واران
1.78K subscribers
465 photos
305 videos
10 files
129 links
🌸شعرهای واران(جلیل صفربیگی)
کانال رباعی،نو رباعی @kar471
🌸ارتباط با واران @js471
Download Telegram
"قدم زدن در عدم" بە انتخاب هیأت داوران ( انجمن علمی نقد ادبی ایران) برندەی لوح تقدیر و تندیس کتاب سال الوند شد.
@js313
چند نکتەی کوتاە راجع به جایزەی ادبی الوند

از لطف و محبت اساتید گرامی ، دوستان ارجمند و اصحاب رسانە کە بە اشکال مختلف  تبریک گفتند بسیار ممنونم .از دبیر و برگزارکنندگان فرهیختە و گرامی جایزە ، آقایان حسن گوهرپور عزیز ، شاعر و پژوهشگر توانا ، علیرضا بهرامی عزیز شاعر و روزنامەنگار دوست داشتنی،استاد کمال شفیعی عزیز شاعر توانا و زلال ودیگر بانیان و عوامل جایزه ، مخصوصا  داوران گرامی  سپاسگزارم  و قدردان زحمات این گرامیان هستم.
این جایزە از طرف هیچ ارگانی نبودە و  هیچ گونە وابستگی به دولت و نهادهای دولتی  یا شرکت های خصوصی ندارد.
راستش من اطلاعی از شرکت در این جایزه نداشتم . کتاب را عزیزان فرهیختە و ارجمند نشر ناهونتە ، جناب آقای رضاشالبافان و سرکارخانم شهلا اسماعیلی که هر دو عزیز از شعرای توانا و شناختەشدەی معاصر هستند، بە دبیرخانەی جایزه ارسال کردەبودند کە از این دو عزیز گرامی نیز سپاسگزارم.
خوشحالم کە داوران ارجمند این رویداد ادبی  ، عزیزان انجمن علمی نقد ادبی ایران ،  قالب رباعی را هم دیدەاند و پس از سالها برگزاری جوایز متعدد و متنوع ادبی  کە برگزیدگان نهایی آنها را مجموعەهای شعر سپید و غزل تشکیل می دادند،--جز جایزەی ادبی شعرکوتاە (آن)-- این بار یک مجموعە رباعی برگزیدە شدەاست.این اتفاق برای رباعی و رباعی سرایان می تواند مبارک باشد.من این جایزه را نە بە شخص خودم کە متعلق به رباعی  و همەی رباعی سرایان عزیز می دانم.خوشبختانه رویکرد به رباعی و رباعی سرایی در یکی دو دهەی اخیر بسیار خوب بودە و نسل جدیدی از رباعی سرایان جوان و پرانگیزە در حال رشد و پویایی هستند کە رباعی هایی زیبا سرودە و مجموعەهای ارزشمندی چاپ و منتشر کردەاند که بی تعارف رباعی های اغلب این دوستان و مجموعەهایشان از رباعی های من و مجموعە" قدم زدن در عدم"  برجستەتر و برترهستند. اگر بخواهم از کسی از این عزیزان اسم  ببرم  باید حداقل از دە، پانزده شاعر و مجموعە رباعی چاپ شدە در سالهای اخیر  نام ببرم.از این رو این جایزە را متعلق به شخص خودم  و کتاب ( قدم زدن در عدم) نمی دانم. با توجە به اینکە جایزه کتاب سال الوند به هیچ نهاد دولتی و خصوصی وابستە نیست ،جز تندیس و لوح تقدیر، هیچ گونە جایزەی مادی به برگزیدگان تعلق نمی گیرد و ارزش آن به اعتبار علمی و معنویست کە دارد.به تمامی نامزدهای نهایی نیز تبریک می گویم و از حضور ارزشمند بسیاری از این عزیزان و شعرا و نویسندگان معاصر در مراسم پایانی سپاسگزارم.حضور در جمع صمیمی برگزارکنندگان ، شاعران و نویسندگان پیشکسوت و جوان و زیارت بسیاری از دوستان برای من افتخارآمیز و لذت بخش بود.
@js313
درسینە نفس نمی زند پر بی تو
جانی در من نمانده دیگر بی تو
من بی تو چگونە زنده باید باشم؟
بر گردن من چە می کند سر بی تو؟
#واران
دەنگ‌وئاهەنگی کوردی
سەمیرا کارزان | دڵم تەنگە
🎧دڵم تەنگە
🎙سەمیرا کارزان
Forwarded from برکه‌ی کهن (حمید زارعیِ مرودشت)


مرا به حیرتِ آئینه رحم می‌آید
طرَف به این همه زشت و نکو شدن، ستم است!

«بیدلِ دهلوی»

ـ @berkeye_kohan ـ



#بیدل_دهلوی
#بیدل_بی‌بدیل

Forwarded from واران میدیا (جلیل صفربیگی)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Meryam Sablaghi
Mazhar Khaleghi
#مظهر_خالقی
🔻مریم سابلاغی

هان ای زن زیبای اصیل یاغی
فیروزەی بی بدیل بواسحاقی
لای نغمات "مریم سابلاغی"
ردمی کنم از مرز تو را قاچاقی
#واران
@js313
ندارم دلِ خلق و گر راست خواهی
سر صحبتِ خویشتن هم ندارم
#خاقانی
یاد تو وزید و خیسِ بارانم کرد
در پشت مِهی غلیظ پنهانم کرد
باران کە همیشه دست در دستت بود
بارید بدون تو و بیرانم کرد
#واران

*بیران:ویران
Forwarded from پنجره
مثل ققنوسی که خوابیده است در خاکسترش
می شود بیدار روزی از میان بسترش

آب داده شعله را با اشک هایش سالها
جوجه ققنوسی که روییده است آتش درپرش

عشق هم سوزانده و هم زندگی بخشیده است
سحر و جادو می کند با آن دم افسونگرش

زخم هایم یک به یک دارند پیدا می شوند
مثل مردابی که می روید گل نیلوفرش

می نشاند عاقبت ما را به خاک ومی کشد
عشق با آن چشم های وحشی جادوگرش

یک دوروزی نیست دور این جهان رفتنی
این همه با مابدی نامهربان جان آخرش؟

#جلیل_صفربیگی

🆔@panjerhi
Yaran
Zakaria Abdulla
+ بەیانیت باش بەفری هاوڕێ
بۆ تەنیاییم چیت هێناوە ؟!

- خەمێک سپی!

#شێرکۆ_بێکەس

@varanmeedya
تنهایی من
پشت مِهی از اندوە
کوهیست
فرو رفتە بە کولاک خودش

#واران
#نورباعی
Forwarded from درنگ
محمد لوطیج

قرار است این سایه مال شما باشد
دنبالت راه بیفتد
در صحنه ای
صندلی
و کمی لبخند تعارف کند
و بعد
صندلی که چه عرض کنم
چراغ هم
چراغ را نمی بیند

و تو
هی خواب می بینی
خواب یک شانه
و دختری
که با لهجه ی محلی
دوستت دارد

#محمد_لوطیج


https://t.me/derangeadabi
ازشعر اگر سیر شود رویا چە؟
دیگر نکند خیال کس، پر، وا چە؟
از ابر اگر دلزدە گردد باران،
از آب اگر خستە شود دریا چە؟
#واران
هزار شب به دعا رفت وآفتاب نشد
هزار بال شکست و قفس خراب نشد

چه استغائه که در دست شاخه ها خشکید
چه التماس که در کام برگ آب نشد

نشستگان همه خفتند و خفتگان مردند
چه لای لای گرانی که خرج خواب نشد

چه خیشها که شکست و چه بذرها خشکید
به شوره  سبز؛ درختی بجز سراب نشد

کتابهای دعا شرمشان ز خویش آمد
زبس دعا که هدر رفت و مستجاب نشد

ز دست شعر چه بس گریه در گلو کردیم
چه خون دل  به دل شیشه  از شراب نشد

#سیاوش_مطهری
نازانم چۆن ئاوێتەت بم..
ملوانکەی شین
گوڵەکەم ..
نازانم چۆن ئاوێتەت بم!

ئه‌گه‌ر به‌هه‌شتیت، پێم بڵێ،
تا كڕنۆش به‌م بۆ گشت خواكان
ئه‌گه‌ر دۆزه‌خیت، پێم بڵێ،
تا زه‌مین پڕكه‌م له‌ تاوان
نازانم، چۆن ئاوێته‌ت بم؟!

گه‌ر خاكێكی داگیركراوی، پێم بڵێ،
تا پێستم بكه‌م به‌ ئاڵات،
گه‌ر وه‌ک منیش قه‌ره‌جێكیت،
سنورێكم بۆ بكێشه‌،
بۆ خۆت، من بكه‌ به‌ وڵات!

#عەبدوڵڵا_پەشێو
🎙 #هۆشی_دەستکرد
@varanmeedya
چو ابر و بحر ز لاف سخا پشیمان باش
کرم‌ کن و عرق انفعال احسان باش

بساط این چمن آیینه‌داری ادب است
چو شبنم آب شو اما به چشم حیران باش

حضور آبلەی پا اگر به دست افتد
قدم بر افسر شاهی گذار و سلطان باش

زخون خود چو حنا رنگ تحفه پردازد
گل وسیلەی پابوس خوش خرامان باش

چه لازم است ‌کشی رنج انتظاریها
جگر چو صبح به چاکی ده و گلستان باش

ز مشرب خط و خال بتان مشو غافل
به حسن معنی‌ کفر آبروی ایمان باش

هوا پرستی جمعیت از فسرده دلی است
چو گرد بر سر این خاکدان پریشان باش

کجاست وسعت دیگر سواد امکان را
چو شعله در جگر سنگ داغ جولان باش

ز فکر عقدەی دل چون‌ گهر مشو غافل
دمی که ناخن موجت نماند دندان باش

دلیل مطلب عشاق بودن آسان نیست
به نامه‌ای که ندارد سواد عنوان باش

به ساز حادثه هم نغمه بودن آرام است
اگر زمانه قیامت ‌کند تو توفان باش

به جز فنا نمک ساز زندگانی نیست
تمام شیفتەی اینی اندکی آن باش

در این چمن همه عاجز نگاه دیداریم
تو نیز یک دونگه در قطار مژگان باش

چه ننگ دلق و چه فخر کلاه غفلت توست
به هر لباس ‌که باشی ز خویش عریان باش

دلیل وحدت از افسون‌ کثرتی بیدل
همین قدر که به جسم آشنا شدی جان باش
#بی‌دل
مانند دوتا دریغچە
روبەهمیم
یکبار
کسی
باز نکرده مارا

#واران
#نورباعی
جسمم؟ آوار آوارم کن لطفن
روحم؟ احضار احضارم کن لطفن
خود از خوابم برمی خیزم اما
از بیداری بیدارم کن لطفن
#واران