ از تازه های شعر صفربیگی است.قالبی که نوعی رباعی هایکو وار را در اوزان شکسته آزموده است و پیش از این استاد جلیل صفربیگی در مورد پیدایش این نوع از رباعی در مطبوعات ادبی و صفحات مجازی مطالبی منتشر کرده است.
اگر چه نظرات مختلفی از طرف شاعران و پژوهشگران عرصه ی ادبیات راجع به عنوان نو رباعی و ساختار آن به دنیای شعر و ادب
عرضه و در نقد آن به اندازەی کافی قلم فرسایی شده است اما نو رباعی امروز در بین شاعران معاصر و رباعی سرایان جوان و پیشرو طرفدارانی دارد،چنانکه خالق نو رباعی،نمونه هایی از این آثار را در کانال های تلگرامی " واران " و "رباعی،نورباعی" منتشر کردەاست.
دفتر آخر کتاب" مستعلیق" به امروز نزدیک تر است و آنات آن پر از بلوغ فکری و تعالی محتوایی،زبانی و بیانی است.نورباعی های مستلعیق،واژه های مکشوف جدیدی از جلیل را در مقابل چشم های ما قرار داده است.
دهن گچی،به جای دهن کجی و یا دریغچه،کە از ترکیب دریغ و دریچه خلق شدە،مستعلیق به جای نستعليق  و یا اژدهائو،برساخته ای از اژدها .

آجر
دهن پنجره ها را
جر داد
دیوار
به در
دهن گچی کرد فقط
▪️▪️▪️
انگار که با شراب
تحریر شده
خط لب تو چقدر مستعلیق است.

جلیل صفربیگی فقط خالق زیبایی های شاعرانه و یا جستجوگر واژگان و ترکیبات نیست او به اندیشیدن کمتر از کلمات فکر نمی کند.به طور مثال نوع آفرینش آدمی که منشا آن از اتم است در نظرگاه او به تکرار رسیده است.

ما از عدم
از اتم
به هست آمده ایم
ذریه ی این ذره کوچک هستیم.

▪️▪️▪️
یک هسته شکافت
شد شکفته هستی
از یک اتمیم ما همه
تام و تمام

بداعت او در هنجار شکنی ها و شکستن کلان روایتها هم دیدنی است.

چون شاخه گل رزی
که در لیوان است
چاقوی تو
ریشه می زند در قلبم
🔻🔻🔻
کو کشتی نوح
تا سوارش بشویم؟
دنیا همه را
سراب برداشته است.

نو رباعی های این دفتر گاهی،به شدت به هایکو تنه می زنند‌.نمونه های زیر شاهد این مدعا هستند:

سیزیف شده
تمام عمرش
حلزون
بر دوش کشیده
سرنوشت خود را
▪️▪️▪️
چون سنگ
به تنهایی خود
تکیه بزن
سر را بگذار
روی زانوی خودت
▪️▪️▪️
گیسوی تو
رودخانەی خودکشی است
هر روز
جنازه ای از آن می گیرند.

در پایان این نوشتار، آرزوی خلق مجموعه های تازه تر از استاد جلیل صفربیگی،شاعر نو اندیش معاصر دارم.
@poem_abrangha
رفتی تو و چشم هام تر مانده هنوز
دل در غم تو پر از شرر مانده هنوز
یک سطر نخواندەای ز دلتنگی من
این کاغذِ نامه لای در مانده هنوز
#واران
با عشق طلسم خویش را باطل کن
از بند خودت رها شو، کم دل‌دل کن
جان را ز کدورت خودت پاک نما
ای سنگ! برو آینه‌ای حاصل کن
#واران


همه خلاصۀ گفتِ انبیا این است که:
« آیینه‌ای حاصل کن.»

#مقالات_شمس
#مستعلیق
لنگه‌های چوبی دَرِ حیاطمان
گرچه کهنه‌اند و جیرجیر می‌کنند،
محکمند
خوش به حالشان
که لنگه‌ی همند

#واران
تا قیامت حسرت دیدار باید چید و بس
چشم مخموری در این ویرانه نرگس کاشته‌ست
#بی‌دل
عین عدمند اگر وجودی دارند
چون سوختنِ بدون دودی دارند
خون همه‌ی جانوران سرخ بُوَد
عشاق ولی خون کبودی دارند
#واران



گفت:
"خون همه جانوران سرخ بُوَد و خونِ عاشقان کبود."

#ابوالحسن_خرقانی
#مستعلیق
ز خاطرها فراموشم ، سبکبار این چنین باید
#بی‌دل
ز هر کویم غمی سر کرد و تشویشی و اندوهی
کجایی آخر ای شادی؟ تو هم بر کُن سر از جایی

#اوحدی
یک عده خدای برفکی ساخته اند
این ها همه را به زیرکی ساخته اند
مشغول تراشیدن حقند از چوب
از آرد خدای سنگکی ساخته اند
#واران
Forwarded from اکرام بسیم
اتفاقاً عشق مشکل نیست
یک کلیکِ ساده روی صفحۀ گوشی:
«دوستت دارم!»

زیر آن، یک قلب قرمز مى‌گذارد
با کلیکی نرم
دستِ مشتاقی که آن پُشت است

عشق، کارِ قلب، دیگر نیست
کارِ انگشت است!

#سیدعلی_میرافضلی
غم
با نخ بخیه های او
ساز زده
زخمی
که از التیام
سر باز زده

#واران
#نو_رباعی
عمریست سراغ دل گمگشته ندارم
یارب به‌کجا این ورق از دفتر من ریخت؟
#بی‌دل
"خەولوان"منتشر شد
"خەولوان"نخستین مجموعەی شعر کوردی من ،  در 209 صفحە شامل 171قطعە شعر در قالب های غزل ، رباعی و نورباعیست.این مجموعە با تلاش های دوستان عزیزم آقایان فرهادشاهمرادیان و حسین شکربیگی در حوزەهنری استان و محمدمرادی نصاری مدیر نشر وزین باشور، به شکلی شایستە،چاپ و منتشر شدە است.از این عزیزان سپاسگزارم.
قربان عدم
کە ماند
در کتم خودش
از خود
بە وجود
یک قدم هم نگذاشت

#واران
#نورباعی
عشق آمد و ریخت در سرم چه عرقی
از نور گذاشت پیش رویم طبقی
فرمود که اقراء! اقراء! اقراء!اقراء!
من جز ورق یار نخواندم ورقی

#واران

اين همه رنج‌ها از آن شد
كه ورق خود مى‌خوانيد
ورقِ يار
هيچ نمى‌خوانيد.

#مقالات_شمس
#مستعلیق
ما سیب به دست
از آسمان تابه زمین
از داخل کرم چاله ای آمده ایم

#واران
#نورباعی
شماره 22مجله وزین رووژگار منتشر شد.دراین شماره که اختصاص به استاد عزیزم جناب دکتر بخشوده دارد، مطلبی از من نیز درج شده است
حبیب محبوب

حبیب اله بخشوده یکی از ستارگان درخشان آسمان فرهنگ و ادب این سامان است که سهم بزرگی در شکوفایی و بالندگی شعر و ادبیات فارسی و کوردی  ایلام دارد.حبیب به سان رودی زلال و خروشان ،جاری و پرجنب‌ و جوش‌ است. رودخانەای پر از قزل آلاهای زیبا که هر تماشاگری را مسحور زیبایی و زلالی خود می کند.رودخانەای کە از جان زلال و روان ناب او سرچشمه می گیرد و سالهاست همچنان پویا و ساری و جاریست.
زیستی آیینە وار دارد و زلال و بی غل و غش است.هربار کە می بینمش ،چیزی از او یاد می گیرم .حبیب به راستی معلمی صادق و استادی فرزانەاست.سجایای اخلاقی حبیب از او چهرەای ممتاز و دوست داشتنی ساختە است او به راستی مجسمەی انسانیت است.سرشار از انرژی مثبت ، خیرخواه دیگران، پاکدل و نیک اندیش ، خالی از کینە و حسادت و لبریز از روشنایی است.شعرش آیینەی تمام نمای زیست والای انسانی اوست.از‌پیشگامان شعر مدرن فارسی و کوردی است و در هردوزبان سرآمد و شاخص است.شعرش ریشەدار ، اصیل و باهویت است.نوآور و نوجوست و کشاف آن های شاعرانەی بسیاریست کە شعرش را شناسنامەدار کردەاست.بر قوالب کلاسیک مسلط است و فرم های مدرن شعر فارسی را به همان قوت و قدرت شعر کلاسیک می سراید.غزل، رباعی ، دوبیتی ، نیمایی، شعرسپید و هایکو را به زیبایی می سراید .دفترهای متعدد شعر او در این قالب ها گواه روشنی بر مدعای ماست.حبیب منتقدی آگاه و متبحڕ است .تسلط او بر شعرمتقدمین و متاخرین فارسی و کوردی ، ریزبینی، نکتەسنجی و نکتەبینی او، تسلط بر مکاتب ادبی غربی و آشنایی دقیق و بەروزش با شعرمعاصر فارسی از او منتقدی چیرەدست و صاحب نظر ساختە است.من این توفیق را داشتەام کە هموارە از نقدها و نظرهای صائبش بهرەها ببرم و به راستی و بی هیچ تعارفی ، استاد هموارە و همیشەی من بودە و هست.صداقت کم نظیرش در نقد شعر مثال زدنی است.حبیب نە تنها معلم و استاد من و خیل کثیری از شعرا و نویسندگان استان بودە و هست، استاد اخلاق و آموزگار انسانیت است.سلوکی عارفانە و زیستی خردمندانە دارد و حائز سجایای اخلاقی بسیاری است. از پیشروان وپیشگامان و سرآمدان شعر و ادبیات کوردی است و وزنەای سنگین و پشتوانەای قابل اتکا برای زبان و ادبیات کوردیست.علاوە بر تسلط عالی بر قالب های کلاسیک شعر کوردی، از پیشروان و جریان سازان شعرمدرن کوردیست .غزل، دوبیتی، رباعی و شعرسپید کوردی را نیز به زیبایی تمام می سراید و از نخستین شاعرانیست کە هایکو کوردی سرودە و آثار زیبایی خلق کردەاست.ترانەهای حبیب ، ورد زبان مردم کوچە و بازاراست و خوانندەهای مشهور کورد بسیاری از شعرهای زیبایش را خواندەاند .ترانەهای حبیب ، محبوبیت ویژەای دربین مردم کوردزبان ایران و عراق دارند.از بهترین منتقدان شعرمعاصر کوردیست و البتە از معدود کسانی کە نقد مکتوب آثار کوردی را وجهەی همت خود قراردادەاست.
دکتر بخشودە کارنامەای درخشان و پربار در حوزەی شعر و ادبیات فارسی و کوردی دارد.سالها رییس کانون شعرا و نویسندگان استان بودە، رییس و دبیر انجمنهای شعر فارسی و کوردی ، دبیر و داور دهها جشنواره ملی ، منطقەای و استانی، دبیرموفق و محبوب ادبیات مدارس استان، استاد ادبیات دانشگاەهای مختلف استان، منتقد جلسات پرتعداد نقد و بررسی شعرای استان ، تالیف دهها مقالە در نقد و بررسی شعر معاصر ، تالیف چندین کتاب ارزشمند شعر و پژوهش و نقد ، برگزیدە و برندەی دهها جایزەی معتبر ملی و استانی و....و تربیت دهها شاعر و نویسندە در استان ، نمونەهای کوچک از خدمات پررنگ استاد بخشودە هستند
سالها مدیرانجمن کوردی هانا بودە و مدتهاست مدیر انستیوی زبان و ادبیات کوردی است. به راستی خدمات حبیب در حوزەی زبان مادری بسیار برجستە و ارزشمند است و حق بزرگی برگردن فرهنگ و ادبیات کوردی دارد.
از نعمتهایی کە به لطف خدا نصیب من شده و هموارە شکرگزار آن بودەام ، شاگردی حبیب عزیز بودە و این شاگردی کماکان تداوم دارد.حبیب در ایلام قدرش پاس داشتە نشدە ، و بایستە و شایستە حقش ادا نگشتەاست.جادارد  متولیان دولتی فرهنگ و هنر استان ، بزرگداشتی در خور شان  و جایگاه حبیب برگزار کنند و قدر این استاد فرزانە را بیشتربدانند.از حبیب، شعرش،کتاب هایش، نقدهایش،  اخلاق والایش ، سجایای رفتاری اش، خدماتش به فرهنگ و ادبیات فارسی و کوردی می شود کتابی قطور نوشت .از حبیب عزیز به خاطر تمام چیزهایی کە از او آموختەام سپاسگزارم و برایش بهترین ها را آرزومندم.شاگردی حبیب ، غنیمتی برای من بودە و هست .من و شعرم، ایلام و شاعران و شعرهایشان ، مدیون حبیب محبوب و دوست داشتنی هستیم.پایدار و ماناباد.
از ما دلِ ما پُر است، خالی که کند؟
#بی‌دل